کد خبر: ۲۳۷۹۸۵
تاریخ انتشار: ۱۹ دی ۱۳۹۳ - ۱۴:۲۸
دکتر حسن رحیمی(روشن)
مساله هسته¬ای ایران بیش از یک دهه است که در صدر اخبار جهان ورسانه های داخلی قرا دارد.ایران براساس موافقت نامه های بین¬المللی ازجمله  معاهده بین¬المللی NPTداشتن چرخه سوخت هسته¬ای را حق خود میداند.اما جهان غرب فراترازتعهدات بین المللی این حق را برای ایران قائل نیست از این رو تحریمهای ظالمانه ای را علیه ایران وضع کرده است.

مذاکره بین ایران وغرب پس ازاینکه منافقین اقدامات اولیه ایران را افشا کردند ابتدا در قالب تروئیکای ارو پایی(انگلیس،فرانسه و آلمان)آغاز شد و طی چند دور مذاکره سرانجام مقررشد در یک جدول زمانی شش ماهه،ایران برای اعتماد سازی فعالیت خود را تعلیق کند وغرب نیز طی این شش ماه پس از اعتماد یافتن به صلح آمیز بودن برنامه هسته¬ای ایران،توافق نهایی را برای ادامه برنامه هسته¬ای ایران بپذیرد.اما شش ماه گذشت وغرب حاضر نشد تن به حق ایران بدهد و به صورت تلویحی و تصریحی خواهان برچیده شدن برنامه هسته ای ایران شد. به شش ماه اولیه سه ششماه دیگر اضافه شد اما مرغ غرب یک پا داشت وآن تعطیل دائمی فعالیت های هسته¬ای ایران بود.سرانجام درروزهای آخردولت خاتمی پلمب تاسیسات هسته¬ای شکسته شد وایران توسعه برنامه خود را پی گرفت؛ضمن اینکه اعلام کرد به مذاکره برای اعتماد سازی نیزادامه خواهد داد.طی هشت سال دولتهای نهم ودهم،توان فنی ایران ارتقایافت و ضمن تکمیل چرخه سوخت هسته¬ای توانست به سطح غنی سازی 20درصد که مورد نیازراکتورتحقیقاتی تهران بودبرسد.ایران همچنین توانست صفحات سوخت ومیله های سوخت را نیز درمیان بُهت وناباوری غربیان بسازد ودرساخت راکتورآب سنگین اراک، نیز پیشرفت محسوسی داشته باشد. غرب نیز بیکار نبود و تحریمهایی را علیه ایران بخصوص پس از امیدواری بیشتری که -پس از جریان فنته88-برای به بن بست رسیدن نظام اسلامی یافته بودعلیه ایران وضع کرد.دراین مقطع زمانی تروئیکای اروپایی تبدیل به 1+5شد وآمریکا نیز به مذاکرات پیوست.در حالیکه مذاکرات ادامه داشت بحث انتقال اورانیوم به ترکیه برای تعویض با سوخت20درصد مطرح شد اما هنگامی که ایران این طرح را پذیرفت غرب علی رغم پذیرش اولیه از انجام آن سرباز زد.ایران نیز همچنانکه پیشتر گفته شد خود اقدام به تولید وساخت صفحات سوخت20کرد.غرب دراواخر دولت دهم در کنفرانس آلماتی تمایل نشان داد که وضع حاضرتاسیسات هسته¬ای ایران را می¬پذیرد، مشروط بر اینکه توسعه بیشتری نیابد تا یک توافق جامع انجام پذیرد.اما انتخابات ریاست جمهوری درایران نزدیک بود وغرب ترجیح داد با دولت بعد به مذاکره بپردازد واگر قرار است امتیازی بدهد به دولت احمدی نژاد نباشد؛ که برای افکارعمومی خود نیز پاسخ داشته باشد که با دولت به قول خود،تند رو احمدی نژاد سازش نکرده است.

دولت یازدهم با شعار«چرخیدن سانتریفیوژها واقتصاد»سرکارآمد،ودور جدیدی ازمذاکرات شروع شد که حاوی مسایل جدیدی از جمله مذاکره رودر رو با آمریکا برای اولین بار بعد از سقوط دولت موقت و تماس تلفنی اوبا ما –روحانی بود که در نوع خود تازگی داشت.آمریکا تحت فشار لابی یهود حامی اسراییل همواره سخن ازیک توافق«خوب»کردهاست.

بدیهی است ازمنظرغرب وصهیونیستها توافق خوب توافقی است که درنهایت به برچیده شدن کامل برنامه های هسته¬ای ایران بینجامد ودر صورت عدم توانایی تا این حد، توافق خوب توافقی است که در نهایت منیاتوری از برنامه هیسته¬ای ایران باقی مانده که از یکسو بالاتر از سطح آزمایشگاهی واز سویی بسیار پایین ترازسطح صنعتی باشد.گذشته از خوی سلطه طلبی غرب که برکسی پوشیده نیست چنین خواسته¬ای درقالب برنامه بلند مدت وراهبردی آمریکا و اسراییل مطرح میشود.یعنی غرب تکلیف خود را حداقل تا این مقطع زمانی برای خود روشن کرده است. ازاین رو این سوال مطرح میشود که راهبرد کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت ما چیست؟اگرما راهبرد روشن ومشخص برای خود تعریف کنیم وآگاهی لازم را به مردم هم بدهیم به نظر میرسد این همه جار و جنجال رسانه ای لازم نیست.روی سخن اینجا،با دولت بهویژه با رییس جمهور محترم است که صریح وروشن اعلام کند در برابر غرب از نظر ایشان یک توافق«خوب»چیست؟البته توافق خوب از نظر رهبر انقلاب بارها اعلام شده است و آن عدم عقب نشینی از حقوق قانونی وطبعی و ملی ایرانیان است.اگر رییس جمهور محترم به این، پای بند است خوب است صریح وروشن اعلام کند که از نظر ما هم توافق خوب یعنی تامین حقوق ملت ایران.در این صورت نه مردم سردر م میشوند و پالسهای امیدوارکننده  نیز به غرب ارسال نخواهدشد.

چرا ما نباید برای خود توافق«خوب»و توافق«بد»راتعریف کنیم؟ که بحثهای حاشیه ای به این شدت پیش نیاید.شوربختانه به نظر میرسد دولت محترم با گره دادن کل مشکلات کشوربه بحث هسته¬ای، چشم انداز روشنی از مذاکره نیز ندارد وبه روشنی معلوم نمیکند خط قزمز ما چیست. دولت بیش از اینکه در پی روشن کردن مسیر و کم کردن اختلافات داخلی باشد در پی دوگانه سازی در داخل کشور است. دولت جامعه را به موافق ومخالف توافق تقسیم میکند اما نمیگوید درپی چگونه توافقی است.براستی اگر دولت در پی یک توافق «خوب »از نظر ملت ایران باشد که هم دست آوردهای افتخار آمیزعلمی را حفظ کند وهم حق قانونی ایران را براساس توافقنامه های بین¬المللی تامین کند واز سویی در قبال امتیازات معقول به طرف مقابل،کلیه تحریمهای ظالمانه لغوشود آیا کسی درایران پیدا میشود که مخالف  این توافق باشد؟دراین صورت آیا لازم است که جامعه را به دو دسته موافق و مخالف توافق تقسیم کنیم؟ ودوگانه آرمانها و سانتریفیوژها را بسازیم وبا این سخنان حتی کار تیم مذاکره کننده را سخت کنیم.وآیا لازم است مخالفان رااقلیتی بدانیم که بزدل ،ترسو ،تازه بدوران رسیده ، بیسواد و جهنمی باشند و اکثریت در مقابل آنها؟

به نظرمیرسد مشکل اصلی این است که ما در سطح دولت مثل آمریکاییها توافق«خوب» و«بد» را برای خود مشخص نکرده ایم.آنها میدانند چه توافقی برای خودشان توافق خوبی است اما وزارت خارجه ما کمپین راه می¬اندازد که هر توافقی ازعدم توافق بهتر است!!ه توافقی بهترازبی توافقی،یعنی ساده لوحی مطلق. یعنی گذر از منافع ملی ودینی ویعنی گذر از آرمانهای انقلاب.که البته در این صورت اصولا مذاکره لازم نیت مذاکره صورت تلطیف شده جنگ است برای تامین منافع ملی با ابزار مسالمت آمیز.اگرمنظور گذاراز منافع ملی با شد نه تامین آنها؛اصولامذاکره لازم نیست. تسلیم و وادادگی که هنری دانسته نمیشود و نبوغی هم لازم ندارد.امروز تاریخ امیر کبیر را می ستاید اما میرزا آغاسی را نفرین میکند.تلاشهای عباس میرزا را ارج می¬نهد اما ناصرالدین شاه رانکوهش میکند،بدون شک تاریخ درباره همه ما قضا وت خواهد کرد.

*عضو هیات علمی دانشگاه بو علی سینا

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر :
آخرین اخبار
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین