سايه روشنهاي اوباما در سالي كه گذشت
«باراك اوباما»، رئيسجمهوري آمريكا در دومين سال رياستجمهوري خود همانگونه كه پيشبيني شده بود با چالشهاي بسياري روبهرو بود كه ميتوان بهطور كلي آنها را در بخشهاي داخلي و سياست خارجي دستهبندي كرد.
نخستين رئيسجمهوري سياهپوست آمريكا كه با شعار تغيير به روي كار آمد در عرصه داخلي از جمله اصلاح ساختار خدمات درماني و تأمین اجتماعی با وجود بحران اقتصادی پيشرفتهايي داشت و ميتوان انتظار داشت كه بهرغم مخالفتها انجام شدنی باشد و بخش وسیعی از مردم آمریکا بهویژه طبقه متوسط را خشنود كند، در صحنه جهانی اما با وجود موانعي از جمله مانورهاي سياسي غيرقابل پيشبيني تلآويو در خاورميانه، لبخندها و تهديدهاي گاه و بيگاه مسكو، كابوسهاي هر روزه حملات تروريستي القاعده، جنگ طولاني افغانستان، پيچيدگيهاي تعامل با دنياي اسلام و ماراتن نفسگير رقابت با قدرتهاي نوظهوري همچون چين تحقق وعدهها مبني بر تغییر در مناسبات بینالمللی را با چالشهاي جدي مواجه كرد.
مهمترين تصميم سال گذشته باراك اوباما در ميدان سياست خارجي را شايد بتوان تغيير استراتژي جنگ افغانستان و اعزام 30 هزار نيروي بيشتر به اين كشور دانست. تصميمي كه با علم به عدم حمايت افكارعمومي اين كشور و تنها چند روز پس از دريافت جايزه صلح نوبل توسط او اعلام شد.
اوباما كه پيش از ورود به کاخسفید وعده داده بود به سرعت به جنگهای خارجی آمریکا پایان داده و به مشکلات داخلی رسیدگی ميکند پس از بارها تشكيل كابينه جنگ نيروهاي جديدي را به افغانستان اعزام كرد و در پاسخ به مخالفان سرسخت ادامه اين جنگ هشت ساله نيز اطمينان داد که تا پایان سال 2011 ميلادي ارتش امریکا از افغانستان خارج خواهد شد و به دولت افغانستان نيز وعده داد که آنها را در برابر طالبان تنها نخواهد گذاشت.
استراتژيهاي جديد آمريكا در افغانستان، كمك به دولت يمن در مبارزه با تروريسم و رويكرد باراك اوباما براي نزديكي به جهان اسلام رهبران القاعده را بيش از پيش در تنگنا قرار داد، بهطوري كه با نگاهي اجمالي به پيامهاي تهديدآميز القاعده در يك سال اخير ميتوان به عمق خشم آنها از اين رويكرد جديد واشنگتن پي برد.
«ايمن الظواهري»، مرد شماره دو القاعده در پیامی در آستانه سفر اوباما به خاورمیانه، رئيسجمهوري آمريكا را جنايتكاري خواند كه نمیتواند پیامهای خونین خود را در پس کلام صیغلخورده پنهان کند.
مرد شماره دو القاعده با اشاره به سفر اوباما به قاهره گفت كه مصر جاي او نيست و پیامهای خونین اوباما دریافت شده و نمیتوان آنها را با عملیات روابط عمومی پنهان کرد.
رئيسجمهوري آمريكا كه اخيرا «رشاد حسين»، حافظ كل قرآنكريم را به عنوان رابط کاخسفید با جهان اسلام معرفي كرده در دانشگاه «الازهر» مصر با اشاره به حملات 11 سپتامبر و تلاشهاي مستمر بنيادگرايان براي توسل به اقدامهاي خشونتآميز عليه غيرنظاميان انگشت اتهام شكاف ميان آمريكا و جهان اسلام را به جانب القاعده گرفته و گفت كه شماري از آمريكاييها بهصورت اجتنابناپذيري به اسلام نه تنها به چشم دشمن آمريكا و کشورهاي غربي بلکه دشمن حقوقبشر مينگرند.
بهگفته او، تا زمانيکه روابط اسلام و آمريكا در قالب اختلافها تعريف شود، اين وضعيت سبب تقويت افراطگراياني ميشود که بذر نفرت را ميپاشند و نه بذر صلح را. اين وضعيت سبب تقويت افرادي ميشود که مروج مناقشه هستند و نه همکاري که سبب شود همه مردمان جهان به عدالت و شکوفايي دست پيدا کنند؛ اين چرخه ترديد و اختلاف بايد پايان يابد.
اوباما همچنين در ادامه سياست به گفته خود تنشزدايي با دشمنان آمريكا با نشان دادن چراغ سبز به سوريه سرانجام پس از گذشت پنج سال از ترور «رفيق حريري»، نخستوزير فقيد اين كشوراعلام كرد كه سفير آمريكا را در دمشق معرفي خواهدكرد . البته «بشار اسد»، رئيسجمهوري سوريه نيز پيش از اين در مصاحبه با روزنامه ايتاليايي با اعلام اينكه اوباما «مرد زمانه خود است» ابراز اميدواري كرده بود كه با وي ديدار داشته باشد.
رئيسجمهوري آمريكا اگرچه در آغاز دوران زمامداري خود تاكيد كرد كه حل مناقشه خاورميانه از اولويتهاي سياست خارجي اوست اما به جرات ميتوان گفت كه در طول يك سال گذشته كمترين دستاورد را در اين زمينه داشته است، چرا كه با وجود بسيج مهرههاي كليدي دولت آمريكا، سفرها، ديدارها و نشستهاي متعدد براي آغاز گفتوگوهاي صلح درست همزمان با اينكه رسانههاي خبري از موافقت «محمود عباس»، رئيس حكومت خودگردان فلسطين براي بازگشت به پاي ميز همزمان با سفر «جو بايدن»، معاون اول باراك اوباما خبر ميدادند، تلآويو اعلام كرد كه تصميم گرفته تا يكهزار و 600 واحد مسكوني جديد را در منطقه مورد مناقشه شرق بيتالمقدس احداث كند، تصميمي كه حتي رسانههاي رژيمصهيونيستي نيز با انتقاد از زمان اعلامش آن را پرتاب آبدهان تلآويو بر صورت بايدن خواندند.
در اين سو نيز اتحاديه عرب و محمود عباس با انتقاد شديد از اين اقدام رژيمصهيونيستي اعلام كردند مذاكره در شرايطي كه تلآويو همچنان مشغول ساختوسازهاي غيرقانوني در كرانهباختري رود اردن است، بي معني است.
اكنون با وجود تمام تلاشهاي اوباما براي آغاز گفتوگوهاي صلح چنين بهنظر ميرسد كه بار ديگر همهچيز به نقطه صفر بازگشته است.
از ديگر مسائلي كه سال گذشته در سياست خارجي دولت آمريكا در خاورميانه خبرساز شد، برنامه چتر دفاع موشكي آمريكا در خاورميانه بود كه روزنامه آمريكايي «نيويوركتايمز» براي نخستين بار از آن سخن بهميان آورد. اين روزنامه به نقل از مقامهاي دولت آمريكا نوشت كه واشنگتن به روند جابهجايي پدافند موشكي به منطقه خليج فارس سرعت بخشيده است.
بنا بر اين طرح، آمریکا چتر دفاع موشکی در خاورمیانه را با شش کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس انجام میدهد این کشورها بحرین،کویت، عمان، قطر، عربستان و امارات متحده عربی را شامل میشوند.
در ميدان مناسبات واشنگتنـمسكو آتش اختلافاتي كه اواخر دوران رياستجمهوري «جورج بوش» تداعيكننده آغاز جنگ سردي ديگر بود، با تصميم اوباما مبني بر لغو برنامه سامانه موشكي دولت بوش در اروپا تا حدودي خاموش شد.
اوباما با اعلام لغو برنامه سامانه دفاع موشکی دولت بوش در اروپا تاکید کرد كه واشنگتن بارها به مسكو اطمينان داده كه نگرانیهای رهبران كرملين درباره برنامههای دفاع موشکی پیشین کاملاً بیپایه و اساس است.
سفر سال گذشته رئيسجمهوري آمريكا به روسیه نيز موجب تحولات جدیدی در عرصه روابط دو قدرت در برخی از حوزهها شد. این مسئله تحت تاثیر تغییراتی بود که تا حدودی در نگرشها و سیاستهای واشنگتن و مسکو رخ داد. دیدگاه متفاوت اوباما با بوش و سیاستهای متعادلتر «ديمتري مدودف»، رئيسجمهوري روسيه و همچنین تحولات عرصه جهانی در هماهنگی راهبردهای کلان دو کشور موثر بود. موافقت آمریکا با جایگزینی پیمان جدیدی به جای پیمان «استارت» و همکاری روسیه با آمریکا در مورد سپر دفاع موشکی در عوض عدم عضویت اوکراین و گرجستان در پيمان آتلانتيك شمالي (ناتو) از نمونههای نوین همکاری دو کشور به حساب میآید.
در قاره سبز، با پيروزي باراك اوباما در انتخابات رياستجمهوري اروپاييها تصور ميكردند كه با توجه به انعطاف بيشتر اوباما و تجربه كمتر وي در حوزه سياست خارجي زمينه بيشتري براي تاثيرگذاري بر سياست خارجي آمريكا را داشته باشند. رهبران اروپايي انتظاراتي چون احيا جايگاه ناتو، حمايت از روند گسترش اتحاديه اروپايي، تغيير سياست آمريكا در حمايت از حفظ محيط زيست، برخورد محتاطانه با مسئله دفاع موشكي و همكاري نزديك با متحدان اروپايي را مطرح كردند.
باراك اوباما با تلاش براي ترميم شكاف ميان آمريكا و اروپا كه حاصل سياستهاي يك جانبهگرايانه دولت بوش بود، براي نخستين بار در تاريخ آمريكا در نخستين سال ریاستجمهوری خود شش بار به اروپا سفر کرد. پیش از او هیچ رئیسجمهوري آمریکائی این قدر در نخستین سال ریاستجمهوری مسافرت خارجی نداشته است. او بارها در نخستين سخنرانيهاي خود با تاكيد بر سياستهاي چندجانبهگرايانه تاكيد كرد كه واشنگتن براي حل مسائل بينالمللي به همكاري نزديك متحدان خود به ويژه متحدان اروپايي نياز دارد. شايد با اتكا بر همين سياست بود كه بيشتر كشورهاي اروپايي كه در دوران جورج بوش نسبت به درخواست وي براي اعزام نيروي بيشتر به افغانستان بيتفاوت بودند اين بار از استراتژي جديد اوباما در افغانستان با وجود عدم حمايت افكار عمومي خود حمايت كردند.
از جمله مسائل ديگري كه سال گذشته در سياست خارجي آمريكا نمود چشمگيري داشت تقابل واشنگتن و پكن در حوزههاي مختلفي از جمله برنامه هستهاي ايران، سياستهايي در راستاي حمايت از محيط زيست، اعتراض چين به همكاريهاي نظامي آمريكا و تايوان، خشم دولتمردان چيني از ديدار اوباما و «دالايي لاما»، رهبر معنوي بودائيان تبت در واشنگتن و حتي اعتراض واشنگتن به محدوديتهاي اعمال شده دولت چين بر فضاي اينترنتي بود.
به عقيده كارشناسان سياسي دولت کنونی اوباما برخوردی متضاد با دو دولت پيشين آمریکا در قبال چین داشته است چرا كه دولت بوش و «بيل کلینتون» در آغاز کار برخوردی جدی و انعطافناپذیر با چین را در دستور كار خود قرار دادند و در انتها عملکردی واقعبینانه و انعطافپذیرتری را از خود نشان دادند در حالی که اوباما فرصت را غنیمت شمرد و در نخستين سال ریاستش به پكن نشان داد كه چين یکی از مهمترین کشورها در دنیا است ولی در مقابل این رویکرد سیاسی جدید، همکاری دولت چین دردو مسئله مهم سیاسی را خواستار بود: برنامه هستهاي ایران و تغییرات اقلیمی. ولی چین همکاری لازم را نشان نداد.
شايد بتوان گفت كه باراك اوباما پیچیدهتر از آن است که او را در قالبهای تخت و ساده چپ و راست یا جنگطلب و صلحدوست قرار داد. او بیتردید از جورج بوش كه تمام مردم دنیا را به دوست یا دشمن تقسیم میکرد، ابعاد بیشتری دارد.
نخستين رئيسجمهوري سياهپوست آمريكا كه با شعار تغيير به روي كار آمد در عرصه داخلي از جمله اصلاح ساختار خدمات درماني و تأمین اجتماعی با وجود بحران اقتصادی پيشرفتهايي داشت و ميتوان انتظار داشت كه بهرغم مخالفتها انجام شدنی باشد و بخش وسیعی از مردم آمریکا بهویژه طبقه متوسط را خشنود كند، در صحنه جهانی اما با وجود موانعي از جمله مانورهاي سياسي غيرقابل پيشبيني تلآويو در خاورميانه، لبخندها و تهديدهاي گاه و بيگاه مسكو، كابوسهاي هر روزه حملات تروريستي القاعده، جنگ طولاني افغانستان، پيچيدگيهاي تعامل با دنياي اسلام و ماراتن نفسگير رقابت با قدرتهاي نوظهوري همچون چين تحقق وعدهها مبني بر تغییر در مناسبات بینالمللی را با چالشهاي جدي مواجه كرد.
مهمترين تصميم سال گذشته باراك اوباما در ميدان سياست خارجي را شايد بتوان تغيير استراتژي جنگ افغانستان و اعزام 30 هزار نيروي بيشتر به اين كشور دانست. تصميمي كه با علم به عدم حمايت افكارعمومي اين كشور و تنها چند روز پس از دريافت جايزه صلح نوبل توسط او اعلام شد.
اوباما كه پيش از ورود به کاخسفید وعده داده بود به سرعت به جنگهای خارجی آمریکا پایان داده و به مشکلات داخلی رسیدگی ميکند پس از بارها تشكيل كابينه جنگ نيروهاي جديدي را به افغانستان اعزام كرد و در پاسخ به مخالفان سرسخت ادامه اين جنگ هشت ساله نيز اطمينان داد که تا پایان سال 2011 ميلادي ارتش امریکا از افغانستان خارج خواهد شد و به دولت افغانستان نيز وعده داد که آنها را در برابر طالبان تنها نخواهد گذاشت.
استراتژيهاي جديد آمريكا در افغانستان، كمك به دولت يمن در مبارزه با تروريسم و رويكرد باراك اوباما براي نزديكي به جهان اسلام رهبران القاعده را بيش از پيش در تنگنا قرار داد، بهطوري كه با نگاهي اجمالي به پيامهاي تهديدآميز القاعده در يك سال اخير ميتوان به عمق خشم آنها از اين رويكرد جديد واشنگتن پي برد.
«ايمن الظواهري»، مرد شماره دو القاعده در پیامی در آستانه سفر اوباما به خاورمیانه، رئيسجمهوري آمريكا را جنايتكاري خواند كه نمیتواند پیامهای خونین خود را در پس کلام صیغلخورده پنهان کند.
مرد شماره دو القاعده با اشاره به سفر اوباما به قاهره گفت كه مصر جاي او نيست و پیامهای خونین اوباما دریافت شده و نمیتوان آنها را با عملیات روابط عمومی پنهان کرد.
رئيسجمهوري آمريكا كه اخيرا «رشاد حسين»، حافظ كل قرآنكريم را به عنوان رابط کاخسفید با جهان اسلام معرفي كرده در دانشگاه «الازهر» مصر با اشاره به حملات 11 سپتامبر و تلاشهاي مستمر بنيادگرايان براي توسل به اقدامهاي خشونتآميز عليه غيرنظاميان انگشت اتهام شكاف ميان آمريكا و جهان اسلام را به جانب القاعده گرفته و گفت كه شماري از آمريكاييها بهصورت اجتنابناپذيري به اسلام نه تنها به چشم دشمن آمريكا و کشورهاي غربي بلکه دشمن حقوقبشر مينگرند.
بهگفته او، تا زمانيکه روابط اسلام و آمريكا در قالب اختلافها تعريف شود، اين وضعيت سبب تقويت افراطگراياني ميشود که بذر نفرت را ميپاشند و نه بذر صلح را. اين وضعيت سبب تقويت افرادي ميشود که مروج مناقشه هستند و نه همکاري که سبب شود همه مردمان جهان به عدالت و شکوفايي دست پيدا کنند؛ اين چرخه ترديد و اختلاف بايد پايان يابد.
اوباما همچنين در ادامه سياست به گفته خود تنشزدايي با دشمنان آمريكا با نشان دادن چراغ سبز به سوريه سرانجام پس از گذشت پنج سال از ترور «رفيق حريري»، نخستوزير فقيد اين كشوراعلام كرد كه سفير آمريكا را در دمشق معرفي خواهدكرد . البته «بشار اسد»، رئيسجمهوري سوريه نيز پيش از اين در مصاحبه با روزنامه ايتاليايي با اعلام اينكه اوباما «مرد زمانه خود است» ابراز اميدواري كرده بود كه با وي ديدار داشته باشد.
رئيسجمهوري آمريكا اگرچه در آغاز دوران زمامداري خود تاكيد كرد كه حل مناقشه خاورميانه از اولويتهاي سياست خارجي اوست اما به جرات ميتوان گفت كه در طول يك سال گذشته كمترين دستاورد را در اين زمينه داشته است، چرا كه با وجود بسيج مهرههاي كليدي دولت آمريكا، سفرها، ديدارها و نشستهاي متعدد براي آغاز گفتوگوهاي صلح درست همزمان با اينكه رسانههاي خبري از موافقت «محمود عباس»، رئيس حكومت خودگردان فلسطين براي بازگشت به پاي ميز همزمان با سفر «جو بايدن»، معاون اول باراك اوباما خبر ميدادند، تلآويو اعلام كرد كه تصميم گرفته تا يكهزار و 600 واحد مسكوني جديد را در منطقه مورد مناقشه شرق بيتالمقدس احداث كند، تصميمي كه حتي رسانههاي رژيمصهيونيستي نيز با انتقاد از زمان اعلامش آن را پرتاب آبدهان تلآويو بر صورت بايدن خواندند.
در اين سو نيز اتحاديه عرب و محمود عباس با انتقاد شديد از اين اقدام رژيمصهيونيستي اعلام كردند مذاكره در شرايطي كه تلآويو همچنان مشغول ساختوسازهاي غيرقانوني در كرانهباختري رود اردن است، بي معني است.
اكنون با وجود تمام تلاشهاي اوباما براي آغاز گفتوگوهاي صلح چنين بهنظر ميرسد كه بار ديگر همهچيز به نقطه صفر بازگشته است.
از ديگر مسائلي كه سال گذشته در سياست خارجي دولت آمريكا در خاورميانه خبرساز شد، برنامه چتر دفاع موشكي آمريكا در خاورميانه بود كه روزنامه آمريكايي «نيويوركتايمز» براي نخستين بار از آن سخن بهميان آورد. اين روزنامه به نقل از مقامهاي دولت آمريكا نوشت كه واشنگتن به روند جابهجايي پدافند موشكي به منطقه خليج فارس سرعت بخشيده است.
بنا بر اين طرح، آمریکا چتر دفاع موشکی در خاورمیانه را با شش کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس انجام میدهد این کشورها بحرین،کویت، عمان، قطر، عربستان و امارات متحده عربی را شامل میشوند.
در ميدان مناسبات واشنگتنـمسكو آتش اختلافاتي كه اواخر دوران رياستجمهوري «جورج بوش» تداعيكننده آغاز جنگ سردي ديگر بود، با تصميم اوباما مبني بر لغو برنامه سامانه موشكي دولت بوش در اروپا تا حدودي خاموش شد.
اوباما با اعلام لغو برنامه سامانه دفاع موشکی دولت بوش در اروپا تاکید کرد كه واشنگتن بارها به مسكو اطمينان داده كه نگرانیهای رهبران كرملين درباره برنامههای دفاع موشکی پیشین کاملاً بیپایه و اساس است.
سفر سال گذشته رئيسجمهوري آمريكا به روسیه نيز موجب تحولات جدیدی در عرصه روابط دو قدرت در برخی از حوزهها شد. این مسئله تحت تاثیر تغییراتی بود که تا حدودی در نگرشها و سیاستهای واشنگتن و مسکو رخ داد. دیدگاه متفاوت اوباما با بوش و سیاستهای متعادلتر «ديمتري مدودف»، رئيسجمهوري روسيه و همچنین تحولات عرصه جهانی در هماهنگی راهبردهای کلان دو کشور موثر بود. موافقت آمریکا با جایگزینی پیمان جدیدی به جای پیمان «استارت» و همکاری روسیه با آمریکا در مورد سپر دفاع موشکی در عوض عدم عضویت اوکراین و گرجستان در پيمان آتلانتيك شمالي (ناتو) از نمونههای نوین همکاری دو کشور به حساب میآید.
در قاره سبز، با پيروزي باراك اوباما در انتخابات رياستجمهوري اروپاييها تصور ميكردند كه با توجه به انعطاف بيشتر اوباما و تجربه كمتر وي در حوزه سياست خارجي زمينه بيشتري براي تاثيرگذاري بر سياست خارجي آمريكا را داشته باشند. رهبران اروپايي انتظاراتي چون احيا جايگاه ناتو، حمايت از روند گسترش اتحاديه اروپايي، تغيير سياست آمريكا در حمايت از حفظ محيط زيست، برخورد محتاطانه با مسئله دفاع موشكي و همكاري نزديك با متحدان اروپايي را مطرح كردند.
باراك اوباما با تلاش براي ترميم شكاف ميان آمريكا و اروپا كه حاصل سياستهاي يك جانبهگرايانه دولت بوش بود، براي نخستين بار در تاريخ آمريكا در نخستين سال ریاستجمهوری خود شش بار به اروپا سفر کرد. پیش از او هیچ رئیسجمهوري آمریکائی این قدر در نخستین سال ریاستجمهوری مسافرت خارجی نداشته است. او بارها در نخستين سخنرانيهاي خود با تاكيد بر سياستهاي چندجانبهگرايانه تاكيد كرد كه واشنگتن براي حل مسائل بينالمللي به همكاري نزديك متحدان خود به ويژه متحدان اروپايي نياز دارد. شايد با اتكا بر همين سياست بود كه بيشتر كشورهاي اروپايي كه در دوران جورج بوش نسبت به درخواست وي براي اعزام نيروي بيشتر به افغانستان بيتفاوت بودند اين بار از استراتژي جديد اوباما در افغانستان با وجود عدم حمايت افكار عمومي خود حمايت كردند.
از جمله مسائل ديگري كه سال گذشته در سياست خارجي آمريكا نمود چشمگيري داشت تقابل واشنگتن و پكن در حوزههاي مختلفي از جمله برنامه هستهاي ايران، سياستهايي در راستاي حمايت از محيط زيست، اعتراض چين به همكاريهاي نظامي آمريكا و تايوان، خشم دولتمردان چيني از ديدار اوباما و «دالايي لاما»، رهبر معنوي بودائيان تبت در واشنگتن و حتي اعتراض واشنگتن به محدوديتهاي اعمال شده دولت چين بر فضاي اينترنتي بود.
به عقيده كارشناسان سياسي دولت کنونی اوباما برخوردی متضاد با دو دولت پيشين آمریکا در قبال چین داشته است چرا كه دولت بوش و «بيل کلینتون» در آغاز کار برخوردی جدی و انعطافناپذیر با چین را در دستور كار خود قرار دادند و در انتها عملکردی واقعبینانه و انعطافپذیرتری را از خود نشان دادند در حالی که اوباما فرصت را غنیمت شمرد و در نخستين سال ریاستش به پكن نشان داد كه چين یکی از مهمترین کشورها در دنیا است ولی در مقابل این رویکرد سیاسی جدید، همکاری دولت چین دردو مسئله مهم سیاسی را خواستار بود: برنامه هستهاي ایران و تغییرات اقلیمی. ولی چین همکاری لازم را نشان نداد.
شايد بتوان گفت كه باراك اوباما پیچیدهتر از آن است که او را در قالبهای تخت و ساده چپ و راست یا جنگطلب و صلحدوست قرار داد. او بیتردید از جورج بوش كه تمام مردم دنیا را به دوست یا دشمن تقسیم میکرد، ابعاد بیشتری دارد.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


