آن 200 نفر و اين يك نفر!
آيا اينكه در راستاي تحقق اين موضوع مسئولين آموزش عالي كشور بخواهند كه تعدادي انگشتشمار از اساتيدي با تفكر سكولارمابانه كه تاكيد به جدايي و مرزبندي بين دانش و دين دارند از صحنه تعليم و تفكر كشور بيرون روند زمينه بي اعتمادي را فراهم مي آورد يا زمينه اعتمادسازي به دانشگاه و دانشگاهيان را؟
دکتر محمد جواد جعفری، به بهانه حمايت بيش از 200 نماينده و نقد یک نماینده مجلس از سخنان وزير علوم در یادداشتی به تفاوت های فکری 200 نماینده مجلس در برابر یک نماینده مجلس پرداخته است.
به گزارش بولتن، نویسنده این یادداشت نوشته است:
در صدر اخبار واپسين روزهاي سال خبر حمايت 130 نماينده مجلس شوراي اسلامي از سخنان وزير علوم در ادامه به بيش از 200 نفر افزايش يافته اند، مبني بر برخورد با عناصر ساختارشكن و مروجين سكولاريسم در دانشگاهها توجه را جلب مينمود. اما ديروز يكي از نمايندگان محترم مجلس شوراي اسلامي در اظهارنظري متفاوت اظهارات وزير را زمينه ساز فرار مغزها ارزيابي كرد.
اين دو اظهارنظر متفاوت بهانهاي شد كه نگارنده را به بررسي دوباره سخنان دكتر دانشجو وا دارد.
پيامهاي اصلي سخنان دانشجو كه برگرفته از صحبتهاي اخير وزير در رسانهها است را ميتوان در چند محور دسته بندي كرد.
دانشگاه:
- نگاه و گفتمان امام براي مملكت نجات بخش است.
- ركن تمام تفكرات امام، ولايت فقيه است.
- دانشگاه محل تربيت و كارخانه آدمسازي است و تا دانشگاه اصلاح نشود، جامعه اصلاح نميشود.
- ما نيازمند دانشگاههايي در راستاي تفكرات امام و رهبري انقلاب هستيم، ما نيازمند دانشگاه ارزشمدار هستيم.
- مردم ميخواهند كه فرزندانشان (اماناتشان) كه به دانشگاهها سپرده ميشوند در مسير علم و ايمان حركت كنند.
- به هيچ وجه اجازه ترويج سكولاريسم و ضديت با نظام جمهوري اسلامي را در دانشگاهها نخواهيم داد.
- دانشگاهي ميخواهيم كه علم و ايمان را در كنار هم داشته باشد.
- دانشگاه جايگاه تعليم و تربيت است و اهميت تربيت از تعليم اگر بيشتر نباشد كمتر نيست.
اعضاء هيأت علمي:
- به اساتيدي نياز داريم كه التزام به ولايت فقيه دارند.
- دانشگاهها به اساتيدي نياز دارند كه اعتقاد به جهانبيني اسلامي داشته باشند هر چند تفكرات ديگر را نيز بشناسند.
- اساتيد سكولار براي دانشگاهيان كشور مناسب نيستند و بايد در جاي ديگر به كار گرفته شوند.
- دانشگاه نمي تواند در راستاي تفكرات امام حركت كند مگر اين كه اساتيدي داشته باشيم كه معتقد به اين اصول باشند.
- قريب به اتفاق دانشگاهيان كشور همراه ولايت و مردم و انقلاب هستند.
دانشجويان:
- فعاليت هاي سياسي،اجتماعي و فرهنگي دانشجويان را بايد نوعي فرصت تلقي كرد.
- فعاليت هاي دانشجويي بايد در مسيري باشد كه اسلام تعيين كرده است.
- وزارت علوم فعاليت سياسي دانشجويان را در راستاي مصالح و منافع ملي نظام باشد، حمايت ميكند.
- نقد دانشجويي باعث پويايي و نشاط مي شود.
- بايد بين نقد دولت و عناد با نظام تفاوت قائل بود.
- دانشجويان و دانشگاهيان با طيب خاطر ميتوانند به نقد دولت بپردازند.
موارد فوق همگي از صحبتهاي هفته اخير دكتر دانشجو اقتباس شده است.
با كمترين دقت نيز متوجه ميشويم كه اظهارات وزير علوم در راستاي فرمايشات مقام معظم رهبري مبني بر تؤامان كردن علم و دين ميباشد. اين مهم آرزوي ديرينه متفكرين مسلمان نظير استاد شهيد مرتضي مطهري، استاد شهيد مفتح نيز بوده است و شايد بتوان آن را حلقه مفقوده تمدنسازي اسلامي به حساب آورد. زيرا هر جا كه دانش و تقوا و دينداري با هم توام گرديدهاند دوره درخشاني از تاريخ اين مرز و بوم و حتي تاريخ اسلامي شكل گرفته است. و شايد عقب افتادگي علمي كه قرن ها اين مملكت را در برگرفته بود ناشي از عدم تحقق همين موضوع باشد.
آيا اينكه در راستاي تحقق اين موضوع مسئولين آموزش عالي كشور بخواهند كه تعدادي انگشتشمار از اساتيدي با تفكر سكولارمابانه كه تاكيد به جدايي و مرزبندي بين دانش و دين دارند از صحنه تعليم و تفكر كشور بيرون روند زمينه بي اعتمادي را فراهم مي آورد يا زمينه اعتمادسازي به دانشگاه و دانشگاهيان را؟
آيا اينگونه بگوييم اظهارات اخير وزير علوم زمينه بدبيني و بياعتمادي علما و دانشمندان كشور به جامعه علمي ميگردد و نميتواند ناشي از اين تصوير غلط ذهني گوينده نيست كه خداي ناكرده علما، دانشمندان و دانشگاهيان ما با مردم و ولايت و اسلام همسو نيستند و آيا اين توهين به دانشگاهيان نيست در حالي كه وزير علوم تعداد اين گونه افراد را تنها 7 - 8 نفر عنوان كرده است و قاطبه قريب به اتفاق دانشگاهيان را ولايتمدار و دينمدار ميداند. كداميك از اين دو ديدگاه بياعتمادي ميآورد، كداميك از اين دو ديدگاه عدم امنيت شغلي ميآورد. آيا اگر 7 - 8 نفر خلاف مسير مردم و نظام حركت ميكنند بايد حاشيه امن دانشگاهها داشته باشند.
دانشگاهيان و اساتيد امنيت و عزت شغلي خود را در گرو اين 7 - 8 نفر ندانسته و نميدانند. اتفاقاً محيط دانشگاه نبايد براي اين 7 - 8 نفر حاشيه امنيت درست كند چرا كه شأن و شئونات اساتيد ما به مراتب همانطور كه وزير علوم گفته است به مراتب بالاتر از اينهاست. يعني شأن داشتن علم توامان با ايمان كه قريب به اتفاق دانشگاهيان آن را دارند.
آيا اين نماينده محترم مجلس ميداند كه هر كجا كه دانش و دين از هم جدا شدهاند در اين مرز و بوم هيچ كدام به تنهايي نتوانستهاند تمدنسازي كنند؟
آيا اين كه بخواهيم اساتيدي جذب دانشگاهها شوند كه مبناي فكري آنها اسلامي باشد و يا حداقل ضديتي با نظام نداشته باشند اين جفا به جامعه علمي كشور است؟
اين كه بگويند اكثريت قريب به اتفاق اساتيد دانشجويان و دانشگاهيان مؤمن، ديندار و ولايتمدار هستند و فقط تعداد انگشتشماري همسو با سياستهاي نظام اسلامي نيستند كه از آنها نيز بايد در جاي ديگر استفاده شود و اين دقت و ريزبيني در صحبت وزير كه هيچ تهديدي به اخراج كسي انجام نگرفته بلكه فقط جابجايي و استفاده در جايي ديگر، اين باعث فرار مغزها ميگردد؟
جالب اينكه حدود 200 نماينده مجلس بيانيهاي را در راستاي حمايت از اين صحبتها صادر كردهاند كه 11 نفر از آنها عضو كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس كه عليالاصول كميسيون تخصصي مرتبط با وزارت علوم هستند و خواستار برخورد با عناصر ساختارشكن و مروجين سكولار در دانشگاهها شدهاند كه خواست آنها به مراتب پيگيرانهتر از بيانات وزير بوده است.
حاصل سخن اينكه به نظر ميرسد كه برخورد با اساتيد سكولار و انگشت شمار اعضاء هيأت علمي كه در چارچوب نظام اسلامي و قانون اساسي و ارزشهاي انقلاب امام طي مسير نميكنند خواسته به حق جامعه دانشگاهي، مردم، خانواده شهدا، جانبازان و دلسوزان كشور است.
به گزارش بولتن، نویسنده این یادداشت نوشته است:
در صدر اخبار واپسين روزهاي سال خبر حمايت 130 نماينده مجلس شوراي اسلامي از سخنان وزير علوم در ادامه به بيش از 200 نفر افزايش يافته اند، مبني بر برخورد با عناصر ساختارشكن و مروجين سكولاريسم در دانشگاهها توجه را جلب مينمود. اما ديروز يكي از نمايندگان محترم مجلس شوراي اسلامي در اظهارنظري متفاوت اظهارات وزير را زمينه ساز فرار مغزها ارزيابي كرد.
اين دو اظهارنظر متفاوت بهانهاي شد كه نگارنده را به بررسي دوباره سخنان دكتر دانشجو وا دارد.
پيامهاي اصلي سخنان دانشجو كه برگرفته از صحبتهاي اخير وزير در رسانهها است را ميتوان در چند محور دسته بندي كرد.
دانشگاه:
- نگاه و گفتمان امام براي مملكت نجات بخش است.
- ركن تمام تفكرات امام، ولايت فقيه است.
- دانشگاه محل تربيت و كارخانه آدمسازي است و تا دانشگاه اصلاح نشود، جامعه اصلاح نميشود.
- ما نيازمند دانشگاههايي در راستاي تفكرات امام و رهبري انقلاب هستيم، ما نيازمند دانشگاه ارزشمدار هستيم.
- مردم ميخواهند كه فرزندانشان (اماناتشان) كه به دانشگاهها سپرده ميشوند در مسير علم و ايمان حركت كنند.
- به هيچ وجه اجازه ترويج سكولاريسم و ضديت با نظام جمهوري اسلامي را در دانشگاهها نخواهيم داد.
- دانشگاهي ميخواهيم كه علم و ايمان را در كنار هم داشته باشد.
- دانشگاه جايگاه تعليم و تربيت است و اهميت تربيت از تعليم اگر بيشتر نباشد كمتر نيست.
اعضاء هيأت علمي:
- به اساتيدي نياز داريم كه التزام به ولايت فقيه دارند.
- دانشگاهها به اساتيدي نياز دارند كه اعتقاد به جهانبيني اسلامي داشته باشند هر چند تفكرات ديگر را نيز بشناسند.
- اساتيد سكولار براي دانشگاهيان كشور مناسب نيستند و بايد در جاي ديگر به كار گرفته شوند.
- دانشگاه نمي تواند در راستاي تفكرات امام حركت كند مگر اين كه اساتيدي داشته باشيم كه معتقد به اين اصول باشند.
- قريب به اتفاق دانشگاهيان كشور همراه ولايت و مردم و انقلاب هستند.
دانشجويان:
- فعاليت هاي سياسي،اجتماعي و فرهنگي دانشجويان را بايد نوعي فرصت تلقي كرد.
- فعاليت هاي دانشجويي بايد در مسيري باشد كه اسلام تعيين كرده است.
- وزارت علوم فعاليت سياسي دانشجويان را در راستاي مصالح و منافع ملي نظام باشد، حمايت ميكند.
- نقد دانشجويي باعث پويايي و نشاط مي شود.
- بايد بين نقد دولت و عناد با نظام تفاوت قائل بود.
- دانشجويان و دانشگاهيان با طيب خاطر ميتوانند به نقد دولت بپردازند.
موارد فوق همگي از صحبتهاي هفته اخير دكتر دانشجو اقتباس شده است.
با كمترين دقت نيز متوجه ميشويم كه اظهارات وزير علوم در راستاي فرمايشات مقام معظم رهبري مبني بر تؤامان كردن علم و دين ميباشد. اين مهم آرزوي ديرينه متفكرين مسلمان نظير استاد شهيد مرتضي مطهري، استاد شهيد مفتح نيز بوده است و شايد بتوان آن را حلقه مفقوده تمدنسازي اسلامي به حساب آورد. زيرا هر جا كه دانش و تقوا و دينداري با هم توام گرديدهاند دوره درخشاني از تاريخ اين مرز و بوم و حتي تاريخ اسلامي شكل گرفته است. و شايد عقب افتادگي علمي كه قرن ها اين مملكت را در برگرفته بود ناشي از عدم تحقق همين موضوع باشد.
آيا اينكه در راستاي تحقق اين موضوع مسئولين آموزش عالي كشور بخواهند كه تعدادي انگشتشمار از اساتيدي با تفكر سكولارمابانه كه تاكيد به جدايي و مرزبندي بين دانش و دين دارند از صحنه تعليم و تفكر كشور بيرون روند زمينه بي اعتمادي را فراهم مي آورد يا زمينه اعتمادسازي به دانشگاه و دانشگاهيان را؟
آيا اينگونه بگوييم اظهارات اخير وزير علوم زمينه بدبيني و بياعتمادي علما و دانشمندان كشور به جامعه علمي ميگردد و نميتواند ناشي از اين تصوير غلط ذهني گوينده نيست كه خداي ناكرده علما، دانشمندان و دانشگاهيان ما با مردم و ولايت و اسلام همسو نيستند و آيا اين توهين به دانشگاهيان نيست در حالي كه وزير علوم تعداد اين گونه افراد را تنها 7 - 8 نفر عنوان كرده است و قاطبه قريب به اتفاق دانشگاهيان را ولايتمدار و دينمدار ميداند. كداميك از اين دو ديدگاه بياعتمادي ميآورد، كداميك از اين دو ديدگاه عدم امنيت شغلي ميآورد. آيا اگر 7 - 8 نفر خلاف مسير مردم و نظام حركت ميكنند بايد حاشيه امن دانشگاهها داشته باشند.
دانشگاهيان و اساتيد امنيت و عزت شغلي خود را در گرو اين 7 - 8 نفر ندانسته و نميدانند. اتفاقاً محيط دانشگاه نبايد براي اين 7 - 8 نفر حاشيه امنيت درست كند چرا كه شأن و شئونات اساتيد ما به مراتب همانطور كه وزير علوم گفته است به مراتب بالاتر از اينهاست. يعني شأن داشتن علم توامان با ايمان كه قريب به اتفاق دانشگاهيان آن را دارند.
آيا اين نماينده محترم مجلس ميداند كه هر كجا كه دانش و دين از هم جدا شدهاند در اين مرز و بوم هيچ كدام به تنهايي نتوانستهاند تمدنسازي كنند؟
آيا اين كه بخواهيم اساتيدي جذب دانشگاهها شوند كه مبناي فكري آنها اسلامي باشد و يا حداقل ضديتي با نظام نداشته باشند اين جفا به جامعه علمي كشور است؟
اين كه بگويند اكثريت قريب به اتفاق اساتيد دانشجويان و دانشگاهيان مؤمن، ديندار و ولايتمدار هستند و فقط تعداد انگشتشماري همسو با سياستهاي نظام اسلامي نيستند كه از آنها نيز بايد در جاي ديگر استفاده شود و اين دقت و ريزبيني در صحبت وزير كه هيچ تهديدي به اخراج كسي انجام نگرفته بلكه فقط جابجايي و استفاده در جايي ديگر، اين باعث فرار مغزها ميگردد؟
جالب اينكه حدود 200 نماينده مجلس بيانيهاي را در راستاي حمايت از اين صحبتها صادر كردهاند كه 11 نفر از آنها عضو كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس كه عليالاصول كميسيون تخصصي مرتبط با وزارت علوم هستند و خواستار برخورد با عناصر ساختارشكن و مروجين سكولار در دانشگاهها شدهاند كه خواست آنها به مراتب پيگيرانهتر از بيانات وزير بوده است.
حاصل سخن اينكه به نظر ميرسد كه برخورد با اساتيد سكولار و انگشت شمار اعضاء هيأت علمي كه در چارچوب نظام اسلامي و قانون اساسي و ارزشهاي انقلاب امام طي مسير نميكنند خواسته به حق جامعه دانشگاهي، مردم، خانواده شهدا، جانبازان و دلسوزان كشور است.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


