آقاي کيارستمي! قدري منصف تر باشيد
نامه سرگشاده شما در خصوص اعتراض به بازداشت جعفر پناهي خواندم با توجه به شناختي که از شما به عنوان فيلمسازي که از روحيه واقع گرايانه و منطقي تر نسبت به فيلسمازان روشنفکر برخوردار است، دارم، انتظار مي رفت قدري منصفانه و واقعي تر قضاوت مي کرديد و قبل از اينکه دليل چنين وضعيتي را براي آقاي پناهي به علل ديگر ارتباط دهيد به علل اصلي چنين موضوعي مي پرداختيد.
در نامه ای وارده به اظهارات اخیر و بیانیه عباس کیارستمی، کارگردان کشور انتقاد شده و آنان را به چالش کشیده است.
به گزارش بولتن، در این نامه سرگشاده که در سایر رسانه ها نیز منتشر شده، نگارنده با استدلال هایی از این کارگردان کشورمان خواسته است که کمی منصفانه تر به اوضع و احوال و اطراف خود نگریسته و بازیچه دست عده ای مخالف نظام نشود.
در این نامه آمده است:
جناب آقاي کيارستمي
نامه سرگشاده شما در خصوص اعتراض به بازداشت جعفر پناهي خواندم با توجه به شناختي که از شما به عنوان فيلمسازي که از روحيه واقع گرايانه و منطقي تر نسبت به فيلسمازان روشنفکر برخوردار است، دارم، انتظار مي رفت قدري منصفانه و واقعي تر قضاوت مي کرديد و قبل از اينکه دليل چنين وضعيتي را براي آقاي پناهي به علل ديگر ارتباط دهيد به علل اصلي چنين موضوعي مي پرداختيد.
تصديق مي کنيد که جايگاه هنر اجل از سياست و شان هنرمند همواره فراتر از سياستمدار بوده است. اگر جعفر پناهي به عنوان کسي که داعيه فيلم سازي دارد با عدم شناخت جايگاه هنر با يدک کشيدن عنوان فيلمساز، رفتار خود را در حد عناصر شکست خورده سياسي تقليل داده و با عدم شناخت جامعه و مردم کشورش دست به رفتار غيرهنجار مي زند، مقصر کيست؟
نگاه غيرمتعصبانه و قدري دقيق تر نشان مي دهد مواردي چون برداشت نادرست از جامعه و عدم شناخت قواعد مردم شناسي، تفسير به راي از قوانين، توهم ناشي از خودبزرگ بيني، لجاجت و بدخلقي و... در پناهي، دليل چنين وضعيتي است.وقتي شخصيتي متاثر از فاکتورهاي برشمرده نيازها و منويات دروني خود را ، عين نيازها و آرمانهاي ملت بزرگ ايران قلمداد مي کند و دست به رفتارهاي مغاير فرهنگ و هنجار مردمي بزرگ مي زند مشکل کجاست؟ و مقصر کيست؟
کسي که از رافت نظام جمهوري اسلامي سوء استفاده مي کند و عليرغم ناديده گرفتن رفتارهاي سوء و ضدامنيتي اش در وقايع بعد از انتخابات در ارتباط پنهاني با برخي مراکز ضد انقلاب و بيگانه دست به ساخت فيلمي با مضمون شکنجه و تجاوز در زندانهاي ج.ا مي زند و در حق مردم نجيب کشورش و نظامش خيانت مي کند، دليلش چيست؟
در کنار شاخص هاي برشمرده ، مشکل اصلي، «نياز شديد به طرح شدن» و «مورد توجه» واقع شدن است : يک روز به قيمت پا گذاشتن به آبروي ملتي بزرگ و سياهنمايي از وضعيت جامعه ايران در قالب فيلمهايي تحت عنوان دايره، آفسايد و... و نمايش آن براي بيگانگان، يک روز دست زدن به رفتار شرم آور در حاشيه فستيوال مونترال و تقاضاي ملتمسانه از داوران آن فستيوال براي دست زدن به رفتار سياسي، يک روز اغفال عوامل فيلمسازي و خيانت به اعتماد آنها براي ساخت فيلم ضد انقلابي و نامردي در حق آنها و روز ديگر... .
آقاي کيارستمي باور کنيد مشکل قبل از اينکه علت ديگري داشته باشد از آنجا آغاز مي شود که فردي برداشت صحيحي از اوضاع ندارد، تصميم مي گيرد ملغمه مشکلات دروني اش را با ابزار رسانه و فيلم به اسم واقعيت به خود ديگران دهد. آيا وقت آن نرسيده برخي از فيلمسازان فاصله خود را با مردم تقليل دهند و با آرمانها و نيازهاي آنان آشنا شوند.
به گزارش بولتن، در این نامه سرگشاده که در سایر رسانه ها نیز منتشر شده، نگارنده با استدلال هایی از این کارگردان کشورمان خواسته است که کمی منصفانه تر به اوضع و احوال و اطراف خود نگریسته و بازیچه دست عده ای مخالف نظام نشود.
در این نامه آمده است:
جناب آقاي کيارستمي
نامه سرگشاده شما در خصوص اعتراض به بازداشت جعفر پناهي خواندم با توجه به شناختي که از شما به عنوان فيلمسازي که از روحيه واقع گرايانه و منطقي تر نسبت به فيلسمازان روشنفکر برخوردار است، دارم، انتظار مي رفت قدري منصفانه و واقعي تر قضاوت مي کرديد و قبل از اينکه دليل چنين وضعيتي را براي آقاي پناهي به علل ديگر ارتباط دهيد به علل اصلي چنين موضوعي مي پرداختيد.
تصديق مي کنيد که جايگاه هنر اجل از سياست و شان هنرمند همواره فراتر از سياستمدار بوده است. اگر جعفر پناهي به عنوان کسي که داعيه فيلم سازي دارد با عدم شناخت جايگاه هنر با يدک کشيدن عنوان فيلمساز، رفتار خود را در حد عناصر شکست خورده سياسي تقليل داده و با عدم شناخت جامعه و مردم کشورش دست به رفتار غيرهنجار مي زند، مقصر کيست؟
نگاه غيرمتعصبانه و قدري دقيق تر نشان مي دهد مواردي چون برداشت نادرست از جامعه و عدم شناخت قواعد مردم شناسي، تفسير به راي از قوانين، توهم ناشي از خودبزرگ بيني، لجاجت و بدخلقي و... در پناهي، دليل چنين وضعيتي است.وقتي شخصيتي متاثر از فاکتورهاي برشمرده نيازها و منويات دروني خود را ، عين نيازها و آرمانهاي ملت بزرگ ايران قلمداد مي کند و دست به رفتارهاي مغاير فرهنگ و هنجار مردمي بزرگ مي زند مشکل کجاست؟ و مقصر کيست؟
کسي که از رافت نظام جمهوري اسلامي سوء استفاده مي کند و عليرغم ناديده گرفتن رفتارهاي سوء و ضدامنيتي اش در وقايع بعد از انتخابات در ارتباط پنهاني با برخي مراکز ضد انقلاب و بيگانه دست به ساخت فيلمي با مضمون شکنجه و تجاوز در زندانهاي ج.ا مي زند و در حق مردم نجيب کشورش و نظامش خيانت مي کند، دليلش چيست؟
در کنار شاخص هاي برشمرده ، مشکل اصلي، «نياز شديد به طرح شدن» و «مورد توجه» واقع شدن است : يک روز به قيمت پا گذاشتن به آبروي ملتي بزرگ و سياهنمايي از وضعيت جامعه ايران در قالب فيلمهايي تحت عنوان دايره، آفسايد و... و نمايش آن براي بيگانگان، يک روز دست زدن به رفتار شرم آور در حاشيه فستيوال مونترال و تقاضاي ملتمسانه از داوران آن فستيوال براي دست زدن به رفتار سياسي، يک روز اغفال عوامل فيلمسازي و خيانت به اعتماد آنها براي ساخت فيلم ضد انقلابي و نامردي در حق آنها و روز ديگر... .
آقاي کيارستمي باور کنيد مشکل قبل از اينکه علت ديگري داشته باشد از آنجا آغاز مي شود که فردي برداشت صحيحي از اوضاع ندارد، تصميم مي گيرد ملغمه مشکلات دروني اش را با ابزار رسانه و فيلم به اسم واقعيت به خود ديگران دهد. آيا وقت آن نرسيده برخي از فيلمسازان فاصله خود را با مردم تقليل دهند و با آرمانها و نيازهاي آنان آشنا شوند.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


