پاي البرادعي در كفش مبارك
محمد البرادعي روز 19 فوريه پس از 12 سال فعاليت به عنوان دبير آژانس بينالمللي انرژي اتمي سرانجام به مصر بازگشت. در زمان ورود وي جمعيتي بين 1000 تا 4000 نفر براي استقبال از وي به فرودگاه قاهره رفته بودند. در واقع ميتوان گفت بازگشت البرادعي دردسر بزرگي براي حسني مبارك رئيسجمهور مادامالعمر مصر به حساب ميآيد.
به باور بسياري، حسني مبارك درصدد جانشيني جمال پسر خود در كرسي رياست جمهوري مصر در انتخابات سال 2011 است؛ اما البرادعي در دسامبر گذشته، خبري غيرمنتظره داد كه باعث به هم ريختن تمام طرحهاي وي شد. البرادعي در آن زمان گفت كه اگر چنانچه دولت نسبت به سلامت انتخابات تضمين دهد و بخشي از مواد قانون اساسي مصر را اصلاح كند، وي نيز در انتخابات آتي رياست جمهوري مصر شركت خواهد كرد. دوره سوم رياست البرادعي بر آژانس بينالمللي انرژي اتمي روز 30 نوامبر 2009 به پايان رسيد. البرادعي در ماه ژانويه در مصاحبه با فارين پالسي به تشريح اقدامات خود در آژانس و همچنين وضعيت آينده خود در نظام سياسي مصر پرداخت. هيچ شكي نيست كه سخنان البرادعي براي بازگشت به فعاليتهاي سياسي در مصر با واكنشهاي متفاوتي مواجه شده است. به عنوان نمونه كمپين اينترنتي كه در حمايت از البرادعي تشكيل شده است، هماكنون 60 هزار عضو دارد؛ اما سوال اينجاست كه چند نفر از اين اعضا حاضرند كه به مقابله با سركوبهاي احتمالي دولت مصر بپردازند.
عمر چوبكي از تحليلگران مركز مطالعات راهبردي و سياسي الاهرام در اين مورد ميگويد: در مصر يك فاصله و شكاف عميق بين زندگي مجازي و واقعيت وجود دارد؛ چراكه بسياري از مردم در اينترنت از اين جنبش حمايت ميكنند؛ اما اكثريت آنها هيچگاه به خيابانها نميآيند؛ اما تاكنون شور و اشتياق مردم براي حمايت از فعاليتهاي انتخاباتي البرادعي فراتر از حد تصورها بوده است. به نظر ميرسد ترس از سركوبي احتمالي توسط دولت مصر بخصوص پس از دستگيري دو فعال عضو جنبش 6 آوريل هم در اراده حاميان البرادعي تاثير چنداني نداشته است.
حسن نافع، از استادان علوم سياسي دانشگاه قاهره ميگويد: درخواست دولت مصر براي فرود ديرهنگام پرواز البرادعي به خاطر ترس از حضور گسترده مردم بود. البته اين امر تا حدودي به سود البرادعي تمام شد؛ چراكه مردم متوجه شدند كه امنيت فرودگاه تامين شده است و به سايرين اطلاع دادند كه نيروهاي امنيتي هيچگونه مداخلهاي در اين امر ندارند. از اينرو جمعيت قابل ملاحظهاي براي استقبال از البرادعي به فرودگاه رفتند. نيروهاي امنيتي مصر تلاش فراواني براي متقاعد ساختن البرادعي كردند تا از طريق سالن ويآيپي فرودگاه را ترك كند اما وي اين خواسته آنها را نپذيرفت. جمعيت استقبالكننده از البرادعي مانع خروج وي از لابي فرودگاه شد و وي نيز ناچار شد از طريق يك خروجي ديگر از فرودگاه خارج شود. البرادعي در واقع با اين اقدام خود از سخنراني براي طرفداران خود طفره رفت. چنانچه البرادعي تصميم خود براي شركت در انتخابات رياست جمهوري مصر را قطعي كند مطمئنا يك عامل بسيار قوي حامي و پشتيبان وي در اين رقابت خواهد بود و آن هم اشتياق وافر مردم مصر به انجام اصلاحات در اين كشور پس از نزديك به 3 دهه رياست جمهوري مبارك است. سعدالدين ابراهيم يكي از جامعهشناسان و همچنين ناراضيان مصري ميگويد: «مردم مصر نه تنها از خود مبارك بلكه از اقدامات همسر و دو پسر وي نيز به ستوه آمدهاند.
وي همچنين ميگويد البرادعي هماكنون از تمامي امكانات برخوردار است. تنها سوالي كه در اين ميان وجود دارد، اين است كه آيا البرادعي ميتواند بر موانع موجود غلبه كند و آيا از توانمندي كافي براي ايجاد اشتياق در ميان مردم مصر برخوردار است؟» اما موانع پيش روي البرادعي نيز بسيار زياد است و وي براي اين كه بتواند قدرت را از دستان خانواده مبارك بگيرد با دشواريهاي بسياري روبهروست.
البرادعي براي اين كه بتواند از پتانسيل بالايي كه در جريان استقبال از وي در فرودگاه قاهره به وجود آمد، استفاده مناسبي بكند با چالشهاي بسيار زياد و دشواري روبهرو است. قوه قهريه و محدوديتهاي قانوني كه توسط رژيم مبارك ايجاد شده و همچنين شكاف موجود در ميان گروههاي مخالف مبارك يا حتي ترديد و دودلي خود البرادعي براي ايفاي نقش اساسي در نظام سياسي مصر از جمله اين چالشها به حساب ميآيد.
البرادعي هماكنون از تمامي امكانات برخوردار است. تنها سوالي كه در اين ميان وجود دارد اين است كه آيا او ميتواند بر موانع موجود غلبه كند و آيا از توانمندي كافي براي ايجاد اشتياق در ميان مردم مصر برخوردار است؟
در اين ميان پليس مصر نيز از ابزارهاي كافي براي متوقف ساختن فعاليتهاي سياسي البرادعي برخوردار است. ابراهيم كه خود با تاكتيكهاي سركوبگرانه رژيم مصر بخوبي آشناست و در سال 2008 به اتهام افترا به رژيم مصر از سوي دادگاه اين كشور به 2 سال زندان محكوم شد، در اين مورد ميگويد: «رژيم مصر از راههاي متعددي ميتواند شرايط و عرصه را براي البرادعي تنگ و دشوار كند. دولت در ابتدا شايعههاي مختلفي راجع به البرادعي و خانوادهاش منتشر ميكند، پس از آن ميگويند كه وي مدت زمان زيادي در خارج از مصر به سر برده است و از اين رو از صلاحيت كافي براي اداره كشور برخوردار نيست و در نهايت نيز رژيم مصر از حربه تهديد و ارعاب بر ضد البرادعي و خانوادهاش استفاده خواهد كرد.»
اما رژيم مصر تنها از ابزارهاي امنيتي بر ضد مخالفان خود بهره نخواهد گرفت بلكه از وكلاي حامي خود نيز در اين مبارزه استفاده خواهد كرد. در اصل 76 قانون اساسي مصر تصريح شده است كه كانديداهاي رياست جمهوري بايد حداقل يك سال پيش از شركت در انتخابات رياست جمهوري از رهبران ارشد يكي از احزاب قانون اين كشور باشند. نكته مهم اينجاست شهرونداني كه درصدد تشكيل يك حزب ميباشند بايد موافقت كميسيون احزاب را جلب كنند. اين كميسيون نيز تحت تسلط حزب ملي دمكراتيك حسني مبارك قرار دارد. از اين رو رژيم مصر با اين شرايط كه البرادعي در مصاحبه با روزنامه الشروق از آن با عنوان «شرايط خندهدار» ياد ميكند، ميتواند روند انتخابات رياست جمهوري را تحت كنترل كامل خود در بياورد. البرادعي همچنين در مصاحبه خود با فارين پالسي در اين مورد ميگويد طبق اصول قانون اساسي مصر، من تنها در شرايطي ميتوانم كانديداي رياست جمهوري شوم كه عضو يك حزب قانوني باشم. به نظر اين امر با اصول دموكراتيك مغاير است. به نظر ميرسد با توجه به شرايط موجود، مخالفين رژيم مصر از شانس زيادي براي تغيير اين موانع و اصلاح قانون اساسي برخوردار نيستند. مبارك تنها در سالهاي 2004 و 2005 با باز شدن فضاي سياسي اين كشور موافقت كرد، اما بلافاصله پس از آن تسلط كامل خود را بر عرصه سياسي اين كشور تداوم بخشيد. مبارك بلافاصله از تمام اهرمهاي سياسي براي تثبيت قدرت خود استفاده كرد و در انتخابات رياست جمهوري سال 2005 توانست 6/88 درصد آرا را كسب كند. همچنين حزب ملي دموكراتيك نيز موفق شد در مجموع از 454 كرسي مجمع ملي مصر 311 كرسي آن را به دست آورد. عمر حمزوي از كارشناسان ارشد بنياد صلح كارنگي ميگويد: «انتخابات دوره قبل ضربه سختي به گروههاي مخالف مصري وارد كرد. به نظر من جناح مخالف فاقد شخصيتهاي محوري مردمي است. همچنين رهبران اين جناح از فقدان ايدههاي مناسب و كارآمد رنج ميبرند. از ديگر مشكلات اين جناح عدم برخورداري از حمايت كافي مردمي است.» البرادعي همانطور كه بارها تاكيد كرده است براي اين كه بتواند قانون اساسي مصر را تغيير دهد ناچار است از ميان مقامات بلندپايه دولتي متحديني براي خود پيدا كند، اما وي در حال حاضر فاقد اين توانمندي است. شرايط خود البرادعي نيز براي ايفاي نقش مناسب در عرصه مناسبات سياسي مصر بر اين دشواريها افزوده است. وي اعلام كرده است تنها در شرايطي وارد رقابتهاي انتخاباتي خواهد شد كه اصلاحات گستردهاي در قانون اساسي مصر انجام شود؛ امري كه رژيم مبارك بارها به صراحت با آن به مخالفت پرداخته است و اعلام كرده كه اين اصلاحات تنها پس از انتخابات 2011 ميتواند جنبه عملي به خود بگيرد. هنوز كسي نميداند آيا البرادعي واقعا درصدد يافتن حامياني براي اعمال اين تغييرات است يا نه. حمزوي ميگويد اين كه از مبارك بخواهيم براي وارد شدن البرادعي به عرصه انتخابات قوانين انتخابات را تغيير دهد امري بسيار غيرواقعي و نادرست است. به نظر ميآيد البرادعي بايد واقعبين باشد، به مبارزه خود ادامه دهد و رهبري جنبش مخالفين را نيز برعهده بگيرد. البرادعي در مصاحبه اخير خود با فارين پالسي از فشارها براي شركت در انتخابات رياست جمهوري خبر داد و گفت كه وي تمايل فراواني براي كنارهگيري از فعاليتهاي سياسي دارد اما نزديكان او را به شركت در انتخابات تشويق ميكنند. همچنين خودداري البرادعي از ايراد سخنراني در فرودگاه قاهره كه موجب دلخوري حاميان وي نيز شد هم يكي ديگر از نشانههاي بيميلي وي براي شركت در انتخابات است. سوال اصلي اينجاست كه آيا رژيم مبارك فضاي سياسي لازم را براي انجام اصلاحات در اختيار البرادعي قرار خواهد داد؟ با اين تفاسير فعاليتهاي انتخاباتي رياست جمهوري سال 2011 آغاز خواهد شد و حتي اگر هم البرادعي بيش از اندازه گرفتار حاشيهها باشد باز هم بازگشت وي به مصر ميتواند موجب تحرك در فضاي سياسي آرام و بيتحرك اين كشور شود.»
به باور بسياري، حسني مبارك درصدد جانشيني جمال پسر خود در كرسي رياست جمهوري مصر در انتخابات سال 2011 است؛ اما البرادعي در دسامبر گذشته، خبري غيرمنتظره داد كه باعث به هم ريختن تمام طرحهاي وي شد. البرادعي در آن زمان گفت كه اگر چنانچه دولت نسبت به سلامت انتخابات تضمين دهد و بخشي از مواد قانون اساسي مصر را اصلاح كند، وي نيز در انتخابات آتي رياست جمهوري مصر شركت خواهد كرد. دوره سوم رياست البرادعي بر آژانس بينالمللي انرژي اتمي روز 30 نوامبر 2009 به پايان رسيد. البرادعي در ماه ژانويه در مصاحبه با فارين پالسي به تشريح اقدامات خود در آژانس و همچنين وضعيت آينده خود در نظام سياسي مصر پرداخت. هيچ شكي نيست كه سخنان البرادعي براي بازگشت به فعاليتهاي سياسي در مصر با واكنشهاي متفاوتي مواجه شده است. به عنوان نمونه كمپين اينترنتي كه در حمايت از البرادعي تشكيل شده است، هماكنون 60 هزار عضو دارد؛ اما سوال اينجاست كه چند نفر از اين اعضا حاضرند كه به مقابله با سركوبهاي احتمالي دولت مصر بپردازند.
عمر چوبكي از تحليلگران مركز مطالعات راهبردي و سياسي الاهرام در اين مورد ميگويد: در مصر يك فاصله و شكاف عميق بين زندگي مجازي و واقعيت وجود دارد؛ چراكه بسياري از مردم در اينترنت از اين جنبش حمايت ميكنند؛ اما اكثريت آنها هيچگاه به خيابانها نميآيند؛ اما تاكنون شور و اشتياق مردم براي حمايت از فعاليتهاي انتخاباتي البرادعي فراتر از حد تصورها بوده است. به نظر ميرسد ترس از سركوبي احتمالي توسط دولت مصر بخصوص پس از دستگيري دو فعال عضو جنبش 6 آوريل هم در اراده حاميان البرادعي تاثير چنداني نداشته است.
حسن نافع، از استادان علوم سياسي دانشگاه قاهره ميگويد: درخواست دولت مصر براي فرود ديرهنگام پرواز البرادعي به خاطر ترس از حضور گسترده مردم بود. البته اين امر تا حدودي به سود البرادعي تمام شد؛ چراكه مردم متوجه شدند كه امنيت فرودگاه تامين شده است و به سايرين اطلاع دادند كه نيروهاي امنيتي هيچگونه مداخلهاي در اين امر ندارند. از اينرو جمعيت قابل ملاحظهاي براي استقبال از البرادعي به فرودگاه رفتند. نيروهاي امنيتي مصر تلاش فراواني براي متقاعد ساختن البرادعي كردند تا از طريق سالن ويآيپي فرودگاه را ترك كند اما وي اين خواسته آنها را نپذيرفت. جمعيت استقبالكننده از البرادعي مانع خروج وي از لابي فرودگاه شد و وي نيز ناچار شد از طريق يك خروجي ديگر از فرودگاه خارج شود. البرادعي در واقع با اين اقدام خود از سخنراني براي طرفداران خود طفره رفت. چنانچه البرادعي تصميم خود براي شركت در انتخابات رياست جمهوري مصر را قطعي كند مطمئنا يك عامل بسيار قوي حامي و پشتيبان وي در اين رقابت خواهد بود و آن هم اشتياق وافر مردم مصر به انجام اصلاحات در اين كشور پس از نزديك به 3 دهه رياست جمهوري مبارك است. سعدالدين ابراهيم يكي از جامعهشناسان و همچنين ناراضيان مصري ميگويد: «مردم مصر نه تنها از خود مبارك بلكه از اقدامات همسر و دو پسر وي نيز به ستوه آمدهاند.
وي همچنين ميگويد البرادعي هماكنون از تمامي امكانات برخوردار است. تنها سوالي كه در اين ميان وجود دارد، اين است كه آيا البرادعي ميتواند بر موانع موجود غلبه كند و آيا از توانمندي كافي براي ايجاد اشتياق در ميان مردم مصر برخوردار است؟» اما موانع پيش روي البرادعي نيز بسيار زياد است و وي براي اين كه بتواند قدرت را از دستان خانواده مبارك بگيرد با دشواريهاي بسياري روبهروست.
البرادعي براي اين كه بتواند از پتانسيل بالايي كه در جريان استقبال از وي در فرودگاه قاهره به وجود آمد، استفاده مناسبي بكند با چالشهاي بسيار زياد و دشواري روبهرو است. قوه قهريه و محدوديتهاي قانوني كه توسط رژيم مبارك ايجاد شده و همچنين شكاف موجود در ميان گروههاي مخالف مبارك يا حتي ترديد و دودلي خود البرادعي براي ايفاي نقش اساسي در نظام سياسي مصر از جمله اين چالشها به حساب ميآيد.
البرادعي هماكنون از تمامي امكانات برخوردار است. تنها سوالي كه در اين ميان وجود دارد اين است كه آيا او ميتواند بر موانع موجود غلبه كند و آيا از توانمندي كافي براي ايجاد اشتياق در ميان مردم مصر برخوردار است؟
در اين ميان پليس مصر نيز از ابزارهاي كافي براي متوقف ساختن فعاليتهاي سياسي البرادعي برخوردار است. ابراهيم كه خود با تاكتيكهاي سركوبگرانه رژيم مصر بخوبي آشناست و در سال 2008 به اتهام افترا به رژيم مصر از سوي دادگاه اين كشور به 2 سال زندان محكوم شد، در اين مورد ميگويد: «رژيم مصر از راههاي متعددي ميتواند شرايط و عرصه را براي البرادعي تنگ و دشوار كند. دولت در ابتدا شايعههاي مختلفي راجع به البرادعي و خانوادهاش منتشر ميكند، پس از آن ميگويند كه وي مدت زمان زيادي در خارج از مصر به سر برده است و از اين رو از صلاحيت كافي براي اداره كشور برخوردار نيست و در نهايت نيز رژيم مصر از حربه تهديد و ارعاب بر ضد البرادعي و خانوادهاش استفاده خواهد كرد.»
اما رژيم مصر تنها از ابزارهاي امنيتي بر ضد مخالفان خود بهره نخواهد گرفت بلكه از وكلاي حامي خود نيز در اين مبارزه استفاده خواهد كرد. در اصل 76 قانون اساسي مصر تصريح شده است كه كانديداهاي رياست جمهوري بايد حداقل يك سال پيش از شركت در انتخابات رياست جمهوري از رهبران ارشد يكي از احزاب قانون اين كشور باشند. نكته مهم اينجاست شهرونداني كه درصدد تشكيل يك حزب ميباشند بايد موافقت كميسيون احزاب را جلب كنند. اين كميسيون نيز تحت تسلط حزب ملي دمكراتيك حسني مبارك قرار دارد. از اين رو رژيم مصر با اين شرايط كه البرادعي در مصاحبه با روزنامه الشروق از آن با عنوان «شرايط خندهدار» ياد ميكند، ميتواند روند انتخابات رياست جمهوري را تحت كنترل كامل خود در بياورد. البرادعي همچنين در مصاحبه خود با فارين پالسي در اين مورد ميگويد طبق اصول قانون اساسي مصر، من تنها در شرايطي ميتوانم كانديداي رياست جمهوري شوم كه عضو يك حزب قانوني باشم. به نظر اين امر با اصول دموكراتيك مغاير است. به نظر ميرسد با توجه به شرايط موجود، مخالفين رژيم مصر از شانس زيادي براي تغيير اين موانع و اصلاح قانون اساسي برخوردار نيستند. مبارك تنها در سالهاي 2004 و 2005 با باز شدن فضاي سياسي اين كشور موافقت كرد، اما بلافاصله پس از آن تسلط كامل خود را بر عرصه سياسي اين كشور تداوم بخشيد. مبارك بلافاصله از تمام اهرمهاي سياسي براي تثبيت قدرت خود استفاده كرد و در انتخابات رياست جمهوري سال 2005 توانست 6/88 درصد آرا را كسب كند. همچنين حزب ملي دموكراتيك نيز موفق شد در مجموع از 454 كرسي مجمع ملي مصر 311 كرسي آن را به دست آورد. عمر حمزوي از كارشناسان ارشد بنياد صلح كارنگي ميگويد: «انتخابات دوره قبل ضربه سختي به گروههاي مخالف مصري وارد كرد. به نظر من جناح مخالف فاقد شخصيتهاي محوري مردمي است. همچنين رهبران اين جناح از فقدان ايدههاي مناسب و كارآمد رنج ميبرند. از ديگر مشكلات اين جناح عدم برخورداري از حمايت كافي مردمي است.» البرادعي همانطور كه بارها تاكيد كرده است براي اين كه بتواند قانون اساسي مصر را تغيير دهد ناچار است از ميان مقامات بلندپايه دولتي متحديني براي خود پيدا كند، اما وي در حال حاضر فاقد اين توانمندي است. شرايط خود البرادعي نيز براي ايفاي نقش مناسب در عرصه مناسبات سياسي مصر بر اين دشواريها افزوده است. وي اعلام كرده است تنها در شرايطي وارد رقابتهاي انتخاباتي خواهد شد كه اصلاحات گستردهاي در قانون اساسي مصر انجام شود؛ امري كه رژيم مبارك بارها به صراحت با آن به مخالفت پرداخته است و اعلام كرده كه اين اصلاحات تنها پس از انتخابات 2011 ميتواند جنبه عملي به خود بگيرد. هنوز كسي نميداند آيا البرادعي واقعا درصدد يافتن حامياني براي اعمال اين تغييرات است يا نه. حمزوي ميگويد اين كه از مبارك بخواهيم براي وارد شدن البرادعي به عرصه انتخابات قوانين انتخابات را تغيير دهد امري بسيار غيرواقعي و نادرست است. به نظر ميآيد البرادعي بايد واقعبين باشد، به مبارزه خود ادامه دهد و رهبري جنبش مخالفين را نيز برعهده بگيرد. البرادعي در مصاحبه اخير خود با فارين پالسي از فشارها براي شركت در انتخابات رياست جمهوري خبر داد و گفت كه وي تمايل فراواني براي كنارهگيري از فعاليتهاي سياسي دارد اما نزديكان او را به شركت در انتخابات تشويق ميكنند. همچنين خودداري البرادعي از ايراد سخنراني در فرودگاه قاهره كه موجب دلخوري حاميان وي نيز شد هم يكي ديگر از نشانههاي بيميلي وي براي شركت در انتخابات است. سوال اصلي اينجاست كه آيا رژيم مبارك فضاي سياسي لازم را براي انجام اصلاحات در اختيار البرادعي قرار خواهد داد؟ با اين تفاسير فعاليتهاي انتخاباتي رياست جمهوري سال 2011 آغاز خواهد شد و حتي اگر هم البرادعي بيش از اندازه گرفتار حاشيهها باشد باز هم بازگشت وي به مصر ميتواند موجب تحرك در فضاي سياسي آرام و بيتحرك اين كشور شود.»
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


