انتقاد سلطانيه از ادعاهاي تکراري گزارش آمانو
نماينده ايران در آژانس بين المللي انرژي اتمي در جلسه توجيهي دبيرخانه آژانس با تاکيد بر اينکه ايران آماده ارائه داوطلبانه هرگونه اطلاعات از معادن اورانيوم و راکتور آب سنگين اراک به آژانس است از طرح ادعاهاي تکراري و غير منطقي در گزارش اخير آمانو به شدت انتقاد کرد.
به گزارش مهر ، علي اصغر سلطانيه در جلسه توجيهي دبيرخانه آژانس بين المللي انرژي اتمي که روز چهارشنبه با حضور نمايندگان کشورهاي عضو شوراي حکام برگزار شد ، سخنان خود را با طرح چند پرسش به اين ترتيب آغاز کرد: آيا از هنگام گزارش قبلي و از همگام آغاز کار مديرکل جديد بازرسان آژانس به جز فعاليت هاي غني سازي تا سطح 20 درصد هيچگونه تحول جديدي را مشاهده کرده و گزارش داده اند؟ آري يا خير؟ آيا هيچ تحول مهمي در ايران در ارتباط با فعاليت هاي هسته اي هنگام گزارش قبلي مديرکل وجود داشته است؟ آيا شما مواد مرتبط با تسليحات هسته اي يا مواد هسته اي که به سوي مقاصد نظامي انحراف داشته اند را در ايران يافته ايد؟
وي افزود: موضوع روشن و پاسخ خير است. اما رسانه ها اين موضوع را درک نکرده اند. حال آيا تحول جديدي در مورد مطالعات ادعايي وجود داشته است؟ از هنگام گزارش قبلي در مورد به اصطلاح لپ تاپ آمريکايي آيا هيچ تحولي رخ داده است؟ در واقع هيچ تحولي نبوده است و ما در اين مورد با شما هيچ گفتگويي نداشته ايم.
سلطانيه گفت: من در مورد مطالعات ادعايي مرتبط با لپ تاپ آمريکايي صحبت مي کنم زيرا مي خواهم دو مورد را از هم تفکيک کنم و براي دوستان حاضر در جلسه روشن سازم که دو مورد متفاوت وجود دارد. يک مورد هماني است که قبلاً نيز گرفته ايم که مي توانيم گفتگو داشته باشيم و ديگري موضوعي است که پيش تر نهايي شده و خاتمه يافته است. آيا قبول داريد که مطالعات ادعايي بخشي از سندي بوده که ايران و آژانس در خصوص آن توافق کرده اند. مي بينيم که شما با حرکت سر تاييد مي کنيد. حال سئوال اين است که آيا آژانس شرح وظايف خود را براساس برنامه مندرج در سند INFCRIC/711 به انجام رسانده است. زيرا ما صرفاً مدارکي که شما در قالب نمايش power point ارايه کرديد را مشاهده کرديم و پاسخ خود را در قالب يک متن 117 صفحه اي به شما منعکس ساختيم.
نماينده ايران در آژانس گفت: شما تاييد کرده ايد که ما اين گزارش 117 صفحه اي را به شما ارايه داده و طي آن به صورت مکتوب توضيح داده ايم که چرا اين مطالب را ساختگي و سرهم بندي شده مي دانيم. ولي گزارش آقاي آمانو که به ميليونها نفر عرضه شده اين گونه مي نماياند که ايران آنقدر ساده نگر است که صرفاً مي گويد اين مطالب ساختگي و سرهم بندي شده هستند و همکاري لازم را با آژانس انجام نداد است. در حالي که ما همکاري کرده ايم و 7 جلسه ملاقات داشته و صدها ساعت وقت صرف کرده ايم و در يک متن 117 صفحه اي توضيح داده ايم که به چه دلايلي اين مطالب ساختگي و سرهم بندي شده هستند. آيا قبول داريد که مديرکل قبلي آقاي البرادعي موافق بود و در گزارشهاي خود اشاره نمود که اين مطالب فاقد سنديت هستند؟ لذا از آقاي آمانو مي خواهيم اين مورد را که ايشان فراموش کرد در گزارش خود بياورد، گزارش نمايد.
وي اضافه كرد: سئوال بعدي اين است ، از آنجا که هر دوي ما در جلسات مذاکرات تهران حضور داشتيم جلساتي که طي آن شما اسناد را در قالب نمايش power point به ما نشان داديد، آيا تاييد مي کنيد که هيچ يک از اين مدارکي که نشان داديد و به طور مثال مکاتبات وزارت دفاع با بخش صنعتي بوده داراي مهر طبقه بندي شده نبوده اند؟ در حالي که ادعا مي شود اين مدارک فوق سري در مورد تسليحات هسته اي هستند. شما و همکارانتان در آن جلسه ملاقات مشاهده کرديد که هيچ يک از اين اسناد داراي مهر طبقه بندي نبوده اند. با توجه به مطالبي که گفتم آيا شما قبول داريد هنگامي که ما داشتيم در مورد مطالعات ادعايي گفتگو مي کرديم آقاي هاينونن که خوشبختانه اکنون در اينجا حضور دارند گفت چند سئوال وجود دارند و آيا مي توانند آنها را مطرح سازند. ما پاسخ داديم مي توانيم اينها را هنگامي که در مورد برنامه عمل مذاکره مي کنيم مطرح سازيد زيرا برنامه عمل متني بود در سطح عالي رتبه بين مديرکل آژانس و دبير شوراي عالي امنيت ملي ايران مورد توافق قرار گرفته بود. به شما گفتيم ابتدا اجازه دهيد اين مورد مطالعات ادعايي مرتبط با لپ تاپ آمريکايي را خاتمه دهيم و آنگاه براي گفتگو با شما آمادگي داريم لذا صبر کرديم تا موضوع مربوط به لپ تاپ خاتمه يابد. آيا قبول داريد که ما انعطاف نشان داديم و موارد ديگري که مطرح شده ربطي به مطالب لپ تاپ نداشته بلکه در مورد خريدها و اين گونه مسايل بوده اند.
آيا قبول داريد که موضوعاتي از قبيل خروج انفجار و موشک که قطعاً خارج از حيطه دستور کار آژانس قرار دارند براي اوين بار نيست که مطرح مي شوند. اين موضوعات را در سال 2008 مطرح ساختيد ولي با درج آن در اين گزارش تمام جهان به اشتباه افتاده و تصور مي کنند براي اولين بار است که آژانس دارد موضوع خروج انفجاري و موشک را مطرح مي سازد.
سلطانيه گفت : اين همان موردي است که شما در گزارش خود و مديرکل قبلي نيز از آن به عنوان «منابع متفاوت» نام مي برد زيرا مطالب لپ تاپ تنها از يک منبع ناشي مي شود که همان لپ تاپ آمريکايي است. ديگر موارد برخي ادعايي مربوط به خريد اقلام چند منظوره است و به شما گفتم که حتي برخي اين اقلام در بيمارستانها مورد استفاده قرار ميگيرند لذا ابتدا بگذاريد اين مسئله لپ تاپ آمريکايي را خاتمه دهيم آنگاه آماده هستيم در مورد خريدهايي که شما تصور مي کنيد براي مقاصد نظامي بوده ابهام زدايي نماييم. از آن هنگام تا کنون ما هنوز منتظر هستيم که به اين موضوع مسخره لپ تاپ خاتمه دهيد که البته براساس برنامه عمل خاتمه يافته تلقي مي شود.
نماينده ايران در آژانس بين المللي انرژي اتمي افزود: اما در مورد غني سازي تا سطح 20 درصد امروز در نظر دارم مکاتبات محرمانه اي که در اين خصوص انجام شده را همراه با توضيحات روشنگرانه توزيع نموده و براي همکاران محترم مطالب را توضيح دهم. زيرا لازم است که اين توضيحات به صورت کتبي منتشر شود و در دسترس همگان قرار گيرد تا شما دوستان حاضر در جلسه بتوانيد در گزارش هاي خودتان به مراکز از آن استفاده نماييد و کارتان تسهيل شود شما ملاحظه مي کنيد که در نامه مورخ 7 فوريه 2010 مديرکل بخش پادمان هسته اي سازمان انرژي اتمي ايران به ناکارتس در مورد اعلام جناب آقاي رئيس جمهور در خصوص توليد سوخت لازم براي استفاده راکتور تحقيقاتي تهران. اين نکته مهم است زيرا مشخص مي سازد که غني سازي تا سطح 20 درصد منحصراً براي تامين سوخت راکتور تحقيقاتي تهران است. (قرائت بخش مربوط به ارايه DIQ) اين به معناي آن است که ايران يک کشور کامل مسئول است و ما اطلاعات طراحي بازنگري شده را در همان زمان به آژانس ارايه داديم. اين اطلاعات يک متن حجيم بود که من آن را به آقاي ناکارتس تحويل دادم. لذا ما وظيفه خودمان را به انجام رسانديم. سپس نامه بعدي ارسال شد. اين نامه به تاريخ 8 فوريه است ما در اين نامه اعلام نموديم (قرائت متن نامه 8 فوريه مديرکل بخش پادمان هسته اي سازمان انرژي اتمي ايران به ناکارتس) لطفاً به اين نکته توجه نماييد که در اين نامه ذکر شده است که اين فعاليتها براي تاريخ 9 فوريه برنامه ريزي شده اند لذا درخواست مي شود که اين فعاليتها به اطلاع بازرسان آژانس رسانده شد و آنها در تاريخ 9 فوريه در سايت حاضر باشند.
سلطانيه گفت : بدين ترتيب همه چيز به خوبي سازماندهي شده بود. آقاي ناکارتس با کارآمدي عملي کرد و بي درنگ به ما پاسخ داد. وي در نامه مورخ 8 فوريه 2010 به ما اطلاعداد که بازرسان دستور يافته اند که در تاريخ 9 فوريه 2010 در FEP حضور يافته و تا مهر و موم سيلند 30B حاوي LEU را بردارند (قرائت نامه مورخ 8 فوريه ناکارتس به مديرکل بخش پادمان هسته اي سازمان انرژي اتمي ايران) در اين نامه همچنين آمده است که بازرسان در همان روز تمامي اقدامات لازم براي اينکه اجازه دهند اپراتور دورريز سيلندر 30B را از جعبه ها جدا نمايد، به انجام خواهند رساند. ما در آن تاريخ نامه ديگري از آژانس دريافت نداشتيم که اعلام نمايد اين فعاليتها تا زماني که مذاکرات در خصوص رويه پادماني جديد انجام نشود نمي بايستي آغاز شود. موضوعي که البته تازه ديروز از شما دريافت کرديم و همانطور که شما به درستي اشاره کرديد در تهران بلافاصله مذاکره در مورد ان شروع شده است. همه چيز به خوبي سازماندهي شده بود و اين يک مسئله فني است. بايستي همکاري بسيار آرام و رواني را با هم داشته باشيم. ولي در اين گزارش که در سايت GovAtom آژانس منتشر شده و ميليونها نفر آن را مي بينند، اين يکي از مشکلات عمده است. مطلابي آمده است که دشواريهايي براي ادامه اين همکاري ايجاد نموده است.
وي افزود: در خصوص سايت فرودو، آقاي ناکارتس لطفاً آنچه را که مي گويم تاييد يا تکذيب نماييد. بعد از اينکه شما در تهران به ما گفتيد که اطلاعاتي داريم و من پاسخ دادم لطفاً اين ادعاها را رها کنيد و اين سايت براي بازديد شما باز است. ما اطلاعات بسياري را پيشاپيش به شما ارايه داده ايم و گفته ايم که مواد هسته اي و سانتريفيوژي در اين سايت وجود ندارد. لذا لطفاً بازرسي عادي را انجام دهيد. من به شما اطلاع دادم که براي بازديد شما از اين سايت چک سفيد به شما داده ايم و هرگاه خواستيد مي توانيد از آن بازديد نماييد ولي لطفاً ادعاها از منابع ديگر، از گروهاي تروريستي و يا از آمريکايي ها از اينجا و آنجا به ميان نياوريد. شما فقط درخواست خود را بگوييد شما و همکارانتان 4 روز را در آنجا سپري کرديد. وقتي شما موضوع برخي منابع اطلاعاتي را مطرح کرديد به شما گفتم که بله اين سايت قبل از سال 2007 وجود داشته است. هنگامي که در روز دوم بازديد و پس از توضيحاتي که مهندس مسئول ارايه داد شما دقيقاً از محل مناسبي بازديد کرديد از يک تونل که شما دريافتيد که شکل آن به گونه اي نيست که سازمان انرژي اتمي خواسته باشد اين محل را براي خودش احداث نمايد. اين امر اظهارات ما را تاييد کرد که گفته بوديم اين محل، يکي از آن دو تونل از قبل و به منظور فراهم ساختن تدابير دفاعي نهادهاي راهبردي مختلف ايران در مقابل حمله نظامي به کشور احداث شده است و در نيمه دوم سال 2007 اين محل به سازمان انرژي اتمي اختصاص يافته است. اگر واقعاً سازمان انرژي اتمي مي خواست از ابتدا اين محل را براي فعاليت خودش احداث کند مي بايست تونل را به گونه اي ديگر طراحي مي کرد که مشکل ساز نباشد. همان موردي که شما مورد توجه قرار داديد. بنابراين صرفاً استناد به زماني که اين حفاري ها انجام شده منصفانه نيست. ولي همکاران محترم همکاري بسيار ما و ارايه اطلاعات از سوي ما در مورد سايت فرودو و 18 ماه زودتر از موعد مقرر کار اشتباهي بوده است. اکنون براي ديگر سايت ها ما صرفاً از مقررات پادمان جامع پيروي خواهيم کرد. يعني اطلاع به آژانس 180 روز قبل از تزريق مواد هسته اي در آن.
سلطانيه گفت: در خصوص توليد سوخت يک سئوال ساده مطرح است ما راکتور آب سنگين IR-40 را داريم. در ابتدا شوراي حکام از ايران درخواست نمود در تصميم خود در اين خصوص تجديدنظر نمايد. وقتي موضوع برنامه هسته اي ايران به نيويورک رفت که فضاي سياسي در آن حاکم است گفته شد که ايران بايستي احداث راکتور آب سنگين IR-40 را تعليق نمايد. حال شما مي گوييد به اطلاعات نياز داريد و بايستي از راکتور آب سنگين و همچنين از کارخانه توليد آب سنگين بازديد نماييد. هدف از اين درخواست چيست؟ صادقانه بگويم براساس قطعنامه شوراي امنيت هدف اين است که ببينيد آيا ايران کار را به حال تعليق درآورده است؟ اين تنها هدفي است که براي آن شما خواهان دريافت اطلاعات و انجام بازديد هستيد. نيازي نيست که شما اين کار را انجام دهيد و منابع مالي آژانس به هدر برود. ما رسماً اعلام کرده ايم که بر خلاف درخواست قطعنامه شوراي امنيت ما اين کار با به حال تعليق در نخواهيم آورد و به کار ادامه خواهيم داد. لذا شما مي توانيد ادامه کار را از طريق تصاوير ماهواره اي ملاحظه نماييد و شما مي توانيد درخواست خود را به شيوه ديگري انجام دهيد.
وي افزود: شما مي گوييد مي خواهيد بدانيد آيا کار احداث در حال انجام است؟ ما به شما رسماً اعلام مي کنيم که آري در حال انجام است. و لذا نيازي به بازديد از آنجا نيست. اينکه چرا بار قبل اجازه بازديد را داديم به اين دليل بود که شما به صورت دوستانه درخواست کرديد که آيا ممکن است از راکتور آب سنگين بازديد داشته باشيد ما هم پاسخ داديم اگرچه موظف به اين اقدام نيستيم ولي درخواست شما را مي پذيريم و به شما خوشامد گفتيم. هفته قبل شما نامه اي را براي ما فرستاديد و در آن مفاد قطعنامه شوراي امنيت را نقل کرديد. امري که براي اولين بار اتفاق مي افتد و براي جاي تعجب دارد. نمي دانم چرا از زماني که مديرکل جديد کار خود را آغاز کرده در مکاتبات پادماني آژانس مفاد قطعنامه هاي شوراي امنيت نقل مي گردد. چنين مواردي هرگز قبلاً اتفاق نيفتاده است و من در اين مورد با آقاي آمانو صحبت خواهم داشت. در پايان اين نامه پس از استناد به قطعنامه شوراي امنيت شما پرسيده ايد که آيا مي توانيد از راکتور IR-40 و کارخانه توليد آب سنگين بازديد نماييد. پاسخ منفي است اگر صرفاً مي خواهيد با استناد به قطعنامه شوراي امنيت اين بازديد را انجام دهيد پاسخ منفي است ولي اگر درخواست داريد به عنوان يک اقدام شفاف سازي، داوطلبانه و مبتني بر همکاري اين اقدام انجام شود در اين صورت به شما خوشامد مي گوييم.
نماينده ايران در آژانس در بخش ديگري از سخنان خود گفت : در مورد بند 46 گزارش مديرکل نکاتي دارم. من قبلاً در اين مورد با مديرکل صحبت داشته ام. اين يک اشتباه فني و حقوقي در اين گزارش است زيرا دو مورد کاملاً متفاوت وجود دارد. مديرکل سابق در گزارشهاي خود در برخورد با آنها مبتني بر يک رويکرد پادماني و مفاد موافقتنامه پادمان بسيار محتاط بود. يک موضوع، مسئله مواد هسته اي اعلام شده است که قاعدتاً بايستي به موجب موافقتنامه پادمان مورد نظارت و بازرسي قرار داشته باشد. آقاي ناکارتس آيا قبول داريد که تمامي مواد هسته اي در ايران مورد بازرسي و راستي آزمايي قرار گرفته و هيچ انحرافي به سوي مقاصد نظامي نداشته اند؟ حال مسئله ديگر مواد هسته اي اظهار نشده است. مديرکل سابق از عبارتي استفاده مي کرد که همگان ملاحظه نموده اند.«ارايه تضمين در مورد عدم وجود مواد هسته اي اظهار نشده» و اين مسئله اي است که با پروتکل الحاقي ارتباط مي يابد. اگرچه ما از اين موضوع خوشمان نمي آيد ولي براي ما قبل فهم است و منطبق با قواعد حقوقي و ادبيات پادماني است ولي مديرکل در اين گزارش خود مي گويد که مطمئن نيست آيا تمام مواد هسته اي ايران در فعاليتهاي صلح آميز قرار دارند يا خير؟ اين يک امر باورنکردني است. قاعدتاً موضوع مي بايستي در بخش مربوط به پروتکل الحاقي مورد اشاره قرار گيرد و مديرکل مي توانست در چارچوب ادبيات پادماني از اين عبارت استفاده کند که مثلاً تا زماني که ايران يا هر کشوري پروتکل الحاقي را به اجرا در نياورد نمي توانيم در مورد عدم وجود مواد هسته اي اظهار نشده تضمين معتبر ارايه نماييم. حال اين نکته قابل فهم نيست و متاسفانه در اسلايدي که به نمايش گذاشته ايد نيز اين اشتباه مجدداً تکرار شده است. اين اشتباه بايستي تصحيح شود.
سلطانيه گفت: آيا قبول داريد که موضوعاتي از قبيل خروج انفجار و موشک که قطعاً خارج از حيطه دستور کار آژانس قرار دارند براي اوين بار نيست که مطرح مي شوند. اين موضوعات را در سال 2008 مطرح ساختيد ولي با درج آن در اين گزارش تمام جهان به اشتباه افتاده و تصور مي کنند براي اولين بار است که آژانس دارد موضوع خروج انفجاري و موشک را مطرح مي سازد. از شما درخواست مي کنيم با ارايه جزئيات و توضيحات فني مربوطه در اين گونه جلسات توجيهي به منظور رفع ابهامات مخالفتي ندارم، ولي درج چنين مطالبي در گزارش مديرکل موجب مي شود ميليونها نفر از ديپلماتها گرفته تا مردم عادي دچار ابهام شوند. اين امر مشکلات سياسي ايجاد خواهد نمود و قطعاً موجب ايجاد موانعي در راه همکاري ما با شما خواهد شد. ما خواهان حفظ و همکاري و روابط مناسب با آژانس هستيم.
وي در بخش پاياني سخنان خود گفت : فکر مي کنم چند مورد وجود دارد که بايستي اظهارات شما (هاينونن) را تصحيح نمايم. نخست اينکه برنامه عمل مندرج در سند INFCRIC/711 در دسترس همگان قرار دارد و همگان مي توانند آن را مطالعه نمايند.
ما راکتور آب سنگين IR-40 را داريم. در ابتدا شوراي حکام از ايران درخواست نمود در تصميم خود در اين خصوص تجديدنظر نمايد. وقتي موضوع برنامه هسته اي ايران به نيويورک رفت که فضاي سياسي در آن حاکم است گفته شد که ايران بايستي احداث راکتور آب سنگين IR-40 را تعليق نمايد. حال شما مي گوييد به اطلاعات نياز داريد و بايستي از راکتور آب سنگين و همچنين از کارخانه توليد آب سنگين بازديد نماييد. هدف از اين درخواست چيست؟
سلطانيه اضافه كرد: هيچ موردي در اين متن به صورت تعليق شده وجود ندارد که به خاطر آن ما بخواهيم مواردي را به آن اضافه کنيم. اين متن خيلي روشن است. در زمان توافق در مورد اين متن تنها مدير بخش پادمان حضور نداشت بلکه آقاي چروني مدير بخش سياستگذاري و همچنين مدير بخش حقوقي آژانس نيز حضور داشتند. متن خيلي روشن است و در آن در مورد مطالعات ادعايي آمده است که ايران اظهار مي دارد آنها ساختگي و سرهم بندي شده هستند ولي به هر حال آژانس موظف است که اين مدارک را به ايران تحويل بدهد و ايران نيز پس از دريافت اين مدارک ارزيابي خود را ارايه خواهد داد. هيچ مورد اضافه ديگري وجود ندارد. هيچ بازديد، بازديد از سايت، نمونه برداري و مصاحبه وجود ندارد. اين متني است که دقيقاً به تاييد شوراي حکام رسيده است. حال شما مي گوييد که آقاي وعيدي يا شخص ديگري در راهرو با شما صحبتهايي داشته است. من اطلاعي ندارم من مسئول اين کار هستم و چنين خبري را قبلاً نشنيده ام برنامه عمل مي بايستي از سوي ايران و آژانس محترم شمرده شده و رعايت گردد.
وي گفت : وقتي در مورد کد 1/3 صحبت مي کنيم بله اين گفته درست است که اين کد بخشي از موافقتنامه پادمان جامع است و نمي توانيم به طور يکجانبه از اجراي آن عدول نماييم ولي کد اصلاح شده 1/3 يک متن توصيه اي است که در سال 1992 يا بعد از آن توسط شوراي حکام به تصويب رسيد و تنها توصيه اي است که شوراي حکام به عمل آورده و براساس آن درخواست مي کند به جاي اطلاع به آژانس 180 روز قبل از ورود مواد هسته اي به تاسيسات اين کار در اسرع وقت انجام شود. به همين دليل مي گويم که کد اصلاح شده 1/3 واجد همان شرايط وظايف پادماني نيست. تا سال 2002 خيلي از کشورها آن را امضا نکرده و به اجرا در نياورده بودند و در عين حال موافقتنامه پادمان NPT را نيز نقض نکرده بودند. من به طور مفصل در اين باره با بخش حقوقي گفتگو داشته ام و به همين دليل است که بخش حقوقي در قبال آن محتاط است و هرگز عبارت عدم پايبندي يا نقض را در موارد عدم رعايت آن به کار نمي گيرد. ايران کاملاً به کد 1/3 پايبند است و قبل از اينکه موضوع هسته اي ايران به نيويورک فرستاده شود، کد اصلاح شده 1/3 را نيز به طور داوطلبانه اجرا مي کرد. بايستي بين اين دو موضوع تمايز قائل شد.
نماينده ايران در آژانس بين المللي انرژي اتمي خطاب به اولي هاينونن معاون امور پادمان آژانس که رياست جلسه را برعهده داشت ، گفت : نکته ديگري را براي روشن شدن موضوع مطرح مي سازم. تصور کنيد ما از فردا پروتکل الحاقي را به اجرا بگذريم در آن صورت چه مواد ديگري به حيطه نظارت بازرسي و پادماني اضافه مي شود؟ تنها معادن اورانيوم. اين تنها تفاوت است. معادن اورانيوم در چنين حالتي مورد بازرسي قرار خواهند گرفت. ما در واقع به مدت دو سال و نيم خود را به طور داوطلبانه تحت بازرسي آژانس قرار داده بوديم. بازرسان از معادن گچين و ساغند بازديد کردند. حال چنانچه اطلاعاتي را در مورد اين معادن خواسته باشيد، به عنوان يک اقدام داوطبانه و خارج از هرگونه وظيفه قانوني ارايه مي دهيم. حال با درج عبارت تمامي مواد هسته اي در گزارش مديرکل تصور مي شود که اورانيوم با غناي بالا در ايران وجود دارد که خارج از پوشش موافقتنامه پادمان جامع قرار گرفته است. اين کاملاً غلط است و موجب گمراهي افکار عمومي و همچنين ديپلماتها در اينجا خواهد شد.
به گزارش مهر ، علي اصغر سلطانيه در جلسه توجيهي دبيرخانه آژانس بين المللي انرژي اتمي که روز چهارشنبه با حضور نمايندگان کشورهاي عضو شوراي حکام برگزار شد ، سخنان خود را با طرح چند پرسش به اين ترتيب آغاز کرد: آيا از هنگام گزارش قبلي و از همگام آغاز کار مديرکل جديد بازرسان آژانس به جز فعاليت هاي غني سازي تا سطح 20 درصد هيچگونه تحول جديدي را مشاهده کرده و گزارش داده اند؟ آري يا خير؟ آيا هيچ تحول مهمي در ايران در ارتباط با فعاليت هاي هسته اي هنگام گزارش قبلي مديرکل وجود داشته است؟ آيا شما مواد مرتبط با تسليحات هسته اي يا مواد هسته اي که به سوي مقاصد نظامي انحراف داشته اند را در ايران يافته ايد؟
وي افزود: موضوع روشن و پاسخ خير است. اما رسانه ها اين موضوع را درک نکرده اند. حال آيا تحول جديدي در مورد مطالعات ادعايي وجود داشته است؟ از هنگام گزارش قبلي در مورد به اصطلاح لپ تاپ آمريکايي آيا هيچ تحولي رخ داده است؟ در واقع هيچ تحولي نبوده است و ما در اين مورد با شما هيچ گفتگويي نداشته ايم.
سلطانيه گفت: من در مورد مطالعات ادعايي مرتبط با لپ تاپ آمريکايي صحبت مي کنم زيرا مي خواهم دو مورد را از هم تفکيک کنم و براي دوستان حاضر در جلسه روشن سازم که دو مورد متفاوت وجود دارد. يک مورد هماني است که قبلاً نيز گرفته ايم که مي توانيم گفتگو داشته باشيم و ديگري موضوعي است که پيش تر نهايي شده و خاتمه يافته است. آيا قبول داريد که مطالعات ادعايي بخشي از سندي بوده که ايران و آژانس در خصوص آن توافق کرده اند. مي بينيم که شما با حرکت سر تاييد مي کنيد. حال سئوال اين است که آيا آژانس شرح وظايف خود را براساس برنامه مندرج در سند INFCRIC/711 به انجام رسانده است. زيرا ما صرفاً مدارکي که شما در قالب نمايش power point ارايه کرديد را مشاهده کرديم و پاسخ خود را در قالب يک متن 117 صفحه اي به شما منعکس ساختيم.
نماينده ايران در آژانس گفت: شما تاييد کرده ايد که ما اين گزارش 117 صفحه اي را به شما ارايه داده و طي آن به صورت مکتوب توضيح داده ايم که چرا اين مطالب را ساختگي و سرهم بندي شده مي دانيم. ولي گزارش آقاي آمانو که به ميليونها نفر عرضه شده اين گونه مي نماياند که ايران آنقدر ساده نگر است که صرفاً مي گويد اين مطالب ساختگي و سرهم بندي شده هستند و همکاري لازم را با آژانس انجام نداد است. در حالي که ما همکاري کرده ايم و 7 جلسه ملاقات داشته و صدها ساعت وقت صرف کرده ايم و در يک متن 117 صفحه اي توضيح داده ايم که به چه دلايلي اين مطالب ساختگي و سرهم بندي شده هستند. آيا قبول داريد که مديرکل قبلي آقاي البرادعي موافق بود و در گزارشهاي خود اشاره نمود که اين مطالب فاقد سنديت هستند؟ لذا از آقاي آمانو مي خواهيم اين مورد را که ايشان فراموش کرد در گزارش خود بياورد، گزارش نمايد.
وي اضافه كرد: سئوال بعدي اين است ، از آنجا که هر دوي ما در جلسات مذاکرات تهران حضور داشتيم جلساتي که طي آن شما اسناد را در قالب نمايش power point به ما نشان داديد، آيا تاييد مي کنيد که هيچ يک از اين مدارکي که نشان داديد و به طور مثال مکاتبات وزارت دفاع با بخش صنعتي بوده داراي مهر طبقه بندي شده نبوده اند؟ در حالي که ادعا مي شود اين مدارک فوق سري در مورد تسليحات هسته اي هستند. شما و همکارانتان در آن جلسه ملاقات مشاهده کرديد که هيچ يک از اين اسناد داراي مهر طبقه بندي نبوده اند. با توجه به مطالبي که گفتم آيا شما قبول داريد هنگامي که ما داشتيم در مورد مطالعات ادعايي گفتگو مي کرديم آقاي هاينونن که خوشبختانه اکنون در اينجا حضور دارند گفت چند سئوال وجود دارند و آيا مي توانند آنها را مطرح سازند. ما پاسخ داديم مي توانيم اينها را هنگامي که در مورد برنامه عمل مذاکره مي کنيم مطرح سازيد زيرا برنامه عمل متني بود در سطح عالي رتبه بين مديرکل آژانس و دبير شوراي عالي امنيت ملي ايران مورد توافق قرار گرفته بود. به شما گفتيم ابتدا اجازه دهيد اين مورد مطالعات ادعايي مرتبط با لپ تاپ آمريکايي را خاتمه دهيم و آنگاه براي گفتگو با شما آمادگي داريم لذا صبر کرديم تا موضوع مربوط به لپ تاپ خاتمه يابد. آيا قبول داريد که ما انعطاف نشان داديم و موارد ديگري که مطرح شده ربطي به مطالب لپ تاپ نداشته بلکه در مورد خريدها و اين گونه مسايل بوده اند.
آيا قبول داريد که موضوعاتي از قبيل خروج انفجار و موشک که قطعاً خارج از حيطه دستور کار آژانس قرار دارند براي اوين بار نيست که مطرح مي شوند. اين موضوعات را در سال 2008 مطرح ساختيد ولي با درج آن در اين گزارش تمام جهان به اشتباه افتاده و تصور مي کنند براي اولين بار است که آژانس دارد موضوع خروج انفجاري و موشک را مطرح مي سازد.
سلطانيه گفت : اين همان موردي است که شما در گزارش خود و مديرکل قبلي نيز از آن به عنوان «منابع متفاوت» نام مي برد زيرا مطالب لپ تاپ تنها از يک منبع ناشي مي شود که همان لپ تاپ آمريکايي است. ديگر موارد برخي ادعايي مربوط به خريد اقلام چند منظوره است و به شما گفتم که حتي برخي اين اقلام در بيمارستانها مورد استفاده قرار ميگيرند لذا ابتدا بگذاريد اين مسئله لپ تاپ آمريکايي را خاتمه دهيم آنگاه آماده هستيم در مورد خريدهايي که شما تصور مي کنيد براي مقاصد نظامي بوده ابهام زدايي نماييم. از آن هنگام تا کنون ما هنوز منتظر هستيم که به اين موضوع مسخره لپ تاپ خاتمه دهيد که البته براساس برنامه عمل خاتمه يافته تلقي مي شود.
نماينده ايران در آژانس بين المللي انرژي اتمي افزود: اما در مورد غني سازي تا سطح 20 درصد امروز در نظر دارم مکاتبات محرمانه اي که در اين خصوص انجام شده را همراه با توضيحات روشنگرانه توزيع نموده و براي همکاران محترم مطالب را توضيح دهم. زيرا لازم است که اين توضيحات به صورت کتبي منتشر شود و در دسترس همگان قرار گيرد تا شما دوستان حاضر در جلسه بتوانيد در گزارش هاي خودتان به مراکز از آن استفاده نماييد و کارتان تسهيل شود شما ملاحظه مي کنيد که در نامه مورخ 7 فوريه 2010 مديرکل بخش پادمان هسته اي سازمان انرژي اتمي ايران به ناکارتس در مورد اعلام جناب آقاي رئيس جمهور در خصوص توليد سوخت لازم براي استفاده راکتور تحقيقاتي تهران. اين نکته مهم است زيرا مشخص مي سازد که غني سازي تا سطح 20 درصد منحصراً براي تامين سوخت راکتور تحقيقاتي تهران است. (قرائت بخش مربوط به ارايه DIQ) اين به معناي آن است که ايران يک کشور کامل مسئول است و ما اطلاعات طراحي بازنگري شده را در همان زمان به آژانس ارايه داديم. اين اطلاعات يک متن حجيم بود که من آن را به آقاي ناکارتس تحويل دادم. لذا ما وظيفه خودمان را به انجام رسانديم. سپس نامه بعدي ارسال شد. اين نامه به تاريخ 8 فوريه است ما در اين نامه اعلام نموديم (قرائت متن نامه 8 فوريه مديرکل بخش پادمان هسته اي سازمان انرژي اتمي ايران به ناکارتس) لطفاً به اين نکته توجه نماييد که در اين نامه ذکر شده است که اين فعاليتها براي تاريخ 9 فوريه برنامه ريزي شده اند لذا درخواست مي شود که اين فعاليتها به اطلاع بازرسان آژانس رسانده شد و آنها در تاريخ 9 فوريه در سايت حاضر باشند.
سلطانيه گفت : بدين ترتيب همه چيز به خوبي سازماندهي شده بود. آقاي ناکارتس با کارآمدي عملي کرد و بي درنگ به ما پاسخ داد. وي در نامه مورخ 8 فوريه 2010 به ما اطلاعداد که بازرسان دستور يافته اند که در تاريخ 9 فوريه 2010 در FEP حضور يافته و تا مهر و موم سيلند 30B حاوي LEU را بردارند (قرائت نامه مورخ 8 فوريه ناکارتس به مديرکل بخش پادمان هسته اي سازمان انرژي اتمي ايران) در اين نامه همچنين آمده است که بازرسان در همان روز تمامي اقدامات لازم براي اينکه اجازه دهند اپراتور دورريز سيلندر 30B را از جعبه ها جدا نمايد، به انجام خواهند رساند. ما در آن تاريخ نامه ديگري از آژانس دريافت نداشتيم که اعلام نمايد اين فعاليتها تا زماني که مذاکرات در خصوص رويه پادماني جديد انجام نشود نمي بايستي آغاز شود. موضوعي که البته تازه ديروز از شما دريافت کرديم و همانطور که شما به درستي اشاره کرديد در تهران بلافاصله مذاکره در مورد ان شروع شده است. همه چيز به خوبي سازماندهي شده بود و اين يک مسئله فني است. بايستي همکاري بسيار آرام و رواني را با هم داشته باشيم. ولي در اين گزارش که در سايت GovAtom آژانس منتشر شده و ميليونها نفر آن را مي بينند، اين يکي از مشکلات عمده است. مطلابي آمده است که دشواريهايي براي ادامه اين همکاري ايجاد نموده است.
وي افزود: در خصوص سايت فرودو، آقاي ناکارتس لطفاً آنچه را که مي گويم تاييد يا تکذيب نماييد. بعد از اينکه شما در تهران به ما گفتيد که اطلاعاتي داريم و من پاسخ دادم لطفاً اين ادعاها را رها کنيد و اين سايت براي بازديد شما باز است. ما اطلاعات بسياري را پيشاپيش به شما ارايه داده ايم و گفته ايم که مواد هسته اي و سانتريفيوژي در اين سايت وجود ندارد. لذا لطفاً بازرسي عادي را انجام دهيد. من به شما اطلاع دادم که براي بازديد شما از اين سايت چک سفيد به شما داده ايم و هرگاه خواستيد مي توانيد از آن بازديد نماييد ولي لطفاً ادعاها از منابع ديگر، از گروهاي تروريستي و يا از آمريکايي ها از اينجا و آنجا به ميان نياوريد. شما فقط درخواست خود را بگوييد شما و همکارانتان 4 روز را در آنجا سپري کرديد. وقتي شما موضوع برخي منابع اطلاعاتي را مطرح کرديد به شما گفتم که بله اين سايت قبل از سال 2007 وجود داشته است. هنگامي که در روز دوم بازديد و پس از توضيحاتي که مهندس مسئول ارايه داد شما دقيقاً از محل مناسبي بازديد کرديد از يک تونل که شما دريافتيد که شکل آن به گونه اي نيست که سازمان انرژي اتمي خواسته باشد اين محل را براي خودش احداث نمايد. اين امر اظهارات ما را تاييد کرد که گفته بوديم اين محل، يکي از آن دو تونل از قبل و به منظور فراهم ساختن تدابير دفاعي نهادهاي راهبردي مختلف ايران در مقابل حمله نظامي به کشور احداث شده است و در نيمه دوم سال 2007 اين محل به سازمان انرژي اتمي اختصاص يافته است. اگر واقعاً سازمان انرژي اتمي مي خواست از ابتدا اين محل را براي فعاليت خودش احداث کند مي بايست تونل را به گونه اي ديگر طراحي مي کرد که مشکل ساز نباشد. همان موردي که شما مورد توجه قرار داديد. بنابراين صرفاً استناد به زماني که اين حفاري ها انجام شده منصفانه نيست. ولي همکاران محترم همکاري بسيار ما و ارايه اطلاعات از سوي ما در مورد سايت فرودو و 18 ماه زودتر از موعد مقرر کار اشتباهي بوده است. اکنون براي ديگر سايت ها ما صرفاً از مقررات پادمان جامع پيروي خواهيم کرد. يعني اطلاع به آژانس 180 روز قبل از تزريق مواد هسته اي در آن.
سلطانيه گفت: در خصوص توليد سوخت يک سئوال ساده مطرح است ما راکتور آب سنگين IR-40 را داريم. در ابتدا شوراي حکام از ايران درخواست نمود در تصميم خود در اين خصوص تجديدنظر نمايد. وقتي موضوع برنامه هسته اي ايران به نيويورک رفت که فضاي سياسي در آن حاکم است گفته شد که ايران بايستي احداث راکتور آب سنگين IR-40 را تعليق نمايد. حال شما مي گوييد به اطلاعات نياز داريد و بايستي از راکتور آب سنگين و همچنين از کارخانه توليد آب سنگين بازديد نماييد. هدف از اين درخواست چيست؟ صادقانه بگويم براساس قطعنامه شوراي امنيت هدف اين است که ببينيد آيا ايران کار را به حال تعليق درآورده است؟ اين تنها هدفي است که براي آن شما خواهان دريافت اطلاعات و انجام بازديد هستيد. نيازي نيست که شما اين کار را انجام دهيد و منابع مالي آژانس به هدر برود. ما رسماً اعلام کرده ايم که بر خلاف درخواست قطعنامه شوراي امنيت ما اين کار با به حال تعليق در نخواهيم آورد و به کار ادامه خواهيم داد. لذا شما مي توانيد ادامه کار را از طريق تصاوير ماهواره اي ملاحظه نماييد و شما مي توانيد درخواست خود را به شيوه ديگري انجام دهيد.
وي افزود: شما مي گوييد مي خواهيد بدانيد آيا کار احداث در حال انجام است؟ ما به شما رسماً اعلام مي کنيم که آري در حال انجام است. و لذا نيازي به بازديد از آنجا نيست. اينکه چرا بار قبل اجازه بازديد را داديم به اين دليل بود که شما به صورت دوستانه درخواست کرديد که آيا ممکن است از راکتور آب سنگين بازديد داشته باشيد ما هم پاسخ داديم اگرچه موظف به اين اقدام نيستيم ولي درخواست شما را مي پذيريم و به شما خوشامد گفتيم. هفته قبل شما نامه اي را براي ما فرستاديد و در آن مفاد قطعنامه شوراي امنيت را نقل کرديد. امري که براي اولين بار اتفاق مي افتد و براي جاي تعجب دارد. نمي دانم چرا از زماني که مديرکل جديد کار خود را آغاز کرده در مکاتبات پادماني آژانس مفاد قطعنامه هاي شوراي امنيت نقل مي گردد. چنين مواردي هرگز قبلاً اتفاق نيفتاده است و من در اين مورد با آقاي آمانو صحبت خواهم داشت. در پايان اين نامه پس از استناد به قطعنامه شوراي امنيت شما پرسيده ايد که آيا مي توانيد از راکتور IR-40 و کارخانه توليد آب سنگين بازديد نماييد. پاسخ منفي است اگر صرفاً مي خواهيد با استناد به قطعنامه شوراي امنيت اين بازديد را انجام دهيد پاسخ منفي است ولي اگر درخواست داريد به عنوان يک اقدام شفاف سازي، داوطلبانه و مبتني بر همکاري اين اقدام انجام شود در اين صورت به شما خوشامد مي گوييم.
نماينده ايران در آژانس در بخش ديگري از سخنان خود گفت : در مورد بند 46 گزارش مديرکل نکاتي دارم. من قبلاً در اين مورد با مديرکل صحبت داشته ام. اين يک اشتباه فني و حقوقي در اين گزارش است زيرا دو مورد کاملاً متفاوت وجود دارد. مديرکل سابق در گزارشهاي خود در برخورد با آنها مبتني بر يک رويکرد پادماني و مفاد موافقتنامه پادمان بسيار محتاط بود. يک موضوع، مسئله مواد هسته اي اعلام شده است که قاعدتاً بايستي به موجب موافقتنامه پادمان مورد نظارت و بازرسي قرار داشته باشد. آقاي ناکارتس آيا قبول داريد که تمامي مواد هسته اي در ايران مورد بازرسي و راستي آزمايي قرار گرفته و هيچ انحرافي به سوي مقاصد نظامي نداشته اند؟ حال مسئله ديگر مواد هسته اي اظهار نشده است. مديرکل سابق از عبارتي استفاده مي کرد که همگان ملاحظه نموده اند.«ارايه تضمين در مورد عدم وجود مواد هسته اي اظهار نشده» و اين مسئله اي است که با پروتکل الحاقي ارتباط مي يابد. اگرچه ما از اين موضوع خوشمان نمي آيد ولي براي ما قبل فهم است و منطبق با قواعد حقوقي و ادبيات پادماني است ولي مديرکل در اين گزارش خود مي گويد که مطمئن نيست آيا تمام مواد هسته اي ايران در فعاليتهاي صلح آميز قرار دارند يا خير؟ اين يک امر باورنکردني است. قاعدتاً موضوع مي بايستي در بخش مربوط به پروتکل الحاقي مورد اشاره قرار گيرد و مديرکل مي توانست در چارچوب ادبيات پادماني از اين عبارت استفاده کند که مثلاً تا زماني که ايران يا هر کشوري پروتکل الحاقي را به اجرا در نياورد نمي توانيم در مورد عدم وجود مواد هسته اي اظهار نشده تضمين معتبر ارايه نماييم. حال اين نکته قابل فهم نيست و متاسفانه در اسلايدي که به نمايش گذاشته ايد نيز اين اشتباه مجدداً تکرار شده است. اين اشتباه بايستي تصحيح شود.
سلطانيه گفت: آيا قبول داريد که موضوعاتي از قبيل خروج انفجار و موشک که قطعاً خارج از حيطه دستور کار آژانس قرار دارند براي اوين بار نيست که مطرح مي شوند. اين موضوعات را در سال 2008 مطرح ساختيد ولي با درج آن در اين گزارش تمام جهان به اشتباه افتاده و تصور مي کنند براي اولين بار است که آژانس دارد موضوع خروج انفجاري و موشک را مطرح مي سازد. از شما درخواست مي کنيم با ارايه جزئيات و توضيحات فني مربوطه در اين گونه جلسات توجيهي به منظور رفع ابهامات مخالفتي ندارم، ولي درج چنين مطالبي در گزارش مديرکل موجب مي شود ميليونها نفر از ديپلماتها گرفته تا مردم عادي دچار ابهام شوند. اين امر مشکلات سياسي ايجاد خواهد نمود و قطعاً موجب ايجاد موانعي در راه همکاري ما با شما خواهد شد. ما خواهان حفظ و همکاري و روابط مناسب با آژانس هستيم.
وي در بخش پاياني سخنان خود گفت : فکر مي کنم چند مورد وجود دارد که بايستي اظهارات شما (هاينونن) را تصحيح نمايم. نخست اينکه برنامه عمل مندرج در سند INFCRIC/711 در دسترس همگان قرار دارد و همگان مي توانند آن را مطالعه نمايند.
ما راکتور آب سنگين IR-40 را داريم. در ابتدا شوراي حکام از ايران درخواست نمود در تصميم خود در اين خصوص تجديدنظر نمايد. وقتي موضوع برنامه هسته اي ايران به نيويورک رفت که فضاي سياسي در آن حاکم است گفته شد که ايران بايستي احداث راکتور آب سنگين IR-40 را تعليق نمايد. حال شما مي گوييد به اطلاعات نياز داريد و بايستي از راکتور آب سنگين و همچنين از کارخانه توليد آب سنگين بازديد نماييد. هدف از اين درخواست چيست؟
سلطانيه اضافه كرد: هيچ موردي در اين متن به صورت تعليق شده وجود ندارد که به خاطر آن ما بخواهيم مواردي را به آن اضافه کنيم. اين متن خيلي روشن است. در زمان توافق در مورد اين متن تنها مدير بخش پادمان حضور نداشت بلکه آقاي چروني مدير بخش سياستگذاري و همچنين مدير بخش حقوقي آژانس نيز حضور داشتند. متن خيلي روشن است و در آن در مورد مطالعات ادعايي آمده است که ايران اظهار مي دارد آنها ساختگي و سرهم بندي شده هستند ولي به هر حال آژانس موظف است که اين مدارک را به ايران تحويل بدهد و ايران نيز پس از دريافت اين مدارک ارزيابي خود را ارايه خواهد داد. هيچ مورد اضافه ديگري وجود ندارد. هيچ بازديد، بازديد از سايت، نمونه برداري و مصاحبه وجود ندارد. اين متني است که دقيقاً به تاييد شوراي حکام رسيده است. حال شما مي گوييد که آقاي وعيدي يا شخص ديگري در راهرو با شما صحبتهايي داشته است. من اطلاعي ندارم من مسئول اين کار هستم و چنين خبري را قبلاً نشنيده ام برنامه عمل مي بايستي از سوي ايران و آژانس محترم شمرده شده و رعايت گردد.
وي گفت : وقتي در مورد کد 1/3 صحبت مي کنيم بله اين گفته درست است که اين کد بخشي از موافقتنامه پادمان جامع است و نمي توانيم به طور يکجانبه از اجراي آن عدول نماييم ولي کد اصلاح شده 1/3 يک متن توصيه اي است که در سال 1992 يا بعد از آن توسط شوراي حکام به تصويب رسيد و تنها توصيه اي است که شوراي حکام به عمل آورده و براساس آن درخواست مي کند به جاي اطلاع به آژانس 180 روز قبل از ورود مواد هسته اي به تاسيسات اين کار در اسرع وقت انجام شود. به همين دليل مي گويم که کد اصلاح شده 1/3 واجد همان شرايط وظايف پادماني نيست. تا سال 2002 خيلي از کشورها آن را امضا نکرده و به اجرا در نياورده بودند و در عين حال موافقتنامه پادمان NPT را نيز نقض نکرده بودند. من به طور مفصل در اين باره با بخش حقوقي گفتگو داشته ام و به همين دليل است که بخش حقوقي در قبال آن محتاط است و هرگز عبارت عدم پايبندي يا نقض را در موارد عدم رعايت آن به کار نمي گيرد. ايران کاملاً به کد 1/3 پايبند است و قبل از اينکه موضوع هسته اي ايران به نيويورک فرستاده شود، کد اصلاح شده 1/3 را نيز به طور داوطلبانه اجرا مي کرد. بايستي بين اين دو موضوع تمايز قائل شد.
نماينده ايران در آژانس بين المللي انرژي اتمي خطاب به اولي هاينونن معاون امور پادمان آژانس که رياست جلسه را برعهده داشت ، گفت : نکته ديگري را براي روشن شدن موضوع مطرح مي سازم. تصور کنيد ما از فردا پروتکل الحاقي را به اجرا بگذريم در آن صورت چه مواد ديگري به حيطه نظارت بازرسي و پادماني اضافه مي شود؟ تنها معادن اورانيوم. اين تنها تفاوت است. معادن اورانيوم در چنين حالتي مورد بازرسي قرار خواهند گرفت. ما در واقع به مدت دو سال و نيم خود را به طور داوطلبانه تحت بازرسي آژانس قرار داده بوديم. بازرسان از معادن گچين و ساغند بازديد کردند. حال چنانچه اطلاعاتي را در مورد اين معادن خواسته باشيد، به عنوان يک اقدام داوطبانه و خارج از هرگونه وظيفه قانوني ارايه مي دهيم. حال با درج عبارت تمامي مواد هسته اي در گزارش مديرکل تصور مي شود که اورانيوم با غناي بالا در ايران وجود دارد که خارج از پوشش موافقتنامه پادمان جامع قرار گرفته است. اين کاملاً غلط است و موجب گمراهي افکار عمومي و همچنين ديپلماتها در اينجا خواهد شد.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


