اوباما ادامه دهنده سياستهاي بوش است
پايگاه اينترنتي كانترپانچ در مقالهاي نوشت: اوباما، سياستهاي بوش را در زمينه ادامه جنگ، بازداشت كردنهاي نامحدود و تعليق حقوق اوليه زندانيان دنبال ميكند، سياستهايي كه ما را به ياد سياستهاي قرون وسطايي مياندازد.
به گزارش فارس، پايگاه اينترنتي كانترپانچ در ادامه مقاله خود به قلم "نيك اكاتز " Nick Egnatz به سياستهاي اوباما در قبال جنايتهاي رژيم صهيونيستي و سياستهاي اقتصادي دولت وي ميپردازد.
وي در اينباره مينويسد: چندي پيش اولين سالگرد بمباران و حمله به غزه توسط رژيم صهيونيستي است. اين حمله منجر به مرگ 1400 فلسطيني، شامل 320 كودك شد. در مقابل اين تلفات تنها 13 سرباز اسرائيلي كشته شدند كه 4 تن آنها توسط سربازان اسرائيلي و در نتيجه شوخي با اسلحه كشته شدند. اسرائيل اعلام كرد دليل حملات به غزه جلوگيري از حملات راكتي از سوي "حماس " است، اگر چه در طول سال 2008 تنها يك اسرائيلي در اثر اصابت راكت جان خود را از دست داد.
وي سپس به موضعگيري رژيم صهيونيستي و آمريكا در برابر حماس پرداخته و در اينباره ميافزايد: در سال 2007، حماس برنده انتخابات دموكراتيك فلسطين شد. بلافاصله آمريكا و رژيم صهيونيستي اعلام كردند كه نتايج انتخابات را قبول ندارند، چرا كه اين گروه را يك گروه تروريستي ميدانستند. پس از برنده شدن در انتخابات، حماس مجبور شد كه به زور سلاح كنترل، غزه را از دست رقيب خود، "فتح " در بياورد. زمانيكه بر فتح غلبه كردند، رژيم صهيونيستي و مصر غزه را به محاصره نظامي درآوردند. غزه بزرگترين زندان روباز دنيا با بيش از 5/1 ميليون جمعيت لقب گرفت. تنها منبع عرضه مايحتاج آنها از سوي اين رژيم مسدود شده بود و روزانه فقط چند كاميون ميتوانستند وارد غزه شوند. 65 درصد از مردم غزه بيكار هستند و 80 درصد آنها نيز زير خط فقر قرار دارند.
اكانتز سپس به گزارش كميسيون حقوق بشر سازمان ملل به رياست "ريچارد گلدستون " وكيل شناخته شده بينالمللي، اشاره كرده و مينويسد: وي مدعي است كه هم اسرائيل و هم غزه در اين مناقشه مرتكب جنايات جنگي شدهاند. اما زمانيكه به اين موضوعها رسيدگي ميشود، بايد ميزان آسيبي كه دو طرف متحمل شدهاند را نيز ارزيابي كرد. هر راكتي كه به مناطق مسكوني و غير نظامي اصابت ميكند به عنوان يك جنايت جنگي تلقي ميگردد، فقط به اين خاطر كه احتمال تلفات جاني وجود دارد. راكتهايي كه حماس استفاده ميكند كاملا از كار افتاده بودند و هدفگيري با آنها تنها از روي حدس و گمان صورت ميگيرد. اينها همه دلايل اين واقعيت هستند كه در كل سال 2008 و طي حملات جسته و گريخته حماس تنها يك صهيونيست كشته شده است و اسرائيل اين را به عنوان افزايش حملات حماس قلمداد كرده است. حماس ميگويد كه ما راكتها را شليك ميكنيم تا اين محاصره نظامي را بشكنيم، محاصرهاي كه آن را "مجازات جمعي " مينامند و طبق قوانين سازمان ملل كاملا غير قانوني است.
پاسخ اوليه رژيم صهيونيستي براي كشته شدن يك شهركنشينان از طريق اصابت راكت، انجام يك عمليات نظامي همه جانبه بود. حمله ابتدايي در ساعت 11:30 صبح روز 27 دسامبر بوسيله 88 جنگنده اسرائيلي صورت گرفت، اين جنگندهها ظرف 220 ثانيه حدود 100 منطقه را هدف قرار دادند. 30 دقيقه بعد موج دوم كه شامل 60 جنگنده و هليكوپتر بود، 60 نقطه ديگر را مورد حمله قرار دادند. هيچ اشاره ديگري مبني بر اينكه حملات ديگري هم صورت گرفت در دست نيست. حملات هوايي ادامه يافتند، رژيم صهيونيستي حمله را آغاز كرد، حماس به شليك راكت ادامه داد و سرانجام در 17 ژانويه اسرائيل آتش بس يك جانبهاي را اعلام كرد.
*كشته شدن 800 كودك فلسطيني در حمله به غزه
اين تحليلگر غربي با انتقاد از اوباما اضافه ميكند: طي اين مدت رئيس جمهور منتخب آمريكا، اوباما، هيچگاه خواستار آتش بس بدون قيد و شرط براي پايان دادن به كشتار مردم فلسطين نشد. من در همان برهه يك مقاله تحت عنوان "اوباماي منتظر " در يكي از روزنامه هاي محلي به چاپ رساندم.
"همانگونه كه ما بيصبرانه منتظر دولت جديد بوديم، بهتر است فراموش نكنيم كه حدود 600 فلسطيني نيز در غزه، منتظر دولت جديد ما هستند. البته جاي هيچگونه نگراني و ترس وجود ندارد، چرا كه اسرائيل به بمباران و حملات خود ادامه ميدهد، و مطمئنا از حدود 5/1 ميليون ساكن غزه چند نفري تا زمان اتمام دوران رياست جمهوري بوش باقي خواهند ماند. "
"آيا اوباما همان كسي است كه ما منتظرش بوديم؟ او گفته است كه تنها مخالف جنگهاي بيهدف و كور است. پس حتما او حمله رژيم صهيونيستي به غزه را يك جنگ با هدف و آگاهانه ميداند. اگر غير از اين بود، مطمئنا آن را محكوم ميكرد. آيا اوباما، به عنوان ذي نفوذترين عضو نوع بشر، اين وظيفه انساني را ندارد كه حداقل پرده از اين اقدامات بردارد و خواستار آتش بس بي قيد و شرط گردد؟ "
اوباما هيچگاه خواستار آتش بس نشد و همين باعث شد تا 800 فلسطيني ديگر نيز در كشتار وحشيانه رژيم صهيونيستي قتل وعام شدند.
*از اين مرد هيچ انتظاري نميتوان داشت
وي در ادامه مقالهاي كه در پايگاه اينترنتي كانترپانچ منتشر شده، مينويسد: در اولين سالروز اين قتل عام، 1360 فعال صلح از 42 كشور در "مصر " جمع شدهاند و تلاش دارند تا وارد غزه شده و به همراه اهالي غزه در راهنمايي آزادي غزه شركت كنند. دولت مصر اين اجازه را به آنها نميدهد و تنها يك محموله بسيار كوچك از كمكهاي بشر دوستانه به همراه يك كمك معنوي بسيار قابل تامل و بزرگ به آنجا فرستاد. مصر دومين كشور بزرگ دريافتكننده كمكهاي خارجي از آمريكا است. اگر يك تماس تلفني از سوي رئيس جمهور ما با آنها گرفته ميشد، مطمئنا آنها زير پاي فعالان صلح فرش قرمز پهن كرده و با احترام هر چه تمامتر اجازه ورود آنها به غزه را صادر ميكردند. ولي از اين مرد انتظار هيچ كاري نميتوان داشت. مردم غزه بدون اينكه جامعه صلح بين الملل كاري در قبال آنها انجام دهد بايد خود مشكلاتشان را حل كنند، جامعهاي كه به دنبال تسكين آلام آنهاست.
نويسنده مقاله ميافزايد: نميتوان ادعا كرد كه دولت بوش يك وضعيت بغرنج و پيچيدهاي را براي دولت اوباما به يادگار گذاشته است. اعتبارات بانك وال استريت قبل از انتخاب اوباما تماما از سوي او بخشيده شده بود و استراتژي مالي او نيز در جهت نجات بانكهاي وال استريت و مراكز سرمايهگذاري وابسته به آن بود، در حاليكه او (اوباما) به هموطنان خود كه از كار و خانه خود به بيرون انداخته شدهاند هيچ كمكي نكرد. اوباما به آنها توصيه ميكند كه اين وضعيت را تا زماني كه بانكها اعتبار كافي به دست آورند، تحمل كنند. پس از آن، آنها ميتوانند وامهايي را بگيرند كه قادر به بازپرداخت آنها نيستند.
*مشاغل از دست رفته احيا نميشوند
نويسنده با انتقاد از بسته محرك اقتصادي اوباما مينويسد: درست است كه او توانست به ارائه بسته محرك اقتصادي مشاغلي ايجاد كند و اين خيلي خوب است. اما مشاغل ايجاد شده بيشتر دولتي و در سطح محلي بودند. با كاهش منابع مالي، ايالات و فرمانداريها بيشتر اوقات بيكار هستند. و بسياري از مشاغل ايجاد شده هنوز عملي نشدهاند. اگر بخواهيم شعاري براي اين مرد انتخاب كنيم، آن "مردم در رنج هستند " خواهد بود.
نيك اكانتز با بيان اينكه عليرغم صحبتهاي كه از سپري شدن دوران ركود ميشود اما بحران همچنان ادامه دارد، ميافزايد: زمزمههاي شنيده ميشود، كه در آن صحبت از به پايان رسيدن بحران بزرگ و بازگشت مشاغل به حالت سابق است. "گيتنر "، (Geithner) وزير خزانهداري، هفته پيش اعلام كرد كه رشد مشاغل از بهار آغاز خواهد شد. و اين در حالي است كه مردم آمريكا هر روز مشاغل و خانههاي خود را از دست ميدهند. در مقابل خوشبيني بيش از اندازه تيم اوباما، "انجمن كارشناسان امور مالي " قرار دارد. اينها افرادي هستند كه بودجههاي آينده آمريكا را طراحي ميكنند. يك سوم از آنها بر اين باورند كه مشاغل از بين رفته در نتيجه ركود بزرگ دوباره احياء نخواهند شد، يك سوم ديگر بر اين باورند كه در سال 2011 اين مشاغل احياء خواهند شد و يك چهارم نيز اعتقاد دارند كه تنها بخشي از اين مشاغل در سال 2011 احياء خواهند شد.
قبلا در حدود 10 تريليون دلار به وال استريت تزريق شده است، اگر اين مبلغ را بين تمامي زنان، مردان و كودكان كشور تقسيم كنيم به هر كدم 33000 دلار ميرسد. از آنجا كه پشت سر وال استريت ثروتمندان قرار دارند، بنابراين اين نهاد براي طبقه متوسط هيچ كاري انجام نداد به غير از اينكه ارزش پس اندازهاي آنها را در صورتيكه پس از بحران سال 2008 در بازار بورس نگه داشته شده باشند، افزايش داد.
اين نويسنده غربي در ادامه مينويسد: راستگرايان درباره كسري بودجه اعتراضات زيادي كردند. اوباما و حزب او خيلي سريع نسبت به اين اعتراضات واكنش نشان داده و اعلام كردند كه برنامههاي جديد هيچ ارتباطي با كسري بودجه نخواهند داشت. اين يعني اينكه براي كساني كه بيكار هستند چيزي در نظر گرفته نشده است و هيچ شغلي هم وجود ندارد تا بخواهند براي استخدام اقدام كنند. اگر بيكار باشيم، چگونه ميتوانيم با اين وضع زندگي كنيم؟
اين تحليلگر غربي معتقد است چيزيكه آمريكا نيازمند آن است يك برنامه كاري بسيار گسترده است، بطوريكه براي هر آمريكايي شغلي ايجاد كند كه دستمزد حداقلي براي امرار معاش داشته باشد. كسب و كارهاي كوچك كه توانايي پرداخت اين دستمزد را ندارند بايد توسط دولت كمك مالي شوند تا زمانيكه به يك سطح از سود دهي دست يابند كه بتوانند تمامي دستمزدها را خود پرداخت نمايند. اين بايد محركي بوجود بياورد كه بسته محرك اقتصادي موفق به ايجاد آن نشد. افزايش مالياتها براي مازاد عايديها (براي درآمدهاي بيش از يك ميليون دلار) ثروتمندان به همان ميزان سال 1960 كه حدود 90 درصد از آنها صرف برنامههاي ايجاد شغل ميشد و يك دولت آزاد مستقل كه برنامه بهداشتي و سلامتي را براي همه ارائه دهد.
پاسخ اوباما به هموطنان بيكارش اين است كه بايد قدرت وامدهي بانكها به صنايع كوچك را افزايش دهيم تا آنها بتوانند از اين وامها استفاده كنند. در حاليكه بيان شد صنايع كوچك نيازمند اعتبار هستند، و مسلما داشتن مشترياني كه پول كافي براي خريد كالاها و خدمات را دارند در اولويت بعدي قرار دارد.
اين مقاله در ادامه به نقد سياستهاي اوباما در زمينه بهداشت ميپردازد: عملكرد اوباما در اصرار به انجام اصلاحات در بخش بهداشت بسيار بد بوده است. بهزودي متوجه خواهيم شد كه اين لايحه چقدر بيثمر است. چيزي كه با اطمينان ميدانيم اين است كه شركتهاي بيمه درماني مشتريان جديدي خواهند داشت كه مشتريان را مجبور به استفاده از بيمههاي خود خواهند كرد. مديريت هزينهها هم بسيار ناچيز خواهد بود، كسانيكه در پائينترين طبقه قرار دارند و از كمكهاي دولتي براي پرداخت بخشي از مبلغ بيمه استفاده ميكنند، با يك كاهش 40 درصدي در ميزان اين كمكها مواجه خواهند شد، و اين يعني اينكه منفعتي كه قرار بود از طريق اين لايحه به اقشار پائين برسد از بين رفت. 20 ميليون نفر تحت پوشش بيمه قرار نخواهند گرفت و براي بسياري ديگر كه تحت پوشش قرار ميگيرند تا سال 2014 اين طرح شامل آنها نميشود.
وي با تاكيد بر اين نكته كه "البته اين نظر من است. " مينويسد: اوباما ميتواند به ما بقبولاند كه اين بيشترين و بهترين كاري است كه او قادر به انجام آن است، سناتور "راس فينگلد " (Russ Feingold) معتقد است، اوباما دقيقا همان لايحهاي را كه مد نظرش است تنظيم كرده است، چرا كه هدف او كمك به صنايع بيمه و دارويي است و به همين دليل از قدرت بيان خارق العاده خود براي متقاعد كردن مردم آمريكا استفاده ميكند.
اين نويسنده غربي در پايان با ابراز پشيماني از راي دادن به اوباما تاكيد ميكند: پس از آنكه "ديويد كوچينيچ " ((Dennis Kucinich از گردونه رقابتها خارج شد، من از بقيه خواستم كه با اطلاعات كافي راي دهند. تفكر من اين بود كه او نسبت به دو نفر ديگر بهتر است و خباثت آنها را ندارد. ولي ديگر اين ديدگاه را ندارم. بزرگترين شيطان با قانون دو حزب سياسي موافقت ميكند، كسي كه به خواستههاي يك گروه خاص جواب ميدهد و كوچكترين اهميتي به دردها و رنجهاي مردم خود قائل نيست، در حاليكه به مشكلات كساني كه در سراسر دنيا قرار دارند و آنها را مورد حمله و استثمار قرار دادهاند بسيار بيشتر اهميت ميدهند.
وي در اينباره مينويسد: چندي پيش اولين سالگرد بمباران و حمله به غزه توسط رژيم صهيونيستي است. اين حمله منجر به مرگ 1400 فلسطيني، شامل 320 كودك شد. در مقابل اين تلفات تنها 13 سرباز اسرائيلي كشته شدند كه 4 تن آنها توسط سربازان اسرائيلي و در نتيجه شوخي با اسلحه كشته شدند. اسرائيل اعلام كرد دليل حملات به غزه جلوگيري از حملات راكتي از سوي "حماس " است، اگر چه در طول سال 2008 تنها يك اسرائيلي در اثر اصابت راكت جان خود را از دست داد.
وي سپس به موضعگيري رژيم صهيونيستي و آمريكا در برابر حماس پرداخته و در اينباره ميافزايد: در سال 2007، حماس برنده انتخابات دموكراتيك فلسطين شد. بلافاصله آمريكا و رژيم صهيونيستي اعلام كردند كه نتايج انتخابات را قبول ندارند، چرا كه اين گروه را يك گروه تروريستي ميدانستند. پس از برنده شدن در انتخابات، حماس مجبور شد كه به زور سلاح كنترل، غزه را از دست رقيب خود، "فتح " در بياورد. زمانيكه بر فتح غلبه كردند، رژيم صهيونيستي و مصر غزه را به محاصره نظامي درآوردند. غزه بزرگترين زندان روباز دنيا با بيش از 5/1 ميليون جمعيت لقب گرفت. تنها منبع عرضه مايحتاج آنها از سوي اين رژيم مسدود شده بود و روزانه فقط چند كاميون ميتوانستند وارد غزه شوند. 65 درصد از مردم غزه بيكار هستند و 80 درصد آنها نيز زير خط فقر قرار دارند.
اكانتز سپس به گزارش كميسيون حقوق بشر سازمان ملل به رياست "ريچارد گلدستون " وكيل شناخته شده بينالمللي، اشاره كرده و مينويسد: وي مدعي است كه هم اسرائيل و هم غزه در اين مناقشه مرتكب جنايات جنگي شدهاند. اما زمانيكه به اين موضوعها رسيدگي ميشود، بايد ميزان آسيبي كه دو طرف متحمل شدهاند را نيز ارزيابي كرد. هر راكتي كه به مناطق مسكوني و غير نظامي اصابت ميكند به عنوان يك جنايت جنگي تلقي ميگردد، فقط به اين خاطر كه احتمال تلفات جاني وجود دارد. راكتهايي كه حماس استفاده ميكند كاملا از كار افتاده بودند و هدفگيري با آنها تنها از روي حدس و گمان صورت ميگيرد. اينها همه دلايل اين واقعيت هستند كه در كل سال 2008 و طي حملات جسته و گريخته حماس تنها يك صهيونيست كشته شده است و اسرائيل اين را به عنوان افزايش حملات حماس قلمداد كرده است. حماس ميگويد كه ما راكتها را شليك ميكنيم تا اين محاصره نظامي را بشكنيم، محاصرهاي كه آن را "مجازات جمعي " مينامند و طبق قوانين سازمان ملل كاملا غير قانوني است.
پاسخ اوليه رژيم صهيونيستي براي كشته شدن يك شهركنشينان از طريق اصابت راكت، انجام يك عمليات نظامي همه جانبه بود. حمله ابتدايي در ساعت 11:30 صبح روز 27 دسامبر بوسيله 88 جنگنده اسرائيلي صورت گرفت، اين جنگندهها ظرف 220 ثانيه حدود 100 منطقه را هدف قرار دادند. 30 دقيقه بعد موج دوم كه شامل 60 جنگنده و هليكوپتر بود، 60 نقطه ديگر را مورد حمله قرار دادند. هيچ اشاره ديگري مبني بر اينكه حملات ديگري هم صورت گرفت در دست نيست. حملات هوايي ادامه يافتند، رژيم صهيونيستي حمله را آغاز كرد، حماس به شليك راكت ادامه داد و سرانجام در 17 ژانويه اسرائيل آتش بس يك جانبهاي را اعلام كرد.
*كشته شدن 800 كودك فلسطيني در حمله به غزه
اين تحليلگر غربي با انتقاد از اوباما اضافه ميكند: طي اين مدت رئيس جمهور منتخب آمريكا، اوباما، هيچگاه خواستار آتش بس بدون قيد و شرط براي پايان دادن به كشتار مردم فلسطين نشد. من در همان برهه يك مقاله تحت عنوان "اوباماي منتظر " در يكي از روزنامه هاي محلي به چاپ رساندم.
"همانگونه كه ما بيصبرانه منتظر دولت جديد بوديم، بهتر است فراموش نكنيم كه حدود 600 فلسطيني نيز در غزه، منتظر دولت جديد ما هستند. البته جاي هيچگونه نگراني و ترس وجود ندارد، چرا كه اسرائيل به بمباران و حملات خود ادامه ميدهد، و مطمئنا از حدود 5/1 ميليون ساكن غزه چند نفري تا زمان اتمام دوران رياست جمهوري بوش باقي خواهند ماند. "
"آيا اوباما همان كسي است كه ما منتظرش بوديم؟ او گفته است كه تنها مخالف جنگهاي بيهدف و كور است. پس حتما او حمله رژيم صهيونيستي به غزه را يك جنگ با هدف و آگاهانه ميداند. اگر غير از اين بود، مطمئنا آن را محكوم ميكرد. آيا اوباما، به عنوان ذي نفوذترين عضو نوع بشر، اين وظيفه انساني را ندارد كه حداقل پرده از اين اقدامات بردارد و خواستار آتش بس بي قيد و شرط گردد؟ "
اوباما هيچگاه خواستار آتش بس نشد و همين باعث شد تا 800 فلسطيني ديگر نيز در كشتار وحشيانه رژيم صهيونيستي قتل وعام شدند.
*از اين مرد هيچ انتظاري نميتوان داشت
وي در ادامه مقالهاي كه در پايگاه اينترنتي كانترپانچ منتشر شده، مينويسد: در اولين سالروز اين قتل عام، 1360 فعال صلح از 42 كشور در "مصر " جمع شدهاند و تلاش دارند تا وارد غزه شده و به همراه اهالي غزه در راهنمايي آزادي غزه شركت كنند. دولت مصر اين اجازه را به آنها نميدهد و تنها يك محموله بسيار كوچك از كمكهاي بشر دوستانه به همراه يك كمك معنوي بسيار قابل تامل و بزرگ به آنجا فرستاد. مصر دومين كشور بزرگ دريافتكننده كمكهاي خارجي از آمريكا است. اگر يك تماس تلفني از سوي رئيس جمهور ما با آنها گرفته ميشد، مطمئنا آنها زير پاي فعالان صلح فرش قرمز پهن كرده و با احترام هر چه تمامتر اجازه ورود آنها به غزه را صادر ميكردند. ولي از اين مرد انتظار هيچ كاري نميتوان داشت. مردم غزه بدون اينكه جامعه صلح بين الملل كاري در قبال آنها انجام دهد بايد خود مشكلاتشان را حل كنند، جامعهاي كه به دنبال تسكين آلام آنهاست.
نويسنده مقاله ميافزايد: نميتوان ادعا كرد كه دولت بوش يك وضعيت بغرنج و پيچيدهاي را براي دولت اوباما به يادگار گذاشته است. اعتبارات بانك وال استريت قبل از انتخاب اوباما تماما از سوي او بخشيده شده بود و استراتژي مالي او نيز در جهت نجات بانكهاي وال استريت و مراكز سرمايهگذاري وابسته به آن بود، در حاليكه او (اوباما) به هموطنان خود كه از كار و خانه خود به بيرون انداخته شدهاند هيچ كمكي نكرد. اوباما به آنها توصيه ميكند كه اين وضعيت را تا زماني كه بانكها اعتبار كافي به دست آورند، تحمل كنند. پس از آن، آنها ميتوانند وامهايي را بگيرند كه قادر به بازپرداخت آنها نيستند.
*مشاغل از دست رفته احيا نميشوند
نويسنده با انتقاد از بسته محرك اقتصادي اوباما مينويسد: درست است كه او توانست به ارائه بسته محرك اقتصادي مشاغلي ايجاد كند و اين خيلي خوب است. اما مشاغل ايجاد شده بيشتر دولتي و در سطح محلي بودند. با كاهش منابع مالي، ايالات و فرمانداريها بيشتر اوقات بيكار هستند. و بسياري از مشاغل ايجاد شده هنوز عملي نشدهاند. اگر بخواهيم شعاري براي اين مرد انتخاب كنيم، آن "مردم در رنج هستند " خواهد بود.
نيك اكانتز با بيان اينكه عليرغم صحبتهاي كه از سپري شدن دوران ركود ميشود اما بحران همچنان ادامه دارد، ميافزايد: زمزمههاي شنيده ميشود، كه در آن صحبت از به پايان رسيدن بحران بزرگ و بازگشت مشاغل به حالت سابق است. "گيتنر "، (Geithner) وزير خزانهداري، هفته پيش اعلام كرد كه رشد مشاغل از بهار آغاز خواهد شد. و اين در حالي است كه مردم آمريكا هر روز مشاغل و خانههاي خود را از دست ميدهند. در مقابل خوشبيني بيش از اندازه تيم اوباما، "انجمن كارشناسان امور مالي " قرار دارد. اينها افرادي هستند كه بودجههاي آينده آمريكا را طراحي ميكنند. يك سوم از آنها بر اين باورند كه مشاغل از بين رفته در نتيجه ركود بزرگ دوباره احياء نخواهند شد، يك سوم ديگر بر اين باورند كه در سال 2011 اين مشاغل احياء خواهند شد و يك چهارم نيز اعتقاد دارند كه تنها بخشي از اين مشاغل در سال 2011 احياء خواهند شد.
قبلا در حدود 10 تريليون دلار به وال استريت تزريق شده است، اگر اين مبلغ را بين تمامي زنان، مردان و كودكان كشور تقسيم كنيم به هر كدم 33000 دلار ميرسد. از آنجا كه پشت سر وال استريت ثروتمندان قرار دارند، بنابراين اين نهاد براي طبقه متوسط هيچ كاري انجام نداد به غير از اينكه ارزش پس اندازهاي آنها را در صورتيكه پس از بحران سال 2008 در بازار بورس نگه داشته شده باشند، افزايش داد.
اين نويسنده غربي در ادامه مينويسد: راستگرايان درباره كسري بودجه اعتراضات زيادي كردند. اوباما و حزب او خيلي سريع نسبت به اين اعتراضات واكنش نشان داده و اعلام كردند كه برنامههاي جديد هيچ ارتباطي با كسري بودجه نخواهند داشت. اين يعني اينكه براي كساني كه بيكار هستند چيزي در نظر گرفته نشده است و هيچ شغلي هم وجود ندارد تا بخواهند براي استخدام اقدام كنند. اگر بيكار باشيم، چگونه ميتوانيم با اين وضع زندگي كنيم؟
اين تحليلگر غربي معتقد است چيزيكه آمريكا نيازمند آن است يك برنامه كاري بسيار گسترده است، بطوريكه براي هر آمريكايي شغلي ايجاد كند كه دستمزد حداقلي براي امرار معاش داشته باشد. كسب و كارهاي كوچك كه توانايي پرداخت اين دستمزد را ندارند بايد توسط دولت كمك مالي شوند تا زمانيكه به يك سطح از سود دهي دست يابند كه بتوانند تمامي دستمزدها را خود پرداخت نمايند. اين بايد محركي بوجود بياورد كه بسته محرك اقتصادي موفق به ايجاد آن نشد. افزايش مالياتها براي مازاد عايديها (براي درآمدهاي بيش از يك ميليون دلار) ثروتمندان به همان ميزان سال 1960 كه حدود 90 درصد از آنها صرف برنامههاي ايجاد شغل ميشد و يك دولت آزاد مستقل كه برنامه بهداشتي و سلامتي را براي همه ارائه دهد.
پاسخ اوباما به هموطنان بيكارش اين است كه بايد قدرت وامدهي بانكها به صنايع كوچك را افزايش دهيم تا آنها بتوانند از اين وامها استفاده كنند. در حاليكه بيان شد صنايع كوچك نيازمند اعتبار هستند، و مسلما داشتن مشترياني كه پول كافي براي خريد كالاها و خدمات را دارند در اولويت بعدي قرار دارد.
اين مقاله در ادامه به نقد سياستهاي اوباما در زمينه بهداشت ميپردازد: عملكرد اوباما در اصرار به انجام اصلاحات در بخش بهداشت بسيار بد بوده است. بهزودي متوجه خواهيم شد كه اين لايحه چقدر بيثمر است. چيزي كه با اطمينان ميدانيم اين است كه شركتهاي بيمه درماني مشتريان جديدي خواهند داشت كه مشتريان را مجبور به استفاده از بيمههاي خود خواهند كرد. مديريت هزينهها هم بسيار ناچيز خواهد بود، كسانيكه در پائينترين طبقه قرار دارند و از كمكهاي دولتي براي پرداخت بخشي از مبلغ بيمه استفاده ميكنند، با يك كاهش 40 درصدي در ميزان اين كمكها مواجه خواهند شد، و اين يعني اينكه منفعتي كه قرار بود از طريق اين لايحه به اقشار پائين برسد از بين رفت. 20 ميليون نفر تحت پوشش بيمه قرار نخواهند گرفت و براي بسياري ديگر كه تحت پوشش قرار ميگيرند تا سال 2014 اين طرح شامل آنها نميشود.
وي با تاكيد بر اين نكته كه "البته اين نظر من است. " مينويسد: اوباما ميتواند به ما بقبولاند كه اين بيشترين و بهترين كاري است كه او قادر به انجام آن است، سناتور "راس فينگلد " (Russ Feingold) معتقد است، اوباما دقيقا همان لايحهاي را كه مد نظرش است تنظيم كرده است، چرا كه هدف او كمك به صنايع بيمه و دارويي است و به همين دليل از قدرت بيان خارق العاده خود براي متقاعد كردن مردم آمريكا استفاده ميكند.
اين نويسنده غربي در پايان با ابراز پشيماني از راي دادن به اوباما تاكيد ميكند: پس از آنكه "ديويد كوچينيچ " ((Dennis Kucinich از گردونه رقابتها خارج شد، من از بقيه خواستم كه با اطلاعات كافي راي دهند. تفكر من اين بود كه او نسبت به دو نفر ديگر بهتر است و خباثت آنها را ندارد. ولي ديگر اين ديدگاه را ندارم. بزرگترين شيطان با قانون دو حزب سياسي موافقت ميكند، كسي كه به خواستههاي يك گروه خاص جواب ميدهد و كوچكترين اهميتي به دردها و رنجهاي مردم خود قائل نيست، در حاليكه به مشكلات كساني كه در سراسر دنيا قرار دارند و آنها را مورد حمله و استثمار قرار دادهاند بسيار بيشتر اهميت ميدهند.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


