اهداف سفر فرستاده اوباما به آسياي مركزي
نگاهي به جغرافياي سفر فرستاده ويژه رئيس جمهور آمريكا به آسياي مركزي نشان مي دهد كه موضوع افغانستان محور مذاكرات وي با سران اين كشورها بوده است.
"ريچارد هالبروك " فرستاده ويژه رئيس جمهوري آمريكا در امور افغانستان و پاكستان در چارچوب سفر دوره اي خود به منطقه، طي روزهاي جمعه تا يكشنبه با مقامات عاليرتبه آسياي مركزي ديدار كرد.
هالبروك طي اين سفر از افغانستان، پاكستان و همچنين 5 كشور آسياي مركزي بازديد و با مقامات و رهبران اين كشورها به بحث و گفتوگو پرداخت.
جغرافياي سفر وي از محور بودن مسائل امنيتي منطقه و مسئله افغانستان حكايت دارد.
انتصاب هالبروك در يك سال پيش به سمت نماينده ويژه رئيس جمهوري آمريكا همزمان با اعلام راهبرد جديد آمريكا در افغانستان و پاكستان بود كه مبارزه گسترده و قاطع با تهديدات تروريستي از ناحيه طالبان و القاعده را از اهداف اصلي خود اعلام كرده بود.
همسويي اسلام آباد و كابل با واشنگتن در زمينه انجام اقدامات نظامي و همچنين برنامه هاي يكجانبه آمريكا در مورد سركوبي گروه هاي القاعده و طالبان نظير حمله هاي موشكي به مناطق مختلف از جمله مناطق قبايلي در پاكستان طي يك سال گذشته نتوانست منجر به نتايج مثبت امنيتي بشود.
از طرف ديگر به رغم ادعاهاي واشنگتن و اعزام هالبروك فرستاده ويژه رئيس جمهوري اين كشور در امور افغانستان و پاكستان و توجه به موضوع لزوم سهيم شدن همسايگان افغانستان در حل و فصل مشكلات امنيتي اين كشور و مشاركت در مبارزه با گروه هاي طالبان و القاعده، گام هاي موثر و عملياتي از طرف كاخ سفيد برداشته نشد و در يك سال گذشته جهان شاهد بود كه نه تنها در حل قضيه افغانستان به راهبرد منطقه اي توجه صورت نگرفت بلكه بر اشتباهات و اقدامات خودسرانه آمريكا در منطقه پافشاري شد.
تلاش هاي اخير آمريكا و انگليس و بويژه كنفرانس لندن به صراحت نشان داد كه حل و فصل واقعي مشكل افغانستان هرگز در دستور كار واشنگتن و لندن قرار ندارد و استراتژي سهيم كردن طالبان در قدرت در افغانستان به معناي تداوم بحران اين كشور و افزايش تهديدات تروريستي و افراط گرايي براي كشورهاي منطقه از ناحيه افغانستان خواهد بود.
"سعدي يوسفي " كارشناس مسايل منطقه معتقد است كه آمريكا با اعلام استراتژي جديد خود در آسياي جنوبي و خاورميانه و بويژه افغانستان و پاكستان، زمينه جذب بيشتر همكاري هاي كشورهاي منطقه در راستاي اهداف ژئوپليتيكي واشنگتن را فراهم كرده است.
وي در اين رابطه گفت: استراتژي جديد آمريكا نه تنها به افزايش تعداد نظاميان اين كشور در افغانستان منجر شده است بلكه در يك سال گذشته مشاهده كرديم كه چطور كاخ سفيد با طرح شعار لزوم مساعدت همسايگان افغانستان به اقدامات نظاميان غرب در اين كشور، به موافقت آنها جهت گشايش مسيرهاي جديد انتقال تداركات و محموله هاي نظامي و غيرنظامي از مسير آسياي مركزي به افغانستان دست يافت كه در اين راستا تمديد فعاليت پايگاه نظامي آمريكا در قرقيزستان و واگذاري مسيرهاي جديد هوايي و زميني از طرف كشورهاي آسياي مركزي قابل ذكر است.
اين كارشناس مسايل منطقه اي با ناكام خواندن كنفرانس لندن تصريح كرد: سهم دادن طالبان در قدرت در افغانستان راه حل مشكل اين كشور نيست زيرا تا كنون تلاش هاي انجام شده در اين زمينه ناكام بوده و تجربه نشان داده است كه تمايز طالبان به ميانه رو و تندرو اصلا غيرممكن بوده و فاش شدن اين سياست آمريكا و انگليس كه به دنبال ايجاد شكاف ميان طالبان با القاعده مي باشند، موجب استحكام بيشتر صفوف طالبان شده است.
فرستاده ويژه رئيس جمهوري آمريكا در امور افغانستان و پاكستان روز شنبه در پايان ديدار خود با رئيس جمهوري تاجيكستان به خبرنگاران اعلام كرد كه براي افغانستان، منطقه و جهان خطر القاعده بيشتر از طالبان است. اين بيانيه نماينده كاخ سفيد در ميان تحليلگران و كارشناسان مسايل منطقه حدس و گمان هاي زيادي را در پي داشت.
"محمدنظر ميرزاده " استاد دانشگاه "سمولنسك " شهر سن پترزبورگ روسيه در گفتوگوي تلفني با خبرنگار فارس در دوشنبه اين ادعاي كاخ سفيد در خصوص تهديد نبودن طالبان در افغانستان را ناشي از سياست دوگانه آمريكا دانست و تاكيد كرد: اگر وجود طالبان براي افغانستان و منطقه تهديد و چالش به بار نمي آورد پس با چه دليلي 8 سال پيش آمريكا به افغانستان حمله كرد و نظاميان چندين كشور ديگر را نيز از با فشار و تطميع پشت سر خود به اين كشور كشاند؟
چنانچه منطق كاخ سفيد را بپذيريم پس طالبان چند سال پيش گروهي بد بودند و اكنون خوب شدهاند؟ قطعا اينگونه نيست و آمريكا با اين اقدامات خود سرنوشت افغانستان و منطقه را به بازي گرفته است.
"دولت خواجهاف " كارشناس مسائل منطقه در قرقيزستان با اشاره به اين موضوع به خبرنگار فارس در بيشكك گفت: مشكل طالبان مشكل ايدئولوژيك و از نوع افراطي آن ميباشد كه از طريق ورود آنان به حاكميت افغانستان به هيچ وجه نميتوان از تهديدات موجود كم كرد و فكر نميكنم كه در آمريكا نسبت به اين امر مهم ناآگاه باشند بلكه در پي ناكامي حضور نظامي خود و احتمال خروج ناگزير از افغانستان، در پي حفظ ابزار نفوذ در منطقه و فشار بر كشورهاي همسايه افغانستان ميباشند كه حضور گروههاي افراطي مانند طالبان در قدرت، بهترين فرصت براي تحقق چنين هدفي خواهد بود.
وي با اشاره به وجود گروههاي مختلف افراطي آسياي مركزي، قفقاز و چين در افغانستان و همكاري آنها با طالبان و القاعده تاكيد كرد: در صورت تقويت نقش طالبان در افغانستان ما شاهد تشديد فعاليتهاي مسلحانه و تبليغاتي اين گروهها در منطقه و متعاقب آن افزايش وابستگيهاي كشورهاي آسياي مركزي در زمينههاي امنيتي از قدرتها خواهيم بود كه مخالف منافع ملي كشورهاي آسياي مركزي ميباشد.
از طرف ديگر هالبروك در پايتخت 5 كشور آسياي مركزي به اهميت استثنايي هر يك از آنها در حل و فصل مشكل افغانستان تاكيد كرد؛ اين كشورها به دليل هم مرز بودن با افغانستان، سهم گرفتن در اين زمينه را در تعيين نوع روابط خود با كشورهاي غربي يك نوع امتياز ميدانند. بر همين اساس است كه ازبكستان فرمول مذاكرات افغانستان به صورت "6+3 " را دنبال ميكند و در كنار 6 كشور همسايه افغانستان، به روسيه، آمريكا و ناتو نيز سهم ميدهد. قرقيزستان نيز در كنفرانسهاي استانبول و لندن طرح برگزاري مذاكرات مربوط به حل و فصل مشكل افغانستان در بيشكك را معرفي كرد و خواستار حمايت كشورهاي ذيدخل از اين اقدام شد. قزاقستان اعلام كرد كه موضوع افغانستان را از اولويت رياست دورهاي خود در سازمان امنيت و همكاري اروپا در سال 2010 ميداند.
به نظر كارشناسان آمريكا با پوشش جذب بيشتر كشورهاي آسياي مركزي براي همكاري در مورد افغانستان، تلاش ميكند تا نقش امنيتي خود در اين حوزه را تقويت كند و تا حد امكان فاصله ميان اين كشورها با روسيه را افزايش دهد.
اين امر در متن سردي نسبي در روابط تاجيكستان و قرقيزستان با روسيه بر سر ساخت نيروگاههاي جديد در اين دو كشور و پذيرش آنها به فضاي واحد اقتصادي روسيه، بلاروس و قزاقستان قابل مشاهده است و وعدههاي "هالبروك " جهت تقويت همكاريهاي مالي و اقتصادي واشنگتن با دوشنبه و بيشكك در همين راستا قابل بررسي است.
در اين رابطه سايت اينترنتي قرقيزستان موسوم به "كشتي سفيد " سفر فرستاده ويژه رئيس جمهوري آمريكا به منطقه و بخصوص قرقيزستان را هدفمند ترسيم كرد و نوشت: كارشناسان پيش بيني ميكنند كه استقرار نيروهاي واكنش سريع آمريكا در حوالي پايگاه نظامي اين كشور در فرودگاه مناس يكي از اهداف آمريكا در قرقيزستان است و احتمال ميرود كه به اين موضوع در ملاقات هالبروك با مقامات عالي بيشكك توجه شده باشد.
البته "هالبروك " به عنوان عدم تمايل واشنگتن به گسترش حضور نظامي خود در آسياي مركزي روز يكشنبه در آستانه پايتخت قزاقستان اعلام كرد كه كشورش بدنبال ايجاد پايگاه جديد در ازبكستان نيست. البته اين بحث بيش از آنكه به اراده آمريكا برگردد به موضع تاشكند مربوط است كه با تعطيلي پايگاه آمريكا در سال 2005 در منطقه "خانآباد " رسما اعلام كرد كه مخالف حضور هرگونه پايگاه نظامي خارجي در قلمرو اين كشور ميباشد.
در مجموع چنين به نظر ميرسد كه "هالبروك " با انجام سفر دورهاي به منطقه بدنبال متقاعد كردن دولتهاي آسياي مركزي براي پذيرفتن نقش طالبان در آينده قدرت در افغانستان بوده است.
ولي كارشناسان موافقت كشورهاي منطقه با اين امر را با هر نوع توجيه واشنگتن نظير "اراده دولت و ملت افغانستان " براي منطقه خطرناك ميدانند و معتقدند كه سهم دادن طالبان در قدرت افغانستان راه را براي غصب اين كشور توسط اين گروه باز خواهد كرد كه نتيجه آن قرار گرفتن مجدد منطقه در معرض تهديدات بيشتر افراطگرايي خواهد بود.
حتي برخي از شخصيتهاي سياسي آسياي مركزي نگران آن هستند كه اقتدار دوباره طالبان ميتواند آسيب پذيري منطقه را بمراتب بالا ببرد، زيرا همكاري اين كشورها با آمريكا و ناتو جهت حمله به افغانستان، وجود پايگاههاي نظامي غربي در قلمرو منطقه و واگذاري مسيرهاي انتقال محمولههاي ناتو به افغانستان و... بهانه مناسبي را براي انتقام جويي طالبان و القاعده از اين كشورها بوجود خواهد آورد.
"ريچارد هالبروك " فرستاده ويژه رئيس جمهوري آمريكا در امور افغانستان و پاكستان در چارچوب سفر دوره اي خود به منطقه، طي روزهاي جمعه تا يكشنبه با مقامات عاليرتبه آسياي مركزي ديدار كرد.
هالبروك طي اين سفر از افغانستان، پاكستان و همچنين 5 كشور آسياي مركزي بازديد و با مقامات و رهبران اين كشورها به بحث و گفتوگو پرداخت.
جغرافياي سفر وي از محور بودن مسائل امنيتي منطقه و مسئله افغانستان حكايت دارد.
انتصاب هالبروك در يك سال پيش به سمت نماينده ويژه رئيس جمهوري آمريكا همزمان با اعلام راهبرد جديد آمريكا در افغانستان و پاكستان بود كه مبارزه گسترده و قاطع با تهديدات تروريستي از ناحيه طالبان و القاعده را از اهداف اصلي خود اعلام كرده بود.
همسويي اسلام آباد و كابل با واشنگتن در زمينه انجام اقدامات نظامي و همچنين برنامه هاي يكجانبه آمريكا در مورد سركوبي گروه هاي القاعده و طالبان نظير حمله هاي موشكي به مناطق مختلف از جمله مناطق قبايلي در پاكستان طي يك سال گذشته نتوانست منجر به نتايج مثبت امنيتي بشود.
از طرف ديگر به رغم ادعاهاي واشنگتن و اعزام هالبروك فرستاده ويژه رئيس جمهوري اين كشور در امور افغانستان و پاكستان و توجه به موضوع لزوم سهيم شدن همسايگان افغانستان در حل و فصل مشكلات امنيتي اين كشور و مشاركت در مبارزه با گروه هاي طالبان و القاعده، گام هاي موثر و عملياتي از طرف كاخ سفيد برداشته نشد و در يك سال گذشته جهان شاهد بود كه نه تنها در حل قضيه افغانستان به راهبرد منطقه اي توجه صورت نگرفت بلكه بر اشتباهات و اقدامات خودسرانه آمريكا در منطقه پافشاري شد.
تلاش هاي اخير آمريكا و انگليس و بويژه كنفرانس لندن به صراحت نشان داد كه حل و فصل واقعي مشكل افغانستان هرگز در دستور كار واشنگتن و لندن قرار ندارد و استراتژي سهيم كردن طالبان در قدرت در افغانستان به معناي تداوم بحران اين كشور و افزايش تهديدات تروريستي و افراط گرايي براي كشورهاي منطقه از ناحيه افغانستان خواهد بود.
"سعدي يوسفي " كارشناس مسايل منطقه معتقد است كه آمريكا با اعلام استراتژي جديد خود در آسياي جنوبي و خاورميانه و بويژه افغانستان و پاكستان، زمينه جذب بيشتر همكاري هاي كشورهاي منطقه در راستاي اهداف ژئوپليتيكي واشنگتن را فراهم كرده است.
وي در اين رابطه گفت: استراتژي جديد آمريكا نه تنها به افزايش تعداد نظاميان اين كشور در افغانستان منجر شده است بلكه در يك سال گذشته مشاهده كرديم كه چطور كاخ سفيد با طرح شعار لزوم مساعدت همسايگان افغانستان به اقدامات نظاميان غرب در اين كشور، به موافقت آنها جهت گشايش مسيرهاي جديد انتقال تداركات و محموله هاي نظامي و غيرنظامي از مسير آسياي مركزي به افغانستان دست يافت كه در اين راستا تمديد فعاليت پايگاه نظامي آمريكا در قرقيزستان و واگذاري مسيرهاي جديد هوايي و زميني از طرف كشورهاي آسياي مركزي قابل ذكر است.
اين كارشناس مسايل منطقه اي با ناكام خواندن كنفرانس لندن تصريح كرد: سهم دادن طالبان در قدرت در افغانستان راه حل مشكل اين كشور نيست زيرا تا كنون تلاش هاي انجام شده در اين زمينه ناكام بوده و تجربه نشان داده است كه تمايز طالبان به ميانه رو و تندرو اصلا غيرممكن بوده و فاش شدن اين سياست آمريكا و انگليس كه به دنبال ايجاد شكاف ميان طالبان با القاعده مي باشند، موجب استحكام بيشتر صفوف طالبان شده است.
فرستاده ويژه رئيس جمهوري آمريكا در امور افغانستان و پاكستان روز شنبه در پايان ديدار خود با رئيس جمهوري تاجيكستان به خبرنگاران اعلام كرد كه براي افغانستان، منطقه و جهان خطر القاعده بيشتر از طالبان است. اين بيانيه نماينده كاخ سفيد در ميان تحليلگران و كارشناسان مسايل منطقه حدس و گمان هاي زيادي را در پي داشت.
"محمدنظر ميرزاده " استاد دانشگاه "سمولنسك " شهر سن پترزبورگ روسيه در گفتوگوي تلفني با خبرنگار فارس در دوشنبه اين ادعاي كاخ سفيد در خصوص تهديد نبودن طالبان در افغانستان را ناشي از سياست دوگانه آمريكا دانست و تاكيد كرد: اگر وجود طالبان براي افغانستان و منطقه تهديد و چالش به بار نمي آورد پس با چه دليلي 8 سال پيش آمريكا به افغانستان حمله كرد و نظاميان چندين كشور ديگر را نيز از با فشار و تطميع پشت سر خود به اين كشور كشاند؟
چنانچه منطق كاخ سفيد را بپذيريم پس طالبان چند سال پيش گروهي بد بودند و اكنون خوب شدهاند؟ قطعا اينگونه نيست و آمريكا با اين اقدامات خود سرنوشت افغانستان و منطقه را به بازي گرفته است.
"دولت خواجهاف " كارشناس مسائل منطقه در قرقيزستان با اشاره به اين موضوع به خبرنگار فارس در بيشكك گفت: مشكل طالبان مشكل ايدئولوژيك و از نوع افراطي آن ميباشد كه از طريق ورود آنان به حاكميت افغانستان به هيچ وجه نميتوان از تهديدات موجود كم كرد و فكر نميكنم كه در آمريكا نسبت به اين امر مهم ناآگاه باشند بلكه در پي ناكامي حضور نظامي خود و احتمال خروج ناگزير از افغانستان، در پي حفظ ابزار نفوذ در منطقه و فشار بر كشورهاي همسايه افغانستان ميباشند كه حضور گروههاي افراطي مانند طالبان در قدرت، بهترين فرصت براي تحقق چنين هدفي خواهد بود.
وي با اشاره به وجود گروههاي مختلف افراطي آسياي مركزي، قفقاز و چين در افغانستان و همكاري آنها با طالبان و القاعده تاكيد كرد: در صورت تقويت نقش طالبان در افغانستان ما شاهد تشديد فعاليتهاي مسلحانه و تبليغاتي اين گروهها در منطقه و متعاقب آن افزايش وابستگيهاي كشورهاي آسياي مركزي در زمينههاي امنيتي از قدرتها خواهيم بود كه مخالف منافع ملي كشورهاي آسياي مركزي ميباشد.
از طرف ديگر هالبروك در پايتخت 5 كشور آسياي مركزي به اهميت استثنايي هر يك از آنها در حل و فصل مشكل افغانستان تاكيد كرد؛ اين كشورها به دليل هم مرز بودن با افغانستان، سهم گرفتن در اين زمينه را در تعيين نوع روابط خود با كشورهاي غربي يك نوع امتياز ميدانند. بر همين اساس است كه ازبكستان فرمول مذاكرات افغانستان به صورت "6+3 " را دنبال ميكند و در كنار 6 كشور همسايه افغانستان، به روسيه، آمريكا و ناتو نيز سهم ميدهد. قرقيزستان نيز در كنفرانسهاي استانبول و لندن طرح برگزاري مذاكرات مربوط به حل و فصل مشكل افغانستان در بيشكك را معرفي كرد و خواستار حمايت كشورهاي ذيدخل از اين اقدام شد. قزاقستان اعلام كرد كه موضوع افغانستان را از اولويت رياست دورهاي خود در سازمان امنيت و همكاري اروپا در سال 2010 ميداند.
به نظر كارشناسان آمريكا با پوشش جذب بيشتر كشورهاي آسياي مركزي براي همكاري در مورد افغانستان، تلاش ميكند تا نقش امنيتي خود در اين حوزه را تقويت كند و تا حد امكان فاصله ميان اين كشورها با روسيه را افزايش دهد.
اين امر در متن سردي نسبي در روابط تاجيكستان و قرقيزستان با روسيه بر سر ساخت نيروگاههاي جديد در اين دو كشور و پذيرش آنها به فضاي واحد اقتصادي روسيه، بلاروس و قزاقستان قابل مشاهده است و وعدههاي "هالبروك " جهت تقويت همكاريهاي مالي و اقتصادي واشنگتن با دوشنبه و بيشكك در همين راستا قابل بررسي است.
در اين رابطه سايت اينترنتي قرقيزستان موسوم به "كشتي سفيد " سفر فرستاده ويژه رئيس جمهوري آمريكا به منطقه و بخصوص قرقيزستان را هدفمند ترسيم كرد و نوشت: كارشناسان پيش بيني ميكنند كه استقرار نيروهاي واكنش سريع آمريكا در حوالي پايگاه نظامي اين كشور در فرودگاه مناس يكي از اهداف آمريكا در قرقيزستان است و احتمال ميرود كه به اين موضوع در ملاقات هالبروك با مقامات عالي بيشكك توجه شده باشد.
البته "هالبروك " به عنوان عدم تمايل واشنگتن به گسترش حضور نظامي خود در آسياي مركزي روز يكشنبه در آستانه پايتخت قزاقستان اعلام كرد كه كشورش بدنبال ايجاد پايگاه جديد در ازبكستان نيست. البته اين بحث بيش از آنكه به اراده آمريكا برگردد به موضع تاشكند مربوط است كه با تعطيلي پايگاه آمريكا در سال 2005 در منطقه "خانآباد " رسما اعلام كرد كه مخالف حضور هرگونه پايگاه نظامي خارجي در قلمرو اين كشور ميباشد.
در مجموع چنين به نظر ميرسد كه "هالبروك " با انجام سفر دورهاي به منطقه بدنبال متقاعد كردن دولتهاي آسياي مركزي براي پذيرفتن نقش طالبان در آينده قدرت در افغانستان بوده است.
ولي كارشناسان موافقت كشورهاي منطقه با اين امر را با هر نوع توجيه واشنگتن نظير "اراده دولت و ملت افغانستان " براي منطقه خطرناك ميدانند و معتقدند كه سهم دادن طالبان در قدرت افغانستان راه را براي غصب اين كشور توسط اين گروه باز خواهد كرد كه نتيجه آن قرار گرفتن مجدد منطقه در معرض تهديدات بيشتر افراطگرايي خواهد بود.
حتي برخي از شخصيتهاي سياسي آسياي مركزي نگران آن هستند كه اقتدار دوباره طالبان ميتواند آسيب پذيري منطقه را بمراتب بالا ببرد، زيرا همكاري اين كشورها با آمريكا و ناتو جهت حمله به افغانستان، وجود پايگاههاي نظامي غربي در قلمرو منطقه و واگذاري مسيرهاي انتقال محمولههاي ناتو به افغانستان و... بهانه مناسبي را براي انتقام جويي طالبان و القاعده از اين كشورها بوجود خواهد آورد.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


