کد خبر: ۲۲۷۲۲۳
تاریخ انتشار: ۱۰ آبان ۱۳۹۳ - ۱۱:۲۵
تحلیلی بر نامه‌ی 31 نهج‌البلاغه در حوزه‌ی سبک زندگی اسلامی
مولانا چه خوب مي‌گويد: فکرت از ماضی و مستقبل بود / چون از اين دو رَست مشکل حل شود چون بود فکرت همه مشغول حال / نايد اندر ذهن تو فکر محال

مقدمه: مطالبی که در ادامه به نظرتان رسیده و در قالب پرونده‌ای تحت عنوان «تحلیلی بر نامه‌ی 31 نهج‌البلاغه در حوزه‌ی سبک زندگی اسلامی» آورده می‌شود، سلسله گفتارهای دکتر محمدحسین باقری، استاد و عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی‌ست که پس از پیاده‌سازی و چندین بار ویرایش در اختیار ما قرار گرفته است. وی سعی نموده تا با تفسیر مبتنی بر آیات و روایات دینی و همچنین اصول جامعه‌شناسی و روان‌شناسی از نامه‌ی 31 نهج‌البلاغه، باب جدیدی در مقوله‌ی سبک زندگی اسلامی باز کند.

***

مولانا چه خوب مي‌گويد:

فکرت از ماضی و مستقبل بود / چون از اين دو رَست مشکل حل شود

چون بود فکرت همه مشغول حال / نايد اندر ذهن تو فکر محال

به گذشته و آینده نظر می‌کنی مرتب فکرت مشغول شده. اگر از گذشته و آینده بیایی بیرون، مشکلت حل می‌شود. خیلی به گذشته و آینده فکر نکنید. اگر فکرتان مشغول حال شد، الان که آمدید مسجد دیگر به اینکه دیروز چی شده و فردا چه می‌شود فکر نکنيد. الان توی همین حال زندگی بکنيد. ارتباط خوبی برقرار کنيد با خدا. اگر این کار را کردید دیگر فکر محال توی ذهنتان نمی‌آید.

هرچه او بسته غم و خنده بود / او از این دو عاریت زنده بود

گر ز صندوقی به صندوقی رود / او سمائی نیست صندوقی بود

ذوق آزادی ندارد جانشان / هست صندوقی صُوَر پندارشان

می‌گوید بعضی از آدم‌ها تو بسته خنده‌اند یا تو بسته‌ی غم‌اند و زندگی‌شان عاریت این دو تاست. در واقع خنده و غم، شادی و غم هر دو عاریتی هستند. گاهی وقت‌ها باعث می‌شوند آدم می‌خندد. جریان خنده‌دار پیش می‌آید. گاهی وقت‌ها هم جریانی می‌شنود ناراحت می‌شود. ولی اين حالتها موقتی هستند این‌ها. بعضی‌ها هستند که زندگی‌شان به چیزهای عاریتی، موقتی بسته شده. در واقع خنده و شادی و غم توی صندوق‌هایی هستند. یکبار می‌روند توي صندوق غم، یکبار می‌روند توی صندوق شادی. عروسی صندوق شادی است. مراسم ترحیم آن صندوق غم است. آدمي که اينجوري شده این اهل آسمان نیست. زمینی شده. يعني کسانی که صندوقی‌اند، کسانی که دل بسته‌ی غم و شادی هستند بعد از مدتی می‌گویند خیلی دلمان گرفته جکي چیزی بگو بخندیم. دل بسته‌ی یک ذره خندیدن است یا مثلاً می‌خواهد آهنگی گوش بدهد که مثلاً یک ذرّه برود توی خودش. این دل بسته‌ی صندوق‌ها شده. جانش ذوق آزادی ندارد. یعنی جان انسان باید از این غم و شادی آزاد شود. نه این که نخندد، نه اینکه غمگین نشود، محزون نشود. باید آزاد شود. می‌گوید این صندوق‌ها مثل صورت است. این‌ها پندار است، این‌ها واقعیت ندارد.

چون که غم پیش آیدت در حق گریز / هيچ جز حق غمگساري ديده‌اي؟

می‌گوید اگر انسانی غمی در عالم بهش رسید این نیست که خلاصه یک نوار ترانه روشن کنیم غمناک يا شاد که بگذرد. چرا؟ چون در جملات گذشته‌ی حضرت گفتیم قلب انسان به گونه‌ای خلق شده است که فقط با یاد خدا آباد می‌شود. این زمین اگر شخم زده شد و بهم ریخت و متلاطم شد، فقط با یاد خدا آرام می‌شود. نه اينکه موسیقی بگذاریم یا برویم عروسی یا جایی سوار ماشین با بچه‌ها گاز بدهیم به سرعت و حالمان را عوض کنيم و شاد شویم. این‌ها پندار است. این‌ها موقتی است. می‌گوید اگر دچار غم شدی، دچار مصیبت شدی، دچار امتحان مشکلی شدي، در هق گریز یعنی به خدا پناه ببر. هیچ جز حق غمگساری دیده‌اي؟ غیر از حقیقت خداوند کسی را پیدا کرده‌اي که غمگسار باشد؟ غم را از وجودت بگیرد؟ گویی که انسان وقتی دچار توهم‌های روحی می‌شود یک وضو می‌گیرد دو رکعت نمازی می‌خواند به قصد تقرب و اُنس، ذکری بگوید و از خدا بخواهد گشایشی ایجاد شود به آرامش مي‌رسد. گویی که این غم از دلش بیرون می‌رود.

ادامه دارد ...


شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر :
آخرین اخبار
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین