کد خبر: ۲۱۸۷۷
تاریخ انتشار: ۱۰ بهمن ۱۳۸۸ - ۱۵:۰۸
رهبر فرزانه‌ي انقلاب اسلامي هنگامه‌ي انتخابات رياست جمهوري دوره‌ي دهم به ويژه پس از انتخابات رياست جمهوري و با توجه به حال و هواي انتخاباتي و مسائلي كه از ابتدا در اين باره روي داد سخنان كليدي و توصيه‌هاي كاربردي را بيان كردند. ايشان در مقاطع گوناگون بسياري از فتنه‌هاي ايجاد شده را خنثي كردند. بازخواني سخنان و توصيه‌هاي ايشان به همه‌ي جريان‌هاي سياسي و به ويژه مردم در جريان انتخابات مي‌تواند روشنگري دوباره‌اي باشد تا بتوان با مطالعه اين بيانات سره از ناسره جدا شود.
بولتن: خبرنگار جام جم آنلاين بيانات حضرت آيت‌الله خامنه‌اي از روز انتخابات در 22 خرداد تا ديدار مردم مازندران در سالگرد حماسه 6 بهمن را مورد بازخواني قرار داد. آنچه در ذيل مي‌آيد گزيده‌اي از فرمايشات ايشان در خصوص انتخابات و حوادث پس از آن است.

انتخابات مظهر حضور فعال مردم در عرصه‌ي سياسي كشور است

حضرت آيت‌الله خامنه‌اي مقام معظم رهبري در روز انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري و پس از راي دادن فرمودند:...انتخابات مظهر حضور فعال و پرشور و زنده‌ي مردم در عرصه‌ي سياسي كشور است. آنطوري كه من مشاهده ميكنم و ميشنوم، بحمدالله در اين انتخابات شور و شوق و تحرك مردم بسيار بالاست؛ اين را ما از حضور نامزدهاي مختلف و از آگاهي و بيداري مردم ناشي ميدانيم و خدا را سپاسگزاري ميكنيم. و انتظار داريم خداي متعال توفيق بدهد مردم بتوانند با حضور متراكم خود در پاي صندوقهاي رأي، يك امتحان بزرگ ديگر را بخوبي پس بدهند. و ان‌شاءالله از سوي پروردگار عالم مقدر باشد كه بهترين و شايسته‌ترين فرد، براي مدت چهار سال به رياست قوه‌ي اجرائيه منصوب بشود. مطمئناً وقتي مردم با ايمان و شور و شوق در صحنه هستند، خداي متعال هم تفضل خواهد كرد.

انتخابات همواره سي سال گذشته با امنيت همراه بوده است

بايد از اين حضور پر شوري كه در روزهاي اخير و حتي شبها آنطور كه مطلع شدم مردم در خيابانها داشتند، تشكر كنم. هر گروهي طبق ميل خودشان و به نظر خودشان شعار ميدادند، اما رشد و آگاهي مردم نگذاشت كه يك حادثه‌ي تلخي به وجود بيايد؛ در صحنه هستند، شعارهاشان را هم ميدهند، شور و شوق خودشان را هم ابراز ميكنند، لكن در عين حال رشد و كمال و بلوغ عقلاني خودشان را هم نشان ميدهند. امنيت انتخابات خيلي مهم است. ما سي سال است انتخابات داريم و بحمدالله هميشه در انتخاباتها، امنيت برقرار بوده است.

اين خيلي نعمت بزرگي است؛ اين ناشي از تفضل الهي و ناشي از شعور و درك مردم ماست. امروز هم من اميدوارم و از مردم خواهش ميكنم كه توجه كنند، همين امنيت، همين آرامش و همين متانت و سكينه‌ي روحي لازم، در آنها وجود داشته باشد. ممكن است بدخواهاني بخواهند در مراكز رأي تشنج ايجاد كنند؛ هرگونه تشنجي به ضرر صندوقهاي رأي تمام خواهد شد؛ يعني به ضرر آراء مردم و به ضرر مردم است؛ اگر كساني خواستند چنين تشنجي ايجاد كنند، خود مردم نگذارند و با متانت، با صبر و با حلم و وقار خودشان، مانع بشوند از اينكه خواسته‌ي بدخواهان اين ملت عملي بشود.

عدم توجه به شايعات

به شايعات هم خيلي گوش نكنند. من ديدم ديروز و ديشب در اين پيامكهاي فراواني كه دست مردم هست شايعاتي را از قول من نقل ميكردند كه دروغ محض بود و واقعيت نداشت. آدمهاي خوش‌نيت و سالم اين كارها را نميكنند؛ آدمهاي ناسالم از اين كارها ميكنند؛ توي همه‌ي بخشها و همه‌ي گروهها هم كم و بيش ممكن است آدم ناسالم كه سوءنيت داشته باشند و حسن‌نيت نداشته باشند پيدا بشود. به اين شايعات هم توجه نكنند. امروز هم ممكن است باز شايعاتي نسبت به بخشهاي مختلف انتخابات بين مردم وجود داشته باشد؛ ما اعتمادمان در درجه‌ي اول در اول و آخر به لطف خدا و به كمك الهي است و از خداي متعال استعانت ميكنيم و كمك ميخواهيم، و در درجه‌ي بعد به آگاهي و رشد و هوشياري مردم است.

بيانات در نشست دوستانه نمايندگان مسئولان اجرائي، نظارتي و کميسيون تبليغات انتخابات در 26 خرداد

انتخابات مظهر وحدت ملت و نمايشگر عزت ملى

انتخابات در كشور ما برخلاف بعضى از كشورهاى ديگر، هميشه مظهر وحدت ملت و نمايشگر عزت ملى بوده؛ چون هركسى كه پاى صندوق رأى مى‏آيد و رأى به صندوق مى‏اندازد، در واقع رأى به جمهورى اسلامى و نظام اسلامى را دارد تكرار ميكند. لذا هميشه ديده‏ايد مسئولين كشور و خود بنده اصرار داشتيم بر افزايش آحاد شركت كننده‏ى در رأى دادن؛ مردم را تشويق ميكرديم، ترغيب ميكرديم، مردم هم هوشيارانه و در مواقع حساس وارد قضايا ميشدند؛ در مواقعى كه كشور احتياج داشته به اينكه يك فرياد رسا و بلندى را در مقابل مخالفان خود و بدخواهان خود در دنيا مطرح بكند، آمده‏اند پاى صندوقهاى رأى و رأى داده‏اند. بنده در چند تا از پيامهاى تبريك انتخابات، اين جمله را تكرار كردم: «مردم هوشمند و زمان شناس». اين دفعه هم اين تعبير را من آوردم، هم بعضى از دفعات قبل اين را ذكر كردم. علت اين است كه حضور مردم پاى صندوقهاى رأى هميشه نشانه‏ى حضور مردم در صحنه و آگاهى آنها و رأى آنها به نظام جمهورى اسلامى تلقى ميشده. لذا انتخابات ما از اين جهت هميشه مظهر وحدت ملى و عزت ملى بوده.

انتخابات نبايد مايه انشقاق شود

ما بايد سعى كنيم، دقت كنيم كه انتخابات مايه‏ى انشقاق نشود؛ اين حرف اصلى من است. اينكه ما تصور كنيم كه يك گروه مثلاً بيست و چهار ميليونى يك طرفند، يك گروه چهارده ميليونى يك طرفند، اين به نظر من يك خطاى بسيار بزرگى است؛ قضيه اينجور نيست. همه در يك طرف قرار دارند. آن كسانى كه به رئيس جمهور منتخب اين دوره‏ى از انتخابات رأى دادند، همانقدر وابسته‏ى به انقلاب و كشور و نظامند، كه آن كسانى كه رأى ندادند. مجموعه‏هاى مردمى، فرزندان اين كشورند؛ فرزندان اين ملتند. اين خطاست كه ما اين دو مجموعه‏ى رأى دهنده را كه يك عده‏اى رأى به يك نامزدى دادند، يك عده‏اى رأى به آن نامزد ندادند، اينها را ما متخاصم و متقابل فرض كنيم؛ نه، در يك مسئله‏اى، در يك گزينشى، اينها سليقه‏شان يك جور نبوده، لكن در اصل قضيه، در اعتقاد به نظام، در پشتيبانى از جمهورى اسلامى، همه‏ى اينها با هم يكى هستند. ما نگاه كنيم به رأى قريب چهل ميليونى مردم در اين دوره؛ اين مهم است.

پاسداري از اتحاد ملي

من معتقدم همه‏ى ما وظيفه داريم اين را پاسدارى كنيم. يعنى اين اتحاد ملى را در گفتن و اعلام صريحِ حمايت از نظام اسلامى را، دست‏كم نگيريم؛ اين چيز بسيار مهمى است. امروز نظام اسلامى نشان دارد ميدهد كه مردم‏سالارىِ واقعى در او حكمفرماست. مردم مى‏آيند مى‏نشينند پاى صحبت نامزدهاى مختلف، گوش ميكنند، بعد در حدود شايد ده روز، پانزده روز در خيابانها حضور فعال دارند. اين به نظر من خيلى مسئله‏ى مهمى است. ما بايد به اين شبهاى گوناگون و متعددى كه در خيابانهاى تهران و بعضى از شهرستانهاى ديگر مردم جمع ميشدند و بعضى از اين نامزد، بعضى از آن نامزد حمايت ميكردند، شعار ميدادند و هيچگونه درگيرى بين اينها وجود نداشت، افتخار بكنيم؛ اين خيلى چيز مهمى است. مردم ما اينند؛ اختلاف سليقه هم دارند، نظرات مختلفى هم نسبت به نامزدهاى مختلف دارند، اما با همديگر هم كار ميكنند. آقاى مهندس موسوى براى من نقل ميكردند كه توى يك خيابانى كه ايشان ميرفته، ماشينى با ماشين ايشان همراه ميشوند. آنها شروع ميكنند حرفى و شعارى را كه عليه آقاى موسوى بوده، با خنده گفتن، آقاى موسوى گفت من هم خنديدم و به آنها دست تكان دادم اينجورى و عبور كردم. خوب، اين فضا خيلى فضاى خوبى است. اين فضا بعد از انتخابات نبايد تبديل بشود به فضاى خصومت و تقابل؛ عده‏اى اين را ميخواهند در جامعه تحقق ببخشند. اين خلاف واقع است.

لزوم مقابله با ايجاد دشمني

آن كسانى كه اجتماع ميكنند براى حمايت از يك نامزد، با آن كسانى كه اجتماع ميكنند براى حمايت از نامزد ديگر، هر دو ملت ايرانند، گروه‏هائى از مردمند؛ ما بايد با اين ديد نگاه كنيم. آرائى هم دارند؛ يك جمعى رأى به اين دادند، يك جمعى رأى به آن دادند. البته قاعده‏ى مردم‏سالارى اين است كه اكثريت بر اقليت در مقام عمل تقدم پيدا ميكند؛ يعنى آن كسى كه اكثريت به او رأى دادند، او مسئوليت را به عهده ميگيرد؛ اين قاعده‏ى مردم‏سالارى است. اما اين به معناى ايجاد تزاحم و ايجاد تعارض و دشمنى نيست. با ايجاد دشمنى همه‏تان مقابله كنيد. اين مخصوص يك نامزد يا يك ستاد يا يك مجموعه نيست؛ همه وظيفه دارند كه با ايجاد نقار و دشمنى و كدورت مقابله كنند.

پيگيري اعتراضات از طريق راه هاي قانوني و بازشماري صندوقها

ممكن است كسانى همانطور كه حالا آقايان هم ذكر كرديد، اشكالات و اعتراضاتى را بر مجارى گوناگون امور در انتخابات ثبت كرده باشند و اعتراض داشته باشند، كه البته، راه‏هاى قانونى وجود دارد. رسيدگى به اينها حتماً بايد انجام بگيرد. مواردى را آقايان ذكر كرديد. من درخواست ميكنم از آقايان مسئول در وزارت كشور و همچنين در شوراى نگهبان كه به اين موارد دقيقاً رسيدگى كنند. اگر چنانچه بعضى از اشكالات مقتضىِ اين هست كه پاره‏اى از صندوقها بازشمارى بشود، اشكالى ندارد. حالا مثلاً يك مورد را آقايان ذكر كردند كه آن شخص گفته كه رأى فلان نامزد اين تعداد است، بعد در شمارش تعداد ديگرى معرفى شده؛ خيلى خوب، كارى ندارد؛ صندوقهاى مورد اشكال را، يا به طور تصادفى تعدادى از صندوقها را بازشمارى كنند؛ خودِ نمايندگان ستادها هم حضور داشته باشند و ببينند، تا اطمينان كامل براى همه حاصل بشود.

سهيم بودن همه مردم در حماسه 22 خرداد

همين رأى‏دهندگان از دو طرف، هم طرف آن كسانى كه رأى دادند به نامزد منتخب، هم آن كسانى كه رأى ندادند به نامزد منتخب و به ديگرى رأى دادند - كه مجموعاً مثلاً حدود چهارده ميليون ميشوند - همه‏شان در ايجاد اين حماسه‏ى بزرگ سهيم بودند. ما اين وحدت را، اين نگاه كلان را، نگاه يكسان را فراموش نكنيم و اين را از دست ملت نگيريم. همه سهيمند؛ آن كسى كه به آقاى دكتر احمدى‏نژاد رأى داده، او هم سهيم است؛ آن كسى كه به آقاى مهندس موسوى رأى داده، يا به آقاى كروبى رأى داده، يا به آقاى رضائى رأى داده، آنها هم همه در ايجاد اين حماسه‏ى بزرگ سهيمند و كشور مديون آنهاست و نظام حقيقتاً مديون اين حضور حماسى مردم است كه آمدند از نظام خودشان كه متعلق به خودشان هست، از انقلابى كه متعلق به خودشان هست، دفاع كردند و اين اقدام را كردند؛ نگاه اصلى بايد اين باشد.

همه در مقابل خراب كاري‌ها بياستند

كسانى نميخواهند اين موفقيتهاى شما را ببينند. در اين قضايا همه موفق شديد، همه پيروز شديد؛ در اين جهت كه توانستيد نظام مورد علاقه‏تان را تحكيم ببخشيد. مردم همه پيروزند؛ به خاطر اينكه توانستند يك عظمتى و عزتى را از خودشان بروز بدهند. عده‏اى اين را نميخواهند و طبعاً خرابكارى ميكنند، ايجاد اختلال ميكنند، از اين به آن حرف ميبرند، از آن به اين حرف مى‏آورند؛ غالباً هم خلاف. بنده چون از اطراف مختلف، حرفها به گوش من ميرسد، مى‏بينم اين چيزهائى كه اين طرف از آن طرف ميگويد، بعضاً خلاف واقع است؛ هم آن چيزهائى كه آن طرف از اين طرف بيان ميكند، بعضاً خلاف واقع است. پيداست كسانى در وسط نميخواهند اين اتحاد و اتفاق در كشور شكل بگيرد. اين حالا آسان‏ترينش است، بدترش هم همين كارهاى خرابكارى‏اى است كه شما مى‏بينيد انجام ميدهند، كه البته همه بايد در مقابل اين خرابكارى‏ها بايستند، اعلام موضع كنند. همه بايستى بگويند. اين تخريبهائى كه انجام ميگيرد، اين كارهاى زشتى كه انجام ميگيرد، بعضاً جناياتى كه واقع ميشود، مربوط به هيچكدام از اين اطراف قضيه نيست؛ اين مربوط به مردم نيست، مربوط به نامزدها نيست؛ مربوط به خرابكارهاست، مربوط به اخلالگرهاست. مبادا كسى توهم كند و تصور بكند كه اين مربوط به اين است كه اينها طرفدار فلان نامزدند؛ نه، اينها مثل همان كسانى هستند كه اختلافات مذهبى را بين مسلمانها راه مى‏اندازند كه ما مكرر گفته‏ايم اينها نه سنى‏اند، نه شيعه؛ شيعه را عليه سنى، سنى را عليه شيعه تحريك ميكنند، و در وضع اتحاد جامعه‏ى عظيم ما هم همين جور است. كسانى كه يك طرف را عليه يك طرف تحريك ميكنند، كارهائى ميكنند به عنوان طرفدارى از يك جهت، در حالى كه حقيقتاً طرفدارى از او نيست؛ اينها نه از اين طرفند، نه از آن طرف. اينها كسانى هستند كه با اصل نظام مخالفند، با آرامش كشور مخالفند، طرفدار تشنجند، طرفدار اغتشاشند، ميخواهند آرامش نباشد.

موضع‌گيري صريح عليه اغتشاش آفريني

هر كس سرِ كار باشد، اگر نتائج انتخابات غير از اين هم ميشد، بنده به طور اطمينان ميتوانم عرض بكنم كه باز اينجور حوادثى ديده ميشد، باز اين حوادث پيش مى‏آمد، براى اينكه اصلاً آرامش در كشور نباشد. آنها امنيت كشور را و آرامش كشور را هدف گرفته‏اند و ميخواهند اين را از بين ببرند. هيچكس نبايد به اين تشنج‏آفرينى و اغتشاش‏آفرينى كمك كند و همه بايد در مقابل او صريح موضع بگيرند. كما اينكه مواضع حقيقى شماها هم جز اين نيست. صريح موضع بگيرند، روشن كنند كه اين خواستِ آنها نيست. و هر كارى كه تشنج‏آفرين باشد، واقعاً نكنند؛ يعنى همديگر را عصبانى نكنند. اين را هم من بد نيست در اينجا خطاب به مردمى كه خارج از اين مجموعه‏ى شما برادران عزيز هستند، توصيه بكنم، كه اگر اين صحبتها پخش شد، خطاب به مردم هم باشد.

توصيه به مردم

من به مردم عزيزمان هم عرض ميكنم: دو جناح و دو گروه، همديگر را عصبانى نكنند؛ نه آن كسانى كه نامزد مورد علاقه‏شان پيروز شده، جورى حرف بزنند، جورى رفتار كنند كه آن طرف مقابل را عصبانى كند، جريحه‏دار كند؛ نه آن كسانى كه نامزد مورد علاقه‏شان رأى نياورده، جورى حرف بزنند، جورى اقدام كنند كه آن طرف را عصبانى كند؛ نه، همه يك جهت مشترك داريد كه آن عبارت است از حضور در اين صحنه‏ى انتخابات و دفاع از نظام اسلامى؛ اين اساس قضيه است، اين آن چيزى است كه دل ولى‏عصر (ارواحنا فداه) را راضى ميكند و خشنود ميكند. اين آن چيزى است كه ان‏شاءاللَّه موجب رحمت الهى و جريان رحمت الهى در اين كشور ميشود. اين به نظر من درست است.


فرمايشات رهبر معظم انقلاب اسلامي در خطبه هاي نماز جمعه تهران به امامت در 29 خرداد1388

انتخابات براي دشمنان يك زلزله سياسي بود

اين انتخابات، عزيزان من! براى دشمنان شما يك زلزله‏ى سياسى بود؛ براى دوستان شما در اكناف عالم يك جشن واقعى بود؛ يك جشن تاريخى بود. در سى سالگى انقلاب اين جور مردم بيايند نسبت به اين نظام و اين انقلاب و آن امام بزرگوار اظهار وفادارى كنند! اين يك جنبش عمومى و مردمى بود براى تجديد پيمان با امام و با شهدا؛ و براى نظام جمهورى اسلامى يك نَفَس تازه كردن، يك حركت از نو، يك فرصت بزرگ. اين انتخابات، مردمسالارى دينى را به رخ همه‏ى مردم عالم كشيد.

ادعاي تقلب در انتخابات با هدف گرفتن اعتماد از مردم

من اول فروردين در مشهد گفتم هى دارند دائماً به گوشها ميخوانند، تكرار ميكنند كه بناست در انتخابات تقلب بشود. ميخواستند زمينه را آماده كنند. من آنوقت به دوستان خوبمان در داخل كشور تذكر دادم و گفتم اين حرفى را كه دشمن ميخواهد به ذهن مردم رسوخ بدهد، نگوئيد. نظام جمهورى اسلامى مورد اعتماد مردم است. اين اعتماد آسان به دست نيامده، سى سال است كه نظام جمهورى اسلامى با مسئولانش، با عملكردش، با تلاشهاى فراوانش توانسته اين اعتماد را در دل مردم عميق كند. دشمن ميخواهد اين اعتماد را بگيرد، مردم را دچار تزلزل كند.

رقابت‌ها در انتخابات آزاد و شفاف بود

اين رقابتها كاملاً رقابتهاى آزاد، جدى و شفاف بين نامزدهاى مختلف بود؛ همه ديدند. به قدرى اين رقابتها و اين گفتگوها و اين مناظره‏ها شفاف و صريح بود، كه عده‏اى به آن معترض شدند - حالا عرض خواهم كرد - حق هم تا حدودى با آنهاست. التهاباتى هم به وجود آورد كه الان هم هنوز آثارش را داريم مشاهده ميكنيم. من به شما عرض بكنم، فرض ما اين بود و هست كه اين رقابتى كه وجود دارد بين چهار نامزد انتخابات، اين رقابت ميان افراد و جريانهاى متعلق به نظام اسلامى است. اينى كه دشمنان سعى ميكنند در رسانه‏هاى گوناگون - كه غالباً هم اين رسانه‏ها مال اين صهيونيستهاى خبيث و رذل است - اينجور وانمود كنند كه دعوا بين طرفداران نظام و مخالفان نظام است، نخير، اين جورى نبود؛ آنها غلط ميكنند اين حرف را ميزنند؛ اين واقعيت ندارد.

چهار نامزد متعلق به نظام بودند

اين چهار نفرى كه وارد عرصه‏ى اين انتخابات جدى شدند، همه‏شان جزو عناصر نظام و متعلق به نظام بودند و هستند. يكى از اينها رئيس جمهور كشور ماست؛ رئيس جمهور خدوم، پركار، زحمتكش، مورد اعتماد. يكى از آنها نخست‏وزيرِ هشت سال در دوران رياست جمهورى خود بنده است. يكى از آنها فرمانده‏ى سپاه در سالهاى متمادى و يكى از فرماندهان اصلى دوران دفاع مقدس بوده است. يكى از آنها دو دوره رئيس قوه‏ى مقننه‏ى كشور بوده است؛ رئيس مجلس شوراى اسلامى بوده است. اينها عناصر نظامند؛ اينها همه‏شان متعلق به نظامند. البته اختلاف‏نظر دارند، اختلاف برنامه دارند، در جهتگيرى‏هاى گوناگون سياسى با هم تفاوتهاى متعددى دارند؛ اما همه‏شان مال نظامند؛ چهار نفر از عناصر نظامند. اين رقابت درون نظام تعريف شد؛ نه رقابت بين درون نظام و بيرون نظام، كه راديوى صهيونيستى و راديوى آمريكا و راديوى انگليسِ خبيث و ديگران هى ميخواهند اين را دامن بزنند. نخير، رقابتى بود در درون نظام و بين عناصر وابسته‏ى به نظام؛ متعلق به نظام، و همه‏شان هم با اين سوابق. همه‏شان را من از نزديك ميشناسم، افكارشان را ميدانم، سلائقشان را ميدانم، خصوصيات رفتاريشان را ميدانم، با همه‏شان از نزديك من كار كردم.

البته بنده همه‏ى ديدگاه‏هاى اين آقايان را قبول ندارم؛ بعضى از نظرهايشان و عملكردهايشان از نظر من بدون شك قابل انتقاد است؛ بعضى را براى خدمت به كشور مناسبتر از بعضى ديگر ميدانم؛ اما انتخاب به عهده‏ى مردم بوده و هست. مردم انتخاب كردند.

خواست من به كسي گفته نشد

خواست من، تشخيص من، نه به مردم گفته شد، نه مردم لازم بود آن را مراعات كنند. مردم خودشان طبق معيارهاى خودشان تشخيص دادند، حركت كردند، عمل كردند؛ ميليونها اين طرف، ميليونها آن طرف. بنابراين، مسئله، مسئله‏ى درونى نظام است. اينى كه بخواهند صورت مسئله را تغيير بدهند، اين صد در صد مغرضانه و خباثت آلود است. دعوا بين نظام و بيرون از نظام نيست، دعوا بين انقلاب و ضد انقلاب نيست؛ اختلاف بين عناصرى در درون چهار چوب نظام است.

آن مردمى هم كه به اين چهار نفر رأى دادند، اينها هم با اعتقاد به نظام رأى دادند، تشخيص دادند اين براى كشور بهتر است، به نظام پابندى‏اش بيشتر است، به او رأى دادند. آن كسى را كه صالحتر براى خدمت به نظام ميدانستند، به او رأى دادند؛ مردم هم در چهارچوب نظام عمل كردند.

مناظرات ابتكار جالبي بود

اما اين رقابتها و مناظرات، كه ابتكار مهمى بود؛ ابتكار جالبى بود؛ خيلى صريح بود، خيلى شفاف بود، خيلى جدى بود. اين مناظره‏ها تو دهن آن كسانى زد كه از بيرون تبليغ ميكردند كه اين رقابتها نمايشى است، واقعيت ندارد. ديدند نخير، واقعيت دارد؛ جدى در مقابل هم ايستاده‏اند، با هم بحث ميكنند، با هم استدلال ميكنند. بنابراين مناظره‏ها و گفتگوها بسيار از اين جهت مثبت بود. البته آثار مثبتى داشت، عيوبى هم داشت، كه حالا هر دو را من عرض خواهم كرد.

فوايد مناظره‌ها

آن جهت مثبت، اين بود كه در اين مناظره‏ها و در اين گفتگوها و در اين گفتارهاى تلويزيونى، همه شفاف و راحت حرف زدند، حرف دلشان را بر زبان آوردند، يك سيلابى از نقد و انتقاد به راه افتاد و همه مجبور شدند پاسخگوئى كنند. به آنها انتقاد شد، آنها در مقام پاسخگوئى برآمدند و از خودشان دفاع كردند. مواضع افراد و مواضع گروه‏ها بدون ابهام، بدون پيچيده‏گوئى، عريان، در مقابل چشم مردم قرار گرفت؛ سياستهايشان چيست، برنامه‏هايشان چيست، پابندى‏هايشان كدام است، تا چه حد است؛ اينها در مقابل چشم مردم قرار گرفت و مردم توانستند قضاوت كنند. مردم احساس كردند كه در نظام اسلامى بيگانه به حساب نمى‏آيند، نظام كشور اندرونى و بيرونى ندارد. همه چيز در مقابل مردم آشكار، همه‏ى نظرات در مقابل مردم بيان شد و معلوم شد رأى مردم ناشى از همين دقتها و تأملات خواهد بود. رأى مردم زينتى نيست. حق انتخاب حقيقتاً متعلق به مردم است، مردم ميخواهند آگاهانه، هشيارانه انتخاب كنند. اين مناظره‏ها اين را نشان داد. يقيناً يكى از علل افزايش ده ميليونى آراء نسبت به آخرين حد نصابِ دوره‏هاى قبل همين بود كه ذهن مردم، فكر مردم مشاركت داده شد، به عرصه آمد و آنها تشخيص دادند، وارد ميدان شدند. اين مناظره‏ها به سطح خيابانها هم كشيده شد، داخل خانه‏ها هم رفت، كه اينها قدرت انتخاب مردم را بالا ميبرد. اينجور مباحثات و گفتگوها ذهنها را پرورش ميدهد، قدرت انتخاب را بالا ميبرد. اين از نظر جمهورى اسلامى چيز مطلوبى است.

مناظره‌ها ادامه پيدا كند

البته همين جا من عرض بكنم كه اين گفتگوها نبايد به جائى برسد كه تبديل بشود به كدورت و كينه. اگر اين شد، آنوقت اثر عكس خواهد داشت. اگر به همان شكلى كه آن روز بود و در همان حد باقى بود، اين خوب بود؛ اما اگر بنا باشد همين طور كش پيدا كند، ادامه پيدا كند، هى بگومگو بشود، اين تدريجاً تبديل خواهد شد به كينه. البته خيلى خوب است كه اين‏جور مناظره‏هائى در سطوح مديريتى ادامه پيدا كند - البته با حذف آن عيوبى كه بعد به آن اشاره خواهم كرد - و افراد، مسئولين، خودشان را در معرض نقد و انتقاد قرار بدهند و پاسخگو باشند و پاسخ بدهند و تبيين كنند. خيلى از اوقات اگر چنانچه يك انتقادى به كسى بشود، اين فرصتى است براى او كه بتواند ذهنها را روشن كند، تبيين كنند، حقيقت را بيان كنند؛ خيلى چيز خوبى است؛ البته با حذف آن عيوبى كه عرض خواهم كرد. اگر اين جور مناظره‏ها در طول سال و در طول چهار سال ادامه داشته باشد، ديگر وقتى در هنگام انتخابات پيش آمد، حالت انفجارى پيدا نميكند؛ همه‏ى حرفها در طول زمان گفته خواهد شد، شنيده خواهد شد؛ نقدها، پاسخها، جوابها. اينها محسنات اين مناظرات بود كه خيلى خوب بود؛

عيوب مناظره‌ها

اما عيوبى هم داشت كه اين عيوب را بايد برطرف كرد. در مواردى انسان ميديد كه در اين مناظره‏ها جنبه‏ى منطقى مناظره ضعيف ميشد؛ جنبه‏ى احساساتى و عصبى پيدا ميكرد؛ جنبه‏ى تخريبى غلبه پيدا ميكرد؛ سياه‏نمائى وضع موجود به شكل افراطى در اين مناظره‏ها ديده شد؛ سياه‏نمائى دوره‏هاى گذشته هم در اين مناظره‏ها مشاهده شد؛ هر دو بد بود. اتهاماتى مطرح شد كه در جائى اثبات نشده است؛ به شايعات تكيه شد، بى‏انصافيهائى احياناً ديده شد؛ هم بى‏انصافى نسبت به اين دولت با اين همه حجم خدمت، و هم بى‏انصافى نسبت به دولتهاى گذشته و دوران سى ساله. آقايان در خلال صحبت احساساتى شدند و لابلاى حرفهاى خوب، حرفهائى هم كه خوب نبود، گفته شد.

بنده هم مثل بقيه‏ى آحاد ملت نشستم پاى تلويزيون و اين مناظره‏ها را تماشا كردم و از آزادى بيان لذت بردم؛ از اينكه نظام جمهورى اسلامى توانسته است به كمك مردم بيايد تا بتوانند قدرت انتخاب خود را بالا ببرند، لذت بردم؛ اما اين بخش معيوب قضيه، بنده را ناخرسند كرد؛ متأثر شدم. براى طرفداران نامزدها هم آن بخشهاى معيوب، آن تعريضها، آن تصريحها، التهاب‏آور و نگران‏كننده بود، كه البته از هر دو طرف هم بود.

هر دو طرف در عيب مناظره مشترك بودند

هر دو طرف در اين عيب متأسفانه مشترك بودند. از يك طرف صريحترين اهانتها به رئيس جمهورِ قانونى كشور شد. حتى از دو سه ماه قبل از مناظرات هم اين سخنرانى‏ها را براى من مى‏آوردند و من ميديدم يا گاهى مى‏شنيدم؛ تهمتهائى زدند، حرفهائى گفتند؛ به كى؟ به كسى كه رئيس جمهور قانونى كشور است، متكى به آراء مردم است. نسبتهاى خلاف دادند، رئيس جمهور مملكت را كه مورد اعتماد مردم است، به دروغ‏گوئى متهم كردند! اينها خوب است؟ كارنامه‏هاى جعلى براى دولت درست كردند، اينجا آنجا پخش كردند، كه ما كه در جريان امور هستيم، مى‏بينيم ميدانيم كه اينها خلاف واقع است؛ فحاشى كردند؛ رئيس جمهور را خرافاتى، رمال، از اين نسبت‏هاى خجالت‏آور دادند؛ اخلاق و قانون و انصاف را زير پا گذاشتند.

اين از آن طرف. از اين طرف هم همين جور؛ از اين طرف هم شبيه همين كارها به نحو ديگرى انجام گرفت. كارنامه‏ى درخشان سى ساله‏ى انقلاب كمرنگ جلوه داده شد؛ اسم بعضى از اشخاص برده شد كه اينها شخصيتهاى اين نظامند؛ اينهاكسانى هستند كه عمرشان را در راه اين نظام صرف كردند. بنده در نماز جمعه هيچوقت رسمم نبوده است از افراد اسم بياورم؛ اما اينجا چون اسم آورده شده است، مجبورم اسم بياورم. به طور خاص از آقاى هاشمى رفسنجانى، از آقاى ناطق نورى من لازم است اسم بياورم و بايد بگويم. البته اين آقايان را كسى متهم به فساد مالى نكرده؛ حالا در مورد بستگان و كسان، هر كس هر ادعائى دارد، بايستى در مجارى قانونى خودش اثبات بشود و قبل از اثبات نميشود اينها را رسانه‏اى كرد. اگر چيزى اثبات بشود، فرقى بين آحاد جامعه نيست؛ اما اثبات نشده، نميشود اينها را مطرح كرد و قاطعاً ادعا كرد. وقتى اينجور حرفها مطرح ميشود، تلقى‏هاى نادرست در جامعه به وجود مى‏آيد، جوانها چيز ديگرى خيال ميكنند، چيز ديگرى ميفهمند.

هاشمي در خدمت انقلاب و نظام بود

آقاى هاشمى را همه ميشناسند. من شناختم از ايشان مربوط به بعد از انقلاب و مسئوليتهاى بعد از انقلاب نيست؛ من از سال 1336 - يعنى 52 سال قبل - ايشان را از نزديك ميشناسم. آقاى هاشمى از اصلى‏ترين افراد نهضت در دوران مبارزات بود؛ از مبارزين جدى و پيگيرِ قبل از انقلاب بود؛ بعد از پيروزى انقلاب از مؤثرترين شخصيتهاى جمهورى اسلامى در كنار امام بود؛ بعد از رحلت امام هم در كنار رهبرى تا امروز. اين مرد بارها تا مرز شهادت پيش رفته. قبل از انقلاب اموال خودش را صرف انقلاب ميكرد و به مبارزين ميداد. اينها را جوانها خوب است بدانند. بعد از انقلاب ايشان مسئوليتهاى زيادى داشت: هشت سال رئيس جمهور بود؛ قبلش رئيس مجلس بود؛ بعد مسئوليتهاى ديگرى داشت. در طول اين مدت هيچ موردى را سراغ نداريم كه ايشان براى خودش از انقلاب يك اندوخته‏اى درست كرده باشد. اينها يك حقايقى است؛ اينها را بايد دانست. در حساسترين مقاطع ايشان در خدمت انقلاب و نظام بوده.

من البته در موارد متعددى با آقاى هاشمى اختلاف‏نظر داريم، كه طبيعى هم هست؛ ولى مردم نبايد دچار توهم بشوند، چيز ديگرى فكر كنند. البته بين ايشان و بين آقاى رئيس جمهور از همان انتخاب سال 84 تا امروز اختلاف‏نظر بود، الان هم هست؛ هم در زمينه‏ى مسائل خارجى اختلاف‏نظر دارند، هم در زمينه‏ى نحوه‏ى اجراى عدالت اجتماعى اختلاف‏نظر دارند، هم در برخى مسائل فرهنگى اختلاف‏نظر دارند؛ و نظر آقاى رئيس جمهور به نظر بنده نزديكتر است.

ناطق نوري از شخصيت‌هاي خدوم انقلاب است

در مورد آقاى ناطق نورى هم همين جور. آقاى ناطق نورى هم از شخصيتهاى خدوم انقلاب است؛ ايشان هم خدمات زيادى كرده و در دلبستگى ايشان به اين نظام و انقلاب هيچ شكى نيست.

تذكر به رئيس جمهور

مناظره‏هاى زنده‏ى تلويزيونى خوب است؛ اما اين آسيبها بايد برطرف بشود. من همان وقت - بعد از مناظره - به آقاى رئيس جمهور هم تذكر دادم؛ چون ميدانستم ايشان ترتيب اثر ميدهند.

پيگيري شبهات از طريق مجاري قانوني

ساز و كارهاى قانونى انتخابات در كشور ما اجازه‏ى تقلب نميدهد اين را هر كسى كه دست‏اندركار مسائل انتخابات هست و از مسائل انتخابات آگاه است، تصديق ميكند؛ آن هم در حد يازده ميليون تفاوت! يك وقت اختلافِ بين دو رأى، صد هزار است، پانصد هزار است، يك ميليون است، حالا ممكن است آدم بگويد يك جورى تقلب كردند، جابه جا كردند؛ اما يازده ميليون را چه جور ميشود تقلب كرد! در عين حال بنده اين را گفتم، شوراى محترم نگهبان هم همين را قبول دارند كه اگر كسانى شبهه دارند و مستنداتى ارائه ميدهند، بايد حتماً رسيدگى بشود؛ البته از مجارى قانونى؛ رسيدگى فقط از مجارى قانونى. بنده زير بار بدعتهاى غيرقانونى نخواهم رفت. امروز اگر چهارچوبهاى قانونى شكسته شد، در آينده هيچ انتخاباتى ديگر مصونيت نخواهد داشت. بالاخره در هر انتخاباتى بعضى برنده‏اند، بعضى برنده نيستند؛ هيچ انتخاباتى ديگر مورد اعتماد قرار نخواهد گرفت و مصونيت پيدا نخواهد كرد. بنابراين همه چيز دنبال بشود، انجام بگيرد، كارهاى درست، بر طبق قانون. اگر واقعاً شبهه‏اى هست، از راه‏هاى قانونى پيگيرى بشود. قانون در اين زمينه كامل است و هيچ اشكالى در قانون نيست. همانطور كه حق دادند كه نامزدها نظارت كنند، حق دادند كه شكايت كنند، حق دادند كه بررسى بشود. بنده از شوراى محترم نگهبان خواستم كه اگر مواردى خواستند صندوقها را بازشمارى بكنند، با حضور نمايندگان خود نامزدها اين كار را بكنند. خودشان باشند، آنجا بشمرند، ثبت كنند، امضاء كنند. بنابراين، هيچ مشكلى در اين جهت وجود ندارد.

نخبگان سياسى كه قانون را زير پا بگذارند، مسئول خونها و خشونتها هستند

آن كسانى كه به يك نحوى يك نوع مرجعيتى در افكار مردم دارند؛ از اين سياسيون و رؤساى احزاب و كارگردانان جريانات سياسى، و يك عده‏اى از اينها حرف‏شنوى دارند، اينها خيلى بايد مراقب رفتار خودشان باشند؛ خيلى بايد مراقب گفتار خودشان باشند. اگر آنها كمى افراطى‏گرى كنند، دامنه‏ى اين افراطى‏گرى در بدنه‏ى مردم به جاهاى بسيار حساس و خطرناكى خواهد رسيد كه گاهى خود آنها ديگر نميتوانند آن را جمع كنند، كه ما نمونه‏هايش را ديده‏ايم. افراط وقتى در جامعه به وجود آمد، هر حركت افراطى به افراطى‏گرى ديگران دامن ميزند. اگر نخبگان سياسى بخواهند قانون را زير پا بگذارند، يا براى اصلاح ابرو، چشم را كور كنند، چه بخواهند، چه نخواهند، مسئول خونها و خشونتها و هرج و مرج‏ها، آنهايند. من به همه‏ى اين آقايان، اين دوستان قديمى، اين برادران توصيه ميكنم بر خودتان مسلط باشيد؛ سعه‏ى صدر داشته باشيد؛ دستهاى دشمن را ببينيد؛ گرگهاى گرسنه‏ى كمين‏كرده را كه امروز ديگر نقاب ديپلماسى را يواش يواش دارند از چهره‏هايشان برميدارند و چهره‏ى حقيقى خودشان را نشان ميدهند، ببينيد؛ از اينها غفلت نكنيد.

فصل‌الخطاب بودن قانون

قانون، فصل‏الخطاب است؛ قانون را فصل‏الخطاب بدانيد. انتخابات اصلاً براى چيست؟ انتخابات براى اين است كه همه‏ى اختلافها سر صندوق رأى حل و فصل بشود. بايد در صندوقهاى رأى معلوم بشود كه مردم چى ميخواهند، چى نميخواهند؛ نه در كف خيابانها. اگر قرار باشد بعد از هر انتخاباتى آنهائى كه رأى نياوردند، اردوكشى خيابانى بكنند، طرفدارانشان را بكشند به خيابان؛ بعد آنهائى كه رأى آورده‏اند هم، در جواب آنها، اردوكشى كنند، بكشند به خيابان، پس چرا انتخابات انجام گرفت؟ تقصير مردم چيست؟ اين مردمى كه خيابان، محل كسب و كار آنهاست، محل رفت و آمد آنهاست، محل زندگى آنهاست، اينها چه گناهى كردند؟ كه ما ميخواهيم طرفدارهاى خودمان را به رخ آنها بكشيم؛ آن طرف يك جور، اين طرف يك جور. براى نفوذىِ تروريست - آن كسى كه ميخواهد ضربه‏ى تروريستى بزند - مسئله‏ى او مسئله‏ى سياسى نيست؛ براى او چه چيزى بهتر از پنهان شدن در ميان اين مردم؛ مردمى كه ميخواهند راهپيمائى كنند يا تجمع كنند. اگر اين تجمعات پوششى براى او درست كند، آنوقت مسئوليتش با كيست؟ الان همين چند نفرى كه در اين قضايا كشته شدند؛ از مردم عادى، از بسيج، جواب اينها را كى‏ بناست بدهد؟ واكنشهائى كه به اينها نشان داده خواهد شد - تو خيابان از شلوغى استفاده كنند، بسيج را ترور كنند، عضو نيروى انتظامى را ترور كنند - كه بالاخره واكنشى به وجود خواهد آورد، واكنش احساسى خواهد بود. محاسبه‏ى اين واكنشها با كيست؟ انسان دلش خون ميشود از بعضى از اين قضايا؛ بروند توى كوى دانشگاه، جوانها را، دانشجوها را - آن هم دانشجوهاى مؤمن و حزب‏اللهى را، نه آن شلوغ‏كن‏ها را - مورد تهاجم قرار بدهند، آنوقت شعار رهبرى هم بدهند! دل انسان خون ميشود از اين حوادث. زورآزمائى خيابانى بعد از انتخابات كار درستى نيست، بلكه به چالش كشيدن اصل انتخابات و اصل مردم‏سالارى است.
من از همه ميخواهم به اين روش خاتمه بدهند. اين روش، روش درستى نيست. اگر خاتمه ندهند، آنوقت مسئوليت تبعات آن، هرج و مرج آن، به عهده‏ى آنهاست.

تن دادن به مطالبات غير قانوني شروع ديكتاتوري است

اين تصور هم غلط است كه بعضى خيال كنند با حركات خيابانى، يك اهرم فشارى عليه نظام درست ميكنند و مسئولين نظام را مجبور ميكنند، وادار ميكنند تا به عنوان مصلحت، زير بار تحميلات آنها بروند. نه، اين هم غلط است. اولاً تن دادن به مطالبات غير قانونى، زير فشار، خود اين، شروع ديكتاتورى است. اين اشتباه محاسبه است؛ اين محاسبه‏ى غلطى است. عواقبى هم اگر پيدا كند، عواقبش مستقيماً متوجه فرماندهان پشت صحنه خواهد شد. اگر لازم باشد، مردم آنها را هم در نوبت خود و وقت خود خواهند شناخت.

فرمايشات حضرت آيت‌الله خامنه‌اي در ديدار رئيس و مسئولان قوه قضائيه در هفتم تير‏

نبايد ملت را دوشقه كرد

در همين قضاياى اخير هم ما عرض كرديم، بنده مخالفم كه مردم كشورمان را، مردم عزيزمان را به دو بخش تقسيم كنيم؛ يك عده‏اى را مقابل يك عده‏ى ديگر قرار بدهيم. قضيه اينجورى نيست. در خيلى از مسائل، مردم سليقه‏هايشان، نگاه‏هايشان، نظرهايشان يكى نيست، اما اين به معناى اصطكاك و تزاحم و تعارض و دست به يقه شدن نيست. ما نبايد مردممان را وادار كنيم كه با هم دست به يقه بشوند. من به هر دو طرف نصحيت ميكنم: احساسات جوانها را تحريك نكنند، مردم را مقابل هم قرار ندهند. ملت يكپارچه‏اى است، ايمان واحدى دارد، قلباً هم با نظام خود روابط حسنه‏اى دارد؛ نشانه‏ى اين روابط حسنه، همين حضور در پاى صندوقهاست. اگر اميدوار نبودند، اگر حسن ظن نداشتند، اگر اعتماد نداشتند، نمى‏آمدند پاى صندوقها. پس اين ملت با نظام خود هيچ مشكلى ندارد. نبايد اين ملت يكپارچه را دو شقه كرد، تقسيم كرد، يك گروه را بر عليه آن گروه ديگر، آن گروه را بر عليه اين گروه ديگر تحريك كرد.

خواص سياسي بايد مراقب كار خود باشند

مردم ما به توفيق الهى، به هدايت الهى، به دستگيرى الهى، مردم مؤمنى هستند؛ هم آگاهند، هم مؤمنند، هم حاضر در صحنه‏اند، پا به ركابند در هر جائى كه لازم باشد. ماها بايد خودمان را اصلاح كنيم. نخبگان و خواص سياسى بايستى مراقب كار خودشان، حرف زدن خودشان باشند؛ اين خطاب به همه‏ى نخبگان است، خطاب به يك طرفِ خاصى، جناح خاصى نيست. همه بايد مراقب باشند. همه بدانند اين ملت، يك ملت يكپارچه است. احساسات اين طرف را عليه آن طرف تحريك كنند، آن يكى بيايد احساسات اين طرف را عليه آن طرف تحريك كند، اينها راه به جائى نميبرد. وقتى شما متحد بوديد، وقتى شما همدل بوديد، وقتى شما احساس و ابراز اعتماد به كشورتان و نظامتان كرديد، آن وقت اين وسوسه‏هاى خناسان بين‏المللى، اين سياستمداران ظالم، مداخله‏گر، دور از انسانيت، ديگر اثرى نخواهد كرد.

جانبداري كشورهاي اروپايي و آمريكايي نتيجه عكس مي‌دهد

مى‏بينيد بعضى از سردمداران دنيا - از آمريكائى گرفته تا بعضى از كشورهاى اروپائى - همه‏ى مشكلاتشان تمام شده، مشكل ايران براى اينها باقى مانده است! در يك مسئله‏ى داخلىِ مردمىِ صددرصد مرتبط به ملت ايران، چانه تكان ميدهند و اظهارنظرهاى سخيف ميكنند؛ غافل از اينكه هر جا آنها پا گذاشتند از مواضع سياسى، از نظر ملت ايران آنجا نجس خواهد شد.

جانبدارى‏هاى آنها درست بعكس نتيجه ميدهد. مردم از خودشان ميپرسند چه چيزى موجب شده است كه اين دشمنانى كه سى سال است عليه انقلاب اسلامى دارند تلاش ميكنند و از همه‏ى ابزارها و امكاناتشان عليه اين كشور و عليه اين ملت استفاده كردند، حالا شده‏اند دلسوز؟! مردم توطئه را ميفهمند؛ مردم ما خباثت را درك ميكنند. مشكل آنها هم همين است. اگر با يك ملت بيهوش بى‏حواسى مواجه بودند، مشكلى نداشتند؛ اما با يك ملت هوشيار مواجه‏اند، با يك ملت مجرب مواجه‏اند.


بيانات مقام معظم رهبري در سالروز ولادت حضرت اميرالمومنين در 15 تير ماه

حضور 85 درصدي در انتخابات براي ملت آبرو ايجاد كرد

در همين قضاياى انتخابات پرشور 22 خرداد كه يك حركت عظيمى از ملت ايران بود، كار بزرگى انجام گرفت. اين حضور چهل ميليونى تقريباً در پاى صندوقهاى رأى، يعنى نسبت هشتاد و پنج درصدى كسانى كه ميتوانستند شركت كنند، در دنيا جزو رقمهاى بى‏نظير است. اين خيلى براى ملت ايران آبرو ايجاد كرد، خيلى اقتدار براى اين ملت بزرگ آفريد؛ براى انقلاب آبرو شد؛ نشان داد كه انقلاب بعد از گذشت سى سال، اينجور قدرت و توانائى به صحنه آوردن مردم را دارد. دشمنان دست به كار شدند، بين مردم اختلاف بيندازند، تا حدودى هم موفق شدند. ليكن ملت بايد حركت دشمن را خنثى كند.

نيت بيگانگان ايجاد اختلاف بود

رقابت در بين نامزدهاى رياست جمهورى به نگاه ما، به عقيده‏ى ما، يك رقابت درون‏خانوادگى است، گاهى به عصبانيت هم ميكشد. دو برادر هم ممكن است داخل خانواده در مقابل هم قرار بگيرند؛ به دشمن چه ربطى دارد؛ به بيگانه چه ربطى دارد. بيگانگانى كه در اين قضيه در سطوح مختلف سياسى و تبليغاتى وارد اين ميدان شدند، نيتشان ايجاد شقاق و اختلاف بود؛ ايجاد شكاف بود. بعضى از سران كشورهاى غربى در سطح رئيس جمهور و نخست وزير و وزير خارجه و مسئولان گوناگون، صريحاً در مسئله‏ى داخلى ملت ايران دخالت كردند. به شما چه؟ چرا در ماجرائى كه مربوط به ملت ايران است، دخالت ميكنيد؟ دخالت ميكنند، بعد هم ميگويند ما دخالت نميكنيم؛ پس دخالت معنايش چيست؟ تشويق اغتشاشگرى دخالت نيست؟ مردم ايران را اغتشاشگر معرفى كردن، دخالت نيست؟ اهانت نيست؟

اغتشاشگر يك عده معدودي هستند

دو دسته، يك دسته به يك نامزد، يك دسته به يك نامزد ديگر رأى دادند، اكثريت و اقليتى هست، قواعدى هست، آن كسانى كه نامزدشان رأى نياورده، طبيعى است افسرده باشند، اوقاتشان تلخ باشد؛ اما اين معنايش اغتشاش نيست؛ اينها اغتشاشگر نيستند. اغتشاشگر يك عده‏ى معدودى هستند؛ همانهائى كه بودجه‏ى تصويب شده‏ى بعضى از دولتهاى غربى را براى ايجاد اختلاف در داخل ايران مصرف ميكنند، آنها اغتشاشگرند. در رسانه‏هاى آمريكائى و اروپائى - كه غالباً تحت سلطه‏ى صهيونيستهايند و از بن دندان دشمن ملت ايران و دشمن اسلام و دشمن نظام جمهورى اسلامى‏اند - اينجور وانمود ميكنند كه جمعى از ملت ايران اغتشاشگرند.

اتحاد ملت ايران در مقابل دشمنان

ملت ايران به سران بعضى از كشورها كه سعى ميكنند از يك مسئله‏ى داخلىِ كشورمان عليه ملت ايران استفاده كنند، اخطار ميكند: حواستان جمع باشد، ملت ايران عكس‏العمل نشان ميدهد.

اولاً اين را همه بدانند، سران كشورهاى استكبارى بدانند، مداخله‏گرانِ فضولِ در مسائل جمهورى اسلامى بدانند: ملت ايران بين خودشان اگر اختلاف هم داشته باشند، وقتى پاى شما دشمنان ملت ايران به ميان بيايد، همه با هم متحد ميشوند؛ يك دست واحد، يك مشت محكم عليه شما ميشوند.

اينجور نيست كه شما خيال كنيد وقتى از يك جريانى به خيال خودتان دفاع كرديد، حمايت كرديد، اين جريان به شما متمايل خواهد شد؛ ابداً.

ما اين اظهارات خصمانه را، اين رفتارهاى خصمانه را از اين دولتها محاسبه خواهيم كرد، اينها را در حسابشان خواهيم نوشت؛ اين را بدانند. در آينده‏ى روابط و تعامل جمهورى اسلامى با اين مداخله‏گرها، اين رفتار تأثير منفى خواهد داشت؛ بلاشك؛ اين را بدانند، بفهمند. ملت ايران ملتى نيست كه زور را تحمل بكند.

برخورد با اخلالگران امنيت مردم

نظام اسلامى با اخلالگران در امنيت مردم طبعاً برخورد ميكند. اين، وظيفه‏ى نظام است. نظام اسلامى اجازه نميدهد كه كسانى دستخوش فريب و توطئه‏ى دشمن بشوند، زندگى مردم را خراب كنند، آسايش مردم را به هم بزنند، جوانهاى مردم را تهديد كنند. فرزندان اين كشور عزيزند؛ همه عزيزند. نظام اين اجازه را نخواهد داد؛ اما اين را هم بايد همه توجه داشته باشند:

مبادا دشمن را با دوست اشتباه بكنيم. دوست را به خاطر يك خطا به جاى دشمن بگيريم و از آن طرف يك عده‏اى هم دشمن خونى و معاند را دوست فرض كنند، به حرف او گوش كنند، توجه بدهند.

اين فتنه‏هائى كه دشمن بر پا كرده بود، اميد بسته بود كه شايد بتواند از اين آب گل‏آلود ماهى بگيرد. بحمداللَّه اين فتنه‏ها تمام شد. هر فتنه‏اى در مقابل حق، در مقابل ملت هوشيار از بين خواهد رفت؛ گرد و غبار فرو خواهد نشست. هميشه همين جور است.

گرد و غبار انتخابات تمام خواهد شد

حواشىِ ايجاد شده‏ى به وسيله‏ى يك عده دشمن، يك عده غافل، از بين ميروند، متن قضيه باقى ميماند. متن قضيه اين است كه در يك انتخابات پرشكوه، تقريباً چهل ميليون نفر از ملت ايران شركت كرده‏اند. اين، متن قضيه است؛ اين، حقيقت قضيه است. چهل ميليون، بعد از گذشت سى سال از انقلاب، اعتماد خود را به نظام، اميدوارى خود را به آينده با اين حضورشان نشان دادند. اين، ميماند. متن قضيه اين است كه رئيس جمهورى با بيش از بيست و چهار ميليون رأى مردم انتخاب شده است؛ اينها متن قضيه است. حواشى، گرد و غبارها، پيرايه‏ها، كارها و حرفهاى دشمن‏شادكن تمام خواهد شد؛ اما اين حقيقت ميماند.

بيانات مقام معظم رهبري در سالروز عيد سعيد مبعث در 29 تير

نقش رسانه‌ها در به آشوب كشيدن ملتها

همه گفتند يك انتخابات چهل ميليونى، يك عظمت بى‏نظير از اول انقلاب تا حالا، حضور مردم در صحنه بعد از سى سال، قدرت جذب مردم و به صحنه آوردن مردم براى نظام؛ اين يك عظمت بود؛ نبايد غفلت كنند؛ همه فهميدند كه در چنين وضعيتى نبايد غفلت كنند كه دشمن كمين گرفته است؛ مراقب است. حالا تا گفته ميشود دشمن خارجى، فوراً خارجى‏ها با چهره‏ى حق‏به‏جانب مى‏آيند كه نه، نه، ما دخالتى نداريم، ما كارى نكرديم. اين بى‏حيائى است؛ همه مى‏بينند. حالا آن كارى كه دستگاه‏هاى اطلاعاتى و ديگران كشف مي‌كنند و دخالت‌ها را مي‌دانند، آن به كنار؛ آن چيزى كه همه دارند مشاهده مي‌كنند، نقش رسانه‏هاست كه مهمترين نقش را در اين چند ده سال اخير، رسانه‏ها در تحولات ملتها داشته‏اند.

من يك وقتى، چند سال قبل از اين به عنوان هشدار، اينجا گفتم كه رسانه‏ها و دستگاه‏هاى تبليغاتى و اطلاعاتىِ وابسته‏ى به استكبار، ميداندارترين عناصر دشمنان استقلال ملتها براى به آشوب كشيدن ملتها هستند؛ براى اينكه اينها را از مسيرى كه دارند حركت ميكنند، منصرف كنند. و چند تا كشور را مثال زدم. خوب، امروز نسبت به آن چند سال قبل كه ما اين حرف را زديم، وسائل ارتباطاتى خيلى گسترده‏تر، وسيع‏تر، همگانى‏تر و متنوع‏تر شده است. دشمنان دارند كار ميكنند، آن وقت ميگويند ما هيچ كارى نميكنيم! ما هيچ اقدامى نميكنيم!

دستورالعمل‏هايشان براى گروه‏هاى غافل و نادانِ اغتشاشگر توى رسانه‏هاى خودشان به طور علنى دارد پخش ميشود: اينجورى با پليس درگير بشويد؛ اينجورى عليه بسيج حرف بزنيد؛ اينجورى توى خيابان اغتشاش ايجاد كنيد؛ اينجورى تخريب كنيد؛ اينجورى آتش بزنيد؛ اينها دخالت نيست؟ از اين دخالت واضح‌تر؟ علنى‏تر؟ اين را مردم ما به چشم ديدند. اينها براى ملت ما تجربه است. اشتباه است اگر كسى خيال كند كه يك گروه معدود، آن هم در تهران، فرض بفرمائيد به ظرف زباله‏ى شهردارى تعرض ميكند - زورش به او ميرسد - يا فرض كنيد به اموال مردم - به موتورسيكلتشان، به ماشينشان، به بانكشان، به دكانشان - تعرض ميكند، اين مردمند؛ نه، مردم نيستند. بله، بلندگوى استكبارى وقتى ميخواهد از اينها حمايت كند، ميگويد مردم. اينها مردمند؟! مردم آن ميليونهائى هستند كه تا اين اغتشاشگران را، اين مفسدين را در صحنه مى‏بينند، كنار ميكشند و آنها را با نفرت نگاه ميكنند؛ برهم‏زنندگان امنيت عمومى را، آرامش اجتماعى را با انزجار نگاه ميكنند.

امتحان نخبگان

نخبگان بدانند هر حرفى، هر اقدامى، هر تحليلى كه به آنها كمك بكند، اين حركت در مسير خلاف ملت است. همه‏‌ى ما خيلى بايد مراقب باشيم؛ خيلى بايد مراقب باشيم: مراقب حرف زدن، مراقب موضع‏گيرى كردن، مراقب گفتن‏ها، مراقب نگفتن‏ها. يك چيزهائى را بايد گفت؛ اگر نگفتيم، به آن وظيفه عمل نكرده‏ايم. يك چيزهائى را بايد بر زبان نياورد، بايد نگفت؛ اگر گفتيم، برخلاف وظيفه عمل كرده‏ايم. نخبگان سر جلسه‏ى امتحانند؛ امتحان عظيمى است. در اين امتحان، مردود شدن، رفوزه شدن، فقط اين نيست كه ما يك سال عقب بيفتيم؛ سقوط است. اگر بخواهيم به اين معنا دچار نشويم، راهش اين است كه خرد را، كه انسان را به عبوديت دعوت ميكند، معيار و ملاك قرار بدهيم؛ شاخص قرار بدهيم.

سياسي كاريها خلاف عقل است

عقل، اين سياسي‏بازى‏ها و سياسى‏كارى‏هاى متعارف نيست؛ اينها خلاف عقل است. «العقل ما عبد به الرّحمن و اكتسب به الجنان»؛(10) عقل اين است كه انسان را به راه راست هدايت ميكند. اشتباه ميكنند آن كسانى كه خيال ميكنند با سياسى‏كارى، عقلائى عمل ميكنند؛ نه، عقل آن چيزى است كه راه عبادت خدا را هموار ميكند. شاخصش هم براى ما، بين خودمان و خدا، اين است كه نگاه كنيم ببينيم در بيان اين حرف اخلاص داريم يا نه؟ به فكر خدائيم يا نه؟ من دارم براى خاطر خدا، رضاى خدا حرف ميزنم يا براى خاطر جلب توجه شما دارم حرف ميزنم؟ براى خاطر خداست يا براى خاطر دل مستمع و غير مستمع است؟ معيارش اين است. به خودمان مراجعه كنيم؛ اقضى القضات نسبت به انسان، خودِ انسان است. خودمان را فريب ندهيم؛ بفهميم چه كار ميكنيم؛ بفهميم چه ميگوئيم؛ چه حركتى ميكنيم.


فرمايشات مقام معظم رهبري در ديدار شركت‌كنندگان مسابقات بين‏المللى‏ قرآن کريم در سوم مرداد

بي عدالتي و بي انصافي را كنار بگذاريد

من مى‏بينم تو همين قضاياى سه چهار روز اخير باز بعضى‏ها هى ميخواهند اختلافها و شكافها را بيشتر كنند؛ نه، نبايد اختلاف به وجود بيايد؛ همه با هم برادرند، همه با هم همكارى بايد بكنند؛ همه بايد براى ساختن كشور به يكديگر كمك بكنند. به كسى نبايد بيهوده تهمت زد؛ كسى را نبايد به خاطر يك امر، از همه‏ى آن چيزهائى كه صلاحيت محسوب ميشود، انسان او را نفى بكند. با انصاف بايد بود؛ با انصاف بايد عمل كرد؛ با انصاف بايد حرف زد. خداى متعال در مورد دشمنان ميگويد: «و لا يجرمنّكم شنآن قوم على الّا تعدلوا اعدلوا هو اقرب للتّقوى»؛(7) اگر با كسى دشمنيد، اين دشمنى موجب نشود كه نسبت به او بى‏انصافى كنيد، بى‏عدالتى كنيد؛ حتّى نسبت به دشمن؛ حالا آن كه دشمن هم نيست. بى‏عدالتى‏ها را همه كنار بگذارند؛ بى‏انصافى‏ها را همه كنار بگذارند؛ همه در زير پرچم نظام اسلامى و جمهورى اسلامى جمع بشوند؛ اصولى وجود دارد، به آن اصول همه پابندى خودشان را اعلام بكنند. در كنار هم باشند، اختلاف سليقه هم باشد. چه اشكال دارد؟ هميشه اختلاف سليقه بوده. در دورانهاى مختلف هر جائى كه اين اختلاف سليقه‏ها و اختلاف برداشتها با هواى نفس انسان مخلوط شد، كار خراب ميشود. هواى نفس را بايد خيلى ملاحظه كرد. به خودمان در فريب خوردن از هواى نفس سوءظن داشته باشيم. نگاه كنيم ببينيم كجا نفس است و هوى‏هاى نفسانى ماست؛ كجا نه، واقعاً احساس تكليف است؛ و در احساس تكليف هم دقت بكنيم كه قدم از دايره‏ى تكليف آنطرف‏تر نبايد گذاشت؛ زياده‏روى نبايد كرد. آن وقت لطف خدا با ماست. همچنانى كه تا امروز به فضل الهى، به حول و قوه‏ى الهى، لطف الهى با ملت ايران بوده است؛ بعد از اين هم ان‏شاءاللَّه خواهد بود.

بيانات رهبر معظم انقلاب در مراسم تنفيذ حكم دهمين دوره رياست جمهورى در 12 مرداد

پيامهاي انتخابات رياست جمهوري

اولين پيام اين انتخابات اين بود كه جمهورى اسلامى با گذشت سى سال، قدرت به صحنه آوردن و بسيج ملى را در حدى دارد كه نصابهاى متعارف جهانى را رد كرده است و از همه‏ى اينها عبور كرده است. بعضى‏ها در طول اين سالها انتظار داشتند كه نظام اسلامى با گذشت زمان كهنه بشود، از چشم مردم بيفتد و قدرت بسيج توده‏اى خود را از دست بدهد، اين انتخابات نشان داد كه نظام اسلامى هر روز كه گذشته است، قدرت بسيج توده‏اى آن افزايش يافته؛ در جلب اعتماد آحاد ملت موفق‏تر شده است. اين خيلى حقيقت مهمى است. بعضى از قضاياى حاشيه‏اى، اين متنهاى مهم را از نظر دور نگه ميدارد. متن حقيقت در اين انتخابات اين است كه انقلاب اسلامى، نظام اسلامى، آنچنان زنده و جذاب و رو به رشد است كه با گذشت سه دهه، قدرت به صحنه آوردن مردم را در اين حد دارد. يك نصاب هشتاد و پنج درصدى كه يك نصاب بى‏نظير يا لااقل كم‏نظيرى است در همه‏ى سطح جهان.

يك پيام ديگر اين انتخابات و اين حضور عظيم مردمى، وجود اعتماد متقابل ميان نظام اسلامى و مردم است. اينكه در اين انتخابات، عرصه براى گفتگو كردن، براى ورود افراد با گرايشهاى مختلف، براى به صحنه آوردن و روى دايره ريختن نظرات گوناگون، باز شد. اين، نشانه‏ى اعتماد به نفس نظام است و نشانه‏ى اين است كه نظام اسلامى به مردم خود اعتماد دارد؛ به مردم اعتماد ميكند. متقابلاً مردم هم به نظام اعتماد كردند، آمدند آراء خودشان را در صندوقها ريختند. اگر اعتماد به نظام نباشد، اين توجه مردمى، اين اقبال مردمى، وجود نخواهد داشت. اين كسانى كه دم از بى‏اعتمادى مردم ميزنند - اگر اين سخن از روى غرض نباشد، از روى غفلت است - كدام اعتماد از اين بالاتر كه مردم مى‏آيند در عرصه‏ى انتخابات وارد ميشوند، به نظامشان، به دولتشان اعتماد ميكنند، رأى خود را به آنها ميسپارند و منتظر ميمانند كه نتيجه‏ى اين رأى‏گيرى را از آنها بشنوند؟ اين اعتماد بالاى مردم است. اين اعتماد به توفيق الهى، به فضل الهى همچنان هست و ما انتظار داريم از مسئولان كشور، از دست‏اندركاران بخشهاى مختلف كه با رفتار خود همچنان اين اعتماد را افزايش بدهند. اين سرمايه‏ى اصلى نظام اسلامى است.

يك پيام ديگر هم در اين انتخابات بود و آن وجود نشاط و اميد در مردم است. اين البته در كشور ما و جامعه‏ى ما يك چيز طبيعى است؛ چون اكثريت كشور ما جوان هستند و جوان، مظهر نشاط است؛ مظهر اميد است. با اميد وارد ميدان شدند - اميد به آينده اگر نباشد، دل نااميد و افسرده وارد ميدان انتخاب نميشود - حضور مردم، حضور جوانها، نشانه‏ى اميدوارى آنهاست.

*تجربه‌هاي انتخابات رياست جمهوري

يك تجربه براى ملت ما و مسئولان ما بود كه من اصرار دارم بر اينكه اين تجربه را همه‏مان جدى بگيريم؛ هم مسئولان جدى بگيرند، هم آحاد مردم جدى بگيرند. و آن تجربه اين است كه باور كنيم كه هميشه امكان ضربه زدن از سوى دشمنان انقلاب و دشمنان ايران اسلامى هست؛ حتّى در بهترين شرائط. هميشه كمين دشمن را در نظر داشته باشيم. غفلت از اينكه ممكن است به حركت عمومى ملت ايران ضربه‏اى وارد شود، چيز خطرناكى است. هشيار باشيد. اين همان توصيه‏ى امير مؤمنان (سلام اللَّه عليه) است كه فرمود: «و من نام لم‏ينم عنه».(1) در عرصه‏ى زندگى سياسى دچار خواب‏آلودگى نشويم؛ در پشت سنگرها خوابمان نبرد. اگر تو خوابت برد، بايد بدانى كه دشمن ممكن است بيدار باشد. اين تحليل نيست كه ما ميگوئيم، اطلاع است. دشمنان نظام جمهورى اسلامى سعى كردند، تلاش كردند، شايد بتوانند در فضاى آزادى‏اى كه نظام اسلامى به مردم داده است، براى مردم دغدغه و دردسر درست كنند. سعى كردند، پول خرج كردند، رسانه‏هاى زيادى را به كار انداختند، عوامل بسيارى را بسيج كردند، شايد بتوانند از اين وضعيتى كه براى ملت ايران يك عيد به حساب مى‏آمد، يك جشن بزرگ ملى به حساب مى‏آمد، وضعيتى عليه ملت ايران درست كنند؛ تلاش شد. اين تجربه بايستى براى ما - همه‏ى ما، همه‏ى آحاد مردم - تجربه‏ى هشداردهنده‏اى باشد. اگر ما در صحنه‏ى زندگى سياسى و اجتماعى به همديگر بدبين باشيم، به چشم دشمن به يكديگر نگاه كنيم، اين فرصت براى دشمنان حقيقى ما پيش خواهد آمد. اگر فكر نكنيم، اگر بصيرت نداشته باشيم، اگر فراموش كنيم كه دشمنانى در كمين انقلابند، ضربه خواهيم خورد؛ اين براى ما تجربه شد.

ما از اول انقلاب در هيچ انتخاباتى حضور چهل ميليونى، هشتاد و پنج درصدى، نداشتيم. در اين انتخابات، اولين بار چنين فرصت بزرگى پيش آمد؛ اما در همين فرصت بزرگ، در همين شادى بزرگ، دستهائى به كار افتادند براى اينكه ضربه‏اى به ملت ايران بزنند. بايد بيدار بود. اين بيدارى فقط در زبان نيست؛ آحاد ملت، گرايشهاى مختلف سياسى، دلبستگان به كشور، دلبستگان به نظام اسلامى، همه، همه، بايستى به معناى واقعى كلمه بيدار باشند؛ فريب نخورند.

دستهائى از مدتها پيش در كار بودند، مقدماتى فراهم ميكردند كه بتوانند از مقطع انتخابات عليه ملت ايران استفاده‏اى بكنند. خوشبختانه ملت ايران هوشيار بود و هوشيار است. فضا را غبارآلود كردند، دهانها را قدرى تلخ كردند؛ اما نتوانستند آن كارى را كه ميخواهند، انجام بدهند. اين هوشيارى شما ملت بود. اين تجربه‏ى ما بود كه بدانيم دشمن ما كمين كرده است.

دشمنان ما هم از اين انتخابات به نظر من يك تجربه‏اى اندوخته‏اند، و اگر نيندوختند، بايد بيندوزند. و آن اين است كه: دشمن بداند با چه حقيقتى روبه‏رو است؛ در فهم نظام اسلامى و انقلاب اسلامى دچار اشتباه نشوند؛ خيال نكنند انقلاب اسلامى و نظام اسلامى را با اين‏جور كارهاى پيش پا افتاده ميتوان به زانو درآورد. نظام اسلامى زنده است. خيال نكنند با يك تقليد مغلوط از حضور عظيم مردمى در انقلاب سال 1357، يك كاريكاتور از آن انقلاب، ميتوانند به عظمت انقلاب و نظام اسلامى ضربه بزنند. اين تجربه براى دشمن بايد پيش آمده باشد. اشتباه نكنند؛ نظام اسلامى با اين حرفها شكست نخواهد خورد.

عظمت اين انقلاب و عظمت اين نظام و ريشه‏دارى نظام جمهورى اسلامى در حوادث اين يكى دو ماه اخير، بيشتر براى دشمنان جمهورى اسلامى آشكار شد. اين ملت، ملت با ايمانى است؛ ملت هوشيارى است؛ ملت بااستعدادى است. با مسجد ضرار نميشود اين ملت را شكست داد. ما در تاريخ خودمان نمونه‏هائى را از اين داريم: «و الّذين اتّخذوا مسجدا ضرارا و كفرا و تفريقا بين المؤمنين و ارصادا لمن حارب اللَّه و رسوله».(2) با تقليد از رهبر عزيز و عظيم‏الشأن انقلاب، امام بزرگوار ما، كه از دل، از جان، با همه‏ى وجود غرق در قرآن بود، نميشود اين مردم را فريب داد. اين مردم دلشان به ايمان روشن است؛ اين مردم آگاهند؛ جوانهاى ما آگاهند. اين تجربه‏اى است براى دشمن.

امتحانهاي انتخابات رياست جمهوري

امتحانهائى هم در اين انتخابات پيش آمد. يك امتحان، امتحان آحاد مردم بود. به نظر من مردم در اين امتحان برنده شدند؛ نمره‏ى قبولى گرفتند. حضور عظيم مردم، يك امتحان عظيمى بود كه آنها را سرافراز كرد. بسيارى از آحاد مردم، از جريانهاى سياسى، طبق وظيفه‏شان عمل كردند. بعضى از خواص هم البته مردود شدند. اين انتخابات بعضى‏ها را مردود كرد. برخى از جوانان ما كه با صداقت، با سلامت وارد ميدان وظيفه ميشوند، به رغم هوشيارى‏هايشان، در مواردى اشتباه كردند. بسيارى از جوانان اين كشور هم با همان ايمان، با همان صداقت، حركت درستى كردند. به كسى اعتقاد پيدا كردند، به او رأى دادند؛ يا آن كس رأى آورد يا نياورد. ملاك اين نيست. ملاك اين است كه انسان عقيده‏اى پيدا كند، هوشيارانه، از روى احساس وظيفه، احساس تكليف، وارد ميدان اين عمل سياسى و حركت سياسى بشود. بعد هم همه تسليم قانون باشند. اكثر قاطع ملت ما - از جوانها، از نخبگان، از توده‏ى عظيم مردم - در اين رديف قرار گرفته‏اند و در اين امتحان مقبول شده‏اند. يك عده هم البته فريب خوردند.

يك امتحان هم براى مسئولان كشور است. قدر اين نعمت را بدانند. رئيس جمهور محترم و منتخب ما كه با آراء بالا، با يك نصاب بى‏نظير به اين مسئوليت بزرگ از سوى مردم گذاشته شدند و گماشته شدند، قدر اين نعمت را بدانند؛ شكر بگزارند. همكاران ايشان در دولت آينده قدر بدانند؛ قدر اسلام را، قدر ايمان را، قدر اين فروغى كه دلهاى اين مردم را روشن كرده است و آنها را به اين صحنه كشانده است. قدردانى از عظمت اين انقلاب اقتضاء ميكند كه مسئولان كشور همه‏ى توان خود را، همه‏ى تلاش خود را براى خدمت به مردم و براى پيشرفت به سمت اهداف انقلاب به كار بگيرند.

بيانات حضرت آيت‌الله خامنه‌اي در ديدار دانشجويان و نخبگان علمي در چهارم شهريور

هيچگونه اغماضى از جرم و جنايت وجود نخواهد داشت

يك بخش مهمى توى بيانات چند نفر از دوستانمان بود كه اشاره داشت به مجرمانى كه پشت پرده‏ى حوادث اخير حضور داشتند، و اينكه چرا اينها محاكمه نميشوند، چرا مجازات نميشوند، چرا با اينها برخورد نميشود. من به شما عرض بكنم؛ در قضايائى به اين اهميت، با حدس و گمان و شايعه و اين چيزها نميشود حركت كرد. ما اين انقلاب و اين نظام عظيم را محصول مجاهدت يك ملت بزرگ و فداكارى‏هاى عظيم جوانانى ميدانيم كه چه در دوره‏ى انقلاب، چه در دوره‏ى دفاع مقدس، چه بعد از آن تا امروز فداكارى كردند؛ مثل خود شماها، كه در صحنه‏هاى مختلف حضور داريد و گاهى كارهاى بزرگى انجام ميگيرد. نميتوانيم تداوم اين نظام را و حركت كلى اين نظام را در سطحى كه تصميم‏گيرى كلان رهبرى در او لازم است، به حدس و گمان و اين چيزها مبتنى كنيم. اين را شما بدانيد، هيچگونه اغماضى از جرم و جنايت وجود نخواهد داشت؛ منتها ما - يا من يا شما، فرق نميكند؛ چه شما كه دانشجو هستيد و زبانتان باز است و راحت حرف ميزنيد، چه من كه يك مجموعه‏اى از تجربه و سالهاى متمادى كاركرد در ميدان را با خودم همراه دارم؛ در اين جهت با هم فرقى نداريم - نميتوانيم حكم كنيم كه بايد دستگاه قضا اينجور قضاوت كند؛ نه، دستگاه قضا بايد نگاه كند، اگر دلائلى براى مجرميت كسى، چه در زمينه‏ى سياسى، چه در زمينه‏ى اقتصادى، چه در زمينه‏ى مفاسد گوناگون پيدا كرد، بر طبق او حكم كند. اين شايعاتى كه شما شنيده‏ايد، بنده هم خيلى از اين شايعات را ميشنوم؛ ممكن است بسيارى از اين شايعات مطابق واقع هم باشد و انسان شواهد و قرائنى هم برايش داشته باشد؛ اما قرينه و شاهد متفرق نميتواند جرمى را عليه كسى اثبات كند؛ به اين نكته توجه داشته باشيد. لذا اينجور نيست كه فرض كنيم يك مجرم قطعىِ پشت پرده‏اى وجود دارد كه دستگاه بنا دارد از جرم او به يك دليلى بگذرد.

با قضاياي كوي دانشگاه و كهريزك برخورد مي‌شود

موضوع ديگرى كه در بيانات دوستان مطرح شد، تخلفات يا حتّى جناياتى است كه در خلال اين حوادث از سوى نيروهاى ناشناس انجام گرفته. شما اشاره كرديد به مسائل كوى دانشگاه يا از اين قبيل مسائل - حالا كوى دانشگاه را چند نفر از دانشجويان عزيز تكرار كردند؛ شبيه كوى دانشگاه، مسائل ديگرى هم در اين مدت اتفاق افتاده - يا مثلاً قضيه‏ى كهريزك را گفتند. اين قضايا واقعاً يكى از آن مشكلات و معضلات كار دستگاه‏هاى اجرائى است. اولاً اين را به طور قاطع بدانيد كه با اينها برخورد خواهد شد. حالا نميخواهيم جنجال بكنيم كه دستور بدهيم، اين دستور توى رسانه‏ها پخش بشود، باز يك پيوست زده بشود، باز يك پيرو زده بشود؛ من دوست ندارم كار تبليغاتى انجام بگيرد؛ اما از اولين روزها دستور داده شده و كسانى دنبال هستند؛ منتها كارها بايد درست با دقت و با مراقبت پيش برود.

در كوى دانشگاه، در آن شب معين، قطعاً تخلفات بزرگى انجام گرفته، كارهاى بدى انجام گرفته. ما گفته‏ايم پرونده‏ى ويژه‏اى براى اين كار تهيه شود و به طور دقيق دنبال بگردند و مجرمان را پيدا كنند و وقتى پيدا كردند، به وابستگى‏هاى سازمانى آنها هم هيچ نگاه نكنند و بايد مجازات شوند؛ اين را من به طور قاطع گفتم.
من از فعاليتهاى پليس امنيتى‏مان، پليس انتظامى‏مان، دستگاه بسيجمان تشكر ميكنم؛ اينها خيلى كارهاى بزرگى كردند، كارهاى خوبى كردند؛ ليكن اين يك بحث جداست. اگر كسى در وابستگى به هر كدام از اين سازمانها يك تخلفى انجام داده، يك جرمى انجام داده، او هم بايد جداگانه بررسى شود. نه خدمت اينها را به حساب جرم آنها نديده ميگيريم، نه جرم آنها را به حساب خدمت اينها نديده ميگيريم؛ حتماً بايد دنبال بشود و دنبال خواهد شد. همين طور قضيه‏ى كهريزك، كه حالا آن اعلام شد، پخش شد. قضيه‏ى كوى دانشگاه هم دنبال ميشود؛ حتّى افرادى كه كسانشان در اين قضايا يا به قتل رسيدند - تعداد معدودى هستند - يا آسيب ديدند، آسيب مالى ديدند. بنا شده براى هر كدام اينها پرونده‏ى جداگانه‏اى تشكيل بدهند. دستور داده‏ايم، گفته‏ايم و اين قضايا را دنبال خواهيم كرد؛ منتها توجه كنيد كه اين مسائل هيچكدام نبايد با مسئله‏ى اصلى بعد از انتخابات خلط شود. حادثه‏ى اصلى نبايد تحت‏الشعاع اين حوادث قرار بگيرد.

مساله اصلي انتخابات شركت 85 درصدي در انتخابات است

يك عده‏اى آنچه را كه بعد از انتخابات اتفاق افتاد، آن ظلمى كه به مردم شد، آن ظلمى كه به نظام اسلامى شد، آن هتكى كه از آبروى نظام در مقابل ملتها به وسيله‏ى بعضى انجام گرفت، اينها همه را نديده ميگيرند، فرضاً مسئله‏ى فلان حادثه را، زندان كهريزك را، يا قضيه‏ى كوى را قضيه‏ى اصلى دوران بعد از انتخابات تا امروز قلمداد ميكنند؛ اين خودش يك ظلم ديگر است. مسئله‏ى اصلى، مسئله‏ى ديگرى است. مسئله‏ى اصلى اين است كه مردم در يك حركت عظيمى، در يك انتخابات پرشورِ خوبِ كم‏نظيرى حضور پيدا كردند و اين رأى بالا را توى صندوقها ريختند. هشتاد و پنج درصد شوخى است؟ اين انتخابات، نظام را كه در اين يكى دو سال اخير همين طور پى‏درپى پيشرفتهاى اقتصادى و علمى و سياسى و امنيتى و بين‏المللى براى خودش كسب كرده بود، در يك مرحله‏ى عالى از امتياز و آبرو قرار ميدهد، بعد ناگهان مشاهده ميكنيم يك حركتى صورت ميگيرد براى نابود كردن اين حادثه‏ى افتخارآميز! مسئله‏ى اصلى اين است.

مساله بعد از انتخابات طراحي شده بود

البته اينى كه عرض ميكنم، تحليل است؛ خبر نيست. به اعتقاد من، با تحليل من، اين مسئله از بعد از انتخابات يا از روزهاى حول و حوش انتخابات شروع نشده؛ اين از قبل شروع شده، اين از قبل طراحى شده، برنامه‏ريزى شده. من متهم نميكنم افرادى را كه دست‏اندركار بودند، كه اينها دست‏نشانده‏ى بيگانه‏هايند يا انگليسند يا آمريكايند - اين را من ادعا نميكنم، چون براى من اين قضيه ثابت نيست؛ چيزى كه ثابت نيست، نميتوانم بگويم - اما آنى كه ميتوانم بگويم، اين است كه اين جريان، چه پيشقراولانش دانسته باشند، چه ندانسته باشند، يك جريانى بود طراحى‏شده؛ تصادفى نبود. همه‏ى نشانه‏ها نشان ميدهد كه اين جريان طراحى‏شده بود، حساب‏شده بود. البته آنهائى كه طراحى كرده بودند، يقين نداشتند كه خواهد گرفت.

بعد از انتخابات كه تحركاتى از طرف بعضى‏ها شروع شد، يك تجاوب نسبى هم از سوى جمعى از مردم تهران صورت گرفت، آنها اميدوار شدند؛ فكر كردند آنچه كه تصور ميكردند، انجام شد و گرفت و اميدوار شدند. لذا ديديد كه اين دستگاه‏ها و وسائل رسانه‏اى و صوتى و الكترونيكى و ماهواره‏اى و غيره حضورشان در صحنه را چطور تشديد كردند؛ صريح وارد ميدان شدند. قبلاً اميدوار نبودند كه اين كار بگيرد؛ بعد ديدند نه، گرفت؛ لذا سريع وارد ميدان شدند؛ منتها خوشبختانه مثل هميشه كه مسائل ايران را بد ميفهمند و ملت ايران را نميشناسند، اين دفعه هم نشناختند. اينها تودهنى خوردند، سيلى خوردند، ولى هنوز نااميد نيستند. من به شما عرض كنم دانشجوهاى عزيز! اينها نااميد نيستند؛ دارند قضايا را دنبال ميكنند؛ به اين زودى هم زمين نميگذارند. اينها صحنه‏گردانهائى دارند، صحنه‏گردانهائى هم پيدا خواهند كرد.

دانشجويان هوشيار باشند

دانشگاه بايد بهوش باشد. دانشجوى مؤمن و مسلمان و دانشجوئى كه به كشورش علاقه‏مند است و دانشجوئى كه به آينده‏ى كشور و آينده‏ى نسل خودش دلبسته است، بايد هوشيار باشد. بدانيد اينها دارند طراحى ميكنند؛ البته شكست ميخورند. من الان به شما عرض ميكنم، اينها در نهايت شكست ميخورند؛ اما درجه‏ى بيدارى و هوشيارى من و شما ميتواند در ميزان خسارت و ضررى كه وارد ميكنند، تأثير بگذارد. اگر هوشيار باشيم، نميتوانند صدمه و ضررى بزنند. اگر غفلت كنيم، احساساتى بشويم، بى‏تدبير عمل كنيم، يا خواب بمانيم و اينجور عوارض به سراغمان بيايد، ضرر و زيان و هزينه بالا خواهد بود؛ ولو در نهايت موفق نخواهند شد.

از نقاط قوت دولت حمايت كردم

يكى ديگر از موضوعاتى كه مطرح شد، مسئله‏‌ى حمايتهاى رهبرى است از دولت يا از رئيس جمهور. خوب، اين مطلب روشنى است. اتفاقاً يكى دو تا از خود دوستان هم بيان كردند. دولت كنونى و رئيس جمهور محترم مثل همه‏ى انسانهاى عالم، يك نقاط قوّتى دارد، يك نقاط ضعفى. من كه حمايت كردم، از نقاط قوّت حمايت كردم. يك نقاط قوّتى وجود دارد، من از آن حمايت ميكنم؛ در هر كى باشد، حمايت ميكنم. كى هست كه اين گرايش، اين جهتگيرى، اين تحرك، اين جديت را از خودش نشان بدهد و بنده در حد مسئوليتم از او حمايت نكنم؟ از شما دانشجوها كه دنبال عدالتيد، من حمايت نميكنم؟ خوب، چرا. آيا اگر از دانشجوئى كه عدالت‏خواه است و دنبال عدالت است، رهبرى حمايت بكند، اين معنايش اين است كه از نقاط ضعفى هم كه احياناً توى آن دانشجو هست، انسان حمايت ميكند؟ مسلّماً نه. قضيه اين است. يك نقاط ضعفى وجود دارد، آن نقاط ضعف را بنده حمايت نميكنم.

موضع نگرفتن علنى، ناشى از اين علل منطقى و معقول است

حالا يكى از سؤالها اين بود كه چرا علنى موضع نميگيريد؟ چون لازم نيست علنى موضع گرفتن؛ چه لزومى دارد؟ علنى موضع گرفتن نسبت به يك نقطه‏ى ضعف در يك مسئول، شما خيال ميكنيد كه چقدر كمك ميكند به حل آن مشكل؟ هيچى. گاهى اوقات هست كه انسان اگر يك چيزى را بدون علنى كردن دنبال علاجش باشد، بهتر علاج خواهد شد، تا اينكه يك چيزى را انسان جنجالى كند. بله، يك وقت هست كه هيچ چاره‏اى جز علنى شدن نيست؛ آنجا بله، انسان علنى ميكند؛ ليكن اينجور نيست كه تصور بشود اگر چنانچه يك ايرادى، اشكالى در مجموعه‏ى مسئولين اجرائى كشور وجود دارد و رهبرى با آنها مخالف است، حتماً بايستى اين را در بلندگوها بيان كند؛ نه، گاهى اوقات مصلحت قطعى در اين است كه انسان يك چيزى را علنى نكند.

حالا اينجا نگوئيد آقا حقيقت و مصلحت. اين تقابل حقيقت و مصلحت جزو آن حرفهاى محكم نيست. خود مصلحت هم يكى از حقائق است. اينجور نيست كه هرچه اسم مصلحت رويش بود، اين يك چيز منفى‏اى باشد. بعضى اينجور خيال ميكنند: آقا مصلحت‏انديشى ميكنيد؟ خوب، بله، گاهى انسان مصلحت‏انديشى ميكند. خود مصلحت‏انديشى يكى از حقائقى است كه بايد به آن توجه داشت؛ اين جزو مسلّمات و واضحات اسلام است. البته اين مسئله حالا جاى بحث و شكافتنش نيست، اما جزو مسلّمات است. صلاح نيست گاهى اوقات انسان يك چيزى را علنى كند. فرض كنيد يك نقطه‏ى اشكال كوچكى هست، اين را ده برابر بزرگش كنند، مايه‏ى نااميدى و مايه‏ى سياه‏نمائى و اينها قرار بدهند؛ چه لزومى دارد؟ خوب، انسان اين را به شكل ديگرى حل ميكند. بنابراين موضع نگرفتن علنى، ناشى از اين علل منطقى و معقول است.


فرمايشات مقام معظم رهبري در خطبه‌هاي نماز جمعه در 20 شهريور

بلواهاي انتخابات براي ضربه زدن به پشتوانه مردمي نظام بود

همه‏‌ى اين بلواهائى كه شما مشاهده كرديد در دوره‏ى بعد از انتخابات پيش آمد و پيش آوردند و آنها حمايت كردند، براى همين بود كه شايد بتوانند پشتوانه‏ى مردمى انقلاب را ضربه بزنند و از انقلاب بگيرند. بنده عرض كردم نشانه‏ى اعتماد مردم به اين نظام، حضور چهل ميليونى در انتخابات بود. حالا در راديوهاى بيگانه و متأسفانه بعضى هم در داخل همنواى با آنها، هى اصرار و تكرار كه بله، اعتماد مردم از نظام سلب شده! اين، جواب آن حرف است. آنجا ما گفتيم اينى كه هشتاد و پنج درصد مردم مى‏آيند رأى ميدهند، چهل ميليون پاى صندوقها مى‏آيند، به هر كسى كه رأى ميدهند، خود آمدن پاى صندوق، نشانه‏ى اعتماد مردم به نظام است - كه حقيقت قضيه هم همين است - اينها براى اينكه اين حرف را دروغ از آب در بياورند، مكرر در مكرر تبليغات كردند كه اعتماد مردم از دست رفته؛ چه كار كنيم؟ حالا بعضى در لباس دلسوزى گفتند چه كار كنيم كه اعتماد برگردد! مردم به نظام اعتماد دارند، نظام هم به مردم اعتماد دارد. ان‏شاءاللَّه خواهيد ديد در انتخابات آينده - كه حالا دو سه سال ديگر است - همين مردم با وجود همين بازيگرى‏اى كه مخالفان و دشمنان و غافلان و بى‏خبران داخلى كردند، يك حضور مستحكمِ قوى‏اى در انتخابات خواهند داشت.

پس نكته اين است كه بايد همه مراقب باشيم كه نظام جمهورى اسلامى - كه نظام اسلامى است، نظام دينى است، مفتخر به اين است كه در قالب احكام دين و اسلام و قرآن ميخواهد حركت كند - تبديل نشود به يك نظام بى‏اعتقاد به دين؛ به قول آقايان، يك نظام سكولار؛ باطن سكولار، ظاهر دينى؛ باطن مجذوب به فرهنگ غربى و قدرتهاى مسلط بر آن فرهنگ، و ظاهر شعائر دينى و مسائل دينىِ دم‏دستى؛ اينجورى نشود. نظام اسلامى بايد به معناى واقعى كلمه، اسلامى باشد و روزبه‏روز به مبانى اسلام نزديكتر شود؛ اين است كه گره‏هاى فروبسته را باز ميكند، اين است كه مشكلات را حل ميكند، اين است كه به جامعه عزت و اقتدار ميدهد، اين است كه طرفداران نظام جمهورى اسلامى را در همه جاى دنيا بيشتر خواهد كرد.

مخالفين و موافقين جمهوري اسلامي ايران

عده‏اى نگاه ميكنند به دشمني‌ها، دلشان را از دست ميدهند؛ زهره‏شان آب ميشود از اينكه مى‏بينند دهانهاى از خشم گشوده، عليه جمهورى اسلامى بدگوئى ميكنند، حرف ميزنند. خوب، همه‏ى نظامهاى عالم، همه‏ى حكومتهاى عالم دشمنانى دارند و دوستانى؛ امروز هم اينجور است، در طول تاريخ هم اينجور بوده. هيچ حكومتى را شما پيدا نميكنيد كه همه‏ى مردم در داخل آن حكومت و خارج آن حكومت با او خوب باشند يا همه با او بد باشند؛ نه، يك عده‏اى موافق دارند، يك عده‏اى مخالف. حكومت پيغمبر هم همين جور بود، حكومت اميرالمؤمنين هم همين جور بود، حكومت معاويه و يزيد هم همين جور بود؛ يك عده‏اى موافق، يك عده‏اى مخالف. جمهورى اسلامى هم همين جور است؛ يك عده‏اى موافقش هستند، يك عده مخالفش هستند؛ منتها مسئله اين است كه ببينيم موافقين يك حكومت كى‏هايند، مخالفين اين حكومت كى‏هايند؛ اين شاخص است.

يك حكومتى هست كه هرچه غارتگر بين‏‌المللى است، با او مخالف است؛ هرچه زورگوى بين‏المللى است، با او مخالف است؛ هر دولت داراى سابقه‏ى سياه استعمارگرى با او مخالف است؛ هر سرمايه‏دار صهيونيست خبيثى با او مخالف است. خوب، اين مخالفتها مايه‏ى افتخار است؛ اينها كه نبايد كسى را بترساند. موافقينش كى‏هايند؟ ملتهاى مؤمن در سرتاسر دنيا موافق با او هستند؛ ملتهاى مسلمان، غير ايرانى؛ در آفريقا، در كشورهاى آفريقاى شمالى، در نقاط مسلمان‏نشين آفريقا، در آسيا، تا اندونزى، تا مالزى، در كشورهاى عربى، غير عربى، در اروپا، جماعتهاى مسلمان، ملتهاى مسلمان، دوستدار او هستند، هوادار او هستند.

در بلواهاى بعد از انتخابات، مسلمانان كشورهاى مختلف اسلامى نگران بودند؛ پيغام ميدادند به آشنايان خودشان در اينجا، كه در ايران چه خبر است؟ اينها ميگفتند ناراحت نباشيد، نترسيد، جمهورى اسلامى قوى‏تر از اين حرفهاست. يك حكومتِ اينجورى است؛ دشمنانش آنهايند، دوستانش اينهايند. همه‏ى بدها و شمرهاى عالم با او دشمنند، همه‏ى مظلومان با او موافقند؛ ملت فلسطين طرفدار اوست، ملتهاى عربىِ مقاوم طرفدار او هستند. بله، دولت آمريكا هم مخالفش است، دولت انگليس هم كه خباثت دويست ساله در ايران دارد - سابقه‏ى خباثت انگليسى‏ها در ايران، دويست ساله است - با او مخالف است. اين مخالفتها كسى را به وحشت نمى‏اندازد. اما يك دولتى بعكس است؛ طرفدارش عبارتند از دزدها و غارتگرها و مستكبرين و زورگويان عالم، مخالفينش عبارتند از ملت خودش يا ملتهاى مؤمن و ملتهاى مظلوم؛ اين مايه‏ى ننگ است. جمهورى اسلامى تا امروز مخالفينى داشته است از آن قبيل مخالفين؛ دزدهاى عالم، غارتگرهاى عالم، مستكبرين عالم؛ اينهايند كه با جمهورى اسلامى مخالفند؛ اينهايند كه در مجامع جهانى سعى ميكنند با جمهورى اسلامى مقابله و مخالفت كنند؛ اما آحاد مردم، توده‏هاى مردم، دولتهاى مستقل، سياستمداران منفك از آن قدرتها، ملتهاى مظلوم، اينها موافق با جمهورى اسلامى‏اند. به خاطر ترس از اينگونه مخالفتها، نبايد چهره‏ى تسليم به دشمن نشان داد. به هر حال نسل جوان ما بايستى هشيار باشد.

فرمايشات مقام معظم رهبري در خطبه‏هاى نماز عيد سعيد فطر در 29 شهريور

سران غرب فريب رسانه‏هاى خود را خوردند

سران و سياسيون غرب در اين چند ماه فريب رسانه‏هاى خودشان را خوردند، فريب تحليلگران حرفه‏اى مطبوعات و راديو تلويزيونهاى خودشان را خوردند، خيال كردند كه ميتوانند روى ملت ايران اثر بگذارند. روز قدس شما نشان داديد كه آنها در پى سراب بودند. حقيقت اين است. حقيقت ملت ايران همان چيزى است كه در روز جمعه‏ى آخر ماه مبارك رمضان - روز قدس - نشان‏داده شد و نشان‏داده شد كه امتداد اين عظمت، اين حركت در دنياى اسلام گسترده است و مخصوص ايران نيست؛ در نقاط مختلف عالم مسلمانها هر جائى كه امكان پيدا كردند، روز قدس را با فرياد خود عليه ظلم آميختند. روز قدس روز بسيار عظيمى است. اين كار را شما به بهترين وجهى انجام داديد. يك بار ديگر ملت ايران نشان داد كه در مواقع حساس، سخن خود را با رساترين فرياد به گوش مردم دنيا ميرساند

بيانات حضرت آيت‌الله خامنه‌اي در ديدار اعضاي مجلس خبرگان رهبري در 2 مهر

نشانه‌هاي وحدت

يكي از خطوط كاري اصلي دشمن، همين مسئله‌ي تفرقه است... مسئله‌ي اتحاد ملت و كاري كه براي ايجاد تفرقه دارد انجام ميگيرد، بسيار مسئله‌ي مهمي است. ما نشانه‌هاي وحدت عمومي مردم را داريم مي‌بينيم. شما نماز جمعه‌ها را در ماه رمضان ديديد، روز قدس را ديديد، نمازهاي عيد فطر را ديديد؛ چه عظمتي! انسان وقتي نگاه ميكند نه فقط در تهران، در مشهد، در اصفهان، در كرمان، در تبريز، در مناطق مختلف منظره، منظره‌هاي بي‌نظيري است؛ اصلاً شايد در طول تاريخ اسلام، هرگز نماز عيد فطر با اين عظمت، با اين و شُكوه‌هاي عجيب در نقاط مختلف يك كشور، نه فقط در يك شهر ديده نشده! ما امروز اينها را داريم؛ اينها همه نشانه‌ي وحدت است؛ نشانه‌ي همدلي مردم است؛ نشانه‌ي اين است كه يك مركز مشتركي وجود دارد كه مردم علي‌رغم اختلافات جزئي و فرعي‌اي كه با هم دارند، در گرايش و انتماء به اين اصل، متفق‌اند؛ دلشان متوجه اين مركز است؛ كه اين مركز هم دين است، اصول اسلامي است، ارزشهاي والاست، دين خداست.

يكي از خطوط دشمن، ايجاد تفرقه است

... همه بايد در مقابل اين وحدت سر فرود بياورند، وقتي اين وحدت را مي‌بينند. مي‌بينيد كه متأسفانه بعكس، بعضي دم از تفرق ميزنند، از روي جهالت، غفلت؛ واقعاً محمول بر غفلت است اين چيزها، بيش از آنچه كه بر چيزهاي ديگري انسان بخواهد اينها را حمل كند. اين، مسئله‌ي مهمي است. مسئله‌ي ايجاد وحدت؛ وحدت مذهبي، وحدت قومي، وحدت سلائق سياسي، اينها مهم است؛ بايد سعي كرد. يكي از خطوط دشمن، ايجاد تفرقه است؛ هر چه بتوانند، در هر جا بتوانند، در هر سطحي كه بتوانند؛ در سطوح مختلف؛ از مسئولين، غيرمسئولين، آحاد مردم، بين خودِ گروه‌هاي روحاني، بين خودِ گروه‌هاي دانشگاهي، بين خودِ جمعها و جمعيتهاي واحدهاي ديگر اجتماعي، و بين اينها با يكديگر ايجاد اختلاف كنند، و بين مذاهب. نمونه‌هاي فراوانش را داريد مشاهده ميكنيد كه در جامعه هست. اين يك مسئله است كه در جامعه هست. خط دشمن خط ايجاد تفرقه است.

دشمن با سلاح رسانه لحظه به لحظه قضاياي ما را دنبال مي‌كرد

امروز مؤثرترين سلاح بين المللي عليه دشمنان و مخالفين، سلاح تبليغات است؛ سلاح ارتباطات رسانه‌اي است. امروز اين قوي‌ترينِ سلاح است و از بمب اتم هم بدتر و خطرناكتر است. اين سلاح دشمن را شما در بلواهاي بعد از انتخابات نديديد؟ دشمن با همين سلاح، لحظه به لحظه، قضاياي ما را دنبال ميكرد و به كساني كه اهل شيطنت بودند، رهنمود ميداد. «و انّ الشّياطين ليوحون الي اوليائهم ليجادلوكم»؛ دائم به اولياء خودشان ايحاء ميكردند. خوب، اين حضور دشمن است ديگر؛ حضور دشمن را از اين واضح‌تر و روشن‌تر ميشود فرض كرد؟

آماج دشمن خواص است

دشمن انواع و اقسام كار را ميكند؛ انواع و اقسام فعاليت را ميكند؛ عمده هم امروز به گمان من، هدف و آماج توطئه‌هاي دشمن، خواص است؛ آماج دشمن، خواص است. مي‌نشينند طراحي ميكنند تا ذهن خواص را عوض كنند؛ براي اينكه بتوانند مردم را بكشانند؛ چون خواص تأثير ميگذارند و در عموم مردم نفوذ كلمه‌ دارند. به نظر من يكي از وظائف اصلي امروز ما و شما، همين است: ما بصيرت خودمان را در مسائل گوناگون تقويت كنيم و بتوانيم ان‌شاءالله بصيرت مخاطبان و مستمعان خودمان را هم زياد بكنيم.

بيانات مقام معظم رهبري در ديدار عمومى مردم چالوس و نوشهر در 15 مهر

نبايد بگذاريم حق و باطل مشتبه شود

مخاطب من عموم مردمند، بخصوص جوانان؛ همه‌ى مردم كشورند، بخصوص اين مناطق حساس. جوانان عزيز! هر چه ميتوانيد در افزايش بصيرت خود، در عمق بخشيدن به بصيرت خود، تلاش كنيد و نگذاريد، نگذاريد دشمنان از بى‌بصيرتى ما استفاده كنند؛ دشمن به شكل دوست جلوه كند، حقيقت به شكل باطل و باطل در لباس حقيقت. اميرالمؤمنين در يك خطبه‌اى از جمله‌ى مهمترين مشكلات جامعه همين را ميشمارد: «انّما بدء الوقوع الفتن اهواء تتّبع و احكام تبتدع يخالف فيها كتاب اللَّه».(4) در همين خطبه، اميرالمؤمنين ميفرمايد: اگر حق به طور واضح در مقابل مردم آشكار و ظاهر بشود، كسى نميتواند زبان عليه حق باز كند. اگر باطل هم خودش را به طور آشكار نشان بدهد، مردم به سمت باطل نخواهند رفت. «و لكن يؤخذ من هذا ضغث و من هذا ضغث فيمزجان». آن كسانى كه مردم را ميخواهند گمراه بكنند، باطل را به صورت خالص نمى‌آورند؛ باطل و حق را آميخته ميكنند، ممزوج ميكنند، آن وقت نتيجه اين ميشود كه «فهنالك يستولى الشّيطان على اوليائه»؛ حق، براى طرفداران حق هم مشتبه ميشود. اين است كه بصيرت ميشود اولين وظيفه‌ى ما. نگذاريم حق و باطل مشتبه بشود.

آن چيزى كه دشمن را مشعوف ميكند همان خط كج است

امروز در مقابل نظام جمهورى اسلامى كه فعلاً قله‌ى اسلام‌طلبى در دنياى اسلام است، صفوفى قرار گرفته‌اند؛ استكبار جهانى در قلب آن صفوف است؛ صهيونيست در قلب آن صفوف است. اينها به طور صريح، دشمنان خونى اسلامند، پس دشمنان خونى جمهورى اسلامى‌اند. اين شد يك معيار. اگر حركتى كرديم، كارى كرديم كه به نفع اين دشمن انجام گرفت، بايد بدانيم اگر غافليم، هوشيار بشويم، بدانيم كه داريم راه غلط ميرويم. اگر حركتى كرديم كه ديديم اين دشمن را خشمگين ميكند، بدانيم كه راهمان راهِ درست است. دشمن از پيشرفت ملت ايران خشمگين ميشود، از موفقيتهاى شما خشمگين ميشود، از استحكام نظام اسلامى خشمگين ميشود. شما ببينيد از كداميك از كارهاى ما دشمن خشمگين ميشود؛ آن چيزى كه دشمن را خشمگين ميكند، اين همان خط درست است. آن چيزى كه دشمن را مشعوف ميكند، ذوق‌زده ميكند، سعى ميكند بر روى او هى تكيه كند؛ در تبليغات، در سياست‌ورزى، اين آن خط كج است؛ اين همان زاويه‌دارى است. اين معيارها را در نظر داشته باشيد. اين معيارها حقايق را روشن خواهد كرد. در بسيارى از موارد آن جائى كه اشتباهى پيش مى‌آيد، با اين معيارها ميشود آن اشتباه را برطرف كرد.

فرمايشات حضرت آيت‌الله خامنه‌اي در ديدار جمعى از نخبگان علمى كشور در 6 آبان

توطئه عليه ايران يك واقعيت است

...اينجور نيست كه شما خيال كنيد توطئه نسبت به اين كشور، يك توهم است؛ نه، يك واقعيت است؛ از همه طرف دارد توطئه ميشود. ممكن است آن كسى كه در جهت آن توطئه‌ها در داخل كشور محور حركت قرار ميگيرد، خودش اصلاً نفهمد. فهميدنِ اين هم ذكاوت ميخواهد. بعضى‌ها اين ذكاوت را ندارند. ما آدمها را تجربه كرديم؛ نميفهمند دارند به ساز كى ميرقصند. ولى، اين واقعيت را عوض نميكند كه آنها بفهمند يا نفهمند؛ بدانند يا ندانند. اين توطئه‌ها وجود دارد.

زيرسؤال بردن اصل انتخابات بزرگترين جرمى بود كه انجام گرفت

مسئله‌ى اصلى در اين قضاياى اخير، اصل انتخابات بود؛ زير سؤال بردن اصل انتخابات بزرگترين جرمى بود كه انجام گرفت. چرا شما نسبت به اين جرم چشمتان را ميبنديد؟! اين همه زحمت كشيده بشود، مردم بيايند، يك شركتِ به اين عظمت، يك نصاب‌شكنى، يك ركودشكنى در دنيا در مردمسالارى، در دمكراسى‌اى كه اينقدر ادعايش را ميكنند، انجام بگيرد، بعد يك عده مفت و مسلّم بيايند بدون استدلال، بدون دليل، همان فرداى انتخابات بگويند: انتخابات دروغ است! اين كار كوچكى است؟! اين جرم كمى است؟! يك قدرى بايد منصف بود.

سوء استفاده دشمن از قضاياي انتخابات

توى اين قضايا. دشمن هم حداكثر استفاده را از اين كرد. يك عده هم هستند در داخل كشور، از اول با نظام جمهورى اسلامى موافق نبودند - مال امروز و ديروز نيست، سى سال است كه موافق نيستند - از اين فرصت استفاده كردند، ديدند عناصرى وابسته‌ى به خودِ نظام، از خودِ نظام، دارند اين جور ميداندارى ميكنند، اينها هم وقت را مغتنم شمردند، آمدند داخل ميدان؛ و ديديد. من روز اول اين را پيغام دادم به همين حضراتى كه صحنه‌گردان اين قضايا هستند؛ آن ساعات اول من به آنها پيغام خصوصى دادم. من اگر يك وقتى توى نماز جمعه يك حرفى ميزنم، اين ابتدا به ساكن نيست؛ حرف خصوصى، پيغام خصوصى، نصيحتِ لازم انجام ميگيرد، وقتى انسان ناچار ميشود، يك حرفى را مى‌آورد در علن بيان ميكند. من پيغام دادم، گفتم اين را شما داريد شروع ميكنيد، اما نميتوانيد تا آخر كنترل كنيد؛ مى‌آيند ديگران سوءاستفاده ميكنند. حالا ديديد آمدند سوءاستفاده كردند. مرگ بر اسرائيل را خط زدند! مرگ بر آمريكا را خط زدند! معناى اين كار چيست؟ آنى كه وارد عرصه‌ى سياست ميشود، بايد مثل يك شطرنج‌باز ماهر هر حركتى را كه ميكند، تا سه تا چهار تا حركت بعد از او را هم پيش‌بينى كند. شما اين حركت را ميكنى، رقيبت در مقابل او آن حركت ديگر را خواهد كرد؛ بايد فكرش باشى كه تو چه حركتى خواهى كرد. اگر ديدى در آن حركت دوم، تو درميمانى، امروز اين حركت را نكن؛ اگر كردى، ناشى هستى - حالا تعبير بهترش اين است - توى اين كار، توى اين بازى، توى اين حركت، ناشى هستى، ناواردى. اينها نميفهمند چه كار ميكنند؛ يك حركتى را شروع ميكنند، ملتفت نيستند كه در حركات بعد و بعد و بعد، چطور در خواهند ماند؛ مات خواهند شد. اينها را بايد محاسبه ميكردند. مطلب اصلى اين بود. زير سؤال رفتن انتخابات، مواجه كردنِ مجموعه‌اى از مردم - آنها هيچ نيت سوئى هم ندارند؛ وارد ميدان انتخابات شدند، طبق عقيده‌شان عمل كردند؛ خيلى هم خوب - با نظام، با كشور، با حركت عمومى كشور، اينها كارهاى كوچكى نيست. اگر شما منصفيد، آن حركتهاى جانبى را، آن قضاياى جانبى را ببينيد، اهميتش را هم در نظر داشته باشيد؛ اما مهمتر بودنِ اين را هم در نظر داشته باشيد.

بيانات حضرت آيت الله خامنه‌اي‌ در ديدار دانش‌آموزان در آستانه سيزدهم آبان‌ در 12 آبان

ملت ايران ايستاده است

آن روزى كه آمريكا دست از استكبار بردارد، آن روزى كه از دخالتهاى بيجا در امور ملتها دست بردارد، يك دولتى مثل بقيه‌ى دولتهاست، براى ما هم دولتى مثل بقيه‌ى دولتها خواهد بود؛ اما تا روزى كه آمريكائى‌ها هنوز به طمعِ برگشتن به ايران و تجديد روزگارِ گذشته و عوض كردن تاريخ و به عقب بردن زمان باشند و بخواهند بر كشور ما مسلط بشوند، با هيچ وسيله‌اى نخواهند توانست ملت ما را به عقب‌نشينى وادار كنند؛ اين را بدانند. و به اين غائله‌هائى هم كه بعد از انتخابات پيش آمد، دل خوش نكنند؛ جمهورى اسلامى قوى‌تر از اين حرفهاست، عميق‌تر از اين حرفهاست، ريشه‌دارتر از اين حرفهاست. جمهورى اسلامى با حوادث بسيار سخت‌ترى هم مواجه شده، كه بر همه‌ى اينها فائق آمده؛ حالا چهار نفر آدمهائى كه يا ساده‌لوح - حالا هرچه و با هر انگيزه‌اى؛ قضاوت نكنيم - هستند، يا با نيت بد و خباثت‌آلود، يا با نيت نه آنچنان بد، اما همراه با ساده‌لوحى و بد فهميدن قضايا، با جمهورى اسلامى مواجه شده‌اند، اينها نميتوانند براى آمريكا در كشور ما فرش قرمز پهن كنند؛ اين را بدانند: ملت ايران ايستاده است.

بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار جمع كثيرى از بسيجيان كشور در چهارم آذر

مردم با بصيرتند

يكى از ابزارها در جنگ نرم اين است كه مردم را در يك جامعه نسبت به يكديگر بدبين كنند، بددل كنند، اختلاف ايجاد كنند؛ يك بهانه‌اى پيدا كنند، با اين بهانه بين مردم ايجاد اختلاف كنند؛ مثل همين قضاياى بعد از انتخابات امسال كه ديديد يك بهانه‌اى درست كردند، بين مردم ايجاد اختلافى كردند. خوشبختانه مردم ما بابصيرتند. اينجور كارى در كشورهاى ديگر اوضاع كشور را بكلى عوض كرد؛ در جاهاى ديگر، ترديدافكنى در دلهاى مردم نسبت به يكديگر؛ يك بهانه‌اى مثل بهانه‌ى انتخابات را پيش بكشند، ايجاد ترديد كنند، دلها را نسبت به يكديگر چركين كنند، مردم را در مقابل هم قرار بدهند؛ بعد در ميانه، عناصر دست‌آموزِ مغرضِ معاند را به كارهاى خلاف وادار كنند و مسئولين كشور نتوانند تشخيص بدهند كى بود، چى بود، چه شد. اين جزو طرحهاى اساسى است. اينجور كارى را دنبال ميكنند.
خوب، شما ببينيد در يك چنين وضعيتى چه چيزى بيش از همه براى انسان مهم است؟ بصيرت. بنده بارها بر روى بصيرت تكيه ميكنم، به خاطر همين.

متن ملت را بايد از آن عناصر معدود خودفروخته جدا كرد

مردم بدانند چه اتفاقى دارد مى‌افتد؛ ببينند آن دستى را كه دارد صحنه‌گردانى ميكند، صحنه را شلوغ ميكند تا در خلال شلوغى‌هاى مردم، يك عنصر خائنى، يك عنصر دست‌نشانده و دست‌آموزى بيايد كارى را كه آنها ميخواهند، انجام بدهد و نشود او را توى مردم پيدا كرد؛ اين كارى است كه دشمن ميخواهد انجام بدهد. هر اقدامى كه به بصيرت منتهى بشود، بتواند عنصر خائن را، عنصر بدخواه را از آحاد مردم و توده‌ى مردم جدا كند، او را مشخص كند، اين خوب است. هر اقدامى كه فضا را مغشوش كند، مشوش كند، انسانها را نسبت به يكديگر مردد كند، فضاى تهمت‌آلود باشد، مجرم و غير مجرم در آن مخلوط بشوند، اين فضا مضر است، مخالف است.

اصرار بنده بر اين است كه آحاد مردم، ملت ايران، جريانات مختلف سياسى، همه در مقابل آن افراد معدودى كه با اصل اين انقلاب مخالفند، با اصل استقلال كشور مخالفند، هدفشان دودستى تقديم كردن كشور به آمريكا و به استكبار است، با يكديگر يكى باشند. دشمن از اينگونه عناصر در داخل ملتها دارد؛ در داخل ملت ما هم اينجور كسانى هستند، معدودى از اين قبيل پيدا ميشوند. متن ملت، آحاد مردم، اين توده‌ى عظيم مردمى - از خواص تا عامه‌ى مردم - اينها را بايد از آن عناصر معدود خودفروخته جدا كرد؛ نبايد اشتباه اتفاق بيفتد. من مى‌بينم در بعضى از اظهارات، در بعضى از حرفها، فضا آنچنان مغشوش ميشود كه افراد سردرگم ميشوند؛ مردم نسبت به همديگر، نسبت به نخبگانشان، نسبت به مسئولانشان بدبين ميشوند؛ اين درست نيست.

پرهيز از شايعه پراكني

شايعه‌سازى و شايعه‌پراكنى درست نيست. انسان مى‌بيند صريحاً و علناً به مسئولين كشور - كسانى كه بارهاى كشور را بر دوش دارند - تهمت ميزنند، نسبت به اينها شايعه‌سازى ميكنند؛ فرق هم نميكند، چه رئيس جمهور باشد، چه رئيس مجلس باشد، چه رئيس مجمع تشخيص مصلحت باشد، چه رئيس قوه‌ى قضائيه باشد؛ اينها مسئولين كشورند. مسئولين كشور كسانى هستند كه زمام يك كارى به اينها سپرده است؛ مردم بايد به اينها اعتماد داشته باشند، حسن ظن داشته باشند. نبايد شايعه‌پراكنى كرد؛ دشمن اين را ميخواهد. دشمن ميخواهد شايعه‌پراكنى كند؛ ميخواهد دلها را نسبت به يكديگر، نسبت به مسئولين بدبين كند.

ترديد افكني مضر است

ديديد شما در اوائل همين حوادث بعد از انتخابات - اين فتنه‌ى بعد از انتخابات - اولين كارى كه شد، ترديدافكنى در كار مسئولين رسمى كشور بود؛ در كار شوراى نگهبان، در كار وزارت كشور. اين ترديدافكنى‌ها خيلى مضر است؛ دشمن اين را ميخواهد. جوانان بسيجى بايد ايمان را، بصيرت را، انگيزه را، رعايت موازين و معيارها را، اينها همه را با هم ملاحظه كنند.

نميشود به هر كسى بگوئيم اين ضد ولايت فقيه است

كسانى هم كه با اشاره‌ى دشمن، با تشويق دشمن، با لبخند دشمن، با كف زدن دشمن برايشان، ميخواهند با اين نظام، با اين قانون اساسى، با اين حركت عظيم مردمى مواجه كنند، سرشان را دارند به سنگ ميزنند؛ سر به ديوار ميكوبند، كار بيهوده ميكنند. مراقب باشيد، مواظب باشيد، نميشود هر كسى را بمجرد يك خطائى يا اشتباهى گفت منافق؛ نميشود هر كسى را بمجرد اينكه يك كلمه حرفى برخلاف آنچه كه من و شما فكر ميكنيم، زد، بگوئيم آقا اين ضد ولايت فقيه است. در تشخيصها خيلى بايد مراقبت كنيد. من تأكيدم به شما جوانان عزيز، فرزندان عزيز خود من، جوانان پرشور اين كشور در سرتاسر ميهن عزيز، همين است. انگيزه‌ها با شدت، با قوّت، با ايمان كامل، با اميد كامل به آينده حفظ بشود؛ اما در تشخيصها و در مصداقهاى مختلف دقت بشود. بى‌دقتى در مصداقها، گاهى اوقات ضررها و لطمات بزرگى خواهد زد.

فرمايشات حضرت آيت‌الله خامنه‌اي در ديدار با جمعي از طلاب و روحانيون در 22 آذر

عده‌اي با قانون شكني باعث جان گرفتن دشمن شدند

در عرصه‌ى داخلى هم همين جور. شما ملاحظه كنيد يك عده‌اى قانون‌شكنى كردند، ايجاد اغتشاش كردند، مردم را به ايستادگى در مقابل نظام تا آنجائى كه ميتوانستند، تشويق كردند - حالا تيغشان نبريد؛ آن كارى كه ميخواستند نشد، او بحث ديگرى است؛ آنها تلاش خودشان را كردند - زبان دشمنان انقلاب را و دشمنان اسلام را دراز كردند، جرأت به آنها دادند؛ كارى كردند كه دشمنان امام - آن كسانى كه بغض امام را در دل داشتند - جرأت پيدا كنند بيايند توى دانشگاه، به عكس امام اهانت بكنند؛ كارى كردند كه دشمنِ مأيوس و نوميد، جان بگيرد، تشويق بشود بيايد در مقابل چشم انبوه دانشجويانى كه مطمئناً اينها علاقه‌مند به امامند، علاقه‌مند به انقلابند، عاشق كار براى كشور و ميهنشان و جمهورى اسلامى هستند، يك چنين اهانتى، يك چنين كار بزرگى انجام بدهند. آن قانون‌شكنى‌شان، آن اغتشاش‌جوئى‌شان - تشويقشان به اغتشاش و كشاندن مردم به عرصه‌ى اغتشاشگرى - اين هم نتائجش. اين خطاها اتفاق مى‌افتد، عمل خلاف انجام ميگيرد، كار غلط انجام ميگيرد، بعد براى اينكه اين كار غلط، غلط بودنش پنهان بشود، اطراف او فلسفه درست ميشود! فلسفه ميبافند؛ استدلال برايش درست ميكنند! از ابتلائات بزرگ انسانها اين است؛ همه‌مان در معرض خطريم، بايد مراقب باشيم. كار خطا را ميكنيم، بعد براى اينكه در مقابل وجدانمان، در مقابل سؤال مردم، در مقابل چشم پرسشگران بتوانيم از كار خودمان دفاع كنيم، يك فلسفه‌اى برايش درست ميكنيم؛ يك استدلالى برايش ميتراشيم!

شعار طرفدارى از امام ميدهند، بعد كارى ميكنند كه به امام اهانت بشود

... شعار طرفدارى از قانون ميدهند، عمل صريحاً بر خلاف قانون انجام ميدهند. شعار طرفدارى از امام ميدهند، بعد كارى ميكنند كه در عرصه‌ى طرفداران آنها، يك چنين گناه بزرگى انجام بگيرد؛ به امام اهانت بشود، به عكس امام اهانت بشود. اين، كار كمى نيست؛ كار كوچكى نيست. دشمنان از اين كار خيلى خوشحال شدند. فقط خوشحالى نيست، تحليل هم ميكنند. بر اساس آن تحليل، تصميم ميگيرند؛ بر اساس آن تصميم، عمل ميكنند؛ تشويق ميشوند عليه مصالح ملى، عليه ملت ايران. اينجا آن چيزى كه مشكل را ايجاد ميكند، همان فريب، همان غبارآلودگى فضا و همان چيزى است كه در بيان اميرالمؤمنين (عليه الصّلاة و السّلام) هست: «و لكن يؤخذ من هذا ضغث و من هذا ضغث فيمزجان فهنالك يستولى الشّيطان على اوليائه»؛(13) يك كلمه‌ى حق را با يك كلمه‌ى باطل مخلوط ميكنند، حق بر اولياء حق مشتبه ميشود. اينجاست كه روشنگرى، شاخص معيّن كردن، مايز معيّن كردن، معنا پيدا ميكند.

چرا متنبه نميشوند؟

آن كسى كه براى انقلاب، براى امام، براى اسلام كار ميكند، بمجردى كه ببيند حرف او، حركت او موجب شده است كه يك جهتگيرى‌اى عليه اين اصول به وجود بيايد، فوراً متنبه ميشود. چرا متنبه نميشوند؟ وقتى شنفتند كه از اصلى‌ترين شعار جمهورى اسلامى - «استقلال، آزادى، جمهورى اسلامى» - اسلامش حذف ميشود، بايد به خود بيايند؛ بايد بفهمند كه دارند راه را غلط ميروند، اشتباه ميكنند؛ بايد تبرى كنند. وقتى مى‌بينند در روز قدس كه براى دفاع از فلسطين و عليه رژيم غاصب صهيونيست است، به نفع رژيم غاصب صهيونيست و عليه فلسطين شعار داده ميشود، بايد متنبه بشوند، بايد خودشان را بكشند كنار، بگويند نه نه، ما با اين جريان نيستيم. وقتى مى‌بينند سران ظلم و استكبار عالم از اينها حمايت ميكنند، رؤساى آمريكا و فرانسه و انگليس و اينهائى كه مظهر ظلمند - هم در زمان كنونى، هم در دوره‌ى تاريخىِ صد سال و دويست ساله‌ى تا حالا - دارند از اينها حمايت ميكنند، بايد بفهمند يك جاى كارشان عيب دارد؛ بايد متنبه بشوند. وقتى مى‌بينند همه‌ى آدمهاى فاسد، سلطنت‌طلب، از اينها حمايت ميكند، توده‌اى از اينها حمايت ميكند، رقاص و مطرب فرارى از كشور از اينها حمايت ميكند، بايد متنبه بشوند، بايد چشمشان باز بشود، بايد بفهمند؛ بفهمند كه كارشان يك عيبى دارد؛ بلافاصله برگردند بگويند نه، ما نميخواهيم حمايت شما را. چرا رودربايستى ميكنند؟ آيا ميشود با بهانه‌ى عقلانيت، اين حقايق روشن را نديده گرفت، كه ما عقلانيت بخرج ميدهيم! اين عقلانيت است كه دشمنان اين ملت و دشمنان اين كشور و دشمنان اسلام و دشمنان انقلاب، شما را از خود بدانند و براى شما كف و سوت بزنند، شما هم همين طور خوشتان بيايد، دل خوش كنيد؛ اين عقلانيت است؟! اين نقطه‌ى مقابل عقل است. عقل اين است كه بمجردى كه ديديد برخلاف آن مبانى‌اى كه شما ادعايش را ميكنيد، چيزى ظاهر شد، فوراً خودتان را بكشيد كنار، بگوئيد نه نه نه، ما نيستيم؛ بمجردى كه ديديد به عكس امام اهانت شد، به جاى اينكه اصل قضيه را انكار كنيد، كار را محكوم كنيد؛ بالاتر از محكوم كردنِ كار، حقيقت كار را بفهميد، عمق كار را بفهميد؛ بفهميد كه دشمن چه جورى دارد برنامه‌ريزى ميكند، چه ميخواهد، دنبال چيست؛ اين را بايد اين آقايان بفهمند. من تعجب ميكنم! كسانى كه اسم و رسم خودشان را از انقلاب دارند - بعضى از اين آقايان يك سيلى براى انقلاب نخوردند در دوران اختناق و طاغوت - و به بركت انقلاب اسم و رسمى پيدا كردند و همه چيزشان از انقلاب است، مى‌بينيد كه دشمنان انقلاب چطور بُراق شدند، آماده شدند، صف كشيدند، خوشحالند، ميخندند؛ اينها را كه مى‌بينيد؟ به خود بيائيد، متوجه بشويد.

اشكالى هم نتوانستند بر انتخابات بگيرند و ثابت كنند

شما برادران سابق ما هستيد. اينها كسانى هستند كه بعضى از اينها، يك وقتى به خاطر طرفدارى از امام مورد اهانت هم قرار ميگرفتند. حالا ببينند كه كسانى كه به نام اينها شعار ميدهند، عكس اينها را روى دستشان ميگيرند، اسم اينها را با تجليل مى‌آورند، درست نقطه‌ى مقابل، عليه امام و عليه انقلاب و عليه اسلام شعار ميدهند و روزه‌خورى علنى در روز قدس، در ماه رمضان، ميكنند؛ اينها را مى‌بينيد، خب، بكشيد كنار. انتخابات تمام شد. انتخاباتى بود، عمومى هم بود، درست هم بود، اشكالى هم نتوانستند بر انتخابات بگيرند و ثابت كنند؛ حالا هى ادعا كردند، فرصت هم داده شد؛ گفتيم بيائيد، نشان بدهيد، ثابت كنيد؛ نتوانستند، نيامدند؛ تمام شد. پابندى به قانون اقتضاء ميكند كه انسان ولو اين رئيس جمهورى را كه انتخاب شده است قبول هم نداشته باشد، وقتى براى قانون احترام قائل بود، بايستى در مقابل قانون، خضوع كند.

حسن و قبح 2 طرف

معلوم است هيچ كسى نميتواند بگويد اين كسى كه انتخاب شده، صددرصد حُسن محض است، آن طرفى كه انتخاب نشده است، صددرصد قبح محض است؛ نه، همه حُسنى دارند، قبحى دارند؛ اين طرف هم حُسنى دارد، قبحى دارد؛ آن طرف هم حُسنى دارد، قبحى دارد. قانون، ملاك است، معيار است. چرا اينجورى ميشود؟ چرا؟ اين، هواى نفس است.

بعضى از ياران امام با امام مقابله‌ كردند

اينها مال امروز هم نيست. كسانى كه از اوائل انقلاب يادشان هست، ميدانند؛ بعضى بودند از ياران امام، از نزديكان امام در دهه‌ى اول انقلاب و در حال حيات امام، كه كارشان به مقابله‌ى با امام كشيد؛ كارشان به معارضه‌ى با امام كشيد؛ ايستادند پاى اينكه امام را به زانو در بياورند و خطاى حركت امام (رضوان اللَّه تعالى عليه) را - آن مرد بزرگ را، آن مرد الهى را - اثبات كنند؛ اما بعد زاويه پيدا كردند. خب، انقلاب اينها را مطرود كرد. كسانى كه از نزديكان امام بودند، از ياران امام بودند، كارشان كشيد به يا پناه بردن به دشمن، يا مواجه شدن با انقلاب، يا ضربه زدن به انقلاب. اينها بايد عبرت باشد براى همه‌ى ما؛ بايد عبرت باشد؛ بايد بفهميم.

به دفع اعتقادي ندارم

من هيچ اعتقادى ندارم به دفع؛ من گفتم در نماز جمعه؛ اعتقاد من به جذب حداكثرى و دفع حداقلى است؛ اما بعضى كأنه خودشان اصرار دارند بر اينكه از نظام فاصله بگيرند. يك اختلاف درون خانوادگى را، درون نظام را - كه مبارزات انتخاباتى بود - يك عده‌اى تبديل كردند به مبارزه‌ى با نظام - البته اينها اقليتند، كوچكند؛ در مقابل عظمت ملت ايران صفرند، لكن به نام اينها شعار ميدهند، اينها هم دل خوش ميكنند به اين - اين بايد مايه‌ى عبرت باشد. تبليغ بايد بتواند اين حقايق را براى مردم و براى خود آنها روشن بكند كه بفهمند دارند خطا ميكنند و اشتباه ميكنند.

دانشگاه آزمايش خوبي پس داد

توى همين قضايا هم بارها ديده شده؛ دانشگاه بسيار آزمايش خوبى داد. در همين قضايا نشان داد كه توى صحنه است، آگاه است، بيدار است. هرچه هم اين ارتباط حوزه و دانشگاه، اين پيوند حوزه و دانشگاه بيشتر بشود، اين معنويت، اين روحيات، بيشتر خواهد شد.

مردم آرامش خود را حفظ كنند

ما البته درخواستمان از مردم اين است؛ در اين قضاياى اهانت به امام راحل (رضوان اللَّه عليه)، مردم ما عصبانى شدند، خشمگين شدند؛ حق هم دارند. اعلام برائت كردند، جا هم داشت، خوب هم بود؛ لكن آرامش‌شان را حفظ كنند. از دانشجوها هم ما همين درخواست را داريم: آرامش را حفظ كنيد. اين كسانى كه در مقابل شما قرار دارند، اينها كسانى نيستند كه ريشه‌اى داشته باشند، بتوانند بمانند، بتوانند در مقابل عظمت اين ملت و عظمت اين انقلاب، مقاومت كنند؛ نه. با آرامش؛ همه كار با آرامش. اگر يك وقتى لازم بشود، خود مسئولين، خود قانون و حافظان قانون، آنچه كه وظيفه‌شان باشد، انجام ميدهند. البته شناسائى كنند؛ خود دانشجوها موظفند در محيط دانشگاه، افرادى را كه منشأ فسادند، اينها را بشناسند و ديگران را آگاه كنند. اين خودش يك تبليغ درست و صحيحى است. آگاه كنند؛ بدانند ارتباطات اينها را، جهتگيرى اينها را؛ لكن همه كار با آرامش بايد انجام بگيرد. در سطح جامعه، تشنج، اغتشاش، درگيرى مصلحت نيست؛ اين چيزى است كه دشمن ميخواهد. دشمن ميخواهد جامعه آرام نباشد. امنيت، مهم است. دشمنان امنيتِ مردم دوست دارند كه مردم در ناامنى زندگى كنند، ناراحت بشوند، كلافه بشوند، عصبانى بشوند؛ ما اين را نميخواهيم. ما ميخواهيم مردم زندگى‌شان، زندگى آرامى باشد؛ دانشجو بتواند درس بخواند؛ طلبه بتواند درس بخواند؛ دانشمند بتواند تحقيق خودش را بكند؛ صنعتگر، كشاورز، بازرگان، بتوانند همه كارشان را انجام بدهند. محيط دانشگاه هم بايد محيط امنى باشد؛ جوانهاى مردم توى اين مجموعه‌ى دانشگاه جمعند، مردم ميخواهند جوانهاشان در محيط امنى باشند. اين كسانى كه محيط دانشگاه را با اين اغتشاشگرى ناامن ميكنند، با مردم مواجه‌اند، با مردم طرفند. البته دستگاه‌هاى قانونى هم وظائفى دارند؛ بايد به اين وظائف عمل كنند.

بيانات در ديدار مردم قم در سالگرد قيام 19 دى

نهم دي در تاريخ ماند

مطمئن باشيد كه روز نهم دىِ امسال هم در تاريخ ماند؛ اين هم يك روز متمايزى شد. شايد به يك معنا بشود گفت كه در شرائط كنونى - كه شرائط غبارآلودگىِ فضاست - اين حركت مردم اهميت مضاعفى داشت؛ كار بزرگى بود. هرچه انسان در اطراف اين قضايا فكر ميكند، دست خداى متعال را، دست قدرت را، روح ولايت را، روح حسين بن على (عليه السّلام) را مى‌‌‌بيند. اين كارها كارهائى نيست كه با اراده‌‌‌‌ى امثال ما انجام بگيرد؛ اين كار خداست، اين دست قدرت الهى است؛ همان طور كه امام در يك موقعيت حساسى - كه من بارها اين را نقل كرده‌‌‌‌ام - به بنده فرمودند: «من در تمام اين مدت، دست قدرت الهى را در پشت اين قضايا ديدم». درست ديد آن مرد نافذِ بابصيرت، آن مرد خدا.
در شرائط فتنه، كار دشوارتر است؛ تشخيص دشوارتر است.


*مردم بيدارند
اين ملت عظيم از قشرهاى مختلف در سراسر كشور نگاه ميكنند به صحنه، ميشناسند صحنه را؛ خيلى چيز بزرگ و مهمى است. اينى كه من عرض ميكنم روز نُه دى در تاريخ ماندگار است، به خاطر اين است. مردم بيدارند؛ همين است كه كشور شما را نگه داشته است عزيزان من! همين است كه انقلابتان را حفظ كرده است؛ همين است كه جرأت سران استكبار را از آنها گرفته است كه بخواهند به ملت ايران حمله كنند؛ ميترسند. حالا در تبليغات، زيد و عمرو و بكر را ميكشند جلو، بمباران تبليغاتى ميكنند؛ اما حقيقت قضيه چيز ديگرى است.
دشمن حقيقى آنها ملت ايران است، دشمن حقيقى آنها ايمان و بصيرت ملت ايران است، دشمن حقيقى آنها همين غيرت دينى جوانهاست كه ميجوشد. يك وقتى هم دندان روى جگر ميگذارند، صبر هم ميكنند، بايد هم بكنند؛ اما يك وقت هم آنجائى كه وقت حضور در صحنه است، مى‌‌‌‌آيند توى صحنه.

*توصيه به جوانان

جوانان از اطراف و اكناف كشور، از آنچه كه تهتّك بيگانگان از ايمان دينى به گوششان ميخورد يا با چشمشان مى‌‌‌‌بينند، عصبانى هستند؛ وقتى مى بينند روز عاشورا چگونه يك عده‌‌‌‌اى حرمت عاشورا را هتك ميكنند، حرمت امام حسين را هتك ميكنند، حرمت عزاداران حسينى را هتك ميكنند، دلهاشان به درد مى‌‌‌‌‌آيد، سينه‌‌‌‌‌هاشان پر ميشود از خشم؛ البته خوب، طبيعى هم هست، حق هم دارند؛ ولى ميخواهم عرض بكنم جوانهاى عزيز مراقب باشند، مواظب باشند كه هرگونه كار بى رويه‌‌‌اى، كمك به دشمن است. اينجا جوانها تلفن ميكنند - ميفهمم من، ميخوانم، غالباً تلفنها و نامه ها را خلاصه ميكنند، هر روز مى آورند، من نگاه ميكنم - مى بينم همين طور جوانها گله‌‌‌‌‌مند، ناراحت و عصبانى؛ گاهى هم از بنده گله ميكنند كه چرا فلانى صبر ميكند؟ چرا فلانى ملاحظه ميكند؟ من عرض ميكنم؛ در شرائطى كه دشمن با همه‌‌‌ى وجود، با همه‌‌‌‌ى امكاناتِ خود درصدد طراحى يك فتنه است و ميخواهد يك بازى خطرناكى را شروع كند، بايد مراقبت كرد او را در آن بازى كمك نكرد. خيلى بايد با احتياط و تدبير و در وقت خودش با قاطعيت وارد شد. دستگاه‌‌‌‌هاى مسئولى وجود دارند، قانون وجود دارد؛ بر طبق قانون، بدون هيچگونه تخطى از قانون، بايستى مُرّ قانون به صورت قاطع انجام بگيرد؛ اما ورود افرادى كه شأن قانونى و سمت قانونى و وظيفه ى قانونى و مسئوليت قانونى ندارند، قضايا را خراب ميكند.
...اگر بدون دقت، بدون حزم، انسان وارد برخى از قضايا بشود، بى‌‌‌‌گناهانى كه از آنها بيزار هم هستند، لگدمال ميشوند؛ اين نبايد اتفاق بيفتد. من برحذر ميدارم جوانهاى عزيز را، فرزندان عزيز انقلابىِ خودم را از اينكه يك حركتى را خودسرانه انجام بدهند؛ نه، همه چيز بر روال قانون.

*دستگاه‌‌‌‌‌‌ها بايد وظائفشان را در مقابل آدم مفسد و اغتشاشگر انجام بدهند

مسئولين كشور بحمداللَّه چشمشان هم باز است، مى‌‌‌‌بينند؛ مى‌‌‌‌بينند مردم در چه جهتى دارند حركت ميكنند. حجت بر همه تمام شده است. حركت عظيم روز چهارشنبه ى نهم دى ماه حجت را بر همه تمام كرد. مسئولين قوه‌‌‌‌‌ى مجريه، مسئولين قوه‌‌‌ى مقننه، مسئولين قوه‌‌‌‌ى قضائيه، دستگاه‌‌‌هاى گوناگون، همه ميدانند كه مردم در صحنه‌‌‌اند و چه ميخواهند. دستگاه‌‌‌‌‌‌ها بايد وظائفشان را انجام بدهند؛ هم وظائفشان در مقابل آدم مفسد و اغتشاشگر و ضدانقلاب و ضدامنيت و اينها، هم وظائفشان در زمينه‌‌‌ى اداره‌‌‌‌‌‌ى كشور.

دشمن ميخواهد با اين حوادث، چرخهاى كشور از كار بيفتد

مسائل كشور كه فقط مسائل مربوط به اغتشاشگران نيست؛ كشور مسائل اقتصادى دارد، مسائل علمى دارد، مسائل سياسى دارد، مسائل بين‌‌‌‌‌‌‌المللى دارد، مسائل امنيتى دارد؛ صدها مسئله‌‌‌ي مهم پيش روى مسئولان كشور هست؛ بايد اينها را انجام بدهند؛ بايد كشور را مديريت كنند؛ بايد كشور را جلو ببرند. دشمن ميخواهد با اين حوادث، چرخهاى كشور از كار بيفتد؛ نبايد به دشمن كمك كرد. دشمن ميخواهد با اينگونه حوادث، چرخ پيشرفت اقتصادى متوقف بشود؛ دشمن ميخواهد چرخ پيشرفت علمى كه بحمداللَّه دور برداشته است و حركت علمى خوبى آغاز شده و رو به رشد هم هست، متوقف بشود؛ دشمن ميخواهد حضور سياسى قدرتمندانه ى جمهورى اسلامى در عرصه هاى بين‌‌‌‌‌المللى را كه امروز از گذشته بسيار بارزتر و پرجلوه‌‌‌‌تر است، مخدوش كند، خراب كند با اين مسائل اينجورى؛ نبايد به دشمن كمك كرد. بنابراين مسئولان بايد كارهاى خود را در زمينه‌‌‌‌هاى اقتصادى، در زمينه‌‌‌‌‌هاى علمى، در زمينه‌‌‌هاى سياسى، در زمينه‌‌‌هاى اجتماعى، در همه‌‌ى زمينه هائى كه مسئوليتى دارند، وظيفه‌‌‌اى دارند، با قدرت، با قوّت و با دقت انجام بدهند. همكارى هاى با دولت و مسئولين كشور هم بايد ادامه پيدا كند. مردم هم كه حضور خودشان را در صحنه نشان داده اند.

گفتند راهپيمائى حكومتى! بى عقلها نفهميدند كه با اين حرف دارند حكومت را تعريف ميكنند

بزرگترين ثروت براى يك نظام همين است كه مردم پشت سرش باشند. آمدند به اصطلاح خواستند اين حركت مردمى را خراب كنند؛ گفتند راهپيمائى حكومتى! بى عقلها نفهميدند كه با اين حرف دارند حكومت را تعريف ميكنند؛ دارند از حكومت تمجيد ميكنند. اين چه حكومتى است كه در ظرف دو روز - روز عاشورا (يكشنبه) آن خباثتها را راه انداختند، روز چهارشنبه اين حركت عظيم راه افتاد - ميتواند يك چنين بسيج عظيم ملى را در سرتاسر كشور بكند؟ امروز كدام كشور ديگر، كدام حكومت ديگر چنين قدرتى دارد؟ قوى‌‌‌‌ترين حكومتهاى دنيا و ثروتمندترينشان - كه ولخرجى‌‌‌‌هاى زيادى هم براى جاسوس پرورى و خرابكارى و تروريست پرورى دارند - اگر همه ى تلاششان را هم بكنند، نميتوانند ظرف دو روز، صد هزار نفر آدم را بياورند توى خيابانهاى شهرشان يا كشورشان. چند ده ميليون انسان در سرتاسر كشور بيايند! اگر به دستور حكومت آمده باشند، اين خيلى حكومت مقتدرى است؛ پس خيلى حكومت قوى‌‌‌‌اى است كه اينجور امكان بسيج را دارد. اما حقيقت غير از اين است؛ حقيقت اين است كه در كشور ما حكومت و مردمى وجود ندارد - همه يكى اند - مسئولين حكومت، از شخص حقير اين بنده گرفته تا ديگران، هر كدام قطره‌هائى هستيم در اقيانوس عظيم اين ملت.


فرمايشات مقام معظم رهبري در ديدار با اعضاي شوراى هماهنگى تبليغات اسلامى‌ در 29 دي

دشمن از حضور خالصِ مردمى وحشت دارد

روز قدس كه براى ضديت با اسرائيل است، شما مى‌بينيد يك گروه معدودى، يك گروه فريب‌خورده‌اى پيدا ميشوند، عليه مسئله‌ى فلسطين و به نفع اسرائيل شعار ميدهند؛ روز سيزده آبان كه روز معارضه‌ى ملت ايران و برائت و نفرت ملت ايران از استكبار آمريكائى است، مى‌آيند عليه اين حركت، عليه نظام جمهورى اسلامى، عليه اسلاميت شعار ميدهند! اين معنايش چيست؟ اين معنايش اين است كه دشمن نظام جمهورى اسلامى از اين حضور خالصِ پرانگيزه‌ى مردمى وحشت دارد؛ اين حضورى كه مشتمل است بر تمام گرايشهاى موجود در ميان مردم، سلائق سياسى گوناگون. ملت ايران متحدند، ملت ايران جهتگيرى‌شان روشن است؛ ميخواهند اين جهتگيرى متحد را، اين حركت منسجم را در تبليغاتِ خودشان متفرق نشان بدهند؛ ملت ايران را گروه گروه شده و دسته دسته شده و در مقابل هم در مسائل اصولى و اساسى معرفى كنند. هدف، اين است؛ با اين بايد مقابله كرد.

دشمن ميخواهد 22 بهمن را متزلزل كند

بيست و دوى بهمن متعلق به ملت ايران است، متعلق به امام بزرگوار است، متعلق به شهداست، متعلق به آن روح و معناى حقيقى انقلاب اسلامى است، مال ملت است؛ دشمن ميخواهد اين ثروت عظيم و ذخيره‌ى عظيم ملى را متزلزل كند، ضعيف كند. شما با تمام قوا ان‌شاءالله بايد در صحنه باشيد و عاقلانه و مدبرانه حركت كنيد. ملت هم - بدانيد - دلبند و دلبسته‌ى به همين شعارهاى اساسى انقلاب است. امروز در دنيا عزت ملت ايران، عظمت ملت ايران - كه دشمن هم به آن اقرار ميكند - به بركت همين انقلاب و اين حضور مردمى است؛ و ملت ايران اين را از دست نخواهند داد.

فضاى غبارآلود، همان فتنه است

دشمنان ملت از شفاف بودن فضا ناراحتند؛ فضاى شفاف را برنميتابند؛ فضاى غبارآلود را ميخواهند. در فضاى غبارآلود است كه ميتوانند به مقاصد خودشان نزديك شوند و به حركت ملت ايران ضربه بزنند. فضاى غبارآلود، همان فتنه است. فتنه معنايش اين است كه يك عده‌اى بيايند با ظاهرِ دوست و باطنِ دشمن وارد ميدان شوند، فضا را غبارآلود كنند؛ در اين فضاى غبارآلود، دشمنِ صريح بتواند چهره‌ى خودش را پنهان كند، وارد ميدان شود و ضربه بزند.

حرف دو پهلو زدن، از خواص، مطلوب نيست

خوب، حالا در مقابل يك چنين پديده‌اى، علاج چيست؟ عقل سالم حكم ميكند و شرع هم همين را قاطعاً بيان ميكند: علاج عبارت است از صراحت در تبيين حق، صراحت در بيان حق. وقتى شما مى‌بينيد يك حركتى به بهانه‌ى انتخابات شروع ميشود، بعد يك عامل «دشمن»ى در اين فضاى غبارآلوده وارد ميدان شد، وقتى مى‌بينيد عامل دشمن - كه حرف او، شعار او حاكى از مافى‌الضمير اوست - آمد توى ميدان، اينجا بايد خط را مشخص كنيد، اينجا بايد مرز را روشن كنيد. همه وظيفه دارند؛ بيشتر از همه، خواص؛ و در ميان خواص، بيشتر از همه، آن كسانى كه مستمعين بيشترى دارند، شنوندگان بيشترى دارند. اين وظيفه است ديگر: مرزها روشن بشود و معلوم بشود كه كى چى ميگويد. اينجور نباشد كه باطل، خودش را در لابه‌لاى گرد و غبارِ برخاسته‌ى در ميدان مخفى كند، ضربه بزند و جبهه‌ى حق نداند از كجا دارد ضربه ميخورد. اين است كه حرف دو پهلو زدن، از خواص، مطلوب نيست. خواص بايد حرف را روشن بزنند و مطلب را واضح بيان كنند. اين، مخصوص يك گرايش سياسى خاص هم نيست. در داخل نظام اسلامى، همه‌ى گرايشهائى كه در مجموعه‌ى نظام قرار دارند، اينها بايد صريح مشخص كنند كه بالاخره آن حمايتى كه مستكبرين عالم ميكنند، مورد قبول است يا مورد قبول نيست. وقتى كه سران استكبار، سران ظلم، اشغالگران كشورهاى اسلامى، كُشندگان انسانهاى مظلوم در فلسطين و در عراق و افغانستان و خيلى جاهاى ديگر، مى‌آيند وارد ميدان ميشوند، حرف ميزنند، موضع ميگيرند، خوب، بايد معلوم بشود اين كسى كه در نظام جمهورى اسلامى است، در مقابل اين چه موضعى دارد؛ حاضر است تبرّى بجويد، بگويد من دشمن شمايم؟ من مخالف شمايم؟

وقتى در داخل محيط فتنه، كسانى با زبانشان صريحاً اسلام و شعارهاى نظام جمهورى اسلامى را نفى ميكنند، با عملشان هم جمهوريت و يك انتخابات را زير سؤال ميبرند، وقتى اين پديده در جامعه ظاهر شد، انتظار از خواص اين است كه مرزشان را مشخص كنند، موضعشان را مشخص كنند. دوپهلو حرف زدن، كمك كردن به غبارآلودگى فضاست؛ اين كمك به رفع فتنه نيست، اين كمك به شفاف‌سازى نيست. شفاف‌سازى، دشمنِ دشمن است؛ مانع دشمن است. غبارآلودگى، كمك دشمن است. اين، خودش شد يك شاخص. اين يك شاخص است: كى به شفاف‌سازى كمك ميكند و كى به غبارآلودگى كمك ميكند. همه اين را در نظر بگيرند، اين را معيار قرار بدهند.

فتنه‌گر و دشمن هميشه هست

...حضرت آقاى جنتى فرمودند كه ملت ايران خيالشان از فتنه‌گران راحت بشود. من به ايشان عرض ميكنم كه فتنه‌گر و دشمن هميشه هست؛ امروز يك دشمن است، فردا يك دشمن ديگر است، پس‌فردا يك كس ديگر است، يك جور ديگر است. يك ملت وقتى بيدار بود، آگاه بود، عازم بود، ايمان خودش را حفظ كرد، زنده بود، رويش داشت، با همه‌ى اين معارضه‌ها با آسانى - كه روزبه‌روز آسانتر هم خواهد شد - ايستادگى ميكند، دست و پنجه نرم ميكند، بر همه‌ى اين معارضه‌ها هم فائق مى‌آيد.

بيانات حضرت آيت الله خامنه‌اي در ديدار مردم مازندران در سالگرد حماسه 6 بهمن

اين بازى‌هايى كه دشمن در مى‌آورد، براى باج گرفتن از جمهورى اسلامى است

...من نميدانم چقدر نشستند طراحى كردند، كار كردند تا بتوانند در تهران به يك بهانه‌اى آشوب راه بيندازند؛ خدا ميداند كه از چه مدت قبل اينها نشستند طراحى كردند؛ خوب، چه شد؟ غير از اين شد كه مردم از آنچه كه بودند، بيدارتر شدند؟ اگر كسى خيال ميكرد كه لازم نيست ديگر بيايد توى ميدان، از نظام جمهورى اسلامى دفاع كند، با اين حوادث، همه احساس كردند كه بايد هميشه براى دفاع از جمهورى اسلامى حاضر باشند.
گاهى هم هست كه اين بازى‌هائى كه دشمن در مى‌آورد، براى باج گرفتن از جمهورى اسلامى است. اول انقلاب هم همين جور بود؛ بعضى از اين گربه‌رقصانى‌هائى كه ميكردند، براى اين بود كه نظام جمهورى اسلامى را وادار كنند كه آنها را در قدرت سهيم كند، شريك كند، بدون استحقاق؛ بدون اينكه مردم اين را خواسته باشند، پشتوانه‌ى مردمى‌اى وجود داشته باشد. گاهى اينجور است كه دشمنان بين‌المللى ما اين جنجالها را راه مى‌اندازند، براى اينكه جمهورى اسلامى را وادار كنند به باج‌دهى؛ مثل خيلى از دولتهائى كه بمجردى كه يك خطرى احساس ميكنند، ميروند در مقابل ارباب بزرگتر، حاضر ميشوند باج بدهند؛ باج پولى بدهند، باج سياسى بدهند. امام باج نداد - اين را همه بدانند - ما هم به هيچ كس از طرف ملت ايران و از طرف خودمان باج نخواهيم داد.

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر :
آخرین اخبار
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین
پرطرفدارترین