کد خبر: ۲۱۸۷
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

نگاهى به مناجات شعبانیه

نگاهى به مناجات شعبانیه

«مناجات شعبانیه»، زمزمه مناجات است و شور دعا و سوز تضرّع و روزنه امید.

گفتگو با خدایى است كه راز درون و نیاز انسان و فرجام امور را مى‏داند و پیش از آن كه لب به سخن گشاییم، دفتر دلمان و كتاب نفسمان را مى‏خواند و قلم تقدیرش به همه چیز و همه كس جارى است و سود و زیان‏ها و افزایش و كاستى‏ها به دست اوست.

اِلهى... اِن حَرَمتَنى فَمَن ذَالَّذى‏ یَرزُقُنى وَ اِن خَذَلتَنى فَمَن ذَا الَّذى‏ یَنصُرنى...

خدایا! اگر محرومم سازى، كیست كه روزیم دهد؟ و اگر خوارم كنى كیست كه یاریم كند؟ از خشم تو به خودت پناه مى‏برم. اگر من شایسته رحمتت نیستم، تو سزاوار جود و بخششى.

در «مناجات شعبانیه»، نیایشگر صاحبدل، خود را در برابر خدایى مى‏بیند، بخشنده و رحمت گستر، رئوف و خطاپوش، رحیم و پوزش‏پذیر، كه نه مى‏تواند دل از عطاى او بركند و نه از عفو او بر خطاها نومید شود. زبان عذرخواهى او از خدا بلند است و دامن حسناتش كوتاه.

زبان «مناجات شعبانیه»، زبان عشق و شیدایى است:

«خدایا! اگر مى‏خواستى خوارم كنى، هدایتم نمى‏كردى، اگر مى‏خواستى رسوایم كنى از عقوبت دنیا معافم نمى‏كردى...

خدایا! اگر مرا به جرمم بگیرى، دست به دامان عفوت مى‏زنم،

اگر مرا به گناهانم مؤاخذه كنى، تو را به بخشایشت باز خواست مى‏كنم.

اگر در دوزخم افكنى، به دوزخیان اعلام خواهم كرد كه دوستت دارم...

هر چند در كنار طاعتت، عملم كوچك است، امّا امیدم بسى بزرگ است، پس چگونه مى‏توانم از آستانت تهى‏دست و محروم برگردم؟...»

اوج فرازهاى بلند این دعا آنجاست كه امام از خدایش «كمال انقطاع» مى‏طلبد، از همه بریدن و به او پیوستن، جز فروغ او را ندیدن، چشم دل به نور كبریایى روشن ساختن، حجاب‏هاى نور را گسستن و به معدن عظمت رسیدن و جان را معلّق درگاه ربوبى ساختن و به درگاه عزّت و قدس او آویختن و در خلوت خدا، همدم او شدن و مدهوش جلال الهى گشتن...

اِلهى! هَب لى‏ كَمالَ الاِنقِطاعِ الیكَ وَ اَنِر اَبصارَ قُلُوبِنا بِضِیاءِ نَظَرِها اِلَیكَ...
«مناجات شعبانیه» شِكوه از جدایى‏ها و دور افتادن‏ها و غفلت‏ها و به خواب رفتن‏هاست. و انسان، تردیدى میان دوزخ و بهشت، تا كدامین را برگزیند؟

كیفر الهى، دوزخ را در چشم انداز قرار مى‏دهد و پاداش خدا، به بهشت فرا مى‏خواند.

تا یار، كرا خواهد و میلش به كه باشد!

و پایان دعا، خواسته‏اى چنین است:

«خدایا! مرا به فروغ نشاط انگیز عزّت خویش بپیوند، تا تنها شناساى تو باشم و از غیر تو روى برتابم و تنها از تو ترسم و بیم تو داشته باشم.»

این است كه همه امامان، بى‏استثنا، زبانى مترنّم و دلى مشعوف به این دعا داشته‏اند و مناجات شعبانیه، با این حقایق ناب عرفانى و لحن و زبانى شیدایانه، «سرود شوریدگى» آن پیشوایان بوده است.

نشریه پرسمان، جواد محدثی

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین