کد خبر: ۲۱۴۳۱۴
تاریخ انتشار: ۰۲ مرداد ۱۳۹۳ - ۱۴:۲۷
حسن نظری را خیلی از اهالی فوتبال بهترین دفاع راست تاریخ ایران می دانند حتی بهتر از مهدوی کیا . او که بعد از جام جهانی 1978 از ایران رفته ، سالهاست که در آمریکا آکادمی فوتبال معتبری دارد.

فرهاد عشوندی: حسن نظری بی شک یکی از بهترین شماره 2 های تاریخ فوتبال ایران است. مردی که دفاع راست تیم ملی در جام جهانی 1978 بود ؛ او سالهاست. نزدیک به 40 سال که از ایران رفته و در آمریکا حالا برای خود به عنوان یک فوتبالی سرشناس ، اسم و رسمی دارد. یک مربی سازنده که درآمدش از بازیکن هایی است که آکادمی فوتبالش برای فوتبال ملی این کشور می سازد. حسن نظری اما هنوز یک عاشق ایران است. کسی که فوتبال ملی ایران را به دقت پیگیری می کند. او در گفت و گویی با خبرآنلاین از تیم ملی فوتبال کشورش ، ضعف ها و قوت ها می گوید:

*از جام جهانی شروع کنیم؟ تیم ملی چطور بود؟ خوب یا بد؟

به عقیده من فوتبالی که بازی می کردیم در چیزهای کمی پیشرفت کرده ولی در کلیت پیشرفت به خصوصی نداشتیم. راستش قبل از بازی ها من توقع داشتم که تیم مان بتواند بیشتر پاسکاری کند . در استفاده از فضاها بهتر کار کند. واقعا فکر می کردم ایران باید در حفظ توپ بهتر باشد اما تیمی که دیدیم در فضاهای بسته اصلا نمی توانست کاری انجام بدهد.

*ولی در ایران افکار عمومی از بازی ما برابر آرژانتین راضی بود اینکه تیم گل های زیادی از آرژانتین نخورد یا نمایش کلی تیم. حتی بعد از باخت به آرژانتین مردم از خوشحالی جشن گرفتند.      

به عقیده من تیم آرژانتین با هر مربی دیگری هم 7 تا نمی توانست به ایران بزند. یا اصلا گل های زیادی به ما  بزند. منظورم این است که باخت با هر نتیجه ای باخت است و نباید برایش جشن خیابانی گرفت. فکر می کنم خود کروش هم حرف من را قبول دارد. بله بچه های ما زحمت زیادی کشیدند و حتی چند فرصت خوب داشتند اما وقتی باختی دیگر جایی برای جشن گرفتن نیست.البته قبل از این هم ما در سال 1977 در جام رئال مادرید با آرژانتینی که چند ماه بعد از آن قهرمان دنیا شد بازی را مساوی کردیم . در مسابقه ای که تمام دنیا گفتند ایران رقیبش را کلافه کرده بود. ما آن بازی را در پنالتی به حریف باختیم در پنالتی باختیم. تازه به نظرم آن آرژانتین خیلی بهتر از آرژانتین این دوره بود. بازیکنانی مثل پاسارلا ، کمپس آردیلس و خیلی از بهترین های تاریخ دنیا را داشت اما این تیم تمام وزنش روی مسی بود.راستش من به عنوان یک مربی از اینکه ما بازی را یک بر صفر به آرژانتین ببازیم این قدری هیجان زده نمی شوم که برایش به خیابان بریزم.

*ولی تیم 78 هم از تیم امروز ما بازیکنان بهتری داشت؟

این حرف را قبول ندارم. به نظرم به هیچ وجه نمی شود این دو تیم را با هم مقایسه کرد و با اطمینان گفت کدام تیم بهتر است. ما چند تا بازیکن خیلی خوب در تیم کروش داریم. آن موقع هم تیم خوبی داشتیم. قیاس این دو تیم برای انتخاب تیم بهتر،خیلی مشکل است. ما در طول فوتبال مان نتایج خیلی خوبی داشتیم. در جام جهانی کوچک با تیم ملی قبل از ملی پوش شدن من ، بچه ها برزیل را برده بودند. در المپیک به لهستان ، 3 بر 2 باختیم اما از این تیم در طول بازی بهتر بودیم و بازی در ابتدا 2 بر یک بود. ما نتایج موقتی خوبی در تاریخ مان داشتیم. نتایجی از این دست جلوی تیم ها باید نقطه شروع مثبت باشند و به طور کلی در طول تاریخ نشان دادیم کمی هیجان زده هستیم اما بعد همه چیز فراموش می شود . بازی با آرژانتین یک نمایش قابل تحسین بود اما این بازی موجی در فوتبال مان برای پیشرفت ایجاد می کند؟ باید از این نتیجه ها برای آینده موفق باشیم. باید از یک جایی شروع کنیم و برویم جلو.

*الان بحث اساسی فوتبال مان تمدید قرارداد با کارلوس کروش است. اینکه اگر او بماند باید تیم به همین شکل بازی کند یا این توان را پیدا می کند که فوتبالی رو به جلو و قابل تحسین مثل الجزایر را در جام جهانی به نمایش بگذارد؟

به عقیده من خیلی از این حرف ها و نگرانی ها صحیح است. اگر قرار است 4 سال بعد فقط دنبال حفظ آبرو باشیم وقت مان را هدر می دهیم. اگر ایده این است برویم از تیم هایی مثل آلمان خوب ببازیم بدرد نمی خورد. نتایج ایران را از دو طریق می شود دید . مردم راضی هستند چون همان لحظه را می بینند و فضای هیجانی روی شان تاثیر می گذارد. بحث کارشناسی اما باید نگاهی رو به آینده داشته باشددر جام جهانی بازی تیم ملی ایران نمایشی بر اساس غیرت بود اما خیلی مبتنی بر زیبایی های فوتبال و استفاده از تاکتیک ها نبود ما از 9 امتیاز  روی میز فقط یکی را به دست آوردیم. پس در نتیجه گیری موفقیتی نداشتیم اما برای آنچه هدف مان از قبل بازی ها بوده ، خوب جنگیدیم. اینکه آبروی مان حفظ شود. حالا باید بسنجیم و ببینیم که 4 سال بعد قرار است برویم جام جهانی برای حفظ آبرو یا برای داشتن یک مسیر موفق؟

آیا کروش می تواند این تغییرات را در فوتبال ایران ایجاد کند؟

من کار کروش را اینجا دیدم. او پروژه مهمی داشت برای تغییر نسل فوتبالی از پایه که بخشی از آن همین آکادمی هایی مثل من بود. او اینجا عملکرد موفقی داشت چون اختیارش را به او سپرده بودند و بر کارش نظارت می کردند. الان فوتبال ایران نیاز به پوست اندازی دارد . لازمه تغییر در فوتبال استعداد و امکانات است. ما استعداد کافی برای الجزایر بودن را داریم. البته 40 سال است از ایران دورم ، نمی دانم امکانات امروزمان چطور است اما کشوری مثل ما کشور فقیری نیست ،این قدر نفت داریم که امکانات هم به اندازه پیشرفت داشته باشیم. ما می توانیم در جام جهانی بعدی خیلی خوب باشیم. 40 دهه قبل وقتی عرب ها مربیان بزرگ برزیلی را با هزینه های آنچنانی آوردند و بهترین ورزشگاه ها را برای کشورشان ساختند ، اما استعداد نداشتند. این همه هزینه کردند و 20 سال بعد معلوم شد بدون استعداد امکان پیشرفت وجود ندارد. اما ما در ایران دقیقا برعکس آنهاییم. استعداد داریم اما نه برنامه ریزی می کنیم و نه امکانات را در خدمت برنامه ریزی می گیریم.

*پس موافق ماندن کروش هستید؟

قطعا او یک مربی بزرگ در کلاس جهانی است و ماندنش خیلی کمک می کند. ولی اگر قرار است کروش بماند باید نقش بیشتری در برنامه ریزی ها ، استعداد یابی و چارت سازی فوتبال ایران داشته باشد . او باید در مسال مهم فوتبال ایران نظارت کند و دخالت داشته باشد. منظورم این نیست که در کار مربیان لیگی دخالت کند اما باید برنامه های کلی فوتبال مان را برایش نقش داشته باشد. باید راهی بسازیم که کیفیت لیگ بالا برود و او این تجربه را دارد. باید خودش بیشتر برای تیم ملی اصلی و تیم های فوتبال ما وقت بگذارد و مدام همه بازیکنان ، امکانات و تیم ها را ببیند تا برای شان تصمیم سازی کند.

این تنها نکته مثبت او است؟

من فکر می کنم دارد البته ماندن او محاسن دیگری هم دارد. ببینید ما به طور کلی کارلوس چون اسم بزرگی در عالم مربیگری بود ، داشت یک اعتبار و احترام برای فوتبال ایران آورد. وقتی او روی نیمکت ما بود بسیاری از رسانه ها اهالی فوتبال دنیا اخبار تیم ملی ایران را پیگیری می کردند. در شرایط فعلی جو کلی دنیا علیه ایران است باید یک مربی بزرگ خارجی داشته باشیم که افکت مثبتی داشته باشد. من دیدم که کارلوس در جام جهانی از تدارک تیمش گلایه داشت. بازی هایی که ایران قبل از جام جهانی داشت با آمریکا خیلی فرق می کرد. آمریکا با بهترین های دنیا بازی کرد . با آلمان ، برزیل و ...اما فکر می کنم ایران شرایط این بازی ها را نداشت .این یعنی دست مربی بسته بوده. ما قبل 78 با همه تیم های بزرگ دنیا بازی کردیم. ترس مان قبل از بازی ها ریخته بود و تجربه بین المللی بالاتری داشتیم. امکانات تدارکاتی ایران آن موقع خیلی بیشتر از این تیم  بود. اگر فدراسیون خودش نمی تواند امکانات را ایجاد کند باید یک مربی اسمی این کار را برایش انجام بدهد.

*و نکته منفی چطور؟

به عقیده من خیلی مشکل است که بگویم نتایجی که ایران گرفت ، نتایج خوبی برای فوتبال مان نبود . من این کارشناسی می گویم. نتایج ایران در جام جهانی خوب نبود.

اما خیلی ها معتقدند این تیم ملی با این نسل از فوتبال ما بهتر هم نمی توانست نتیجه بگیرد. همه از کروش می خواهند در ادامه بتواند یک نسل جدید بسازد.

به عقیده من این توقع را نباید از کروش داشت.یک مربی ملی نمی تواند نسل فوتبالی بسازد.  لیگ و تیم ها هستند که باید بازیکن سازی کنند. مربی ملی باید این نسل را پرورش بدهد. بازیکن یابی کار او نیست. بازیکن که در تیم ملی متولد نمی شود بازیکن باید در باشگاه رشد کند چه فرکی مربی تیم ملی باشد و چه کروش اگر از مربی تیم ملی توقع داشته باشیم برای مان بازیکن بسازد این خیلی توقع  زیاد و نابجایی است. هیچ جای دنیا بازیکن در تیم ملی متولد نمی شود. مسی در تیم ملی متولد نشد. کریس رونالدو هم همین طور. آنها در لیگ و باشگاه شان متولد شدند. برای ما اگر بخواهیم یک نسل خوب داشته باشیم باید باشگاه ها و فدراسیون مسیرشان را عوض کنند و نگاه شان تغییر کند. باید دست از نتیجه گرایی و لحظه ای فکر کردن برداریم و بلندپروازانه تر به فکر اتیه باشیم. این اصل موفقیت دنیای حرفه ای است. کار سختی نیست . فقط یک تغییر نگاه و یک همت می خواهد. ما برای این کار نیاز به امکانات ، تجربه ، دانش روز و برنامه ریزی داریم تا رنسانسی در فوتبال مان ایجاد شود. باید مثل کره و ژاپن باشیم. باید به یک موفقیت پایدار برسیم نه کارهای لحظه ای.لیگ ما خیلی ضعیف است. اینکه پول می دهی که اسمش حرفه ای شدن نیست. خروجی لیگ مان را می شود درباره اش حرفی زد؟

*حشمت مهاجرانی مدام اینجا از شما به عنوان یک مربی موفق و اثرگذار در فوتبال آمریکا حرف می زند و می گوید شما آنجا در موفقیت تیم ملی آنها نقش داشتید

البته حشمت مهاجرانی خیلی به من لطف دارد. حشمت در همه جا زندگی ام مثل یک برادر بزرگتر به من لطف داشته. من اینجا یک آکادمی دارم . هدف ما ساختن بازیکن است. چیزی که باید در ایران هم شکل بگیرد تا تیم های ملی قوی شوند. یک مثال از آمریکا برای تان بزنم. در سال 98 وقتی آمریکا در آن بازی تاریخی به تیم ملی ایران باخت جلسه بحران گذاشتند. همه جمع شدند تا بپرسند چرا به ایران باختند. نتیجه اش این شد که باید تغییر سبک بدهند. باید فوتبال علمی شان عمق بیشتری داشته باشد.  آن روز همه فکرهای شان را روی هم ریختند و مستشارانی مثل کارلوس کروش را آوردند تا بدانند که چه کار کنند که دیگر این طور تحقیر آمیز نبازند. فوتبال پایه از آنجا جان تازه ای گرفت. جاهایی مثل آکادمی من ارزش پیدا کردند و سوبسیر گرفتند. هرچه ما بیشتر بازیکن خوب تولید می کردیم ، امتیازاتی که می گرفتیم بالاتر می رفت و پاداش های مان بیشتر می شد . تا جایی که الان از آکادمی ما برای داشتن دو بازیکن در تیم ملی تقدیر می شود. با افتخار همه جا می گوییم کلینت دمپسی کاپیتان تیم ملی آمریکا و عمر گونزالس جوانترین بازیکن این تیم و ستاره آنها در بازی با آلمان از مدرسه فوتبال ما اوج گرفتند. آنها از ما برای این اتفاق تقدیر کردند ما باید این سیستم تشویقی را برای ساختن نسل در فوتبال مان داشته باشیم. زمان تخت جمشید ، بازیکنانی مثل من از قانونی شانس بازی پیدا کردیم که می گفت بازیکن زیر 20 سال باید در تیم های بزرگسال باشد. الان هم باید همین کار را تکرار کنیم. البته شنیدم این فصل در لیگ مان قانونی در این باره گذاشتند که قدم مثبتی است.

برگردیم به تیم ملی شاخص ترین بازیکن تیم ما در این بازی ها چه کسی بود؟

از کسی اسم نمی برم اما به عقیده من به طور کلی چون خیلی دفاعی بازی می کردیم ، دفاع خوبی کردیم. تمام تیم ما خوب زحمت کشیدند. این در ورزش یک قانون است که تیمی که همیششه حمله می کند برابر تیم دفاعی شانس گل می دهد. ما شانس های خوبی جلوی آرژانتین داشتیم. اما ضد حمله ای ها نمی توانند همیشه موفق باشند. راستش ما باید از بخت های گل مان بهتر استفاده می کردیم و این مشکل تیم کروش بود. به نظرم بازیکنی که انگشت نما باشد ندیدم اما تیم کلا فداکار بود. به عقیده ام خیلی غیرتی بودیم و باید به تیم برای تلاشی که کرد ، تبریک گفت .ولی باید فوتبال را با فکر بازی  کرد نه غیرت . باید با فکر بازی کنیم نه اینکه زیر توپ بزنیم .

و این غیبت شما در فوتبال ایران ادامه خواهد داشت؟

من آدم سیاسی نیستم. اگر نیامدم برای این نیست که مشکلی دارم. حتی هر بار بحث سیاسی می شود ، می روم یک گوشه ای تا در دید نباشم. من کلا ادمی خجالتی هستم. ولی عشقم استقلال است و هوادارانش. من هرچه امروز دارم از این تیم است و همیشه به تیم ملی و باشگاهم و هواداران و کل مردم کشورم مدیونم. با افتخار می گویم هرچه دارم را از فوتبال کشورم بدست اوردم و آرزویم این است که بتوانم روزی دینم را ادا کنم. همین که بعد از 40 سال هنوز فوتبال ایران فراموشم نکرده برایم افتخاری است.

برچسب ها: تیم ملی ، نیمکت ، اعتبار

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر :
آخرین اخبار
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین
پرطرفدارترین