بن لادن؛ سرباز خوب آمريكا
درست در روزي كه رابرت گيتس وزير دفاع آمريكا از بياطلاعي دستگاههاي عريض و طويل اطلاعاتي كشورش از مخفيگاه بنلادن خبر ميداد، مجله اشپيگل آلمان خبر از آن داد كه بيشتر قربانيان ترورهاي القاعده را نه غربيها بلكه مسلمانان تشكيل ميدهند.
غربيها نخستين بار پس از حمله به سفارتهاي آمريكا در تانزانيا و كنيا نام بنلادن را شنيدند. نام او آنگاه در دستور كار بخش عمليات ويژه ( ترور) سازمانهاي امنيتي آمريكا قرار گرفت كه برجهاي دوقلو بهعنوان نماد قدرت آمريكا فروريخت.[آمریکا: سالهاست از بن لادن بیخبریم]
بهانهاي از اين بهتر براي نومحافظه كاران و از آن مهمتر حلقه نفتي تگزاس كاخ سفيد (خليل زاد، چني، رايس و بوش) پيدا نميشد تا لشگر بزرگ آمريكا را به بهانه جنگ با تروريسم ساكن سرزميني كنند كه از قضا نقشي در حملات 11 سپتامبر نداشت.
زلماي خليلزاد يكسال پيش از حمله آمريكا به افغانستان توصيه كرده بود ايالات متحده براي تسلط بر منابع انرژي آسياي مركزي بايد افغانستان و براي تسلط بر منابع انرژي خاورميانه، عراق را در تسلط خود بگيرد. رؤياي نفتيهاي كاخ سفيد به لطف ديوانهاي چون بنلادن كه دنيا را همچون بوش سياه و سفيد ميديد، به همين راحتي بهوقوع پيوست.
بنلادن در خدمت آمريكاست؛ بخواهد يا نخواهد و بداند يا نداند. در پاكستان و افغانستان باشد يا نباشد، مهم نيست؛ مهم خدمتي است كه وي به سياستهاي آمريكا ميكند. اين سؤال همچنان براي كارشناسان امنيتي پابرجاست كه چرا در همان هنگام كه مواضع دولت آمريكا- بوش و اوباما هم فرق چنداني نكرده- در جنگ با تروريسم در افكار عمومي با پرسشهاي جدي مواجه ميشود، بنلادن و معاونش ايمنالظواهري پيامي سراسر نفرت به مردم غرب مخابره ميكنند.
دمكراتها 8 سال پس از حملات 11 سپتامبر اسنادي را منتشر كردهاند كه براساس آن ارتش آمريكا بارها و بارها به يك قدمي مخفيگاههاي بنلادن در افغانستان رسيده و بهناگاه دستي از غيب برون آمده و فرماني مانع از ادامه عمليات دستگيري وي ميشده است.
غارهايي كه محل اختفاي ديوانگان القاعده بود اينك به محلهاي توريستي تبديل شده و ليدرهاي تورها براي توريستها ميگويند از مردمي كه روزگاري در اين غارها حملاتي به بزرگي 11 سپتامبر را ترتيب دادند و آمريكا و غرب با همه توان اطلاعاتيشان هنوز نتوانستهاند راهي به خانه اشباح آنها بيابند.
ممانعتهاي پياپي نومحافظهكاران از دستگيري بنلادن، علاوه بر آنكه ادامه جنگ افغانستان را مشروعيتي دوچندان بخشيد، همزمان بنلادن را هم افسانهاي براي بنيادگرايان و سرويسهاي امنيتي عالم كرد.
منابع مالي جريان افراط هم به پشتگرمي بنلادن بيش از پيش گسترش يافت و افغانستان خواسته يا ناخواسته به سمتي رفت كه كورسوهاي اميد به بهبود اوضاع هم از دست رفت و اوضاع آنچنان شد كه ميبينيم. بنلادن نماينده ارشد جريان افراط در منطقه است. جريان افراطي گري بزرگترين و بهترين و كارآمدترين سرباز آمريكا در منطقه است.
غربيها نخستين بار پس از حمله به سفارتهاي آمريكا در تانزانيا و كنيا نام بنلادن را شنيدند. نام او آنگاه در دستور كار بخش عمليات ويژه ( ترور) سازمانهاي امنيتي آمريكا قرار گرفت كه برجهاي دوقلو بهعنوان نماد قدرت آمريكا فروريخت.[آمریکا: سالهاست از بن لادن بیخبریم]
بهانهاي از اين بهتر براي نومحافظه كاران و از آن مهمتر حلقه نفتي تگزاس كاخ سفيد (خليل زاد، چني، رايس و بوش) پيدا نميشد تا لشگر بزرگ آمريكا را به بهانه جنگ با تروريسم ساكن سرزميني كنند كه از قضا نقشي در حملات 11 سپتامبر نداشت.
زلماي خليلزاد يكسال پيش از حمله آمريكا به افغانستان توصيه كرده بود ايالات متحده براي تسلط بر منابع انرژي آسياي مركزي بايد افغانستان و براي تسلط بر منابع انرژي خاورميانه، عراق را در تسلط خود بگيرد. رؤياي نفتيهاي كاخ سفيد به لطف ديوانهاي چون بنلادن كه دنيا را همچون بوش سياه و سفيد ميديد، به همين راحتي بهوقوع پيوست.
بنلادن در خدمت آمريكاست؛ بخواهد يا نخواهد و بداند يا نداند. در پاكستان و افغانستان باشد يا نباشد، مهم نيست؛ مهم خدمتي است كه وي به سياستهاي آمريكا ميكند. اين سؤال همچنان براي كارشناسان امنيتي پابرجاست كه چرا در همان هنگام كه مواضع دولت آمريكا- بوش و اوباما هم فرق چنداني نكرده- در جنگ با تروريسم در افكار عمومي با پرسشهاي جدي مواجه ميشود، بنلادن و معاونش ايمنالظواهري پيامي سراسر نفرت به مردم غرب مخابره ميكنند.
دمكراتها 8 سال پس از حملات 11 سپتامبر اسنادي را منتشر كردهاند كه براساس آن ارتش آمريكا بارها و بارها به يك قدمي مخفيگاههاي بنلادن در افغانستان رسيده و بهناگاه دستي از غيب برون آمده و فرماني مانع از ادامه عمليات دستگيري وي ميشده است.
غارهايي كه محل اختفاي ديوانگان القاعده بود اينك به محلهاي توريستي تبديل شده و ليدرهاي تورها براي توريستها ميگويند از مردمي كه روزگاري در اين غارها حملاتي به بزرگي 11 سپتامبر را ترتيب دادند و آمريكا و غرب با همه توان اطلاعاتيشان هنوز نتوانستهاند راهي به خانه اشباح آنها بيابند.
ممانعتهاي پياپي نومحافظهكاران از دستگيري بنلادن، علاوه بر آنكه ادامه جنگ افغانستان را مشروعيتي دوچندان بخشيد، همزمان بنلادن را هم افسانهاي براي بنيادگرايان و سرويسهاي امنيتي عالم كرد.
منابع مالي جريان افراط هم به پشتگرمي بنلادن بيش از پيش گسترش يافت و افغانستان خواسته يا ناخواسته به سمتي رفت كه كورسوهاي اميد به بهبود اوضاع هم از دست رفت و اوضاع آنچنان شد كه ميبينيم. بنلادن نماينده ارشد جريان افراط در منطقه است. جريان افراطي گري بزرگترين و بهترين و كارآمدترين سرباز آمريكا در منطقه است.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


