سردارنقدی: بسيج مظلوم واقع شد
وي با تاكيد بر اين كه بسيج همواره در عملياتهاي آفندي، بهتر از عملياتهاي پدافندي عمل ميكند ميگويد: درخصوص جنگ رواني هم ما بايد به دشمن تك كنيم و با دست گذاشتن روي نقطه ضعفهاي آنها، چهره اصليشان را بر ملا كنيم.
همانطور كه خواسته بود با بلند شدن صداي اذان ظهر مصاحبه را تمام كرديم.در گفتگوي كوتاه و صميمانهاي كه هنگام خروج از محل مصاحبه داشتيم، با اشاره به مسائل پس از انتخابات گفت: اگرچه وقوع برخي اشتباهات فردي در حوادث اخير را نبايد كتمان كرد اما متاسفانه برخي رسانهها اينگونه اشتباهات را كه در هر سازماني ممكن است از سوي برخي اعضا سر بزند، بسيار بزرگنمايي كردند و از اين بابت واقعا به بسيج ظلم شد.رئيس سازمان بسيج مستضعفين اين جمله را هم اضافه كرد كه با آموزشها و كنترلهايي كه در دستور كار داريم تلاش ميكنيم در آينده از بروز چنين اشتباهات فردي نيز جلوگيري كنيم.
سردار سرتيپ محمدرضا نقدي كه چند ماهي بيشتر از رياستش بر سازمان بسيج مستضعفين نميگذرد در طول مصاحبه نيم ساعتهاش با روزنامه جامجم تاكيد ميكند كه با وجود اتفاقات بعد از انتخابات و فضاسازيهايي كه بر عليه بسيج صورت گرفت، بسيج همچنان جزو محبوبترين نهادها در ميان مردم است و اين نتيجهاي است كه براساس نظرسنجيهاي پس از انتخابات به دست آمده است.
وي در بخش ديگري از گفتگوي خود به مساله جنگ رواني اشاره ميكند و ميگويد: مهمترين اصل در اين زمينه اين است كه ما نبايد در اين حوزهها منفعل باشيم.
وي با تاكيد بر اين كه بسيج همواره در عملياتهاي آفندي، بهتر از عملياتهاي پدافندي عمل ميكند ميگويد: درخصوص جنگ رواني هم ما بايد به دشمن تك كنيم و با دست گذاشتن روي نقطه ضعفهاي آنها، چهره اصليشان را بر ملا كنيم.
سردار نقدي در اين گفتگو ضمن پرداختن به مسائل پس از انتخابات ، به شائبههايي كه در مورد فعاليتهاي سياسي و اقتصادي بسيج مطرح ميشود نيز پاسخ داد.
مشروح اين مصاحبه را در آستانه پنجم آذر ، روز بسيج مستضعفين ميخوانيد.
بسيج نهادي است كه از بدو تاسيس در هر عرصهاي كه نياز انقلاب اسلامي بوده، ورود پيدا كرده و انجام وظيفه كرده است. بر همين اساس به نظر ميرسد كمترين توقع بسيجيان اين باشد كه به جايگاه مردمي آن، خدشهاي وارد نشود. به اعتقاد شما آيا تاكنون در اين خصوص خوب عمل شده است؟
طبق آخرين نظرسنجيهايي كه انجام شده است بسيج، محبوبترين سازمانها و نهادهاي كشور در ميان مردم است و از اين نظر ما دغدغه اساسي نداريم. ممكن است در بعضي از اقشار خاص كه پيرامون ما هستند ابهاماتي به وجود آمده باشد يا بر اثر تبليغات بسيار حجيمي كه رسانههاي مخالف انقلاب عليه كل انقلاب و از جمله بسيج تدارك ديدهاند، آثار منفي بر جا گذاشته باشد. ما بايد در راستاي خنثي كردن اين آثار منفي حركت كنيم و مهمترين كارمان اين است كه نسبت به رسانههايي كه با شايعهپراكني و ساختن و پرداختن اخبار نادرست ميخواهند وجهه بسيج را مخدوش كنند، روشنگري كنيم؛ چرا كه اگر ما اين مساله را حل نكنيم، حتي به كارهاي مثبت و بسيار سازنده ما هم جلوه منفي ميدهند و بر آنها تعابير و تحليلهاي منفي ميگذارند و ارائه ميكنند.
ممكن است در يك سازمان بسيار گسترده چند ده ميليوني نظير بسيج، گاهي هم يك كار اشتباه صورت گيرد يا حتي امكان دارد عدهاي نفوذي باشند و براي بدنام كردن بسيج وارد اين سازمان شوند، براي اينها هم بايد فكري كرد و سازمان را از نظر مقابله با چنين مسائلي تقويت كنيم.
شما به تبليغات فشرده رسانههاي غربي عليه انقلاب و بسيج اشاره كرديد و اين مسالهاي است كه كمتر كسي منكر آن است. با وجود چنين تبليغاتي به نظر ميرسد فعاليتهاي سازمان بسيج مستضعفين بايد با تدبير بيشتري صورت گيرد و براحتي فرصت را به رسانههاي خارجي براي تبليغات منفي ندهند. آيا با اين مساله موافقيد؟ آيا به نظر شما بسيج توانسته در فعاليتهاي اخير خود بخصوص حوادث پس از انتخابات موفق عمل كند؟
من دقيقا نتوانستهام يك ارزيابي جزء به جزئي از اين مساله داشته باشم كه الان بتوانم قضاوتي بكنم؛ زيرا جنبههاي تبليغاتي و حاشيهاي اين مساله را موثرتر از متن آن ميدانم. آنچه اتفاق افتاده اين بوده است كه بخشهايي از مردم به شكل سازمان يافته به كمك دستگاه انتظامي آمدند. ما بايد فكر كنيم كه اگر اين اتفاق نميافتاد و مردم به صورت سازمانيافته به حوادث اخير واكنش نشان نميدادند و به كمك نيروي انتظامي نميآمدند چه ميشد؟
به اعتقاد من اگر اين اتفاق نميافتاد مردم به خاطر احساس تكليفي كه داشتند به صورت غيرسازمانيافته وارد عرصه ميشدند و واكنش نشان ميدادند. شما تصور كنيد در صورت بروز چنين مسالهاي چه اتفاقي ميافتاد. به عنوان مثال الان يكي از اتفاقات پس از انتخابات اين بود كه سركارگري وقتي مشغول كار در ساختماني بوده است با شنيدن برخي شعارهاي نامربوط، به غيرتش برخورده و پس از هماهنگي با كارگرانش به سراغ افراد شعاردهنده رفته و برخوردهاي تندي هم انجام دادهاند. اين اتفاقي است كه در هر جايي امكان دارد حادث شود.
اگر ما حضور سازمانيافته داشته باشيم در حقيقت از بروز چنين حوادثي جلوگيري كردهايم؛ بنابراين به اعتقاد من ما ابتدا بايد بياييم و ببينيم اگر اين حضور سازمانيافته صورت نميگرفت چه اتفاقي ميافتاد. گاهي ممكن است ما از آبروي خودمان هم بگذريم و به خاطر اينكه حادثه بدتري نيفتد از آبروي خودمان هم مايه بگذاريم.
ما از همه مردمتقاضا ميكنيم هر كس نقصي در حركات گذشته بسيج ميبيند به ما بگويد
ولي بايد به نظر من باز هم روي اين مساله كار شود و دقيقتر موشكافي و بررسي شود تا به شكل بهتري از كار برسيم.
مثلا يكي از كارهايمان كه بايد اين باشد كه بحث حضور در عرصه سياسي را به عنوان منتقد بهتر آموزش دهيم. افراد، همينكه وارد عرصه انتقادي در حوزه سياسي ميشوند به افرادي تبديل ميشوند كه ميخواهند همه نظام را زير سوال ببرند.
ما بايد با دادن آموزشهاي بهتر كاري كنيم كه افراد منتقد، مورد سوءاستفاده عناصري كه از اول، مخالف انقلاب بودهاند قرار نگيرند. متاسفانه در حال حاضر بعضي از جريانات ما اينطوري است و چون ميخواهند تعداد افرادشان بيشتر شود به اين مساله تن ميدهند كه هر آدمي با هر تفكري به آنها بپيوندد و هر شعاري بدهد.
اگر براي افرادي كه ميخواهند وارد عرصه انتقادات سياسي شوند آموزش درستي به منظور چگونگي انتقاد سياسي و حضور در عرصه سياسي داشته باشيم، بسياري از مشكلات ما حل ميشود. به هر حال گروههايي كه ميخواهند وارد عرصه انتقاد سياسي شوند بايد ابتدا اصول و اساس نظام را بپذيرند و خواستهها و انتقادات خودشان را در آن چارچوب مطرح كنند. چنين مسالهاي بسيار كمك ميكند كه اتفاقاتي نظير آنچه پس از انتخابات اتفاق افتاد، رخ ندهد.
شما در بخشي از صحبتهاي خودتان اشاره كرديد اگر لازم باشد حاضريد حتي از آبروي خودتان بگذريد. اين درست، اما مساله اين است كه در حوادث پس از انتخابات، حضور بسيج چقدر ضروري بود. برخي كارشناسان معتقدند نبايد از بسيج به عنوان يك نيروي سهلالوصول در هر موضوع و پيشامدي استفاده كرد. آيا با اين مساله موافقيد؟
بله. اين مسائل را هم بايد در نظر گرفت؛ البته خب بايد نيروي انتظامي ما تقويت شود و امكانات آن افزايش يابد كه خودش بتواند به تنهايي از چنين مقاطعي عبور كند.
آيا در حوادث اخير نميشد با تواناييهاي نيروي انتظامي اوضاع را مديريت كرد؟
بالاخره نيروي انتظامي خودش بايد بگويد كه من نميخواهم و نيازي به حضور كسي ندارم.
اينها بستگي به خود نيروي انتظامي دارد. به اعتقاد من بايد نيروي انتظامي را تقويت و به اين نهاد كمك كرد؛ همچنين بايد به منتقدان آموزش سياسي داد تا بدانند چگونه بايد انتقاد كنند كه به تحريك احساسات مردم منجر نشده و اعتقادات و عواطف مردم خدشهدار نشود.
اگر به تاريخ انقلاب اسلامي نگاه كنيم كل انقلاب از 19 دي 56 و زماني شروع شد كه يك مقاله توهينآميزي به ساحت رهبري انقلاب نوشته شد. اين نشان ميدهد كه مردم ما نسبت به توهين به ارزشهاي اسلامي چگونه واكنش نشان ميدهند. بنابراين گروههاي سياسي بايد بپذيرند كه وارد حوزه ارزشها نشوند و تنها در چارچوب مسائل سياسي انتقادات خود را مطرح كنند.
متاسفانه ميبينيم بعضي از گروهها براي افزايش عدد خودشان به اين تن ميدهند كه هر كسي با هر شعاري وارد سازمانشان شود و به هر مقدساتي توهين كند. طبيعي است در اين مواقع شاهد واكنشهاي خطرناكي در جامعه باشيم و براي مهار اينها گاهي لازم ميشود وارد عمل شويم.
اين مسائلي كه عرض كردم ترجيح ما نيست و ترجيح نميدهيم بسيجيها به شكل سازمان يافته بخواهند وارد چنين مسائلي شوند. ترجيح ما تقويت نيروي انتظامي و آموزشهاي سياسي و همچنين تقويت رسانهها براي هدايت اينگونه مسائل به سمت مسير صحيح است. ترجيح ما روشنگري براي شناخت رسانههاي توطئهگر و براندازي است كه به اين آتشها دامن ميزنند و براي چنين توطئههايي برنامهريزي ميكنند. اينها ترجيحات ماست، ولي اگر جايي نياز باشد نميتوان گفت بسيج نبايد حضور يابد.
وظيفه بسيج، پر كردن همه خلا‡هاست و هرجايي كه دستگاهي احساس كند براي ادامه كار نياز به كمك مردم دارد، اولين قدمش اين است كه بيايد و از بسيج به شكل سازمانيافته كمك بگيرد.
در حوادث اخير از بسيج درخواست كمك شده بود؟
بله. بالاخره بسيج كه سرخود نيامده در اين عرصهها حضور پيدا كند. مسوولان امنيتي كشور از بسيج درخواست كمك كردند و بسيج هم به واسطه وظيفه ذاتي خودش در اين عرصه حضور يافت.
در حوادث پس از انتخابات فيلمها و تصاويري عليه بسيج بر روي سايتها قرار گرفت و مخالفان بسيج از فضاي اينترنت به عنوان ابزاري براي خدشهدار كردن جايگاه بسيج استفاده كردند. بهترين راه براي خنثي كردن چنين مسائلي، استفاده از همان فضاي اينترنت و بيان واقعيت ماجرا در قالب فيلم و عكس بود كه به نظر ميرسد بسيج در اين عرصه ضعيف عمل كرد. علت اين مساله چه بود؟
متاسفانه ما به اين زمينه كمتر پرداختهايم؛ البته بسيجيها در اين زمينه بسيار با انگيزه و با استعدادند و كارهاي خلاقانهاي هم انجام دادهاند، اما سازمان، كمتر به اين مساله پرداخته است.
در حوادث اخير عدهاي آمدند و به خيابانها ريختند، وسايل عمومي را از سطل زباله گرفته تا اتوبوس و بانك آتش زدند، به نواميس مردم تعرض كردند، به پايگاه نظامي حمله كردند و حتي مسجد را آتش زدند، اما اينگونه مسائل كمتر مطرح شد، ولي ميبينيم وقتي افرادي از بسيج در مقابله با چنين اقداماتي و براي خنثيسازي توطئهها وارد عرصه شدند برخي رسانهها به انعكاس وسيع اين مساله پرداختند. اين ضعف رسانهاي ماست و ما آن را قبول داريم و بايد به آن بپردازيم و آن را به عنوان اولويت در دستور كار قرار دهيم.
بد نيست همينجا به سوزانده شدن مسجد كه در حوادث پس از انتخابات اتفاق افتاد اشاره كنم. چنين حادثهاي اصلا در جوهر مردم ما نيست و اگر در گذشته چنين اتفاقي ميافتاد حتما در تاريخ ثبت ميشد، متاسفانه ميبينيم كه درحوادث اخير عدهاي آمدند و دست به چنين كاري زدند. ما بايد توجه داشته باشيم كه واكنش مردم ما نسبت به چنين اهانتهايي بسيار شديد است و اگر ما در برخي موارد شاهد برخي درگيريها بوديم بايد متوجه باشيم كه چنين واكنشهايي در حداقل شدت صورت گرفته است و مردم ما بسيار خودشان را در مقابله با اين حوادث كنترل كردند.
منظورم اين است كه مردم و بسيجيان ما در اين قضايا بسيار سفارش شدند كه در برابر چنين حركتهاي شنيع و ناپسندي اقدامي انجام ندهند، دائم به آنها در اين موارد تذكر داده شد و يادآوري شدند كه مبادا اقدام خيلي تند و خشني انجام بدهند. اگر چنين تذكراتي نبود كه اصلا مشخص نبود در برابر چنين حوادثي چه اتفاقي ميافتاد. اگر كنترلي صورت نميگرفت معلوم نبود عكسالعمل مردم و بسيجيها در برابر گروههاي اغتشاشگر كه به اعتقادات و نواميس مردم تعرض ميكردند، چه بود.
باز هم عرض ميكنم ما در بعد رسانهاي ضعف داريم و ميشد در بعد رسانهاي اين قضايا را كاملا باز كنيم. ما ميتوانستيم براي مردم بخوبي باز كنيم كه واقعيت اتفاقات افتاده چه بود و اگر حركت مردم در مقابله با چنين توطئههايي، مهار و كنترل نميشد چه اتفاقاتي ميافتاد.
مهمترين شاخصه بسيج، مردمي بودن آن است. آيا بسيج برنامهاي براي جمعآوري بازخوردهاي جامعه درخصوص فعاليتهاي خودش دارد تا بتواند براساس اين بازخوردها، برنامههاي آتي خود را تدوين كند؟
بله. همانطور كه من ابتدا عرض كردم براساس نتايج نظرسنجي كه پس از همين وقايع اخير صورت گرفته است، بسيج جزو محبوبترين سازمانها و نهادهاي كشور در ميان مردم ايران است. ما خدا را شكر ميكنيم و معتقديم اين اعتمادي است كه مردم به سازمان خودشان دارند. به شكل خاص هم ما رسانههايي را ايجاد كردهايم و من خودم شخصا يك پست الكترونيكي را به جمعآوري نظرات مردمي اختصاص دادهام.
همچنين از طريق تلفنهاي گويا و نمابرهايي كه موجود است، همه مردم ميتوانند نظرات خود را بدهند. و ما تيمي را ايجاد كردهايم كه به روز مطالب را ميگيرند و آنها را دستهبندي ميكنند و در برخي موارد كه نياز باشد من خودم آنها را بررسي ميكنم تا بتوانيم به آنها ترتيب اثر دهيم. منتها ترتيب اثر دادن ما، يك حركت انفعالي و عقبنشيني از وظايفي كه داريم نخواهد بود. ما بايد كاري كنيم ضمن اين كه تكليفمان را درست انجام ميدهيم، به بهترين نحو بتوانيم اين تكليف را براي همه مردم تبيين كنيم تا خداي نكرده، سوءاستفادهاي پيش نيايد.
ورود بسيج به عرصههاي سياسي همواره يكي از مسائلي است كه مطرح بوده و در هر انتخاباتي كه انجام ميشود، از مدتها پيش از برگزاري انتخابات اين بحثها آغاز ميشود و تا مدتها بعد از انتخابات ادامه دارد. شما خط قرمز بسيج براي حضور در مسائل سياسي را كجا ميدانيد.
شما بايد اين نكته را هميشه مدنظر داشته باشيد كه بسيجيها، همان مردمند و ما نميتوانيم جلوي مردم را براي حضور در عرصههاي مختلف از جمله عرصه سياسي بگيريم به عنوان مثال ممكن است بسيج يكي از اصناف به اين نتيجه برسد كه در انتخابات از كانديداي خاصي حمايت كند و افراد و سران بسيج آن صنف بيايند و حرفشان را بزنند و نظري بدهند. اينها در اينگونه فعاليتها آزادند و اين مساله را نميتوان يك حركت از بالا به پايين دستوري قلمداد كرد. اين حركتي است كه مردم به واسط آزادياي كه دارند مجازند انجام دهند. اما متاسفانه ما شاهديم اين مساله معمولا خلط ميشود و از آن يك برداشت سازماني ميشود و برخي آن را به عنوان يك دستور از بالا به پايين منعكس ميكنند. يك چنين دستوري هرگز در كار نبوده و نخواهد بود.
البته بخشي از عرصه سياسي هم هست كه ما به طور سازمان يافته در آن حضور مييابيم و از همه اعضايمان هم ميخواهيم كه در آن مشاركت كنند و آن بحث انقلاب و مبارزه با ضد انقلاب است. يعني ما بايد به طور يكپارچه در مقابل كساني كه ضدانقلابند بايستيم و در اينجا ديگر مساله آراي مختلف نيست و كل بسيج و كل مردم بايد يكپارچه در مقابل ضد انقلاب بايستند. اما در جاهايي كه در درون انقلاب، اختلاف سليقههايي وجود دارد ما در اين موارد سازمان يافته نيستيم و هر كسي به سليقه خودش عمل ميكند.
منتقدان اين سوال را مطرح ميكنند كه آيا اين كه يكي از مسوولان بسيج و سپاه درخصوص مسائل سياسي يا در برابر برخي شخصيتها و گروههاي سياسي موضعگيري ميكند، در زمره مصاديق دخالت نظاميان در كارهاي سياسي نميگنجد؟
اين مساله را هم نميتوان به عنوان يك دستور سازماني قلمداد كرد و اگر يكي از مسوولان بيايد و نظر خودش را درباره مسالهاي بگويد، نميتوان گفت كه به همه افراد سازمانش دستور داده كه به اين شكل فكر كنيد. اصلا چنين مسالهاي قابل اجرا نيست كه يك سازمان بخواهد يك نگرش خاص در مورد يك فرد را به همه افرادش تعميم بدهد و به صورت دستوري آن را انجام دهد. چنين موضعگيريهايي، تنها يك نظر هستند.
بالاخره يكي از وظايف سپاه پاسداران، بحث دفاع از انقلاب اسلامي است. ما بتازگي كه به خدمت آيتالله صافي گلپايگاني در قم رسيديم، ايشان در بخشي از صحبتهايشان به ما گفت: «زماني كه قانون اساسي را مينوشتيم، اساسا سپاه براي دفاع از ارزشهاي نظام تشكيل شد و لذا شما وظيفه داريد با قوت با هر كسي كه بخواهد مقابل ارزشهاي نظام بايستد مقابله كنيد.»
اين نظر كسي است كه در زمان تدوين قانون اساسي حضور داشته، مدتي را در شوراي نگهبان بوده و مرجع تقليد است.
ايشان معتقد است ما بايد قاطعانه از ارزشهاي نظام دفاع كنيم. بر همين اساس ممكن است در جاهايي كه برخي افراد بخواهند با ارزشهاي نظام بازي كنند، يكي از مسوولان اظهارنظري كند يا موضعي بگيرد. چنين مواردي را نميتوان به عنوان جناح بازي سياسي تلقي كرد، بلكه بحث از كل نظام است. بالاخره وقتي عدهاي بيايند و به جاي شعارهاي اصولي و محوري نظام كه مبارزه با ظلم و استكبار جهاني بوده است، بحث نفي دفاع از مردم فلسطين را مطرح كنند، اين مسائل بر ضد ارزشها و بر ضد قانون اساسي هستند. قانون اساسي كه ميثاق ملي ماست تاكيد ميكند ما مصمميم به همه آزاديخواهان جهان كمك كنيم، دست مستضعفان را بگيريم و در مقابل مستكبران بايستيم.
اينها جزو قانون اساسي ما هستند و اگر شخصي بيايد بگويد نبايد اين كار را بكنيم، مقابل ارزشها و ميثاق ملي ما ايستاده است و مطمئنا يك مسوول سپاهي كه مسوول دفاع از ارزشهاست ميتواند در چنين مواردي اظهارنظر كند و اعتقاد خودش را بيان كند.
براساس تغييراتي كه بتازگي انجام شد، قرار بر اين است كه بسيج، فعاليتهاي خود را بيشتر بر عرصه فرهنگي متمركز كند. ضرورت اينگونه تغيير و تحول چه بوده است؟
من ابتدا اين صحبت شما را تصحيح ميكنم، چرا كه قرار است فعاليتهاي بسيج، همه جانبه باشد نه فقط فرهنگي. يعني بسيج در همه عرصههاي اجتماعي، سازندگي، علمي، حقوقي و همچنين فرهنگي حضور خواهد داشت.
بعضي از رسانهها طي سميناري كه در مشهد مقدس داشتيم پيشنهاد دادند ما بسيج رسانه را تشكيل دهيم تا همه رسانهها بتوانند در قالب آن، دور هم جمع شوند و براي اشاعه تفكر بسيجي، همفكري كنند
طبيعتا روند برنامهريزي سازمان بسيج به اين صورت است كه در هر دورهاي، مشكلات دوره قبلي را بررسي كرده و با توجه به آنها وارد مرحله جديد ميشود. يعني اينطور نيست كه ما چشم بسته وارد اين عرصهها بشويم. ما از همه مردم تقاضا ميكنيم هر كس نقصي در حركات گذشته بسيج ميبيند به ما بگويد. ما از همه صاحبنظران جامعه و از همه رسانهها ميخواهيم كه نواقص فعاليتهاي گذشته بسيج را به ما گوشزد كنند تا ما انشاءالله بتوانيم از اين انتقادات دلسوزانه استفاده كنيم و بتوانيم حركت آينده خود را بهتر از گذشته طراحي كنيم.
الان عصر، عصر ارتباطات است و طبيعتا بسيج براي اينكه بتواند به برنامههاي خود برسد بايد سرمايهگذاري ويژهاي در اين بخش داشته باشد. در اين راستا چه برنامهاي داريد؟
ما انشاءالله مصاحبههاي دورهاي را در دستور كارمان قرار خواهيم داد و زمان آنها را هم اعلام ميكنيم و اميدواريم بتوانيم به طور منظم با رسانهها در ارتباط باشيم. دومين كاري هم كه ما پيشبيني كردهايم، تشكيل بسيج رسانههاست.
در همين زمينه روساي بعضي از رسانهها طي سميناري كه در مشهد مقدس داشتيم پيشنهاد دادند ما بسيج رسانه را تشكيل دهيم تا همه رسانهها بتوانند در قالب آن، دور هم جمع شوند و براي اشاعه تفكر بسيجي، همفكري كنند و نظر دهند و ما هم موافقت كرديم. منتها ما همان جا اعلام كرديم كه در اين زمينه منتظر دوستان هستيم و انتظار داريم خود رسانهها پيشقدم شوند و يك شوراي موسس تشكيل دهند و خود آنها سازماني را به وجود بياورند و متعاقب آن هماهنگي لازم براي اقدامهاي بعدي را انجام دهند.
براي مبارزه با جنگ رواني و جنگهاي نرم رسانهاي چه تدابيري انديشيدهايد؟
مهمترين اصل در اين زمينه اين است كه ما نبايد در اين حوزهها منفعل باشيم. بسيج نشان داده است در تهاجم، بسيار بهتر از دفاع كار ميكند. در جنگ همواره همين طور بود و ما هميشه تكهايمان خيلي بهتر از عملياتهاي پدافنديمان بود. در اين عرصه نيز ما بايد تك كنيم. آمريكا پر از آسيب و نقطه ضعف است. آمريكايي كه يك حادثه كوچك در كشور ما را اينقدر دامن ميزند، در روز مبتلا به هزاران رقم از اين نوع حوادث است و ما اصلا از آنها خبردار نميشويم. به عنوان مثال بتازگي در ايالت لسآنجلس در مسابقه فوتبالي كه ميان دو تيم آمريكا و مكزيك برگزار شد، 70 هزار تماشاگر حاضر در ورزشگاه همگي به نفع تيم مكزيك شعار دادند و پرچم آمريكا را همان جا به آتش كشيدند.
اما چنين مسالهاي اصلا بازتاب داده نميشود و اين در حالي است كه در روز دهها نوع از اين اتفاقات در آمريكا ميافتد.
اگر يك نفر در ايران سرش درد بگيرد به سوژه شبكه تلويزيوني جهان تبديل ميشود، اما روزانه هزاران فاجعه در غرب اتفاق ميافتد ولي ما نسبت به آنها بيتفاوتيم. به عنوان مثال آمريكا در پاكستان در يك روز صدها زن و كودك را ميكشد و تنها بازتاب آن، يك خبر سربسته است كه پس از يك روز هم همه چيز به فراموشي سپرده ميشود، اما اگر يك نفر در تهران يك چوب بخورد، رسانههاي غربي، اين مساله را به هزار شكل، پروبال ميدهند و عليه ايران استفاده ميكنند. بعد هم ما بايد بياييم و حالا توضيح بدهيم كه ما اين چوب را به اين شكل نزديم و مثلا قضيه به آن شكل بود و ادامه ماجرا.
در حالي كه اصلا اين روش غلط است و راه درست اين است كه ما در حالت تهاجم قرار بگيريم و ضعفهاي آنها را برملا كنيم.
ما درخصوص شبكه العالم شاهد نتيجه چنين رويكردي بوديم و ديديم كه وقتي روي نقطهضعفهاي آنها دست بگذاريم، چارهاي جز برملا كردن چهره اصلي خود ندارند و در اين مورد ديديم كه برخلاف شعارهايي كه ميدهند شبكه العالم را قطع كردند.
ما اگر روي ضعفهاي آنها دست بگذاريم، آنها حتي مجبور خواهند شد اينترنت را تعطيل كنند، شما خواهيد ديد كه اينها مجبور خواهند شد بسياري از شعارهايي را كه درخصوص جريان آزاد اطلاعات و اينگونه موارد سرميدهند كنار بگذارند.
آيا بسيج فعاليتهاي نظامي را به كل كنار گذاشته است؟
خير. بسيج فعاليتهاي نظامي را كنار نگذاشته است و آمادگيهاي دفاعي خود را حفظ ميكند. منتها سازمان بسيج براي اين كه بتواند به ابعاد ديگر اجتماعي و سازندگي بپردازد، اين سازمان را فارغالبال كرده است تا درگير آمادگيهاي نظامي نباشد. در تقسيمبندي جديد، فعاليتهاي رزمي بيشتر به عهده نيروي زميني سپاه گذاشته شده است تا سازمان بسيج در اين موارد دغدغهاي نداشته باشد. البته كماكان بسيج در مواقعي كه لازم باشد آماده دفاع از كشور خواهد بود.
در سفري كه بتازگي براي ديدار با مراجع تقليد به قم داشتيد، به شما سفارش شد از ورود به عرصههاي سياسي و اقتصادي بپرهيزيد. درخصوص حوزه سياسي صحبت كرديد، ميخواستم رويكرد بسيج را نسبت به فعاليتهاي اقتصادي بدانم.
من همينجا تاكيد ميكنم كه بسيج، كار اقتصادي به آن معنا كه بتوان نام آن را فعاليت اقتصادي گذاشت، نميكند. بسيج برخي موسسات را در اختيار دارد كه به منظور انجام كارهاي سازماني خود، به صورت مشاركتي با مردم از آن سازمانها استفاده ميكند. به عنوان مثال ما در طول سال به حمل و نقل گستردهاي براي سفرهاي جهادي و زيارتي كه براي بسيجيان تدارك ميبينيم نياز داريم و احتياج ما به مقوله ترابري بسيار گسترده است. ما نميتوانيم اين نياز را برآورده كنيم مگر اينكه يك ترابري سازماني داشته باشيم.
حالا اين ترابري سازماني در مقاطعي از سال بسيار پرمشغله و در مقاطعي از سال بيكار است. خب ما به اين ترابري سازماني ميگوييم در مواقعي كه بيكار است، به مردم خدمات رساني كند تا امكاناتش بيكار نماند و در مواقعي كه ما به آن نياز داريم، از آن ميخواهيم كه به كارهاي بسيج بپردازد. نمونه چنين مسالهاي را ما در شركت «جوان سيرايثار» شاهد هستيم كه كار اقتصادي به معناي دخالت در حوزههاي اقتصادي نميكند. ما اگر به اين شكلي كه عرض كردم فعاليت نكنيم، نتيجهاش اين ميشود كه در مقاطعي كه احتياج به ترابري داريم از امكانات موجود استفاده كنيم و در مواقعي كه كار نداريم، اين امكانات را بخوابانيم و هزينه آن را به ملت تحميل كنيم.
بنابراين ما كار اقتصادي به آن معنا نداريم و اگر هم درگذشته چنين چيزي بوده است، در حال حاضر تعطيل شده است.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


