کد خبر: ۱۹۶۳۷
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

پذيرش قانون شكني موسوي توسط مزروعي

علي مزروعي در مناظره مكتوب با مسعود رضايي اين نظر را كه موسوي بايستي قانون را مي‌پذيرفت و دلايلي كه براي ابطال انتخابات عرضه مي‌كند بي‌مبنا است، پذيرفت.

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از سايت دفتر مطالعات و تدوين تاريخ ايران، سايت نوروز پايگاه مجازي اطلاع‌رساني جبهه مشاركت ايران اسلامي در روز 12 آبان 1388، يادداشتي به قلم علي مزروعي تحت عنوان "استبداد مطلقه و قانون " بر روي خروجي خود قرار داد كه اين مطلب به مناظره قلمي بين وي و مسعود رضائي انجاميد.
در پي انتشار مطلب مزروعي برخي از كاربران اينترنتي به تبادل‌نظر پيرامون اين مطلب پرداختند كه سايت نوروز نيز به آنها پاسخ داد.مسعود رضائي نيز در قالب كامنتي درباره اين مطلب نوشت:
1- اگر به دوره‌هاي قبلي انتخابات رياست جمهوري نيز نگاه كنيد، ملاحظه خواهيد فرمود كه رويه رهبري اين بوده است كه بعد از اعلام نتايج نهايي شمارش آراء از سوي وزارت كشور - در هر دوره‌اي - بلافاصله پيام تشكر و تقديري از حضور مردم در عرصه انتخابات و نيز اعلام حمايت از رئيس جمهور منتخب صادر مي‌كردند. بنابراين آنچه در اين دوره اتفاق افتاد مسأله غريبي نبود. ضمن آن كه توجه داشته باشيد در اين دوره، ساعت حدود يك و نيم بعدازظهر روز شنبه، آقاي موسوي با صدور يك بيانيه تهديدآميز، خواستار آن شد كه شمارش آراء به نفع ايشان بايد اعلام شود و اين يك حركت كاملاً غيراصولي و غيرقانوني بود.
2- رهبري در ديدار با خود آقاي موسوي و نيز با رؤساي ستادهاي انتخاباتي كانديداها، با قاطعيت اعلام كردند كه شكايات و اعتراض‌هايي كه از طريق قانوني ابراز گردد بايد با دقت مورد پيگيري قرار گيرد. بنابراين اگر آن پيام، موضع رهبري بود اين دستور هم موضع و كلام رهبري بود و براي شوراي نگهبان لازم‌الاجرا.
3- براستي اگر آقاي موسوي ابتدا راه‌هاي قانوني را طي مي‌كرد و مرحله به مرحله به همه مردم نشان نمي‌داد كه طي كردن راه قانون بي‌فايده است، آيا بهتر نبود؟ چرا ايشان راه قانوني را در پيش نگرفت؟ آيا دليل اين مسأله آن نبود كه مي‌دانست دلايلي كه براي ابطال انتخابات عرضه مي‌كند بي‌پايه و مبنا هستند؟
4- از شما مي‌پرسم و اميدوارم منصفانه پاسخ دهيد: اگر به فرض آقاي موسوي حائز اكثريت آرا شده بود و بلافاصله پس از اعلام نتايج شمارش آرا، آقاي محسن رضايي بي‌ آن كه شكايت و اعتراض خود را از طريق مجاري قانوني دنبال كند، خواستار ابطال انتخابات مي‌شد و جمعي از هواداران او نيز در حمايت از اين خواسته او، به خيابان‌ها مي‌ريختند و همان كارهايي را مي‌كردند كه شاهد بوديم، شما اين حرف و رفتار او و هوادارانش را مورد تأييد قرار مي‌داديد يا به او تاكيد مي‌كرديد كه اعتراض خود را از مجاري قانوني پيگيري كند؟ براستي چه فرقي است ميان مهندس موسوي و محسن رضايي؟ آيا ما بايد بر مبناي علائق خود به افراد، اظهار نظر كنيم با بر مبناي اصول منطقي و قانوني؟ مسلم بدانيد اگر خواسته باشيد راه نخست را در پيش بگيريد، نه تنها هيچگاه در مسير توسعه سياسي گام بر نخواهيم داشت بلكه چه بسا ايران هم به فنا رود و ديگر نه اثري از تاك ماند و نه از تاك‌نشان!
5- چنانچه نويسندگان محترم آن سايت مايل به مناظره قلمي در اين باره باشند، اينجانب آمادگي كامل خود را بدين منظور اعلام مي‌دارم.
دست‌اندركاران سايت نوروز در پاسخ به رضايي ادعا كردند:
دوست عزيز! در باره مناظره بايد شرايط برابر حاكم باشد در حاليكه اينگونه نيست و شما در موضعي هستيد كه امنيت كامل داري، اما دوستان ما بازداشت و زنداني با آن شرايط شده‌اند تا اعتراف كنند كه تقلبي در انتخابات صورت نگرفته است و روشن است كه در اين شرايط مناظره كننده از سوي ما چه وضعي خواهد داشت، اما در رابطه با آنچه به پاسخ قبلي ما داده‌ايد:
1- اين توجيه شما در مورد موضع رهبري قانع كننده نيست چرا كه همه ما به تمايز كامل اين انتخابات از انتخابات‌هاي قبلي واقف هستيم و البته دسترسي رهبري به اطلاعات مرتبط بيشتر از ماست، بنابراين رهبري نمي‌بايست مثل انتخابات‌هاي كم‌مناقشه قبلي اينگونه اعلام موضع مي‌كردند و راه را براي پيگيري قانوني بي‌وجه مي‌كردند و يا حداقلش اين بود كه در همان پيام به پيگيري قانوني موضوع اشاره مي‌كردند. و حتما شما بياد داريد كه موضع رهبري در نمازجمعه 29 خرداد هم تفاوت چنداني با اين موضع نداشت جز آنكه بدليل حوادث واقعه و نوعي تعارف پيگيري قانوني را توصيه كردند.
2- در مورد موضع آقاي موسوي روشن است كه ايشان چون خود را پيروز مي‌دانست چنين موضعي را اتخاذ كرد و به هرحال ايشان يك طرف دعوا بود كه از اين موضع انتظار رسيدگي داشت.
3- در مورد اينكه اگر موسوي پيروز مي‌شد و رضايي اعتراض مي‌كرد باز اگر وضعيت تناسب آراء و وضعيت‌شان و درك عمومي از انتخابات همانند آنچه گذشت بود ما حق اعتراض را براي آقاي رضايي به رسميت مي‌شناختيم و خواستار رسيدگي به خواسته‌اش مي‌شديم، البته مي‌دانيم كه چون يك چنين رخدادي در عالم خارج اتفاق نيفتاده است پاسخ ما مي‌تواند محل مناقشه قبول يا رد توسط شما باشد.
4- اما فرض كه همه مدعاي شما درست باشد و در انتخابات تقلب نشده و نتيجه همين باشد كه اعلام شد، سئوالي كه قبلا مطرح كرديم و شما ناديده گرفته و جواب نداديد تكرار مي‌كنيم، اينكه چرا هنوز راي‌گيري تمام نشده به برخي ستادهاي انتخاباتي ميرحسين از سوي نيروهاي امنيتي و لباس شخصي حمله شد؟ چرا در همان روز و شب اول پس از انتخابات به خانه‌ها و احزاب اصلاح‌طلب هجوم كرده و بسياري را بازداشت و دفتر جبهه مشاركت را پلمپ كردند؟ و چرا به مردم معترض حمله كردند و افراد را كشتند و...؟ واقعا اگر احمدي‌نژاد راي آنهم 24 ميليون آورده بود انجام اينكار براي چه بود؟ و چرا تا حالا فعالان سياسي را در زندان نگه داشته‌اند؟
دوست عزيز! در انجام اينكارها به كدام قانون حتي از نوع ياساي چنگيزش عمل شده است؟ از آموزه‌هاي شرع و اخلاق و...مي‌گذريم. دوست عزيز! ظاهرا ما ايرانيان عادت كرده‌ايم تا بلا و مصيبتي بر سر خودمان نيايد، چشم‌ها و گوش‌هامان را ببنديم و بگوئيم انشالله گربه است! شما براي ما روشن كنيد در اين كشور به كدام قانون عمل مي‌شود؟ اگر حاكمان خود را در شرايط عادي ملزم به رعايت قانون نشان دهند شرط نيست، بلكه آنان بايد در شرايط بحراني به خصوص در رابطه با مخالفان و منتقدان خود اين پايبندي را نشان دهند. آيا همه بايد فرزند مقامي باشند كه كشته شدنش با آن وضع فجيع در كهريزك اعتراض رهبري و دستور بستن آنرا بدهد. ما نمي‌دانيم شما چقدر در جريان بازداشت افراد بيگناهي هستيد كه در حوادث پس از انتخابات بازداشت و زنداني با اعمال شاقه شده‌اند؟ آيا اينها ظلم نيست؟ و آيا اينها خود نشاندهنده انحراف و تقلب نيست ؟ و آيا... .
گفتني است پس از انتشار نظر اول مسعود رضايي مطلب يادداشت مزروعي و نظرات ثبت شده ذيل آن از سايت نوروز حذف و پس از دو روز مطلب دوباره بر روي خروجي قرار گرفت.البته پيوندي نيز به سايت شخصي مزروعي برقرار شده و مناظره قلمي رضايي با مزروعي در سايت شخصي وي ادامه دارد.
مزروعي در بخشي از آخرين پاسخي كه به كامنت مسعود رضايي داده، چنين آورده است:
خوشبختانه بجز اينها كه آوردم به جز موارد 1و2و3 در ديگر موارد اختلاف نظري با شما ندارم اما روشن است كه عينكي كه هريك از ما به چشم داريم متفاوت است. من نگاهم متمركز و معطوف به عمل حاكميت است و شما متمركز و معطوف به موسوي، و من به نقض عهد حاكميت در عمل به قانون اساسي با مردم معتقدم و در اين صورت اعتراض را حق موسوي و مردم مي‌دانم در حاليكه شما باور داريد كه حاكميت نقض و نقص چنداني در اجراي قانون نداشته و اين موسوي (با ناديده گرفتن اعتراض دو نامزد ديگر) بوده است كه از مسير قانون خارج شده و بحران آفريده است در اين صورت نمي‌دانم ادامه اين مناظره چگونه ممكن است، چرا كه ظاهراً حلقه وصلي جز همان موارد مشترك براي عبور از وضعيت فعلي كه فرع بر موضوع است نمي‌ماند.
متن كامل اين مناظره مكتوب در سايت دفتر مطالعات و تدوين تاريخ ايران قابل دسترسي است.

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین