سخني با رئيس پليس راهنمايي و رانندگي پايتخت
به گزارش ایران؛ سرهنگ هادي هاشمي از افسران عاليرتبه و خوشنام نيروي انتظامي و چهرهاي آشنا براي مردم بويژه پايتختنشينان است كه از حدود سه سال قبل سكان پليس راهنمايي و رانندگي تهران را در دست گرفته است. او يكي از مسئولاني است كه همواره با كولهباري از آمار و ارقام مختلف به جلسات گوناگون از جمله مصاحبه با خبرنگاران و حضور در رسانهها ميرود. در اين كه ايشان و همكاران سختكوششان براي نجات كلانشهر تهران از چنگال غول بزرگ ترافيك در كنار ساير متوليان مربوط از هيچ تلاشي دريغ نميكند شك نيست اما سؤال اينجاست رئيس پليس محترم راهنمايي و رانندگي پايتخت كه همواره كم كاري يا كم توجهي سازمانها و دستگاههاي مختلف در انجام وظايف مربوطه را عامل اصلي حل نشدن يا كاهش نيافتن معضل ترافيك معرفي ميكند آيا به كاستيها و نقايص درون سازماني هم توجه جدي دارد. به عنوان نمونه به چند نكته اساسي كه با انتقادات شديد مردم همراه است اشاره ميكنيم. اميد آن كه مورد توجه قرار گيرد.
1- از زمان گسترش محدوده طرح ترافيك و اجراي طرح زوج و فرد، شاهد ترافيك سنگين در اغلب گلوگاههاي ورودي به اين محدودهها هستيم. بر هيچكس پوشيده نيست كه هدف از اجراي چنين طرحهايي صرفاً كنترل وضعيت ترافيكي و جلوگيري از سيل بيرويه خودروها به محدوده مركزيتر شهر است. اما سؤال اينجاست آيا مديريت بر اين گلوگاهها و تحقق اين هدف صرفاً با كنترل چشمي مأموران - معمولاً سربازان وظيفه - امكانپذير است. به راستي در كدام كلانشهر دنيا شاهد چنين روشهايي براي كنترل ترافيك هستيم؟ آيا بخش عمده ترافيك چندين كيلومتري صبحگاهي پايتخت در بزرگراهها و مسيرهاي اصلي، ناشي از اين نوع كنترل و به عبارتي فيلترينگ دانه به دانه خودروها و تبعات مشهود ناشي از آن نيست. به راستي دو يا چند سرباز وظيفه چگونه ميتوانند در گرما و سرماي طاقت فرساي ايام سال خودروهاي مورد نظر را از ميان چند صدهزار دستگاه خودرو كه در طول روز ميبايستي از اين گلوگاهها رفت و آمد كنند را شناسايي نمايند. آيا دستاندركاران محترم راهنمايي و رانندگي از ترافيك چندين كيلومتري صبحگاهي مسيرهاي منتهي به اين گلوگاهها باخبر نيستند!
به راستي آيا با بهرهمندي از تجهيزات و دوربينهاي پيشرفته نميتوان به اين مهم دست يافت؟
آيا كارشناسان محترم مربوطه نتايج اجراي چنين طرحهايي را استخراج كرده و به تداوم اجراي آن تأكيد دارند. يا اينكه بايد نسخهاي اساسي براي اين درد صعبالعلاج پيچيد.
2- طي چند ماه اخير شاهد اجراي طرحهاي جنجالي و پرحاشيه يكطرفه شدن برخي از خيابانهاي اصلي و بسيار پرتردد شهر بودهايم. اينكه اجراي چنين طرحهايي تا چه اندازه بازدهي و موفقيت داشته را به كارشناسان ميسپاريم اما آيا مسئولان محترم بويژه پليس كه از طراحان و مدافعان اجراي اين طرحها بودهاند به فكر چندين هزار نفر از كسبه و مردم ساكن در اين مسيرها براي امرار معاش و ادامه زندگي بودهاند؟ آيا به راستي تمام زيرساختها و امكانات مناسب اجراي چنين طرحهايي از جمله توقفگاههاي متعدد، دسترسيهاي مختلف محلي و موارد مشابه نيز فراهم شده است يا اينكه باز هم صورت مسئله
- حل ريشهاي معضل ترافيك - را پاك كردهايم و به برخي معلولها پرداختهايم؟!
3- ميزان حضور رئيس پليس محترم راهنمايي و رانندگي تهران بزرگ در برنامههاي مختلف تلويزيوني بسيار حائز اهميت و نشان از عمق توجه ايشان به اهميت رسانهها در فرهنگسازي و پيشبرد اهداف پليس در بخشهاي گوناگون از جمله مسائل ترافيكي است.
اما آيا به راستي تعامل ايشان با خبرنگاران مطبوعات و خبرگزاريها بسان همكاران عزيز رسانه ملي است؟ ايشان معمولاً كمترين فرصت را براي پاسخگويي به خبرنگاران حوزه رسانههاي مكتوب قرار داده و يا بسياري از مواقع حتي پاسخگوي سؤالات مهم و اساسي مربوط به چالشهاي اصلي و يا حوادث مهم روزانه نيستند كه يقيناً چنين برخوردهايي از نگاه رسانهها دور نميماند.
4- براساس قوانين و آئيننامههاي موجود، به كارگيري سربازان وظيفه
- حتي در مقطع ليسانس - براي امور عملياتي و ترافيكي ممنوع است اما به وضوح شاهديم كه تعداد قابل توجهي از فعالان امور ترافيكي پايتخت مأموران وظيفهاي هستند كه از كمترين دانش، آموزش و آگاهي براي برخورد و تعامل با مردم بهرهمندند. پس شايسته است به اين مهم نيز توجه جدي شود.
5 - موضوع قفل چرخ نيز از ديگر موارد پرابهام و حاشيه است كه به نظر ميرسد مسئولان محترم ميتوانند با بهرهمندي از نظرات كارشناسان و مردم در اين باره نيز شفافسازي نمايند.
1- از زمان گسترش محدوده طرح ترافيك و اجراي طرح زوج و فرد، شاهد ترافيك سنگين در اغلب گلوگاههاي ورودي به اين محدودهها هستيم. بر هيچكس پوشيده نيست كه هدف از اجراي چنين طرحهايي صرفاً كنترل وضعيت ترافيكي و جلوگيري از سيل بيرويه خودروها به محدوده مركزيتر شهر است. اما سؤال اينجاست آيا مديريت بر اين گلوگاهها و تحقق اين هدف صرفاً با كنترل چشمي مأموران - معمولاً سربازان وظيفه - امكانپذير است. به راستي در كدام كلانشهر دنيا شاهد چنين روشهايي براي كنترل ترافيك هستيم؟ آيا بخش عمده ترافيك چندين كيلومتري صبحگاهي پايتخت در بزرگراهها و مسيرهاي اصلي، ناشي از اين نوع كنترل و به عبارتي فيلترينگ دانه به دانه خودروها و تبعات مشهود ناشي از آن نيست. به راستي دو يا چند سرباز وظيفه چگونه ميتوانند در گرما و سرماي طاقت فرساي ايام سال خودروهاي مورد نظر را از ميان چند صدهزار دستگاه خودرو كه در طول روز ميبايستي از اين گلوگاهها رفت و آمد كنند را شناسايي نمايند. آيا دستاندركاران محترم راهنمايي و رانندگي از ترافيك چندين كيلومتري صبحگاهي مسيرهاي منتهي به اين گلوگاهها باخبر نيستند!
به راستي آيا با بهرهمندي از تجهيزات و دوربينهاي پيشرفته نميتوان به اين مهم دست يافت؟
آيا كارشناسان محترم مربوطه نتايج اجراي چنين طرحهايي را استخراج كرده و به تداوم اجراي آن تأكيد دارند. يا اينكه بايد نسخهاي اساسي براي اين درد صعبالعلاج پيچيد.
2- طي چند ماه اخير شاهد اجراي طرحهاي جنجالي و پرحاشيه يكطرفه شدن برخي از خيابانهاي اصلي و بسيار پرتردد شهر بودهايم. اينكه اجراي چنين طرحهايي تا چه اندازه بازدهي و موفقيت داشته را به كارشناسان ميسپاريم اما آيا مسئولان محترم بويژه پليس كه از طراحان و مدافعان اجراي اين طرحها بودهاند به فكر چندين هزار نفر از كسبه و مردم ساكن در اين مسيرها براي امرار معاش و ادامه زندگي بودهاند؟ آيا به راستي تمام زيرساختها و امكانات مناسب اجراي چنين طرحهايي از جمله توقفگاههاي متعدد، دسترسيهاي مختلف محلي و موارد مشابه نيز فراهم شده است يا اينكه باز هم صورت مسئله
- حل ريشهاي معضل ترافيك - را پاك كردهايم و به برخي معلولها پرداختهايم؟!
3- ميزان حضور رئيس پليس محترم راهنمايي و رانندگي تهران بزرگ در برنامههاي مختلف تلويزيوني بسيار حائز اهميت و نشان از عمق توجه ايشان به اهميت رسانهها در فرهنگسازي و پيشبرد اهداف پليس در بخشهاي گوناگون از جمله مسائل ترافيكي است.
اما آيا به راستي تعامل ايشان با خبرنگاران مطبوعات و خبرگزاريها بسان همكاران عزيز رسانه ملي است؟ ايشان معمولاً كمترين فرصت را براي پاسخگويي به خبرنگاران حوزه رسانههاي مكتوب قرار داده و يا بسياري از مواقع حتي پاسخگوي سؤالات مهم و اساسي مربوط به چالشهاي اصلي و يا حوادث مهم روزانه نيستند كه يقيناً چنين برخوردهايي از نگاه رسانهها دور نميماند.
4- براساس قوانين و آئيننامههاي موجود، به كارگيري سربازان وظيفه
- حتي در مقطع ليسانس - براي امور عملياتي و ترافيكي ممنوع است اما به وضوح شاهديم كه تعداد قابل توجهي از فعالان امور ترافيكي پايتخت مأموران وظيفهاي هستند كه از كمترين دانش، آموزش و آگاهي براي برخورد و تعامل با مردم بهرهمندند. پس شايسته است به اين مهم نيز توجه جدي شود.
5 - موضوع قفل چرخ نيز از ديگر موارد پرابهام و حاشيه است كه به نظر ميرسد مسئولان محترم ميتوانند با بهرهمندي از نظرات كارشناسان و مردم در اين باره نيز شفافسازي نمايند.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


