2 روی سکه فروشگاههای زنجیرهای
مجید ابهری
تامین نیازهای روزمره بویژه برای افراد شاغل یکی از دغدغههای اصلی امرار معاش در خانوادههای امروزی است. این در حالی است که از دیرباز تاکنون خانوادهها برای خرید سبد کالای مورد نیاز خود به مغازههای مختلف مراجعه و در کنار آشنایی چهره به چهره اقلام مورد نیاز خود را تهیه میکردند. تا سالها قصابی، نانوایی، میوه فروشی و خواربارفروشی از مراکز اصلی مراجعه خانوادهها بود تا اینکه بعد از تاسیس فروشگاه فردوسی در 4 دهه پیش نخستین مجتمع فروشگاهی در ایران متولد شد و برای نخستین بار مردم ایران توانستند همه مایحتاج خود را از یک مکان به شکل متمرکز خریداری کنند. جایی که از پوشاک تا فرش، مبل، اسباب خانه و ظروف آشپزخانه همه و همه در کنار هم در قفسهها خودنمایی میکرد. از آن روز به بعد فروشگاههای زنجیرهای و متمرکز وارد زندگی روزانه ایرانیها شد. ورودی که دارای پیامدهای مثبت و منفی خاص خود بود. متاسفانه فروشگاههای زنجیرهای نیز در ایران همانند همه فرآیندهای زندگی مدرن مانند اتومبیل، آپارتمان و موبایل بدون بسترسازی فرهنگی وارد زندگی روزانه ما شد. در روستاها و شهرهای دور از مرکز ارائه نیازمندیهای مردم به شکل گروهی و مجتمع میتوانست باری از دوش آنها بردارد. این در حالی است که همزمان با اینکه شهروندان در شهرهای بزرگ پایان عمر مغازههای کوچک را جشن میگرفتند، کاسبهای خرده پا که توان مقاومت با این فروشگاهها را نداشتند، با اضطراب این مسیر را دنبال میکردند. امروز در دنیای مدرن و کشورهای پیشرفته حضور اینگونه مراکز با سابقهای یکصد ساله دچار جاافتادگی فرهنگی شده و از دیدگاه رفتاری هیچگونه هزینه مازادی بر زندگی آنها تحمیل نمیکند. اما در کشور ما تماشای اینگونه فروشگاهها از دیدگاه رفتاری باعث ایجاد نیاز کاذب میشود و هزینهای کاذب را به خانواده تحمیل میکند. در این موارد به یکباره چرخ دستی مملو از کالاهای متعدد میشود که حتی ممکن است در طول یک سال در بایگانی قفسههای خانه راکد بماند. در زندگی روزمره از یک سو از بین رفتن فروشگاههای کوچک و سنتی و از سوی دیگر وجود اینگونه فروشگاهها و خرید از آنها، یکی از نمایههای تفاخر و پیشرفت شده است. با این وجود میتوان ادعا کرد سهولت انتخاب و خرید متمرکز توانسته تا حدودی به خانوادهها در تامین نیازهای روزمره کمک کند. این در حالی است که این فروشگاهها به طور غیرمستقیم باعث تسرع در خرید، صرفهجویی در وقت و کاهش ترافیک خواهد شد اما از سوی دیگر آماده نبودن بستر فرهنگی از دیدگاه جامعه شناختی و زیانهای وارده از نظر روانشناختی از معایب این فروشگاههاست، چرا که خرید از مراکز مختلف برای یک شهروند به نوعی با گردش همراه است و این فرد ضمن خرید خود به شکل اجباری کمی پیادهروی و گردش خواهد داشت، درضمن در این خرید دامنه انتخابات و تنوع در خرید کمتر است و مصرف و نیاز کاذب کمتر ایجاد میشود اما در این روند توسعه توجه به چند نکته ضروری است؛ بهعنوان مثال در جهت آماده کردن بستر فرهنگی باید به کسبه جزء و فروشگاههای کوچک اطمینان داد که تولید و گسترش این مراکز به منزله مقابله با آنها نیست، چرا که در غیراین صورت این افراد دچار اضطراب اجتماعی میشوند و این اضطراب به خانواده و فرزندان آنها هم منتقل خواهد شد. در این راستا وزارت بازرگانی و مراکز صنعتی از جمله مجمع امور صنفی و اتحادیهها میتوانند با ایجاد تعاونیهاي متمرکز، فروشگاهها و مغازههای غیرمتمرکز را نیز در قالب فروشگاههای زنجیرهای و در دل فروشگاههای بزرگتر قرار داده و از آنها حمایت کنند. لازم است رسانههای گروهی نیز با آموزش به خانوادهها زمینههای فرهنگی مناسبی ایجاد کنند تا مردم با توجه به زرق و برق این فروشگاهها دچار هیجان مصرف نشوند و هزینههای اضافی به خانوادهها تحمیل نشود.در پایان باید یادآور شد در صورتی که با نگاهی منصفانه به وجود فروشگاههای متمرکز و زنجیرهای بنگریم باید اعتراف کنیم وجود این فروشگاهها به شکل متعدد در کشور (شهروند، رفاه، هایپر استار و...) باعث ایجاد رقابت در کیفیت و قیمت شده و به نفع اقشار متوسط و حقوق بگیر جامعه است. همچنین این امر در شکست انحصارها و مقابله با صفهای کاذب در رساندن کالاهای ضروری به دست خانوارهای پرجمعیت نقش زیادی دارد و میتواند از بهانههای اصلی تقویت و گسترش چنین فروشگاههایی باشد.
* متخصص علوم رفتاری و آسیبشناسی
* متخصص علوم رفتاری و آسیبشناسی
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


