کد خبر: ۱۸۴۵۰
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

مخفیگاه نوعروس ربوده شده

داماد به دنبال اختلاف و مشاجره با نوعروس طی تبانی برادرش، همسرش را ربود و با انتقال به خانه روستایی در یكی از شهرستان‌های غرب كشور او را زندانی كرده بود.

اوایل مهر ماه امسال زن جوانی به شعبه هفتم بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه ۵ تهران مراجعه و از شوهرش و برادر او به اتهام گروگانگیری شكایت كرد.

زن جوانی -شاكی- در اظهاراتش به بازپرس مشفق گفت: ۸ ماه قبل ازدواج كردم. شوهرم از همان روزهای نخست زندگی، مرا به باد كتك می‌گرفت و به خاطر سوءظن‌های بی‌مورد، اجازه خروج از خانه را به من نمی‌داد و هر بار كه به خاطر بدرفتاری‌هایش به وی اعتراض می‌كردم، مرا بشدت كتك می‌زد و تهدید می‌كرد كه اگر ماجرا را برای والدینم بازگو كنم، مرا به قتل می‌رساند و جسدم را برای خانواده‌ام می‌فرستد. بناچار از ترس جان خود و خانواده‌ام، ماجرای بدرفتاری‌هایش را به آنها نمی‌گفتم و به دروغ ادعا می‌كردم كه در خانه دچار حادثه شده یا تصادف كرده‌ام.



● نوعروس در زندان شوهر، اسیر بود:

شاكی اضافه كرد: بدرفتاری‌های شوهرم ادامه داشت تا این كه عصر روز ۲۹ شهریور ماه امسال وقتی در خانه بودم، شوهرم با برادرش به محل زندگی‌امان در مجتمعی در غرب تهران آمد و با حمله به سویم، مرا بشدت كتك زد، به حدی كه قادر به حركت نبودم و فقط گریه می‌كردم. در حالی كه بدحال شده بودم، مرا به كمك برادرش كشان‌كشان از خانه خارج كرد و در صندلی عقب خودرویش انداخت و دست و پایم را بست و برادرش با چاقویی كه در اختیار داشت، كنارم نشست و تهدید كرد در صورت مقاومت، جانم را می‌گیرد، بناچار سكوت كردم. پس از طی مسافتی، خودرو مقابل یك باغ روستایی در یكی از شهرستان‌های غرب كشور توقف كرد و آنها پس از كتك زدن دوباره، مرا از خودرو خارج و در خانه روستایی زندانی كردند و من بر اثر كتك‌ها، بیهوش شدم.



● زن روستایی، فرشته نجات نوعروس بود:

شاكی ادامه داد: وقتی چشمانم را باز كردم، صبح شده بود، هر‌چه تقلا می‌كردم، برای فرار بی‌فایده بود تا این كه پس از ۳ روز كه در خانه روستایی زندانی بودم، یك زن از همسایه‌های پدرشوهرم، وقتی برای انجام كاری به خانه آنها آمده بود، متوجه زندانی شدن من شد. وقتی ماجرا را برایش تعریف كردم، ترسید و قصد فرار داشت كه شماره منزل پدرم را به او دادم و ملتمسانه از وی خواستم برای نجاتم با آنها تماس بگیرد.

روز بعد، خانواده‌ام به همراه ماموران انتظامی به محل حادثه آمدند و با تخریب قفل خانه روستایی مرا نجات دادند و به تهران بازگشتیم و به خانه‌ام رفتم كه ۲ نفر از همسایه‌ها عنوان كردند؛ ۲ روز قبل، برادر شوهرم به آپارتمان محل سكونتم رفته و یك صندوقچه كوچك و اموالی را با خود از محل خارج كرده است. با شنیدن این حرف‌ها، وارد خانه‌ام شدم كه معلوم شد برادر شوهرم طلاهایم را همراه با اسناد و مدارك هویتی، چند قلم كالا و آلبوم عكس‌های خانوادگی و فیلم و عكس‌های مربوط به جشن عروسی‌ام و مبلغی پول به سرقت برده و اثاثیه منزل را به هم ریخته است.



● شهادت ساكنان مجتمع برگناهكاری داماد جوان:

پس از شكایت این نوعروس، ماموران به محل زندگی وی اعزام شدند و پس از تحقیق از ساكنان مجتمع و بررسی محل، پی بردند خانه نوعروس مورد سرقت قرار گرفته و ساكنان مجتمع به مراتب شاهد شكنجه‌های او به دست شوهرش بوده‌اند كه بارها نوعروس را تا حد مرگ كتك می‌زده و تهدید به قتل می‌كرده است. با مشخص شدن این موضوع، شوهر شاكی و برادرش تحت تعقیب قرار گرفتند تا سرانجام چند روز قبل در یكی از محله‌های تهران شناسایی و دستگیر شدند.

با انتقال این دو برادر به مركز پلیس، آنها مورد بازجویی قرار گرفتند و اظهارات متناقضی بیان كردند و شوهر شاكی فقط كتك زدن و شكنجه‌های خانگی را اعتراف كرد.

بازپرس مشفق، رئیس شعبه هفتم دادسرای ناحیه ۵ تهران با صدور قرار قانونی برای این ۲ برادر، دستور تحقیقات ویژه‌ای را از آنها صادر كرد.

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین