کد خبر: ۱۸۲۰۴
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍
گزارشی خواندنی از فعالیت روزنامه اعتماد ملی؛

"اعتماد ملی" فقط به دنبال قدرت بود

این روزنامه حرفه ای کاملاً حزبی عمل می کرد، هر چند این به مفهوم فعالیت سازماندهی شده و منظم و شبکه ای نبود، بلکه به مفهوم فعالیت در چهارچوب منافع خاص گروهی است.مخاطب، این روزنامه در وهله اول بخشی از جامعه را هدف گرفته که موافق دولت کنونی نیستند و سپس به طور مشخص خواهان ارتباط با طبقة متوسط، جوانان و دانشجویان، و زنان است.
سايت "فردا" بعنوان سايتي اصولگرا كه در مدت فعاليت خد همواره با رويكردي منتقدانه جانب حق و حقيقت را گرفته است در گزارشي خواندني به جزئيات فعاليت روزنامه كاملا حزبي "اعتماد ملي" پرداخته است

به گزارش خبرنگار بولتن، در گزارش جامع و جالب سايت فردا آمده است:

دو رويكرد نسبت به افكار عمومي وجود دارد: اول؛ روشنگری افكار عمومي است كه شهروندان نسبت به مسائل و موضوعات مختلف به نتيجة شخصي مي‌رسند و سپس اين نتیجه‌ها براي تحقق به عرصة عمومي آورده می شوند و اگر مورد اجماع قرار گرفتند تبديل به افكار عمومي، هنجار يا پيش‌زمينه‌اي براي تبديل به قانون توسط حاكميت مي‌شوند؛ و دوم، هدايت افكار عمومي که مراجع و كارگزاران رسانه‌اي با توجه به قدرت رسانه‌ها و فنون ارتباطي و تبليغي در ايجاد آن تلاش مي‌كنند و این گاهی فقط در جهت منافع خاص گروهی معدود است (که هابرماس اين را بازفئوداليته‌شدن جامعه نام مي‌نهد و آن را امري مذموم و نادرست مي‌شمارد).

 بدین ترتیب، رسانه ها و به ویژه مطبوعات، هم نقشی واسطه ای به عنوان سيستم عصبي جامعه، و پيونددهندة اعضا و گروههاي جامعه بدون ايفاي نقش در محتوا دارند و هم قادر به ارائة «اطلاعات طبقه‌بندي شده» و خاص به مخاطبان هستند تا افكار عمومي نتايج مورد انتظاری را از این اطلاعات به دست آورد. در اين حالت است كه افكار عمومي، عمل خود را نتيجة تصميم‌گيري خود مي‌داند و زمینة شکل گیری نظر مثبت یا انتقادی نسبت به موضوعی خاص در جامعه مهیا می‌شود.

حساسیت دستگاه های نظارتی نسبت به جهت گیری و محتوای مطبوعات نیز دقیقاً ناشی از این کارکرد است، زیرا به عنوان یک سیستم باز، امکان اثرپذیری از عوامل بیرونی در آنها بسیار بالاست؛ امری که در جریان راه اندازی روزنامه های زنجیره ای نمود بارزی پیدا کرد و منجر به شکل گیری مجموعه ای از افکار عمومی گردید که در آن کمتر مبنای واقعی به چشم می‌خورد و تنها فضای لازم برای پیشبرد اهداف سیاسی ذینفعان را مهیا می نمودند.

در فضای کنونی کشور نیز همچنان این امکان و احتمال وجود دارد که گروهی از مطبوعات آگاهانه یا ناخودآگاه به ایجاد «افکار عمومی موهوم» کمک کنند که زمینه ساز کج روی های سیاسی و اجتماعی و اعتقادی گردد. بررسی حاضر پیرامون محتوای روزنامة «اعتماد ملی»، بدون در نظر داشتن ملاحظات گروهی و جناحی، با این هدف تهیه شده که شمایی کلی از جهت گیری ها و اهداف و روش تعامل با افکار عمومی و انحرافات احتمالی و تباین های آن نسبت به موضوعات دینی، هویتی و امنیت ملی را ترسیم نماید.

در خاتمه تذکر چند نکته برای خوانندگان قابل توجه می‌باشد:

1. این مجموعه صرفاً تحلیل محتوای روزنامه «اعتماد ملی» است که با تکیه بر روشهای علمی انجام پذیرفته است.

2. مقطع زمانی مورد بررسی روزنامه «اعتماد ملی» مربوط به14/1/86 تا 24/6/86 یعنی دو سال پیش می‌باشد به عبارتی دیگر؛خوانندة این مطالب با مواضع به شدت رادیکال این روزنامه در مقطع تبلیغات انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری و وقایع پس از آن کاری ندارد.

3. با این حال،برآیند عملکرد این روزنامه در دوسال گذشته به خوبی نمایانگر چارچوب مبنای مواضع دست‌اندرکاران اصلی آن در دوران انتخابات ریاست‌جمهوری دهم می‌باشد.

روزنامه «اعتماد ملی» درمقطع زمانی دورة برسی(1386) در سال سوم انتشار خود قرار داشت و بی تردید توجه مخاطبین ثابت و گهگاهی از میان جامعه را به خود جلب کرده‌بود. این روزنامه معمولاً در 20 صفحه و به صورت رنگی روی کاغذ معمول روزنامه ها منتشر شده، زمان انتشار آن صبح و گسترة توزیعش سراسر کشور بود.

ساختار روزنامه تفاوتی اساسی و شاخص با سایر روزنامه های هم ردیف آن نداشته و شامل صفحات سیاسی، بین‌الملل، داخلی، اقتصادی، ورزشی، سینمایی، ادبی، و عمومی می‌باشد. شیوة روزنامه نگاری مبتنی بر درگیر کردن مخاطب به کمک عنوان و تصویر بوده و مطالب عمدتاً با حجم کم و متنوع تهیه و ارائه می شدند.

در این بررسی یکصد شماره (حدود 2000 صفحه) از شماره های منتشره در سال سوم آن (از 14/1/86 تا 24/6/86) مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفته اند.

روش ارزیابی چنین بوده است که کلیه مطالب هر شماره مطالعه و ابتدا ارتباط آنها با سه محور«دین»، «هویت ملی»، و «امنیت ملی» مشخص شده و سپس مطالب مرتبط با این محورها از نظر موضع، شیوة پرداختن به موضوع و شدت موضعگیری سنجیده شده اند. نتایج آماری و توصیفی این بررسی در ادامه می آید.

ج. خط مشی

این روزنامه به عنوان ارگان حزب «اعتماد ملی»، و با زمینة سیاسی/فرهنگی/اقتصادی/اجتماعی منتشر شده و هدف آن در وهلة اول انتقال دیدگاهها و مواضع این حزب به مخاطبان تعریف شده‌بود. بنابراین نسبت به کلیة امور و مسائل و رویدادها اظهار موضع و از این زاویه آنها را تحلیل می کرد. وجه مشخص مطالب روزنامة اعتماد ملی در زمان انتشار نشانگر این مطلب است که دقیقاً به عنوان یک فعال سیاسی کوشا برای کسب قدرت نسبت به جناح صاحب قدرت موضع کاملاً انتقادی دارد. از سوی دیگر بنابر اعلام دست‌اندرکاران و گردانندگان روزنامه، قرار است به عنوان تریبونی برای نیروهایی که در داخل کشور در عرصة سیاسی و با رعایت موازین قانونی فعالیت کرده و فاقد امکان ارائه و ابراز مواضع و نظرات خود هستند عمل نماید. این رویکرد بیشتر برای جذب مخاطب ارزیابی می‌شود که در نهایت به نوعی، قرار گرفتن در موقعیت رهبری مطبوعات منتقد دولت در آن مشاهده‌ می‌شود.

د. طبقه بندی و ارزیابی مطالب

موضوعات مطرح شده در این روزنامه را بر اساس محورهای مورد نظر در این بررسی، می توان چنین طبقه‌بندی نمود:

1. دین
بی توجهی دولت به نظر مراجع؛ تفسیر ناقص از اصول دین؛ پویایی فقه؛ تأیید و تبلیغ نظرات دگرگونه در حوزة فقه؛ ارجحیت حقوق بشر بر احکام دینی؛ قدیمی بودن احکام؛ حقانیت شیعه؛ درستی احکام اسلامی.

2. هویت ملی
فساد فرهنگی؛ ضعف مدیریت فرهنگی؛ هویت منفی ایرانیان؛ نقض حقوق بشر و حقوق شهروندی در ایران؛ آیندة تاریک اجتماع و وضعیت ناهنجار اجتماع؛ لزوم تغییر نگرش ها؛ سینمای سانسورزده ایران؛ طرح چهره های مسئله دار در کنار چهره های موجه؛ نگاه دگرگونه به اتحاد ملی؛ بی توجهی به حقوق زنان؛ مدیریت غلط سازمان دانش آموزی؛ ناهنجاری اجتماعی و عملکرد نادرست دولت؛ بن بست فرهنگی و انفعال در برابر تهاجم فرهنگی در اثر سیاست حکومت؛ ساده اندیشی مسئولان نظام در مسائل پیچیده اجتماعی و فرهنگی؛ تضاد رفتار و اهداف فرهنگی در حاکمیت؛ برداشت دگرگونه از تاریخ معاصر؛ ضعف حکومت در تأمین شرایط مناسب زندگی؛ پرداختن به چهره های منحرف.

3. امنیت ملی
برخورد گزینشی دولت با نظرات امام (ره)؛ تباین سیاست های دولت و حکومت با نظرات امام (ره)؛ تفسیر جهت دار رویدادهای سیاسی بین المللی؛ برخوردهای دوگانة ارکان نظام؛ رها کردن امور توسط قانونگذاران؛ رفتار غیرقانونی نمایندگان اصولگرا؛ غلبه دولت بر مجلس؛ تخطئة عملکرد نظام؛ تخطئة نظارت استصوابی؛ نفی عملکرد دستگاه قضائی؛ درگیری قوة قضائیه و کانون وکلا؛ نقص و عقب ماندگی قوانین؛ روند سازش با آمریکا در حکومت؛ نقض حقوق بشر در ایران؛ کج کاری دولت نهم؛ عملکرد ناقص دولت در تنویر اذهان مردم؛ سردرگمی سیاست خارجی دولت؛ بی برنامگی در سیاست های دولت؛ مسئولیت دولت در نابسامانی اقتصادی؛ وخامت وضع ایران در آینده؛ مسئلة هسته ای ایران؛ تخطئة اقدامات دولت؛ مظلوم نمایی افراد متخلف؛ نمایشی بودن رفتار مسئولان؛ عاملیت دولت در تورم و گرانی؛ نقض سوگند توسط رئیس جمهور؛ نقض قانون اساسی؛ عوام زدگی عملکرد و سیاست های دولت؛ عملکرد ضعیف مدیریت فرهنگی در دولت نهم و ممیزی و سانسور؛ فقدان شایسته سالاری در دولت؛ جعل آمار توسط دولت؛ نقد دیدگاه¬های رئیس جمهور؛ آسیب‌زا بودن سیاست های دولت؛ شکست طرح سهمیه بندی بنزین.

ه. یافته های آماری
چنان که مشخص است به لحاظ تنوع موضوعات، امنیت ملی در صدر قرار دارد و مسائل و موضوعات دینی به میزان بسیار کمتری در پایین ترین سطح قرار دارند. از نظر آمار نیز این ترکیب به لحاظ فراوانی مطالب رعایت شده است. جدول 1 نشان می دهد که از میان 2055 مطلب بررسی شده، 1656 مطلب در زمینة موضوعات مربوط به امنیت ملی بوده و با فاصله ای بسیار زیاد تنها 281 مطلب در چهارچوب هویت ملی قرار داشته اند. مطالب حول موضوعات دینی نیز به 118 مورد محدود بوده اند. بنابراین، این روزنامه به میزان بیش از 80 درصد سیاسی و تا حدود 20 درصد فرهنگی/اجتماعی است.



جدول 2 نشاندهنده آن است که بیشتر مطالب این روزنامه که در چهارچوب این بررسی قرار داشته اند در قالب مقالات کوتاه و بلند ارائه گردیده اند (با فراوانی 1077 مورد) و پس از آن قالب گزارش مورد استفادة نویسندگان آن بوده است (با فراوانی 540 مورد). این ترکیب مشخص می کند که روزنامة اعتماد ملی دارای صبغه ای نسبتاً تحلیلی است.




در جدول 3 مشاهده می شود که حدود سه چهارم مطالب بررسی شده این روزنامه موضعی منفی داشته اند و بقیه مطالب دارای موضع مثبت و یا بدون موضع بوده اند.




آمار مندرج در جدول 4 مؤید این استنباط است که روزنامة مذکور در بیشتر موارد (با فراوانی 1654 مورد) به صورت مستقیم و صریح (با فراوانی 1536 مورد) مواضع خود را ابراز داشته و تحلیل های خود را مطرح نموده است.




و. گزیده یافته های توصیفی

1. دین
تفسیر ناقص از اصول دین
در تاریخ همه ادیان، از جمله در تاریخ اسلام، به دلیل حاکمیت یافتن تفکر تئوریک و به دلیل پاره ای دلایل اجتماعی، فرقه‌ای و سیاسی، مثل حفظ وحدت امت یا فرقه و حفظ حاکمیت یک طبقه یا قدرت سیاسی، پاره ای از آموزه ها به نام اصول دین و مذهب، مقدس، یا غیرقابل چون و چرا و نقدناپذیر تلقی و معرفی می گردند و تخطی از این تلقی به منزله کفر و ارتداد و بدعت معرفی گشته و جامعه و قدرت های سیاسی، اجتماعی و دینی شدیدترین برخوردها را با هر شخص یا جریانی که به چالش با باورهای رایج برخیزد، می پردازند. اما همین پدیده ای که در تاریخ ادیان گوناگون وجود دارد، کاملاً در مقابل غایت اصیل همه ادیان، یعنی دعوت به تفکر و تامل بیشتر در باب هستی و ایمان آوردن به مبدأ و بنیادی برای این جهان است. لذا، به باور بنده، در تعالیم همه ادیان هیچ «آموزه مقدسی» وجود ندارد. زیرا مهم ترین، بنیادی ترین و اصلی ترین آموزه در اغلب ادیان، از جمله در ادیان سامی، «اعتقاد به وجود خداوند» یا اصل توحید است تا آنجا که این اصل اساس همه دیگر اصول، آموزه ها و اعتقادات است و هیچ اصل و آموزه ای همچون اعتقاد به نبوت انبیاء، باور به وجود فرشتگان یا جهان دیگر یا اعتقاد به معصومیت پاپ یا حجیت کلیسا هیچ یک با اصل توحید یا اعتقاد به وجود خداوند برابری نمی کند. (آدم های سیاسی، روشنفکران دینی- 23/1/86- ص8)

ارجحیت حقوق بشر بر احکام دینی
معیار ما برای داوری درباره سنگسار و سایر قوانین و احکام، حقوق بشر است و این معیار به یک اصل پیشینی نزد ما متکی است که حقوق بشر هیچ تعارضی با دین ندارد . پیشتر در پژوهشی فقهی با اتکا به آرای یکی زا فقهای نامدار که تحت عنوان حقق بشر یا حقوق مومنان منتشر شده است نشان داده ایم که بنیان اندیشه قرآنی را کرامت ذاتی انسان تشکیل می‌دهد لذا باید فقه یا نظام حقوقی اسلام بر پایه آن شکل بگیرد. هرچند احکام سنگسار اجرا شده در سالیان اخیر حتی با موازین فقه سنتی نیز همخوانی نداشته بلکه مغایر بوده در هر حال غرض و جمع بندی گفتار این است که نه تنها اصل حکم و جمع بندی گفتار این است که نه تنها اصل حکم سنگسار پایه قرآنی ندارد و به صلاح و مصلحت جامعه و آیین اسلام نیست بلکه می توان و باید آن را به طور کامل لغو کرد و لغو آن مغایرتی با دینداری ندارد. در بسیاری از زمینه ها مانند احکام و مقررات فقهی مربوط به اعدام و سنگسار و سن مسوولیت کیفری کودکان نیازمند اجتهاد نو هستیم و فقهایی که طبق روایت «فاما الحوادث الواقعه» نتوانند در حوادث واقعه و مسایل مستحدث اجتهاد کنند، خود و عقایدشان به تاریخ خواهد پیوست. لازمه این امر اصالت دادن به انسان به ما هو انسان و اصلاح قوانین بر پایه آن است.(روایت قابل خدشه سنگسار- عمادالدین باقی- 7/5/86- ص7).

این افراد و نظریه چهارم از متن راه حل درآوردند و می گویند نه ما می توانیم به حقوق بشر پاسخ دهیم پس حق کرامت ذات انسانی ملاک است. بله خدا بیامرزد حمید عنایت را که خیلی زیبا در اینجا حرف زد و گفت ارسطو نمی تواند مدافع کرامت ذاتی انسان باشد زیرا ارسطو اساس بردگی را قبول دارد، اما قرآن در مبنا و اساس انسان را خلیفه خدا در زمین می داند، بنابراین می گوید بردگی قاعده ثابت دین است یا بندگی خدا. پس بردگی این نیست که آنطور که گروه اول می گویند هر وقت شرایط ایجاد شد بردگی را احیا می کنیم، چون بردگی خلاف اساس جوهر بندگی است. دین برای رهایی انسان آمده است لذا گروه چهارم حقوق بشر را با این مبنا گفتند که ما می توانیم قواعد ثابت دین را با حقوق بشر تطبیق دهیم. (تطبیق قواعد دین با حقوق بشر- احسان مهرابی- 2/5/86- ص8).

قدیمی بودن احکام
اگر چه یکی از خصیصه های مجازات، قدرت ارعاب آن است تا اجرای آن عبرتی باشد برای همگان و همین عبرت، موجب بازداشتن سایرین از ارتکاب جرم شود، لیکن بحث اینجاست که این قدرت بازدارندگی، در تمام اعصار و در همه جوامع باید به یک صورت باشد؟ آیا بشر امروزی که با دانش فوق العاده خلاقش به موشکافی جهان هستی برخاسته، این قدر اراده اش ضعیف و متزلزل است که فقط کیفرهای بسیار سنگین باید عامل بازدارندگی وی قلمداد شود؟ آیا با اعمال چنین مجازات‌هایی، به دنبال چنین تصوری هستیم که منزلت و جایگاه بشر کنونی را به مثابه اعصار گذشته تلقی کرده و از این منظر، از یادگارهای مقنن در آن اعصار به عنوان عامل بازدارنده برای عصر حال استفاده کنیم؟! چرا به این نتیجه نمی رسیم که بدون خدشه به اصول و مبانی، فضا برای مانور و ایجاد تغییرات در برخی از کیفرها وجود دارد؟ (قدیمی ترین جرم بشر- میترا ضرابی- 13/5/86- ص16).

2. هویت ملی
ضعف مدیریت فرهنگی
اینک موضوع یکی از این فیلم های مبتذل و بازاری، که در داخل آمریکا مخاطبان ساده لوح بی شماری دارد، گوشه قبای ما را گرفته است... ما می گوییم هر که با مادر خود بی ادب باشد، با دیگران چه ها می کند... همین چند روز پیش دیدم که بوش را عمل کرده اند و او پس از عمل درازگوش شده است... و صدای هیچ آمریکایی هم به اعتراض بلند نشده است. من نمی گویم که نسبت به نگاه آمریکایی ها بی تفاوت باشیم بلکه پیشنهادم این است که این قدر آب به آسیاب دشمن فرضی نیندازیم. به ویژه اگر برآنیم که فیلم 300 فیلمی سفارشی از سوی دشمنان ایران است. بگذاریم با بی اعتنایی ما، تیر سفارش دهندگان به هدف نزدیک نشود. البته اگر این فیلم یونانی می بود نگاه ما به آن می توانست متفاوت باشد. و در این میان برای فاصله نگرفتن از انصاف، فراموش نکنیم که ما هم گاهی دامن از دست می دهیم و به جای دشنام به سیاست آمریکا، هر روز با میلیون ها گلو به همة آمریکایی ها ناسزا می گوییم. (سینمای آمریکا، سینمای آمریکاست - پرویز رجبی- 16/1/86- ص12).

هویت منفی ایرانیان
در حال حاضر پنج ویژگی اساسی نهادینه شده در فرهنگ ایران و ایرانی به شرح زیر وجود دارد: 1- پیچیدگی شخصیتی، که خود دارای هفت ویژگی به شرح ذیل است: اول، استبدادگرایی، دوم، دیکتاتورگرایی به معنی دیکتاتورپروری و دیکتاتورخواهی، سوم، منفعت گرایی خام به معنی تقدم منافع فردی بر منافع جمعی و ملی. چهارم، زمان زدگی یا مقطع گرایی به معنی تقدم منافع و مصالح آنی بر درازمدت. پنجم، احساس گرایی به معنی وجود روحیه مجیزگویی و تملق و تمجید و هفتم، ظاهرگرایی به معنی وجود نگرش محدود و بسته. 2- شناخت گریزی به معنی ضعف شناخت. 3- شناخت ستیزی به معنی پایبند نبود به شناخت موجود. 4- شایسته زدایی به معنی حاکم نبودن اصل شایسته سالاری. 5- قانون¬گریزی یا ضعف قانون گرایی. هر کدام از این ویژگی های فرهنگی دارای مجموعه ای از علل و عواملی هستند که آنها را ایجاد کرده یا تداوم بخشیده و نهادینه ساخته است.(هویت فرهنگی ایرانیان- علی اکبر علیخانی- 10/6/86- ص9).

نقض حقوق بشر و حقوق شهروندی در ایران
اما دیگر سو خبرهایی هست. حقوق بشری ها و مدافعان حقوق زنان، از زاویه حقوق بشر به نقد مجازات سنگسار می پردازند. در گفتارهای آنان، بر جنبه های تبعیض آمیز زندگی محکومان به سنگسار به خصوص زنان از ازدواج اجباری و خشونت خانوادگی و نداشتن حق طلاق گرفته تا فقر و بی سوادی حقوقی و عدم دسترسی به دادرسی عادلانه تأکید می شود.(به قوت خود باقی!- شادی صدر- 6/6/86- ص17).

آیندة تاریک اجتماع و وضعیت ناهنجار اجتماع
بله وقتی متأسفانه همه آمارهای ما در زمینه اعتیاد، فحشا و ایدز سیر صعودی دارد، سینمای اجتماعی تنها مدیومی است که می تواند بیاید و بحث راه بیندازد. مسائل مطرح شود و تابوها شکسته شود. آدم ها از لاک خودشان بیرون می آیند و وارد بحث ها می شوند. سینما به خانه ها می رود. بخش زیادی از مردم را درگیر می کند. زندان زنان تابو درباره زندان های زنان را شکست. بحث ها باز شد. هر چند مسائلی پیش آمد. من می دانستم وارد مرزی شده ام که خط قرمز است. اما ما باید وارد این مرزها شویم و بگوییم. باید کمک کرد. همه این اتفاقات برای بچه های ما می افتد. همین فیلم خون¬بازی خانم اعتماد الان درباره اعتیاد بحث ایجاد کرده است. در مطبوعات نوشته می شود. (برای این نقشه گربه نشان نگرانم- گیسو فغفوری- 5/2/86- ص7)

عبدا... رمضان زاده طی سخنانی در نشستی با عنوان «اعتیاد، بحران امنیت ملی» که از سوی شاخه جوانان جبهه مشارکت ایران اسلامی برگزار شد، موضع انتقادی نسبت به همه برنامه های در حال اجرا برای نجات بخشی معتادان گرفت. او گفت: تاکید دارم بر اینکه مواد مخدر در ایران مسئله مردم نیست، مسئله دولت نیست، مسئله روشنفکران، سیاسیون، معلمان و اساتید هم نیست؛ از یک سو آمار رسمی می گوید یک میلیون خانوار در ایران معتاد هستند و از سوی دیگر آمار غیررسمی می گوید 4 میلیون خانوار. این یعنی 22 میلیون نفر به طور نسبی در ایران معتاد هستند. اما هیچگونه کاری صورت نمی¬گیرد و مشکل ما در این است که مردم ما تا زمانی که خود درگیر نشده اند، حساسیتی نشان نمی¬دهند. وقتی هم درگیر شدند کسی بجز آنها به این موضوع حساسیتی نشان نمی¬دهد. (7/1 میلیون معتاد رها شده اند- 7/4/86- ص17).

جامعه ما جامعه ای به شدت چند پاره است و تنها کسانی موفق خواهند بود که بتوانند میان این تکه پاره ها رابطه برقرار کنند. میان اقشار متفاوت اجتماعی، فقر و ثروت، نسل هایی که می گویند از هم گسسته اند، شهرستان هایی که ظاهرا از پایتخت بسیار دورتر از مسافت جغرافیایی هستند، مسائل زنان و موقعیت مردان و...، فاصله و گسست بسیار است و از این منظر بود که بحث عشایر را طرح کردم. ضرورت عشیره ای عمل کردن. یکجانشین نبودن. از این قوم به آن قبیله سرزدن و به این ترتیب، این تکه پاره های اجتماعی را به هم وصل کردن و البته که نقش رسانه ها در این خصوص اهمیت دارد اما، به رسانه‌ها، رسانه های رسمی و مجازی نباید اکتفا کرد. حضور در این رسانه ها الزاما به معنای حضور اجتماعی نیست.(روشنفکر، عصاکش مردم علیل نیست- احسان عابدی«مصاحبه با سارا شریعتی»- 8/2/86- ص8).

فرصت های زندگی و امید به آینده در نزد جوانان ایرانی به شدت رنگ باخته است. بسیاری از جوانان بر اساس نظرسنجی‌های رسمی، کمتر امیدی به آینده و زندگی، شغلی و امنیت روانی خود دارند. میل به مهاجرت بیداد می کند. کافی است به مؤسسات آموزش زبان انگلیسی مراجعه شود، درصد بالای دانش آموختگان زبان سودای مهاجرت در سر دارند. نسل جوان ایران امکان تخلیه انرژی های جوانی را ندارد. جامعه با اهرم های شرع و هنجارها که بسیار قدرتمند هستند جلو انحرافات اخلاقی او را می گیرند. آنها تنها به او دیکته می کنند که چه نباید بکند. هرچند در ارائه مدلی برای همراه شدن ناتوانی بروز می دهند. نسل خسته از نصیحت و ارشاد و وعظ، مقاومت منفی می کند. مقاومت منفی منجر به تخلیه انرژی در مسیرهای کم نگاه می شود. در جامعه ای که هر روز با اجرای طرح های مختلف حتی در گردش و شکل آدمیان بخشنامه ها و دستورالعمل های متفاوت ساطع و صادر می شود، جامعه گریزی و تخلیه احساسات روانی بر بستری از دود و توهم و دلمشغولی های مخفیانه سوار شده، در نتیجه انرژی های نسلی طبیعی تخلیه نمی شوند، بلکه بیشتر سرکوب می شوند. بی علت نیست که مصرف داروهای روانی و عصبی دامن درصد بالایی از جامعه ایران را فراگرفته است. سن اعتیاد به زیر 15 سال رسیده است. نوع و کارکرد اعتیاد در حال تغییر است. برخی از کارشناسان مواد مخدر امروز در خفا از توزیع سازماندهی شده مواد مخدر سنتی حمایت می کنند. از نظر آنها جوانانی که از تریاک و هروئین استفاده می کنند، صدها مرتبه بهداشتی تر از فریب خوردگان و فروافتادگان مواد افیونی جدید هستند. گو اینکه جوان ایرانی دست به اعتراض زده است. اما این اعتراض دیگر «سرخ» نیست، «سفید» است. جوان ایرانی نه علیه شرایط بیرونی خویش که علیه خویش اعتراض و شورش کرده است. در علوم اجتماعی به چنین خو یرانگری فزاینده «شورش سفید» می گویند. نسلی که آشیانه اش را برباد نهاده است مصداق آن شعر جاودانه نصرت رحمانی است: « برسنگ فرارم بنویسید، سربازی که نجنگید اما شکست خورد.»(شورش سفید!- فیاض زاهد- 22/5/86- صص 16و3).

لزوم تغییر نگرش ها
بعضی از فیلمسازان کودک، حق دارند که موضوع فیلمشان را چندهمسری قرار داده اند. باید قبول کرد که دوره و زمانه عوض شده است و کودک امروز، کودک چشم و گوش بسته دیروز نیست. (سینمای کودک و موضوعات روز!- رؤیا صدر- 14/6/86- ص8).

سینمای سانسورزده ایران
ما سینمای آزاد نداریم. تردیدی هم نیست که نداریم. حال آنکه سینما اگر بخواهیم «سینما» باشد، لازم به گفتن نیست که سینمای آزاد به معنی سینمای بی بندوبار نیست. در صورت وقتی می نویسم سینمای ما آزاد نیست و به آزادی نیازمند است تا رشد کند، به معنی مطالبه صحنه های نمایش روابط جنسی با بیان فحش و فضیحت به شخصیت ها نیست؛ آزادی بیان یا نمایش یا طرح  چیزهایی است که ذهن من به عنوان شخصی جسما و روحا سالم، برخوردار از آگاهی های سیاسی، اجتماعی، فلسفی، روانشناختی، خانوادگی و تجربه های زندگی برای ایجاد ارتباط با اجتماع از طریق رسانه سینما به آن نیاز دارد و این طیف وسیع نیاز، چیزی نیست که کنترل و نظارت سیستمی یا سیستم های رسمی را برتابد. سینمای ما از مرحله فیلمنامه تا پایان اکران از نظر فنی که هیچ، تا دنیادنیاست دچار سایه سانسور است (مراجعه کنید به سرنوشت فیلم سنتوری به عنوان تازه ترین ماجرا که بعد از گرفتن پروانه نمایش و نوبت اکران، باز هم توقیف شد؛ یعنی هیچ چیز دلیل هیچ چیز نیست). آیا در این شرایط سینما به عنوان هنر گروهی و اجتماعی امکان رشد دارد؟ چرا این سینما برنده می شود؟ به همان دلیل که غزل‌های حافظ و سلمان ساوجی و خواجوی کرمانی در محیط خود و در دنیا می درخشند در حالی که شدیدترین سانسورها ار هم بالای سرداشته اند. هنرمند ما زا صدها سال پیش تا کنون آموخته که اندیشه اش را لای چیزی بپیچد و ارائه کند. (به سینما آزادی بدهید- جمشید ارجمند- 21/6/86- ص8).

بی توجهی به حقوق زنان
این روزها که زنان ایران در آسمان خاکستری سیاست برای تحقق مطالبات همان نیمی از پیکره جمعیتی کشور در حوزه نهادها مدنی و تشکل های غیردولتی ایفای نقش می کنند به وضوح می توان خلأ پل ارتباطی میان این بخش از فعالین زن با نهادهای تصمیم ساز را احساس کرد. (زنانی که رهبری می کنند- مسیح علی¬نژاد- 30/2/86- ص8)

مدیریت غلط سازمان دانش آموزی
نکته قابل توجه در فعالیت سازمان دانش آموزی این است که برخلاف اساسنامه اش، بیش از آنکه یک سازمان غیردولتی باشد، نهادی دولتی است و تحول اخیر نیز این موضوع را تشدید کرده است. سازمان دانش¬آموزی نیز همچون بسیاری دیگر از طرح¬های اجرا شده توسط وزارت آموزش و پرورش، از اهداف خود دور مانده است. آنچه بیش از هر چیز این سازمان را تحت تأثیر قرار داده، تغییر در نحوه عملکرد است. اگر به تغییرات این سازمان به طورت ریزتر نگاه کنیم، جداسازی اردوی مربیان زن و مرد (پیشتاز و فرزانه) و کنار گذاشتن دستمال گردنی که نشان بین المللی تشکل های دانش آموزی است، اتفاقاتی است که تنها در چند روز اخیر، در جریان برگزاری اردوی مربیان پیشتاز شده است. شاید اهداف عالی تشکل های دانش آموزی که در همه کشورهای دنیا و جود دارد، تا این حد وابستگی به دولت را برنمی¬تابد. شاید این سیستم موجب شده که مهم ترین نهاد متولی اوقات فراغت دانش آموزان نتواند از پتانسیل مربیان تشنه آموختن و آموزش دادن خود بهره بگیرد و شاید بهتر است این سازمان، علاوه بر برنامه ریزی برای تحول، جزئیات بدنه خود را نیز مرور کند. تشکل¬های دانش آموزی دنیا اهداف بزرگ انسانی دارند که اعضای خود ر تا پایان عمر متحد نگه می¬دارند. (سازمان غیردولتی اما دولتی!- 25/5/86- ص17).

ناهنجاری اجتماعی و عملکرد نادرست دولت
معاون مطالعات و تحقیقات سازمان ملی جوانان از افزایش تعداد طلاق در روستاهای طی 5 سال گذشته خبر داد. محمد اسحاقی گفت: طی سال¬های 80 تا 85 بیشترین نرخ طلاق در جامعه روستایی، یک سال پس از ازدواج رخ داده است. وی این افزایش طلاق در مناطق روستایی را بحرانی جدی برای کشور ارزیابی کرده و آن را نشان¬دهنده وقوع تحولاتی در زندگی آنان است. (بارگران طلاق- نازنین کیانی¬فرد- 10/6/86- ص 16).

ایشان برای کم نیاوردن در برابر ما گیر داده بود به مصادیق بدحجابی آقایان!!!!!! و اینکه به زودی به جرم اشاعه فحشا ما را توقیف خواهند کرد. البته ما نه شلوار نخ نما و پاره تن می کنیم و نه زلفی به سرمان مانده که به سیاق اهالی غرب آرایش کنیم. لباس هم معمولا از بابت لاغرمردنی بودن به تنمان زار می زند و عمرا در هیچ اندازه ای چسبان و تنگ نخواهد شد. یک زمانی که باد کله مان فزونی داشت وقتی می گفتند کراوات قلاده روشنفکری است، شدید غیرتی می شدیم، اما الان که دیگر ما تنها کاری که ازمان بر می آید فالوده خوردن با انواع و اقسام آدمیزادگان سیه باطن است که آن هم شکر خدا در زمره مصادیق بدحجابی نیست. (رمزگشایی سیبی!- 23/2/86- ص16).

بن بست فرهنگی و انفعال در برابر تهاجم فرهنگی در اثر سیاست حکومت
از کوزه همان تراود که در اوست. در این مجموعه آشفته بازار، آن از وضعیت اقتصادیمان، نمی توانیم استثنائا یک کار فرهنگی درست و حسابی انجام دهیم. این ناسلامتی و ناسالمی آشکار نیست. وقتی چیزی گران می شود، بلافاصله می‌فهمید. ولی فاجعه فرهنگی بعدها آشکار می شود. الان دیگر اتفاقی درتئاتر نمی افتد. چون آنهایی که اهل این کار هستند، یک‌جوری یا کنار رفته اند یا کنار گذاشته شده اند. مسئله هم برای حکومت اصلاً جدی نیست. به خصوص حکومت می¬گویم، همه برنامه ریزی ها و آینده نگری های فرهنگی و هنری، در آن کانال اندیشه و فکری است که حکومت برای اهداف خودش می خواهد. در نتیجه ما در طول تاریخ هم می بینیم وقتی مسئله ایدئولوژی وسط می آید و هر جیزی کانالیزه می شود، توی بن بست می ماند و این بن بست خیلی خطرناک است و گاهی اوقات تبدیل به فاجعه می¬شود. ما نمونه اش را در حرکت هایی جهانی دیده ایم. آنچه که الان در چشم¬انداز هنر- به ویژه تئاتر- وجود دارد، بسیار ناامید کننده است. نه برنامه ریزی درستی و نه مدیریت درستی هست و آینده¬نگری اصلاً وجود ندارد. تئاتر هم مثل بسیاری از مسائل فرهنگی ما به یک بن¬بست فرهنگی رسیده است. (فاجعه فرهنگی بعدها آشکار می¬شود- 17/5/86- ص7).

ساده اندیشی مسئولان نظام در مسائل پیچیده اجتماعی و فرهنگی
پانزده سال پیش گردانندگان نظام جمهوری اسلامی ساده اندیشانه گمان می کردند که با تکیه بر راهکارهای اعتقادی و سنتی می توانند جوانان را به ازدواج، تشکیل خانواده و ارضای نیازهای جنسی در چارچوب این نهاد تشویق و ترغیب کنند. (آواز کشتگان- فهیمه خضرحیدری- 4/4/86-ص8)

تضاد رفتار و اهداف فرهنگی در حاکمیت
ما در جامعه ای زندگی می کنیم که به لحاظ شاخص و وفور فساد در منطقه، فقط از یمن و عراق وضعیت بهتری دارد و سال به سال نیز دو اتفاق همزمان رخ می¬دهد. از یک سو شاخص فساد در جامعه بدتر می شود و همزمان از سوی دیگر، پرچمدار و داعیه دار صدور اخلاق و معنویت به جهان هستی می شویم و خود را قطب اخلاق عالم امکان و چشمه جوشان فضایل اخلاقی و منبع فیض و صدور معنویت به جهان معرفی می کنیم!!. (مغلطه در راه حل- عباس عبدی- 25/4/86- ص16).

برداشت دگرگونه از تاریخ معاصر
این تجار گفتند آقا حالا که شما در کار نفت موفق شدید از شما تقاضایی داریم. شما فتوا بدهید که کار کردن زنان در ادارات مشروع نمی¬باشد تا دیگر زنان در ادارات کار نکنند. من نگاه وحشتی به او کردم که مبادا همچنین فتوایی بدهد. او با اشاره گفت که خیالت راحت باشد. در جواب آنها گفت «من افرادی را فرستاده¬ام، بررسی کرده¬ام، اکثر خانم¬هایی که بیرون کار می¬کنند یا شوهرشان فوت کرده یا پدرشان و اغلب تقبل مخارج خانواده بر عهده آنها می¬باشد. من به یک شرط حاضرم چنین فتوایی بدهم، شما به من ضمانت بدهید که اگر آنها را بیرون کردند هرکدام یکی از این خانم¬ها را به زنی بگیرید و مخارج آنها را تامین کنید.» آنها به هم نگاهی کرده و پچ پچ کردند و گفتند «فکر می¬کنیم بعد به شما اطلاع می¬دهیم.» وقتی بیرون رفتند، کاشانی به من گفت «فهمیدی ما آخوندهای شیعه بدبخت هستیم. مجبوریم، در برخی جاها از عوام پیروی کنیم. این بدبختی ما است. زندگی ما دست آنها است و این یک گرفتاری است.» علمای دیگر این صراحت را نداشتند. (به جای اخلافات، به اشتراکات کاشانی و مصدق بپردازیم- کریم جعفری- 21/5/86- صص8 و 9).

پرداختن به چهره¬های منحرف
خدیجه دده¬بالا معروف به «مهستی» خواننده قدیمی ایرانی روز چهارشنبه چهارم تیرماه (25 ژوئن) به علت بیماری سرطان در شهر لس¬آنجلس درگذشت. این خواننده ایرانی مقیم آمریکا که سه سال بود با سرطان دست¬وپنجه نرم می¬کرد، عاقبت ساعت 55/7 دقیقه صبح دوشنبه در سن 61 سالگی درگذشت. این خواننده که مدت¬ها بود بیماری¬اش را از مردم پنهان می‌کرد، در ماه¬های اخیر همراه پزشک معالجش در چند برنامه تلویزیونی ظاهر شده و بیماری خود را کم¬اهمیت خوانده بود. مهستی خوانندگی را در اواسط دهه 40 آغاز کرد. او با گروه کثیری از ترانه¬سرایان ایرانی از جمله علی تجویدی و اسدا... ملک، جهانبخش پازوکی، صادق نوجوکی، محمد حیدری و منوچهر چشم¬آذر همکاری داشت.(خواننده ایرانی در لس¬آنجلس درگذشت- 7/4/86- ص16).

3. امنیت ملی
تباین سیاست های دولت و حکومت با نظرات امام (ره)
میان عدالت¬طلبی مورد نظر حضرت امام که جامع¬الاطراف است با نگاه پوپولیستی به عدالت به عنوان دستاویزی برای فریب افکار عمومی، باید تفاوت قائل شد. مهم¬ترین نکته در اندیشه حضرت امام، جامعیت و واقعی بودن اسلامی بود که از سوی حضرت امام تبیین و عرضه می¬شد. حضرت امام اسلام کاریکاتوری و تک بعدی که به دور از مصالح و منافع ملت و نظام باشد را هیچ¬گاه مدنظر نداشت. در یک کلام، دوری جستن امام از اسلام متحجرین و قشری¬گرایان خود به خوبی عدم انطباق بعضی سیاست¬های فعلی را با منظومه فکری حضرت امام آشکار می¬کند. (دریچه¬ای به خط امام- محمدعلی کامفیروزی- 22/3/86- ص7).

تفسیر جهت دار رویدادهای سیاسی بین المللی
در خیابان¬های ایران داستان به شکل ساده¬ای قسمتی از داستان طولانی¬ای است که ریشه در دشمن قدیمی مردم و «استعمار پیر» دارد. این دستگیری درست در زمان شدت گرفتن تنش درباره برنامه¬های اتمی ایران و گفت¬وگو بر سر اینکه ایران به نیروهای شیعه مسلمان در عراق کمک می¬کند، صورت گرفت. با وجود اینکه انگلیس اقدامش را یک اشتباه می¬داند، تا یک اقدام تحریک¬آمیز، ایرانیان خواستار نگه داشتن ملوانان بریتانیا شده¬اند تا زمانی که ایران برنده انحصارات سیاسی از غرب بشود. گاردین می¬افزاید: ممکن است که در تب و تاب انقلاب اسلامی ایران در سال 1979، آمریکا توسط رهبر کبیر انقلاب «شیطان بزرگ» لقب گرفته باشد، اما ایرانی¬ها این لقب را سزاوار انگلیس هم می¬دانند که در طول چند دهه در سیاست داخلی¬شان دخالت کرده و صنعت نفت¬شان را به انحصار خود درآورده بود. آنها شکایتنامه بلندبالای تاریخی دارند. اتفاقی کلیدی در کودتای سال 1953 افتاد که در طی آن محمد مصدق، نخست¬وزیر ملی¬گرای کشور برکنار شد و محمدرضاشاه پهلوی بر سر کار بازگشت. در رأس این کودتا سازمان سیا بود که موتور آن توسط وینستون چرچیل حرکت می¬کرد، که بعد از اینکه مصدق صنعت نفت را ملی کرد، بر این اقدام مصمم شد. پس انگلستان هم دشمن عمومی و هم متحدکننده پرقدرتی است. هر زمان که به وحدت عمومی و حس وطن¬پرستی نیاز است، دشمنی به نام انگلیس می¬تواند این انسجام را به وجود بیاورد. بسیاری از ناظران در لندن و تهران معتقدند نشان دادن 15 ملوان انگلیسی در تلویزیون ماهواره¬ای به همان اندازه ناشی از نبرد قدرت در داخل ایران است که نشانه درگیری خارجی میان ایران و انگلستان. (ادامه یک داستان قدیمی- 14/1/86- ص16)

برخوردهای دوگانه ارکان نظام
من هم به عنوان یک ایرانی از خبر خوش¬هسته¬ای سرخوش و بی¬چون و چرا از اینکه این صنعت چه وقتی و به وسیله چه افرادی آغاز شد و چه فراز و نشیب¬هایی طی شده و اینکه راستی در حال حاضر در چه منزلی از این هفت¬خوان قرار داریم و کم و کیف واقعی آن چیست، مست تبلیغات آن شدم و خدا را بر صحبت از دانش و فناوری شکرگزاری کردم که در این مقوله حرف زدن هم به خصوص در قبال دنیای استکبار که همه چیز را برای خود می¬خواهد، ارزش آن جشن با شکوه را دارد ولی در حاشیه این همایش بزرگ صحنه¬های فوق¬العاده¬ای توجهم را جلب کرد که آن را نقد و علی¬الحساب از برکات همین جریان هسته¬ای می¬دانم که گفته¬اند «سیلی نقد به از حلوای نسیه». با وجود ضرب¬المثل معروف با حلوا حلوا دهان شیرین نمی¬شود بعضی¬ها نه تنها دهانشان آب افتاده بود با اجرای موسیقی¬های سنتی و پاپ حضور خود در آن جلسه را با سیل اشک توجیه نمودند و بر آن همه شادی گریستند و صحنه¬هایی از آن را از طریق سیمای جمهوری اسلامی ملاحظه نمودیم: «عظم¬الله اجورهم». نمایش انواع و اقسام وسایل و ابزار اجرای یک موسیقی در خور شأن این مراسم و مهمانان آن که در گذشته بعضی آقایان حاضر در جلسه ساخت و خرید و فروش و نگهداری به اصطلاح آلات لهو را حرام می¬دانستند و بالاخره حضور و اجرای نوازندگان و خوانندگان با نام و نشانی که شرکت در کنسرت آنان در گذشته ذنب¬ لایغفر بود و مایه دردسر و حتی رد صلاحیت افراد را به دنبال داشت حکایت از فضای باز و نوعی آزادی دارد. حضور بی¬تکلف و ساده و راحت حضرت آیت¬الله جنتی دبیر محترم شورای نگهبان در این جلسه امیدوار کننده و نویدبخش بود. و لابد دیگر صلاحیت آقای حسین زمان خواننده پاپ برای انتخابات اراک رد نخواهد شد و دیگر انتخابات بندرعباس به خاطر شرکت آقای ذوالقدر برنده آن انتخابات در جلسه¬ با حضور امیر عبدا... خواننده موسیقی محلی ابطال نخواهد شد و این است سیلی نقدی که ترجیح دارد بر حلوای نسیه. با دیدن چند صحنه از این همایش مبارک مطمئن شدم دیگر نمی¬شود صلاحیت کاندیداهای نام و نشان¬دار را به بهانه پیدا بودن چندتار موی طرفدارانشان رد و به صدها هزار نفر طرفدارانشان بی¬اعتنایی نمود. ضمناً حضور متین و پرابهت دبیر محترم شوای نگهبان در صف اول، خاطره مجلس دوم و جشن افتتاح آن را برایم تداعی نمود چون دبیر آن روز شورای نگهبان حضرت آیت¬ا... العظمی آقای صافی جلسه را آرام و بی سروصدا به خاطراحتیاط و اجتناب از حضور و استماع موسیقی سنتی ترک نمود- ولی دبیر امروز شورا با شور و شوق برنامه¬ها را تعقیب نمودند- حقیقتاً ابتدا دچار نوعی تضاد شدم ولی فهمیدم که اقدام هر یک مبنای خاص خویش را دارد. دبیر دیروزی حسنات¬الابرار سیئات¬المومنین دانسته و دبیر امروزی می¬تواند بر این باور باشد که از دولت مورد تأیید به هر سخن مقدور باید حمایت شود و هرکار که انجام می¬شود موظف به توجیه می¬باشیم و ضرب¬المثل یک بام و دو هوا قابل جمع است و اشکالی ندارد. (در حاشیه خبرخوش هسته¬ای- 2/2/86- ص16)

نقص و عقب ماندگی قوانین
من آن فیلم را خیلی دوست دارم. من خیلی اعتماد به نفس گرفتم. زنان ما همان¬طور که درصد زیادی از دانشگاه¬ها را گرفته¬اند، جایگاه خودشان را تعریف می¬کنند. قانون هم باید همراهشان باشد. این خیلی اتفاق غریبی بود. من به شهرهای مختلف رفتم. زن شیرآباد با برقع اینترنت می¬خواهد، زن روستایی توسعه پایدار را بهتر از من تعریف می¬کند و... این خیلی اعتماد به نفس می¬دهد و من خیلی خوشحالم، زنان ایران جلو می¬روند و قوانین هستند که از آنها عقب می¬ماند. (برای این نقشه گربه نشانم نگرانم- گیسو فغفوری- 5/2/86- ص7)

روند سازش با آمریکا در حکومت
هرچقدر هم «کیهان» و «جوان» و «قدس» و «اطلاعات» و «حزب¬ا...» در جراید خویش داد اعتراض سردهند «مگر در ماهیت شیطان بزرگ چه تغییری رخ داده که اینک نظر مسوولان ایران برای مذاکره با شیطان تغییر یافته است»، کسی این دادها را خارج از «جنگ زرگری» تعبیر و تلقی نمی¬کند. به همان اندازه که نخستین بار است که کسی دیگر بر دفاع جراید اصلاح¬طلب از مذاکره ایران و آمریکا، خرده نمی¬گیرد و آنان را به مثابه «پادوهای آمریکایی» مورد عتاب و خطاب قرار نمی‌دهد. بر این اساس آسان هم اگر نباشد اما دشوار هم نیست که متهمان دیروز، امروز برای انتقام¬جویی، اتهام زنندگان خود را برای اجرایی ساختن مذاکره با دشمن 28 ساله سرزنش نکنند و نمی¬کنند.

این روزها رصد کردن اخبار جراید کافی است تا روشن شود که وقتی پای منافع مردم در میان است جریان اصلاح¬طلب را توان زخم زبان زدن هم اگر باشد، خرام آن شاید نیست که اینچنین این روزها به جای نقد، دولت را ترغیب به برداشتن گام‌های اصولی می¬کنند. بدین سبب وقتی شاخص چهره اصولگرایی مجلس در میان دانشجویان می¬گوید: «اگر مصلحت باشد با شیطان هم مذاکره می¬کنیم»، از هراس همین زخم زبان¬هاست که خبرنگاران را به توصیه¬ای چنین فرا می¬خواند تا مبادا عریان نوشتن از باورها و اعتقادات درونی اصولگرایان، باب انتقاد و انتقام را در اردوگاه رقیب بگشاید و یک قصه کهنه از سرگیرند، غافل از آنکه انذار و انتقادی اگر هست تنها به عدم تکرار شیو¬ه¬های پیشین است تا مبادا هنوز هم برای ورود به حریم¬های دیگر همچنان با تحکم و اقتدار بانگ ممنوع سر دهند و فردا خود برای ورود به آن زخم¬زبان¬ها بهراسند.(مذاکره با شیطان!- مسیح علی¬نژاد- 12/3/86- ص2).

موجبات فراوان تاریخی، نژادی، جغرافیایی و مذهبی منافع فوق استراتژیک آمریکا و ایران را به یکدیگر گره می¬زند. آمریکا امروز با کنار زدن رژیم طالبان در افغانستان و صدام حسین در عراق، به اشتراک منافع قابل توجهی با ایران رسیده است. در حالی که جمهوری اسلامی نزدیک¬ترین قرابت را به بنیادهای دمکراسی دارد و از نظر تئوری نیز می¬تواند وثیق¬ترین پیوندها را با اهداف و راهبردهای جهان مدنی و متمدن داشته باشد، به ناحق زیر شدیدترین فشارهای سیاسی و بین¬المللی، خاصه از سوی آمریکا قرار گرفته است. جالب¬تر آنکه هر دو کشور تحت تأثیر گروه¬های افراطی فشار خود، فرصت بازاندیشی خردمندانه نسبت به منافع مشترک خود را نیافته¬اند. لابی اسرائیل در آمریکا هیچگاه اجازه نزدیک شدن دو دولت را نداده و تندروهای ایرانی نیز دقیقاً خواسته و یا ناخواسته در جهت آن اهداف گام برداشته¬اند. اینک وضعیت جدیدی در منطقق حکمفرما شده است. ایالات متحده به خوبی وزن و اعتبار جمهوری اسلامی را درک نموده و این واقعیتی است که در اظهارات اخیر این مقامات هویدا است. ایران نیز برای کاستن از تهدیدات امنیتی و بین¬المللی از جمله در خصوص پرونده هسته¬ای خود نیازمند گسترش لابی¬های بین¬المللی و گشودن قفل¬های جدیدی است. این بازگشایی باید از سوی دو طرف صورت پذیرد. نباید اجازه داد بدخواهان دو کشور از آب گل¬آلود ماهی¬های خود را بگیرند. چیزی که روشن است، آینده این مناسبات است. سالیان درازی است از گذشته سخن رانده¬ایم. اینک زمان مناسبی برای ساخت آینده¬ای بهتر است. (ایران، آمریکا، نگاه به آینده- 3/2/86- صفحه اول).

عملکرد دولت
بیماری اقتصادی از همان زخم¬های کهنه¬ای است که از دولت¬های گذشته تاکنون هر از چند گاهی سرباز می¬کند و رئیس دولت¬ها نیز ناگزیر برای بهبود و التیامش پی چاره می¬روند. در این چاره¬جویی¬هاست که یکی پی دگرگونی تیم اقتصادی و تغییرات اساسی در رأس وزارتخانه¬های مهم اقتصادی می¬رود و دیگری خود به جای تمامی رؤسای همان وزارتخانه¬های اصلی اقتصادی می¬نشیند و فرمان و دستور صادر می¬کند. گزینه اول رؤسای دولت قبلی را نیز گرفتار خود ساخت و هر یک در روزهای میانی یا پایانی دولت خویش، تیم ناهماهنگ اقتصادی را با چینشی دگرگونه، با بدنه دولت همراه ساختند. صرف‌نظر از درست یا غلط بودن این چینش¬ها یا جابه¬جایی¬ها نفس عمل همان وظیفه¬ای است که رئیس دولت دارد اما گزینه دوم یعنی برگزیدن اقتصاد دستوری در دولت اصولگرا نمود بیشتری داشت و آنگاه که بیماری اقتصاد عود کرد، تب تندش دامن تقریباً بسیاری از تصمیم¬گیرندگان اصلی تیم اقتصادی دولت را گرفت. تا اینجای کار که رئیس دولت براساس همان وظیفه ذاتی خود به هماهنگ ساختن تیم اقتصادی می¬اندیشد و برکناری¬ها و جابه¬جایی¬ها در دستور کار قرار می¬گیرد اما رفته رفته این تب تند چنان پیشانی رئیس دولت را داغ می¬کند که دستورات و تصمیم¬های ناگهانی و آنی، جانشین رفتارهای دیگرش می¬شود و بدین ترتیب همه ناظرانی که خود را اعضای کوچک¬تر خانواده دولت می¬دانند در گوشه و حاشیه، بیقرار این بیماری و شیوع و انتقالش به سایر بخش¬ها شده و زبان اعتراض و انتقاد می¬گشایند. از همان روز نخست که برکناری رؤسای بانک¬ها در دستور کار قرار گرفت و ناظران مجلسی و اقتصادی وارد میدان اعتراض شدند تا امروز که نفر اول دولت خود به جای وزیر اقتصاد و رئیس بانک مرکزی وارد حیطه تصمیم¬گیری برای بانک¬های دولتی و خصوصی می¬شود، همچنان تب اقتصاد ایران فروکش نکرده است تا اینکه رفته رفته نهادهای تصمیم¬گیر دیگر یا حتی بدنه اصولگرایی و خود تیم اقتصادی دولت نیز به جمع معترضان حاشیه¬ای دولت می¬پیوندند و از خوردن داروهایی که رئیس دولت برایشان تجویز می¬کند سرباز می¬زنند یا دیگران را از اجرای فرامین او انذار می¬دهند. (احمدی¬نژاد را نجات دهید- مسیح علی¬نژاد- 19/3/86- ص3).

الهه کولایی مخبر کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس ششم در جواب به سوالمان می¬گوید با توجه به قانون دولت جهت استخدام و محدودیت¬هایی که برای استخدام موجود است آقایان حاضر نیستند در این راستا خانم¬هایی را استخدام کنند تا انجام وظیفه کنند چرا که می¬دانند این سیاست¬ها بی¬نتیجه است و در نتیجه مردانی را که در بخش¬های کوچک هر سازمان همچون نگهبانی و یا ... وجود دارد در اجرای این امر گمارده¬اند که خود عین منکر و فساد است. این روش که مردان را بنشانیم تا در کنار وظیفه اصلی خود، نوع پوشش و لباس زنان را کنترل کنند که بعضا آلوده به غرض است صحیح نبوده و این رویه نشان می دهد که طراحان چنین رویه ای با واقعیت های ایرانی بیگانه اند و در تخیلات به سر می برند. این استاد دانشگاه معتقد است که این روش بر باد دادن سرمایه های فرهنگی و اجتماعی است و اگر به درستی برنامه ریزی شود آن را می توان تحکیم کرد ولی این رویه مثل بسیاری دیگر از سیاست ها نه تنها سیاستگذاران را به اهداف خود نخواهد رساند بلکه مشکلات جدیدی را به وجود نخواهد آورد. (چه بپوشیم- سهیلا وکیلی- 16/5/86- ص7).

عملکرد ناقص دولت در تنویر اذهان مردم
در آستانه ورود به ماه سوم از سال سوم برنامه چهارم، هنوز نمایندگان مجلس، رسانه ها و کارشناسان به دنبال گزارش نظارتی دولت از نخستین سال اجرای برنامه چهارم توسعه هستند. این یک واقعیت است که دولت نهم علاقه ای به ارائه گزارش عملکرد خود ندارد. تاخیر در ارائه گزارش نظارتی سال نخست برنامه چهارم خود گواه این مدعاست. البته شایعاتی نیز از سازمان مدیریت شنیده می شود که گزارش های نظارتی برنامه چهارم و دیگر گزارش های عملکرد دولت تهیه و آماده می‌شوند اما یکی پس از دیگری در خوان تایید دولت به تیغ سانسور گرفتار می شوند. ظاهرا دولتی ها گزارشی می خواهند تا آن چیزی را که خود در سر دارند تایید کند.

در چنین شرایطی رئیس دولت و دیگر وزرای وی ترجیح داده اند تا گزارش عملکرد و کارنامه کاری خود را به طور شفاهی و هر از گاهی با حضور در میان عده ای از مردم اعلام کنند اما این گزارش های شفاهی بیشتر در سطح کلی گویی معمول باقی می مانند و فاقد دقت کافی هستند.(احمدی نژاد باز هم شفاهی گزارش داد- 29/2/86- ص5).

مسئولیت دولت در نابسامانی اقتصادی
کابوس گرانی روی سال 86 چرخ می زند. این یک واقعیت است و امیدواریم که مسئولین دولتی از آن با عنوان جوسازی یا دشمنی علیه راهبردهای دولتی یاد نکنند. به نظر می رسد در شرایط فعلی وضعیت بازار دیگر مجالی برای ندیدن یا ارائه تحلیل های تخیلی بر جای نگذاشته است. شاخص ها آن طور که کارشناسان اقتصادی، در مجموعه حاکمیت و بیرون از آن می گویند در سال جاری مسیر صعودی را مزمزه خواهد کرد. جالب اینجاست که در حال حاضر نهادهای حاکمیتی بیش از هر گروه دیگری نسبت به رشد گرانی در سال 86 نگران هستند. این اتفاق از این منظر مثبت ارزیابی می شود که وقتی جایی نظیر مرکز پژوهش های مجلس یا مجمع تشخیص مصلحت نظام با ارائه گزارش هایی، سال جاری را سالی برای انفجار تورم می دانند دیگر نمی توان بی کفایتی برنامه های اجرایی را با تهمت¬های سیاسی جبران کرد یا آن را پوشش داد. به عبارتی اگر تا دیروز انتقاد کارشناسان مستقل یا رسانه های خبری از برنامه های دولتی سنگ پرانی در مسیر دولت نام می گرفت حالا امروز باید جوابی قانع کننده برای مرکز پژوهش¬ها داشت که برای سال جاری، تورم 23 درصدی و نقدینگی 41 درصدی را پیش بینی کرده است. (کابوس گرانی روی پرده 86- 23/1/86- ص6)

وخامت وضع ایران در آینده
در هزاره سوم قرار داریم، کشورها و همسایگانمان با استفاده از تجربیات و متدهای پیشرفته پله های ترقی را یکی پس از دیگری پشت سر می نهند، در حالی که ما در بسیاری از شاخص ها و شیوه های مدیریتی وضعیتی وضعیتی نگران کننده داریم. در این وانفسا چه کنیم که نه دولت گوشش بدهکار است و نه نمایندگان مجلس در میثاق با مردم و منافع آنان جدی و پایدار رفتار می کنند. در حالی که وزیر ارشاد دولت نهم مدعی است، دولت حاضر به گونه ای رفتار کرده که کار بر دولت های آینده سخت خواهد شد، کسی نیست تا در این بازار آشفته پاسخ دهد، اگر تنها به نحوه تصمیم گیری و عملکرد دولت در جریان بنزین بنگریم، شاید به این ضرب المثل فارسی برسیم؛ سالی که نکوست از بهارش پیداست. وقتی دغدغه های گروهی، سیاسی و بازار توده گرایی مفرط، جای راهبردهای خردمندانه و ملی را بگیرد، باید به انکار خورشید پرداخت تا به پای رقیب نوشته شود. سالیان درازی گذشت تا مدیران این نظام، چه در دولت هاشمی و چه در دولت خاتمی به این نتیجه رسیدند که باید با همکاری مجلس به صورت تصاعدی و منصفانه یارانه ها را کاهش داد و درباره قیمت بنزین آرام آرام به نقطه فرجامین و هدفمند رهنمون شد. اما دولتمردان نهم چنین نخواستند.(تنها خدا می داند!- 19/3/86- صفحه اول).

عوام زدگی عملکرد و سیاست های دولت
به اعتقاد وی از آنجا که برگزاری انتخابات مکرر بدون تعمیق نهادهای سیاسی باعث شده است که سیاست در کشور ما عرصه ای بسیار عوام زده باشد، خصوصی سازی نیز می تواند به راحتی در ورطه پوپولیسم بیفتد و دراین صورت مطمئنا اداره واحدهای اقتصادی در چارچوب موجود در برهم نزدن مالکیتی آن به خصوصی سازی پوپولیستی ترجیح دارد. (خصوصی سازی در عرصه پوپولیسم- 18/5/86- ص6).

فقدان شایسته سالاری در دولت
او می گوید: «وزیر کنونی ارشاد آن روزها مورد حمایت کمیسیون فرهنگی قرار گرفت، زیرا یک روزنامه نگار بود، بنابراین انتظار می رفت سعه صدر و آزاداندیشی داشته باشد، اما وقتی به وزارت رسید، برخوردهای کم سابقه انسدادی در عرصة رسانه ها از جمله برخورد با سایت های خبری پرمخاطب، توقیف روزنامه ها، تصویب آیین نامه ها، خبرگزاری غیردولتی و ... نشان داد که عملکرد این وزارتخانه با شعارهای مطروحه تطبیق ندارد.» او با تأکید بر اینکه «دوران چنین برخوردهایی به سرآمده است»، تصریح می کند: «متاسفانه در حال حاضر سیاست بر فرهنگ غلبه کرده است، در حالی که این دو، مقوله ای کاملا مجزا و حتی فرهنگ صدر سیاست است. ما انتظار داشتیم وزیرارشاد موضوعات را کاملا با سعه صدر یک مدیر فرهنگی ببیند، در حالی که ایشان در انتخاب برخی مدیران خود در عرصه رسانه، کتاب و مطبوعات دوستان خطی و جناحی را ترجیح داد. در مجموع باید گفت، دولت در عرصه رسانه موفقیت چندانی کسب نکرد.» در ایران به دلیل شیوه انتخاب وزرا و چانه زنی های متفاوت تقریباً بسیاری از وزرای پیشنهادی آمادگی ارائه برنامه ها را ندارند. بنابراین گروهی از دست اندرکاران آن وزارتخانه ها، توسط وزیر پیشنهادی فراخوانده می شوند و برنامه ریزی می کنند، اینکه همه برنامه های وزیران پیشنهادی تحقق یابند و یا واقعیت پیدا کنند، چندان منطقی نیست چون بیشتر مباحث فنی، تخصصی، ساختاری، اهداف و راهبردهای توسط دیگران طراحی و تهیه شده است. بسیاری از وزرا حتی نمی توانند در مقابل رئیس جمهور یا وزرای دیگر برتری و غلبه دیدگاه های خود را به نمایش بگذارند و بسیاری از اوقات تحت تاثیر مجلس، مجموعه وزیران و خود رئیس جمهورند. به اعتقاد او بسیاری از برنامه های ارائه شده وزیران صرفا آماری و بدون جداول کمی و فاقد زمان بندی هستند بنابراین اگر وزیری از برنامه های پیشنهادی خود فاصله بگیرد، به دلیل مشکلات کلی گویی، کیفی گری یا آرمان گرایی در برنامه های ارائه شده اش است. (سررسید- آزاده محمدحسین- 5/6/86- ص8)

آسیب زا بودن سیاست های دولت
به نظر می رسد دولت نهم همچنان اسیر به کارگیری شیوه های آزمون و خطا در سیاستگذاری های اقتصادی است و البته آنچه در انتهای این آزمودن ها بجا می ماند، آسیب های پرشمار اقتصادی و اجتماعی گاه غیرقابل جبرانی است که بر پیکر جامعه ایرانی وارده شده و آثار آن تا سال های باقی می ماند. رسیدن نرخ رشد نقدینگی به ارقام بی سابقه در دو سال گذشته، ناکارآمدی بازار سرمایه و بخش های مولد اقتصادی برای جذب آوار نقدینگی و البته نگرانی از آینده اقتصادی باعث شد تا بخش ساختمان و مسکن به عنوان بخشی مناسب با بازدهی بالا پذیرای این حجم از آوار بی سابقه نقدینگی باشد. 

رشد داد و ستدهایی با اهداف سفته بازی و حفظ ارزش سرمایه نیز بر گرانی و دور از دسترس شدن مسکن برای متقاضیان واقعی مسکن دامن زد، تا افزایش قیمت مسکن و اجاره بها به عنوان شاخصی موثر بر شاخص تورم، بخش بزرگی از درآمدهای ایرانیان را ببلعد. در این میان دولت ابتدا با انکار گرانی و پس از آن با فرافکنی های معمول و نسبت دادن این نابسامانی به مافیایی موهوم سعی در کاهش و مهار غیرمسوولانه باعث شد تا بحران مسکن به بحرانی دامنه دار و فراگیر بدل شود، بحرانی که با آزمون و خطاهای سیاستگذاران دولت نهم در برنامه ریزی ها، در یک قدمی تبدیل شدن به فاجعه ای غیرقابل جبران است. اما حال که به گواه آمار دولتی روند حرکت قیمت ها در این بخش به فاجعه بدل شده و دولت آرام از برنامه ها و سیاست های خود دست برمی دارد، بهترین فرصت مهیاست تا برای تدوین و اجرای برنامه های تازه در اقتصاد، برنامه ریزان و سیاستگذاران دولت نهم به راه مورد تایید دانش بشری و اجماع نظرات کارشناسان بازگردند؛ اگر دولتی ها به این باور رسیده باشند که به آزمون و خطا پایان دهند.(برنامه ریزی اسیر شیوه های آزمون و خطایی- 24/6/86- صص 1و4).


ز. جمع بندی

بنابر نتایج بررسی حاضر که در یک محدودة زمانی شش ماهه و روی یکصد شماره از روزنامة «اعتماد ملی» انجام گرفته می توان به این جمع بندی رسید که:

1. این روزنامه کاملاً حزبی عمل می کند و البته این به مفهوم فعالیت سازماندهی شده و منظم و شبکه ای نیست، بلکه به مفهوم فعالیت در چهارچوب منافع خاص گروهی است.

2. این روزنامه تمایل آشکاری به استفاده از حداکثر پتانسیل موجود در فضای سیاسی کشور دارد تا بتواند از آن برای کسب قدرت استفاده نماید. درج نظرات افراد مختلف با گرایش های متفاوت مؤید این برداشت است.

3. گردانندگان این روزنامه تلاش می کنند در چهارچوب قانون مطبوعات فعالیت کرده و از اقداماتی که منجر به توقف انتشار نشریه گردد پرهیز نمایند. به این دلیل درج نظرات افراد مختلف با این شرط صورت می گیرد که مطابق موارین جاری مطبوعاتی باشد و بنابر این تا اندازه ای از درج مطالب و دیدگاه های رادیکال نسبت به محورهای مورد نظر در این بررسی پرهیز شده است.

4. این روزنامه آشکارا مدافع نظرات بخشی از اصلاح طلبان بوده و از درج مواضع و نظرات آنان ابایی ندارد. عمده مطالب منفی ارزیابی شده در این بررسی نیز برخاسته از این ویژگی آن بوده است،به علاوه گرایش نه چندان پرقوتی به ساختارشکنی در آنها دیده می شود.

5. تندی مطالب منتشره به ویژه در زمینة امنیت ملی و همچنین هویت ملی متوجه سیاست ها و عملکرد دولت کنونی بوده و تقریباً موضع مثبتی نسبت به دولت و عملکرد آن در مطالب بررسی شده مشاهده نگردیده است. این امر، مؤید بند اول جمع بندی نیز می باشد.

6. مواضع روزنامة مذکور نسبت به موضوعات مرتبط با دین، بیشتر ناشی از اظهارات افراد مسئله دار یا ابراز نظر پیرامون احکام خاص اسلامی (بخصوص در حوزة احکام قضائی و مسائل زنان) بوده است.

7. در زمینة هویت ملی، توجه خاص این روزنامه به مشکلات و مسائل اجتماعی و نحوة برخورد دولت و حکومت با آنها و به ویژه از بعد فرهنگی است.

8. از لحاظ مخاطب، این روزنامه در وهلة اول بخشی از جامعه را هدف گرفته که موافق دولت کنونی نیستند و سپس به طور مشخص خواهان ارتباط با طبقة متوسط، جوانان و دانشجویان، و زنان است.

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۰۱:۲۴ - ۱۳۸۸/۰۷/۲۴
1
4
سايت فردا سايت حرفه اي نيست. اصولگرا هم نيست . برايش نوشابه باز نكنيد. گزارش ان هم در مورد اعتماد ملي سفارشي بوده است . شما فريب نخوريد
نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین