کد خبر: ۱۸۰۶۶
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

درياي مازندران در كشاكش نام‌ها

مصطفي رحيمي مشكله:
درياي مازندران كه در خارج از ايران همه آن را با نام كاسپين مي‌شناسند و ما آن را خزر يا گاهي درياي مازندران مي‌ناميم، بزرگترين درياچه زمين است.
اين درياچه كه بهتر است آن را دريا بناميم، بزرگترين قسمت باقيمانده از تجزيه درياي عظيم تتيس است كه در دوران سوم زمين شناسي بر اثر ظهور چين‌خوردگي‌ها و پيدايش فلات ايران به همراه چندين درياچه ديگر به‌وجود آمده است طول خطوط ساحلي سراسري دريا 6400 كيلومتر است كه 992 كيلومتر آن مربوط به سرزمين ايران و 5408 كيلومتر مربوط به بقيه كشورهاي حوزه آن است.

از كل مساحت حوضه آبخيز اين درياچه كه حدود 3733 كيلومتر است 256 كيلومتر مربع آن در خاك كشور ما قرار دارد. اين دريا به تنهايي 40درصد آب كل درياچه‌هاي جهان را در خود جاي داده است. به‌طور كلي 78 درصد آب درياي كاسپين توسط رودهاي حوضه شمالي كه مهمترين آنها رودخانه‌هاي ولگا و اورال است تامين شده و تنها كمتر از 5 درصد آب اين دريا توسط رودهاي حوضه جنوبي كه در كشور ما قرار دارند تامين مي‌شوند.

لازم به ذكر است كه عمق درياي كاسپين در قسمت‌هاي مركزي به 400 متر رسيده و در قسمتهاي سواحل ايران تا 1000متر هم مي‌رسد! اين درياچه وسيع علاوه بر ويژگي‌هاي محيطي و زيبايي‌هاي طبيعي منبع سرشاري از انواع آبزيان است كه استحصال آنها نقش عمده‌اي در اقتصاد كشور و اشتغال مردم ساحل‌نشين ايفا مي‌كند. درياي كاسپين زيستگاه گونه‌هاي فون (جانوري) و فلور (‌گياهي) ويژه و با ارزش است كه نمونه بارز آن را مي‌توان در 6 گونه ماهي نادر خاوياردار اشاره كرد.

درياي‌خزر يا خزران، درياي كاسپين، درياي اقانيا، گرگان‌ (جرجان)، طبرستان، باكو، طيلسان(طالش)، آبسكون، كمرود، گيلان(چيلان)، گسكر، كپورچال، خوالينسك، استرآباد، شيروان، ديلم، خراسان و مازندران از جمله نامهايي است كه در طول تاريخ بر پهنه آبي شمال ايران نهاده شده است. در حال حاضر اصلي‌ترين و مهمترين نام درياچه در جهان جغرافيا و ديپلماسي به‌نام كاسپين است كه متاسفانه ما به‌عنوان همسايه اين دريا نام ديگري بر آن اختيار كرده‌ايم اما اينكه چرا متاسفانه؟

را بايد تاكيد كرد كه تا پايان مقاله با ما همراه باشيد. شايان ذكر است در مورد اينكه چرا به اين درياچه كاسپين مي‌گويند بايد گفت كه كاسي‌ها از قديمي‌ترين اقوام ماقبل آريايي هستند كه در ساحل اين دريا زندگي مي‌كردند كه حضورشان به 2500 سال قبل از ميلاد مي‌رسد، محل زندگي آنها نيز در آذربايجان شمالي يا جمهوري آذربايجان كنوني بود اين در حاليست كه برخي از محققان تا قرن 18 قبل از ميلاد وعده‌اي باستان‌شناس نيز تا قرن 23 قبل از ميلاد از آنها نام برده اند.

اين قوم فرهنگ و تمدن درخشاني را پديد آوردند و حتي بيش از 500 سال بر كشور متمدن بابل حكمراني كردند. كاشي، كاسيت و كاشيست نام‌هاي ديگر اين قوم هستند در صورتي كه اسامي بسياري از شهرها در داخل كشور و حتي ماوراي سرزمين ايران از نام اين قوم گرفته شده است مانند، كاشان، كاشمر، كاشك در حومه سبزوار، كاشانك نزديك تهران، كاسمند در حومه آمل، كاسكان در نزديكي بيرجند، كاشغر در تركستان چين،كشمير در منطقه پاكستان و هند و بسياري از نام‌هاي ديگر علي‌الخصوص محلي از سيبري و آسياي مركزي تا شمال هند و ماوراءالنهر و... قابل ذكر است

كه هر چند اقوام آريايي طي 2 نوبت به فاصله‌اي 500 ساله به حيات اين قوم پايان دادند، اما تمدن غني قوم كاس باعث شدكه اين قوم از آنها تأثيرات شگرفي بپذيرند كه از آن آميختگي‌هاي نژادي و فرهنگي زيادي پديدار شد.

اما در‌خصوص خزر يا خزران برخي از محققان ذكر كرده‌اند كه اين قوم مردمي بودند كه در قرن هفتم و هشتم هجري از آسياي ميانه به دو طرف ساحل رود ولگا مهاجرت كردند و در اين سرزمين مأوا گرفتند و سپس به طرف روسيه كنوني پيشروي كردند.

حكومت خزرها در قرن دهم و اوايل قرن يازدهم به‌وسيله روس‌ها برچيده شد اما نام آنان توسط ايرانيان و حتي عرب‌ها به درياي نيلگون شمال گذارده شد! داستان ديگري از اين قوم وجود دارد كه ذكر آن جهت شفافيت بيشتر موضوع خالي از لطف نيست و آن اينكه بسياري از محققان عقيده دارند كه خزرها قومي ساكن ساحل جنوب غربي بزرگترين درياچه جهان بودند كه بعدها تقريبا سرتاسر ضلع غربي آن را اشغال كردند

آنها به ظن قوي از اقوام بخش شرقي اين دريا بودند و در قرن دوم ميلادي به سمت جنوب يا شمال دريا كوچ كردند اما سرانجام در بخش معتدل جنوب غربي آن اسكان دائمي يافتند. زندگي شباني و كوچ‌پذيري خوي و خصلت آنها تا مدت‌هاي مديد بود ولي رفته‌رفته متمكن و زندگي تثبيت شده‌اي يافتند و منطقه‌اي از جنوب درياچه تا ولگا را به‌نام خود كردند و چنانچه در منابع ذكر شده

دين و آئين ثابت و پيشرفته‌اي نداشتند، ولي گفته شده كه به شمنيزم، آنيميسم و احتمالاً ميترائيسم گرايش داشته‌اند و پس از اينكه كمي متمدن و شهرنشين شدند، بنا به‌دلايلي نامعلوم، دين يهود را آئين خود كردند و از آنجا كه يهوديان دين را به نژاد خود مربوط مي‌سازند فلذا اين قوم براي خود تبارنامه‌اي جعلي ساخت و مدعي شدند كه از تيره بني اسرائيلند!

در منابعي ديگر همچنين آمده كه آنها قبل از اينكه به يهوديت بگروند مسيحي شده بودند، ولي با تبليغات وسيع تجار يهودي كه با آنها رفت‌وآمد داشتند به اين آئين گرايش پيدا كردند، ولي خلق و خوي نا‌متمدن آنها اصلا تغيير نكرد به نحوي كه غارتگري و چپاول اقوام مجاور جزو مشي زيستي آنها بود و جنگ‌هاي آنها با ايرانيان و علي‌الخصوص ساسانيان و تضعيف ارتش ساساني مجالي فراهم ساخت براي نفوذ ارتش روم شرقي به سرزمين ايران.

خزرها به سفارش هراكليوس امپراطور روم شرقي با 40 هزار سپاه به ياري ارتش روم شرقي آمدند و هماهنگ با يكديگر و مشتركاً از شمال و غرب بر سپاه خسرو پرويز تاختند و ايرانيان را درهم شكسته و تا قلب سرزمين ايران نفوذ كردند. اين قوم تا چندين ماه آذربايجان را به اشغال خود درآورد و تمامي شهرهاي آنرا نيست و نابود كرده و اسيران و غنائم فراوان بردند و آتشكده‌هاي بسياري را ويران كردند

در اين حال پس از آنكه تاريخ و دوران اسلامي آغاز شد، سپاهيان عرب و ايران بارها با قوم خزر درگير شدند و در سال71 هجري قمري سپاه محمدبن مروان اين قوم را شكست داد و بنا به سفارش سركرده آنها كه درخواست مسلماني كرده بود پيمان صلح با آنها امضا كرد.

در اين زمان بخشي از قوم خزر مسلمان شدند، عده‌اي يهودي ماندند و بخشي ديگر همچنان تحت تاثير روم شرقي مسيحي ماندند. اما اسلام آوردن اين قوم به‌واسطه ارتباط بيشتري كه با دولت روم شرقي داشتند، چندان دوام و قوام نيافت و سرانجام با ازدواج دختر سركرده خزر با وليعهد لئوي سوم امپراطور روم، مسيحيت به طور رسمي به‌عنوان عنصر غالب فرهنگي قوم خزر شناخته شد.

در زمان هارون‌الرشيد تا منتهي‌اليه شرقي ايران يعني ماوراء‌النهر از هجوم و غارتگري قوم خزر در امان نماند و سرانجام با قدرت گرفتن اسلام و همچنين روس‌ها، اين قوم خود را از هر سو در مخاطره يافتند و به‌تدريج پس از چند سال طغيانگري از صحنه تاريخ محو شدند اما نامشان به ناحق بر بزرگترين درياچه جهان آنهم از طرف كساني كه بيشترين ضربه و ضرر را از اين قوم دريافت كردند يعني ايرانيان ماندگار شد!

در زمان رضا شاه پهلوي كوشش فراواني انجام گرفت تا درياي مازندران را جايگزين درياي خزر در كتاب‌هاي درسي سازند كه با شكست مواجه شد. پس از انقلاب نيز مركز پژوهش‌هاي مجلس پنجم شوراي اسلامي نخستين بار در سال 1375 بر اساس مصوبه هيأت وزيران با تاكيد بر هويت ايراني اين درياچه نام درياچه فوق را از خزر به مازندران تغيير دادند اما در اواخر سال 1381 دوباره و بنا به‌دلايلي نامعلوم رسماً به‌نام درياي خزر به ثبت رسيد!

اين در حالي بود كه مركز پژوهش‌هاي مجلس معتقد بود ريشه كاسپين در اصل فارسي است و نامگذاري اين درياچه به خزر به سبب آشفتگي در معناي نام و ناآشنايي با ريشه نام دريا بوده است. حال قضاوت امر با من، تو، شما و ما كه نام اين درياچه چه باشد بهتر است، كاسپين، مازندران يا به نام قوم خزر!؟

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین