آقای رسول جعفریان شما چرا ؟!
ابوذر مطیع دوست
هر چند برایم سخت است که در نقد یکی از اساتیدی که همواره به خواندن آثارش علاقه مند بوده ام چنین یادداشتی بنویسم اما فتنه های مروجان اسلام مرفهان بی درد و اسلام آمریکایی در حوادث سیاسی اخیر چنان عمیق بود که برخی از دوستان و اساتید ما را در شناخت حقیقیت به اشتباه انداخت و این دوستان از رسالت تاریخیشان - که روشنگری و بصیرت بخشی به توده های مردم بود - نه تنها غافل شدند که خودشان عاملی شدند در درآمیختن حق و باطل و ازدیاد تردیدها و شبهه ها !
موضوع از این قرار است که در حوادث سیاسی اخیر ، یادداشتها ودیدگاه هایی ازآقای رسول جعفریان را خواندم و شنیدم که به هیچ عنوان با سابقه مواضع انقلابی و ولایی این نویسنده گرانقدر همخوانی نداشت و تصمیمم برآن بود که مدتها قبل چنین یادداشتی را بنویسم اما با خود گفتم شاید گذرزمان با تعدیل و اصلاح مواضع ایشان ، بسیاری از مشکلات را حل کند اما با گذشت زمان نه تنها مسایل حل نشد بلکه یادداشتها و دیدگاه های ایشان را - که در جراید انقلابی و اسلامی دوم خردادی (؟؟؟) چاپ می شد ( البته اسلام از نوع آمریکایی ) - که خواندم برای این حقیر راه و چاره ای باقی نماند جز نوشتن این نقدنامه .
یاداشتهای اخیر ایشان در باب مسایل سیاسی وانتخابات و علی الخصوص حوادث پس از انتخابات از جهات مختلف قابل تامل است که در ذیل به بررسی پاره ای از مواضع این مورخ گرانقدر می پردازیم :
1- ایشان در یاداشتی تحت عنوان " آیا انقلاب دیگری در راه است ؟ " در نقد عملکرد رییس جمهوری ایران جناب دکتر احمدی نژاد و بعد از حماسه بی نظیر 22 خرداد نوشته اند :
" حرف زدن در باره یك انقلاب جدید در یك كشور انقلابی دشوار است، نه فقط از این باب كه نیازی به انقلاب هست یا نیست، بلكه از این زاویه نیز كه مردم خستهاند و به این راحتی تن به تحول بنیادین نمیدهند."
سپس در ادامه می کوشد تا اثبات کند احمدی نژاد به دنبال تغییرات بنیادین و اساسی هست وایشان بر این اعتقاد هست که مردم خسته اند !
سوالم از ایشان این است : آیا انقلاب اسلامی که به فرموده بنیانگذارش خمینی کبیر (ره) زمینه ساز حکومت جهانی امام عصر(عج) است با مردمانی خسته قادر به انجام چنین ماموریتی می باشد ؟ آیا این گفتار ایشان که میگویند " مردم خسته اند " حقیقت دارد ؟ و اگر ما معتقد به زمینه سازی ظهور آن یگانه عالم (عج ) هستیم آیا با خستگی و بی حوصلگی قادر به انجام چنین ماموریتی می باشیم ؟
در پاسخ به این سوالات باید از آقای جعفریان پرسید که رای قاطع و بی بدیل مردم به احمدی نژاد به چه معنا می تواند باشد ؟ آیا در این موضوع بسیار مهم تامل کرده اید ؟ آیا اگر مردم خسته شده بودند به احمدی نژاد ظلم ستیز و خستگی ناپذیر رای می دادند ؟ و دهها پرسش قابل تامل دیگر در همین راستا .
اما ظاهرا آقای جعفریان این حرفها را قبول ندارد ! بنابراین سخن کوتاه می کنم و بهتر است که در مورد این اختلاف با آقای جعفریان ، به نظر و دیدگاه رهبر معظم انقلاب رجوع کنیم تا بدانیم نظرمعظم له چیست :
رهبری انقلاب می فرمایند : " رأى قاطع و بىسابقهى مردم به رئيسجمهور منتخب و محترم، رأى به ويژگىهائى است كه كارنامهى چهارسالهى دولت نهم بدانها زينت يافته است و سمت و سوى گرايشهاى اكثريتِ بىچون و چراى ملت را آشكار ميسازد. اين، رأى به گفتمان پربركت و عزتمدار انقلاب اسلامى است ؛ رأى به مبارزه با فقر و فساد و تبعيض و مبارزه با اشرافيگرى است؛ رأى به سادهزيستى و نزديكى با مردم و غمگسارى از ضعيفان و مستضعفان است؛ رأى به كار و تلاشِ بىوقفه و خستگىناپذير است."[1]
حال از آقای جعفریان می پرسم که : آیا " رای به استکبارستیزی و ایستادگی شجاعانه در برابر سلطه طلبان بین المللی " می تواند به معنای خستگی باشد ؟ آیا " رای به مبارزه با فقر و فساد و تبعيض و مبارزه با اشرافيگرى " را جناب ایشان تعبیر به خستگی می نمایند ؟ آیا " رأى به سادهزيستى و نزديكى با مردم و غمگسارى از ضعيفان و مستضعفان " به معنای خستگی می باشد ؟ آیا " رأى به كار و تلاشِ بىوقفه و خستگىناپذير " را ایشان همان خستگی می دانند ؟
اگر جناب ایشان فقط و فقط در همین جمله رهبری تاملی بیشتر می نمود هرگز چنین جملاتی را بکار نمی برد ؟
البته اگر آقای جعفریان این حرف را قبل از انتخابات می زد شاید میتوان یک دلیل و توجیهی جفت و جور کرد ( شاید ) اما تاسف بار اینجاست که ایشان سه ماه پس از انتخابات ریاست جمهوری ، چنین نظری داده اند و این بدان معناست که حضرتشان ، هنوز که هنوز است پیام بزرگ انتخابات ریاست جمهوری و انتخاب ریسس جمهور مکتبی و انقلابی توسط مردم را درک نکرده است ! شاید ایشان از بس خسته شده اند که حوصله شنیدن این پیام رسا و شیوای مردم را نیز از دست داده اند ! و سوالم این است که اگر جناب جعفریان که مورخ خستگی ناپذیر انقلاب اسلامی می نمود اکنون به هردلیلی از ادامه راه خسته شده اند می تواند دلیلی برای خستگی مردم باشد ؟
در جواب باید گفت که آقای جعفریان عزیز ! حاج آقا ! اگر احیانا "مردم خسته شده اند " این خستگی مربوط به انتخابات و شخص منتخب نیست بلکه بدلیل حوادث تلخ پس از انتخابات که بانیان این حوادث ، جماعتی بودند و هستند که خیلی زودتر از اینها در مسیرآرمانهای امام و انقلاب خسته شده بودند و بریده اند وجهت تازه کردن نفس خودشان ( خیلی خوش بینانه ) و یا جهت آسایش و رفاه خودشان ( بدبینانه یا واقع ب ی ن ا ن ه !) آن جام زهر تلخ را به امام امت (ره) نوشاندند و الحق والانصاف که مردم جواب این جماعت را در انتخابات اخیرچقدر زیبا دادند .
2- ایشان در مطلبی دیگر با عنوان " مسئول شکاف میان مراجع با نظام کیست ؟ " تمام تلاش خود را میکند تا مقصر اصلی جریانات پس از انتخابات را شخص رییس جمهور معرفی نماید . در جایی ایشان دولت فعلی را با زیرکی تمام با حکومت مستبدانه رضاشاه مقایسه می نماید و با گفتن این جمله داخل پرانتز که " (البته در مثل مناقشه نیست و نمی خواهیم نظام اسلامی را كه مشروع می دانیم، با نظام شاهی كه از اساس طاغوت بود مقایسه كنیم)" می کوشد درهای انتقاد را به روی خود ببندد :
" ما در تاریخ گذشته مان، مشكل جدا بودن مرجعیت از دولت قاجار و پهلوی را داشتیم. تمام تلاش ما این بود تا در نظام اسلامی پس از انقلاب این مسأله را حل كنیم. اكنون ممكن است دوباره به همان وضعیت برگردیم. مهم ـ صرفا ـ این نیست كه حق با كیست، مهم این است كه این شكاف یكی از عوامل مهم عقب افتادگی و توسعه نیافتگی ما به لحاظ باورها و معقتدات دینی ماست."
و اما اوج بی انصافی این نویسنده در ادامه آمده است که به راحتی آب خوردن و با چشم پوشی از محاسن بی شمار رییس جمهور که همواره مورد تایید مقام معظم رهبری هم بوده است رییس دولت دهم را با رضا شاه ( !!! ) مقایسه می نمایند :
" رضاشاه اگر هزار جور فعالیت اجتماعی ـ اقتصادی هم برای آبادانی این مملكت می كرد، باز هم به دلیل آن كه از نظر علما نامشروع بود، نتوانسته كاری از پیش ببرد و همچنان بی ریشه ماند. "
و بد گمانی هایش را به رییس جمهور منتخب و مورد تایید خاص رهبری ، اینگونه ادامه میدهد که :
" این تنها یك سوی ماجراست. سوی دیگر آن این است كه اگر امروز مراجع برابر دولت موضع گرفته وآن را نامشروع بدانند، ـ و مطمئن باشیم كه از همدیگر حمایت هم خواهند كرد ـ ممكن است این مخالفت به تدریج به مخالفت با نظام بینجامد."
سخن در این باب زیاد است که بنا به دلایلی نویسنده ازاین سخنان صرف نظر میکند اما مهمترین سوالم از آقای جعفریان این است که :
حاج آقا ! با توجه به فرمایشات جنابعالی در این نوشتار، پس جایگاه ولی فقیه در تایید مشروعیت رییس جمهور ی کجاست ؟ به عبارت خودمانی تر : حاج آقا ! پس رهبری این وسط چی کاره هست ؟( از دید شما )
مگر برطبق قانون اساسی و در کلام بنیانگذار انقلاب اسلامی ، رییس جمهوری با حکم ولی فقیه ، مشروعیت نمی یابد و تنها هنگامی نامشروع میگردد که در صورت تخلف رییس جمهور توسط رهبری اعلام شود ؟
از باب یادآوری، کلام امام فقیدمان خمینی کبیر (ره) را مرور می کنیم که هنگام تنفيذ شهيد رجايي ميفرمايند:
"چون مشروعيت بايد به نصب فقيه ولي امر باشد، اين جانب راي ملت شريف را تنفيذ و ايشان (رجايي) را به سمت رياست جمهوري منصوب نمودم و اگر خداي ناخواسته برخلاف آن عمل نمايند مشروعيت آن را خواهم گرفت"[2]
شایدآقای جعفریان قانون اساسی و کلام بنیانگذار انقلاب اسلامی را زیاد جدی نگرفته اند و شاید هم قانون اساسی و کلام دیگری را حجت می دانند که حداقل بنده حقیر از وجود آن بی اطلاع هستم !
3- آقای جعفریان در ادامه همین نوشتار با ایراد اتهامات غیر منصفانه به رییس جمهور ، همچنان او را مقصر اصلی این جریانات معرفی می کند :
" هر نوع بحرانی از این زاویه، به كسی یا كسانی باز می گردد كه تلاش می كنند با بحران آفرینی در جامعه با طرح شعارهای مردم گرایانه مشكوك، جای پای خویش را محكم كنند، كسانی كه آرام شدن اوضاع با رویه و سیاست آنان سازگار نیست."
نویسنده این یادداشت ( بنده حقیر ) در اینجا حیران زده می شود و چند علامت سوال پی در پی (؟؟؟؟؟) مدام در جلوی چشمانش رژه می روند :
آقای رسول جعفریان ، نویسنده انقلابی ؟ مورخ مکتبی و معتقد به ولایت ؟ پس معنای این جملات چه می تواند باشد ؟
بحران آفرینی در جامعه ؟ بحران آفرینی ؟!
طرح شعارهای مردم گرایانه مشكوك ؟ مردم گرایانه مشکوک ؟!
جای پای خویش را محكم كنند ؟ جای پای خویش ؟!
كسانی كه آرام شدن اوضاع با رویه و سیاست آنان سازگار نیست؟
تعابیر "مبارزه با فقر و فساد و تبعيض و مبارزه با اشرافيگرى " و " سادهزيستى و نزديكى با مردم و غمگسارى از ضعيفان و مستضعفان " و" گفتمان پربركت و عزتمدار انقلاب اسلامى" و" رأى به استكبارستيزى و ايستادگى شجاعانه در برابر سلطهطلبان بينالمللى " و دهها تعبیر دیگر شعارهای تایید شده مقام معظم رهبری است که بارها این عناوین را در مورد دولت و شخص رییس جمهور فعلی بکار برده اند . پس معنای این جملات توسط جناب جعفریان چه می تواند باشد ؟
طرح شعارهای مردم گرایانه مشكوك ؟
جای پای خویش را محكم كنند ؟
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چشم حیرت زده ام کماکان از رژه منظم این علامات سوال سان می بیند ولی ناخودآگاه پاسخی برایم نقش آرامش بخش را ایفا نمود که شاید منظورش حرف دیگر باشد و مقصودش چیزدیگر، اما درادامه فرمایشات آقای جعفریان نه تنها پاسخ سوالاتم داده نشد بلکه بر تعداد این علامات سوال افزوده شد و افزوده شد :
"در واقع آنان به دلیل مشكلات یا سیاستی كه در جذب دارند، تلاش می كنند با آشفته كردن اوضاع، كار خویش را پیش برده و در عین حال اذهان را متوجه نقاط دیگر كرده و مسؤولیت برخی از اقدامات خود را روی دوش مقامات بالاتر از خود و به هر حال متفاوت از خود بگذارند. در این صورت تصور می كنند سر به سلامت خواهند برد. اما این وضع نمی تواند برای همیشه ادامه پیدا كند."
"مشكلات یا سیاستی كه در جذب دارند" ؟
" سیاستی که در جذب دارند " ؟
"طرح شعارهای مردم گرایانه مشكوك " ؟
" سیاستی که در جذب دارند " ؟
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
گویا این رژه ها را در این یادداشت آقای جعفریان پایانی نیست ! چنانکه در ادامه می نویسند :
" به نظر می رسد دولت دهم، اكنون كه به هر وسیله توانسته است بر اریكه قدرت تكیه بزند، برای آن كه بتواند دوام آورد و اگر مدعی خدمت به مردم است، خدمت كند، از ایجاد شكاف هایی از این قبیل در جامعه خودداری كند."
" دولت دهم، اكنون كه به هر وسیله توانسته است بر اریكه قدرت تكیه بزند " ؟
به هر وسیله ؟ کدام وسیله ؟
اریکه قدرت ؟ کدام قدرت ؟
احمدی نژاد ، حکومت اسلامی ، رضاشاه ، حکومت پهلوی ، حکومت قاجار ؟
چه نسبتی میان اینها می تواند باشد ؟
آیا واقعا آنطوری که خودش گفته " (البته در مثل مناقشه نیست و نمی خواهیم نظام اسلامی را كه مشروع می دانیم، با نظام شاهی كه از اساس طاغوت بود مقایسه كنیم) " در این موضوع مناقشه نیست و این مقایسه فقط از باب مثال هست ؟
پس جملات بالا به چه معنا می تواند باشد ؟
" دولت دهم، اكنون كه به هر وسیله توانسته است بر اریكه قدرت تكیه بزند " ؟
اریکه قدرت ؟
قدرت ؟ خدمت ؟ کدامیک ؟
"اگر مدعی خدمت به مردم است" ؟
مدعی خدمت به مردم ؟ یعنی خدمت نه ، ادعای خدمت ؟ مدعی خدمت ؟
قدرت ، اریکه قدرت ، تکیه بر اریکه قدرت ؟
چه بگویم در جواب این مورخ معتقد به ولایت که زبانم از پاسخ دادن به نویسنده مورد علاقه ام به بندآمده است ! پس بهتر است حال که ایشان حرف دوستان را نمی پذیرد لاجرم سخن ولی فقیه را – که علی الظاهر و ان شاء ا... علی الباطن به آن اعتقاد دارند - بشنوند که در این باب نظر رهبری چیست و ایشان چه می فرمایند ؟
" انرژی، تحرک، نشاط کار و جدیت در خدمت به مردم ، ویژگی بسیار با ارزش و مستمر دولت است که پس از سه سال همچنان برجسته است و سفرهای استانی یکی از نمودهای آن بشمار می رود.» (مقام معظم رهبری - 2 شهریورماه 87)
واما نکته بسیارجالب اینجاست که مقام معظم رهبری دلایل حمایتشان را از دولت آقای احمدی نژاد دقیقا همان شاخصهایی می دانند که جناب جعفریان به آنها اعتقاد ندارد و معتقد به این است که دولت ادعای این شعارها را سرمیدهد و احمدی نژاد مدعی آنهاست !
"جهتگیریهای دینی و این ارزشگیری انقلابی و اسلامی خیلی ارزش دارد. سختکوشی، تلاش فراوان، ارتباط با مردم، سفرهای استانی، جهتگیری عدالت ورزی مردمی؛ اینها خیلی قیمت دارد و من قدر این کارها را میدانم. من به خاطر این چیزها از دولت حمایت میکنم "( مقام معظم رهبری - فروردین ۸۶)
4 – آقای جعفریان در یادداشت شتابزده ای دیگر با عنوان " تا دیر نشده آتش بس بدهید " که گویا از آتش بازی سبزپوشان سطل زباله سوز (!) خیلی مضطرب و نگران شده اند از همان ابتدای یادداشتشان چنین می نویسند :
" وضعیت شکنندهای پیدا کردهایم، وضعیتی که ادامه آن میتواند عمود انقلاب را بلرزاند و کار را به جاهای باریک و باریک تر بکشاند. این درست است که بحران تنها میان نخبگان و طبقات فرهیخته و شماری از افراد درگیر در امور سیاسی و اداری کشور است نه میان عامه مردم در شهرستانها، اما بهتدریج دامنه این نگرانیها درحال گسترش بوده و با آنچه شاهدیم و تحریکاتی که میبینیم، و تبعاتی که ممکن است وضعیت فعلی داشته باشد، بیم آن میرود که بیش از پیش توسعه یابد."
وسپس در ادامه خطرات جدی جمهوری اسلامی را گوشزد می کند که :
" نخست خطر حمله اسرائیل است که حرف شنوی اندکی از دولت آمریکا دارد و دایما به دنبال تحریک این و آن علیه ایران است"
"دوستانی برای ما در منطقه نمانده و صدای نحس شبکه العربیه که هزار بار از تلویزیون انگلیس بدتر است و همه جهان عرب را علیه ما میشوراند، تقریبا از صبح تا شام یکسره علیه ما بلند است."
"بحث تحریمها که تاکنون خسارتهای زیادی به ما وارد کرده، همچنان جدی است و ما نباید به مذاکراتی که خودمان هم میدانیم بینتیجه است، دل خوش کنیم. فرصتها رو به پایان است و دولت با وجود این بحران جدی و خطرات ناشی از آن، و زمانی که صرف رسیدگی به این بحران دارد، برنامهای برای تدارک مشکل تحریم نمیتواند داشته باشد".
جناب جعفریان پس از ذکر خطرات مختلف پیش روی جمهوری اسلامی ، لزوم برقراری آتش بس را گوشزد می کند . آتش بسی که اگر برقرار نشود دیگر نقطه بازگشتی وجود نخواهد داشت و این آتش تر و خشک را خواهد سوزاند و در ادامه یادداشتهای غیر منصفانه اش اینجا نیز خود را به مقام قضاوت می نشاند و چنین حکمی را جاری می کند :
" آنچه اهمیت دارد این است که آتش بس باید از سوی فرماندهی باشد که با قدرت هرچه تمام، با سیاست و کیاست تمام، با بیطرفی، با موضع پدرانه، با تأدیب هر دو طرف، و با خاموش کردن صدای کسانی که از موضع قدرت و با داشتن امکانات بیشمار، خواستار دستگیری این و آن هستند، با جلوگیری از اقدامات تندروانه که دیگران را تحریک کرده و رگ گردن آن را به خروش میآورد، آنان را خاموش سازد ."
صرف نظر از اینکه در این جمله ، ایشان برای رهبری تعیین تکلیف می کند که "با قدرت هرچه تمام" ، " با سیاست و کیاست تمام" ،" با بیطرفی" "، با موضع پدرانه "، " با تأدیب هر دو طرف" باید عمل کند که گوئیا تا پیش از این رهبری چنین نکرده اند و حال حضرت جعفریان، رهبری را به انجام وظیفه و تکلیف خود امر می کنند ؛ در ادامه فرمایشات خود ، موضع یک جانبه و غیر منصفانه اش را اینگونه تکمیل می کند که :
" و با خاموش کردن صدای کسانی که از موضع قدرت و با داشتن امکانات بیشمار، خواستار دستگیری این و آن هستند، با جلوگیری از اقدامات تندروانه که دیگران را تحریک کرده و رگ گردن آن را به خروش میآورد"
حال که ایشان چنین قضاوتی می نمایند لازم است که بگویم :
آقای جعفریان ! اتفاقا حرف همه پیروان راه امام و ولایت ، به یاران دیروز امام وانقلاب این بود که از دشمن خارجی و مشکلات داخلی غافل نشویم و همه در کنارهم وگوش به فرمان رهبری برای پیشرفت ایران اسلامی کوشا باشیم اما نتیجه چه شد ؟ آنها گوش به فرمان رهبری دادند ؟ آنها امر رهبری را فصل الخطاب قرار دادند ؟ آنها دل دوستان اسلام و انقلاب را شاد و دل دشمنان را ناشاد کردند ؟ و صدها سوال دیگر .
آنها برای رسیدن به منافع دنیاییشان چه کارها که نکردند و خدا می داند چه خونها که به دل امام زمانمان (عج) کردند و فریاد "هل من ناصر ینصرنی " نایبش را تا چه اندازه بی پاسخ گذاشتند که پیوسته در صف دشمنان اسلام و انقلاب ، لبیک گویان و کفن پوشان حاضر شدند و اینها همه در حالی است که این جماعت - که روی خوارج را سفید کرده اند - همانند نیاکانشان ، حضرات خوارج که در برابر علی (ع) شعار خط قرآن و پیغمبر (ص) را نقاب چهره منافقانه خود کردند ، دایما شعار خط امام و انقلاب را به دروغ سر میدهند ؛ با این تفاوت که اگر بعد از رحلت پیامبر (ص) و در زمان رهبری علی (ع) ، ظاهر مومنانه و عبادت آن چنانی خوارج ، تشخیص حق را بر مسلمانان و مومنان سخت می نمود در زمان کنونی و بعد از رحلت خمینی کبیر (ره) و در زمان رهبری خامنه ای عزیز (زید عزه ) ، خوارج جدید نه ظاهر مومنانه ای دارند و نه اعمال دینی فریبنده ای ، به گونه ای که پیروان سبز پوش آنها در جمعه آخر ماه مبارک رمضان ، علنا روزه خواری می کنند و آشکارا شعارهای ضداسلامی و ضدانقلابی و ضد خط امامی سرمی دهند و مرد و زن نمازشان را درجوارهم و با کفش می خوانند و رسانه های منافقین و دشمنان اسلام به آنها "ا... اکبر" و شعارهای انقلابی می آموزند !!! که چقدر زیبا و بجا بود تعبیر "مسجد ضرار" از زبان نافذ رهبر معظم انقلاب در مورد این جماعت گمراه و لیدرهای دنیا پرستشان .
آقای جعفریان ! حال که حرف شما در سایتها و رسانه های مسجد ضراری مکررا تیتر می شود لااقل منصف باشید و عادلانه به قضاوت بنشینید ! و جالب است بدانید که فریاد آتش بس شما زمانی بلند شده است که این خوارج دنیاپرست و غرب زده ، تمامی تلاششان را برای از بین بردن وحدت ایران اسلامی و ایجاد تفرقه در بین مردم این مرزوبوم صرف کردند و هنگامی که دست غیب الهی ، آنها را در تحقق اهداف شومشان مایوس کرد فریاد " آشتی ملی " شان را همچون قرآن روی نیزه ، بلند کردند تا همانند خوارج نهروان، از تیغ عدل علی ( ع ) در حکومت اسلامی درامان باشند .
آقای جعفریان ! حاج آقا ! دلم از دوستانی مثل شما خون است و سخنم با شماست که : شما چرا ؟ شما چرا با این جماعت همصدا شده اید ؟!
5 – در یادداشتهای اخیری که از آقای جعفریان در رسانه های خاص( ! ) انتشار می یافت ایشان مدام سعی برآن داشته که اختلافات رهبری و احمدی نژاد را بشکافد و به همگان بازگو کند و اثبات کند که احمدی نژاد در مسیر ولایت پیش نمی رود و این موضوع را در قالب مساله جدی و در قالب کنایه ، بارها عنوان می کند .
بهتر است در مورد این موضوع هم ، نظر رهبرمعظم انقلاب را بدانیم که نظر ایشان چیست :
" دولت کنونی و رئیس جمهور محترم، مثل همه انسانها، دارای نقاط ضعف و قوت هستند و بنده فقط از نقاط قوت حمایت می کنم و هرکس دیگری نیز این گرایش، تحرک و جدیت را از خود نشان دهد مورد حمایت من خواهد بود."
" تأکید بر نقاط ضعف، به سیاه نمایی و ناامیدی می انجامد ضمن اینکه موضع گیری علنی در مقابل نقاط ضعف، بسیاری از مواقع به حل مشکل کمکی نمی کند بنابراین و براساس منطق، فقط هنگامی که چاره دیگری نباشد باید در مقابل نقاط ضعف، موضع علنی گرفت". ( رهبرانقلاب - دیدار با اعضاء و نمایندگان تشکلهای دانشجویی – 4 شهریور 88 )
نگارنده این یادداشت ، دولت و شخص رییس جمهور را مبرا از انتقاد و بدون ضعف نمی داند و ازباب مثال از جمله انتقاداتم بر دولت نهم ، ضعف در حوزه فرهنگ و هنر ناب اسلامی وانقلابی و هنراشراقی بوده است و یا در باب انتصابات اخیر و پرسروصدای رییس جمهور که نظرم بر این است که افراد لایقتری وجود داشته اند و انتقادات دیگر، اما حرفم با آقای جعفریان این است که :
اولا ) شما که تمام تلاشتان را بکاربردید تا اثبات کنید بین رهبری و رییس جمهور اختلاف اساسی وجود دارد چرا در دیدگاهها و اظهار نظرهای خودتان تامل بیشتر نمی کنید تا متوجه شوید بین نظرات اخیرتان و مواضع رهبری ، در این برهه حساس اختلاف نظر اساسی وجود دارد ؟چرا درصدد اصلاح و هماهنگی بیشتر خودتان با رهبری - که فصل الخطاب همه افراد معتقد به نظام هست - برنمی آیید ؟ چرا قبل از آنی که در یادداشتهای اخیرتان ، اختلاف بین رهبری و رییس جمهور را اثبات کنید - امری که خود رهبری راضی به این کار نیستند - در بسیاری از اظهار نظرهای شتابزده و غیر منطقی تان تامل بیشتر نمی فرمایید ؟ براستی چرا این سخنان شما در رسانه های منافقین نوین، تیتر می گردد ؟ از خود پرسیده اید ؟
دوما ) ظاهرا آقای جعفریان از تحقق موضوع بالا نا امید شده اند – اثبات شکاف بین رهبری و دولت - وبعد از این موضوع به سراغ مراجع رفته اند تا در این شرایط حساس که سوء برداشتهای ایجادشده زمینه بروز شایعات را در این زمینه فراهم کرده ، بجای اینکه در جهت ترمیم شکاف احتمالی بین مراجع عظام و این دولت انقلابی اقدام کند ، کاملا به عکس ، در جهت عمیق تر کردن این شکاف و بحرانی تر کردن اوضاع قدم بر می دارد .
سوالم از آقای جعفریان این است : آیا این امر، تکلیف ماهست ؟ آیا این ، مسیرمورد رضایت حضرت ولی عصر (عج) هست ؟ آیا این، مسیر مورد رضایت مقام عظمای ولایت هست ؟ و...
( در باب رابطه مراجع عظام تقلید و دولت اسلامی، صحبتهای مفصل تری دارم که اگر فرصتی شد و مجالی پیدا کردم و خداوند توفیقی داد ان شاء ا... در آینده بیشتر خواهم نوشت )
سوما ) ای کاش آقای جعفریان و امثال این مورخ گرانقدر به کار علمی خودشان ادامه می دادند و در مسیر پیچیده سیاست - که نیازمند بصیرت عمیق است - احساس تکلیف نمی کردند که ... و یا تکلیفشان را اینگونه ادا نمی کردند ؟
خداوندا ، نعمت عظمای نظام اسلامی و ولایت فقیه را به ناسپاسی ما از ما مگیر !
در پایان یادآور می شوم این یاداشت فقط از باب نصیحت خواهی و از سرخیرخواهی برای این استاد گرامی بود و از صمیم دل برای موفقیت آقای جعفریان دعا می کنم .
والسلام
موضوع از این قرار است که در حوادث سیاسی اخیر ، یادداشتها ودیدگاه هایی ازآقای رسول جعفریان را خواندم و شنیدم که به هیچ عنوان با سابقه مواضع انقلابی و ولایی این نویسنده گرانقدر همخوانی نداشت و تصمیمم برآن بود که مدتها قبل چنین یادداشتی را بنویسم اما با خود گفتم شاید گذرزمان با تعدیل و اصلاح مواضع ایشان ، بسیاری از مشکلات را حل کند اما با گذشت زمان نه تنها مسایل حل نشد بلکه یادداشتها و دیدگاه های ایشان را - که در جراید انقلابی و اسلامی دوم خردادی (؟؟؟) چاپ می شد ( البته اسلام از نوع آمریکایی ) - که خواندم برای این حقیر راه و چاره ای باقی نماند جز نوشتن این نقدنامه .
یاداشتهای اخیر ایشان در باب مسایل سیاسی وانتخابات و علی الخصوص حوادث پس از انتخابات از جهات مختلف قابل تامل است که در ذیل به بررسی پاره ای از مواضع این مورخ گرانقدر می پردازیم :
1- ایشان در یاداشتی تحت عنوان " آیا انقلاب دیگری در راه است ؟ " در نقد عملکرد رییس جمهوری ایران جناب دکتر احمدی نژاد و بعد از حماسه بی نظیر 22 خرداد نوشته اند :
" حرف زدن در باره یك انقلاب جدید در یك كشور انقلابی دشوار است، نه فقط از این باب كه نیازی به انقلاب هست یا نیست، بلكه از این زاویه نیز كه مردم خستهاند و به این راحتی تن به تحول بنیادین نمیدهند."
سپس در ادامه می کوشد تا اثبات کند احمدی نژاد به دنبال تغییرات بنیادین و اساسی هست وایشان بر این اعتقاد هست که مردم خسته اند !
سوالم از ایشان این است : آیا انقلاب اسلامی که به فرموده بنیانگذارش خمینی کبیر (ره) زمینه ساز حکومت جهانی امام عصر(عج) است با مردمانی خسته قادر به انجام چنین ماموریتی می باشد ؟ آیا این گفتار ایشان که میگویند " مردم خسته اند " حقیقت دارد ؟ و اگر ما معتقد به زمینه سازی ظهور آن یگانه عالم (عج ) هستیم آیا با خستگی و بی حوصلگی قادر به انجام چنین ماموریتی می باشیم ؟
در پاسخ به این سوالات باید از آقای جعفریان پرسید که رای قاطع و بی بدیل مردم به احمدی نژاد به چه معنا می تواند باشد ؟ آیا در این موضوع بسیار مهم تامل کرده اید ؟ آیا اگر مردم خسته شده بودند به احمدی نژاد ظلم ستیز و خستگی ناپذیر رای می دادند ؟ و دهها پرسش قابل تامل دیگر در همین راستا .
اما ظاهرا آقای جعفریان این حرفها را قبول ندارد ! بنابراین سخن کوتاه می کنم و بهتر است که در مورد این اختلاف با آقای جعفریان ، به نظر و دیدگاه رهبر معظم انقلاب رجوع کنیم تا بدانیم نظرمعظم له چیست :
رهبری انقلاب می فرمایند : " رأى قاطع و بىسابقهى مردم به رئيسجمهور منتخب و محترم، رأى به ويژگىهائى است كه كارنامهى چهارسالهى دولت نهم بدانها زينت يافته است و سمت و سوى گرايشهاى اكثريتِ بىچون و چراى ملت را آشكار ميسازد. اين، رأى به گفتمان پربركت و عزتمدار انقلاب اسلامى است ؛ رأى به مبارزه با فقر و فساد و تبعيض و مبارزه با اشرافيگرى است؛ رأى به سادهزيستى و نزديكى با مردم و غمگسارى از ضعيفان و مستضعفان است؛ رأى به كار و تلاشِ بىوقفه و خستگىناپذير است."[1]
حال از آقای جعفریان می پرسم که : آیا " رای به استکبارستیزی و ایستادگی شجاعانه در برابر سلطه طلبان بین المللی " می تواند به معنای خستگی باشد ؟ آیا " رای به مبارزه با فقر و فساد و تبعيض و مبارزه با اشرافيگرى " را جناب ایشان تعبیر به خستگی می نمایند ؟ آیا " رأى به سادهزيستى و نزديكى با مردم و غمگسارى از ضعيفان و مستضعفان " به معنای خستگی می باشد ؟ آیا " رأى به كار و تلاشِ بىوقفه و خستگىناپذير " را ایشان همان خستگی می دانند ؟
اگر جناب ایشان فقط و فقط در همین جمله رهبری تاملی بیشتر می نمود هرگز چنین جملاتی را بکار نمی برد ؟
البته اگر آقای جعفریان این حرف را قبل از انتخابات می زد شاید میتوان یک دلیل و توجیهی جفت و جور کرد ( شاید ) اما تاسف بار اینجاست که ایشان سه ماه پس از انتخابات ریاست جمهوری ، چنین نظری داده اند و این بدان معناست که حضرتشان ، هنوز که هنوز است پیام بزرگ انتخابات ریاست جمهوری و انتخاب ریسس جمهور مکتبی و انقلابی توسط مردم را درک نکرده است ! شاید ایشان از بس خسته شده اند که حوصله شنیدن این پیام رسا و شیوای مردم را نیز از دست داده اند ! و سوالم این است که اگر جناب جعفریان که مورخ خستگی ناپذیر انقلاب اسلامی می نمود اکنون به هردلیلی از ادامه راه خسته شده اند می تواند دلیلی برای خستگی مردم باشد ؟
در جواب باید گفت که آقای جعفریان عزیز ! حاج آقا ! اگر احیانا "مردم خسته شده اند " این خستگی مربوط به انتخابات و شخص منتخب نیست بلکه بدلیل حوادث تلخ پس از انتخابات که بانیان این حوادث ، جماعتی بودند و هستند که خیلی زودتر از اینها در مسیرآرمانهای امام و انقلاب خسته شده بودند و بریده اند وجهت تازه کردن نفس خودشان ( خیلی خوش بینانه ) و یا جهت آسایش و رفاه خودشان ( بدبینانه یا واقع ب ی ن ا ن ه !) آن جام زهر تلخ را به امام امت (ره) نوشاندند و الحق والانصاف که مردم جواب این جماعت را در انتخابات اخیرچقدر زیبا دادند .
2- ایشان در مطلبی دیگر با عنوان " مسئول شکاف میان مراجع با نظام کیست ؟ " تمام تلاش خود را میکند تا مقصر اصلی جریانات پس از انتخابات را شخص رییس جمهور معرفی نماید . در جایی ایشان دولت فعلی را با زیرکی تمام با حکومت مستبدانه رضاشاه مقایسه می نماید و با گفتن این جمله داخل پرانتز که " (البته در مثل مناقشه نیست و نمی خواهیم نظام اسلامی را كه مشروع می دانیم، با نظام شاهی كه از اساس طاغوت بود مقایسه كنیم)" می کوشد درهای انتقاد را به روی خود ببندد :
" ما در تاریخ گذشته مان، مشكل جدا بودن مرجعیت از دولت قاجار و پهلوی را داشتیم. تمام تلاش ما این بود تا در نظام اسلامی پس از انقلاب این مسأله را حل كنیم. اكنون ممكن است دوباره به همان وضعیت برگردیم. مهم ـ صرفا ـ این نیست كه حق با كیست، مهم این است كه این شكاف یكی از عوامل مهم عقب افتادگی و توسعه نیافتگی ما به لحاظ باورها و معقتدات دینی ماست."
و اما اوج بی انصافی این نویسنده در ادامه آمده است که به راحتی آب خوردن و با چشم پوشی از محاسن بی شمار رییس جمهور که همواره مورد تایید مقام معظم رهبری هم بوده است رییس دولت دهم را با رضا شاه ( !!! ) مقایسه می نمایند :
" رضاشاه اگر هزار جور فعالیت اجتماعی ـ اقتصادی هم برای آبادانی این مملكت می كرد، باز هم به دلیل آن كه از نظر علما نامشروع بود، نتوانسته كاری از پیش ببرد و همچنان بی ریشه ماند. "
و بد گمانی هایش را به رییس جمهور منتخب و مورد تایید خاص رهبری ، اینگونه ادامه میدهد که :
" این تنها یك سوی ماجراست. سوی دیگر آن این است كه اگر امروز مراجع برابر دولت موضع گرفته وآن را نامشروع بدانند، ـ و مطمئن باشیم كه از همدیگر حمایت هم خواهند كرد ـ ممكن است این مخالفت به تدریج به مخالفت با نظام بینجامد."
سخن در این باب زیاد است که بنا به دلایلی نویسنده ازاین سخنان صرف نظر میکند اما مهمترین سوالم از آقای جعفریان این است که :
حاج آقا ! با توجه به فرمایشات جنابعالی در این نوشتار، پس جایگاه ولی فقیه در تایید مشروعیت رییس جمهور ی کجاست ؟ به عبارت خودمانی تر : حاج آقا ! پس رهبری این وسط چی کاره هست ؟( از دید شما )
مگر برطبق قانون اساسی و در کلام بنیانگذار انقلاب اسلامی ، رییس جمهوری با حکم ولی فقیه ، مشروعیت نمی یابد و تنها هنگامی نامشروع میگردد که در صورت تخلف رییس جمهور توسط رهبری اعلام شود ؟
از باب یادآوری، کلام امام فقیدمان خمینی کبیر (ره) را مرور می کنیم که هنگام تنفيذ شهيد رجايي ميفرمايند:
"چون مشروعيت بايد به نصب فقيه ولي امر باشد، اين جانب راي ملت شريف را تنفيذ و ايشان (رجايي) را به سمت رياست جمهوري منصوب نمودم و اگر خداي ناخواسته برخلاف آن عمل نمايند مشروعيت آن را خواهم گرفت"[2]
شایدآقای جعفریان قانون اساسی و کلام بنیانگذار انقلاب اسلامی را زیاد جدی نگرفته اند و شاید هم قانون اساسی و کلام دیگری را حجت می دانند که حداقل بنده حقیر از وجود آن بی اطلاع هستم !
3- آقای جعفریان در ادامه همین نوشتار با ایراد اتهامات غیر منصفانه به رییس جمهور ، همچنان او را مقصر اصلی این جریانات معرفی می کند :
" هر نوع بحرانی از این زاویه، به كسی یا كسانی باز می گردد كه تلاش می كنند با بحران آفرینی در جامعه با طرح شعارهای مردم گرایانه مشكوك، جای پای خویش را محكم كنند، كسانی كه آرام شدن اوضاع با رویه و سیاست آنان سازگار نیست."
نویسنده این یادداشت ( بنده حقیر ) در اینجا حیران زده می شود و چند علامت سوال پی در پی (؟؟؟؟؟) مدام در جلوی چشمانش رژه می روند :
آقای رسول جعفریان ، نویسنده انقلابی ؟ مورخ مکتبی و معتقد به ولایت ؟ پس معنای این جملات چه می تواند باشد ؟
بحران آفرینی در جامعه ؟ بحران آفرینی ؟!
طرح شعارهای مردم گرایانه مشكوك ؟ مردم گرایانه مشکوک ؟!
جای پای خویش را محكم كنند ؟ جای پای خویش ؟!
كسانی كه آرام شدن اوضاع با رویه و سیاست آنان سازگار نیست؟
تعابیر "مبارزه با فقر و فساد و تبعيض و مبارزه با اشرافيگرى " و " سادهزيستى و نزديكى با مردم و غمگسارى از ضعيفان و مستضعفان " و" گفتمان پربركت و عزتمدار انقلاب اسلامى" و" رأى به استكبارستيزى و ايستادگى شجاعانه در برابر سلطهطلبان بينالمللى " و دهها تعبیر دیگر شعارهای تایید شده مقام معظم رهبری است که بارها این عناوین را در مورد دولت و شخص رییس جمهور فعلی بکار برده اند . پس معنای این جملات توسط جناب جعفریان چه می تواند باشد ؟
طرح شعارهای مردم گرایانه مشكوك ؟
جای پای خویش را محكم كنند ؟
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چشم حیرت زده ام کماکان از رژه منظم این علامات سوال سان می بیند ولی ناخودآگاه پاسخی برایم نقش آرامش بخش را ایفا نمود که شاید منظورش حرف دیگر باشد و مقصودش چیزدیگر، اما درادامه فرمایشات آقای جعفریان نه تنها پاسخ سوالاتم داده نشد بلکه بر تعداد این علامات سوال افزوده شد و افزوده شد :
"در واقع آنان به دلیل مشكلات یا سیاستی كه در جذب دارند، تلاش می كنند با آشفته كردن اوضاع، كار خویش را پیش برده و در عین حال اذهان را متوجه نقاط دیگر كرده و مسؤولیت برخی از اقدامات خود را روی دوش مقامات بالاتر از خود و به هر حال متفاوت از خود بگذارند. در این صورت تصور می كنند سر به سلامت خواهند برد. اما این وضع نمی تواند برای همیشه ادامه پیدا كند."
"مشكلات یا سیاستی كه در جذب دارند" ؟
" سیاستی که در جذب دارند " ؟
"طرح شعارهای مردم گرایانه مشكوك " ؟
" سیاستی که در جذب دارند " ؟
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
گویا این رژه ها را در این یادداشت آقای جعفریان پایانی نیست ! چنانکه در ادامه می نویسند :
" به نظر می رسد دولت دهم، اكنون كه به هر وسیله توانسته است بر اریكه قدرت تكیه بزند، برای آن كه بتواند دوام آورد و اگر مدعی خدمت به مردم است، خدمت كند، از ایجاد شكاف هایی از این قبیل در جامعه خودداری كند."
" دولت دهم، اكنون كه به هر وسیله توانسته است بر اریكه قدرت تكیه بزند " ؟
به هر وسیله ؟ کدام وسیله ؟
اریکه قدرت ؟ کدام قدرت ؟
احمدی نژاد ، حکومت اسلامی ، رضاشاه ، حکومت پهلوی ، حکومت قاجار ؟
چه نسبتی میان اینها می تواند باشد ؟
آیا واقعا آنطوری که خودش گفته " (البته در مثل مناقشه نیست و نمی خواهیم نظام اسلامی را كه مشروع می دانیم، با نظام شاهی كه از اساس طاغوت بود مقایسه كنیم) " در این موضوع مناقشه نیست و این مقایسه فقط از باب مثال هست ؟
پس جملات بالا به چه معنا می تواند باشد ؟
" دولت دهم، اكنون كه به هر وسیله توانسته است بر اریكه قدرت تكیه بزند " ؟
اریکه قدرت ؟
قدرت ؟ خدمت ؟ کدامیک ؟
"اگر مدعی خدمت به مردم است" ؟
مدعی خدمت به مردم ؟ یعنی خدمت نه ، ادعای خدمت ؟ مدعی خدمت ؟
قدرت ، اریکه قدرت ، تکیه بر اریکه قدرت ؟
چه بگویم در جواب این مورخ معتقد به ولایت که زبانم از پاسخ دادن به نویسنده مورد علاقه ام به بندآمده است ! پس بهتر است حال که ایشان حرف دوستان را نمی پذیرد لاجرم سخن ولی فقیه را – که علی الظاهر و ان شاء ا... علی الباطن به آن اعتقاد دارند - بشنوند که در این باب نظر رهبری چیست و ایشان چه می فرمایند ؟
" انرژی، تحرک، نشاط کار و جدیت در خدمت به مردم ، ویژگی بسیار با ارزش و مستمر دولت است که پس از سه سال همچنان برجسته است و سفرهای استانی یکی از نمودهای آن بشمار می رود.» (مقام معظم رهبری - 2 شهریورماه 87)
واما نکته بسیارجالب اینجاست که مقام معظم رهبری دلایل حمایتشان را از دولت آقای احمدی نژاد دقیقا همان شاخصهایی می دانند که جناب جعفریان به آنها اعتقاد ندارد و معتقد به این است که دولت ادعای این شعارها را سرمیدهد و احمدی نژاد مدعی آنهاست !
"جهتگیریهای دینی و این ارزشگیری انقلابی و اسلامی خیلی ارزش دارد. سختکوشی، تلاش فراوان، ارتباط با مردم، سفرهای استانی، جهتگیری عدالت ورزی مردمی؛ اینها خیلی قیمت دارد و من قدر این کارها را میدانم. من به خاطر این چیزها از دولت حمایت میکنم "( مقام معظم رهبری - فروردین ۸۶)
4 – آقای جعفریان در یادداشت شتابزده ای دیگر با عنوان " تا دیر نشده آتش بس بدهید " که گویا از آتش بازی سبزپوشان سطل زباله سوز (!) خیلی مضطرب و نگران شده اند از همان ابتدای یادداشتشان چنین می نویسند :
" وضعیت شکنندهای پیدا کردهایم، وضعیتی که ادامه آن میتواند عمود انقلاب را بلرزاند و کار را به جاهای باریک و باریک تر بکشاند. این درست است که بحران تنها میان نخبگان و طبقات فرهیخته و شماری از افراد درگیر در امور سیاسی و اداری کشور است نه میان عامه مردم در شهرستانها، اما بهتدریج دامنه این نگرانیها درحال گسترش بوده و با آنچه شاهدیم و تحریکاتی که میبینیم، و تبعاتی که ممکن است وضعیت فعلی داشته باشد، بیم آن میرود که بیش از پیش توسعه یابد."
وسپس در ادامه خطرات جدی جمهوری اسلامی را گوشزد می کند که :
" نخست خطر حمله اسرائیل است که حرف شنوی اندکی از دولت آمریکا دارد و دایما به دنبال تحریک این و آن علیه ایران است"
"دوستانی برای ما در منطقه نمانده و صدای نحس شبکه العربیه که هزار بار از تلویزیون انگلیس بدتر است و همه جهان عرب را علیه ما میشوراند، تقریبا از صبح تا شام یکسره علیه ما بلند است."
"بحث تحریمها که تاکنون خسارتهای زیادی به ما وارد کرده، همچنان جدی است و ما نباید به مذاکراتی که خودمان هم میدانیم بینتیجه است، دل خوش کنیم. فرصتها رو به پایان است و دولت با وجود این بحران جدی و خطرات ناشی از آن، و زمانی که صرف رسیدگی به این بحران دارد، برنامهای برای تدارک مشکل تحریم نمیتواند داشته باشد".
جناب جعفریان پس از ذکر خطرات مختلف پیش روی جمهوری اسلامی ، لزوم برقراری آتش بس را گوشزد می کند . آتش بسی که اگر برقرار نشود دیگر نقطه بازگشتی وجود نخواهد داشت و این آتش تر و خشک را خواهد سوزاند و در ادامه یادداشتهای غیر منصفانه اش اینجا نیز خود را به مقام قضاوت می نشاند و چنین حکمی را جاری می کند :
" آنچه اهمیت دارد این است که آتش بس باید از سوی فرماندهی باشد که با قدرت هرچه تمام، با سیاست و کیاست تمام، با بیطرفی، با موضع پدرانه، با تأدیب هر دو طرف، و با خاموش کردن صدای کسانی که از موضع قدرت و با داشتن امکانات بیشمار، خواستار دستگیری این و آن هستند، با جلوگیری از اقدامات تندروانه که دیگران را تحریک کرده و رگ گردن آن را به خروش میآورد، آنان را خاموش سازد ."
صرف نظر از اینکه در این جمله ، ایشان برای رهبری تعیین تکلیف می کند که "با قدرت هرچه تمام" ، " با سیاست و کیاست تمام" ،" با بیطرفی" "، با موضع پدرانه "، " با تأدیب هر دو طرف" باید عمل کند که گوئیا تا پیش از این رهبری چنین نکرده اند و حال حضرت جعفریان، رهبری را به انجام وظیفه و تکلیف خود امر می کنند ؛ در ادامه فرمایشات خود ، موضع یک جانبه و غیر منصفانه اش را اینگونه تکمیل می کند که :
" و با خاموش کردن صدای کسانی که از موضع قدرت و با داشتن امکانات بیشمار، خواستار دستگیری این و آن هستند، با جلوگیری از اقدامات تندروانه که دیگران را تحریک کرده و رگ گردن آن را به خروش میآورد"
حال که ایشان چنین قضاوتی می نمایند لازم است که بگویم :
آقای جعفریان ! اتفاقا حرف همه پیروان راه امام و ولایت ، به یاران دیروز امام وانقلاب این بود که از دشمن خارجی و مشکلات داخلی غافل نشویم و همه در کنارهم وگوش به فرمان رهبری برای پیشرفت ایران اسلامی کوشا باشیم اما نتیجه چه شد ؟ آنها گوش به فرمان رهبری دادند ؟ آنها امر رهبری را فصل الخطاب قرار دادند ؟ آنها دل دوستان اسلام و انقلاب را شاد و دل دشمنان را ناشاد کردند ؟ و صدها سوال دیگر .
آنها برای رسیدن به منافع دنیاییشان چه کارها که نکردند و خدا می داند چه خونها که به دل امام زمانمان (عج) کردند و فریاد "هل من ناصر ینصرنی " نایبش را تا چه اندازه بی پاسخ گذاشتند که پیوسته در صف دشمنان اسلام و انقلاب ، لبیک گویان و کفن پوشان حاضر شدند و اینها همه در حالی است که این جماعت - که روی خوارج را سفید کرده اند - همانند نیاکانشان ، حضرات خوارج که در برابر علی (ع) شعار خط قرآن و پیغمبر (ص) را نقاب چهره منافقانه خود کردند ، دایما شعار خط امام و انقلاب را به دروغ سر میدهند ؛ با این تفاوت که اگر بعد از رحلت پیامبر (ص) و در زمان رهبری علی (ع) ، ظاهر مومنانه و عبادت آن چنانی خوارج ، تشخیص حق را بر مسلمانان و مومنان سخت می نمود در زمان کنونی و بعد از رحلت خمینی کبیر (ره) و در زمان رهبری خامنه ای عزیز (زید عزه ) ، خوارج جدید نه ظاهر مومنانه ای دارند و نه اعمال دینی فریبنده ای ، به گونه ای که پیروان سبز پوش آنها در جمعه آخر ماه مبارک رمضان ، علنا روزه خواری می کنند و آشکارا شعارهای ضداسلامی و ضدانقلابی و ضد خط امامی سرمی دهند و مرد و زن نمازشان را درجوارهم و با کفش می خوانند و رسانه های منافقین و دشمنان اسلام به آنها "ا... اکبر" و شعارهای انقلابی می آموزند !!! که چقدر زیبا و بجا بود تعبیر "مسجد ضرار" از زبان نافذ رهبر معظم انقلاب در مورد این جماعت گمراه و لیدرهای دنیا پرستشان .
آقای جعفریان ! حال که حرف شما در سایتها و رسانه های مسجد ضراری مکررا تیتر می شود لااقل منصف باشید و عادلانه به قضاوت بنشینید ! و جالب است بدانید که فریاد آتش بس شما زمانی بلند شده است که این خوارج دنیاپرست و غرب زده ، تمامی تلاششان را برای از بین بردن وحدت ایران اسلامی و ایجاد تفرقه در بین مردم این مرزوبوم صرف کردند و هنگامی که دست غیب الهی ، آنها را در تحقق اهداف شومشان مایوس کرد فریاد " آشتی ملی " شان را همچون قرآن روی نیزه ، بلند کردند تا همانند خوارج نهروان، از تیغ عدل علی ( ع ) در حکومت اسلامی درامان باشند .
آقای جعفریان ! حاج آقا ! دلم از دوستانی مثل شما خون است و سخنم با شماست که : شما چرا ؟ شما چرا با این جماعت همصدا شده اید ؟!
5 – در یادداشتهای اخیری که از آقای جعفریان در رسانه های خاص( ! ) انتشار می یافت ایشان مدام سعی برآن داشته که اختلافات رهبری و احمدی نژاد را بشکافد و به همگان بازگو کند و اثبات کند که احمدی نژاد در مسیر ولایت پیش نمی رود و این موضوع را در قالب مساله جدی و در قالب کنایه ، بارها عنوان می کند .
بهتر است در مورد این موضوع هم ، نظر رهبرمعظم انقلاب را بدانیم که نظر ایشان چیست :
" دولت کنونی و رئیس جمهور محترم، مثل همه انسانها، دارای نقاط ضعف و قوت هستند و بنده فقط از نقاط قوت حمایت می کنم و هرکس دیگری نیز این گرایش، تحرک و جدیت را از خود نشان دهد مورد حمایت من خواهد بود."
" تأکید بر نقاط ضعف، به سیاه نمایی و ناامیدی می انجامد ضمن اینکه موضع گیری علنی در مقابل نقاط ضعف، بسیاری از مواقع به حل مشکل کمکی نمی کند بنابراین و براساس منطق، فقط هنگامی که چاره دیگری نباشد باید در مقابل نقاط ضعف، موضع علنی گرفت". ( رهبرانقلاب - دیدار با اعضاء و نمایندگان تشکلهای دانشجویی – 4 شهریور 88 )
نگارنده این یادداشت ، دولت و شخص رییس جمهور را مبرا از انتقاد و بدون ضعف نمی داند و ازباب مثال از جمله انتقاداتم بر دولت نهم ، ضعف در حوزه فرهنگ و هنر ناب اسلامی وانقلابی و هنراشراقی بوده است و یا در باب انتصابات اخیر و پرسروصدای رییس جمهور که نظرم بر این است که افراد لایقتری وجود داشته اند و انتقادات دیگر، اما حرفم با آقای جعفریان این است که :
اولا ) شما که تمام تلاشتان را بکاربردید تا اثبات کنید بین رهبری و رییس جمهور اختلاف اساسی وجود دارد چرا در دیدگاهها و اظهار نظرهای خودتان تامل بیشتر نمی کنید تا متوجه شوید بین نظرات اخیرتان و مواضع رهبری ، در این برهه حساس اختلاف نظر اساسی وجود دارد ؟چرا درصدد اصلاح و هماهنگی بیشتر خودتان با رهبری - که فصل الخطاب همه افراد معتقد به نظام هست - برنمی آیید ؟ چرا قبل از آنی که در یادداشتهای اخیرتان ، اختلاف بین رهبری و رییس جمهور را اثبات کنید - امری که خود رهبری راضی به این کار نیستند - در بسیاری از اظهار نظرهای شتابزده و غیر منطقی تان تامل بیشتر نمی فرمایید ؟ براستی چرا این سخنان شما در رسانه های منافقین نوین، تیتر می گردد ؟ از خود پرسیده اید ؟
دوما ) ظاهرا آقای جعفریان از تحقق موضوع بالا نا امید شده اند – اثبات شکاف بین رهبری و دولت - وبعد از این موضوع به سراغ مراجع رفته اند تا در این شرایط حساس که سوء برداشتهای ایجادشده زمینه بروز شایعات را در این زمینه فراهم کرده ، بجای اینکه در جهت ترمیم شکاف احتمالی بین مراجع عظام و این دولت انقلابی اقدام کند ، کاملا به عکس ، در جهت عمیق تر کردن این شکاف و بحرانی تر کردن اوضاع قدم بر می دارد .
سوالم از آقای جعفریان این است : آیا این امر، تکلیف ماهست ؟ آیا این ، مسیرمورد رضایت حضرت ولی عصر (عج) هست ؟ آیا این، مسیر مورد رضایت مقام عظمای ولایت هست ؟ و...
( در باب رابطه مراجع عظام تقلید و دولت اسلامی، صحبتهای مفصل تری دارم که اگر فرصتی شد و مجالی پیدا کردم و خداوند توفیقی داد ان شاء ا... در آینده بیشتر خواهم نوشت )
سوما ) ای کاش آقای جعفریان و امثال این مورخ گرانقدر به کار علمی خودشان ادامه می دادند و در مسیر پیچیده سیاست - که نیازمند بصیرت عمیق است - احساس تکلیف نمی کردند که ... و یا تکلیفشان را اینگونه ادا نمی کردند ؟
خداوندا ، نعمت عظمای نظام اسلامی و ولایت فقیه را به ناسپاسی ما از ما مگیر !
در پایان یادآور می شوم این یاداشت فقط از باب نصیحت خواهی و از سرخیرخواهی برای این استاد گرامی بود و از صمیم دل برای موفقیت آقای جعفریان دعا می کنم .
والسلام
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com



جوابهاي شما متين و قانع كننده بود ولي آيا اين جناب جعفريان در تفكراتش تجديدنظر مي كند؟