کد خبر: ۱۷۵۷۴
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

موج سبز در مقابل دين و آرمان هاي امام

جواد رضايي
بررسي فرايند آشوب ها پس از انتخابات تا روز قدس نشان مي دهد که حرکت سبز با ريزش شديد عناصر مواجه شده و اين ريزش همچنان ادامه دارد. ادامه اين روند کار را به جايي خواهد رساند که از ميان آشوبگران هم حامي براي موسوي، کروبي و خاتمي باقي نماند.

وقوع انقلاب اسلامي در ايران منجر به آن شد که ارزش هاي ديني به مردم معرفي شود و مبناي رفتار اجتماعي و حکومتي قرار گيرد. نظام اسلامي ايران در تثبيت و نهادينه کردن اين مهم توفيقات خوبي داشته است. يکي از اين توفيقات، تعيين شدن جمعه آخر ماه رمضان به عنوان «روز قدس» از سوي امام راحل و عظيم الشأن است.
نظام اسلامي با اين نامگذاري موفق شد در هر سال ميليون ها انسان را در نقاط مختلف جهان براي حمايت از ملت مظلوم فلسطيني به خيابان ها آورد تا عليه رژيم اشغالگر قدس شعار دهند. با شکوه ترين حضور در روز قدس متعلق به مردم ايران است. امسال اين مراسم دشمن ستيز در ايران در حالي انجام گرفت که در حواشي آن اتفاقاتي رخ داد. موضوع از اين قرار بود که افرادي قليل منسوب به «جنبش سبز» به برخي از خيابان ها آمدند و شعارهايي خلاف شعارهاي تظاهرات چند ميليوني مردم تهران سر دادند. با اين اقدام سخيف و دشمن شاد کن، جنبش سبز نشان داد بقاي خود را در مقابله با ارزش هاي نظام اسلامي مي بيند و آن را در شعارها، رفتار و وابستگي به بيگانگان نشان مي دهد. اين جنبش چون فاقد پايگاه اجتماعي است از برخي مناسبت ها مانند روز قدس براي ابراز وجود استفاده مي کند و در اين خصوص خود را وابسته به افرادي چون موسوي، کروبي و خاتمي نشان مي دهد تا از نام و موقعيت آنها استفاده کند. اين وابستگي دو طرفه است و اين افراد نيز از حيث هوادار به آنها وابسته هستند.
شعارها - جهت و حرکت اعتراضات سياسي - اجتماعي توسط شعارهاي استفاده شده مشخص مي گردد.
شعارها در تجمعات و اعتراضات سياسي دو نقش مهم را به عهده دارند:
الف- شعارها به نوعي آشکارکننده هدف تجمع و اعتراض هستند که در اينجا افرادي وظيفه دارند با دقت شعارهايي را بسازند و آن را در اختيار معترضين قرار دهند تا در تجمعات و راهپيمايي از آن استفاده کنند. در اين شعارها چندان توجهي به مسائل جزئي نمي شود. شعارهاي جزئي ممکن است في البداهه در حين تجمع و تظاهرات به شکل ناگهاني ساخته شود و در اختيار تجمع کنندگان و يا تظاهرکنندگان قرار گيرد. شعارها معمولاً دلالت بر خواسته هاي پيدا و پنهان مخالفين دارد و معترضين به اين وسيله هويت و پيام شان را براي ديگران منعکس مي کنند.
ب- شعارها چنانچه مناسب ساخته شوند انگيزه بخش هستند و مي توانند افراد کم انگيزه و حتي بي تحرک را به خود جلب کنند و آنها را به صفوف معترضين وارد کنند. با ارائه شعارهاي تند مي توان جمعيت معترض را به سمت اعمال خشونت آميز و تخريبي سوق داد. چون در مواردي مانند تجمع و تظاهرات غالباً افراد جوان شرکت مي کنند، شعارهاي سخته شده به نحوي است که بتواند به هيجان جوان دامن بزند تا از او هر کاري برآيد. جوانان پس از اينکه مدتي شعارهاي حساب شده را سر دادند به تدريج ذهن و انديشه آنها وارد يک قالب سياسي مي شود که برخوردار از تصلب و عدم انعطاف است.
در روز قدس در گوشه و کنار تهران افرادي در جهت خلاف شعارهاي ضد استکباري و ضد صهيونيستي اقدام به شعار دادن کردند اگرچه اين تعداد در برابر تظاهرات چند ميليوني مردم در روز قدس عددي محسوب نمي شوند اما چون سردمداران آنها موسوي، کروبي و خاتمي هستند و هرسه نفر آنها ادعا مي کنند که پيرو خط امام هستند، برخي از شعارهاي سر داده شده توسط آشوبگران ارائه مي شود: «موسوي دستگير بشه، ايران قيامت مي شه». «کروبي دستگير بشه، ايران قيامت مي شه». «ما اهل کوفه نيستيم، پول بگيريم بيايستيم.» «منتظري زنده باد، صانعي پاينده باد.» «نه غزه نه لبنان، جانم فداي ايران» «کروبي بت شکن، بت بزرگ را بشکن»، «کروبي با غيرت صداي خشم ملت»،« روحاني واقعي، منتظري، صانعي»، «شعار ملت ما، مرگ بر روسيه» به غير از شعارهاي عرضه شده شعارهاي تندتري هم وجود داشت که از ذکر آن خودداري شد. با دقت در شعارها مي توان هيأت کلي کساني که اين شعارها را مي دادند تحليل کرد. آنها چون احساس کردند ممکن است نظام کروبي و موسوي را دستگير کند به نفع آنها شعار تهديدآميز دادند. با شعار کوفه موضع شان را نسبت به جماعت دريايي طرفدار نظام آشکار کردند. در شعار منتظري و صانعي رابطه سياسي ونه ديني خود را با آن دو نفر رو کردند و با اينکه در ظاهر و باطن آنها نشانه اي از دين و مذهب وجود ندارد، نشان دادند که براي هدف سياسي خود حاضرند با سران مذهبي که نسبت به نظام موضع دارند، بسازند و به نفع آنها شعار دهند. در بحث غزه و لبنان آنها صريحاً اعتراف مي کنند که مخالف حمايت از مردم ستم ديده غزه و لبنان هستند و موضع نظام اسلامي را درخصوص آنها قبول ندارند. در دوشعار مربوط به کروبي مشخص است آنها به کساني گرايش بيشتري دارند که ناجوانمردانه تر به نظام و ارزش هاي آن حمله مي کنند. با اينکه روز به روز با آشکار شدن دروغ هاي کروبي رسوايي وي بيشتر مي شود، آنها جدي تر از کروبي حمايت مي کنند تا کروبي از موضع و اقدامات تند و بي پايه خود دست برندارد. شعارهاي پيش گفته دقيقاً شعارهاي مورد تاييد ضد انقلاب و دشمنان نظام است.
رفتار- رفتار اين جماعت آشوبگر در بعد از انتخابات همراه با خشونت و ويرانگري بود. آنها درصدد بودند با عمق بخشيدن به حرکات تخريبي خود از طريق درگير شدن با نيروهاي انتظامي و وارد کردن آنها به مقابله، توجه رسانه هاي مزدور صهيونيسم جهاني را به خود جلب کنند تا هم نظام تحت فشار قرارگيرد و هم از آنها حمايت شود. در روز قدس هم آنها به سبک گذشته عمل کردند اما با عصبانيتي بيشتر زيرا با چشمان خود ديدند که چه جمعيت عظيمي براي دفاع از ملت مظلوم فلسطين به خيابان ها سرازير شده اند. پس از نماز جمعه اي که به امامت هاشمي برگزار شد و آنها با رفتار عجيب و غريب خود را مضحکه کرده بودند و توانستند خودي، نشان دهند، فرصتي براي ابراز وجود پيدا نکردند تا روز قدس. آنها گمان مي کردند با تبليغات داخلي و خارجي که کرده اند و حمايت رسانه هاي بيگانه را جلب نموده اند، مي توانند جمعيت زيادي را در روزقدس به خيابان ها بياورند، اما آنچه اتفاق افتاد عکس خواسته آنها بود لذا آنها ترجيح دادند براي اينکه جمعيت اندک خود را پر تعداد نشان دهند، به دسته هاي کوچک تقسيم شوند و در اطراف محيط اقامه نماز به شکل پراکنده اقدام به خودنمايي کنند. آنچه که با ديدن چهره هاي آنها مي شد حدس زد اين بود که برخي از آنها با گرفتن پول در سازماندهي آنها شرکت کرده اند. اين رويه در کودتاهاي مخملي يکي از شيوه هاي پذيرفته شده و جا افتاده است.
وابستگي به بيگانگان- برخي از ساده لوحان وابستگي حرکت سبز به بيگانگان را نفي مي کنند و آنها را با خاستگاه داخلي تحليلي مي کنند، حال آنکه آنها از لحاظ جغرافيايي و شهروندي داخلي محسوب مي شوند اما از لحاظ رويکرد و عملکرد کاملاً وابسته به بيگانه اند. ملاحظه شد که آنها شعارهايي سردادند که رضايت بيگانگان و دشمنان را به دنبال داشت و دشمنان نيز به همين خاطر رسانه هاي خود را به شکل دربست در اختيار آشوبگران قرار دادند. چنانچه درخصوص وابستگي آشوبگران به دشمنان و اجانب شکي وجود داشته باشد با شعار «نه غزه نه لبنان، جانم فداي ايران» که توسط رسانه هاي رژيم صهيونيستي توصيه شده بود! و آشوبگران نيز اين شعار را سردادند، اين شک برطرف خواهد شد با ديدن سردادن شعار «الله اکبر» در برخي از شب ها و فراخواني به منظور تجمع و تخريب که توسط رسانه هاي بيگانه انجام مي شود و در داخل هم بعضي به آن عمل مي کنند، چگونه مي توان دست و نقش دشمن در اين خصوص را ناديده گرفت و وابستگي آشوب طلبان به دشمن را انکار کرد.
مثلث وابستگي - چنانچه در پديده آشوب و اغتشاشات اخير دقت شود، سه وابستگي مشاهده مي گردد: وابستگي اول هماني است که در بالا به آن اشاره شد يعني وابستگي آشوبگران به دشمنان نظام. وابستگي دوم وابسته شدن رهبران آشوب به دشمنان نظام است. حمايت علني دشمنان نظام از سران آشوب طلب و عدم برائت آنها از اين حمايت ها دليل اصلي اين وابستگي است. ادامه اين وابستگي مي تواند وابستگي موجود را بيشتر کند، عدم واکنش رهبران حرکت سبز نسبت به وابستگي آشوبگران به بيگانگان دليل ديگر وابستگي رهبران آنها به دشمن است. موضوع کاملاً روشن است در وابستگي عوامل و عناصر آشوبگر به دشمن شک و ترديدي وجود ندارد. يک عنصر وابسته و دلبسته به نظام در چنين شرايطي بايد دست را به سينه عوامل وابسته به دشمن بزند، موسوي، کروبي و خاتمي کجا اين دست را به سينه اين افراد زده اند! اينها که ادعا مي کنند پيرو خط امام هستند، چرا در برابر جفا و اهانت هايي که به ميراث بر جاي مانده از امام شد، زحمت اخم کردن هم به خود ندادند. اين آقايان موضع جاودان حضرت امام (ره) را نسبت به فلسطين مي دانند و آنچه را که آشوبگران در خصوص فلسطين مطرح کردند ديدند، چرا دم بر نياوردند. آيا اين سکوت معناي رضايت ندارد؟ آيا خرسند کردن آشوبگران براي آنها مهمتر از رضايت حضرت امام (ره) است. تغيير جهت دادن شعار مرگ بر آمريکا و تبديل آن به مرگ بر روسيه چه معنايي دارد؟ اين آقايان کدام يک از نشانه هاي خط امامي بودن را حفظ کرده اند؟ فرياد 50 ساله امام (ره) به خاطر دين بود، کدام يک از اقدامات اين آقايان و سربازان آشوبگر آنها رنگ و بوي ديني دارد؟ کار اين آقايان به جايي رسيده است که به واسطه اعمال و رفتار چند ماه اخيرشان بايد تدين و تعهدشان را اثبات کنند. وابستگي سوم وابستگي متقابل ميان آشوبگران و رهبران آنهاست. آشوبگران وابسته به دشمن بدون علم کردن يک شخصيت شناخته شده نمي توانند خود را مطرح کنند و در بين خود هماهنگي و انسجام ايجاد کنند از اين رو با علم کردن موسوي، کروبي و خاتمي و پنهان شدن در پشت آنها آنچه را که دشمنان مي خواهند انجام مي دهند و اين سه نفر نيز با سکوت معنادار و برخي اظهارات خود اقدامات ناشايست آنها را تأييد مي کنند. وابستگي اين سه نفر به آشوبگران به سبب فقدان پايگاه اجتماعي است. آنها مي دانند با رفتاري که در حين و پس از انتخابات از خود نشان دادند اعتماد مردم از آنها سلب شده و مردم به معناي واقعي (نه عده کمي اراذل و اوباش) ديگر آنها را قبول ندارند بنابراين، اين سه نفر فاقد پايگاه اجتماعي شده اند و چون نمي خواهند از ميانه راه بازگردند رابطه خود با آشوبگران را حفظ نموده اند. بررسي فرايند آشوب ها پس از انتخابات تا روز قدس نشان مي دهد که حرکت سبز با ريزش شديد عناصر مواجه شده و اين ريزش همچنان ادامه دارد. ادامه اين روند کار را به جايي خواهد رساند که از ميان آشوبگران هم حامي براي موسوي، کروبي و خاتمي باقي نماند.

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین