شهيدي که تنها پنج روز از جنگ جدا شد
وقتي درنهم ارديبهشت سال 1361 شمسي فرماندهان جنگ 40 هزار نيروي جنگي را براي بازستاني خرمشهر از متجاوزان عراق آماده رزم کردند، صاحب نظران نظامي دنيا هيچگاه فکر نمي کردند با مديريت و فرماندهي ايراني، اين عمليات بزرگ با موفقيت به پايان برسد.
شهيد حسن باقري (افشردي) قائم مقام فرماندهي نيروي زميني سپاه از جمله شهيداني است که با شروع هشت سال دفاع مقدس در بسياري از عمليات هاي دفاع مقدس حضور داشت.
به گزارش ايرنا اين شهيد بزرگوار تنها پنج روز به دليل ازدواج از جبهه هاي نبرد حق عليه باطل جدا شد و به علت عشق و ارادت به امام زمان (عج)، دختر خود و ثمره اين ازدواج را "نرگس" گذاشت.
گوشه هايي از رشادت هاي اين شهيد در طول هشت سال دفاع مقدس را مرور مي کنيم.
...راهبرد شهيد باقري مبني بر ورود نيروهاي مردمي به صحنه جنگ و ادغام ارتش با اين نيروها ، در اولين عمليات بزرگ ايران اسلامي معجزه کرد.ارتش عراق که تا آن روز چهار عمليات ايران را دفع کرده بود و غير قابل شکست نشان مي داد، در اين عمليات کيلومترها از خاک ايران عقب نشيني کرد.
در عمليات بعدي که طريق القدس نام داشت، ايران با استفاده از اين راهبرد ، شکست سختي به ارتش عراق وارد کرد. در اين عمليات 15 هزار افسر و سرباز عراقي به اسارت در آمدند.
وقتي درنهم ارديبهشت سال 1361 شمسي فرماندهان جنگ 40 هزار نيروي جنگي را براي بازستاني خرمشهر از متجاوزان عراق آماده رزم کردند، صاحب نظران نظامي دنيا هيچگاه فکر نمي کردند با مديريت و فرماندهي ايراني، اين عمليات بزرگ با موفقيت به پايان برسد.
راهبرد شهيد باقري در اين عمليات به اوج خود رسيد و ايران با قدرت نمايي خيره کننده در طول يک نبرد 23 روزه، خرمشهر را از عراق بازپس گرفت، 16 هزار نفر از نيروهاي دشمن به هلاکت رسيدند و 19 هزار نفر اسير شدند.
حسن باقري (افشردي) با ارايه اين ايده هاي راهگشا و طراحي عمليات ماهرانه به عنوان معاون فرمانده نيروي زميني سپاه پاسداران انقلاب اسلامي برگزيده شد. او
**در زمستان سال 1361 وقتي در جبهه فکه مشغول شناسايي منطقه دشمن و آماده سازي عمليات بعدي بود، در سنگر ديده بان مورد اصابت گلوله خمپاره عراقي ها قرار گرفت و شهيد شد. او درآن روز 27 سال داشت و جمله معروفي که از او به يادگار مانده است، اين است " بايد به خود جرات داد، ما مي توانيم"
اين شهيد بزرگوار همزمان با گسترش انقلاب اسلامي و فرمان حضرت امام خميني(ره) مبني بر فرار سربازان از پادگانها، خدمت سربازي را رها کرد و به موج خروشان و توفنده امت حزبالله پيوست و به صورت تمام وقت در پيشبرد اهداف انقلاب اسلامي به فعاليت پرداخت.
به هنگام تشريف فرمايي حضرت امام خميني(ره) به ميهن اسلامي، در فعاليت هاي کميته استقبال حضور چشمگيري داشت و به دليل برخورداري از آموزش نظامي، به همراه ساير اعضاي خانواده و دوستانش در تصرف کلانتري 14 و پادگان عشرت آباد سابق در تهران نقش بارزي داشت.
تا خرداد 1358، در کميته انقلاب اسلامي و برخي نهادهاي ديگر فعاليت داشت و با انتشار روزنامه جمهوري اسلامي، همکاري فعال خود را با اين روزنامه در زمينههاي مختلف آغاز کرد. در اين مدت از طرف روزنامه به عنوان خبرنگار، سفر پانزده روزهاي به لبنان و اردن انجام داد که در اين سفر، گزارش تحليلي جامعي از اوضاع نابسامان مسلمين در آن منطقه تهيه کرد.
در خردادماه سال 1358 موفق به اخذ ديپلم ادبي شد. سپس در امتحان ورودي دانشگاه شرکت کرد و با رتبه 104 در رشته حقوق قضايي دانشگاه تهران قبول شد.
او در مدت حضور در محيط دانشگاه، نقش فعال و موثري در مقابله با توطئههاي ضدانقلاب و گروهک ها داشت.
شهيد باقري اوايل سال 1359 به عضويت سپاه در آمد. ابتدا در واحد اطلاعات مشغول به خدمت شد و در زمينه شناسايي و مقابله با گروهک هاي منحرف و وابسته، فعاليت خود را استمرار بخشيد و در اين واحد بود که نام مستعار حسن باقري براي ايشان در نظر گرفته شد.
تهاجم دشمن بعثي به مرزهاي کشور اسلامي و آغاز جنگ تحميلي، نقطه عطفي در زندگي شهيد باقري بود. با احساس تکليف در دفاع از اسلام و ميهن اسلامي بلافاصله پس از شروع جنگ – در روز اول مهرماه سال 1359 – به همراه عدهاي از برادران پاسدار راهي جبهههاي جنوب شد و تا آخرين لحظه حيات، در اين سنگر باقي مانده و در بسياري از صحنههاي پيروز دفاع مقدس حضور فعال و تعيين کننده داشت.
عمده عناوين فعاليتهاي وي در صحنه رزم با دشمن عبارتند از:
* تاسيس و راهاندازي واحد اطلاعات و عمليات رزمي
شهيد باقري از ابتداي ورودش به منطقه جنوب (اهواز) در پايگاه منتظران شهادت به منظور دستيابي به اطلاعات مناسب از موقعيت دشمن، به جمعآوري نقشهها و پياده کردن وضعيت مناطق عملياتي روي آنها، اقدام کرد و شخصاً به همراه عناصر اطلاعاتي، جهت کسب اطلاع دقيق از دشمن، به شناسايي محورها و نقاط مورد نظر ميپرداخت و در برخي از موارد نيز تا عقبه نيروهاي دشمن براي ارزيابي توان و استعداد آنها، با چالاکي و شجاعت بينظيري پيش ميرفت.
فعاليتهاي مثبت او در اين زمينه با سازماندهي عناصر اطلاعاتي و برگزاري آموزش مختصري براي آنها، منجر به راهاندازي واحد اطلاعات عمليات در ستاد عمليات جنوب شد.
واحدهاي اطلاعات عمليات پس از گذشت حدود 3 ماه از شروع جنگ، در تمامي محورهاي جنوب (از آبادان تا دزفول) با قدرت تمام مستقر شدند و نسبت به شناسايي و تعيين وضعيت دشمن و ارسال گزارش آن اقدام کردند. با اين تلاش، اطلاعات چشم فرماندهي در ميدان جنگ شد و يکي از ضعف هاي بزرگ – نداشتن اطلاع از وضعيت دشمن – برطرف گرديد.
شهيد باقري علاوه بر ارايه اطلاعات، توان و استعداد ذاتي بالايي در تحليل اطلاعات دشمن داشت و اغلب حرکات احتمالي دشمن در آينده را پيشبيني مينمود و حتي به زمان و مکان آن هم اشاره ميکرد. از آن جمله پيشبيني وي در دي ماه سال 1359 مبني بر حرکت دشمن جهت الحاق محور شمال – جنوب منطقه سوسنگرد براي ارتباط جفير و بستان بود. که دشمن در کمتر از يک هفته با نصب پلهاي نظامي متعدد و تلاش گسترده اين کار را انجام داد.
از اقدامات بسيار موثر شهيد باقري که در اين دوره پايهريزي شد، بايگاني اسناد جنگ، ترجمه اسناد و بخش شنود بيسيم هاي دشمن بود.از ديگر فعاليتهاي وي طراحي گردان هاي رزمي و تعيين ترکيب سازمان نفرات و تجهيزات و ادوات رزمي و واحدهاي پشتيباني از رزم بود.
*معاونت ستاد عمليات جنوب
شهيد باقري به دليل لياقت، شجاعت و شهامتي که داشت در دي ماه سال 1359 به عنوان يکي از معاونين ستاد عمليات جنوب انتخاب شد و در شکست محاصره سوسنگرد، فرماندهي عمليات امام مهدي(عج)، فتح، ارتفاعات اللهاکبر و دهلاويه نقش بسزايي داشت و همه اين نبردها در شرايطي اجرا ميشد که عمليات منظم نيروهاي خودي با مشکل مواجه شده بود و اغلب بدون نتيجه ميماند، همه تلاش شهيد باقري و برادران سپاه اين بود که ثابت کنند ميتوان دشمن را شکست داد.
با عزل بنيصدر خائن و با توجه به شرايط سياسي آن زمان، در اجراي عمليات فرماندهي کل قوا شرکت داشت.
* فرماندهي محور دارخوين درعمليات ثامنالائمه(ع)
شهيد باقري که فرماندهي محور دارخوين را به عهده داشت، در عمليات شکست حصر آبادان در طرحريزي، سازماندهي و کسب اخبار و اطلاعات دشمن نقش موثري داشت.
*معاونت فرماندهي عمليات طريقالقدس
در عمليات طريقالقدس که براي اولين بار قرارگاه مشترک بين سپاه و ارتش تشکيل گرديد، شهيد باقري به عنوان معاونت فرماندهي کل سپاه در قرارگاه فرماندهي عمليات مشترک حضور يافت و در شناسايي محورها و تحليل و پيشبيني حرکتهاي دشمن و پيگيري مسائل رزمي نقش مهمي را ايفا نمود.
شهيد باقري دراجراي مرحله اول اين عمليات سه شبانه روز بيدار بود و در آماده سازي مرحله دوم عمليات، به دليل خستگي مفرط، شب هنگام طي تصادفي بشدت مصدوم شد و به بيمارستان منتقل گرديد.
برادر شهيد در اين مورد ميگويد:در بيمارستان در لحظاتي که معلوم نبود زنده ميماند يا خير و با اين که به سختي سخن ميگفت ، ميپرسيد: پل ... کارش به کجا کشيد؟بشدت به فکر عمليات و نگران آن بود. با اينکه يک ماه دستور استراحت مطلق پزشکي به او داده بودند، پس از يک هفته، بيمارستان را ترک کرد و به ستاد عمليات جنوب بازگشت و با وجود آثار جراحت و سردرد شديد، به فعاليت خود ادامه داد.
پس از عمليات موفق طريقالقدس، دشمن بعثي دست به يک حمله در تنگه چزابه زد، شهيد باقري با وجود ضعف جسمي، تلاش زيادي براي تثبيت اين نقطه استراتژيک و مهم به عمل آورد و با استقامت عجيبي چندين شب متوالي و بدون لحظهاي استراحت، به هدايت عمليات پرداخت و حتي دريک مرحله، به عنوان فرمانده گردان وارد عمل شد و تپهاي را که 400 نفر از نيروهاي دشمن روي آن مستقر بودند و بر نيروهاي خودي تسلط داشت به تصرف درآورد.
* فرماندهي قرارگاه نصر در عمليات فتحالمبين، بيتالمقدس، رمضان
1 – فتحالمبين:
قبل از شروع عمليات، شهيد باقري با تجزيه و تحليل اطلاعات واصله، تمام واحدهاي اطلاعاتي را در راستاي اهداف اين عمليات توجيه و وظايف هر يک را مشخص کرد.
با توجه به وسعت منطقه عمليات، چهار قرارگاه براي کنترل و هدايت عمليات مشخص گرديد.
جناح شمالي منطقه، حساسترين محور عمليات بود. به دليل اين اهميت و حساسيت، شهيد باقري به عنوان فرمانده قرارگاه نصر (قرارگاه مشترک ارتش و سپاه) در اين جناح انتخاب گرديد. ضمن اينکه در قرارگاه مرکزي کربلا نيز در کنار فرماندهي کل عمليات (محسن رضايي) به عنوان مشاور عمليات و مسئول اطلاعات، فعاليت بسيار موثري داشت.
در مرحله اول عمليات فتحالمبين، قرارگاه نصر با موفقيت کامل به اهداف خود رسيد و در مرحله دوم عمليات، با اصرار و تاکيد شهيد باقري تصرف ارتفاعات رادار (ابوصلبيخات) از محور قرارگاه نصر انجام پذيرفت که پس از موفقيت و استقرار نيروهاي خودي، دليل اصرار شهيد باقري کشف گرديد.
2 – بيتالمقدس:
بلافاصله پس از عمليات فتحالمبين آمادهسازي عمليات بيتالمقدس آغاز شد.
شهيد باقري ضمن تلاش براي هماهنگي واحدهاي اطلاعاتي در طرحريزي عمليات نيز حضور داشت و ميگفت: لزومي ندارد ما مستقيماً وارد شهر خرمشهر شويم، بلکه بايد دشمن را دور بزنيم و عقبه او را ببنديم تا شهر خود به خود سقوط کند.
با اينکه نظرات ديگري هم براي چگونگي آزادي خرمشهر وجود داشت، اهميت و تاکيد او پس از فتح خرمشهر آشکار شد.
در اين عمليات شهيد باقري به عنوان فرماندهي قرارگاه نصر، در اجراي عمليات نقش موثري را ايفا کرد.
از هدف هاي عمده اين قرارگاه، خرمشهر و تامين مرز شلمچه و شرق بصره بود.
پس از دو مرحله عمليات موفقيتآميز، در مرحله سوم عمليات، قرارگاه نصر با محاصره دشمن در ناحيه شلمچه، مزدوران بعثي را مستاصل و مضمحل کرد و شهر خرمشهر نيز آزاد گرديد.
3 – رمضان:
پس از عمليات بسيار موفق بيتالمقدس، طرحريزي و آمادهسازي عمليات رمضان آغاز گرديد.
در اين عمليات شهيد باقري همچنان در مسئوليت قرارگاه نصر حضور داشت. در مرحله اول عمليات رمضان اين قرارگاه نقض عمل کننده نداشت و به عنوان قرارگاه احتياط پيشبيني شده بود، ولي با روحياتي که شهيد باقري داشت ضمن حضور در قرارگاه فتح و همکاري جدي و فعال با فرماندهي آن، در مراحل بعدي عمليات رمضان به علت پاتکهاي بسيار شديد و سنگين دشمن بعثي، قرارگاه نصر نقش بسيار موثري در دفع آنها و حفظ مواضع خودي داشت تا جايي که شهيد باقري جهت کنترل دقيق تر و تقويت روحيه رزمندگان، مقر تاکتيکي قرارگاه نصر را پشت خاکريزهاي خط مقدم مستقر کرد و تا تثبيت شرايط، در همانجا حضور داشت.
*فرماندهي قرارگاه کربلا و جانشين فرماندهي کل در قرارگاههاي جنوب
پس از عمليات رمضان، شهيد باقري از طرف فرماندهي کل سپاه به سمت فرماندهي قرارگاه کربلا و جانشين فرماندهي کل در قرارگاههاي جنوب منصوب گرديد.
در شرايطي که طرحريزي عمليات از منطقه جنوب به جبهه غرب منتقل شده بود، همزمان با اجراي عمليات مسلمبن عقيل(ع)، شهيد باقري در قرارگاه کربلا با شناسايي و پيگيري مستمر، عمليات محرم را طرحريزي کرد و با کسب موافقت، نسبت به اجراي آن وارد عمل شد.
با توجه به کسب تجربيات و نتايج حاصله از موفقيت هاي رزمي و نظامي، ساختار سازمان رزمي سپاه شکل گرفت و بر اثر لياقت و شايستگي قابل توجه و در خور تحسين شهيد باقري، ايشان به عنوان جانشين فرماندهي يگان زميني سپاه منصوب گرديد.
شجاعت و شهامت شهيد باقري بسيار بالا و قابل توجه بود. او با توجه به اينکه يک مسئول رده بالاي نظامي بود، ولي همراه عناصر اطلاعاتي در شناساييها شرکت ميکرد. در صحنههاي رزم و در خطوط مقدم جبهه و در بعضي از موارد نيز در پشت خط دشمن حضور مييافت و حتي در هدايت گروهانها و گردانهاي رزمي مستقيماً وارد عمل ميشد.
اين شهامت در کلام وگفتار وي نيز تاثير داشت. با تواضع، آنچه را صحيح ميدانست بيان ميکرد و از نظرات خود دفاع مي کرد.
از قدرت بيان و استدلال برخوردار بود و همواره مخاطب خود را تحت تاثير قرار داده و به تحسين وا ميداشت.
تواضع شهيد باقري – با داشتن مسئوليت هاي مهم و اساسي در جنگ – بسيار محسوس بود و هرگز تحت تاثير القاب و عناوين مسئوليتي قرار نميگرفت. رفتار مهربان او با همه (خصوصاً زيردستان) به گونهاي بود که علاقه متقابل نسبت به وي را در آنان ايجاد ميکرد.
تا مدتها همسرش نميدانست که او در جبهه مسئوليت دارد و فرمانده است، در پاسخ به اين سئوال که در جبهه چه ميکند، ميگفت: من سقاي بچههاي بسيجيام.
* نحوه شهادت
پس از عمليات رمضان در شهريور ماه 1361 که مقارن با ايام حج بود، در پاسخ به پيشنهاد يکي از دوستانش جهت عزيمت به سفر حج گفته بود:
هنوز که کار جنگ تمام نشده و دشمن بعثي در خاک ماست، بروم به خدا چه بگويم؟ وقتي ميروم که حرفي براي گفتن داشته باشم.
چند ماه پس از اين صحبت در نهم بهمن ماه 1361 در طليعه ايام مبارک دهه فجر در حالي که تعدادي از همرزمان و همسنگرانش به ديدار حضرت امام خميني(ره) شتافته بودند، او براي شناسايي و آمادهسازي عمليات والفجر مقدماتي به همراه تعدادي از برادران سپاه در خطوط مقدم چنانه (منطقه فکه) در سنگر ديدهباني مورد هدف گلوله خمپاره دشمن بعثي قرار گرفت و همراه همسنگرانش شهيدان مجيد بقايي، رضواني و ... به لقاءالله شتافت.
آخرين کلامي که از اين شهيد بزرگوار شنيده شد پس از ذکر شهادتين، نام مبارک امام شهيدان، حسين(ع) بود.
فراهنگ / منبع: سايت ساجد
به گزارش ايرنا اين شهيد بزرگوار تنها پنج روز به دليل ازدواج از جبهه هاي نبرد حق عليه باطل جدا شد و به علت عشق و ارادت به امام زمان (عج)، دختر خود و ثمره اين ازدواج را "نرگس" گذاشت.
گوشه هايي از رشادت هاي اين شهيد در طول هشت سال دفاع مقدس را مرور مي کنيم.
...راهبرد شهيد باقري مبني بر ورود نيروهاي مردمي به صحنه جنگ و ادغام ارتش با اين نيروها ، در اولين عمليات بزرگ ايران اسلامي معجزه کرد.ارتش عراق که تا آن روز چهار عمليات ايران را دفع کرده بود و غير قابل شکست نشان مي داد، در اين عمليات کيلومترها از خاک ايران عقب نشيني کرد.
در عمليات بعدي که طريق القدس نام داشت، ايران با استفاده از اين راهبرد ، شکست سختي به ارتش عراق وارد کرد. در اين عمليات 15 هزار افسر و سرباز عراقي به اسارت در آمدند.
وقتي درنهم ارديبهشت سال 1361 شمسي فرماندهان جنگ 40 هزار نيروي جنگي را براي بازستاني خرمشهر از متجاوزان عراق آماده رزم کردند، صاحب نظران نظامي دنيا هيچگاه فکر نمي کردند با مديريت و فرماندهي ايراني، اين عمليات بزرگ با موفقيت به پايان برسد.
راهبرد شهيد باقري در اين عمليات به اوج خود رسيد و ايران با قدرت نمايي خيره کننده در طول يک نبرد 23 روزه، خرمشهر را از عراق بازپس گرفت، 16 هزار نفر از نيروهاي دشمن به هلاکت رسيدند و 19 هزار نفر اسير شدند.
حسن باقري (افشردي) با ارايه اين ايده هاي راهگشا و طراحي عمليات ماهرانه به عنوان معاون فرمانده نيروي زميني سپاه پاسداران انقلاب اسلامي برگزيده شد. او
**در زمستان سال 1361 وقتي در جبهه فکه مشغول شناسايي منطقه دشمن و آماده سازي عمليات بعدي بود، در سنگر ديده بان مورد اصابت گلوله خمپاره عراقي ها قرار گرفت و شهيد شد. او درآن روز 27 سال داشت و جمله معروفي که از او به يادگار مانده است، اين است " بايد به خود جرات داد، ما مي توانيم"
اين شهيد بزرگوار همزمان با گسترش انقلاب اسلامي و فرمان حضرت امام خميني(ره) مبني بر فرار سربازان از پادگانها، خدمت سربازي را رها کرد و به موج خروشان و توفنده امت حزبالله پيوست و به صورت تمام وقت در پيشبرد اهداف انقلاب اسلامي به فعاليت پرداخت.
به هنگام تشريف فرمايي حضرت امام خميني(ره) به ميهن اسلامي، در فعاليت هاي کميته استقبال حضور چشمگيري داشت و به دليل برخورداري از آموزش نظامي، به همراه ساير اعضاي خانواده و دوستانش در تصرف کلانتري 14 و پادگان عشرت آباد سابق در تهران نقش بارزي داشت.
تا خرداد 1358، در کميته انقلاب اسلامي و برخي نهادهاي ديگر فعاليت داشت و با انتشار روزنامه جمهوري اسلامي، همکاري فعال خود را با اين روزنامه در زمينههاي مختلف آغاز کرد. در اين مدت از طرف روزنامه به عنوان خبرنگار، سفر پانزده روزهاي به لبنان و اردن انجام داد که در اين سفر، گزارش تحليلي جامعي از اوضاع نابسامان مسلمين در آن منطقه تهيه کرد.
در خردادماه سال 1358 موفق به اخذ ديپلم ادبي شد. سپس در امتحان ورودي دانشگاه شرکت کرد و با رتبه 104 در رشته حقوق قضايي دانشگاه تهران قبول شد.
او در مدت حضور در محيط دانشگاه، نقش فعال و موثري در مقابله با توطئههاي ضدانقلاب و گروهک ها داشت.
شهيد باقري اوايل سال 1359 به عضويت سپاه در آمد. ابتدا در واحد اطلاعات مشغول به خدمت شد و در زمينه شناسايي و مقابله با گروهک هاي منحرف و وابسته، فعاليت خود را استمرار بخشيد و در اين واحد بود که نام مستعار حسن باقري براي ايشان در نظر گرفته شد.
تهاجم دشمن بعثي به مرزهاي کشور اسلامي و آغاز جنگ تحميلي، نقطه عطفي در زندگي شهيد باقري بود. با احساس تکليف در دفاع از اسلام و ميهن اسلامي بلافاصله پس از شروع جنگ – در روز اول مهرماه سال 1359 – به همراه عدهاي از برادران پاسدار راهي جبهههاي جنوب شد و تا آخرين لحظه حيات، در اين سنگر باقي مانده و در بسياري از صحنههاي پيروز دفاع مقدس حضور فعال و تعيين کننده داشت.
عمده عناوين فعاليتهاي وي در صحنه رزم با دشمن عبارتند از:
* تاسيس و راهاندازي واحد اطلاعات و عمليات رزمي
شهيد باقري از ابتداي ورودش به منطقه جنوب (اهواز) در پايگاه منتظران شهادت به منظور دستيابي به اطلاعات مناسب از موقعيت دشمن، به جمعآوري نقشهها و پياده کردن وضعيت مناطق عملياتي روي آنها، اقدام کرد و شخصاً به همراه عناصر اطلاعاتي، جهت کسب اطلاع دقيق از دشمن، به شناسايي محورها و نقاط مورد نظر ميپرداخت و در برخي از موارد نيز تا عقبه نيروهاي دشمن براي ارزيابي توان و استعداد آنها، با چالاکي و شجاعت بينظيري پيش ميرفت.
فعاليتهاي مثبت او در اين زمينه با سازماندهي عناصر اطلاعاتي و برگزاري آموزش مختصري براي آنها، منجر به راهاندازي واحد اطلاعات عمليات در ستاد عمليات جنوب شد.
واحدهاي اطلاعات عمليات پس از گذشت حدود 3 ماه از شروع جنگ، در تمامي محورهاي جنوب (از آبادان تا دزفول) با قدرت تمام مستقر شدند و نسبت به شناسايي و تعيين وضعيت دشمن و ارسال گزارش آن اقدام کردند. با اين تلاش، اطلاعات چشم فرماندهي در ميدان جنگ شد و يکي از ضعف هاي بزرگ – نداشتن اطلاع از وضعيت دشمن – برطرف گرديد.
شهيد باقري علاوه بر ارايه اطلاعات، توان و استعداد ذاتي بالايي در تحليل اطلاعات دشمن داشت و اغلب حرکات احتمالي دشمن در آينده را پيشبيني مينمود و حتي به زمان و مکان آن هم اشاره ميکرد. از آن جمله پيشبيني وي در دي ماه سال 1359 مبني بر حرکت دشمن جهت الحاق محور شمال – جنوب منطقه سوسنگرد براي ارتباط جفير و بستان بود. که دشمن در کمتر از يک هفته با نصب پلهاي نظامي متعدد و تلاش گسترده اين کار را انجام داد.
از اقدامات بسيار موثر شهيد باقري که در اين دوره پايهريزي شد، بايگاني اسناد جنگ، ترجمه اسناد و بخش شنود بيسيم هاي دشمن بود.از ديگر فعاليتهاي وي طراحي گردان هاي رزمي و تعيين ترکيب سازمان نفرات و تجهيزات و ادوات رزمي و واحدهاي پشتيباني از رزم بود.
*معاونت ستاد عمليات جنوب
شهيد باقري به دليل لياقت، شجاعت و شهامتي که داشت در دي ماه سال 1359 به عنوان يکي از معاونين ستاد عمليات جنوب انتخاب شد و در شکست محاصره سوسنگرد، فرماندهي عمليات امام مهدي(عج)، فتح، ارتفاعات اللهاکبر و دهلاويه نقش بسزايي داشت و همه اين نبردها در شرايطي اجرا ميشد که عمليات منظم نيروهاي خودي با مشکل مواجه شده بود و اغلب بدون نتيجه ميماند، همه تلاش شهيد باقري و برادران سپاه اين بود که ثابت کنند ميتوان دشمن را شکست داد.
با عزل بنيصدر خائن و با توجه به شرايط سياسي آن زمان، در اجراي عمليات فرماندهي کل قوا شرکت داشت.
* فرماندهي محور دارخوين درعمليات ثامنالائمه(ع)
شهيد باقري که فرماندهي محور دارخوين را به عهده داشت، در عمليات شکست حصر آبادان در طرحريزي، سازماندهي و کسب اخبار و اطلاعات دشمن نقش موثري داشت.
*معاونت فرماندهي عمليات طريقالقدس
در عمليات طريقالقدس که براي اولين بار قرارگاه مشترک بين سپاه و ارتش تشکيل گرديد، شهيد باقري به عنوان معاونت فرماندهي کل سپاه در قرارگاه فرماندهي عمليات مشترک حضور يافت و در شناسايي محورها و تحليل و پيشبيني حرکتهاي دشمن و پيگيري مسائل رزمي نقش مهمي را ايفا نمود.
شهيد باقري دراجراي مرحله اول اين عمليات سه شبانه روز بيدار بود و در آماده سازي مرحله دوم عمليات، به دليل خستگي مفرط، شب هنگام طي تصادفي بشدت مصدوم شد و به بيمارستان منتقل گرديد.
برادر شهيد در اين مورد ميگويد:در بيمارستان در لحظاتي که معلوم نبود زنده ميماند يا خير و با اين که به سختي سخن ميگفت ، ميپرسيد: پل ... کارش به کجا کشيد؟بشدت به فکر عمليات و نگران آن بود. با اينکه يک ماه دستور استراحت مطلق پزشکي به او داده بودند، پس از يک هفته، بيمارستان را ترک کرد و به ستاد عمليات جنوب بازگشت و با وجود آثار جراحت و سردرد شديد، به فعاليت خود ادامه داد.
پس از عمليات موفق طريقالقدس، دشمن بعثي دست به يک حمله در تنگه چزابه زد، شهيد باقري با وجود ضعف جسمي، تلاش زيادي براي تثبيت اين نقطه استراتژيک و مهم به عمل آورد و با استقامت عجيبي چندين شب متوالي و بدون لحظهاي استراحت، به هدايت عمليات پرداخت و حتي دريک مرحله، به عنوان فرمانده گردان وارد عمل شد و تپهاي را که 400 نفر از نيروهاي دشمن روي آن مستقر بودند و بر نيروهاي خودي تسلط داشت به تصرف درآورد.
* فرماندهي قرارگاه نصر در عمليات فتحالمبين، بيتالمقدس، رمضان
1 – فتحالمبين:
قبل از شروع عمليات، شهيد باقري با تجزيه و تحليل اطلاعات واصله، تمام واحدهاي اطلاعاتي را در راستاي اهداف اين عمليات توجيه و وظايف هر يک را مشخص کرد.
با توجه به وسعت منطقه عمليات، چهار قرارگاه براي کنترل و هدايت عمليات مشخص گرديد.
جناح شمالي منطقه، حساسترين محور عمليات بود. به دليل اين اهميت و حساسيت، شهيد باقري به عنوان فرمانده قرارگاه نصر (قرارگاه مشترک ارتش و سپاه) در اين جناح انتخاب گرديد. ضمن اينکه در قرارگاه مرکزي کربلا نيز در کنار فرماندهي کل عمليات (محسن رضايي) به عنوان مشاور عمليات و مسئول اطلاعات، فعاليت بسيار موثري داشت.
در مرحله اول عمليات فتحالمبين، قرارگاه نصر با موفقيت کامل به اهداف خود رسيد و در مرحله دوم عمليات، با اصرار و تاکيد شهيد باقري تصرف ارتفاعات رادار (ابوصلبيخات) از محور قرارگاه نصر انجام پذيرفت که پس از موفقيت و استقرار نيروهاي خودي، دليل اصرار شهيد باقري کشف گرديد.
2 – بيتالمقدس:
بلافاصله پس از عمليات فتحالمبين آمادهسازي عمليات بيتالمقدس آغاز شد.
شهيد باقري ضمن تلاش براي هماهنگي واحدهاي اطلاعاتي در طرحريزي عمليات نيز حضور داشت و ميگفت: لزومي ندارد ما مستقيماً وارد شهر خرمشهر شويم، بلکه بايد دشمن را دور بزنيم و عقبه او را ببنديم تا شهر خود به خود سقوط کند.
با اينکه نظرات ديگري هم براي چگونگي آزادي خرمشهر وجود داشت، اهميت و تاکيد او پس از فتح خرمشهر آشکار شد.
در اين عمليات شهيد باقري به عنوان فرماندهي قرارگاه نصر، در اجراي عمليات نقش موثري را ايفا کرد.
از هدف هاي عمده اين قرارگاه، خرمشهر و تامين مرز شلمچه و شرق بصره بود.
پس از دو مرحله عمليات موفقيتآميز، در مرحله سوم عمليات، قرارگاه نصر با محاصره دشمن در ناحيه شلمچه، مزدوران بعثي را مستاصل و مضمحل کرد و شهر خرمشهر نيز آزاد گرديد.
3 – رمضان:
پس از عمليات بسيار موفق بيتالمقدس، طرحريزي و آمادهسازي عمليات رمضان آغاز گرديد.
در اين عمليات شهيد باقري همچنان در مسئوليت قرارگاه نصر حضور داشت. در مرحله اول عمليات رمضان اين قرارگاه نقض عمل کننده نداشت و به عنوان قرارگاه احتياط پيشبيني شده بود، ولي با روحياتي که شهيد باقري داشت ضمن حضور در قرارگاه فتح و همکاري جدي و فعال با فرماندهي آن، در مراحل بعدي عمليات رمضان به علت پاتکهاي بسيار شديد و سنگين دشمن بعثي، قرارگاه نصر نقش بسيار موثري در دفع آنها و حفظ مواضع خودي داشت تا جايي که شهيد باقري جهت کنترل دقيق تر و تقويت روحيه رزمندگان، مقر تاکتيکي قرارگاه نصر را پشت خاکريزهاي خط مقدم مستقر کرد و تا تثبيت شرايط، در همانجا حضور داشت.
*فرماندهي قرارگاه کربلا و جانشين فرماندهي کل در قرارگاههاي جنوب
پس از عمليات رمضان، شهيد باقري از طرف فرماندهي کل سپاه به سمت فرماندهي قرارگاه کربلا و جانشين فرماندهي کل در قرارگاههاي جنوب منصوب گرديد.
در شرايطي که طرحريزي عمليات از منطقه جنوب به جبهه غرب منتقل شده بود، همزمان با اجراي عمليات مسلمبن عقيل(ع)، شهيد باقري در قرارگاه کربلا با شناسايي و پيگيري مستمر، عمليات محرم را طرحريزي کرد و با کسب موافقت، نسبت به اجراي آن وارد عمل شد.
با توجه به کسب تجربيات و نتايج حاصله از موفقيت هاي رزمي و نظامي، ساختار سازمان رزمي سپاه شکل گرفت و بر اثر لياقت و شايستگي قابل توجه و در خور تحسين شهيد باقري، ايشان به عنوان جانشين فرماندهي يگان زميني سپاه منصوب گرديد.
شجاعت و شهامت شهيد باقري بسيار بالا و قابل توجه بود. او با توجه به اينکه يک مسئول رده بالاي نظامي بود، ولي همراه عناصر اطلاعاتي در شناساييها شرکت ميکرد. در صحنههاي رزم و در خطوط مقدم جبهه و در بعضي از موارد نيز در پشت خط دشمن حضور مييافت و حتي در هدايت گروهانها و گردانهاي رزمي مستقيماً وارد عمل ميشد.
اين شهامت در کلام وگفتار وي نيز تاثير داشت. با تواضع، آنچه را صحيح ميدانست بيان ميکرد و از نظرات خود دفاع مي کرد.
از قدرت بيان و استدلال برخوردار بود و همواره مخاطب خود را تحت تاثير قرار داده و به تحسين وا ميداشت.
تواضع شهيد باقري – با داشتن مسئوليت هاي مهم و اساسي در جنگ – بسيار محسوس بود و هرگز تحت تاثير القاب و عناوين مسئوليتي قرار نميگرفت. رفتار مهربان او با همه (خصوصاً زيردستان) به گونهاي بود که علاقه متقابل نسبت به وي را در آنان ايجاد ميکرد.
تا مدتها همسرش نميدانست که او در جبهه مسئوليت دارد و فرمانده است، در پاسخ به اين سئوال که در جبهه چه ميکند، ميگفت: من سقاي بچههاي بسيجيام.
* نحوه شهادت
پس از عمليات رمضان در شهريور ماه 1361 که مقارن با ايام حج بود، در پاسخ به پيشنهاد يکي از دوستانش جهت عزيمت به سفر حج گفته بود:
هنوز که کار جنگ تمام نشده و دشمن بعثي در خاک ماست، بروم به خدا چه بگويم؟ وقتي ميروم که حرفي براي گفتن داشته باشم.
چند ماه پس از اين صحبت در نهم بهمن ماه 1361 در طليعه ايام مبارک دهه فجر در حالي که تعدادي از همرزمان و همسنگرانش به ديدار حضرت امام خميني(ره) شتافته بودند، او براي شناسايي و آمادهسازي عمليات والفجر مقدماتي به همراه تعدادي از برادران سپاه در خطوط مقدم چنانه (منطقه فکه) در سنگر ديدهباني مورد هدف گلوله خمپاره دشمن بعثي قرار گرفت و همراه همسنگرانش شهيدان مجيد بقايي، رضواني و ... به لقاءالله شتافت.
آخرين کلامي که از اين شهيد بزرگوار شنيده شد پس از ذکر شهادتين، نام مبارک امام شهيدان، حسين(ع) بود.
فراهنگ / منبع: سايت ساجد
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


