جشواره بزرگ والکس
کد خبر: ۱۶۶۶۵۵
تعداد نظرات: ۲۰ نظر
تاریخ انتشار: ۱۶ شهريور ۱۳۹۲ - ۱۱:۵۴
باورش برایم سخت بود، گیج شده بودم. حالا دیگر اکبرین کارشناس مذهبی بود، در شبکه بی بی سی و نمی دانم چه چیزی را می خواست به عنوان اسلام به مخاطبان این شبکه معرفی کند. اکبرین کجا و بی بی سی کجا!ه
گروه فرهنگی - سال 78 با ایشان آشنا شدم. دانشجو بودم، رفته بودم همایش کانون های فرهنگی و هنری دانشجویی.
به گزارش بولتن نیوز، همایش از این قرار بود که دختر و پسرهای دانشجوی شرکت کننده را دریک اردوگاه جنگلی بزرگ چند روزی رها کردند. آهنگ بود، رقص بود، خوش وبش بود، درخت بود وتاریکی هم بود، بگذریم از این برنامه های فرهنگی دولت آن زمان . . .
دلم از این فضا گرفته بود که چشمم افتاد به یک روحانی مودب وخوش برخورد و البته خوش قیافه، فرق خوش قیافه و نورانی را نمی دانستم هنوز هم خوب نمی دانم. رفتم سراغش تا از روحانیت اش بهره ای ببرم و از کدورتم کمی بکاهم. اسمش محمدجواد اکبرین بود.
آشنا که شدیم دیدم حرفهایش به عنوان یک روحانی عجیب و غریب است. کم کم بحثمان داغ شد. به من می گفت جالب است، با اینکه شما دانشجویی و من حوزوی شما موضع حوزوی ها را داری و من موضع دانشجویان را.

تازه فهمیدم چرا او را به عنوان روحانی این جمع و این محفل پر شور ونشاط انتخاب کرده اند. وقتی داشتیم اردوگاه را ترک می کردیم، شنیدم چند دانشجو درباره دستاوردهای این همایش صحبت می کردند و خاطراتشان را می گفتند یکی از آنها می گفت برای دستاورد این همایش باید یک  زایشگاه و یک کودکستان هم بسازند.....ه
ارتباطم با اکبرین ادامه داشت، چند بار به  او تلفن زدم. مدتی هم پیگیر این بودم تا سوال هایی که در ذهنم درست کرده بود را جواب دهم و بلاخره جوابشان را پیدا کردم.
بعدها فهمیدم او سابقا در بابل درس می خوانده و هم مدرسه ای هایش از مناجات های زیبای او تعریف می کردند. مداح قابلی بود. بعد از آمدن به قم هم دعا ندبه هایش پرطرفدار بوده و بسیار دلنشین. دوستانش از  دعای ندبه های او در مدرسه معصومیه خاطراتی زیادی به یاد دارند.
او یک متدین متعصب بود و در این عقاید وکارهای گاهی تندش از هیچ ملامتی نمی ترسید. بگذریم که این  نترسی او ناشی از ایمان قویش بود یا از روحیه افراطی گری او. آنگونه که دوستانش می گویند همواره نوعی افراط در رفتارهای او دیده می شد.
سال 76 که سال  حساسی بود. در انتخابات خاتمی با رای بالا انتخاب شد، اکبرین هم از طرفداران و مبلغان او شده بود افراط های او داشت به شکلی دیگر نمایان می شد و همین امر به مذاق برخی خوش نیامده و  او را طرد کرده بودند. این برخوردها بر روندی که محمدجواد در پیش گرفته بود، بی تاثیر نبود. سیری که دامنه آن به اندازه فاصله دعای ندبه تا صدای آمریکا بود. . .
بعدها که طلبه شدم، در اولین سال حضورم در قم با منزلش تماس گرفتم. خانمش گوشی را برداشت و گفت که محمدجواد زندانی شده. پرسیدم چرا؟ گفت بخاطر مطالبی که در روزنامه نوشته. . .
سیر تغییرات محمدجواد ادامه داشت. بعدها فهمیدم که در کنار این اتفاقات، اعتقاداتش خیلی تغییر کرده بود. بعضی دوستانش می گویند بعد از این دوره بود که دیگر به ولایت فقیه نه تنها اعتقادی نداشت بلکه به شدت می تازید.
 
یازده سال از عمر طلبگی ام می گذشت. ایام محرم بود و به عنوان روحانی مبلغ به یک خوابگاه دانشجویی رفته بودم. مراسم  عزادادری و هیات داشتیم. هرشب به اتاق دانشجوها هم سر می زدم و گاهی مشاوره و بحثی علمی یا سیاسی  پیش می آمد.
یک شب هرچه تلاش می کردم، خوابم نمی برد، بدجوری به هم ریخته بودم، اتفاقی افتاده بود که  خیلی شوکه ام کرده بود. جریان از این قرار بود که بعد از مراسم هیات به اتاقم رفتم، ایمیل هایی برایم رسیده بود. در یکی از این ایمیل ها لیست افرادی که در یک کنفرانس در ضدیت با جمهوری اسلامی  شرکت داشتند، آورده شده بود از روی کنجکاوی نگاهی به اسم ها انداختم و میخکوب شدم. بله اشتباه نمی کردم اسم محمدجواد اکبرین هم در میان آنها بود. اسمش را  در اینترنت جستجو کردم، عکس هایی دیدم که برق از سرم پرید، همان اکبرین بود  با همان لبخند ولی دیگر عمامه نداشت و به جای آن موهایش را دم اسبی بسته بود و دست بر گردن ابی  خواننده آن ور آبی انداخته بود.


باورش برایم سخت بود، گیج شده بودم. حالا دیگر اکبرین کارشناس مذهبی بود، در شبکه بی بی سی و نمی دانم چه چیزی  را می خواست به عنوان اسلام به مخاطبان این شبکه معرفی کند.
اکبرین کجا و بی بی سی کجا!ه
حوزه علمیه قم کجا و صدای آمریکا و کجا!
درس مراجع تقلید کجا و ابی خواننده لوس آنجلسی کجا!ه
و این وجود کش دار اکبرین در طول عمری کوتاه بود که اکنون این همه را به هم پیوند زده بود. . .
 
رَبَّنَا لَا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً ۚ  إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ
پروردگارا! دلهايمان را، بعد از آنکه ما را هدايت کردي، (از راه حق) منحرف مگردان! و از سوي خود، رحمتي بر ما ببخش، زيرا تو بخشندهاي
برچسب ها: آخوند ، مو ، اسب

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

انتشار یافته: ۲۰
در انتظار بررسی: ۱
غیر قابل انتشار: ۱۳
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۲/۰۶/۱۶ - ۱۲:۳۶
88
22
مزخرفه
پاسخ ها
ناشناس
| IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF |
۱۳۹۲/۰۶/۱۶ - ۱۲:۳۶
چیش مزخرفه ؟
ناشناس
| IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF |
۱۳۹۲/۰۶/۱۶ - ۱۲:۳۶
...عاقبت امثال اكبرينه كه عاقبت به شر مي شوند.
نرگس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۲/۰۶/۱۶ - ۱۳:۳۱
6
52
خدا عاقبت هممون را به خیر کند.
هیچکسی از شر فریب شیطان در امان نیست
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۲/۰۶/۱۶ - ۱۵:۲۸
1
39
انسانها تغییر میکنن، از اون ور به این ور و بالعکس..
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۲/۰۶/۱۶ - ۱۷:۲۲
41
18
به این که یک کارشناس مذهیی با سواد هم وجود دارد حسادت می کنید حتما کارشناسان مذهبیتون یه طور دیگست !
پاسخ ها
ناشناس 3
| IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF |
۱۳۹۲/۰۶/۱۶ - ۱۷:۲۲
با سواد؟
حسادت؟
شما یا تعریف درستی از کارشناس نداری ؟
یا تعریف دقیقی از مذهب مخصوصا شیعه نداری
یا اصولا نمیدونی معنی کلمه حسادت چیه
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۲/۰۶/۱۶ - ۱۸:۵۹
6
13
ما چه کردیم؟ با فرزندانمان چه کردیم؟! تمام مشکل از دیگران است؟! خدا همه ما را عاقبت بخیر کند نه فقط دیگران را!!!
Misha
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۲/۰۶/۱۶ - ۱۹:۰۳
2
23
نردبام این جهان ما و منیست؛
عاقبت این نردبام بشکستنی ست؛ لاجرم آن کس که بالاتر نشست؛ استخوانش سخت تر خواهد شکست.
یک واژه ی غریب؛"شستشوی مغزها"
ایشون خوبن؛من طلبه دیدم الآن عضوی از گروه فراماسونر ها هستند.
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۲/۰۶/۱۶ - ۲۳:۵۲
25
19
آتش جهنم را ارزان خریدی ،آقای محترم چقدر دروغگو هستید وتوهین آمیز صحبت میکنی من خودم به این اردو یکبار بعنوان دانشجوی برگزیده رفته ام آنچنان سرپرستهایی داشتیم که بخدا هیچ کس جرات خلاف نداشت ،برنامه های خوب ومتنوعی داشت ولی خلافی من ندیدم ،دربین خودتان خلافهایی است که گفتنی نیست !
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۲/۰۶/۱۷ - ۰۰:۵۱
2
14
نباید هر. . . که این لباسو پوشید که بشه طلبه
محمد
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۲/۰۶/۱۷ - ۱۴:۵۶
5
20
حالا از كجا معلوم كه اونايي كه موهاشونو دم اسبي مي بندند مبرن جهنم و بقيه ميرن بهشت و اصلا معلوم نيست كه شما از ايشان بهتر باشي صد رحمت به اون كه ظاهرو باطنشو يكي كرده
پاسخ ها
ناشناس
| IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF |
۱۳۹۲/۰۶/۱۷ - ۱۴:۵۶
آخه این نوشته اینو داشت می گفت؟ دربارۀ بهشت و جهنّم بود؟ تو رو خدا یه چندتا حرف جدید یاد بگیرید! هر جا یه مطلبی شبیه این میبینید همین جواب بی مزه و بی ربطو زیرش می نویسید. مثل تمام مطالبی که دربارۀ گذشتۀ ارینب مشایخی نوشته شده بود که عین این عبارت بی نمک رو برای همه شون نوشته بودن! مثل اینکه اصلاً متوجه نیسنن حرف مطلب چیه.
ناشناس
| IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF |
۱۳۹۲/۰۶/۱۷ - ۱۴:۵۶
اون با ظاهر بهشتی اومد ولی باطنش جهنمی بود این حرف شاید اون از ما بهتر باشه رو برا اینجور آدما نگفتن
حرف حساب
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۲/۰۶/۱۷ - ۱۶:۰۶
2
7
بابا اين ديگه چه صيغه اي از آخونداست كه آستين گوتاه مي پوشن استغفر الله
علی
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۲/۰۶/۱۷ - ۲۱:۲۰
2
9
سلام
چرا منبع این خبرتون رو ذکر نمیکنید؟
آوردن متن بدون ذکر منبع از هر جهت اشکال دارد.
reza
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۲/۰۶/۱۸ - ۰۹:۲۲
2
4
واقعیت داشته باشه داستان آمورنده ای میتونه باشه مخصوصا نسل جوان
بنده خدا
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۲/۰۶/۱۸ - ۱۳:۰۳
6
3
این ازکروبی این هم ازاین.
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۲/۰۶/۱۸ - ۱۵:۲۱
1
2
کبوتر با کبوتر باز با باز ، کند همجنس با همجنس پرواز
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۲/۰۶/۱۹ - ۱۸:۵۷
0
1
نباید غافل شویم به خداپناه میبرم
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر :
تلگرام
اینستا
آخرین اخبار
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین