خشونت و فساد تیمور بختیار
حسین مكی در مورد شهادت سید عبدالحسین واحدی میگوید:
این شایعه كه سید عبدالحسین واحدی فرد دوم فداییان ، هنگام آورده شدن از اهواز به تهران به دلیل فرار مورد تیراندازی سربازان محافظ قرار گرفته و كشته شده دروغ است. هنگامی كه سید عبدالحسین واحدی را به دفتر فرماندار نظامی بردند و با بختیار روبه رو كردند ، بختیار به او فحش ركیكی داد و او آن فحش را عینا به بختیار بازگرداند . بختیار بلافاصله دست به كلت كمری خود برد و كلت را از جا كلتی در آورد با شلیك یك گلوله به مغز سید عبدالحسین واحدی او را به شهادت رساند.
1- خشونت
الف - به شهادت رساندن سید عبدالحسین واحدی و دستگیری سایر فدائیان اسلام
بختیار در آبان ماه سال 1334 پس از اینكه جمعیت مذهبی فداییان اسلام به رژیم شاه اعلام جنگ دادند و نخستوزیر "حسین علاء" را قبل از عضو شدن ایران در پیمان نظامی بغداد (سنتو) در تهران مورد سوء قصد قرار دادند ، تلاشهای خود را متوجه جمعیت مزبور كرد . شهید نواب صفوی رهبر فداییان اسلام و سركردگان آن جمعیت مانند سید عبدالحسین واحدی نفر دوم ، سید محمد واحدی نفر سوم ، استاد خلیل طهماسبی (اعدام كننده رزمآرا) و ذوالقدر همگی دستگیر شدند و دادستان ارتش برای نواب صفوی ، سید محمد واحدی ، خلیل طهماسبی ، مظفر ذوالقدر ، درخواست اعدام كرد و هر چهار تن تیرباران شدند و به شهادت رسیدند. حسین مكی در مورد شهادت سید عبدالحسین واحدی میگوید: « این شایعه كه سید عبدالحسین واحدی فرد دوم فداییان ، هنگام آورده شدن از اهواز به تهران به دلیل فرار مورد تیراندازی سربازان محافظ قرار گرفته و كشته شده دروغ است ، بلكه تا آنجا كه من شنیدم و برمن به ثبوت رسیده است ، هنگامی كه سید عبدالحسین واحدی را به دفتر فرماندار نظامی بردند و با بختیار روبه رو كردند ، بختیار به او فحش ركیكی داد و او آن فحش را عینا به بختیار بازگرداند . بختیار بلافاصله دست به كلت كمری خود برد و كلت را از جا كلتی در آورد با شلیك یك گلوله به مغز سید عبدالحسین واحدی او را به قتل رساند ( به شهادت رساند ) »
ب - تأسیس ساواك
در سال 1335 شاه سرتیپ بختیار را به درجه سرلشكری ارتقا داد . پس از آن در مهر ماه 1335 كه بنا به اشاره آمریكاییها قرار شد فرمانداری نظامی تهران و حومه و دیگر فرمانداریهای نظامی به كار خود خاتمه دهند و كشور حالت عادی به خود بگیرد ، با صوابدید آمریكاییها مقدمات تشكیل سازمان اطلاعات و امنیت كشور فراهم شد و سرانجام این سازمان كه دارای 10 اداره كل بود كه در رأس هر یك، یك مدیر كل نظامی با درجه سرتیپی یا سرهنگی قرار داشت تشكیل شد . علاوه بر مستشاران آمریكایی ، مأمورینی از اسرائیل نیز در تأسیس سازمان اطلاعات و امنیت كشور سهم وافر داشتند. تشكیل " سازمان اطلاعات و امنیت كشور " به صورت قانونی و با ارسال لایحه پیشنهادی از سوی دولت به مجلس شورای ملی انجام گرفت و پس از تصویب لایحه پیشنهادی ، سازمان مزبور تشكیل شد و سازمانی مشابه آن در ارتش به نام " سازمان اطلاعات و ضد اطلاعات " شكل گرفت .
بختیار در 31 شهریور 1338 سپهبد شد . ساواك در دوران تصدی بختیار دارای دهها ساختمان در مناطق مختلف تهران شد . خود بختیار در عمارتی مجلل دارای شش یا هفت طبقه مستقر بود كه در خیابان تخت جمشید ( امروز خیابان آیتالله طالقانی ) چها راه فیشرآباد ( امروزه چهار راه سپهبد قرنی ) جنب فروشگاه قدس كنونی ساخته شده بود و نام عجیب " سنگ سیاه " را بر آن گذارده بودند . اتاق بختیار دو لایه بود و صدا از داخل اتاق بیرون نمیآمد . كنار میز بختیار یك پرچم بزرگ ایران در اندازه اصلی گذارده شده بود . اتاق او مجهز به "دیكتافون" بود و بختیار محاوراتی را كه لازم میدانست ضبط میكرد . علاوه بر این ساختمان دهها ساختمان دیگر در خیابان خردمند و خیابان قدیم شمیران ، در اختیار ادارات كل دهگانه ساواك بود . مدیران كل ساواك غالبا نظامی بودند ، از ارتش و ژاندارمری به ساواك منتقل میشدند و از درجههای نظامی برخوردار میشدند .
سوء استفاده شدید مالی در میان مدیران و كارمندان ساواك رواج داشت. این افراد غالبا از طریق شغل حساس خود پولهای زیادی به دست میآوردند . بختیار تا سال 1339 همچنان در رأس "سازمان اطلاعات و امنیت كشور " كه آن را با نام مخفف ساواك میخواندند قرار داشت . ساواك كلیه وظایف فرمانداری نظامی منحله را عهدهدار شده بود و مقام رسمی بختیار معاونت نخستوزیر و ریاست سازمان اطلاعات و امنیت كشور عنوان میشد و چون معاون نخستوزیر شده بود ، در رأس یك سازمان پلیس سیاسی قرار داشت و دیگر اونیفورم نظامی نمیپوشید.
2- فساد بختیار
الف - فساد سیاسی
بختیار در روزهای آغاز اقتدار خود به دلیل مناسبات گرمی كه با همه محافل داشت ، از سوی مطبوعات تهران كه مدیران و صاحبان امتیاز آن از طبقات متنفذ بودند و اغلب با دربار روابط خوبی داشتند ، مورد حمایت واقع میشد . گزارشهای ویژه پر آب و تابی از زندگی خانوادگی ایلیاتی او ، شكارهایش ، چیرگیاش در تیراندازی و فرزند و خانواده دوستی او به چاپ میرسید . در عین حال ، همه مطبوعات كه زیر سانسور برّرسان فرماندار نظامی و شهربانی قرار داشتند ، از او حساب میبردند . یك سردبیر قدیمی مطبوعات گفته است كه بارها شاهد آن بوده كه تیمسار بختیار به عدهای از مدیران و سردبیران مطبوعات پاكتهای كوچك حاوی چكهای چند هزار تومانی تسلیم میكرده و آنان با سپاس و تعظیم فراوان میپذیرفتند . در دوران مخوف زمامداری او در ساواك، مطبوعات كشور همچنان در تعریف و تجلیل بختیار بر یكدیگر سبقت میجستند .
مدیران مطبوعات در عتبه بوسی بختیار میكوشیدند و به افتخار او ضیافتهایی برگزار میكردند . بختیار با آنكه رئیس سازمان امنیت بود و باید لباس غیرنظامی بپوشد ، در اعیاد و مراسم با لباس رسمی ارتش و شنل ظاهر میشد . تقریبا همه روزنامهنگاران آن دوران كه به تدریج ثروتمند شده بودند ، از ارادتمندان تیمسار به شمار میرفتند . در میهمانیهای با شكوه او تا پنج هزار نفر شركت میكردند . در مجاورت قصر سعدآباد ، كاخ با شكوهی ساخته و در میهمانیهای شبانه آن طور كه فردوست ، دوست او میگوید در پایان شب اتومبیلها را با بلندگو به جلوی خانه احضار میكردند و صدای بلندگو در سعدآباد به گوش شاه میرسید . مطبوعات هر روز مطلبی درباره او مینوشتند .
ب - فساد اخلاقی:
نام بختیار مترادف با فسق و فساد برده میشد . او همزمان با آغاز اوجگیری شاهین قدرتش به بانویی به نام "قدرت خانم" كه زن بسیار جذاب و طنازی بود دل بست . قدرت خانم همسر یك سرهنگ بازنشسته مدیر روزنامه بود كه روزنامه او " آرام " به جناح نفتی مطبوعات ، یعنی مطبوعاتی كه شركت سابق نفت ایران و انگلیس آنها را تغذیه میكرد و برای هتاكی به دولت دكتر مصدق از آنها بهرهجویی مینمود تعلق داشت . قدرت خانم چنان نفوذی در بختیار به هم رساند كه بنا به نوشته و شهادت یك روزنامهنویس ( دكتر علی بهزادی مدیر مجله " سپید و سیاه " در كتاب خاطراتش ) آزادانه وارد اتاق تیمسار میشد . روی میز او مینشست و با او به شوخیهای لفظی میپرداخت . دلبستگی تیمور بختیار به قدرت خانم به جایی رسید كه سرانجام به زور طلاق او را از شوهرش "سرهنگ یمینی" گرفت و یمینی از شكایات خود ره به جایی نبرد و شوهر را به اروپا تبعید كرد .
بالاخره قدرت خانم همسر دوم تیمسار بختیار شد و او نیز مانند "ایران خانم"، فرزندانی برای بختیار به دنیا آورد . در زمان ریاست بختیار بختیار بر ساواك كه هم ایران و هم قدرت را به عنوان همسر در سرای داشت، ناگهان دلباخته پوران شاپوری خواننده آواز ( فرحدخت طالقانی ) همسر عباس شاپوری نوازنده ویولون و سازنده آهنگهای عوامپسند ایرانی شد . پوران نیز تحت تأثیر ثروت و قدرت و شهرت تیمسار قرار گرفت . اعتراضها و شكایتهای عباس شاپوری به جایی نرسید و بنا به نوشته و تصریح ارتشبد فردوست ، بختیار پوران را از چنگ شوهرش بیرون آورد . عباس شاپوری، به هر كجا كه رفت با تمسخر و تحقیر علت را " كرم خود درخت " و " خواست و تمایل پوران " دانستند . بنا به اظهار دكتر ا . ج كه میل ندارد نامش به میان آورده شود ، هنگامی كه او در انگلستان تحصیل میكرده ، بختیار را دیده است كه پوران را – كه تازه مطلقه شده بود – با خود به لندن آورده در مهمانخانهای با او زندگی میكرده است. شاه كه همهی اینها را میدانست یا میشنید و به روی خود نمیآورد كه در كشور اسلامی چگونه یك سپهبد میتواند زن مردم را ولو زن خواننده و آوازخوان را از آغوش شوهرش برباید و در خانه خود نگهداری كند و شب با او هم بالین شود .
ج - سوء استفادههای مالی:
بختیار كه در دوران پیش از سرتیپ شدن فقط مالك یك خانه كهنه در خیابان شاهپور تهران بود ، در طول هشت سال و نیم بعد از دی ماه 1332 تا اواخر سال 1340 دارای املاك و مستغلاتی به شرح زیر شد :
1- یك باب منزل بسیار مجلل در شمیران خیابان سعدآباد
2- یك باب باغ با ساختمان در تهران ، معروف به باغ تاج
3- یك باب باغ در تهران پارس
4- یك باب باغ در الهیه شمیران
5- یك باغ به مساحت 000/10 متر در رامسر
6- یك باغ در ایذه خوزستان
7- یك قطعه زمین در شمیران ، مباركآباد
8- 1290 سهم از كارخانه قند اصفهان
9- تعداد 48 قطعه قالیهای گرانبها بافت ایران و چین
10- چهل و شش قلم جواهرات گرانبها
11- سه دانگ از قریه " دزك " در بختیاری
12- سه دانگ از قریه " بردنجان " در بختیاری
13- یك دانگ و نیم از قریه "خشویه " در لنجان بختیاری
14- سه دانگ از قریه " پرندگان " در بختیاری
15- یك دانگ و نیم از قریه " تبوند" در خوزستان
16- یك دانگ و سه چهارم دانگ در " كردكوی " گرگان
17- چهاردانگ از قریه " انارمرز" در گرگان
18- سه دانگ در قریه " اردل " در بختیاری
19- شش دانگ فدك و بالابانه در گلپایگان اصفهان ؛
علاوه بر آن مالكیت املاك و مستغلات دیگری نیز به او نسبت داده میشد .
--------------------------------------------------------------------------------
منبع: معماران عصر پهلوی ، نجفقلی پسیان ، نشر ثالث ، 1379
این شایعه كه سید عبدالحسین واحدی فرد دوم فداییان ، هنگام آورده شدن از اهواز به تهران به دلیل فرار مورد تیراندازی سربازان محافظ قرار گرفته و كشته شده دروغ است. هنگامی كه سید عبدالحسین واحدی را به دفتر فرماندار نظامی بردند و با بختیار روبه رو كردند ، بختیار به او فحش ركیكی داد و او آن فحش را عینا به بختیار بازگرداند . بختیار بلافاصله دست به كلت كمری خود برد و كلت را از جا كلتی در آورد با شلیك یك گلوله به مغز سید عبدالحسین واحدی او را به شهادت رساند.
1- خشونت
الف - به شهادت رساندن سید عبدالحسین واحدی و دستگیری سایر فدائیان اسلام
بختیار در آبان ماه سال 1334 پس از اینكه جمعیت مذهبی فداییان اسلام به رژیم شاه اعلام جنگ دادند و نخستوزیر "حسین علاء" را قبل از عضو شدن ایران در پیمان نظامی بغداد (سنتو) در تهران مورد سوء قصد قرار دادند ، تلاشهای خود را متوجه جمعیت مزبور كرد . شهید نواب صفوی رهبر فداییان اسلام و سركردگان آن جمعیت مانند سید عبدالحسین واحدی نفر دوم ، سید محمد واحدی نفر سوم ، استاد خلیل طهماسبی (اعدام كننده رزمآرا) و ذوالقدر همگی دستگیر شدند و دادستان ارتش برای نواب صفوی ، سید محمد واحدی ، خلیل طهماسبی ، مظفر ذوالقدر ، درخواست اعدام كرد و هر چهار تن تیرباران شدند و به شهادت رسیدند. حسین مكی در مورد شهادت سید عبدالحسین واحدی میگوید: « این شایعه كه سید عبدالحسین واحدی فرد دوم فداییان ، هنگام آورده شدن از اهواز به تهران به دلیل فرار مورد تیراندازی سربازان محافظ قرار گرفته و كشته شده دروغ است ، بلكه تا آنجا كه من شنیدم و برمن به ثبوت رسیده است ، هنگامی كه سید عبدالحسین واحدی را به دفتر فرماندار نظامی بردند و با بختیار روبه رو كردند ، بختیار به او فحش ركیكی داد و او آن فحش را عینا به بختیار بازگرداند . بختیار بلافاصله دست به كلت كمری خود برد و كلت را از جا كلتی در آورد با شلیك یك گلوله به مغز سید عبدالحسین واحدی او را به قتل رساند ( به شهادت رساند ) »
ب - تأسیس ساواك
در سال 1335 شاه سرتیپ بختیار را به درجه سرلشكری ارتقا داد . پس از آن در مهر ماه 1335 كه بنا به اشاره آمریكاییها قرار شد فرمانداری نظامی تهران و حومه و دیگر فرمانداریهای نظامی به كار خود خاتمه دهند و كشور حالت عادی به خود بگیرد ، با صوابدید آمریكاییها مقدمات تشكیل سازمان اطلاعات و امنیت كشور فراهم شد و سرانجام این سازمان كه دارای 10 اداره كل بود كه در رأس هر یك، یك مدیر كل نظامی با درجه سرتیپی یا سرهنگی قرار داشت تشكیل شد . علاوه بر مستشاران آمریكایی ، مأمورینی از اسرائیل نیز در تأسیس سازمان اطلاعات و امنیت كشور سهم وافر داشتند. تشكیل " سازمان اطلاعات و امنیت كشور " به صورت قانونی و با ارسال لایحه پیشنهادی از سوی دولت به مجلس شورای ملی انجام گرفت و پس از تصویب لایحه پیشنهادی ، سازمان مزبور تشكیل شد و سازمانی مشابه آن در ارتش به نام " سازمان اطلاعات و ضد اطلاعات " شكل گرفت .
بختیار در 31 شهریور 1338 سپهبد شد . ساواك در دوران تصدی بختیار دارای دهها ساختمان در مناطق مختلف تهران شد . خود بختیار در عمارتی مجلل دارای شش یا هفت طبقه مستقر بود كه در خیابان تخت جمشید ( امروز خیابان آیتالله طالقانی ) چها راه فیشرآباد ( امروزه چهار راه سپهبد قرنی ) جنب فروشگاه قدس كنونی ساخته شده بود و نام عجیب " سنگ سیاه " را بر آن گذارده بودند . اتاق بختیار دو لایه بود و صدا از داخل اتاق بیرون نمیآمد . كنار میز بختیار یك پرچم بزرگ ایران در اندازه اصلی گذارده شده بود . اتاق او مجهز به "دیكتافون" بود و بختیار محاوراتی را كه لازم میدانست ضبط میكرد . علاوه بر این ساختمان دهها ساختمان دیگر در خیابان خردمند و خیابان قدیم شمیران ، در اختیار ادارات كل دهگانه ساواك بود . مدیران كل ساواك غالبا نظامی بودند ، از ارتش و ژاندارمری به ساواك منتقل میشدند و از درجههای نظامی برخوردار میشدند .
سوء استفاده شدید مالی در میان مدیران و كارمندان ساواك رواج داشت. این افراد غالبا از طریق شغل حساس خود پولهای زیادی به دست میآوردند . بختیار تا سال 1339 همچنان در رأس "سازمان اطلاعات و امنیت كشور " كه آن را با نام مخفف ساواك میخواندند قرار داشت . ساواك كلیه وظایف فرمانداری نظامی منحله را عهدهدار شده بود و مقام رسمی بختیار معاونت نخستوزیر و ریاست سازمان اطلاعات و امنیت كشور عنوان میشد و چون معاون نخستوزیر شده بود ، در رأس یك سازمان پلیس سیاسی قرار داشت و دیگر اونیفورم نظامی نمیپوشید.
2- فساد بختیار
الف - فساد سیاسی
بختیار در روزهای آغاز اقتدار خود به دلیل مناسبات گرمی كه با همه محافل داشت ، از سوی مطبوعات تهران كه مدیران و صاحبان امتیاز آن از طبقات متنفذ بودند و اغلب با دربار روابط خوبی داشتند ، مورد حمایت واقع میشد . گزارشهای ویژه پر آب و تابی از زندگی خانوادگی ایلیاتی او ، شكارهایش ، چیرگیاش در تیراندازی و فرزند و خانواده دوستی او به چاپ میرسید . در عین حال ، همه مطبوعات كه زیر سانسور برّرسان فرماندار نظامی و شهربانی قرار داشتند ، از او حساب میبردند . یك سردبیر قدیمی مطبوعات گفته است كه بارها شاهد آن بوده كه تیمسار بختیار به عدهای از مدیران و سردبیران مطبوعات پاكتهای كوچك حاوی چكهای چند هزار تومانی تسلیم میكرده و آنان با سپاس و تعظیم فراوان میپذیرفتند . در دوران مخوف زمامداری او در ساواك، مطبوعات كشور همچنان در تعریف و تجلیل بختیار بر یكدیگر سبقت میجستند .
مدیران مطبوعات در عتبه بوسی بختیار میكوشیدند و به افتخار او ضیافتهایی برگزار میكردند . بختیار با آنكه رئیس سازمان امنیت بود و باید لباس غیرنظامی بپوشد ، در اعیاد و مراسم با لباس رسمی ارتش و شنل ظاهر میشد . تقریبا همه روزنامهنگاران آن دوران كه به تدریج ثروتمند شده بودند ، از ارادتمندان تیمسار به شمار میرفتند . در میهمانیهای با شكوه او تا پنج هزار نفر شركت میكردند . در مجاورت قصر سعدآباد ، كاخ با شكوهی ساخته و در میهمانیهای شبانه آن طور كه فردوست ، دوست او میگوید در پایان شب اتومبیلها را با بلندگو به جلوی خانه احضار میكردند و صدای بلندگو در سعدآباد به گوش شاه میرسید . مطبوعات هر روز مطلبی درباره او مینوشتند .
ب - فساد اخلاقی:
نام بختیار مترادف با فسق و فساد برده میشد . او همزمان با آغاز اوجگیری شاهین قدرتش به بانویی به نام "قدرت خانم" كه زن بسیار جذاب و طنازی بود دل بست . قدرت خانم همسر یك سرهنگ بازنشسته مدیر روزنامه بود كه روزنامه او " آرام " به جناح نفتی مطبوعات ، یعنی مطبوعاتی كه شركت سابق نفت ایران و انگلیس آنها را تغذیه میكرد و برای هتاكی به دولت دكتر مصدق از آنها بهرهجویی مینمود تعلق داشت . قدرت خانم چنان نفوذی در بختیار به هم رساند كه بنا به نوشته و شهادت یك روزنامهنویس ( دكتر علی بهزادی مدیر مجله " سپید و سیاه " در كتاب خاطراتش ) آزادانه وارد اتاق تیمسار میشد . روی میز او مینشست و با او به شوخیهای لفظی میپرداخت . دلبستگی تیمور بختیار به قدرت خانم به جایی رسید كه سرانجام به زور طلاق او را از شوهرش "سرهنگ یمینی" گرفت و یمینی از شكایات خود ره به جایی نبرد و شوهر را به اروپا تبعید كرد .
بالاخره قدرت خانم همسر دوم تیمسار بختیار شد و او نیز مانند "ایران خانم"، فرزندانی برای بختیار به دنیا آورد . در زمان ریاست بختیار بختیار بر ساواك كه هم ایران و هم قدرت را به عنوان همسر در سرای داشت، ناگهان دلباخته پوران شاپوری خواننده آواز ( فرحدخت طالقانی ) همسر عباس شاپوری نوازنده ویولون و سازنده آهنگهای عوامپسند ایرانی شد . پوران نیز تحت تأثیر ثروت و قدرت و شهرت تیمسار قرار گرفت . اعتراضها و شكایتهای عباس شاپوری به جایی نرسید و بنا به نوشته و تصریح ارتشبد فردوست ، بختیار پوران را از چنگ شوهرش بیرون آورد . عباس شاپوری، به هر كجا كه رفت با تمسخر و تحقیر علت را " كرم خود درخت " و " خواست و تمایل پوران " دانستند . بنا به اظهار دكتر ا . ج كه میل ندارد نامش به میان آورده شود ، هنگامی كه او در انگلستان تحصیل میكرده ، بختیار را دیده است كه پوران را – كه تازه مطلقه شده بود – با خود به لندن آورده در مهمانخانهای با او زندگی میكرده است. شاه كه همهی اینها را میدانست یا میشنید و به روی خود نمیآورد كه در كشور اسلامی چگونه یك سپهبد میتواند زن مردم را ولو زن خواننده و آوازخوان را از آغوش شوهرش برباید و در خانه خود نگهداری كند و شب با او هم بالین شود .
ج - سوء استفادههای مالی:
بختیار كه در دوران پیش از سرتیپ شدن فقط مالك یك خانه كهنه در خیابان شاهپور تهران بود ، در طول هشت سال و نیم بعد از دی ماه 1332 تا اواخر سال 1340 دارای املاك و مستغلاتی به شرح زیر شد :
1- یك باب منزل بسیار مجلل در شمیران خیابان سعدآباد
2- یك باب باغ با ساختمان در تهران ، معروف به باغ تاج
3- یك باب باغ در تهران پارس
4- یك باب باغ در الهیه شمیران
5- یك باغ به مساحت 000/10 متر در رامسر
6- یك باغ در ایذه خوزستان
7- یك قطعه زمین در شمیران ، مباركآباد
8- 1290 سهم از كارخانه قند اصفهان
9- تعداد 48 قطعه قالیهای گرانبها بافت ایران و چین
10- چهل و شش قلم جواهرات گرانبها
11- سه دانگ از قریه " دزك " در بختیاری
12- سه دانگ از قریه " بردنجان " در بختیاری
13- یك دانگ و نیم از قریه "خشویه " در لنجان بختیاری
14- سه دانگ از قریه " پرندگان " در بختیاری
15- یك دانگ و نیم از قریه " تبوند" در خوزستان
16- یك دانگ و سه چهارم دانگ در " كردكوی " گرگان
17- چهاردانگ از قریه " انارمرز" در گرگان
18- سه دانگ در قریه " اردل " در بختیاری
19- شش دانگ فدك و بالابانه در گلپایگان اصفهان ؛
علاوه بر آن مالكیت املاك و مستغلات دیگری نیز به او نسبت داده میشد .
--------------------------------------------------------------------------------
منبع: معماران عصر پهلوی ، نجفقلی پسیان ، نشر ثالث ، 1379
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


