هاشم آغاجری و دیدهبانی از پشت جبهه!
علی كردی
هاشم آقاجری همواره در طول سالیان پس از پیروزی انقلاب اسلامی به دنبال تحكیم نقش روشنفكران از نوع خود در رویدادهای كشور بوده است. این بار هم پس از پایان عملیات به صحنه آمده است تا ضمن دیكته كردن تحلیلهای خود، حداقل بر ایستایی و تداوم آن چه كه او جنبش میخواندش، مؤثر واقع شود.
هاشم آقاجری تئوریسین جنجالی، اصلاحات پس از سالها سكوت بعد از حادثهی همدان، یك بار دیگر در عرصه رساند ظاهر شد و این بار از تریبون «اعتماد ملی»، حوادث اخیر كشور را آنالیز كرد.
آنانی كه با خلق و خوی درشتگویانه و ابهام پردازاند آقاجری آشنا هستند انتظاری جز این تحلیلها از ایشان نداشتند .
هاشم آقاجری همواره در طول سالیان پس از پیروزی انقلاب اسلامی به دنبال تحكیم نقش روشنفكران از نوع خود در رویدادهای كشور بوده است. این بار هم پس از پایان عملیات به صحنه آمده است تا ضمن دیكته كردن تحلیلهای خود، حداقل بر ایستایی و تداوم آن چه كه او جنبش میخواندش، مؤثر واقع شود.
او از یك «جنبش سبز مدنی»، «مسالمتآمیز و دمكراتیك» سخن میگوید در حالی كه هیجكدام از این واژهها در این به اصطلاح جنبش اتفاق نیفتاد. آقاجری كه زمانی هوادار مستضعفین و محرومین بود، حركت برخی از بورژواهای بالاشهری را كه از گفتمان انقلاب خمینی هراز چندگاهی جیفی میزنند. جنبش مدنی خوانده است. آتش كشیدن اموال دولتی و عمومی و ناامن كردن خیابانها و كوچههای شهر را احترام مسالمتآمیز میداند.
تن ندادنم به رأی اكثریت و عدم تمكین قوانین مترقی كشور از سوی همان كسانی كه سالها مدافع و مجری آن بودند، در تحلیل آقاجری نام «دموكراتیك» به خود میگوید. از كسی كه حوادث را از پشت جبهه دیدبانی میكند چه انتظاری میتوان داشت.
او كه به نقل از آمریكای یها مدعی است آنها در حوادث اخیر دخالت نداشته و آن را مسایل داخلی ایران تلقی كردهاند، چگونه هیجان خانم مركل، خانم هیلاری و آقایان اوباما و ساركوزی در ابتدای حوادث اخیر را فراموش كرده است. آقای آقاجری! امروز پس از شكست پروژه انقلاب مخملی ، آنها چارهای ندارند كه تا برای حفظ موقعیت بینالمللی و منطقهای خویش، مدعی عدم دخالت در مسایل داخلی ایران باشند.
اما عجیبتر از همهی برداشتهای شما در رویدادهای كشور، تحلیل تاریخی شماست. شما كه خود را استاد مسلم تاریخ معاصر ایران میدانید، چگونه برای توجیه مواضع سیاسی خویش، از تاریخ استفاده ابزاری میكنید.
جمهوری اسلامی ایران قدرتمند و نظام پرورده دست خمینی بزرگ و خامنهای شجاع كجا و دولت بی عرضه قاجاریه كجا؟
ملت شجاع ، هوشمند و مقتدر ایران امروز كجا و مردم فقیر، بیخبر و منفصل عصر قاجاریه كجا؟
شما چگونه برای زیر سؤال بردن مناسبات دیپلماتیك و عزت مدارانه ایران اسلامی دست به هر فرافكنی میزنید و اذهان را به سمت تسلط روسها بر بخشی از سرزمین ایران در دوره خفت بار قاجاریه میبرید. البته این موضوع آن قدر آشكار و واضح است كه بنده صرفاً به دلیل حفظ جایگاه استادی شما و احترام به شأن علم و دانشگاه از تبیین آن معذورم.
ولی آقای هاشم آقاجری شما همه چیز را نادیده میگیرید تا دیدهبان باقی بمانید آن هم دیدهبانی در پشت جبهه ....
هاشم آقاجری تئوریسین جنجالی، اصلاحات پس از سالها سكوت بعد از حادثهی همدان، یك بار دیگر در عرصه رساند ظاهر شد و این بار از تریبون «اعتماد ملی»، حوادث اخیر كشور را آنالیز كرد.
آنانی كه با خلق و خوی درشتگویانه و ابهام پردازاند آقاجری آشنا هستند انتظاری جز این تحلیلها از ایشان نداشتند .
هاشم آقاجری همواره در طول سالیان پس از پیروزی انقلاب اسلامی به دنبال تحكیم نقش روشنفكران از نوع خود در رویدادهای كشور بوده است. این بار هم پس از پایان عملیات به صحنه آمده است تا ضمن دیكته كردن تحلیلهای خود، حداقل بر ایستایی و تداوم آن چه كه او جنبش میخواندش، مؤثر واقع شود.
او از یك «جنبش سبز مدنی»، «مسالمتآمیز و دمكراتیك» سخن میگوید در حالی كه هیجكدام از این واژهها در این به اصطلاح جنبش اتفاق نیفتاد. آقاجری كه زمانی هوادار مستضعفین و محرومین بود، حركت برخی از بورژواهای بالاشهری را كه از گفتمان انقلاب خمینی هراز چندگاهی جیفی میزنند. جنبش مدنی خوانده است. آتش كشیدن اموال دولتی و عمومی و ناامن كردن خیابانها و كوچههای شهر را احترام مسالمتآمیز میداند.
تن ندادنم به رأی اكثریت و عدم تمكین قوانین مترقی كشور از سوی همان كسانی كه سالها مدافع و مجری آن بودند، در تحلیل آقاجری نام «دموكراتیك» به خود میگوید. از كسی كه حوادث را از پشت جبهه دیدبانی میكند چه انتظاری میتوان داشت.
او كه به نقل از آمریكای یها مدعی است آنها در حوادث اخیر دخالت نداشته و آن را مسایل داخلی ایران تلقی كردهاند، چگونه هیجان خانم مركل، خانم هیلاری و آقایان اوباما و ساركوزی در ابتدای حوادث اخیر را فراموش كرده است. آقای آقاجری! امروز پس از شكست پروژه انقلاب مخملی ، آنها چارهای ندارند كه تا برای حفظ موقعیت بینالمللی و منطقهای خویش، مدعی عدم دخالت در مسایل داخلی ایران باشند.
اما عجیبتر از همهی برداشتهای شما در رویدادهای كشور، تحلیل تاریخی شماست. شما كه خود را استاد مسلم تاریخ معاصر ایران میدانید، چگونه برای توجیه مواضع سیاسی خویش، از تاریخ استفاده ابزاری میكنید.
جمهوری اسلامی ایران قدرتمند و نظام پرورده دست خمینی بزرگ و خامنهای شجاع كجا و دولت بی عرضه قاجاریه كجا؟
ملت شجاع ، هوشمند و مقتدر ایران امروز كجا و مردم فقیر، بیخبر و منفصل عصر قاجاریه كجا؟
شما چگونه برای زیر سؤال بردن مناسبات دیپلماتیك و عزت مدارانه ایران اسلامی دست به هر فرافكنی میزنید و اذهان را به سمت تسلط روسها بر بخشی از سرزمین ایران در دوره خفت بار قاجاریه میبرید. البته این موضوع آن قدر آشكار و واضح است كه بنده صرفاً به دلیل حفظ جایگاه استادی شما و احترام به شأن علم و دانشگاه از تبیین آن معذورم.
ولی آقای هاشم آقاجری شما همه چیز را نادیده میگیرید تا دیدهبان باقی بمانید آن هم دیدهبانی در پشت جبهه ....
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


