کد خبر: ۱۵۰۸۸۷
تعداد نظرات: ۹ نظر
تاریخ انتشار: ۲۶ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۰:۰۷
حسن رحیمی (روشن)
انتخابات24خرداد برای انتخاب رییس دولت یازدهم بر گزار شد وبا حضور مطلوب مردم درپای صندوقهای رای در واقع حماسه سیاسی مورد نظر رهبر انقلاب اسلامی حاصل شد. اما جریان اصولگرایی با شکست سختی رو برو شد.این شکست از زوایای مختلف قابل بررسی است. اما آنچه مورد نظر این یادداشت­است این است که اصولگرایان شکست خوردند یا اصولگرایی شکست خورد؟؟ برای پاسخ به این پرسش ابتدا لازم است به این نکته پرداخته شود که آیا مفهوم اصولگرایی با مصادیق آن در صحنه سیاست ایران انطباق دارد؟به عبارت بهتر آیا واژه وتابلوی اصولگرایی به عنوان یک«نماد » با « نمود»آن که به عنوان یک مکتب فکری،اعتقادی و سیاسی،شناخته میشود منطبق است؟ یااینکه،­دراینجا اصولگرایان تحت عنوان این تابلو واین نام کسانی هستند که مکتب اصولگرایی برای آنان صرفا یک اسم را تداعی میکند که وجه تفاوت آنها با اصلاح طلبان است.قاعدتا اصولگرایی مطرح در انقلاب اسلامی یک اصولگرایی واقعی و به عنوان یک مکب که از اسلام ناب سر چشمه میگیردمطرح بوده و میباشد. اما چرا در انتخابات 24 خرداد ظاهرا مردم به این جریان اقبال نشان ندادند؟پاسخ این است که کسانی که خود را اصولگرا می نامند همانگونه که ذکر شد تا حدود زیادی از اصل­اصولگرایی فاصله گرفته اند وازاصولگرایی جز­نامی برتابلوی پشت سر خود،تقریباهیچ ندارند. رفتار سیاسی و انتخاباتی آنها نشان داد که بیشتراز آنکه اصولگرا باشند منافعگرا هستند و حاضرنیستند منافع شخصی را فدای مکتب اصولگرایی کنند. نماد این بحث را در عدم ائتلاف آنها و رفتار آنها در جریان مناظرات با همدیگر میتوان دید.آنها برای کسب رای به همدیگرتاختند،اسرارمملکتی را در رسانه عمومی مطرح کردند و هریک خود را عقل کل دانستند ودر نتیجه،مردم هم پاسخ آنها را داندند تا باردیگر ثابت کنند عمل افراد مهم است نه تابلوی حزبی وحناحی آنان.جریان­اصولگرایان–که البته خود ثابت کردند با اصولگرایی فاصله بسیاری دارند-دچارهمان توهمی شدند که اصلاح طلبان در دولت اصلاحات مرتکب آن شدند وواژه زیبا و قرآنی «اصلاح » را در حد یک اسم حزبی تقلیل دادند. اکنون اصولگرایان نیز دچارهمان مشکل شده اند. شاید رفتاردکتر حداد عادل تا حدودی منطبق بر مکتب اصولگرایی بود-که صرف نظر از دلایل سیاسی و احتمال شکست در رقابت-از دور رقابت ها بنا به گفته خود به نفع اصولگرایی کناررفت.اما چهارنفردیگر حاضرنشدند باهم رفتار«اصولگرایانه» داشته باشندکه­هیچ؛حتی برای کسب رای، درکوبیدن همدیگر و دولت احمدی نژاد بی توجه به زحمات و نقاط قوت آت مسابقه گذاشتند.(مسئله ای که بعید است حتی رهبری انقلاب با آن موافق بوده باشد و احتمالا در آینده این نارضایتی را ابراز خواهند فرمود) در حالیکه آقای روحانی تمام قد،از هاشمی و خاتمی و .. دفاع کرد.

ظاهرا هدف اصلی کسانی که باعنوان اصولگرایی واردِ رقابت شده بودند،پیروزی اصولگرایی نبود بلکه به پیروزی خود فکر می کردند تا پیروزی اصولگرایی.به عنوان مثال،روشن بود که آقای محسن رضایی نمی تواند چند صد هزار رای خود در سال 88 را به چند ده ملیون تبدیل کند.مشخص بود دکترجلیلی که ساعات آخروارد صحنه شده و شاید عامه مردم شناخت درستی از او ندارند در قابت با سه نفر از طیف فکری خود ،از یک سو ورقابت با رقیبی که 8 سال است در قدرت نبوده و فقط میتواند نقد کند؛- واو هم در موقعیتی نیست که ازعملکرد دولت حاضر،در مناظره ها دفاع کند-نمی تواند پیروز باشد.آقای دکترولایتی با پختگی که از ایشان انتظارمیرفت ظاهرنشد؛ گویا این ضرب المثل واقعیتی است که «مردان بزرگ اشتباهات بزرگ میکنند» ازاین رو،روندی که بیشترمیتوان آنرا لجبازی سیاسی دانست- که هیچ جایی در منطق اصولگرایی ندارد-اجازه نداد که افراد پا بر نفس خود بگذارند و کنار بروند.نکته دیگر مسابقه در اعلام برائت از دولت حاضر بود غافل از اینکه اگر دکتر روحانی به عنوان منتقد احمدی نژاد ظاهر شود در افکار عمومی قابل قبول است.زیرا او در8سال دولت احمدی نژاد خارج از قدرت اجرایی بوده است،وبه راحتی تمام مشکلات موجود را صحیح یا غلط بر دوش دولت مستقرمیداند، اما برای مردم قابل قبول نیست که اصولگرایان هیچ نقشی در مشکلات اقتصادی کنونی ندارند وهمه مشکلات از احمدی نژاداست.بلا شک اکنون درکشورمشکل اقتصادی و جود دارد و مجلس اصولگرا به همان اندازه مقصر است که دولت احمدی نژاد مقصر است.هیچ وقت در چند سال اخیر اتفاق نیفتاد که لایحه ای به مجلس برود و قلع قمع شده و تغیر ماهیت یافته به دولت بازنگردد.نکته ای که، بارها رهبرانقلاب هم تذکر دادند که باید قوانیینی تصویب شود که برای مجری هم قابل اجرا باشد اما مجلس هیچ وقت همراهی همدلانه نداشت.پس اعلام برائت ازدولت دهم،الزاما برای­اصولگرایان­کسب­رای­نمیکند­چون­افکارعمومی­آنهارانیزشریک­­به­وجودآمدن­مشکلات موجودمیداند. اما رقیبی که در خارج از قدرت بوده اعتراضش به وضع موجود بیشترپذیرفتنی است. بنا براین اصولگرایان شکست خوردند. واز مردم «نه »شنیدندامااین«نه» به اصولگرایی نیست بلکه به اصولگرایانی است که از اصولگرایی فاصله گرفتند،ودر حالیکه به جریان انحرافی در داخل دولت میتاختند خود نیز از زاویه ای دیگر از اصول منحرف شدند.

اکنون با این شکست پرسش بعدی این است که پیروز کیست؟

قطعا پیروز انتخابات مردم، نظام اسلامی ورهبری انقلاب اسلامی هستند.مردم پیروزند برای اینکه ثابت کردند با اسمها و نمادها عقد اخوت ندارند بلکه برای آنها محتوا و عمل مهم است نه اسامی و جریانها

نظام پیروز است برای اینکه این بستر را برای مردم فراهم کرد واز سوی دیگر به دشمنان ظرفیت بالای مردمسالاری دینی را ثابت کرد. این پیروزری تبرئه ای است از اتهام تقلب در سال88.اکنون آقای هاشمی ودیگران این نتخابات را سالم وبدون خدشه خوانده اند -که صحیح است -امید اینکه حد اقل در نهانخانه وجدان خود هم دانسته باشند که انتخابات قبل هم کاملا سالم بود اما آنها بودند که برای اغراض شخصی تن به رای مردم نمیدادند وهزینه زیادی را به نظام تحمیل کردند و دشمنان را امیدوار نمودند.

رهبری انقلاب اسلامی پیروز است،برای اینکه دشمنان تبلیغ میکردند که فلان نامزذ گزینه رهبری است وحتما اوانتخاب خواهد شد اما در سازوکار انتخابات نظام اسلامی آن فرد چون به هر دلیل،رای مردم را نداشت در جای چهارم قرار گرفت وپوچی تبلیغات معاندان بیش از پیش روشن شد.

وبازنده انتخابات دشمنان خارجی وداخلی نظام هستند و رسانه های وابسته به آنان می باشند که خود جای تحلیل جدا گانه ای دارد.

وسر انجام اینکه مردم ایران به جریان اصولگرایان «نه»گفتند چراکه ،روند اداره کشور برمحوراصولگرایی نبود.مردم به جریان اصولگرایان «نه» گفتند تا به آنان بفهمانند اصلح بودن یک کاندیدا با عمل اوست نه با اسم ها، نمادها. مردم «نه» گفتند چون اصولگرایان «نمود»ومحتوای واقعی مکتب­اصولگرایی را وانهاده و فقط به «نماد» اصولگرایی اکتفا کردند. این« نه»نفی اصولگرایی نبود بلکه هشداری بود به اصولگرایان که از مسیر اصولگرایی خارج شده اند.

بدانیم که اگر بر مسیر سنتهای الهی حرکت نکنیم وهردردی را با چاره خودش درمان نکنیم ،حتی اگرسرباز بلا فصل حضرت رسول(ص) هم باشیم معرکه « احد »درانتظار ما است آیا اصولگرایان از این شکست عبرت خواهند گرفت؟ و به مسیر اصولگرایی بر خواهند گشت؟؟ امیدواریم

عضو هیات علمی دانشگاه بو علی سینا

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

انتشار یافته: ۹
در انتظار بررسی: ۱
غیر قابل انتشار: ۱۱
علی
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۲/۰۳/۲۶ - ۱۳:۳۵
1
2
اصولگرایی برای همیشه نابود شد چون این جمله برای آنها نمیاد
نیلوفر
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۲/۰۳/۲۶ - ۱۳:۵۶
1
1
تحلیل جالبی بود

به هر حال بدانید که اصلاحات زنده است
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۲/۰۳/۲۶ - ۱۷:۵۱
0
1
مردم براي نامها وطيف ها ارزشي قايل نيستند آنها به كارامدي وتوانمندي در چارچوب امام ورهبري معتقدند .هر كس كه دولت راگرفت ونتوانست از عهده كار بيايد با اخم مردم اخراج ميشود .در دوم خرداد نه بزرگ به روند هاشمي .در 84 نه بزرگ به اصلاحات وهاشمي . درسال 88 هم همين روند بود در انتخابات فعلي نيز نه بزرگ بود به ناكارامدي مردم به طيف وجناح راي نميدهند به افراد وتيمهايي كه وعده ميدهند فرصتي ميدهند تا خودشان را اثبات كنند اگر نتوانستند رو به كسي ديگر خواهند اورد وتعارفي هم با كسي ندارند .اينها با رهبرشان فقط پيمان ابدي بسته اند وبس.
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۲/۰۳/۲۶ - ۱۸:۲۷
0
1
اصول اصل است خوبی هارا با آن معيار می زنند واين اصول گراهها است به اسم اصول بد عمل می کند هم خدا را می خواهد هم خرما را آن موقع اصول گرا نمی گويند آنان را قصور گرا می دانند مردم هميشه عاشق قسط و عدل و آزادی اينکه در هر شرايط به تواند احقاق حق کند. نميشود از ترليون ترليون حق مردم به گذری بعد بيائيد به نام عدالت به حقوق چندر قاز مردم به نام عدالت چنگ بياندازی و حق خود به دانيد.
پاسخ ها
ناشناس
| - |
۱۳۹۲/۰۳/۲۶ - ۱۸:۲۷
به این دلیل مثبت دادم تا حدزیادی موافقم ، اما نکته در این است که اصول گرایان در هشت سال اخیر نشان دادند که از اسم اصول گرایی سوء استفاده می کنند.محسن رضایی با خشمی آلوده به بغض در گلو از روش اصول گرایان به شدت انتقاد کرد. هواداری از یک نفر در ابتدا ورها کردن او در نیمه راه ضربه زدن به کشور ومردم ودین است نه دهن کجی به یک نفر. اصول گرایان خودخواهی خود را ثابت کردند.اصول گرایان اصول را به بازی گرفتند.دین را به بازی گرفتند.مردم را به بازی گرفتند. وهمه تقصیر ها را خراب گردن یک نفر کردند.هم اکنون نیز دست برنداشته وبرنمی دارند، غالب مردم می دانستند ومی دانند که روحانی اصلاح طلب نیست،اما می دانستند که رای به روحانی، رای نه به اصول گرایی است.
اگرچه بولتن ،اصول گرا هم نیست وخود رای وخود گرا است وبسیار ی از نوشته ها را که با مزاج شخصی اش جور نیست نمایش نمی دهد، باز می نویسم، خدا یا هم من وهم بولتن را هدایت فرما
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۲/۰۳/۲۷ - ۱۷:۵۵
1
1
تحلیل درستی است اصولگرایی با اصولگرایان تفاوت دارد
رحیم
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۲/۰۳/۲۹ - ۱۱:۴۸
0
1
اصولگرایی گفتمان اصولگرایان است،با تمام عناصر آن و تفاوت هایی که بین حاملان و عاملان این گفتمان است. در این کارزار انتخاباتی هم اصولگرایان شکست خورد وهم برای یک دوره گفتمان اصولگرایی. این تفکیکی که نویسنده ایجاد کرده است به کلی نادرست است. چرا که نمی توان تصور کرد که گفتمانی پیروز است ولی حاملان آن شکست خورده اند.اصولگرایان باید از گفتمان خود قاطعانه در برابر انچه که در کارنامه دولت نهم و دهم ثبت می شده و اکنون شده است دفاع می کردند،آنان به احمدی نژاد که سخت حمایتش کردند و او را ستودند نباید اجاز می دادند که کارنامه غیر قابل قبولی از خود به جای بگذارد.چرا که در هر صورت به پای آنها نوشته خواهد شد،اکنون نیز باید مسئولیت 8 سال هدایت دولت را بپذیرند تا قبل از هر چیز بتوانند با قبول واقعیت به بازسازی خود بپردازند و ثانیا صداقت و مسئولیت پذیری خود را به مردم نشان دهند. شاید بخش هایی از جامعه تمایز های سیاسی را متوجه نشود ولی در بین نیروهای سیاسی و اکثریتی از مردم بدترین رفتار نپذیرفتن مسئولیت و ازاد گذاشتن دست فردی است که با اعتبار اصولگرایی پیروز شده به انجام سیاست هایی است که سرانجامش تورم،بیکاری،رشد پایین اقتصادی و ....است.احمدی نژاد از بطن اصولگرایی برخاست،از جانب اصولگرایان حمایت شد و اکنون کارنامه اش، کارنامه ای اصولگرایانه است. آن زمان را باید دوستان به یاد داشته باشد که از پیروزی اصولگرایی بر اصلاح طلبی داد سخن در می دادید باید خوب یادتان باشد. پاسخ اشتباهات استراتژیک فرافکنی نیست.
مدیر پایگاه جقیقت این است گفتمان اصولگرایی پیروز این میدان شد و تنها مدیران  در بخش اجرایی متحمل شکست شدند این یک واقعیت انکارناپذیر است در طول این چند سال این نیروهای مخلص که برآمده از گفتمان اصولگرایی بودند در مقابل انحرافات و اشتباهات بدنه اجرایی اصولگرایی موضع گرفتند از همان ابندا مخالفت آنها باعث شد  بحث معاون اولی در دولت دهم به چالش کشیده شود در طول همه این مدت این بدنه اصولگرایی بود که در مقابل  مدیرانی که حرف ولی فقیه را زمین گذاشته بودند موضغ گرفتند و کم کم راه خود را از آنها جدا کردند در خصوص بحث گرانی ها و سوء مدیریت و کارشکنیها و نفوذ عناصر فننه گر  و انحرافی در بدنه اقتصادی دولت این اصولگرایان ناب بودند که موضع می گرفتند البته همین بدنه اصولگرایی ناب از نقش جریان انحرافی و فتنه گر در نابودی اقتصاد در کنار تحریم به طرق مختلف اعلام انزجار می کردند و گوش ندادن به همین گفتمان و همین نیروهای ناب باعث شکست بدنه اجرایی اصولگرایان شد اما تفکر ناب اصولگرایی که بر ولایت و عدالت استوار است هرگز شکست نخورده و نخواهد خورد
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۲/۰۳/۲۹ - ۱۵:۴۹
0
0
هر طرح در مجلس شورای اسلامی شورای اسلامی 200 تا 240 نفر آن را تأييد می کردن آيا اين اصول گراها نمی دانستند حذف يارانه چه مصيبتی به دنبال دارد يا فقط تشويق بانک جهانی می ديدند قاچاق فروشان ارز از اطراف و اکناف جهان نبض پشتوانه ارز را به دست گرفتند در مدت چهار ماه پشتوانه ارزی را خالی کردند کسانی بودند رقمهای ميلياردی با دلار1200 تومان به پول امارات تبديل کردند بردند ولگرد ها و دلالان برای اربابان خود ميلياردی خريد می کردند قشر ضعيف که دست رسی به اين پول فروشی نداشت اگر با هر بدبختی سه قران پس انداز داشت دو قرانش را بردند زمينه برای فرصت طلبان فراهم گرديد همه چيز دو و سه برابر شد اين آقايان نمی ديدند ! که دم نمی زدند آب گل آلودشد همه به دنبال ماهی گرفتن هستند انشالله رئيس جديد به تواند اين روند لجام گسيخته را کنترل کند انشالله بی مسئوليتی رخت بر بندد.
محسن
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۲/۰۳/۲۹ - ۱۶:۱۹
0
0
قابل توجه آقای رحیم این که گفتید احمدی نژاد را اصولگرایان حمایت کردند صحیح نیست. اگر به دو دوره قبل یعنی84و88 بر گردیدید میبینید که اصولگراین (به معنی گروهایی که با این نام شناخته میشوند ) هیچگاه از احمدی نژاد حمایت نکردند و او هم هیچگاه خودرا اصولگرا به این معنی نمی دانست . در 84 نامزد اصولگرایان لا ریجانی بود در دوم بناچار دنبال احمدی نژاد افتادند چون چاره ای نداشتند.در88 نیز وضع دو قطبی اتفاق افتاد و افشاگری ها هم خاکستری هارا به نفع احمدی نژاد به صحنه آورد ورکورد 40 ملیونی بوجود آمد . در کل اصولگرایان همیشه منتقد احمدی نژاد بودند اما بدنه اصولگرایی چون شعار های احمدی نژاد را منطبق بر آرمانهای انقلاب میدید -که درست هم بود-البته حامی شد این که بعدا احمدی نژاد راه کج کرد بحث دیگری است
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر :
آخرین اخبار
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین
پرطرفدارترین