جلوگیری از تکرار سوانح هوایی با آزادسازی قیمت ها
شهروندان ميپرسند چه مشكلي وجود دارد كه آنها را ناچار ميكند هواپيمايي سوار شوند كه به امنيت آن اطمينان ندارند؟ ايرانيان ميپرسند آيا جز روسيه، هيچ كشور ديگري هواپيما توليد نميكند كه متوليان و مسوولان از آن كشورها و بنگاهها هواپيما خريداري كنند؟ جامعه ايراني ميپرسد آيا هيچ راهحلي براي حل معضل و تنگناي نوسازي ناوگان هواپيمايي ايران وجود ندارد و چشماندازي در افق آينده ديده نميشود؟
"محمد صادق جنان صفت" که دارای گرایش چپ اقتصادی است و سابقه طولانی در زمنیه مباحث اقتصادی دارد در یادداشتی در روزنامه دنیای اقتصاد، از ازاد شدن یارانه استقبال کرد.
وی در ستون سرمقاله این روزنامه به بهانه سقوط هواپیمای مسافربری شرکت هواپیمایی کاسپین ،نوشت:
بار ديگر جامعه ايراني را در بهت و حيرت فرو برد و پرسشهاي قديمي را در ذهنها زنده كرد.
شهروندان ميپرسند چه مشكلي وجود دارد كه آنها را ناچار ميكند هواپيمايي سوار شوند كه به امنيت آن اطمينان ندارند؟ ايرانيان ميپرسند آيا جز روسيه، هيچ كشور ديگري هواپيما توليد نميكند كه متوليان و مسوولان از آن كشورها و بنگاهها هواپيما خريداري كنند؟ جامعه ايراني ميپرسد آيا هيچ راهحلي براي حل معضل و تنگناي نوسازي ناوگان هواپيمايي ايران وجود ندارد و چشماندازي در افق آينده ديده نميشود؟ برخي از شهروندان شايد اين پرسش برايشان پيش آيد كه آيا دستهايي وجود دارد كه شركتهاي ايراني را همچنان در مسير خريد هواپيماهايي كه ضريب امنيت آنها نسبت به ساير هواپيماها كمتر است، قرار ميدهد؟ به نظر ميرسد كه بايد اين پرسشها از سوي مسوولان با شفافيت كامل و روشني بررسي و پاسخهاي دقيق به آنها داده شود.
يكي از راههاي بسيار ساده و آزموده شده براي رهايي از اين وضعيت تاسفبار و تحقيركننده، آيا جز اين است كه زور و اجبار قيمتگذاري دستوري دولت براي بليت هواپيما را كنار بگذاريم؟ اين چه زوري است كه قيمت پرواز بايد تثبيت شود و ارزاني اجباري به همراه ترس و لرز به متقاضيان استفاده از مسافرت با هواپيما اهدا شود. اگر مسوولان شجاعت داشته باشند و همين يك مساله را حل كنند، بخشي از گرفتاريها برطرف خواهد شد.
افزايش درآمدهاي ناشي از فروش بليت، شركتها را ناگزير خواهد كرد كه هواپيماهاي سالمتر، نوتر و مدرنتر براي جابهجايي مسافران تهيه كنند. علاوهبر اين، رفع انحصار در سرمايهگذاري و دادن امتياز براي تاسيس شركتهاي پرشمار هوايي، موجب رقابت در خدماتدهي كارآمدتر شده و شركتها در اين رقابت ناگزير ميشوند كه ضريب ايمني پروازها را با خريد انواع ديگر هواپيماهاي توليدي ساير كشورها افزايش دهند.
آنهايي كه فلسفه و سازوكار سيستم قيمتها را درك نكرده و تصور ميكنند اراده خويش را ميتوانند بر سيستم قيمتها تحميل كنند، يادشان ميرود كه حتي حزب كمونيست اتحاد جماهير سوسياليستي شوروي (سابق) با آن ميزان قدرت و سازماندهي آهنين در اجراي اين خواسته غيرعقلاني ناكام ماند. اگر ميشد آرزو و زور را جايگزين سيستم قيمتها كرد، اين كار حتما توسط احزاب نيرومند و تكنفره انجام ميشد. تجربه اما نشان داده است كه انحصار در خريد و انحصار در فروش و انحصار فروش با ايجاد نهادها و سازمانهاي كوهپيكر دولتي سرانجامي جز آسيبرساندن به روح و جسم و ثروت جامعه و شهروندان ندارد و بدترين ارمغان آنها مرگ ناخواسته و دهشتناك افرادي است كه انتظارش را نداشتهاند.
مرگ براي همه وجود دارد و هر آدميزادهاي – شاه يا گدا، سپيدپوست يا سرخپوست، نامدار يا گمنام، آمريكايي يا آنگولايي – ميداند كه عمر جاودان ندارد، اما نوع مرگ براي همه اهميت دارد. هيچ آدميزادهاي دلش نميخواهد تنها و تنها به اين دليل بميرد كه يك گروه كوچك تصور ميكنند عقلشان از كل شهروندان بيشتر است و راه را بر آنها بستهاند.
وی در ستون سرمقاله این روزنامه به بهانه سقوط هواپیمای مسافربری شرکت هواپیمایی کاسپین ،نوشت:
بار ديگر جامعه ايراني را در بهت و حيرت فرو برد و پرسشهاي قديمي را در ذهنها زنده كرد.
شهروندان ميپرسند چه مشكلي وجود دارد كه آنها را ناچار ميكند هواپيمايي سوار شوند كه به امنيت آن اطمينان ندارند؟ ايرانيان ميپرسند آيا جز روسيه، هيچ كشور ديگري هواپيما توليد نميكند كه متوليان و مسوولان از آن كشورها و بنگاهها هواپيما خريداري كنند؟ جامعه ايراني ميپرسد آيا هيچ راهحلي براي حل معضل و تنگناي نوسازي ناوگان هواپيمايي ايران وجود ندارد و چشماندازي در افق آينده ديده نميشود؟ برخي از شهروندان شايد اين پرسش برايشان پيش آيد كه آيا دستهايي وجود دارد كه شركتهاي ايراني را همچنان در مسير خريد هواپيماهايي كه ضريب امنيت آنها نسبت به ساير هواپيماها كمتر است، قرار ميدهد؟ به نظر ميرسد كه بايد اين پرسشها از سوي مسوولان با شفافيت كامل و روشني بررسي و پاسخهاي دقيق به آنها داده شود.
يكي از راههاي بسيار ساده و آزموده شده براي رهايي از اين وضعيت تاسفبار و تحقيركننده، آيا جز اين است كه زور و اجبار قيمتگذاري دستوري دولت براي بليت هواپيما را كنار بگذاريم؟ اين چه زوري است كه قيمت پرواز بايد تثبيت شود و ارزاني اجباري به همراه ترس و لرز به متقاضيان استفاده از مسافرت با هواپيما اهدا شود. اگر مسوولان شجاعت داشته باشند و همين يك مساله را حل كنند، بخشي از گرفتاريها برطرف خواهد شد.
افزايش درآمدهاي ناشي از فروش بليت، شركتها را ناگزير خواهد كرد كه هواپيماهاي سالمتر، نوتر و مدرنتر براي جابهجايي مسافران تهيه كنند. علاوهبر اين، رفع انحصار در سرمايهگذاري و دادن امتياز براي تاسيس شركتهاي پرشمار هوايي، موجب رقابت در خدماتدهي كارآمدتر شده و شركتها در اين رقابت ناگزير ميشوند كه ضريب ايمني پروازها را با خريد انواع ديگر هواپيماهاي توليدي ساير كشورها افزايش دهند.
آنهايي كه فلسفه و سازوكار سيستم قيمتها را درك نكرده و تصور ميكنند اراده خويش را ميتوانند بر سيستم قيمتها تحميل كنند، يادشان ميرود كه حتي حزب كمونيست اتحاد جماهير سوسياليستي شوروي (سابق) با آن ميزان قدرت و سازماندهي آهنين در اجراي اين خواسته غيرعقلاني ناكام ماند. اگر ميشد آرزو و زور را جايگزين سيستم قيمتها كرد، اين كار حتما توسط احزاب نيرومند و تكنفره انجام ميشد. تجربه اما نشان داده است كه انحصار در خريد و انحصار در فروش و انحصار فروش با ايجاد نهادها و سازمانهاي كوهپيكر دولتي سرانجامي جز آسيبرساندن به روح و جسم و ثروت جامعه و شهروندان ندارد و بدترين ارمغان آنها مرگ ناخواسته و دهشتناك افرادي است كه انتظارش را نداشتهاند.
مرگ براي همه وجود دارد و هر آدميزادهاي – شاه يا گدا، سپيدپوست يا سرخپوست، نامدار يا گمنام، آمريكايي يا آنگولايي – ميداند كه عمر جاودان ندارد، اما نوع مرگ براي همه اهميت دارد. هيچ آدميزادهاي دلش نميخواهد تنها و تنها به اين دليل بميرد كه يك گروه كوچك تصور ميكنند عقلشان از كل شهروندان بيشتر است و راه را بر آنها بستهاند.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


