کد خبر: ۱۴۷۲۶۹
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۱۱ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۰:۲۹
فارغ از نکات مثبت و منفی فیلم مورد بحث،"آقای الف" به عنوان فیلمی 2بعدی-تا آن هنگام که آن 1بعد به عنوان بعدسوم به آن تحمیل نشده-فیلمی قابل قبول و حتی نمونه ای قابل استناد و اصیل درسینمای ماست و آن گاه که تحمیل این 1بعد اضافی صورت پذیرد-چنان چه چنین نیز هست-دیگر نمی توان"آقای الف" را به عنوان فیلمی موجه، منسجم و اصیل پذیرفت.

گروه فرهنگ و هنر ـ سید علیرضا کیانپور: به هرتقدیر داستان و مسائل معنایی"آقای الف" به عنوان آن چیزی که قرار است مخاطب سینما را جلب خود نماید، کاملاً زیر بار سنگینِ مسائل تکنیکی آن که در سه بعدی بودنش خلاصه شده، پنهان شده است و باید منتظربماینم تا ببنیم این بار مخاطب ایرانیِ سینما، با شر و شورِ تکنیکی و حواشیِ غیرمعنایی سینما چگونه ارتباط برقرار می کند!

به گزارش بولتن نیوز، چندی پیش و درحاشیۀ اکران فیلم انیمشین "تهران1500" ساختۀ بهرام عظیمی در مقاله ای به همین قلم تحت عنوان "بازی با امکانات و سوءاستفاده از پدیده های نو" که در "بولتن نیوز" به طبع رسید، به طرح معضلی فرهنگی درخصوص برخورد نادرست با پدیده های نو در کشورمان پرداختیم. حالا با اکران "آقای الف"، اولین فیلم بلند سه بعدی سینمای ایران سوالی که در مقالۀ یادشده طرح شده بود، همچنان مطرح است و درواقع آسیبی که یک تکنولوژی جدید می تواند به کار و خلاقیت هنری وارد آورد، گریبان گیر اولین فیلم سه بعدی ایرانی نیز شده و این معضل فرهنگی آن چنان که در برخورد بهرام عظیمی با انیمشن سه بعدی مشهود بود، دربرخود علی عطشانی با سینمای سه بعدی نیز به چشم می آید؛ معضل فرهنگیِ قربانی کردن همه چیز تنها به قیمت ثبت رکورد و اولین نفر بودن!

آن چنان که دربخشی از مقالۀ "بازی با امکانات و سوءاستفاده از پدیده های نو" در انتقاد از نوع برخورد با برخی از این پدیده های نو ذکر شده:"ای­ کاش نگذاریم پدیده ­های اینچنینی(انیمیشن یا سینمای سه­بعدی) درمسیر غلطی که پیش­تر تلوزیون های­ رنگی و گوشی­ های تلفن ­همراه قرار گرفته و به­ عنوان کالایی تجملی برای بازی، مورد سوءاستفادۀ مخاطب واقع شدند، قرار گیرند." از سویی در بخش دیگری از این مقاله با اشاره به تفاوت ذاتی پدیده هایی چون سینمای سه بعدی و تلفن همراه، آمده: "باید دقت کنیم که اولاً پدیده­هایی همچون انیمیشن یا سینمای سه­ بعدی برخلاف نمونه­ هایی مثلِ تلوزیون­ رنگی از بالا به پایین درجامعه توزیع می­ شوند و نه به ­صورت افقی و در سطح جامعه و ثانیاً قرار نیست افسار یک­ چنین پدیده­ هایی(همچون انیمیشن و سینمای سه­بعدی) به دست عموم جامعه بیافتد و ضرورتاً می­بایست با نظارت اهالی ­فن دراختیار مخاطب، برای استفادۀ صرفاً مصرفی و نه تولیدی-مصرفی قرار گیرند." با این همه بی شک این صحبت نه به معنی طرفداری ازنوعی اعمال محدودیت فرهنگی، بلکه به منظور هشداردادن درخصوص این دست آسیب های ناگزیر فرهنگی بیان شده و می گوید؛ می توان با رفتاری نظارتی و اصولی، تاحدودی آسیب هایی ناگزیر ورود یک پدیدۀ نو به جامعه را کاهش داد.

و اما "آقای الف" ساختۀ علی عطشانی که درحال حاضر علاوه بر ثبت رکورد ساختن اولین فیلم بلند(!) سه بعدی سینمای ایران، درحاشیۀ اتفاق نادری دیگری در سینمای ایران نیز قرار گرفته است. درحالی که بسیاری از سینماگران ما فارغ از بحث های مربوط به ممیزی، به دلیل کمبود امکانات اکران فیلم همچون سالن های سینما، سال ها در نوبت اکران فیلم شان منتظر می مانند، عطشانی به طور همزمان دو فیلم را بر روی پردۀ سینماهای کشور برای اکران دارد؛ "آقای الف" و "تلفن همراه رئیس جمهور" که همان طور که پیشتر نیز در نقد فیلم"تلفن همراه رئیس جمهور" که تحت عنوان"اجحاف در حقوق رئیس جمهور" به قلم همین نگارنده در "بولتن نیوز" منتشر شده بود، اشاره شد هر دوفیلم، آثارِ بسیار پُرحاشیه ای هستند. "تلفن همراه رئیس جمهور" به لحاظ محتوایی(دست گذاشتن بر مسئلۀ رئیس جمهور و ریاست جمهوری در ایران و این نوع نگاهِ انتقادی به مسائل و مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم) فیلمی است جنجالی و بسیار پرحاشیه و"آقای الف" هم به طبع به خاطر فرم سه بعدی و ثبت رکورد اشاره شده در بالا و مسائل فرمی و تکنیکی که در ویژگی سه بعدی بودنش، تحقق یافته اند، بسیار برسرزبان ها افتاده است.

انتقاد و ایراد اساسی ای که دربسیاری مباحث انتقادی این حواشی به"آقای الف" وارد شده، همانا عدم سنخیّت موضوع فیلم با تکنیک سه بعدی است و سوالی که برای غالب مخاطبان و منتقدان فیلم مطرح است، این که اساساً چه ضرورتی برای سه بعدی بودن این فیلم وجود دارد و متعاقباً این که فیلمنامۀ "آقای الف"(نوشتۀ امیرعلی محسنین) ظرفیت و پتانسیل کافی برای تبدیل شدن به فیلمی تراز اول را ندارد. بیرون از این حواشی(درون متن) داستان"آقای الف" دربارۀ تاجری است به نام "امیرادیب"که به تازگی وارد ایران شده و قصد دارد در مزایده ای بزرگ شرکت کند؛ مزایده ای که برندۀ آن به نفر اول اقتصادی ایران("آقای الف") تبدیل می شود. اما دوهفته قبل از روز مزایده، پیرمردی او را در خیابان می بیند و به او می گوید روز اول مهر(یعنی درست روز برگزاری مزایدۀ بزرگ) راس ساعت 12ظهر می میرد. در ادامه اتفاقاتی برای "امیرادیب" روی می دهد و او در نهایت تصمیم می گیرد در این دو هفته باقی مانده، از زندگی لذت ببرد و ماجراها و اتفاقاتی، درکنار خواب های شبانۀ "امیرادیب"، ماجرای فیلم"آقای الف" را تشکیل می دهند. به همین بسنده می کنیم؛ چراکه با اکتفا به این مقدار قصه گویی، مخاطب فیلم می تواند"آقای الف" را ببیند و خود درمورد مسئلۀ "الف بودن یا الف نبودن" آن قضاوت کند.

اما به هر تفسیر در"آقای الف" نه همچون فیلم سه بعدی"آواتار"(اثر عظیم جیمزکامرون بزرگ) خبری از اکستریم لانگ شات هایی چشم نواز از مناظر طبیعی و موجودات عجیب غریبی است که سه بعدی دیدنش، لذتی والاتر را به همراه داشته باشد و نه حتی همچون"آلیس در سرزمین عجایب"(تیم برتون)، انیمشین سه بعدی"چگونه اژدهای خود را تربیت کنید"(دین دبلویز و کریس ساندرس) یا فیلم آخرالزمانی"نبرد تایتان ها"(لوئیس لتریئر) که نکته ای از درون زندگی آلیس، اژدها و تایتان های آخرالزمانی این فیلم ها را به سوی استفاده از تمهید بُعد سوم سوق داده، بنا به ضرورت های متنی و داستانی، به شکلی ناگزیر یا موجه سه بعدی است.

راجرایبرت(معروف ترین منتقدسینمای جهان که به تازگی دارفانی را وداع گفت) درمقاله ای به نام"چرا ازسینمای 3بعدی متنفرم" در 9گزاره به ابعاد گوناگون سینمای سه بعدی پرداخته و با اشاره به محدودیت هایی که استفاده از بعدسوم برای سینما ایجاد می کند، معتقد است سینمای سه بعدی ضمن این که تاحدودی قدرت تخیل را از تماشگر می گیرد، هزینه های گزافی را بر سینما تحمیل می کند که درنهایت این هزینه ها از جیب همین تماشاگر تامین می گردد. ایبرت می گوید، سینمای سه بعدی فارغ از این که یک بعد را ضایع می کند، می تواند باعث پرت شدن حواس مخاطب شده و در او حالت تهوع و سردرد و سرگیجه ایجاد کند، هیچ چیز به تجربۀ فیلم دیدن اضافه نمی کند و به دلایل تکنیکی تصاویر را کمی تیره تر نمایش می دهد. نکاتی که به هرحال(فارغ از آن که ایبرت از آن منتفر است)، در فیلم سه بعدی"آقای الف" قابل ردیابی است. برای مثال از آن جا که سه بعدی بودنِ"آقای الف" یک ویژگی کاملاً تحمیلی است و به هیچ وجه از ویژگی های درون ماندگار "آقای الف" نیست، اگر حالت تهوع و سرگیجه برای مخاطب به همراه نیاورد، بی شک حواس او را پرت کرده و هیچ چیز به تجربۀ دیدن آن نمی افزاید. به این معنی که اگر "آقای الف" را فیلمی غیر سه بعدی تصور کنیم، علاوه بر این که هیچ مشکلی به وجود نمی آید، باعث می شود فیلم و ویژگی های مثبتش بهتر دیده شوند.

واقعیت این است که اتفاقاًٌ "آقای الف" از داستان خوب و سرراستی برخوردار است؛ داستانی نو که با نگاهی خلاق و نو در شیوۀ روایت، گسترش یافته و علاوه بر برخورداری از فیلمبرداری ای قابل قبول، از دکوپاژ مناسب و تدوین خلاقی نیز بهره برده است. فضاسازی و شخصیت پردازی به خوبی در فیلم شکل گرفته و آدم های فیلم به خوبی رنگآمیزی شده اند. میزانسن های فیلم نه خیلی شلوغ و پیچیده اند و نه چندان لخت و ساده و شاید مهمترین ویژگی مثبت فیلم که ریتم کلی آن باشد، حساب شده و هوشمندانه به کار گرفته شده و نشان از قدرت و تسلط کارگردان "آقای الف" بر سینما دارد. اما سه بعدی بودن فیلم چنان در آن بار سنگینی است که تمامی این ویژگی های خوب را تحت الشعاع قرار داده و حتی اجازه و فرصت لذت بردن از این نکات مثبت را از مخاطبش سلب می کند و منتقد فیلم را نیز وامی دارد به جای آن که از آن، به عنوان نمونه ای خوب از استفادۀ مناسب از ریتم در سینما نام ببرد و بگوید "آقای الف" فیلمی است با ریتم مناسب، بگوید "آقای الف" پیش از هرچیز فیلمی است سه بعدی که بعدسوم به باسمه ای ترین شکل، به آن تحمیل شده است.

نکتۀ قابل تامل دیگر این که به هرحال نباید فراموش کنیم که پدیدۀ سینمای سه بعدی به هیچ وجه اتفاقی نو در سینما نیست و تاریخ اختراع تکنولوژیکی آن به سال1890 و تاریخ اولین فیلمی که به صورت سه بعدی ساخته و اکران شد نیز به 1915 باز می گردد که "ادوین پورتر" و "ویلیام ودل" آن را در نیویورک اکران کردند. فیلمی که برای پورتر درحکم نوعی بازگشت از سینمای هنری(که او پیش تر با فیلم مهم "زندگی یک آتش نشان امریکایی" درسال1903 تجربه اش کرده بود) به سینمای غیرهنری و پرداختن به مسائل تکنیکی سینما برای ادوین استنتن پورتر بود. با این حساب"آقای الف" درحالی که حدود یک قرن بعد از اولین فیلم سه بعدی تاریخ سینما، ساخته و اکران شده و تنها به صرف این که چنین فیلمی تا پیش از این در ایران مسبوق به سابقه نبوده، این همه داد و قال و حاشیه به راه انداخته است. البته همین که سینمای جهان از یک قرن پیش به چنین تکنولوژی ای دسترسی داشته و فیلم های سه بعدی بسیاری را نیز تولید کرده، می تواند دلیل قانع کننده ای باشد که بلاخره ما نیز باید از یک جایی شروع کرده و فیلم سه بعدی بسازیم؛ اما بی شک نه به این بها که فیلم و فیلمنامه ای غیرسه بعدی را به زور سه بعدی بسازیم. "آقای الف" اصلاً فیلم بدی نیست. حتی می شود آن را بسیار دوست داشت و به واقع از تماشایش لذت برد؛ منتها اگر سه بعدی نبود!

با این همه شاید آن چه در نقدهای مختلف دربارۀ "آقای الف" کمتر موردتوجه قرار گرفته، خود آقای علی عطشانی و شخصیت جالب و جذاب اوست. "این کارگردان بسیار پُرحاشیه و جنجالی و این طرفدار دوآتشه تیم فوتبال پرسپولیس که با پُز معروف آلفرد هیچکاکی اش، درنقش سیاهی لشکر از جلوی دوربین فیلمش هم عبور می کند." این جوان جسور و شجاع که به هنر و سینما بسیار بزرگ و مجلل می اندیشد و با رادیکالیسم منحصربه فردش، می خواهد یک تنه دربرابر سینمای محافظه کار و محافظه کاری غالب سینماگران ما بایستند. شجاعت و جسارتی ستودنی که علاوه بر این که در جاه طلبی ای که او را به سازندۀ اولین فیلم سه بعدی سینمای ایران و کارگردان فیلمی همچون"تلفن همراه رئیس جمهور" تبدیل کرده، در شکستن غالب زمانی 90دقیقه ای فیلم بلندسینمایی، در"آقای الف" نیز بروز یافته است. نکتۀ بسیار مهم دربارۀ"آقای الف"(اولین فیلم بلند سه بعدی سینمای ایران) این است که این فیلم بنا بر اصول، اصلاً یک فیلم بلند نیست. "آقای الف" فیلمی نیمه بلند است که تنها در 60 دقیقه، داستانش را برای مخاطب روایت می کند و درواقع ویژگی مثبت"آقای الف" نیز همین است که عطشانی به هیچ وجه حاضر نشده به خاطر رعایت کردن غالب زمانی 90دقیقه ایِ فیلم سینمایی، داستانش را بی جهت کش بدهد و اصطلاحاً به کارش آب ببندد. کاری که البته انجامش به هیچ وجه کار سختی نبوده و هر نویسنده و کارگردانی می توانست با (سوء)استفاده از اندکی تجربۀ هنری اش، به راحتی آب خوردن به فیلمش آب بسته و یک فیلم 60دقیقه ای را به فیلمی90دقیقه ای تبدیل کند؛ اما آن چه بسیار مهم است و به عنوان ویژگیِ مثبت "آقای الف" و آقای عطشانی به حساب می آید، این است که تن به این کش و قوس های تحمیلی نداده و درنتیجه مخاطبش نه تنها از دیدن"آقای الف" خسته نمی شود، بلکه کاملاً راضی و پُرانرژی سالن سینما را ترک می گوید.

باری فارغ از نکات مثبت و منفی فیلم مورد بحث،"آقای الف" به عنوان فیلمی 2بعدی-تا آن هنگام که آن 1بعد به عنوان بعدسوم به آن تحمیل نشده-فیلمی قابل قبول و حتی نمونه ای قابل استناد و اصیل درسینمای ماست و آن گاه که تحمیل این 1بعد اضافی صورت پذیرد-چنان چه چنین نیز هست-دیگر نمی توان"آقای الف" را به عنوان فیلمی موجه، منسجم و اصیل پذیرفت. ایبرت در قسمتی دیگر از مقالۀ معروفش در مذمت و اظهارتنفر از سینمای سه بعدی می گوید:"هرگاه هاليوود احساس خطر کرده، به تکنولوژي متوسل شده: صدا، رنگ وايداسکرين، سينه راما، سه بعدي، صداي استريو فونيک، و حالا دوباره سه بعدي!" فیلم موردبحث ما اما اصل ً معلوم نیست چرا به زور خواسته سه بعدی ساخته شود! البته بحران مخاطب یکی از بزرگترین معضل ها و مشکلات سینمای ماست. اما مخاطب ما به خاطر تفاوت های فرهنگی اساسی اش با مخاطب هالیوود، هیچ گاه به خاطر جلوه های تکنیکی به دیدن فیلمی نرفته و آن چه بیشتر او را به سالن سینما ها می کشاند، قصه و داستان گویی است. کمااینکه در همین اکران نوروزی اخیر، انیمشین سه بعدی "تهرانپ1500" که با آن همه هزینه تولید شد و با همه و دادوقال و حاشیه ای که به خاطر مسائل تکنیکی اش به راه انداخت، درنهایت نتواست عملاً از آثاری چون "رسوایی"(مسعود ده نمکی) و حتی ملودرامی همچون"حوض نقاشی"(مازیارمیری) بیشتر بفروشد. فراموش نکنیم که اتفاقاً حاشیه دار بودن یک فیلم می تواند تاثیر مثبت و مستقیمی در فروش آن فیلم در اکران داشته باشد. چنان چه برای مثال "رسوایی" توانست از حواشیِ دور و برش، کمال استفاده را برده و رکوردهایی استثنایی از فروش در سینمای کشورمان از خود به جای بگذارد. اما حواشیِ ایجاد شده در اطراف آن، به هیچ وجه به مسائل تکنیکی اش مرتبط نبود و آنچه بر فروش بالای این فیلم در اکران، تاثیر مثبت داشت مسائل معنایی همچون موضوع فیلم بود که به داستان دختری پُرشر و شور با محوریت یک روحانی می پرداخت. حتی فیلمی چون "حوض نقاشی" که بسیار بی و سروصدا و بی حاشیه اکرانش را پشت سر گذاشت به خاطر آن که از داستان عاشقانه ای نسبتاً جذاب و سلامت برخوردار بود، توانست مخاطبش را پیدا کرده و او را به سالن سینما بکشاند.

به هرتقدیر داستان و مسائل معنایی"آقای الف" به عنوان آن چیزی که قرار است مخاطب سینما را جلب خود کند، کاملاً زیر بار سنگینِ مسائل تکنیکی آن که در سه بعدی بودنش خلاصه شده، پنهان شده است و حال باید منتظربماینم تا ببنیم این بار مخاطب ایرانیِ سینما با شر و شورِ تکنیکی و حواشیِ غیرمعناییِ سینما چگونه ارتباط برقرار می کند!!!

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۱
غیر قابل انتشار: ۲
رضا پورواحد
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۲/۰۳/۲۳ - ۱۶:۴۱
0
2
من در نقد آثار سينمايي خيلي وارد نيستم. ولي وقتي در سينما بسياري را ميبينم كه به ساعت خود نگاه مي كنند تا ببينند چقدر زمان تا اتمام فيلم باقي مانده به اين نتيجه ميرسم كه جدا از مسائل تكنيكي و فني، فيلم آقاي الف يك فيلم بي محتوي و بدون كشش بوده كه حوصله مخاطب خود را از سوژه كليشه اي، و سناريو آبكي خود سر مي آورد به طوري كه مخاطب پس از پايان فيلم از اينكه كارگردان با اضافه نمودن آب بيشتر زمان فيلم را به 120 دقيقه نرسانده و به همان 65 دقيقه اكتفا نموده است خوشحال مي شود. نا آشنايي كارگردان با تكنيكهاي فيلم سه بعدي باعث شده به جاي استفاده از لوكيشنهاي جذاب، در بسياري از قسمتهاي فيلم تنها دوربين را به بالاي سر بازيگر برده و به اين طريق احساس سه بعدي بودن را به مخاطب القا نمايد. در نهايت شايد شما هم پس از ديدن فيلم از اينكه زمان با ارزش خود را براي ديدن اين فيلم تلف نموده ايد با من هم عقيده باشيد.
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر :
آخرین اخبار
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین