افروغ: اطلاق نظاميبودن به بسيج، كنار زدن مردم است
مصادره نام نهادهاي مدني براي برد در فرايندي سياسي، شگرد نديدهاي از جناحهاي سياسي نيست؛
حتي اتفاق اخير هم درخصوص والاترين نهادمدني يعني بسيج، كار تازهاي در فضاي رسانهاي روزهاي قبل از انتخابات نبود. اتفاقي كه در آن تلاش ميشود، راي بخش كثيري از مردم، متهم و بياعتبار شمرده شود، با گمان اينكه راي اين عده در سبد رقيب است.
گفتوگوي همشهري با عمادالدين افروغ، جامعهشناس و استاد دانشگاههاي تهران و تربيتمدرس در همين باره است.
* بسيج حق راي دادن در انتخابات را دارد؟
ميتواند راي بدهد اما بسيج نبايد اجازه بدهد كه مورد بهرهبرداري سياسي يك جناح خاص قرار بگيرد. بسيجي همواره بايد يادش باشد كه بسيجي است. بين عضو يك حزب، عضو يك گروه سياسي و عضو بسيج تفاوت محتوايي و معنايي وجود دارد. وقتي بسيج جناحي شود و فعاليت حزبي بهصورت آشكار كند - اگرچه منع قانوني ندارد- ديگر نميتواند معرف عرصه عمومي و بازتابنده ارزشها و مقبول همه آحاد ملت باشد؛ اينها همه درست اما اين هم درست است كه بسيج، آزاد است راي بدهد، سليقه سياسي داشته باشد و حتي فعاليت سياسي انجام دهد.
* پس اين داستان كه اخيرا تعبير ميشود: اين حضور نظاميان در انتخابات است و خلاف فرمان امام است و از اين دست...
...بسيج يك نهاد مردمي است. بسيج از بطن و متن مردم جوشيده و به همه تعلق دارد. اطلاق نظامي بودن به كليت بسيج، اولا كنار زدن جمعيتي عظيم از عموم مردم در صحنه سياسي - بهويژه انتخابات- است. ثانيا ناديده انگاشتن اين جايگاه بلند و با عظمت بسيج در تاريخ ايران و دفاع از ارزشها و تماميت ارضي ماست. بسيج در واقع بايد بهگونهاي عمل كند كه همواره يادآور و معرف قدرت عرصه عمومي و حافظ دستاوردهاي انقلاب باشد.
* اين تحذير رسانهاي براي كمرنگ كردن نقش بسيج در اين فرايند مهم سياسي –انتخابات- از كجا ناشي ميشود؟
متأسفم كه بگويم برخي در مقاطعي ابزار دست اصحاب قدرت شدهاند و بهانه به دست كساني دادهاند كه هيچ فهمي از بسيج مردمي و بسيجي ندارند. همواره ما اين تذكر را دادهايم. برخي متأسفانه به اين دليل كه آلوده به بازيهاي سياسي شدند، به موضعگيري و حتي تخريب بسياري از اصحاب انقلاب و افراد ارزشي پرداختند، تنها به اين دليل كه با آنها همعقيده نبودند.
توصيه ميكنم كه بسيج در هر ردهاي، اعم از عادي و فعال و غيرآن بكوشد تا اين جايگاه مقبول و عاطفي خود را نزد مردم از دست ندهد. بسيج - به لحاظ امكان- ميتواند بينش سياسي داشته باشد، فعاليت سياسي كند و حتي عضو حزب شود كه البته درصورت اخير خواهناخواه به آن جايگاه آسيب ميزند.
* پس بسيج چه نقشي در امور سياسي كشور دارد؟
اگر بخواهيم براي بسيج يك فعاليت سياسي قائل بشويم، آن، فعاليت روشنفكري است. روشنفكر براي قدرت، خيز برنميدارد؛ روشنفكر آگاهيبخشي ميكند، در خدمت نيازهاي واقعي مردم است و كار انبيايي ميكند.
آيا ميشود گفت روشنفكر كار سياسي نكند؟ خير، اما جنس كار سياسي روشنفكر با جنس كار سياسي يك عضو حزب سياسي و يك گروه سياسي متفاوت است.
حتي اتفاق اخير هم درخصوص والاترين نهادمدني يعني بسيج، كار تازهاي در فضاي رسانهاي روزهاي قبل از انتخابات نبود. اتفاقي كه در آن تلاش ميشود، راي بخش كثيري از مردم، متهم و بياعتبار شمرده شود، با گمان اينكه راي اين عده در سبد رقيب است.
گفتوگوي همشهري با عمادالدين افروغ، جامعهشناس و استاد دانشگاههاي تهران و تربيتمدرس در همين باره است.
* بسيج حق راي دادن در انتخابات را دارد؟
ميتواند راي بدهد اما بسيج نبايد اجازه بدهد كه مورد بهرهبرداري سياسي يك جناح خاص قرار بگيرد. بسيجي همواره بايد يادش باشد كه بسيجي است. بين عضو يك حزب، عضو يك گروه سياسي و عضو بسيج تفاوت محتوايي و معنايي وجود دارد. وقتي بسيج جناحي شود و فعاليت حزبي بهصورت آشكار كند - اگرچه منع قانوني ندارد- ديگر نميتواند معرف عرصه عمومي و بازتابنده ارزشها و مقبول همه آحاد ملت باشد؛ اينها همه درست اما اين هم درست است كه بسيج، آزاد است راي بدهد، سليقه سياسي داشته باشد و حتي فعاليت سياسي انجام دهد.
* پس اين داستان كه اخيرا تعبير ميشود: اين حضور نظاميان در انتخابات است و خلاف فرمان امام است و از اين دست...
...بسيج يك نهاد مردمي است. بسيج از بطن و متن مردم جوشيده و به همه تعلق دارد. اطلاق نظامي بودن به كليت بسيج، اولا كنار زدن جمعيتي عظيم از عموم مردم در صحنه سياسي - بهويژه انتخابات- است. ثانيا ناديده انگاشتن اين جايگاه بلند و با عظمت بسيج در تاريخ ايران و دفاع از ارزشها و تماميت ارضي ماست. بسيج در واقع بايد بهگونهاي عمل كند كه همواره يادآور و معرف قدرت عرصه عمومي و حافظ دستاوردهاي انقلاب باشد.
* اين تحذير رسانهاي براي كمرنگ كردن نقش بسيج در اين فرايند مهم سياسي –انتخابات- از كجا ناشي ميشود؟
متأسفم كه بگويم برخي در مقاطعي ابزار دست اصحاب قدرت شدهاند و بهانه به دست كساني دادهاند كه هيچ فهمي از بسيج مردمي و بسيجي ندارند. همواره ما اين تذكر را دادهايم. برخي متأسفانه به اين دليل كه آلوده به بازيهاي سياسي شدند، به موضعگيري و حتي تخريب بسياري از اصحاب انقلاب و افراد ارزشي پرداختند، تنها به اين دليل كه با آنها همعقيده نبودند.
توصيه ميكنم كه بسيج در هر ردهاي، اعم از عادي و فعال و غيرآن بكوشد تا اين جايگاه مقبول و عاطفي خود را نزد مردم از دست ندهد. بسيج - به لحاظ امكان- ميتواند بينش سياسي داشته باشد، فعاليت سياسي كند و حتي عضو حزب شود كه البته درصورت اخير خواهناخواه به آن جايگاه آسيب ميزند.
* پس بسيج چه نقشي در امور سياسي كشور دارد؟
اگر بخواهيم براي بسيج يك فعاليت سياسي قائل بشويم، آن، فعاليت روشنفكري است. روشنفكر براي قدرت، خيز برنميدارد؛ روشنفكر آگاهيبخشي ميكند، در خدمت نيازهاي واقعي مردم است و كار انبيايي ميكند.
آيا ميشود گفت روشنفكر كار سياسي نكند؟ خير، اما جنس كار سياسي روشنفكر با جنس كار سياسي يك عضو حزب سياسي و يك گروه سياسي متفاوت است.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


