معتادانی که به آخر خط رسیده اند+ تصاویر16+
بيماري اعتياد علاوه بر داشتن هزينه هاي مالي و جسمي برلي معتادان و جامعه ، فرد را از زندگي و فعاليت عادي اجتماعي باز مي دارد . در تصاوير زير معتاداني را مشاهده مي کنيد که به اخر خط رسيده اند .





















شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com



البته اگه بنده اختیاری داشتم همشونو میریختم تو دریا البته کدوم دریا حالا بعدا " به اطلاعتون میرسونم ( مزاح ) .اصلا" هم مثل روانشناسان اعتقادی به بیمار بودن اینها که رویشان از سنگ غسالخانه هم بیشتر است ندارم .
فکر کنم نظر شما اشتباه باشد باید فکری کرد که چرا این طوری می شه
شما این مباحث را درک نکردی اینها رویشان از سنگ غسالخونه بیشتر نیست بلکه حقیقتا مریض هستند
اما بنده دلم برای خانواده اینها بیشتر کباب میشه .
انشالله که بختتون به بلندی آسمان باشه و آرزوی قلبی بنده خوشبختی شما و همه دختران و پسران این مرز بوم هست امیدوارم هیچ وقت یکی مثل اینها نصیبت شما نشه .
اما عزیزم بنده در دوستانم نه یکی بلکه چند نفرشون گیر همین هایی افتادن که شما دلتون براشون کباب میشه .
من از نزدیک در جریان زندگی خانواده اینها هستم . شما نمیدونید متلاشی کردن روح یک زن یعنی چی ؟ شما نمیدونید عشق و محبتت رو به لجن کشوندن یعنی چی ؟ شما نمیدونید سفره خالی یعنی چی ؟ و شما نمیدونید نگاه پر از ترس و اضطراب بچه هایی که پدرشون از پدر بودن فقط اسمشو یدک میکشن و خیلی چیزهایی دیگه یعنی چی ؟
شما ها معتقدید بیمارند اما با قاتل هیچ فرقی ندارند چون به راحتی آب خوردن زندگی اطرافیان رو فدای خودخواهی های خودشون میکنند بارها و بارها از زبان همسرانشون شنیدم ای کاش یکبار برای همیشه بزنه و بکشه اما هر روز مرگ تدریجی خودمونو نبینم .
بگذریم
مبینا خانم امیدوارم هیچ کس ، هیچ وقت جرات نکنه روح شما و روح زندگیتونو متلاشی کنه . الهی آمین
معتادي كه باور نكند بيمار نيست و خودش باعث و باني افتادنش در اين مهلكه است، هرگز ارادهاي براي ترك نخواهد داشت، بلكه از زمين و زمان هم طلبكار ميگردد.
متاسفانه اكنون با تبليغات كاري كردهاند كه بسياري فقط دلشان براي مجرمين ميسوزد و هيچ كاري به حق و حقوق كساني كه بيگناه در اثر جرمي كه اين مجرمين انجام دادهاند، به خاك سياه نشستهاند و از زندگي ساقط شدهاند ندارند و دل نميسوزانند؛ در حالي كه مظلومين به دلسوزي محقترند تا ظالمين.
در خود ايران ما هم به شيوهاي ديگر همين اتفاق در زمان مرحوم خلخالي خدابيامرز افتاده است. پدر بنده تعريف ميكرد در بين همكارانشان چمديم نرياكي وجود داشته است كه برخي از آنها ٤٠ سال معتاد بودهاند. در زمان مرحوم خلخالي خدابيامرز، يك روز تمام آنها را دستگير و براي يك هفته به زندان ميبرند. بعد از آزادي، همه آن افراد بدون استثنا اقدام به ترك نموده و پاك پاك ميشوند.
پدرم ميگفت وقتي ما با تعجب دليل را پرسيديم گفتند: در تمام اين سك هفته، هرشب از حياط زندان صداي تيرباران ميآمد. آخر هفته مرحوم خلخالي وارد سلول ما شد و گفت: صداها را ميشنيديد؟ گفتيم: بله. گفت تمام اينها مثل شما بودند كه قبلا به آنها هشدار داده بوديم اگر ترك نكنيد، تيربارانتان ميكنيم و ترك نكردند. همه شما آزاديد. ولي اگر بار ديگر پايتان به اينجا بيافتد، سرنوشتتان همين است.
هيچكدام آنها نديده بودند واقعا تيرباراني در كار است يا خير. ولي ميانستند خلخالي خدابيامرز شوخي با كسي ندارد و همگي به خاطر همين يقين قلبي، ترك كرده بودند.
متاسفانه الان برخي براي اين كه اعتياد برايشان ناني قانوني براي تمام عمر دارد، كاري كردهاند كه معتادين به اعتياد خود به چشم سرماخوردگي نگاه ميكنند. معتاد، معتاد است، هالو كه نيست. ميفهمد تمام حرفها همه هارت و پورت الكي است و نه تنها اعتياد هزينهاي برايش ندارد، بلكه فوقش جاي گرم و نرم، شام گرم و لطف و عزت هم برايش ميآورد. از طرفي خود را مجرم همنمياند تا شرم كند و خجالت بكشد و در نتيجه سرسوزني اراده ترك اعتياد در او وجود ندارد.
اين تفكر، تفكري است كه بنده با آن شديدا مخالفم. معتاد، مجرم است و بايد بفهمد مجرمي است كه جرم او عمدي است و مثل هر مجرم ديگري بايد هزينه جرم خود را بپردازد. شوخي كه نداريم! اگر كسي مال شما را بدزدد و شما پول تو جيبي هم به او بدهيد و ماچ و بوسهاش هم بكنيد يعني چه؟ كار ما با معتادين الان بدتر از اين است كه اين موضوع بايد برعكس شود.
اين كه فرموديد از روي آوردن افراد به اعتياد جلوگيري كنيم، فكر نكنم هيچ آدم عاقلي اين سخن را رد كند.
دوم اینکه اگر با دعا کردن بنده این بیماران !!! شفا می یابند بنده حتما "دعایشان میکنم هر چند میدانم تا خودشان گامی برای بهبودیشان بر ندارند دعای بنده بی اثر است .
ثالیا" سوالی داشتم ، آیا با تفاسیری که فرمودید حاضرید با یکی از این بیماران ازدواج کنید ؟ یا پاره تنتان را به عقدشان در بیاورید ؟
http://www.bultannews.com/fa/news/121455
اين تنها مورد از اين دست نيست. به نظر شما آيا اين پدر عاطفه نداشته است و دلش كمتر از بنده و شما براي فرزندش ميسوخته است؟ چه چيز باعث شده تا اين عاطفه منفي شود؟ قصد تاييد اين عمل را ندارم، صرفا خواستم عرض كنم معتاداني كه به اين مرحله از اعتياد ميرسند چه بار سنگيني محسوب ميشوند كه حتي باعث از بين رفتن علقهي پدر و فرزندي ميشوند.
و اما در مورد سوالتون : بله از نظر من هیچ اشکالی نداره شخصی پیدا بشه و دقیقا عین من با فامیلم رفتار کنه . چون کسی که به براحتی آب خوردن به خودش ،علی الخصوص خانواده اش آگاهانه آسیب میرسونه قابل ترحم نیست . حیف از هزینه های هنگفتی که صرف این موجودات بی خاصیت میشه .
میخوام موضوع دردناکی رو براتون تعریف کنم . خانمی را میشناسم که در خانواده ای بسیار فقیر متولد شد . پدر از عهده مخارج زندگی بر نمی آمد . دختر بزرگ و بزرگتر شد ، زیبا و زیباتر ، اما فقر باعث نشد منحرف بشه . برای تهیه جهیزیه اش پا به پای مردان کار کرد ، از حقوق ماهانه اش شروع به تهیه جهیزیه اش کرد . به والله قسم میخورم ( خودم شاهد بودم ) در منزل پدری ، لباسهای وصله پینه میپوشید تا در آینده با جهیزیه ای آبرومند به خانه ی بخت بره . و از آنجا که خدا یار و یاورش بود یک کامیون جهیزیه به منزل شوهرش برد ( جهیزیه ای که تهیه اش توسط خانواده عروس در هیچ کتاب قانونی نوشته نشده ) .
دخترک با یکی از همکارانش ازدواج کرد اما متاسفانه برای آزمایش عدم اعتیاد جناب داماد از قرصی استفاده کرده بود که به جهت بد آموزی بنده اسمشو نمیگم و از جناب بولتن عزیز هم میخوام اگر کسی این داروها را نام برد تایید نکند تا دختران بیشتری بدبخت نشوند.
در دوران عقد ، با ابراز احساست عمیق ، دخترک را خام کرد و زندگی مشترک مخفیانه ای را شروع کرد و ( راه برگشت دختر به خانه پدر را بست ) . چند روز بعد دخترک متوجه اعتیاد شوهر میشود اما از آنجاییکه همه چیزش را از دست داده بود نه جرات داشت از زندگی مخفیانه اش بگوید و نه از اعتیاد همسر . و ساخت و ساخت و ساخت اما شوهر همچنان یک موجود بی خاصیت است ، و در مصرف مواد مخدر پیشرفت چشمگیری هم داشته گویا .
خانم مبینا این جماعت در پستی و نامردی ، دومی ندارند .
ببینید اقا مرتضی وخانم سهیلا سادات من به هیچ وجه قصد حمایت از افراد معتاد رو ندارم چون مطمئنا حمایت از اونها کار عاقلانه ای نیست .فقط میگم وظیفه ما وبه خصوص مسئولان نسبت به این افراد واداشتن انها به درمان است.بی تفاوتی وتنفر ما مشکلی رو حل نمیکنه.
در ضمن بولتن ازتو هم ممنونم که کامنتهای مارو باوجوداینکه خبر از صفحه خارج شده بازهم تایید میکنی.
فرار از واقعیت همان ترسی بود که باعث طفره رفتن شما از پاسخ دادن به سوال بنده شد و گرنه اگر خودتان از ته قلب به بیمار بودن این زالو صفتان معتقد بودید با قاطعیت میگفتید " بله ازدواج میکردم و همچون سایر بیماران درجهت درمانش تلاش میکردم " ( اما اینکار را نکردید ) !
نیازی به پاسخ دادن نیست چون از اول هم پاسخ سوالم رو میدونستم . شما خودتون به خوبی میدونید که این به اصلاح بیماران ! رو نمیتونید در کنار (بیماران) قلبی و یا کلیوی قرار بدید چون زندگی کردن با آنها مصادف میشود با از دست دادن همه چیز .
پس خواهش میکنم دیگه از وازه بیمار که متاسفانه فقط لقه لقه ی زبانها شده استفاده نکنید .
اگر با چنین افرادی زندگی کردید و تونستید از بیماری نجاتش بدید من قبول میکنم که بیمار هستند .
از نظر بنده بحث تمام شد . یاحق
اینها هم یه روزی یک انسان با شخصیت مثل ماها بودند یه انسان با هزار تا آرزو...
الان قیافه هاشون چندش آور و کثیف و بیریخت هست اما اینها هم بنده های خدا بودند و هستند ...
به این فکر کنید که چرا به این روز در اومدند؟
یک شکست!یک اتفاق بد!یک حادثه! یک حرف تلخ! یک کنایه! و هزاران دلیل دیگر...
اینا هیچ کدومشون هیچ وقت فکر نمیکردند این سرنوشت شون باشه...
(خدا همه ی ما رو حفظ کنه از شر بلایا).
اما یه سوال دارم یعنی میشه کسانی رو که تا این حد الوده شدن رو نجات داد ؟
فک میکنم راه نجات هم حد و مرزی داره و اینها با این وخامت اوضاع از حدش گذشتن
اين كه شما ميخواهيد از آب گل آلود ماهي بگيريد و به آن برخوردهاي قانوني بتازيد، خود دانيد! ولي حداقل با بستن كامل چشمانتان بر روي برخورد وسيعي كه با معتادان صورت ميگيرد، به شعور مخاطبانتان توهين نكنيد و فكر نكنيد خواننده منظور واقعي شما را متوجه نميشود و فكر ميكند دلتان براي معتادان سوخته است!
براي كنترل اين دردهاي طبيعي، بدن از مواد مخدري مثل مورفين، آمفتامين و غيره استفاده ميكند و با در نظر گرفتن شدت درد مربوطه، ميزان فوقالعاده دقيق مواد مخدر مورد نياز را محاسبه و در خون تزريق ميكند تا هم ميزان درد توليد شده قابل تحمل شود و هم مقداري درد همچنان وجود داشته باشد كه فرد بفهمد زنده است و بدنش مشغول كار است تا اگر اختلالي واقعي در آن بروز پيدا كرد، اقدام به درمان خود كند.
وقتي فردي به صورت دستي و غير مجاز از خارج بدن اقدام به وارد نمودن مواد مخدر در بدن خود مينمايد، با توجه به اين كه ميزان ورود اين مواد، بيش از حد نياز بوده است، مغز بلافاصله براي بخشهاي مربوطه اخطاريه صادر نموده و آنها را بابت عدم محاسبه صحيحشان توبيخ ميكند.
در اين مرحله، به دليل ورود فراتر از حد نياز مواد مخدر به بدن، فرد مصرف كننده هیچگونه دردي در بدن خود حس نميكند و به قول معتادين، روي ابرها سير ميكند و به لذتي غيرقابل وصف ميرسد. همين لذت باعث ميشود تا فرد مجددا به سراغ مصرف مواد مخدر برود. از طرفي، ساير سیستمهای بدن با تمام توان شروع به دفع مازاد اين مواد از بدن ميكنند و قبل از پاكسازي، فرد مصرف كننده باز مواد مخدر وارد بدن مينمايد.
اين اتفاق چندين بار كه رخ دهد و فرد براي كسب لذت بيشتر به مصرف ادامه دهد، به دليل انباشت مواد مخدر در بدن، مغز به سيستم ضد درد بدن فرمان ميدهد ديگر مغازهاش را تعطيل كند و تا پاكسازي كامل بدن، هيچ كاري انجام ندهد.
از اينجا به بعد است كه اعتياد بروز كرده و فرد معتاد ديگر نميتواند مصرف خود را كنار بگذارد، چرا كه به محض عدم مصرف، تمام دردهاي بسيار شديدي كه در بدن به صورت طبيعي بروز پيدا ميكند را كاملا حس نموده و معتاد را وادار به مصرف مينمايد.
در اين مرحله ديگر لذت چنداني هم در كار نيست و فرد معتاد عمدتا براي خلاصي از درد و تشويش دروني خود است كه مواد مصرف ميكند. اگر فرد معتاد، با اراده اين درد را براي مدتي تحمل كند تا آثار سو مواد از بدن پاكسازي شود، مغز مجددا به سيستم ضد درد بدن اجازه فعاليت داده و به مرور فرد به حالت عادي بر ميگردد ﴿البته به شرطي كه ارگانهاي بدن به دليل مصرف نابجاي مواد مخدر آسيب نديده باشند﴾.
پس از عبور از مرحله ترك اعتياد جسمي، اعتياد رواني به مواد مخدر تا مدتهاي مديد در فرد باقي ميماند. درست مثل اين كه فرض كنيد شما به كاري ساده از قبيل در دست گرفت خودكار، دويدن، خوابيدن در مكاني خاص، گفتن يك حرف خاص و غيره عادت كرده باشيد. چقدر سخت ميتوانيد آن را ترك كنيد؟ در مورد اعتياد اين موضوع بسيار سختتر بوده و ارادهاي بس فراتر ميطلبد، چرا كه اولا پس زمينه ذهني آن لذت اوليه، فرد را فوقالعاده شديد به مصرف مجدد مواد ميخواند و از طرف ديگر نيز معتاد ترك كرده، عادت رفتاري خود به مصرف را نيز بايد ترك كند. از طرف ديگر برخي اعضاي داخلي بدن هم كه به تنبلي عادت كردهاند به او فشار ميآورند كه چرا مصرف نميكني و كار ما را زياد كردهاي؟!
خلاصه اين كه ارادهاي فوقالعاده قوي لازم است تا فرد پس از ترك جسماني اعتياد، به عدم مصرف تداوم بخشد. كمتر معتادي ارادهاي چنين قوي دارد كه اگر چنين ارادهاي داشت، از اول سراغ مواد نميرفت. به همين دليل درصد افرادي كه ميتوانند اين دوران را سپري كنند و سراغ مصرف مجدد نروند و به فردي كاملا سالم تبديل شوند، بسيار كم است ﴿البته هستند كساني كه چنين ارادهاي را از خود به نمايش گذاشتهاند و موفق هم شدهاند، ولي تعدادشان در مقابل آنان كه مجددا به سراغ مصرف مواد ميروند زياد نيست﴾.
اطلاعات خوبی دادین در مورد فرآیند اعتیاد. ولی قرار نیست که تمام تفکرات خودتان را اینجا در قالب مقاله علمی به اطلاع مردم برسانی. چرا که فقط حدس و گمان شخص شماست. اعتیاد فقط برای آدمهای کم اراده نیست.خیلی از پهلوانها رو دیدیم که الان عین موش شده و معتادند.
در مورد اين كه فرموديد خيلي پهلوانها را ديدهايد كه معتاد شدهاند هم بايد خدمتتان عرض كنم كه اين چه منافاتي با عرض بنده دارد؟ ميشود ابتدا تعريف خود را از پهلواني بفرماييد تا بعد ارتباط آن با "داشتن اراده" را بررسي كنيم؟
آيا به نظر شما كسي كه سه گوني برنج را همزمان بلند ميكند ميشود پهلوان؟ كسي كه ١٠٠٠ متر را در چند دقيقه بدود ميشود پهلوان؟ كسي كه كاري متفاوت از سايرين به انجام ميرساند ميشود پهلوان؟ و و و و