فعلا تکلیفتان را با این پرونده مشخص کنید
مطالب و اسناد متقنی به دست ما رسیده است و یک هفتهای است که طاقت آوردهایم و دست به افشاگری نزدهایم. اهمیت این یک هفته صبرمان خیلی زیاد است چرا که افشاگریهای اخیر باید بیایند پیش افشاگری ما لنگ بیندازند و چون نمیآیند همین لحظه اعلام میکنیم که ما صبر ایوب نداریم و دیگر نمیتوانیم دندان روی جگر بگذاریم و تا فردا که سهل است تا انتخابات و فلان و فلان موعد هیچ مصلحتی منجمله کام شیرین مردم نمیتواند جلوی ما را بگیرد. فعلا برای آنکه جانمان درنرود قسمت اول از این مستندات را به محضر شریف مردم و قوای سهگانه تقدیم میکنیم. بنده از همین تریبون اعلام میکنیم چنانچه شاهد برخورد در زمان مناسب و اقدام و عملکرد مناسب نباشیم افشاگریهای بیشتری انجام خواهد گرفت. به امید آنکه آقایان به پروندهها بر اساس وزن و اهمیتشان رسیدگی کنند.( ما خودمان متوجه هستیم که افشاگری آنها هم مهم است ولی خوب مال ما کجا؟ آنها کجا؟ بعد از مطالعه خودتان قضاوت کنید با وجود چنین پرونده پر و پیمان و عریض و طویلی جایی برای افشاگری کسی میماند؟ اگر کسی گفت میماند و باز از افشاگری خودش حرف زد حاضرم قسم بخورم یا سواد ندارد یا عینک درست و درمان)
***
طبق اسناد و فیلمها و شهادت شاهدان چند سال قبل توی این مملکت جنگ شده و عدهای با سواستفاده از این فرصت به اقسام زمینخواریهای خزنده پرداختهاند. این عده دست گذاشتهاند روی قیمتیترین اراضی در بهترین نقاط شهرستانها و پایتخت. برای نمونه مشتی از خروار خرمن عملکرد آقایان به همراه اسناد منگولهدار زمینها و اراضی و منابع تصاحب شده به محضرتان تقدیم میگردد.


عکس فوق متعلق به یکی از طولانیترین بزرگراههای پایتخت است که شخصی به نام محمد ابراهیم همت آن را در بدو احداث تمام و کمال در اختیار گرفته است. نامبرده که در دوران جنگ از فرصت موجود استفاده کرده بود تنها با پرداخت یک جفت چشم و یک عدد سر و جان ناقابل برای خود امتیازات ویژه فراهم کرد تا بعدها بتواند با فراغ بال در سایه امنیت پیدا شده به متعلقات خود بیافزاید.


نامبرده به جنگ رفته و برای منفعتهای نگفتنی و در حساب نیامدنی از خیر خانه و خانواده هم میگذرد ( سندش توی عکس بعدی موجود است) وی از جمله دانه درشتهایی هست که انگار افشاگران امروز ما پاک از یادش بردهاند و کسی نیست پاسخ بدهد یک جوان 28 ساله که دانشگاه را هم رها کرده چطور از این سر تا سر پایتخت را به نام خودش زده. وی که از صبح تا شب پشت موتور داشته خاکها را گز میکرده چطور از مرزهای غربی و بیابانهای داغ جنوب املاکش سر از تهران در میآورند؟

مسئولان پاسخ دهند، افشاگران توجه کنند که وقتی فرمانده
سپاه سوم عراق خودش با زیان خودش میگوید آنقدر بمب ریختیم که از جزیره
مجنون جز تلی از خاکستر نماند و همه میدانند محمدابراهیم همت با همه دار و
ندارش آن وقتها آنجا بوده چطور بعدها توانسته یک بزرگراه و چند ساختمان
توی پایتخت بخرد؟ آیا این حق است که این سئوالات بیجواب بماند و ما
بپردازیم به افشاگریهایی که پیش این افشاگری رقم اعشاری هم نیستند؟
وی
نیمنگاهی هم به سرمایهگذاریهای برون مرزی داشته و چند شاهد عینی
گفتهاند محمد ابراهیم همت قصد داشته با خانوادهای وصلت کند که دست او را
برای انجام فعالیت در لبنان و سواحل مدیترانه باز کنند. شاهدان میگویند
همت میگفته میخواهم با کسی ازدواج کنم که تا پشت کوههای لبنان با من
باشد چون تازه بعد از جنگ نوبت آزادسازی قدس است.
بعد افشاگری:
مطالب فوقالذکر تنها گوشهای از این پرونده سنگین است و افشاگران امروز اگر به این دانه درشتها رسیدگی نکنند قطعا در پیشگاه پروردگار جوابی نخواهند نداشت.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


