تعبیر جالب رئیس نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری از فتنه های بعد از انقلاب
به گزارش بولتن نیوز به نقل از پایگاه تحلیلی خبری دانشجویان مستقل؛ در روز دوم اردوی جهاداکبر اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل حجت الاسلام و المسلمین محمدیان رئیس نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها در بین دانشجویان حاضر شد.
در ذیل مشروح کامل سخنرانی رئیس نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها آمده است:
لازم است که به دلیل همجواری برگزاری این نشست در محضر حضرت رضا(ع) بگویم که امید میرود این حضور باعث توفیقات بسیاری خواهد شد. خدا را شاکریم که در شب 22 بهمن و ورود به 35امین سال سالگرد انقلاب اسلامی هستیم و این موضوع را خدمتتان تبریک عرض می کنم. بعد از ایمان به خدا و ولایت اهلبیت بزرگترین نعمت، انقلاب اسلامی است و آن قدر بزرگ است که به دلیل عظمتش به آن کمتر توجه پیدا می کنیم.

تعبیر جالب رئیس نهاد رهبری از فتنه های بعد از انقلاب
هزاران سال مومنین و متدینین و انسان های آزاده در آرزوی چنین روزی بودند
که خدا نصیب ما کرد؛ برای بسیاری از خدا پرستان درک این روز یک آرزو ماند،
ما فکر می کردیم تحقق انقلاب زمان زیادی خواهد برد که رژیم شاهنشاهی سقوط
کند و حکومت ولایت فقیه بر سر کار بیاید. اما بر خلاف پیشبینی ما جوری
دیگر شد.
این عنایت خداست که ما دلبستگی به نظام داریم و خود را خدمت گذار و سربار و مدافع نظام می دانیم.
با گذشت 34 سال از انقلاب به خاطر مشکلات و پیچ ها و سختی ها گاهی در
اذهان سوالاتی ایجاد می شود که چرا این همه مشکلات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی
در کشور ما وجود دارد؟
آیه "65 سوره انعام" توصیف این وضع است و آیه تند و تحقیر آمیزی است که به
مردم می گوید خدا می تواند برای شما عذاب نازل کند. این آیه در مدینه در
اواخر عمر پیامبر (ص) نازل شد.
خدا میگوید ای پیامبر خدا، به مردم بگو خدا توانایی دارد که بر شما عذاب
نازل کند یک عذابی از بالای سر و از زیر پاها! یعنی از زمین و آسمان خدا می
تواند عذاب نازل کند و سوم اینکه خدا می تواند به صورت های مختلف بین شما
اختلاف اندازد و این اختلاف را عذابی بین شما قرار دهد و دیگر اینکه خدا
طعم جنگ را بر شما می چشاند.

و در پایان می فرماید آیات را روشن بیان می کنیم شاید که هدایت شوند.
پایان آیه تهدید آمیز بود و رسول خدا متوجه تهدید شدند؛ این آیه نشان می
داد آینده روشنی پیش رو نداریم وقتی این آیه نازل شد رسول خدا وضوی با
توجهی گرفتند و به نماز طولانی ایستادند آنگاه دست به درگاه خدا بلند
کردند؛ ایشان دعا فرمودند: خدایا عذابی که از بالای سر نازل شده و عذابی که
از زیر پا و مابقی را به امت من نازل نکن؛ خدایا مسلمانان را متفرق نکن
مسلمانان را به جان هم نیانداز. جبرئیل نازل شد و فرمود:خداوند دو درخواست
اول را اجابت کرد و گفت دو درخواست دوم قابل اجابت نیست عذاب آسمانی و
زمینی بر امت شما نخواهد بود اما اینکه در امت تو تفرقه و اختلاف و جنگ
نباشد مستجاب نمی شود رسول خدا گفت جبرئیل اگر بنا باشد خدا امت من را به
جان هم بیاندازد چیزی از امت من باقی نمی ماند و حضرت دوباره اصرار کردند
که خدایا در امت من تفرقه ایجاد نکن.
پس از آن دو آیه اول سوره عنکبوت نازل شد که در آن گفته شد"آیا مردم خیال
میکنند همین که بگویند ما ایمان آوردهایم کافی است؟" خود "یحسب" که بیاید
یعنی یک خیال باطل است گمان یک گمان غلطی است اشتباه فکر می کنند حتما
اینطوری نیست.
آیا مردم فکر می کنند بگویند که مسلمانند کار تمام می شود و امتحان نمی شوند؟
قران بعد می فرماید ما مومنین قبل از اسلام را هم امتحان کردیم برای اینکه
مشخص شود چه کسی راست میگوید و چه کسانی دروغ می گویند. پس از نزول
جبرئیل توضیح داد هیچ چارهای از فتنه نیست امتحان قطعی است چون امتها در
زمان حضور پیامبر امتحان می شوند بعد از حضور پیامبر وحی وجود ندارد امت به
وسیله پیامبر و وحی امتحان نمی شوند و نیازمند امتحان هستند لذا بلا نازل
می شود.
امام رضا(ع) نیز فرموده اند نمیشود آنچه که در آروزیش هستید به آن برسید
( حضرت به بحث ظهور اشاره می کنند) امکان ندارد آنچه را که به دنبال آن
هستید اتفاق بیافتد مگر اینکه از هم جدا شوید یعنی غربال الهی صورت گیرد و
راستگو و کذاب جدا شوند آن وقت حکومت حضرت مهدی اتفاق می افتد وقتی غربال
اتفاق افتاد تعداد کمی وفا دارند بعد حضرت آیه دوم عنکبوت را خواندند.

در یک نگاه سطحی برخی فکر می کردند بعد از انقلاب همه مشکلات حل می شوند
همه مومن می شوند و در راه حق می آیند همه سلمان و عمار و ابوذر می شوند
جامعه ایده آل و بدون مشکل می شود این نگاه بسیار سطحی نگرانه میباشد. خدا
عالم را به گونه ای تنظیم کرده که غربال الهی همیشه در حرکت است و هر چه
حرکت ها به سمت حق نزدیک تر شد غربال بیشتر حرکت می کند و در نهج البلاغه
آمده چنان غربال خواهید شد که هیچ غربالی تا حالا نبوده و چنان بلایی شما
را می گیرد که آن را ندیده اید حضرت بعد از بیعت مردم با خودشان این را
مطرح کردند برای اینکه مشخص شود چه کسی واقعا علوی است چه کسی با علی می
ماند و چه کسی نمی ماند.
از روز پیروزی انقلاب اسلامی غربال الهی تا امروز در حرکت است و تا ظهور
هم حرکت می کند هر چه جلوتر میرویم غربال ها ریزتر می شوند تا خالص شوند.
خداوند دنیا را اسیدی قرار داده است!
کار خدا کار خالص سازی است خالص که می شود قیمت پیدا می کند خدا در این دنیا این کار را می کند.
اگر روزی آهن با طلا سخنی بگویند آهن می گوید من چه گناهی کردم که مرا به
صورت تن می فروشند و هر جا من را می گذارند روی من گچ می کشند و من زیر می
مانم چه شده تو قیمت پیدا کردی؟ ترازو های تو ظریفترین ترازوها ست تو چه
داری که من ندارم ؟و تو در دست مردم هستی و من زیر گچ؟ اما آهن در اسید از
بین می رود و خرده می شود ولی طلا در اسید ناخالصی هایش را از دست می دهد و
شفافتر میشود. خداوند دنیا را اسیدی قرار داده است. درجات اسیدی متفاوت
است. مهم ترین ظرف اسید در تاریخ کربلا بود. بیش از 3 هزار نفر کوفی در آن
اسید وارد شدند. هیچ کس باقی نماند. از این بین تنها 72 نفر در اسید قیمت
پیدا کردند. انقدر قیمت پیدا کردند که ما هر روز می گوییم : " یا لیتنا کنا
معکم". اسید کربلا خیلی تند بود.

در دوره ما هم تنوری روشن شد. که بزرگی آن از غرب کشور تا خلیج فارس
گسترده بود. تنوری که ارتش صدام چنان آتشی می ریخت که از زمین و آسمان آتش
می ریخت. 8 سال این تنور روشن بود. صدها هزار نفر برای رفتن داخل این تنور
اشک می ریختند. کسانی که امام را فقط در قاب تلوزیون دیده بودند.بسیاری از
شهدای ما حتی یک بار هم امام را ندیده بودند. شهدا انقدر در این تنور و
اسید قیمت پیدا کردند که هرکدام از ما برای تقرب به سوی خدا به آنها توسل
میجوئیم. افتخار ما دوست داشتن شهدا است.
اگر فکر کنیم ایمان فقط ادعا است و هزینه ای ندارد، قطعا معنی آن را درک
نکرده ایم. ایمان یک مرحله جدید و پرداخت هزینه های بزرگ است در غیر این
صورت همه مومن می شدند. ایمان به معنای یک انتخاب سرنوشت ساز و انتخاب راه
جدید است.سرتاپای ایمان هزینه است.همانطور که شهید بهشتی میفرمایند: "بهشت
را به بها دهند نه بهانه". کار خدا تعارف ندارد. بهشت را به بها می دهند.
بهای بهشت ایستادن پای هزینه های ایمان است. هرچه ایمان قوی تر باشد بهای
آن هم سنگین تر است. حساب و کتاب خدا این گونه است.
لازمه حرکت به سوی خدا آغوش باز برای پذیرش مشکلات است تا کسانی که حق دارند در مسیر خدا باشند.
نکته دیگری که در این جا مطرح می شود این است که هرچه انسان در ایمان به
مراتب بالاتر می رود، امکان سقوط او شدیدتر و بیشتر می شود. در مورد کسانی
که بالاتر می روند، شیطان بیشتر طمع می کند. و به مراتب سقوط بدتری خواهد
داشت. 34 سال است که ریزش ها را در انقلاب می بینیم و اما البته رویش ها
بیشتر از ریزش ها است.
نگاه رهبری به دانشجویان
لازم است بگویم من یکایک شما را مثل فرزندانم دوست دارم، میدانم آقا مرتب
شما را دعا میکند و ایشان شما دانشجویان را امید خود میداند.
سعی کنید که دلبسته چیزی نشوید چرا که دلبستگی باعث سقوط میشود.

عیدی محمدیان به دانشجویان در شب 22 بهمن
بعضی از بزرگان ما دلبسته فرزندان شدند، آنچنان سقوط کردند که هرچه داشتند از دست دادند. دل را نباید به فرزند بست تا جایی که مانع رشد و کمال نشوند. بعضی از بزرگان دلبسته خوشآمد بیگانگان شدند تا آنها را سردمدار جریانی نو معرفی کنند یا در دنیا برایشان کف بزنند. بعضی هم دلبسته ثروتها شدند اینها دلبسته شدند و سقوط کردند.
من در این شب 22 بهمن میخواهم به شما عیدیای بدهم که از دهها سکه بهار آزادی برای شما بهتر است.
حضرت علی علیه السلام در نامه ای که به اهالی مصر داده بودند وقتی که محمد بن ابی بکر به عنوان فرماندار مصر میرفت خطاب به مردم مصر نوشت: اگر تقوای خدا را رعایت کنید و جایگاه اهل بیت رسول خدا را حفظ کنید، بدانید که بالاترین عبادت را انجام دادهاید، بهترین ذکر خدا را داشتهاید و برترین شکر از شما سرزده است.نگاه نکنید دیگران نمازشان از شما خیلی طولانیتر و روزهشان بیشتر است، مهم نیست. اینکه شما پای اهلبیت ایستادهاید این مهمتر است شما بالاترین تقوی را رعایت کردهاید و بیشترین خیرخواهی را نسبت به اولیالامر داشتهاید. همه کسانی را که خود را مدافع علی (ع) میدانند، مخاطب این حرف هستند. حالا چندهزار سکه با این شهادت کلامی حضرت علی (ع) برابری میکند؟
دل ما برای این نظام میتپد، احساس میکنیم دل ما از محبت این فرزند رسول خدا (آیت الله العظمی خامنهای) پر شده است. قدر این نعمت را بدانید و در دفاع از آن تردید نکنید. این نظام تنها پرچم حقی است که برروی کره زمین برافراشته شده است. بعد رویشها و ریزشها وجود دارد. عدهای نمره خوب و عدهای نمره بد میگیرند افتخار کنید که در هرروز در این نظام هستید. اگر تنور هم باشد به تنور هم میرویم و با افتخار از این نظام دفاع کنید.
از سقوط برخی بزرگان تعجب نکنید؛ خداوند برای برخی تعبیر سگ بکار بردند
در روایت توضیح داده اند بلعم بائورا مستجاب الدعوه بود. اما از این مقام خودش را خارج کرد. وقتی که پایین افتاد، شیطان بدنبال او رفت و از گمراهان شد. در ادامه آمده است که اما او به زمین و قدرت و عیش و نوش چسبید و از هوای نفسش پیروی کرد. و خدا برای او مثال کلب میزند. در اصل بلعم بائورا تمایل به طاغوت پیدا کرد و سقوط کرد. ابلیس 6000 سال عبادت کرده بود اما یک لحظه تکبر باعث شد از خدا رانده شود. او میگفت من از آتشم و انسان از خاک من چگونه به او سجده کنم.
در روایت داریم که یکی از پیامبران دلش برای شیطان سوخت و به خدا گفت او میخواهد توبه کند او را ببخش. خدا گفت او در مقابل قبر آدم سجده کند من او را میبخشم اما شیطان قبول نکرد.
توجه کنید و اصلا هم تعجب نکنید که افرادی که فکر نمیکنیم سقوط کنند، سقوط کنند. حتی ممکن است آن فرد آدم خوبی باشد. مثل اینکه خدا میگوید از اول به او خوب دادیم . خیلی مراقب خودمان باشیم و خودمان را به خدا بسپاریم و گرفتار دلبستگیها و خودبزرگبینیها نشویم تا ما را گرفتار کند. اما ممکن نیست که امتحان نباشد بطوری که برای مثال استادی بگوید سوال را خودتان طرح کنید و خودتان هم جواب دهید، اول ممکن است خوشمان بیاید اما بعدا میفهمیم چه اشتباهی بوده است.
توجه کنید که امام صادق (ع) قسم خورده اند که اگر به تعداد گله بزی که از آن محل رد میشده است یار داشتند حتما قیام میکردند. این نظام به قدری برای این مدت عزت و سربلندی ایجاد کرده است که آخرت هم تاثیرات خودش را دارد.
مردم بخاطر بی اخلاقی مسئولین، از انقلاب قهر نمی کنند
اینها فکر میکنند که با تحریم مردم ما عقب مینشیند فردا شاهد خواهید بود که میلیون ها نفر به خیابانها میریزند. این انقلاب ریشهدار تر از این حرفاست. مردم ما بدلیل تحریمها و به قول آقا به خاطر بیاخلاقی مسئولین قهر نمیکنند. ما نزدیک 200000 نفر شهید دادهایم. خدا شکر میکنیم بخاطر این لطفی که خدا به ما کرده است.
یکی از الطاف امام رضا(ع) از زبان آیت الله بهجت
در آخر چند جمله در رابطه با امام رضا (ع) را بگوییم. آقای قصری نماینده امام بودند در سوریه و در زینبیه نماز میخواندند ایشان از شاگردان مرحوم قاضی هستند و با آقای بهجت هم خیلی در نجف نزدیک و هم غذا بودند. من با یک واسط از ایشان میکنم؛ یک روزی در قم آمدم پیش آقای بهجت و گفتند که به خاطر نان و نمکی که با هم داشتیم یکی از الطاف امام رضا را بگویید.
وی نقل کرد: روزی در مشهد زیارت مشرف شدم، حال خوبی به من رسید و خدمت آقا رسیدم. حضرت 3 بار فرمود: "آیا ممکن است کسی به ما پناه آورد و ما به او پناه ندهیم"
ما الان جایی آمدهایم که در دنیا جزو بینظیرترینها است و واقعا قطعهای از بهشت است. میگویند در و دیوار حرم بوی رافت میدهد. رعایت ادب کنید و چیزهای بزرگتر از او بخواهید. معرفت، محبت، بصیرت، توحید، ولایت را از امام رضا بخواهید. امام رضا عهدی میبندیم که آن عهد را تا سفر بعدی رعایت کنیم.
برای فرج، برای سلامتی رهبر، برای اعتلای دانشگاه و برای خوشبختی همه جوانان دعا کنید.
السلام علیکم و رحمه الله و برکاته
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com