مصر و نوستالوژی روزهای خوش میانجیگری
مصر طی ماههای اخیر با تنزل جایگاه بینالمللی خود در عرصه میانجیگری بین اعراب و اسراییل مواجه شده که به دلایلی چند، حزبالله را مسئول اصلی این ناکامی میداند...شبکه ایران-
مصر طی روزهای اخیر هجمه تبلیغاتی سنگینی را علیه حزبالله بر این مبنی آغاز نموده که اعضای این گروه در مصر، قصد داشتهاند طی عملیاتی امنیت ملی مصر را با اخلال مواجه کنند. شبکه تلویزیونی دویچه وله آلمان در گزارشی به نقل از دادستانی مصر خاطرنشان کرد که این افراد که میخواستند علیه اسراییل در صحرای سینا اقدام تروریستی انجام دهند.
اقدام مصر در اتهامزنی به حزبالله دلایل متعددی دارد که این نوشته سعی دارد به بررسی قسمتی از آنها بپردازد.
دلیل اول که میتوان به آن اشاره نمود، آن است که تا قبل از جنگ 22 روزه میان رژیم صهیونیستی و دولت حماس، دولت مصر با بازیگری میان گروههای مقاومت فلسطینی با اسراییل، نقش دوجانبهای را میان آنها ایفا میکرد. از سوی دیگر، مصر خود را در عرصه بینالملل به عنوان یک کشور مدافع صلح معرفی نموده و این جایگاه را در انحصار خود قرار داده، به گونهای که تا قبل از جنگ 22 روزه، مصر همیشه خود را طرف سوم هر مذاکرهای در مورد فلسطین فرض کرده است.
این جایگاه، برای مصر بسیار حایز اهمیت است چرا که اولاً هر دولتی با تلاش برای میانجیگری میان دولتها، سعی میکند به کسب و حفظ قدرت خود در عرصه بینالملل بپردازد. در ثانی دولتهایی که از مشکل عدم مشروعیت نظامهای خود در میان مردم رنج میبرند، تلاش میکنند با ارائه خدمات به کشورهای قدرتمند از جمله میانجیگری بین این کشورها با کشورهای جهان سومی، مشکل عدم مشروعیت داخلی را با حمایت خارجی مرتفع کند.
این امر برای مصر مصداق دارد چرا که رییسجمهور مادامالعمر این کشور، در داخل دچار بحران مشروعیت است و برای بقای سیاسی خود نیاز به حمایت قدرتهای بزرگ دارد.
جایگاهی که از بین رفت...
در همین رابطه، بازیگری مصر در میان گروههای فلسطینی و رژیم صهیونیستی، جایگاهی ویژه برای این دولت به ارمغان آورده بود ولی در دوران جنگ 22 روزه، به علت حمایتهای یکجانبه مصر از رژیم صهیونیستی و بستن مرز رفح به عنوان تنها مرز زمینی مصر و فلسطین و تنها راه عبور مواد غذایی و مایحتاج فلسطینیان در طول محاصره و حمله به غزه، جایگاه خود را در میان گروههای مقاومت از دست داد، به گونهای که حسنی مبارک رییسجمهور مادامالعمر مصر اعلام کرده بود:« تا زمانی که اسراییل اجازه ندهد، مصر مرز رفح را باز نخواهد کرد».
این قبیل اقدامات مصر باعث شد که این کشور بیش از این نتواند به جایگاه میانجیگرانه خود در مذاکرات ادامه دهد، چنانچه که در طول جنگ 22 روزه و بعد از آن، هر گونه مذاکرات میانجیگرانه در مصر، با بیاعتمادی گروههای فلسطینی روبرو شد که تاکنون نیز هیچگونه مذاکره موافقتآمیز و مثمر ثمری صورت نگرفته است.
مجموعه این عوامل بود که باعث شد تا ترکیه با شناخت این وضعیت، سعی کند خود را جایگزین مصر در مذاکرات میان فلسطین و رژیم اسراییل کند، زیرا از یکسو کشوری است که با رژیم اسراییل رابطه دارد و از سوی دیگر دارای روابط خوب با گروههای فلسطینی است.
رقیبان مصر در امور میانجیگری
قطر نیز با نزدیک شدن به مواضع مقاومت و تلاش برای میانجیگری در فضایی واقع بینانهتر از مصر، با دعوت از ایران، سوریه و حماس در اجلاس دوحه و حمایت از مقاومت در خلال جنگ 22روزه، خشم مقامات مصری را برانگیخت، بدین ترتیب بود که حسنی مبارک با شرکت نکردن در اجلاس سران عرب در دوحه، خشم خود را نسبت به افزایش نقش میانجیگرانه قطر در منطقه نشان داد. در این خصوص، گرچه اعطای گذرنامه به "سامی شهاب"، عضو دستگیر شده حزبالله در مصر علت اصلی عدم حضور مبارک در این اجلاس عنوان شد، اما هر ناظر سیاسی به خوبی متوجه میشود که خشم مصر به دلیل به دلیل از دست رفتن نقش منطقهای و بینالملل این کشور است.
خشم مقامات مصری از همتایان قطری به حدی بود که روزنامه السیاسه کویت هفته گذشته به نقل از یک دیپلمات مصری اعلام کرد که به علت حمایتهای قطر از مقاومت و ورود سامی شهاب به مصر با گذرنامه قطری، احتمال قطع رابطه با قطر وجود دارد.
در چنین فضایی بود که مصر با مقصر تلقی کردن مقاومت در از دست دادن جایگاه خود، تلاش نمود ضمن انتقام از آن، جایگاه از دست رفته را با ارائه خدمتی دیگر به دشمنان مقاومت به دست آورد.
نفوذ فرهنگی حزبالله در جامعه مصری
دلیل دوم اقدام مصر در بازداشت افرادی منتصب به مقاومت اسلامی و اعلام آن در این زمان، آن است تا بر انتخابات آتی پارلمان لبنان تاثیر بگذارد. همانطور که روزنامه صهیونیستی هاآرتص نیز اذعان میکند: هدف دولت مصر از این اقدام، تاثیر گذاشتن بر انتخابات لبنان است، چرا که مصر رابطه نزدیکی با جریان سازشکار با غرب و مخالف حزبالله در لبنان دارد و بیم آن دارد که با پیروزی حزبالله در انتخابات پارلمانی لبنان، جایگاه خود را در لبنان از دست دهد.
کارشناسان مسایل سیاسی دلیل سوم این اقدام مصر را در جهت تخریب وجهه مقاومت و جلوگیری از نفوذ آن به داخل این کشور دانستهاند، چرا که در سالهای اخیر به ویژه پس از جنگ 33روزه حزبالله با رژیمصهیونیستی و شکست این رژیم، موج حمایت از مقاومت در مصر بوجود آمد، و این حمایت، در جریان اقدامات سازشکارانه دولت مصر با رژیم اسراییل در طول جنگ 22 روزه با تظاهرات مردمی و نافرمانیهای مدنی در کشور مصر شعلهور شد.
در مجموع به نظر میرسد اعلام این مطلب که حزبالله درصدد ضربهزدن به امنیت ملی مصر است، با این هدف صورت میگیرد که افکار عمومی مصر نسبت به مقاومت منفی شود گرچه این امر نیز با شکست مواجه شد، چرا که هفته گذشته، طی نظرسنجیای که در مصر صورت گرفت سیدحسن نصرالله به همراه احمدینژاد و خالد مشعل، محبوبترین چهره جهان عرب در میان مردم مصر شناخته شد.
مصر طی روزهای اخیر هجمه تبلیغاتی سنگینی را علیه حزبالله بر این مبنی آغاز نموده که اعضای این گروه در مصر، قصد داشتهاند طی عملیاتی امنیت ملی مصر را با اخلال مواجه کنند. شبکه تلویزیونی دویچه وله آلمان در گزارشی به نقل از دادستانی مصر خاطرنشان کرد که این افراد که میخواستند علیه اسراییل در صحرای سینا اقدام تروریستی انجام دهند.
اقدام مصر در اتهامزنی به حزبالله دلایل متعددی دارد که این نوشته سعی دارد به بررسی قسمتی از آنها بپردازد.
دلیل اول که میتوان به آن اشاره نمود، آن است که تا قبل از جنگ 22 روزه میان رژیم صهیونیستی و دولت حماس، دولت مصر با بازیگری میان گروههای مقاومت فلسطینی با اسراییل، نقش دوجانبهای را میان آنها ایفا میکرد. از سوی دیگر، مصر خود را در عرصه بینالملل به عنوان یک کشور مدافع صلح معرفی نموده و این جایگاه را در انحصار خود قرار داده، به گونهای که تا قبل از جنگ 22 روزه، مصر همیشه خود را طرف سوم هر مذاکرهای در مورد فلسطین فرض کرده است.
این جایگاه، برای مصر بسیار حایز اهمیت است چرا که اولاً هر دولتی با تلاش برای میانجیگری میان دولتها، سعی میکند به کسب و حفظ قدرت خود در عرصه بینالملل بپردازد. در ثانی دولتهایی که از مشکل عدم مشروعیت نظامهای خود در میان مردم رنج میبرند، تلاش میکنند با ارائه خدمات به کشورهای قدرتمند از جمله میانجیگری بین این کشورها با کشورهای جهان سومی، مشکل عدم مشروعیت داخلی را با حمایت خارجی مرتفع کند.
این امر برای مصر مصداق دارد چرا که رییسجمهور مادامالعمر این کشور، در داخل دچار بحران مشروعیت است و برای بقای سیاسی خود نیاز به حمایت قدرتهای بزرگ دارد.
جایگاهی که از بین رفت...
در همین رابطه، بازیگری مصر در میان گروههای فلسطینی و رژیم صهیونیستی، جایگاهی ویژه برای این دولت به ارمغان آورده بود ولی در دوران جنگ 22 روزه، به علت حمایتهای یکجانبه مصر از رژیم صهیونیستی و بستن مرز رفح به عنوان تنها مرز زمینی مصر و فلسطین و تنها راه عبور مواد غذایی و مایحتاج فلسطینیان در طول محاصره و حمله به غزه، جایگاه خود را در میان گروههای مقاومت از دست داد، به گونهای که حسنی مبارک رییسجمهور مادامالعمر مصر اعلام کرده بود:« تا زمانی که اسراییل اجازه ندهد، مصر مرز رفح را باز نخواهد کرد».
این قبیل اقدامات مصر باعث شد که این کشور بیش از این نتواند به جایگاه میانجیگرانه خود در مذاکرات ادامه دهد، چنانچه که در طول جنگ 22 روزه و بعد از آن، هر گونه مذاکرات میانجیگرانه در مصر، با بیاعتمادی گروههای فلسطینی روبرو شد که تاکنون نیز هیچگونه مذاکره موافقتآمیز و مثمر ثمری صورت نگرفته است.
مجموعه این عوامل بود که باعث شد تا ترکیه با شناخت این وضعیت، سعی کند خود را جایگزین مصر در مذاکرات میان فلسطین و رژیم اسراییل کند، زیرا از یکسو کشوری است که با رژیم اسراییل رابطه دارد و از سوی دیگر دارای روابط خوب با گروههای فلسطینی است.
رقیبان مصر در امور میانجیگری
قطر نیز با نزدیک شدن به مواضع مقاومت و تلاش برای میانجیگری در فضایی واقع بینانهتر از مصر، با دعوت از ایران، سوریه و حماس در اجلاس دوحه و حمایت از مقاومت در خلال جنگ 22روزه، خشم مقامات مصری را برانگیخت، بدین ترتیب بود که حسنی مبارک با شرکت نکردن در اجلاس سران عرب در دوحه، خشم خود را نسبت به افزایش نقش میانجیگرانه قطر در منطقه نشان داد. در این خصوص، گرچه اعطای گذرنامه به "سامی شهاب"، عضو دستگیر شده حزبالله در مصر علت اصلی عدم حضور مبارک در این اجلاس عنوان شد، اما هر ناظر سیاسی به خوبی متوجه میشود که خشم مصر به دلیل به دلیل از دست رفتن نقش منطقهای و بینالملل این کشور است.
خشم مقامات مصری از همتایان قطری به حدی بود که روزنامه السیاسه کویت هفته گذشته به نقل از یک دیپلمات مصری اعلام کرد که به علت حمایتهای قطر از مقاومت و ورود سامی شهاب به مصر با گذرنامه قطری، احتمال قطع رابطه با قطر وجود دارد.
در چنین فضایی بود که مصر با مقصر تلقی کردن مقاومت در از دست دادن جایگاه خود، تلاش نمود ضمن انتقام از آن، جایگاه از دست رفته را با ارائه خدمتی دیگر به دشمنان مقاومت به دست آورد.
نفوذ فرهنگی حزبالله در جامعه مصری
دلیل دوم اقدام مصر در بازداشت افرادی منتصب به مقاومت اسلامی و اعلام آن در این زمان، آن است تا بر انتخابات آتی پارلمان لبنان تاثیر بگذارد. همانطور که روزنامه صهیونیستی هاآرتص نیز اذعان میکند: هدف دولت مصر از این اقدام، تاثیر گذاشتن بر انتخابات لبنان است، چرا که مصر رابطه نزدیکی با جریان سازشکار با غرب و مخالف حزبالله در لبنان دارد و بیم آن دارد که با پیروزی حزبالله در انتخابات پارلمانی لبنان، جایگاه خود را در لبنان از دست دهد.
کارشناسان مسایل سیاسی دلیل سوم این اقدام مصر را در جهت تخریب وجهه مقاومت و جلوگیری از نفوذ آن به داخل این کشور دانستهاند، چرا که در سالهای اخیر به ویژه پس از جنگ 33روزه حزبالله با رژیمصهیونیستی و شکست این رژیم، موج حمایت از مقاومت در مصر بوجود آمد، و این حمایت، در جریان اقدامات سازشکارانه دولت مصر با رژیم اسراییل در طول جنگ 22 روزه با تظاهرات مردمی و نافرمانیهای مدنی در کشور مصر شعلهور شد.
در مجموع به نظر میرسد اعلام این مطلب که حزبالله درصدد ضربهزدن به امنیت ملی مصر است، با این هدف صورت میگیرد که افکار عمومی مصر نسبت به مقاومت منفی شود گرچه این امر نیز با شکست مواجه شد، چرا که هفته گذشته، طی نظرسنجیای که در مصر صورت گرفت سیدحسن نصرالله به همراه احمدینژاد و خالد مشعل، محبوبترین چهره جهان عرب در میان مردم مصر شناخته شد.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


