کد خبر: ۱۱۹۸۵۱
تعداد نظرات: ۲ نظر
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍
دوستت دارم!

به‎خاطر امام حسین...

دکتر محمدرضا زائری

گروه فرهنگ: اگرچه ماه عزای سرور و سالار شهیدان به اتمام رسیده است اما شیعه با افتخار تمام بر این باور است که «کل  یوم عاشورا» و هر آنچه آن حماسه را برای او نقش آفرین باشد، خواهد پذیرفت حتی اگر به تکرار 1400 سال باشد.

به گزارش بولتن نیوز به نقل از هفته نامه پنجره، اربعین حسینی نیز یکی از شعائر مهم شیعی است که در عراق با شکوه خاصی برگزار می شود و دکتر محمدرضا زائری در یادداشتی به توضحاتی پیرامون آن پرداخته اند و در ذیل می آید.


وقتی چشم‎ها می‎بینند با پای پیاده به زیارت سرور آزادگان می‎روی و دل‎ها از هر قید و بندی آزاد می‎شوند با شوق و شور دور و برت می‎گردند و به پیشوازت می‎آیند، قربانت می‎روند و نازت را می‎خرند، نه این‎ها همان آدم‎‎هایی هستند که تا دیروز ممکن بود ببینی و از کنارشان بگذری و نه تو همان آدمی هستی که تا دیروز از کنارت می‎گذشتند و اعتنایی نمی‎کردند. این‎جا تو از « زوارالحسین» هستی و این‎ها از «خدام‎الحسین»

 حالا که ماهیت‎ها عوض شده است، زائرالحسین زیارت‎کننده خدا در عرش است و خدمتگزاری او شرافت و تاج افتخار. با شوق و شور دور و برت می‎گردند و به پیشوازت می‎آیند، قربانت می‎روند و نازت را می‎خرند.

 ...پیرمرد جلو می‎آید و با چشم‎هایی سرشار از محبت فنجان قهوه را تعارف می‎کند؛ دستانت را می‎گیرد؛ با زبانی غیر از زبان تو و با لهجه‎ای ناآشنا دعایت می‎کند؛ می‎خواهد خم شود و بر پا‎های خسته‎ات دست بکشد؛ در آغوشش می‎کشی و با زبانی که نمی‎شناسد از او تشکر می‎کنی. می‎خواهی دستش را ببوسی، نمی‎گذارد و فقط گوشه شال‎گردنش سهم سپاس لب‎های تو می‎شود. وقتی به زبانی که نمی‎فهمد می‎گویی که دست‎های او به این خدمت تبرک یافته، با زبانی که نمی‎فهمی فریاد می‎زند که افتخارم نوکری زائران حسینی است و با ذکر نام حسین اشک از چشمان گودرفته‎اش سرازیر می‎شود. به چهره آفتاب‎سوخته و دستان چروکیده‎اش نگاه می‎کنی؛ اولین ‎بار است که پیرمرد را می‎بینی و شاید آخرین بار؛ چه فرقی می‎کند؟ در این ساحت گسترده و بی‎انتهای محبت و آشنایی، زمان، دیگر آن مفهوم رایج را ندارد. دوستش داری چون حسین علیه‎السلام را دوست دارد.

 پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) از اصحاب خود پرسیدند: «ای عری الإیمان أوثق، کدام دستاویز ایمان محکم‎ترین است؟» برخی پاسخ دادند نماز یا زکات، و برخی گفتند روزه یا حج و جهاد. حضرت فرمودند این‎ها که گفتید همه فضیلت دارد اما محکم‎ترین دستاویز ایمان دوستداری به‎خاطر خدا و دشمن‎داری به‎خاطر خداست و دلبستگی به دوستان خدا و بیزاری از دشمنان خدا.1

 ...کودک بر یک شانه مادر افتاده و ساک سنگین سفر بر شانه دیگرش، افتان و خیزان پیش می‎رود و فقط به مقصد نظر دارد. اگر تو دیروز از نجف به راه افتاده‎ای، او دو سه هفته پیش از بصره یا حله حرکت کرده است. با زبانی که نمی‎فهمد به بچه‎اش اشاره می‎کنی و با اشاره‎ای کودک را می‎ستانی و در آغوش می‎گیری. زائر کوچکی که نمی‎شناسی را به سینه می‎چسبانی و در نگاه مهربان پدری آسمانی پیش می‎روی که زائرانش را می‎بیند و می‎شنود. این کودک خاک‎آلود و آشفته اکنون برای تو یک بچه عرب از روستایی دور نیست؛ حالا که قرار است مقصد سفرش بارگاه ارباب باشد باید او را بر سر خود جای بدهی. مهم نیست که تا‎کنون چند هزار کیلومتر میان تو و این کودک فاصله بوده است؛ اکنون این زائر کوچک غبارآلود و خسته را چون گوهری عزیز به سینه چسبانده‎ای. دوستش داری چون حسین (علیه‎السلام) را دوست دارد.

 خداوند به حضرت موسی گفت: «هل عملت لی عملا قط؟» (آیا تاکنون کاری را فقط برای من کرده ای؟) حضرت موسی علیه السلام پاسخ داد: نماز خوانده‎ام و روزه گرفته‎ام و زکات و صدقه داده‎ام و به یادت بوده‎ام. خداوند فرمود: نماز که برهان توست و روزه که سپر حفظ خودت از آتش جهنم است. و اما صدقه هم که سایه سرت خواهد بود و یاد من هم راه تو را نورانی خواهد ساخت؛ برای من چه کرده‎ای؟ موسی (علیه‎السلام) عرض کرد: خدایا، خودت مرا به کاری که مخصوص خودت باشد راهنمایی کن. خداوند فرمود: آیا تا‎کنون کسی را به‎خاطر من دوست داشته‎ای یا با کسی به‎خاطر من دشمنی کرده‎ای؟ چنین بود که موسی دریافت برترین اعمال در نزد پروردگار محبت و مهربانی به‎خاطر خدا و دشمنی و دوری به‎خاطر خداست.2


 ...می‎خواهی نماز بخوانی، کنار جاده فرشی خاک‎گرفته و رنگ‎ورورفته می‎یابی، کوله و جامه‎ات را با پاسپورت و پول و مدارک سفر همان جا یک گوشه ر‎ها می‎کنی و می‎روی. هزاران نفر می‎گذرند و می‎روند و در آن آشوب و غوغای کنار جاده حتی نگران وسایل شخصی‎ات نیستی، باز می‎گردی و کنار جوانی نماز می‎خوانی که از هلند برای زیارت پیاده آمده است. نه تو زبان او را می‎فهمی و نه او شباهتی به تو دارد؛ اما بعد از نماز دست دراز می‎کند و به‎گرمی دست تو را فشار می‎دهد و تو به‎اشاره سر قبولی نمازش را طلب می‎کنی. تو در راه کربلا با تسبیح جوانی هلندی ذکر می‎گویی و بعد به‎اصرار او آن را به‎یادگار نگه می‎داری و با زبانی که نمی‎فهمد وداع می‎کنی و با زبانی که نمی‎فهمی پاسخ می‎شنوی و با لبخندی شیرین و آشنا بدرقه می‎شوی. دوستش داری چون حسین (علیه السلام) را دوست دارد.

 رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) فرمود پیرامون عرش خداوند منبر‎هایی از نور است، بر آن‎ها مردمانی نشسته‎اند که جامه‎هاشان و چهره‎هاشان از نور است و از پیامبران نیستند، لیکن پیامبران و شهیدان بر آنان رشک می‎برند. گفتند:‎ ای رسول خدا، راز این را برایمان بازگو. فرمود: «هم المتحابون فی الله، اینان کسانی هستند که در راه خدا یکدیگر را دوست داشتند!»3

 اینجا به چشم سر تفسیر همه همدلی‎‎هایی که عمری در زیارت عاشورا و زیارت جامعه خوانده‎ای را می‎بینی. انی سلم لمن سالمکم... فمعکم معکم لا مع غیرکم... اینجا وقتی با معتقدان به یک باور در یک جبهه و یک اردوگاه ایستاده‎ای، وقتی با مسافران یک راه به‎سوی یک مقصد سفر می‎کنی، وقتی با دلبستگان یک عشق فقط یک نام را زیر لب زمزمه می‎کنی، دیگر مهم نیست زائران از کجا آمده‎اند، چه رنگ و رویی دارند یا به چه زبانی  سخن می‎گویند. اینجا سرزمین آشنایی‎ها و محبت‎هاست. اینجا همه زائران یک مهربانی هستند. پس غریب نیست اگر به این ناآشنایان سرزمین باطنی نزدیک‎تر باشی از بسیاری آشنایان و دوستان وطن ظاهری‎ات.

هم‎زبانی خویشی و پیوندی است

مرد با نامحرمان چون بندی است

ای‎بسا هندو و ترک هم‎زبان

‎ای‎بسا دو ترک چون بیگانگان

پس زبان محرمی خود دیگر است

همدلی از هم‎زبانی بهتر است4

 منبع پنجره

پی‎نوشت:

(1) بحارالانوار، ج 69، ص 242

(2) میزان الحکمه، ج 2، ص 450

(3) الحیاه، ج 8، ص 300

(4) مثنوی معنوی، دفتر اول

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

انتشار یافته: ۲
در انتظار بررسی: ۱
غیر قابل انتشار:
عباس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۳:۰۸ - ۱۳۹۱/۱۰/۲۶
0
6
السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین ع
کیا
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۰:۲۳ - ۱۳۹۱/۱۰/۲۷
0
5
«کل یوم عاشورا»
نظر شما
captcha
(کد امنیتی به حروف کوچک و بزرگ حساس نیست)

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین