نگاهي به فيلم «چاقوي بزرگ» اثر كمتر ديده شده رابرت آلدريچ
از كاپيتاليسم متنفريم
بازيگر معروفي به نام چارلز كسل (جك پالانس) تصميم گرفته است كه قراردادش را با كمپاني يك سرمايهدار هاليوودي به نام استنلي شرينر (راد استايگر) هاف تمديد نكند. همسرش دل نگران اوست و ميخواهد او از دنياي بازيگري خداحافظي كند تا التهاب جاري در زندگي او و همسرش پايان يابد، اين زن و شوهر هر دو خائن به تعهدات خود بودهاند و چارلي براي دنياي معصومانه گذشتهاش و زندگي آرام با همسرش دلتنگ است.
عليرضا پورصباغ
مرجع : روزنامه جوان
مرجع : روزنامه جوان
استنلي
هاف با تهديد او را به تمديد قرارداد مجبور ميكند. او ميداند كه چارلي
هنگام رانندگي عابري را به قتل رسانده است و ديكسي معشوقه چارلي كسل در
جريان تصادف همراه چارلي در اتومبيل بوده و تهديد ميكند كه حقيقت را فاش
خواهد كرد. ديكسي به طرز مشكوكي به قتل ميرسد حالا ماريون از اين وضعيت
خسته شده و چارلي را ترك ميكند و چارلي ديگر احساس امنيت و شادي نميكند و
در نااميدي محض خودكشي ميكند.
كليفورد اودتس در ميان منتقدان ايراني
به اندازه تنسي ويليامز شهرت ندارد اما از او نمايشنامه «پسر طلايي» و «آن
بهشت گمشده» در دسترس علاقهمندان است. از اين نمايشنامه نويس مهجور مانده
در ميان علاقهمندان ايراني ميتوانم به فيلمنامه مهلتي تا سحر(Deadline at
Dawn) اشاره كنم كه سوزان هيوارد در آن ايفاي نقش ميكند. اودتس به صورت
مستقل فيلم داستاني در صفحه نخست (The Story on Page One)، با نقشآفريني
كري گرانت را كارگرداني كرده است. اما بحث ما يادآوري نمايشنامه مهجور
مانده اودتس نيست. فيلم چاقوي بزرگ بر اساس نمايشنامهاي از اودتس را رابرت
آلدريچ كارگرداني كرده است. محتواي برگردان اين نمايشنامه درنقد
سرمايهداري است و آلدريچ- خواهرزاده راكفلر- هدايت اثر را بر عهده دارد.
نكته قابل تأمل در مورد فيلم چاقوي بزرگ اين است كه اين اثر جمع و جورترين
فيلم آلدريچ محسوب ميشود، در واقع ماهيت اين فيلم شباهت فرمي و محتوايي
خاص آلدريچي كه اغلب فيلمهايش داراي پروداكشنهاي عظيم است و بهترين
فيلمهاي وسترن و جنگي را مثل ۱۲ مرد خبيث ساخته است. بورخس رابرت آلدريچ
در سال ۱۹۱۸ در خانوادهاي ثروتمند چشم به جهان گشود، مادرش لورا لاوسون
خواهر جان دي. راكفلر جونيور و پدربزرگش ادوارد بي. آلدريچ از سناتورهاي
سرشناس امريكايي بود. از «رابرت آلدريچ» بهعنوان يكي از مهمترين و
تأثيرگذارترين سينماگران نسل خودش نام ميبرند. سماجت و سرسختي او در به
چالش طلبيدن قواعد تثبيتشده ژانرهاي مختلف، بزرگترين ويژگي حرفهاي اوست.
اغلب آثار آلدريچ رگههاي پررنگي از بدبيني و تلخانديشي را در خود همراه
داشتهاند. اين بدبيني در آثار او گاهي با شاخصههاي ژانر ملودرام، تركيبي
دلپذير بهوجود آورده است. از سوي ديگر، فيلمهاي او اغلب روي افراد
گوشهگير، منفرد و دلسرد متمركز ميشود كه در برابر سيستم حاكم طغيان
كردهاند. او در ژانرهاي مختلفي مانند وسترن، تريلر، جنگي، نو آر و... فيلم
ساخته و در اغلب اين گونههاي متنوع، شاخصههاي مورد علاقه خود را پياده
كرده است. رابرت آلدريچ يك كارگردان حرفهاي محسوب ميشود كه بهخاطر
وسترنهاي باشكوه و كلاسيكش- كه جايگاه مهمي در اين ژانر دارند- شهرت دارد.
فيلمهايي چون «آپاچي» (۱۹۵۴) با بازي برت لنكستر، «وراكروز» با بازيگري
كوپر و لنكستر، «پرواز فونيكس» (۱۹۶۵) با بازي هاردي كروگر و يان بان و
«آخرين غروب» (۱۹۶۱) با بازي كرك داگلاس و راك هادسن، از مهمترين آثارش
هستند كه همگي در ايران هم دوبله شده و به نمايش درآمدهاند.
معروفترين وسترنهاي آلدريچ چون «آخرين غروب» و «وراكروز» نشان ميدهند كه او علاقه خاصي به افراد طرد شده از اجتماع يا بهعبارت ديگر خلافكاران دارد. مضمون فيلمهاي او اغلب حول و حوش اين موضوع ميگردد كه چگونه مرداني كه بهعلت يك ناهنجاري رفتاري از جامعه طرد ميشوند، براي پذيرش دوباره در جامعه بايد با ناملايمات دستوپنجه نرم كنند و اين ستيز و جنگ مورد توجه آلدريچ قرار گرفته و اغلب فيلمهايش را با اين مضمون ساخته است كه ميتوان آن را تقابل فرد با جامعه ناميد.
معروفترين وسترنهاي آلدريچ چون «آخرين غروب» و «وراكروز» نشان ميدهند كه او علاقه خاصي به افراد طرد شده از اجتماع يا بهعبارت ديگر خلافكاران دارد. مضمون فيلمهاي او اغلب حول و حوش اين موضوع ميگردد كه چگونه مرداني كه بهعلت يك ناهنجاري رفتاري از جامعه طرد ميشوند، براي پذيرش دوباره در جامعه بايد با ناملايمات دستوپنجه نرم كنند و اين ستيز و جنگ مورد توجه آلدريچ قرار گرفته و اغلب فيلمهايش را با اين مضمون ساخته است كه ميتوان آن را تقابل فرد با جامعه ناميد.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


