کد خبر: ۱۱۲۴۸۶
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

واكاوي جامعه شناختي و روانشناختي کربلا

جهانبخش محبی نیا
ای کاش آن واقعه هیچ وقت پیش نمی آمد و خنجر کین موفق به پیاده نمودن نیات شوم اشرافیت، تفاخر و تعصب جاهلی نمی شد. خنجری که به نام اسلام حیات یافته بود و گاهی کرامت ها فزوده بود. با قتل امام نقاب از چهره ها برداشته می شود و آسیب انقلابها، تحولات بالقوه و دگرگونی های بعد از پیامبران لخت و عریان پا به میدان می گذارند.

آنهایی که با آگاهی به جنبش ها نمی پیوندند. بعد ها با سازمان یافتگی و با تکیه بر فرصت طلبی، هویت دیگری پیدا می کنند و فرمان از دست صاحبان واقعی می ربایند. این عارضه بعد از موسی و عیسی و پیامبر اسلام نمود دارد و حتی مشمول انقلاب های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی و خرده جریان های داخل شهرها و مناطق نیز می شود.

پیامبران ،ائمه، مصلحان، عرفا و ناصحان آمده اند تا زهرهبوط گیرند و حرارت سوزان کفر، نفاق، ظلم و ستم را تا جائیکه مقدور و میسور است کم کنند و حیات اجتماعی جامعه را به تعادل بکشانند. اما جمعی با تیغ جهالت و قدرت سازمان یافته و نا مشروع سرهایشان می برند تا کفر شعله ور گردد و آتش گستاخی ها بر جان و مال مردم افتد. آنگاه آسایش، رفاه، امنیت، حرمت و حریت انسان ها هیزم خود کامگی افراد معدودی می گردد. خود کامه گانی که افسار غرایز و امیالشان را آنچنان شل می کنند که رهایی دیگر انسان ها را به عاریت گیرند. پیامبران و ائمه قله های رفیعی اند که در پناه وجودیشان باید خلائق در امنیت و آسایش باشند تا درخت توحید، عدالت و آزادی بارور گردد. آنان آمده اند تا مسیر حق را چراغانی نمایند و تونل های رسیدن به حقیقت را روشن نگه دارند و علائم حیات منطقی و الهی را منصوب نمایند اما گروهی یا دسته ای و یا حتی فردی که زندگی اجتماعی را بر نمی تابند نفس خویش، اژدهای خلق می نمایند.


قتل امام حسین از این منظر دردناک تر و فاجعه بار تر است که

1- وی را مانعی بر سر راه هواهای نفسانی می دانند.

2- تبار وی را از منظر تاریخی بر هم زننده ی نظم اجتماعی مبتنی بر بت پرستی، اشرافیت جاهلی و تعصب کور می خوانند که فضیلت و شرف نیاکانشان را به زیر کشیده است.

3- همزمان در جغرافیای تطهیر شده ی توسط اسلام، پرچم های متضادی به نام اسلام در شام، حجاز و عراق بلند است.


و اسف بارتر اینکه مدعیان پیروزی هر کدام از موضعی دچار نخوت و غرورند:

الف– جمعی به امید رسیدن به ریاست که نرسیدند.

ب– عده ای به بهانه ی گرفتن انتقام از پیامبر که خود گرفتار شدند.

ج– جماعتی برای عیش و نوش که سودی نبردند.

د– حاکمان نا مشروع جهت خشکاندن چشمه ی هدایت و بلوکه کردن فرایند نقد و انتقاد و کم کردن مزاحمت ها و ادعاها به زعم خویش که عمر حکومت خویش کم کردند.


در هر صورت تحلیل جامعه شناختی و روان شناختی کارزار کربلا این است؛

جاهلیت عرب که سالیان سال است در کمین نشسته است، با تمسک به دین اسلام با پیامبر مجدد ،وارد جنگ می شود، صحنه ها باز سازی می شوند تا بدر، خندق و فتح مکه را از یاد ها بزدایند و با اقدامی ارتجاعی و کهنه گرایانه، روابط اجتماعی برآمده از نهضت پیامبر را به قبل از بعثت برگردانند. در واقع کربلا، صحنه ی باز تولید شده ی احد و حنین است، جاهلیت عرب این بار اگر به نام دین، اسلام و پیامبر، صورت بندی پیدا نکند، هیچ وقت کاری از پیش نخواهد برد؛ چراکه آنان و مردم فتح مکه را دیده اند. فرماسیون تاریخ به نام دین و مذهب مصنوع و مکانیکال از دین واقعی جلوتر می زند و انتقام می گیرد. فاجعه وقتی به عمیق ترین مرحله می رسد که سوخت، تدارکات و لجستیک این نبرد، جهالت مردم است و مردم علیه خودشان اسب ها را زین می کنند و تیغ ها را تیز می نمایند. غفلت توده، گره هایی است که کفر و ایمان را به هم پیوند می دهد و خنجر های غلاف شده ی صفین، بیرون می آیند و شمشیر ها، نیام ها را ترک می کنند تا حسین کشته شود. با این وصف، اسلام ابو سفیانی، تئوریزه می گردد، تطهیر می شود و سازمان پیدا می کند. اسلام حقیقی که برای نجات توده از زیر یوغ ابو سفیان آمده است، به کناری می رود تا روابط و مناسبات حاکم بر توده باز ابو سفیانی شود، فاجعه به قدری بزرگ است که اگر امام شهید نشود به جامعه شوک وارد نمی شود و شعاع آگاهی بخشی به لایه های جامعه رسوخ و سرایت نمی کند، به همین خاطر است که اسلام، حسین از دست می دهد تا حسینی بماند.

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین