کد خبر: ۱۱۲۴۴۸
تاریخ انتشار: ۰۷ آذر ۱۳۹۱ - ۱۴:۳۵
موسوی لاری وزیر کشور دوران اصلاحات در گفت وگویی با سایت جماران با تحریف معنوی کلام امام تلاش کرد تا رفتاری را به نظام توصیه یا تحمیل کند که نتیجه آن ورود بدون مرزبندی اصلاح طلبان با دشمنان نظام به رقابت های انتخاباتی است.
سرویس سیاسی پایگاه خبری-تحلیلی ندای انقلاب-بابک بابازاده/نوع برخورد امام خمینی(ره) و جمهوری اسلامی با مخالفان سیاسی، در اوایل انقلاب دست آویزی برای مصاحبه موسوی لاری وزیر کشور دوران اصلاحات با سایت جماران شده است که با این مصاحبه، به دنبال زمینه سازی و مقدمه چینی برای ورود مدعیان اصلاحات و فتنه گران به انتخابات بوده و تلاش می کنند، دار و دسته مدعی اصلاحات و فتنه گر را به عنوان مخالفان سیاسی رهبری و نظام معرفی کنند و با شبیه سازی از رفتار امام رفتاری را به نظام توصیه و یا تحمیل کنند، که نتیجه آن ورود بدون هزینه و بدون تغییر موضع فتنه گران و حامیان آنها به رقابت های انتخاباتی است. 

وزیر کشور دولت اصلاحات در همین مصاحبه مدعی شده که امام دنبال تثبیت دستاوردهای حرکت انقلاب بودند نه دنبال تداوم عدم ثبات و تلویحاً نتیجه می گیرد که در شرایط کنونی نیز برای تثبیت نظام باید اجازه داد آشوب گران و مخالفان نظام فرصت رقابت داشته باشند، این در حالی است که به زعم جناب موسوی لاری نظام تثبیت نشده باشد ولی بر خلاف نظر ایشان نظام جمهوری اسلامی پس از زدودن میکروبهای سیاسی هم اکنون تثبیت شده و نیازی به تفکرات التقاطی و انحرافی ندارد. 

بدون تردید امام دنبال تثبیت نظام بود، لذا هر حرکتی که به تثبیت نظام کمک می کرد را پی می گرفتند. اما در شرایط فعلی حرکتی که به تقویت نظام بیانجامد باید مورد حمایت باشد که متأسفانه مدعیان معلوم والحال موجب تضعیف اند نه تقویت.



ایشان مقابله با گروههای تروریستی و انحرافی اوایل انقلاب را با این جمله توجیه می کنند که این‌ها متوجه کسانی بود که دست‌شان به خون مردم آلوده بود. آری کسی که قیام مسلحانه می کند باید مورد مقابله مسلحانه قرار گیرد اما به شهادت تاریخ، مسائلی چون دین، اخلاق و فرهنگ از جان مردم مهم تر می باشد که توسط دست اندرکاران و مدعیان اصلاحات مورد تهاجم قرار گرفته و می گیرد و همین آقایان بودند و هستند که با نام امام به تحریف کلام و مرام امام مشغولند. 

جناب آقای موسوی لاری ادعا می کنند که امام به دنبال انتقام نبود. آری! کسی به دنبال انتقام نبوده و نیست. کسی با مدعیان اصلاحات و مرتبطين آنها با اسرائیل و آمریکا و انگلیس خصومت شخصی ندارد بلکه خیانت کاران و مجرمان و وطن فروشان باید به جزای خود برسند و یا حد اقل توبه کنند. ایشان می گویند امام از منظر من همان شخصیت "عفو عمومی" ‌است. یعنی اینکه عفو عمومی اعلام کنید و دوباره روز از نو و روزی از نو، کی بود کی بود؟ من نبودم.

اراده باطل از عفو عمومی اعلامی ازسوی امام، تحریف محتوایی کلام امام (مثل اینکه مؤسسه نشر آثار امام تنها درمقابل رقبای سیاسی به دفاع از امام اعلامیه می دهند و در مقابل تحریف گری دوستان هم جناحی سکوت می کنند) از سوی جناب موسوی لاری مصداق شعار خوارجی است که در صفین شعار می دادند؛ "لا حكم الا لله"۱که حضرت امیر علیه السلام در مقابل آنها فرمودند: "كلمة حق يراد بها الباطل"۲، حال کلام امام دراین خصوص چه بوده و جناب موسوی لاری می خواهند از این کلام چه استفاده ای برای دوستان خود بکنند. امام میفرمایند: ....ما اين را عفو كرديم؛ و خداوند تبارك و تعالى به واسطه برگشت آنها به دامن اسلام و برگشت آنها به دامن ولى عصر- سلام اللَّه عليه- آنها را عفو فرمود. و ما به تبع امام زمان- سلام اللَّه عليه- عفو عمومى نموديم و از اشخاصى كه گناه صغيره كردند و خداى نخواسته مرتكب بعضِ صغاير ذنوب شدند [گذشتيم‏].۳ 

دقت فرمایید عفو شرایطی دارد که امام به صراحت به آن اشاره می کنند؛ برگشت آنها به دامن اسلام و برگشت آنها به دامن ولى عصر- سلام اللَّه عليه، به نظر نمی رسد کسانی که در مجمع روحانیون و بنیاد باران و احزاب مدعی اصلاحات جمع شده اند و جزو فتنه گران یا حامیان فتنه بوده اند برگشتی از افکار التقاطی و خطر ناک خود داشته باشند، پس اگر برگشتی و توبه ای صورت نگرفته، چرا باید نظام و اسلام بدهکار باشد و مدعیان پرو و منحرف، طلبکار!. 

امام (ره) فرمودند کسانی که گناه صغیره مرتکب شده اند مورد عفو قرار می گیرند به نظر حضرات برندازی نظام و قیام خیابانی گناه صغیره بوده؟! چرا در مقابل حمایت آشکار نخست وزیر اسرائیل که دوستان شما را سرمایه اسرائیل نامید جز سکوت چیزی مشاهده نکردیم؟ چرا حاضر نیستید علیه آمریکا و اسرائیل و دشمنان اسلام موضع صریح بگیرید و با توجه به دعوتهای مکرر رهبری برای یک بار به دهن آمریکا و ضد انقلاب بزنید؟ 

جناب آقای موسوی لاری سعی می کنند بین سازش و مدارا خلط کنند و با تله مدارا مسئولین و نظام را به سازش وادار کنند لازم است مختصری در این خصوص تبیین صورت گیرد: مدارا با سازش تفاوت اساسی دارد. سازش، كوتاه آمدن در اصول و مصالح اسلام براى كسب منافع شخصى يا گروهى است، در صورتى كه مدارا كوتاه آمدن در منافع و مضار شخصى يا كوتاه آمدن براى كسب منافع و مصالح عمومى و اسلامى است. 

غزالى در بيان تفاوت ميان مدارا و سازش مى‏گويد: اگر به هدف سالم ماندن دينت و اصلاح برادرت، از خطاى طرف چشم پوشيدى، اين مداراست، اما اگر به هدف بهره‏بردارى شخصى و رسيدن به خواسته‏هاى درونى و حفظ مقام و موقعيت گذشت كردى، اين سازش است.۴ 

به نظر جناب آقای موسوی لاری اگر نظام از انحراف آقایان بگذرد و کاری به کار آنها نداشته باشد موقعیت نظام تقویت می شود اما به صراحت باید گفت نظام کاملا با مدعیان اصلاحات و ضد انقلابی که در لباس سبز و ... بود، مدارا کرده است و تمامی حامیان و فتنه گرانی که میتوانستند محاکمه شوند آزاد هستند تا آنجا که به خود جرأت می دهند برای نظام خط و نشان بکشند و شرط تعیین بکنند. تا اینجا نظام مدارا داشته و خواهد داشت ولی انتظار سازش و کوتاه آمدن از اصول به هیچ وجه صحیح نیست و نباید گذاشت کلاه برداری سیاسی صورت بگیرد. 

خداوند متعال در عين اينكه پيامبر (ص) و مؤمنان را در برابر دشمنان عنود و كينه‏توزان لجوج، باصلابت و قاطع معرفى مى‏كند، رحمت و شفقت را نيز از ويژگى‏هاى ايشان برمى‏شمرد.۵ همچنين خداى متعال كه در موارد متعدد از خلق كريمانه پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله ستايش مى‏كند، به رسول خدا(ص) خبر مى‏دهد كه مشركان دوست دارند تو با آنها از درِ سازش در آيى، و آن حضرت را از تمكين خواسته آنان بر حذر مى‏دارد.۶ 

مدارا نیز باید در عين قاطعيت صورت بگیرد؛ حضرت على عليه‏السلام تا زمانى كه خوارج دست به شمشير نبرده و ايجاد ناامنى نكرده بودند، با آنان مدارا مى‏كرد، اما وقتى آنها به سلب امنيت عمومى و فتنه‏گرى پرداختند، حضرت با قاطعيت آنان را از دم تيغ گذراند و به تعبير خود، چشم فتنه را كور كرد.۷ 

چندیست که صدای مدعیان منحرف اصلاحات آمریکایی به تهدید بلند شده و امثال آغاجری که متهم به ارتداد نیز بودند در گوشه و کنار تهدید به قیام مسلحانه می کنند و دوراز تصور نیست که جناب موسوی لاری نیز تلویحاً در بیانات خویش دراین مصاحبه آن تهدیدات را به گونه ای دیگر تکرار کرده که درصورت عدم سازش، نظام با شرایط سختی مواجه خواهد بود.

وزیر کشور دولت مدعی اصلاحات با اشاره به انتخابات اولین دوره مجلس، شرکت مجاهدین خلق، توده‌ای‌ها و ملی‌مذهبی‌ها و... را به عنوان الگو مطرح کرده و می گوید؛ امام مگر نمی‌دانست که مجاهدین خلق با او مشکل دارند؟ مگر توده‌ای‌ها‌ با امام ارتباطی داشتند؟ گروه‌های ملی و مذهبی ...همه این گروه‌ها به صورت علنی با پرچم و بیرق خودشان کاندیدا داشتند. و سعی دارد شرایط فعلی را با اول انقلاب مقایسه کند امَا از حضور مدعیان اصلاحات در رأس نظام به عنوان مخالفین تعمدا یا از سر غفلت گذر می کند. با توجه به شناختی که بزرگان از جریانات وابسته به حضرات داشتند و می دانستند که قدرت طلبی و التقات، کم سوادی و پر رویی، کم کاری و پر ادعایی و هم دستی با ضد انقلاب و جریانات ضد دین در کارنامه حضرات هست، امَا بازهم اجازه دادند که به زعم خود سنگر به سنگر انقلاب را فتح کنند(ادعای سعید حجاریان در زمان حاکمیت اصلاح طلبان) تسخیر قوای مجریه و مقننه و در نهایت با ارائه لوایح دوقلو به دنبال دیکتاتوری روشنفکری بودند که با سد شورای نگهبان مواجه شدند. نمی دانم آزادی باید تا کجا باشد؟ تا آنجا که اساس یک نظام تغییر کند؟ پس چرا در کعبه آمال مدعیان اصلاحات، در آمریکا و دیگر کشورهای مدعی دموکراسی چنین قاعدهای وجود ندارد؟ ایشان مدعی اند که امام آزادی را به همه جریان‌ها داده بودند که حرفهای‌شان را بزنند، آری امام اینگونه بودند و شکی در آن نیست امَا آیا در زمان زعامت رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای شما و دوستانتان در جریانات شبه روشنفکری و ضد انقلاب، از سروش تا گوگوش! کم حرف زده اید و می زنید؟! از خدا گرفته تا امامان، پیامبران، مراجع و .. را به باد انتقاد و استیضاح نگرفتید؟! پس چرا همواره داد عدم آزادی سر می دادید؟ 

یکی از نکات جالبی که موسوی لاری اشاره می کند عملکرد منافقین می باشد که بعضاً تطابق قابل توجهی با رویکردها و عملکردهای حضرات اصلاح طلب دارد. درهمین خصوص جناب موسوی لاری ادعا می کند که منافقین(مجاهدین خلق) در عین حالی که ناسازگاری با نظام داشتند می خواستند از امتیازات بیشتری هم برخوردار شوند. مسیری که انتخاب کردند باعث شد لحظه‌به لحظه فاصله بین آنها و نظام بیشتر شود و مرتب سعی می‌کردند که پیگیری خواسته‌ها و مطالبات‌شان را خشن‌تر و درگیری‌ با نهادهای انقلابی که به نظر می‌رسید که خودشان به آن دامن می‌زنند را بیشتر کنند. بدون توجه به تیتر و سر و ته مصاحبه در مواجهه بااین بخش از کلمات هر منصفی اذعان به این مطلب خواهد داشت که این عملکرد، همان کاری است که جریان فتنه و مدعی اصلاحات به دنبال آن بود و زمانی که دید نمی تواند نظام را به تسلیم وادار کند تغییر تاکتیک داده و مدعی مدارا(سازش) شده است. سؤاستفاده از جوانان، جامعه زنان و اقوام و قوميَت ها برای دست یابی به قدرت کم ترین جرم مدعیان پروی اصلاحات است.

در بخشی از مصاحبه، ایشان دوباره به نقد و تحلیل رفتار جریاناتی چون مجاهدین و بنی صدر می پردازد و می گوید: "بنی‌صدر که مشی لیبرال غربی داشت نمی‌توانست با جریان تمرکزگرایی مثل مجاهدین خلق همسو باشد". حال سؤالی که قابل طرح است این می باشد که حضرات مدعی امام، اسلام و سیادت چه سنخیتی با لیبرالها، بهایی ها، سلطنت طلبان و گروههای لائیک و ضد دین دارند که برسر فشار و تقابل با نظام و ایجاد آشوب در خیابانها و رسانه ها هم قدم می شوند. 

بدون تردیداستراتژی مدعیان اصلاحات و فتنه گر، نیز نعل به نعل با استراتژی منافقین(مجاهدین خلق) سازگار است. فتنه گران فکر می کردند که می توانید نظام را با دروغ و شانتاژ و عربده کشی به تسلیم وادارند.
 
آقای لاری، شما مدعی هستید که منافقین به صورت سازمان یافته دنبال نوعی هرج و مرج بودند در حالی که دوستان شما نیز به طور سازمان یافته هرج و مرج را حاکم ساختند. 

جناب آقای موسوی لاری در مورد برخورد جمهوری اسلامی بامنافقین می گوید؛«حکومت آنان را نصیحت و تلاش کرد از غفلتی که داشتند، باز دارد؛ اما گوش نکردند». آیا در قبل و بعد ازفتنه ۸۸ و در سالهای حاکمیت مدعیان اصلاحات رهبری و مراجع شما و دوستانتان را نصیحت نکردند؟! آیا به عواقب خطرناک تفکرات و عملکردهای شما و دوستانتان اشاره نکردند؟! پس چرا گوش نکرده و نمی کنید؟ 

به هرحال نظام و رهبری با شما مدارا خواهند کرد و تا وارد فاز نظامی نشوید برخورد فیزیکی نخواهند داشت ولی انتظار نداشته باشید که دزد را امام جماعت مسجد کنند. شما مدعی هستید که؛ «منافقین به آدم‌کشی ادامه دادند، اما همه اینها یک فاز جنایت این گروه بود و فاز عظیم جنایت‌شان همکاری با صدام بود. اینها در دوران جنگ به عنوان ستون پنجم در خدمت صدام بودند و اطلاعات شهرها، روستاها، اجتماعی، سیاسی و نظامی کشور را در اختیار صدام قرار می‌دادند و بازوی اطلاعاتی ارتش عراق بودند که علیه ایران می‌جنگید» پس منصفانه بنگریم؛ آیا فاز عظیم جنایت مدعیان اصلاحات و فتنه، همدستی و گرا دادن به دشمن نیست، چرا اسرائیل فتنه گران را سرمایه خود می داند؟! چرا قطعنامه ۱۹۲۹ شوراي امنيت عليه ايران در حمايت از جنبش سبز(!) صادر شده است؟! 

اکنون مسئولان و دلسوزان انقلاب باید توجه داشته باشند که دور زدن انقلاب با تحریف بیانات امام و سؤ استفاده از رأفت اسلامی کلید خورده است و اگر ساده انگاری صورت گیرد کلاه برداری سیاسی اتفاق خواهد افتاد و جریانات هزار رنگ دوباره عرصه را برای جولان دادن باز خواهند یافت. 

پی نوشت:
۱. برداشتی از آیه ۵۷ سوره انعام(ان الحکم الَا لله)
۲. نهج البلاغه فیض، خطبه ۴۰
۳ . صحيفه امام، ج‏۷، ص: ۹۳
۴ . ابوحامد غزالى، احياء علوم‏الدين، ج ۵، ص ۱۸۴.
۵. سوره فتح: ۲۹
۶ . سوره قلم: ۸ـ۹.
۷. نهج‏البلاغه، ترجمه صبحى صالح، قم، دارالهجره، بى‏تا. خطبه ۹۳.

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر :
آخرین اخبار
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین
پرطرفدارترین