ردپای ساکن تورنتو در شبکه 1 و "راستش را بگو"
سرویس فرهنگی رویداد، صرف نظر از انبوه نقد های وارده بر این سریال تلویزیونی من جمله ، دامن زدن به رفتار های زشت میان قشر جوان کشور خصوصا دانشجویان دختر و پسر،استهزا فرهنگ جنگ و علاقمندان به انقلاب اسلامی که جان گرانقدر خود را نثار انقلاب کرده اند ، بی پروایی در باصطلاح کل کل های کلامی میان بازیگران ، ترسیم تصویری فمینیستی از دختران دانشجو و رویکردی سیاه نما از برخورد دستگاه اداری و انضباطی با دانشجویان و بسیاری از موارد دیگر ، آنچه در این سریال خود نمایی میکند رانش ایدئولوژیکی در شبکه یک سیماست.
این فیلم نیز که داستانی حول و حوش یک زندگی مجردی و صمیمیتی نامتعارف و خلاف اخلاق میان عده ای جوان دانشجوست خود نمادی ازین رانش فکری و دگر دیسی در نوع تفکر مدیران شبکه یک سیماست.
شبکه ای که بنابر اخبار گوناگونی که ازآن در اختیار رسانه ها قرار میگیرد ، گویی بازیچه دست فردی شده است که مدت چهار سال در تورنتوی کانادا زندگی نامعینی را داشته است و اکنون به انتشار برنامه هایی میپردازد که سراسر آن تحت سوال های جدی قرار دارد ، براستی نظارت بر اینچنین رخدادهایی در سازمان صدا و سیما بر عهده چه کسی است ؟مدیران شبکه ها؟ریاست این سازمان و یا معاونت سیما و دست اندکاران در نظارت و حراست؟

آیا واقعا آنچه در این و در خصوص مسائل مردم گزارش میشود واقعیت دارد ؟یعنی به همین اندازه که فیلم نشان میدهد زندگی در ایران سیاه است و نهایتا یک گروه امنیتی در کشور کارهای مهمی همچون گرانی را بر زمین گذاشته و بدنبال یک گروه دانشجویی دست به اقدامات پلیسی میزنند؟این اطلاعات نادرست و بعبارتی رویکردهای غلط را چه کسانی به برنامه سازان سیما القا میکنند؟
تقریبا هیچ کسی در کشور پاسخ این سوال را نمیداند چرا که هیچ یک ازین بخش ها تا کنون در برابر اینهمه انتقاد لب به پاسخ گویی باز نکرده و دغدغه های فرهنگی مردم و مخاطبان رسانه ملی را مورد نظر قرار نداده اند و البته این درحالی است که صاحبان خبر و رسانه های منتقد تا کنون از انتشار اخبار تخریبی و پشت پرده رخدادهای حیرت برانگیز من جمله آنچه در شبکه یک سیما میگذرد و آنچه در سازمان آگهی های این سازمان جریان دارد خودداری کرده اند.
ظاهرا سخن هیچ منتقدی تا لب به افشاگری و هدم آبروی اشخاص نبرد ،شنیده نمیشود و نمیتوان آینده روشنی را برای رویکرد رسانه ها در برابر این سازمان عریض و طویل و ظاهرا رها و آزاد تصور کرد.
آنجا که گوش دست اندرکاران بر نصیحت دلسوزان بسته باشد و در طبقاتی بالا و با تواضعی مثال زدنی! هیچ انتقادی را پاسخ نگویند ، آرام آرام فضای نقد وارد فضای تخریب و رادیکالیسم شده و بقدری وضعیت التهاب آلود و بحران زده میشود که دیگر هیچ کسی توان اداره این بحران را ندارد.
کافی است رسانه ای تصمیم بگیرد برخی از اطلاعات پرسنل سازمان صدا و سیما در خصوص نحوه رشد و ارتقا در این مجموعه را منتشر کند یا با رسانه ای مستقل و البته منتقد به گفتگو بنشیند ، آیا مسئولین بی توجه در بخش های مدیریتی این سازمان میتوانند تصور کنند که آنوقت چه چیزی در انتظارشان هست؟(با در نظر گرفتن حضور مومنانه و ناشی از حس خدمت برخی از عناصر این مجموعه که حقیقتا قابل انکار و خدشه نبوده و نیست)
بنظر این دوستان فرهنگی چقدر زمان نیاز است تا این کوهی از مسائل و انحرافات که در بخش بخش رسانه ملی لانه کرده است در سطح شبکه های اطلاع رسانی کشور منتشر شود.
به هرحال این نه یک هشدار و نه یک تهدید بلکه تذکری دلسوزانه و پیش بینی صادقانه با قلمی گزنده است برای آنهایی که علاقمندند تا رسانه ملی در مسیر خدمت به افکار عمومی همچنان پرتلاش و آبرو مند به ادامه مسیرش بپردازد.
حالا فیلتر شدن رویداد و عدم امکان دسترسی به سایتی منتقد در این سازمان هم چندان مهم نیست ، آنچه اهمیت دارد سخن حقی است که راهش را باز کرده و به گوش شنونده ای که می بایست قضاوت کند میرسد، شاید این آخرین فرصت برای اصلاح باشد و شاید تا مسئولین این رسانه به خود بیایند آبی ریخته باشد که دیگر جمع شدنی نباشد.
قبل از دیر شدن ای کاش مسئولین رسانه ملی به خود آمده و عرصه فعالیتشان را از حضور عناصر مجهول الهویه و نامعینی که در کارنامه زندگی و کاری شان ابهامات بسیار دارند خالی کنند ، عناصری که حقیقتا امروزه نقش نفوذی را در سازمان رسانه ای کشور ایفا میکنند و البته شناسایی آنان چندان کار دشواری نیست.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


