کد خبر: ۱۱۱۲۹۷
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

متشكريم نتانياهو!

به رغم تمام اهداف شرورانه اي كه نتانياهو دارد و از حمله اخير به غزه هم كاملا مشخص است مايلم از او تشكر كنم. من هم موافقم كه او يك جنايت كار جنگي است و بنابراين صفتي ندارد كه بتوان به خاطر آن از او تشكر كرد.
به گزارش بولتن نیوز از جام جم آنلاين حتي من هم مانند ديگران معتقدم بايد او را هزار بار لعنت كرد اما اين تشكري كه من از او دارم به خاطر نقش او دراين مرحله خاص است بنابراين پيش از اينكه به اين موضوع بپردازم و دليل تشكرم را بيان كنم بايد به سه نكته توجه داشت :  يكي اينكه تشكر من آغشته به خون بوده و از دل تحقير و نفرت من نسبت به او زاده مي شود. دوم اينكه من خوب مي دانم ملت فلسطين كه از چهل سال پيش همين طور خون خود را فدا مي كند بايد همواره تاوان وحشي گري هاي اسراييل را بپردازد. سوم: اينكه وقتي درباره نتانياهو از تشكر حرف مي زنم به اين معنا نيست كه از آنچه اتفاق افتاده خوشحالم بلكه مي خواهم بگويم جنايتي را كه در حق مردم فلسطين رواداشت درعين حال داراي نكات مثبت ومهمي بود كه شايسته تقدير وتامل است.

هر ناظري تحولات اخير منطقه را زير نظر داشته باشد درمي يابد كه جنبش هاي موسوم به بهار عربي چشم ها را خيره كرد و توجه همگان را از قضيه فلسطين به مسايل ديگري معطوف داشت بنابراين مساله فلسطين در رسانه هاي گروهي به يك خبر درجه دوم و سوم تبديل شد حتي در چنين فضايي صداهايي بلند شد كه خطر ايران را بزرگ نمايي مي كرد. بعضي هم به حوادث سوريه و شعارهاي سرنگوني رژيم اين كشور سرگرم شدند.

كار به جايي رسيد كه بعضي به صورت تلويحي ايران را دشمن شماره يك مردم منطقه معرفي كرده و آن را خطري بزرگ تر از اسراييل دانستند.

تجاوز وحشيانه اخير به غزه اين تصوير مخدوش و غلط را كاملا برگرداند و تصحيح كرد. به اين معنا كه دوباره مساله فلسطين را درصدر نشاند و در رسانه هاي عربي به جايگاه پيشين خود بازگرداند.

از اين رو همه به يادشان آمد كه دشمن واقعي و خطر حقيقي شان پيش از هر چيز اسراييل بوده است حتي فراتر از اين تجاوز اخير، توده هاي مردمي را كه طي ماه هاي گذشته با برگزاري تظاهرات و راهپيمايي خواسته هاي عادي را مطرح مي كردند شرمنده ساخت.

براي همين مي بينيم حالا خشم و خروش خود را نسبت به سياست هاي تجاوزگرانه اسراييل بيان مي كنند و همبستگي خود با ملت فلسطين حرف مي زنند. اگر اقدام اخير اسراييل نبود و اين جنايتي كه در حق ملت فلسطين صورت داد كي چنين اتفاقاتي مي افتاد؟ شايد اين خواست خدا بود كه با اين كار مي خواست وجدان اعراب را بيدار كند و مواضع آنها را تصحيح و حتي توده هاي مردم را برانگيزاند.  

هم زمان با اين تحولات مي بينيم رهبري مصر دچار در معرض تغييرات تازه اي قرار مي گيرد. محمد مرسي رييس جمهور مصر كه از ابتداي رياستش سعي مي كرد بر مبناي همان تحليل هاي گذشته و حفظ آرامش، با احتياط با اسراييلي ها برخورد كند و از تنش در برابر اين رژيم بپرهيزد تجاوز اسراييلي ها به غزه او را مجبور ساخت تا موضع حادتري اتخاذ كند و از تشديد تنش ها نهراسد.

اين مساله در اعزام نخست وزير مصر به غزه و اظهارات مرسي كه اعلام كرد مصر غزه را تنها نخواهد گذاشت كاملا روشن بود.

همچنين مصر اقدام به بازگشايي مرز رفح براي استقبال از مجروحان و آسيب ديدگان كرد. اگر درست باشد كه اسراييل با اين كار مي خواست رهبري مصر را در تنگنا قرار داده و مواضعش را آزمايش كند بايد گفت اتفاقي كه افتاد نشان داد مصر تسليم فشارها نمي شود و درصورت لزوم حاضر است از آن احتياط هاي گذشته دربرخورد با اسراييل دست بردارد.

نكته ديگري كه قابل تامل است اينكه حملات وحشيانه اسراييل به مثابه فشاري بر دولت مصر بود تا محاصره غزه را بشكند. از اين رو ديديم گذرگاه رفح براي ديدار مقامات عرب و مصري از غزه باز شد واين مساله مي تواند در دراز مدت به عادي سازي رفت و آمد با غزه كمك كند.

 از سوي ديگر واكنش فلسطيني ها نشان داد توان نظامي گروههاي مقاومت بسيار بالاست واين امر مي تواند از اين پس يك نقطه تحول در مبارزه عليه اشغالگري به حساب آيد. اينكه گروههاي مقاومت بتوانند يك هواپيماي اف 16 و يا يك هواپيماي بدون سرنشين را سرنگون كنند و يا موشك هاي خود را به تل آويو برسانند حاكي از آن است كه مقاومت توان ويژه اي دارد و بايد برروي اين توان حساب كرد. اين تحول قطعا بازتاب هايي در محافل اسراييلي خواهد داشت.

وقتي بيش از يك ميليون اسراييلي مجبور مي شوند به خاطر فرار از موشك هاي فلسطيني به پناهگاه ها بروند معنايش اين است كه يك پيام مهم دريافت شده است. ازاين رو ديگر اسراييلي  خواهند دانست مادام كه اشغالگري برپاست احساس امنيتي وجود ندارد.

درسال 1982 هنگامي كه اسراييل دست به اشغال لبنان زد اين حادثه يك لحظه تاريخي براي تولد حزب الله بود. گروهي كه اسراييل را خوار و ذليل كرد و چند سال بعد توانست شكست دهد.

در سال 1955 وقتي واحد هاي نظامي اسراييل به رهبري «آريل شارون» بخش هايي از غزه را پاكسازي كرده و طي آن 39 مصري و سوداني و فلسطيني را كشتند واكنش جمال عبدالناصر رييس جمهور وقت مصر اين بود كه گرداني موسوم به « فداييان مصر»‌ را به رهبري سروان مصطفي حافظ تشكيل داد.

ماموريت اين گروه انجام عمليات كماندويي در داخل اسراييل بود و آنها توانستند حدود 1400 اسراييلي را به قتل برسانند.

به اين ترتيب تيري كه اسراييل شليك كرده بود كمانه كرد و به قلب خودش خورد، چيزي كه هرگز انتظارش را نداشت اما اين بار چه خواهد شد؟ اين پرسشي است كه بايد براي پاسخ آن منتظر روزهاي آينده بود.

فهمي هويدي
منبع: الشروق

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین