نامگذاری هر منطقه تهران به نام یک هنرمند
به گزارش بولتن نیوز از خبرنگار مهر، افتتاحیه دومین جشنواره تئاتر شمسه صبح امروز 23 آبانماه با حضور جمع کثیری از هنرمندان تئاتر در تالار ایوان شمس برگزار شد. در این نشست هنرمندان و مدیرانی چون رحمت امینی دبیر جشنواره، حسن دولت آبادی، مرضیه برومند، عزت الله انتظامی، هما روستا، داریوش مودبیان، عبدالحی شماسی، داوود رشیدی، ایرج راد، سیاوش طهمورث، محمود عزیزی، رضا توکلی، رضا بابک، اتابک نادری و... حضور داشتند.
در ابتدای این مراسم دکتر رحیمیان شهردار منطقه 4 به عنوان میزبان دبیرخانه مرکزی تئاتر درباره برگزاری این جشنواره گفت: به یاد ندارم هیچ موقع شهرداری ها به اندازه مدیریت محمدباقر قالیباف تا این اندازه در زمینه فرهنگ برنامه سازی کرده باشند. در گذشته شهرداری ها بیشتر کارکرد خدماتی و عمرانی داشتند و ما برای ساخت یک کتابخانه هم با مشکل روبرو بودیم.
وی ادامه داد: اما در طول سالهای فعالیت قالیباف شهرداری در همه زمینه ها فعال شده چه در کارهای خدماتی و چه در حوزه های اجتماعی و فرهنگی. جشنواره تئاتر شمسه فرصت بسیار خوبی است که هم از حضور پیشکسوتان و هنرمندان بهره ببریم و هم پتانسیلی که در مناطق مختلف وجود دارند کشف و به عنوان یک سرمایه گذاری زیربنایی در عرصه فرهنگ و هنر مورد بهره برداری قرار گیرند.
در ادامه رحمت امینی دبیر علمی تخصصی جشنواره بیان کرد: مفهوم جشنواره شمسه ترکیبی از کلمات شهروند، محله، سرمایه اجتماعی و هویت است. در دوره اول این جشنواره اختصاص به معرفی و تثبیت معالیتهای جشنواره داشت و در دوره دوم قرار است به اهداف نهایی یعنی نهادینه شدن تئاتر در مناطق و در دل مردم بپردازیم.
وی افزود: خوشبختانه در دوره قالیباف بخش فرهنگی اجتماعی شهرداری در اولویت قرار گرفته که جای خوشحالی دارد. طی چند ماه آینده در 374 محله تهران استعدادهای تئاتر یشناسایی می شوند. همچنین در 22 منطقه کانون های تئاتر مناطق افتتاح می شود و هر کانون به نام یکی ازبزرگان تئاتر ایران نام گذاری خواهد شد تا در چند سال آینده به عنوان پدر معنوی تئاتر مناطق شناخته شوند.
در بخش دیگری از این مراسم محمد هادی ایازی معاون فرهنگی هنری اجتماعی شهردار یتهران درباره دلائل راه اندازی این جشنواره توضیح داد: در مناطق جنوبی شهر استعدادهای بسیار زیادی وجود دارد که شکوفا نمی شوندچون ما نتوانستیم اصحاب و شرایط شکوفایی این استعدادها را فراهم کنیم.
وی ادامه داد: ما از استاد انتظامی اجازه گرفتیم تا ملک مجاور منزلشان را هم خریداری و ضمن مرمت خانه انتظامی ملک مجاور را تبدیل به موزه تئاتر کنیم. امیدوارم بتوانیم دینی را که به گردن جامعه تئاتر یست محقق کنیم به نحوی که هیچ هنرمندی دغدغه ایجاد تولید تئاتر را نداشته باشد.
حسین رحیمی نماینده دبیرخانه جشنواره بیانیه هیات داوران را قرائت کرد و در ادامه هنرمندان مختلفی که هر منطقه به نام آنها به ثبت رسیده بود روی سن آمدند و لوحشان را امضا کردند. ابتدا هما روستا با تشویق حاضران روی صحنه آمد و به جای همسرش مرحوم سمندریان لوح منطقه یک را که به نام این استاد به ثبت رسیده است امضا کرد.
منطقه 2 به نام مهدی هاشمی، منطقه 3 به نام استاد عزت الله انتظامی، منطقه 4 به نام عبدالحی شماسی، منطقه 5 کانون سیاوش طهمورث، منطقه 6 به نام استاد رحمت امینی، منطقه 7 به نام رویا تیموریان، منطقه 8 به نام اصغر همتف منطقه 9به نام حسین مسافر آستانه منطقه 10 به نام گلاب آدینه، منطقه 11 به نام ایرج راد، منطقه 12 به نام داوود رشیدی، منطقه 13 به نام مرضیه برومند، منطقه 14 به نام علیرضا خمسه، منطقه 15 به نام حسن دولت آبادی، منطقه 16 به نام مرشد ترابی، منطقه 17 به نام جواد هاشمی، منطقه 18 به نام حبیب دهقان نسب، منطقه 19 داریوش مودبیان، منطقه 20محمود عزیزی، منطقه 21 رضا بابک، منطقه 22 جمشید مشایخی و منطقه تاکسیرانی به نام داوود فتحعلی ثبت شد.
بیشتر این هنرمندان در این مراسم حضور داشتند که روی صحنه آمده و لوحشان را امضا کردند. هما روستا زمانی که روی سن آمد و ضمن تشکر از مردم و شهرداری گفت: از همه شما تشکر می کنم که اسم همسر من را زنده نگه می دارید.
سیاوش طهمورث زمانی که روی سن آمد عنوان کرد: امیدوارم از تجربه، دانش و هوش هنرمندان که سرمایه های مملکت ما هستند به واقع استفاده شود و فقط منحصر به برگزاری جلساتی اینچنینی نباشد.
اصغر همت نیز گفت: امیدوارم شهرداری مثل چند سال اخیر که به کارهای فرهنگی روی اورده بتواند کم کاری، اهمال و کم لطفی نهادهایی مثل آموزش و پرورش و کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان را جبران کند. امیدوارم این رویداد نهادینه شود تا بتوانیم استعدادها را در نوجوانی کشف و آنها رابه جامعه تحویل دهیم.
داوود رشیدی نیز از اینکه سالهای تئاتر پر هستند و نمایشها با مخاطبهای بسیاری روبرو می شوند ابراز خرسندی کرد و گفت: این مردم هستند که میتوانند تئاتر را سرپا نگه دارند.
مرضیه برومند نیز به این نکته اشاره کرد: متاسفانه انحطاط اخلاقی این روزها بسیار دیده می شود که این مسئله در بسیاری مواقع اشک من را در می آورد. وضع فرهنگ این مملکت خیلی خراب است. برخورد مردم در کوچه و خیابان با هم وحشتناک است. اگر سعادتی اتفاق بیفتد جمعی است و کسانی که فکر می کنند فردی به سعادت می رسند ابله هستند. بنابراین این هنرمندان هستند که باید در ارتقا سطح فرهنگی تاثیر گذار باشند.
تقدیر از مرتضی خمسهای پیشکسوت عرصه خیمه شب بازی از دیگر بخشهای این مراسم بود. در پایان برنامه نیز افتتاح دومین دوره جشنواره شمسه با بریدن کیک توسط همه هنرمندان برگزار شد.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com



هنرمندان اصلی شهدا بودند نه یک مشت بازیگرسینما و تلویزیون که خیلی ها از سوابق بعضیهاشون هم خبر دارند.
مهم اینکه بزرگواری شهیدا رو یاد بگیریم.
کارهای تبلیغاتی شهردار جنبه ی مسخره ای گرفته .
بدون شک این افراد خود را وامدار شهرداری میدانند و ادامه ماجرا.
بهتر نیست جناب چمران از یکی از اعضای شورای شهر بپرسد به چه دلیل زمینهای مردم را در منطقه ای در استان مازندران نزدیک بابلسر و لب ساحل به تصرف خود در آورده و خلاف قانون دیوار کشی و ودرون آن ویلا ساختند که نهایتا با جکم قضایی همه آن تخریب شد کاش سایتها جرعت این را داشتند که در خصوص این نماینده اصلاحطلب در شورای شهر افشاگری کنند و همینها هستند که مسائل فرهنگی و ارزشی برایشان اصلا مهم نیست بیشتر بدنبال ارتباط و لابی گری های خاص هستند بولتن خدایش تایید کن
اما در این میان یکی از زیباترین تپه رملی های دریای مازندران از بین رفت و بکری ساحل با بلوکهای سیمانی که بر اثر تخریب دیوارهای زمین ایشان باقی مانده از بین رفت فامیل ما در سرخ رود می گفت آنجا هم ایشان زمینهایی دارد که ظاهرا یکبار که آنجا رفته بود مردم دتبالش کرده بودندوایشان فراری شده بود واقعا برای ما این سوال است بقول دوستان تهرانی ما ایشان بچه فقیری از محله 13 آبان تهران بود چطور طی این مدت به یک میلیاردر بزرگ تبدیل شده است یعنی شورای شهر تهران اینهمه درامد دارد!!!
در ضمن جا دارد از سازمان گردشگری استان بپرسیم بودجه این منطقه توی این چهار سال کجا هزینه شده ما که یک ریال ندیدیم در اینجا خرج شود این نشان می دهد اصلا طلب و اصولگرای انحرافی با هم در عدم توجه به حقوق مردم فرقی ندارند
خب! وقت انتخابات آيا شأن اين انسانهاي فرهيخته به آنها اجازه ميدهد بيايند در ستاد انتخاباتي آقاي x برايش سنگ تمام بگذارند و از خودشان برايش خرج كنند؟
آيا اين بزرگان حاضرند بودجههاي مثل ريگ خرج شده بيت المال را نصف نصف با آقاي x تقسيم كنند تا هم دم آقاي x را بخرند و هم در ذيحسابي ثبت شود اين مبلغ بابت فلان كار فرهنگي!! خرج شد؟
آيا اين بزرگان حاضرند در فلان مجلس ممدّ اعصاب!، به جشن آقاي x حالي و حولي بدهند؟ گيريم حاضر باشند. آيا اصلا حال و حول از آنها در ميآيد؟ و غيره و غيره و غيره.
تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل.
خدا پدر آقاي لاريجاني را بيامرزد و خودش را عاقبت بخير كند كه در زمان رياستشان بر صدا و سيما، باب "چهرههاي ماندگار" را باز كردند.
انصافا دوران رياست ايشان بر صدا و سيما با وجود بياشكال نبودن، ولي در جهت صحيح و پر از لحظههاي به ياد ماندني و افتخارآميز بود.
كاش ايشان دوباره به همانجا برگردند كه در هيچ كجاي ديگري به اندازه آنجا مثمر ثمر نبودند.
خلایق شهرداری هر چه لایق شهرداری
من جای نماینده های شورای شهر بودم سریعا جلوی این کار رو می گرفتم
قسّم می خورم با این قبیل اقدامات ،هر لحظه بیشتر از بدنه واقعی مردم جدا شده و معدود طرفدارانتان را هم از دست می دهید.
مدت یک سال است که شبانه نامهای شهداء را از کوچه های مجیدیه شمالی پاک می کنند و به نامهای سابق مثلا گلستان سه بر می گردانند،با اعتراض مردم نام شهید گذاشته می شود، امّا این دور باطل همچنان ادامه دارد .
جناب آقای قالیباف و جناب آقای رحیمیان اگر می خواهید کار مثمر ثمر و مفیدی انجام دهید که دعای خلق خدا را معطوف به خود و خانواده تان کنید لطفازحمت یک عدد پل هوایی ناقابل ماشین رو (ترجیحا دو طرفه) که مجیدیه شمالی را به جنوبی وصل می کند را بکشید تا مسافت واقعی یک چهار راه را که الآنه چند برابر واقعی آن است را بنمایانید.
خودتان قضاوت کنید:
مسیر مجیدیه شمالی به مجیدیه جنوبی که تا همین چند سال پیش مستقیم و دو طرفه به هم راه داشت= مجیدیه شمالی -بزرگراه رسالت-خواجه عبدالله انصاری- آن دست بزرگراه رسالت- مجیدیه جنوبی تا مسیل یا سر پل-بزرگراه صیّاد شیرازی- ادامه مجیدیه جنوبی
و مسیر مجیدیه جنوبی به شمالی: بزرگراه جانبازان غربی یا بلوار گلبرگ-اثنی عشری یا شانزده متری دوم جنوبی-بزرگراه رسالت -از دور برگردان بپیچی آن دست بزرگراه رسالت-شانزده متری دوم شمالی یا شهید منصوری و از فرعیها به مجیدیه شمالی
ترا به خدا سر گیجه نگرفتید؟؟؟؟؟!!!!!!!
واقعا شرم اوره...
یعنی محمدباقر خان فقط این مورد را در کارنامه خود کم داشت !!!!
دو صد ترانه به لبها يكي براي تو نيست
نيا گل نرگس نيا! به دعوت ما
هزار نامه كوفي يكي براي تو نيست
نيا گل نرگس، به جان تشنه عشق
دعا دعاي ظهور است، ولي براي تو نيست
با حس ویرانی بیا
تا بشکند دیوار من
چیزی نگفتن بهتر از
تکرار طوطی وار من
شما موافق نیستید این تصمیمات اشتباه،دلسردی و یأس می آورد ؟؟؟؟؟؟
مرگ من به خاطر اشک های غزه بیا
من بمیرم که خاک پای تو هم نیستم
به خاطر آتش دل صبرا و شکیلا بیا
من هزار بار کشته شوم برای تو
عزیز دل نرگس بهر وفای به عهدت بیا
هنوز پیکر کربلا غرقه به خون است
تو را به ناله های شب نینوا بیا
آتش پروانه شدن دارم گرد شمع وجودت هرچند نالایقم اما عاشقم به خاک کربلا
تو را به خون هزاران کشته ی رهت مولا
بدیم را نبین و زودتر بیا
سر عدالت بر نیزه است مولا
تو را به ذوالفقار علی(ع) مولای خوبیها بیا
هر جا که نظر میکنم انگار خاک کربلاست
جان دل نرگس هر روز که می آید روز عاشوراست
مولا تو را به حرمت خون سرخ عاشورا
دخیل بسته ایم بر آسمان بیا
ببخشید اگه هارمونی شاعرانه رو نداره من شاعر نیستم همین الان به ذهنم رسید ولی حرف دلمه تقدیم به امام عزیزم .انشاالله که دیدارشون روزی همه ما باشه آمین یا رب العالمین
لب تشنه اگر آب نبید سخت است
نوکر منم ارباب تویی مهدی جان
نوکر رخ ارباب نبیند سخت است
الّلهمّ عجّل لولیّک الفرج
بولتن گرامی شرمنده،هر وقت خودم تعجّب می کنم الله اکبر به دهانم جاری می شود،شعر هم که واقعا حلاوت دارد.
عطرین عزیزم بسیار عالی حرف دل همه را سرودی اما بجای شتیلا ،شکیلا تایپ شده.
نا اهلان نديد .
مي خواهند انقلاب را از چنگمان در بياورند
در انتهاش بولتن نوشته الله اكبر
دقیقا متوجه معنی شعر نشدم یا نامگاری مجدد خیابان های تهران از شهدا به بازیگران سینما و تئاتر. یعنی كلا حس كردم شعر خاصی هست.
همیشه عاشق این ادبیات هستم. گاه ساده گاه پیچیده.
من كه تو این زندگی از تهران و اون حس تهران گردی خودمونی دور هستم. اما حس و حال مردم، خیابونا، حركت و مدل راه رفتن ایرانی تهرونی...
وای چی بگم. نمیتونید حسیات منو ببینید ولی خب بنوعی نام خیابان ها با اسامی انسان هایی كه جونشون رو فدا كردن برای كشور و مردمشون یقینا از اسم هنرمندان سینما و تئاتر مقدس تر هست.
گرچه بین هنرمندان هم كوچك و بزرگی مطرح هست و انسانیت و سابقه هنری و خدمت به خلق ولی در خصوص نامگذاری اما نام سینما، سالن های همایش و تئاتر و فرهنگ سرا ها و تله تئاتر ها و حتی خانه های سینما و آموزشكده ها مناسبتر می رسند برای نامگذاری...
در ایران گویا واقعا خبرهایی هست. نمیدونم.
خدا آخر عاقب هممونو بخیر بگذرونه. بخصوص من باید مدتی به تهران بیایم و بخاطر گرفتاری ها تا الان عفب افتاده سفرم.
شعر آقا مرتضی رو لطفا یا خودشون یابولتن یا دوستی كمی واضح تر بیان كنن و ترجمه و تفسیر تا بخونم.
البته اگر بولتن نیوز كامنت می رو منتشر كنن.
سیاسگذار هستم.
حرف حساب خریدارنداره
چرا باید مملکت را به نام بازیگران زد ؟
اونم بازیگرانی که تا دیدن شهر شلوغ شده سریع یه شال سبز به خودشون خانوادشون آویزان کردن و در محافل ظاهرشدن مثل د ر و دخترش ! لابد این پاداش نمک نشناسی است شاید هم پاداش تغییر رنگ مکرر شاید هم یه مانور تبلیغاتی برای کسب رای !؟
ادع الی ربک بالحکمّة و الموعظة الحسنة و جادلهم بالتی هی احسن ان ربک هو اعلم بمن ضل عن سبیله و همو اعلم بالمهتدین
آیه 125 سوره ی اسراء
اگر با دقت وتفکر مطالهع بفرمایید می بینید که خداوند عظیم و عزیز چه مدبرانه وحکیمانه سفارش به نیکو سخن گفتن و نیکو برخورد کردن با بنده هاش داره و اوست که به گمراه وراه یافته داناتر است. من تاکیدم رو این نکته هست که از هنرمند و فاضل و ادیب و دانشمند شهید و جانباز و... بسیار داریم وهمه بندهی خدا هستیم و.بهتره با هم متحد و دوست باشیم واعتصموا بحبل الله جمیعا ولا تفرقوا .آیا من دارم اشتباه برداشت میکنم ؟؟
مرسی م سادات عزیزم .برای تایپ اشتباه هم عذرخواهی میکنم .
قصد مقايسه شما با اين مثالي كه ميخواهم بزنم را ندارم، صرفا به منظور تسهيل تحليل، آن را ميگويم كه در مثل مناقشه نيست. اين سخن شما دقيقا مثل لاحكم الا للهي است كه عمروعاص پس از قرآن سر نيزه كردن به حضرت علي ﴿عليهالسلام﴾ گفت. سخن، سخن درستي بود. آيه قرآن بود. قرآن كه غلط نميگويد! اما هدف از اين سخن درست چه بود و نتيجهاش چه شد؟ خانه نشين شدن قرآن ناطق و عقب رانده شدن خدا براي سالها و قرنها. متاسفانه خيلي از مسئولين چيزي از عمروعاص كم ندارند ﴿برخي آگاهانه و برخي ابلهانه﴾!
ما مخالف بها دادن به هنرمندان نيستيم. اما اولا كدام هنرمندان؟ اصلا هنرمندي داريم؟ الان هنرمندان ما عمدتا شهره به چه هستند و سمبل چه چيزي محسوب ميگردند؟ آيا اولويتهايي بالاتر از هنرمندان نداريم؟ چرا فقط هنرمندان؟ اصلا چرا در بين اين همه هنرمند فقط هنرپيشهها؟! چرا خطاطان كه مورد توجه حصرت علي ﴿عليهالسلام﴾ بودهاند و مورد سفارش قرار گرفتهاند نه؟ چرا تمام چيزهاي برتر، از دانشمند و قاري قرآن و شهدا و كلا مظاهري كه نگاه كردن و فكر كردن به آنها انسان را اگر نگويم به ياد خدا، حداقل به ياد شيطان نمياندازد و غيرت كشور دوستي و خدمت به مردم را در انسان زنده ميكند را تخت گاز به عقب ميرانند، و هنرپيشهها و مطربان و فوتباليستها را ميخواهند همهگير و الگو كنند؟
آيا به نظر شما نبايد به اين موضوع حساس بود و ساده به آن نگاه نكرد؟ آيا فكر ميكنيد اين موضوع عقبه فكري ندارد؟
ممكن است بفرماييد يك نام كه اهميتي ندارد. اگر اينگونه است، پس چرا پيامبر خدا ﴿صلي الله عليه و آله﴾ پس از فتح مكه، قبل از هر اقدام ديگري و پيش از هر اصلاحي، به محض آن كه پاي مباركشان به شهر رسيد اولين كاري كه كردند نام خيابانها و اماكن را عوض كردند؟ مردم آن زمان كه فقيرتر بودند، بيخانهمانتر بودند و هزاران مشكل ديگر فراتر از ما داشتند. به قول برخي عزيزان چرا ايشان نفرمودند: "یعنی الان همه چی عالیه و ما هم چه قدر خوشحالیم!فقط مشکل این اسم گذاریها است؟ باشه براي بعد؟"
شما در كل تاريخ ائمه ﴿عليه السلام﴾ نگاه بفرماييد و حتي اگر در برگ برگ قرآن با تعمق نظر نماييد ملاحظه خواهيد فرمود كه فكر و انديشه در اولويت اول است.
اصلا شما به چينش بدن نگاه بفرماييد: اول مغز است، بعد احساس و قلب. سپس شكم و در پايينترين مرتبه، شهوت.
اما متاسفانه ما را وادار كردهاند سر و ته بيانديشيم و تمام هم و غممان شده است شهوت، بعد درد شكم داريم. چيزي ماند صرف احساس و محبت ميكنيم. دست آخر هم هي! فكري هم براي مغز و معنويت ميكنيم كه البته چيزي ديگر براي آن نميماند!. به نظرتان اين عجيب نيست؟
اول بگم خدا منه هدف من واضح باشه من منافق نیستم طرفدار دوستی وبرادری هستم تا جایی که دین ضربه نبیند و آسیب
دوم متشکرم بابت روشنگریتون وتوضیحات شیواتون
سوم اگه حرفام رو خونده باشید گفتم هنرمندان یعنی از هر رشته و زمینه ای (توضیحاتم محدود به بازیگر ها یا همون هنرپیشه ها نبوده ونیست وگفتم که عالم وفاضل و ادیب و... )چون اینطور برداشت کرده بودم که همه میگن فقط اسم شهدا باشه(البته با این نظرمخالفتی ندارم و صرفآجهت اکرام سایر بزرگان و افتخارت در قید حیات و مرحوم پیشنهاد دادم نامهای اونها هم به کار برده بشه).
امیدوارم که قرآن وآیات مبارکش راهی به سوی سعادتم باشد نه گمراهی که به شهادت قرآن گمراه نشد مگر آنکه نفاق در دلش دارد.
خدا نكند بنده چنين جسارتي به شما كرده باشم كه ابدا چنين نگاهي به شما ندارم. كاملا برعكس! از نظر حقير، شما خواهر جواني بسيار محجوب، داراي احساسات عاطفي قوي و بسيار لطيف، روحيهاي سرشار از ايثار و از خودگذشتگي، و بسيار خانواده دوست هستيد كه اين همه را از باورتان به اصالت اسلام يافتهايد ﴿البته خصوصيات ارزشمند ديگري نيز در نوشتههايتان متجلي است كه شرمنده، اينجا نميتوانم بگويم ;) :D﴾.
روي سخن حقير ابدا شما نبوديد و اين را در پيام خود نيز عرض كردم كه خداي نكرده باعث سوتفاهم نشود. به هرحال اگر ناخواسته جسارتي به شما كردم صميمانه پوزش ميطلبم.
بنده در پيام خود صرفا خواستم بگويم با توجه به شواهدي كه به وضوح ميتوان مشاهده نمود، اين قبيل كارها بوي حسن نيت نميدهند و لذا ابدا جايي براي حمايت باقي نميماند. خواستم بگويم به صرف ظاهر الصلاح بودن يك عمل، سريعا باورمان نشود كه لنجان آن كار از حب علي است. كمي دقيقتر نگاه كنيم و ساير كارهاي جانبي و عملكردها را نيز تحليل كنيم كه نكند خداي نكرده بشويم ابزار خانه نشيني حق.
اين كه همه افتادهاند به چهره و الگو كردن هنرپيشهها و خوانندهها تا جايي كه در شبكه ٧، آقاي شريفي نيا ميآيد و تفسير قرآن ميگويد!!! نميتواند اتفاقي باشد. بنده از اين عمل شهرداري بوهاي بدي به مشامم ميرسد. خيلي خيلي بد!
حالا با چه اولویتی مناطق بالاشهر و پایین شهر را تقسیم کردن ؟
مثلاچرا قیطریه را دادن به سمندریان و میدون خراسان و شوش را به دولت آبادی این چه جور تقسیم غنائمی است ؟!!!
راستی ستاره اسکندی مبلغ مخصوص شهردار ی را فراموش کردید .
حالا اگه یکی دیگه این کارها را انجام میدا د همین آقا تو روزنامه همشهری اش ، به تمسخر و انتقاد می پرداخت که پشت پرده دیدار فلانی با هنرمندان چیست ولی خودش ...
به نظر شما با اتحاد يكديگر چگونه ميتوان جلوي اقاي....... را گرفت ؟
هنوز رييس جمهور نشده اينه خدا به داد برسه اگر رييس جمهور بشه ديگه چي ميشه
كشاندت به زاري؟! به رويش نياور
زدت چوب كاري؟ به رويش نياور
اگر قلب آيينهات را شكسته
تو قدر غباري به رويش نياور
دل بولتن، بسته در را به رويت؟
تو كه آبشاري به رويش نياور
اگر شادي هر شبت را گرفته
تو غم را كه داري! به رويش نياور
تو را جان خور قسم تا كه زين پس
به رويش نياري... به رويش نياور
تو را جان خور قسم تا كه زين پس = تو را جان من خور قسم تا كه زين پس