فیسبوک، آزادی موعودت کو؟

سیاست کاری فیسبوک، مبتنی بر تبدیل شدن آن به یک عادت بوده و هست. به معنی دیگر، موسسان فیسبوک چه خواسته و یا ناخواسته و چه مستقیماً یا غیر مستقیم، برای این که بتوانند روی مخاطبشان اثر دائم بگذارند، تلاش کردند تا اکوسیستمی را فراهم کنند که مخاطب، "همیشه"، "هرجا"، "به هر قیمتی" و در "هر زمانی" بتواند به این محیط در ظاهر اجتماعی که "ساده" و "جذاب" است، رجوع کند.
به خاطر همین است که از گوشیهای تلفن همراه مبتنی بر فیسبوک گرفته تا کیوسکهای اتصال مستقیم به این جامعهی مجازی (خدا را شکر این یکی در ایران نیست) را ساختهاند تا شما برای استفاده از آن، تا حد امکان هیچ محدودیتی احساس نکنید. و البته، همه فهم بودن آن و وجود عناصری که سبب گرایش به آن میشود (تقریباً هر کاری که در فضای مجازی ممکن است) این تمایل را تشدید میکند.
حالا بیایید برای یکبار، ادعای فیسبوک را بررسی کنیم. "آزادی محض" بزرگترین ادعای فیسبوک محسوب میشود. شاید مهمترین مزیت این کشور مجازی نسبت به همهی کشورهای واقعی بر روی کرهی خاکی از دید عموم کاربرانش این است که "در فیسبوک هیچ قیدی نیست، همانطور که برای کارکردن در آن هیچ مانعی وجود ندارد". این آزادی محض از شعار فیسبوک درمیآید: "بیایید دوستانتان را پیدا کنید، بدون مرز".
بله، خیلی جاهای فیسبوک این آزادی محض وجود دارد. خیلی جاهای حرام، مثل پیدا کردن یک شریک جنسی چند ساعته یا آزادی در معاشرت مجازی و شاید هم بعداً حقیقی با یک "داف". یا خیلی جاهای مباح و مستحب، مثل پیدا کردن یک رفیق – به قول حافظ، یک رفیق خالی از خلل – یا معاشرت با یک هم مسلک. اما آیا این آزادی در جاهای "واجب" نیز هم هست؟
بگذارید بحث را طور دیگری جلو ببریم. همه میدانیم که عمل و عکسالعملهای ما در دنیای مجازی تنها در این فضا باقی نمیماند و رفتارهای ما در حوزهی سایبر میتواند بر رفتارهای ما در دنیای واقعی اثر گذار باشد. مثلاً خواندن یک متن یا دیدن یک فیلم از پشت مانیتور رایانهیتان، اگر منتقل کنندهی ارزش یا هنجار خاصی باشد، میتواند روی رفتار – حداقل کوتاه مدت – شما موثر باشد.

نمونهی عینی این قضیه، تظاهرات خیابانی آنهایی بود که بعد از اعلام نتایج انتخابات سال 88 و تحت تأثیر رسانههایی مثل فیسبوک، به خیال وقوع تقلب در انتخابات به خیابانها ریختند. در این نمونهی مورد مطالعه، شما با افراد قابل توجهی روبهرو میشوید که تحت تأثیر ارزشهای انتقال یافته از آن طرف مانیتور قرار گرفتند و بروز عینی آنرا در قالب تظاهرات خیابانی جلوهگر ساختند.
از قضا، اداره کنندگان فیسبوک به خوبی این مطلب را درک کردهاند و با توجه به ظرفیت گشتردهی این شبکهی مجازی برای جهتدهی به رفتار مخاطبانش، خوراکهای رسانهای خود را جوری تنظیم میکند که رفتارهای عینی و بیرونی مخاطبانش، حداقل در تعارض با منافع گردانندگان پیدا و پنهان فیسبوک نباشد. و این دقیقاً همان جاییست که شعار رابطهی بدون مرز و آزادی محض ایشان مورد خدشه قرار میگیرد.
فیسبوک تنها تا زمانی یک کشور آزاد و بدون قید و مرز است که رفتارهای عینی و قابل لمس متأثر از آن، منافع گردانندگان سیاسی و استراتژیست آنرا به خطر نیاندازد. اما اگر روابط درون شبکهای این جامعهی مجازی به سمتی رفت که به تهدید عینی ختم خواهد شد، شما میتوانید شاهد بیرحمانهترین رفتارهایی باشید که فیسبوک را تا مرز شباهت به شیلی زمان پینوشه پیش میبرد.
آزادی فیسبوک تنها برای زمانیست که شما در دنیای مجازی زیست میکنید. حتی اگر در دنیای مجازی، شدیدترین فحشها را به اربابان فیسبوک بدهید نیز کسی با شما کار ندارد. حتی اگر برای نابودی اسرائیل، در فیسبوک دعای توسل میلیونی بخوانید، نیز کسی مزاحمتتان نمیشود. اما تنها کافیست در این شبکه، دست به کاری بزنید که خروجی عینی خواهد داشت، آن موقع ورق برمیگردد.

مثلاً اگر قرار باشد بعد از مدتها وقت گذاشتن در فیسبوک و پیدا کردن آدمهای مختلف از نقاط مختلف جهان و روشنگری ایشان در خصوص یک مسئلهی مهم مانند جنایتهای اسرائیل در فلسطین اشغالی، وارد مرحلهی جدیدی از رابطه با آنها شوید و اعلام کنید که قصد دارید یک عمل عینی و ملموس برای بهتر شدن شرایط فلسطینیها انجام دهید، یکهو میبینید که صفحهی شما بلوک شده است.
اینجاست که آزادی مورد ادعای فیسبوک، پردهاش را کنار میزند و معلوم میشود که در بزنگاهها و خط قرمزهای آدمها، تنها تا جایی همپای شما پیش میآید که در دنیای واقعی، خطری برایش نداشته باشید. اگر خطر داشته باشید، حذفتان میکند، بلوک میشوید. بلوک شدن در دنیای مجازی عین قتل در دنیای واقعیست. در این اتفاقات است که آدم میپرسد: فیسبوک، آزادی موعودت کو؟
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


