کد خبر: ۱۰۹۳۹۰
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

پشت پرده جبهه پدرخواندگی

مریم عمادی
اتفاقات این روزهای مجلس شورای اسلامی از جهاتی نسبت به 8 دوره دیگر متمایز و قابل تامل است. در طول چند‌ماه گذشته صحبت‌هایی از سوی برخی نمایندگان مطرح با سبقه انقلابی قابل قبول به میان آمد که کند و کاوی عمیق در سیر به قدرت رسیدن گروه‌ها و احزاب فعال در عرصه قانونگذاری را طلب می‌کند. مهم‌ترین حرف و حدیث‌ها پیرامون موضع‌گیری‌های جمعی و تاثیرگذار مجلس، تاکنون حول اقدامات مشترک نمایندگان فراکسیون رهروان ولایت شکل گرفته است. هر چند سبقه چنین افعالی را در دوره گذشته مجلس نیز می‌توان یافت. برای نقد این جبهه نوظهور لازم است به خاستگاه سیاسی آن رجوع کنیم. در طول ایام مبارزات انتخاباتی مجلس 2 جبهه با بیشترین هوادار به طور رسمی در کوران رقابت کشوری وارد شدند که مهم‌ترین بارزه‌شان تاکید بر گفتمان اصولگرایی بود. وجه مشترک دیگر 2 جبهه برائت جستن از «فتنه 88» و پایبندی به منویات رهبری بود. همین پافشاری بر اصول حتی در اندازه شعاری و اصرار بر گفتمان اصولگرایی کافی بود تا مردم را برای حضوری پرشور در عرصه انتخابات‌ ترغیب کند اما چطور شد که با تشکیل دوره جدید مجلس، گفتمان غالب انتخابات، موفق به تعیین هیات رئیسه مجلس نشد و در انتخابات داخلی شکست خورد؟



خصوصیت بارز فراکسیون رهروان ولایت، بی‌سابقه بودن آن است! یک حزب سیاسی با اهداف و برنامه مشخص به صورت شفاف با ویترینی آشکار در رقابت وارد می‌شود و خود را به پیشگاه ملت عرضه می‌دارد. اما در مقابل یک جناح سیاسی «پدرخوانده محور» خزنده، مخفی و بی‌سر و صدا و از مرتبه‌ای بالاتر از «انتخاب مردمی» وارد میدان شده و قدرت را به عقد خود درمی‌آورد! در عصر دموکراسی اصل بر لابی‌گری آشکار است. حتی در کشورهای پیشرفته قوانین به اندازه‌ای سختگیرانه وضع شده‌اند که احزاب را موظف می‌کنند تجار یا کلان ثروتمندانی را که در پشت صحنه سیاست تغذیه اقتصادی گروه‌ها را برعهده دارند به مردم معرفی کنند. اما در ایران ظواهر زشت، باطن قانون را زخمی می‌کنند در حالی که در غرب، ویترین تمیز بر رودی از فساد جاری است. یک علت مهم مخفی ماندن اهدافی که جمع کثیری از نمایندگان مجلس را وامدار گروه ناشناخته «رهروان ولایت» کرده، می‌تواند محبوب نبودن و حتی ضدارزشی بودن پشت پرده چنین اکیپ مطیع و یکدستی باشد. با مروری بر تصمیمات عجیب و ضد مصلحت این جمع در عمر کوتاه مجلس و مشاهده عملکرد سرکردگان آن واضح است که در صورت اعلام رزومه، کارنمای عملکرد گذشته سران و اهداف پیش‌رو، امکان رای آوردن چنین گروهی در انتخابات بسیار دور از انتظار می‌نمود. اولین خاکریزی که در مجلس فتح شد کرسی ریاست و هیات رئیسه بود به نحوی که حداد عادل به علت کاهش بی‌اندازه آرای دریافتی حاضر نشد در انتخابات ریاست کمیسیون اعلام نامزدی کند اما چه کسانی موجبات چنین شکستی در جبهه اصولگرایان واقعی و ارزشی را فراهم آوردند؟ بزرگ‌ترین بازنده این میدان بدون‌شک «جبهه پایداری» است. در هنگامه‌ای که اکثر بزرگان نظام با تاکید بر حفظ وحدت و جلوگیری از تشتت آرا در راستای اتحاد فهرست 2 جبهه گام برمی‌داشتند؛ مجموعه‌ای از اعضای این جبهه با اهدافی غیرمشترک، مواضعی نامشخص و نامعلوم زیر پرچم جبهه واحد پایداری به یکدیگر الصاق شدند. اولین نتیجه این گردهمایی بیهوده، انشقاق جبهه قم از جبهه تهران بود. بعد از آن نیز در میان جمع نمایندگان تهران به علت خاستگاه غیرهمگون و مواضع چندپهلوی اعضا اختلاف افتاد. هنوز هم عقلای پایداری خط‌مشی مشخصی برای موضع‌گیری درباره حوادث سیاسی کشور ندارند از همین رو است که غلامحسین الهام به عنوان نماینده مطرح جبهه پایداری به مقام سخنگویی دولت می‌رسد اما لنکرانی و دوستان نمی‌توانند در مقابل چشمان بهت‌زده هواداران به یک موضع واحد در تحلیل چنین رفتار خارج از عرف سیاسی برسند. صحبت از علاقه مردمی و ارزشمدارانه به طیفی از جداشدگان متعهد به فرمان رهبری در عزل مشایی از معاون اولی است که عطای دولت را به لقایش بخشیدند یا ناباورانه خلع شدند اما اکنون «جبهه» نمی‌داند که مصر بر وفاداری به احمدی‌نژاد است یا خواهان خدمتگزاران مطیع رهبری در 84! نمی‌داند در برابر جنگ رسانه‌ای- مطبوعاتی رئیس‌جمهور طرف ملت است یا طرف دولت!

علاوه بر آن بعد از انتخابات پایداری موفق شد بزرگان خیرخواه و ارزشی جبهه متحد اصولگرایان که با پایان رقابت تمایل به ائتلاف با جبهه رقیب داشتند را نیز به واسطه همین مواضع چندپهلو و مشخص نبودن اهداف، ناامید و دلسرد کرده و دست تنها در مقابل جبهه پدرخواندگی رها کند. به نظر می‌رسد فراکسیون رهروان ولایت نتیجه هماهنگی در لایه‌های مختلف انحرافیون و اصلاح‌طلبان پیش از انتخابات مجلس شورای اسلامی باشد. «جبهه ساکتین فتنه» هرگز در انتخابات پیروز نمی‌شد اما حرکت چراغ خاموش توام با استراتژی خزیدن در فهرست‌های مطرح چنین پیروزی بزرگی را برای مطرودین صحنه سیاست کشور فراهم آورد. در چنین شرایطی بهترین راه آشکار‌سازی و غبارزدایی از صحنه سیاست کشور که بوی فتنه‌های جدید از پشت پرده آن به مشام می‌رسد، وارد کردن فشار

رسانه‌ای- سیاسی بر فراکسیون رهروان ولایت است. آنها که تصور می‌کنند با لبیک گفتن زبانی به فرامین رهبری و لاف ولایتمداری موفق می‌شوند بر سر یک ملت کلاهی گشاد بگذارند و ایام فتنه را این بار موذیانه‌تر در سطحی فرادست مردم بازسازی کنند، کور خوانده‌اند. و مکروا و مکرالله! احساس پیروزی، غرورآفرین است و آن که مغرور شد دستش زود برای دیگران رو می‌شود چون تصور می‌کند رقیبی برای مبارزه در میدان نمانده است. خزنده وارد شدن تا یک جایی جواب می‌دهد اما هر موضع‌گیری خلاف وحدت را نمی‌توان با نامه «لبیک یا خامنه‌ای» نوشتن، پوشش داد! سیاسیون فتنه‌گر یکی‌یکی در صحن علنی مجلس، در‌ تریبون دولت یا دیگر مواضع حساس حاضر می‌شوند و رجز قدرت سر می‌دهند، غافلند از انگیزه‌هایی که رو می‌شود و فتنه‌هایی که به واسطه آشکار شدن «آن روی سکه» در نظر مردم ظهور و بروز می‌یابد. اولین جرقه آغاز مبارزه، شناخت حریف و انگیزه‌های وی است. بی‌شک مردم از چنین به‌روزرسانی‌های پی در پی شخصیت سیاسیون در منظر رسانه و در محضر خدا استقبال می‌کنند چرا که اگر ابتلائات ایام فتنه نبود تا سال‌ها اصلاح‌طلبان در پوستین خیرخواهی فرو می‌رفتند و مردم از نیات کریه پنهان مانده در اذهان بیمار مطلع نمی‌شدند. رویش‌های جدید در راهند و ریزش‌ها اجتناب‌ناپذیر. خیر خواستن برای همه حتی آنها که در جبهه مخالف ایستاده‌اند از خصوصیات اولیاءالله است. دعا کنیم برای همه آنها که ریشه ایمانشان در دست شیطان رجیم است و سرگشته و حیران نفس، از دیوارهای سخت و سنگی سیاست ضربات سنگین نوش می‌کنند. جمهوری اسلامی در حال برگزاری آخرین جلسات مشق عشق و شمشیر است. برای پیروزی اش در جنگ‌های اصلی با لشکر شیاطین هم دعا لازم است و هم پایمردی. استقامت بر فتنه‌های آخرالزمانی مقدمه فتحی بزرگ است... نصرت مستضعفین بر مستکبرین، وعده تخلف‌ناپذیر الهی، پیش روی ماست.

منبع: وطن امروز

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین