امروز ما و يك بي صفتي تاريخي
«خداوند مخلوقات خود را با اموری که آگاهی ندارند آزمایش میکند تا بد و خوب تميیز داده شود». (نهجالبلاغه، خطبه 192)
در داستان سرگذشت حضرت موسی(ع)، غالبا توجه ما درباره شخصيتهاي پيراموني تاثيرگذار آن دوران به سوي فرعون، هامان، سامري، قارون و «رجال سرشناس» زمان آن پيامبر بزرگ الهي است. در اين ميان هستند افرادي كه هرچند نامي از آنها در تاريخ باقي نمانده اما با كردار خود در روزگار آن حضرت به خير يا به شر تاثيرگذار بودند. آیات 15 الی 21 سوره قصص بهخوبی واقعهای را برای ما شرح میدهد که تامل در آن از اين جهت بسیار درسآموز و حیرتانگیز است.
موسی(ع) در شهر به 2 نفر برخورد كرد كه در حال نزاع سختي با يكديگر بودند. يكى از بنىاسرائيل بود و ديگري از قبطيان. آنكه از پيروان موسی(ع) بود، حضرت را به كمك طلبيد. موسی(ع) برای نجات بنياسرائيلي و دفع شر قبطی ضربهای به او میزند كه گرچه منجر به مرگش ميشود اما در آیات واضح است که موسی(ع) قصد کشتن او را نداشته است. صبح روز بعد، موسی(ع) همان شخص ديروزى را ديد كه از او در نزاعی دیگر کمک میطلبيد و از آیه اینگونه برمیآید که این شخص در جدالي است که به مصلحت نیست. موسی(ع) او را مواخذه ميكند: «تو سخت ماجراجو و گمراه هستی». بنیاسرائیلی را این کلام موسی(ع) خوش نميآيد و با شیطنت خطاب به موسی(ع) ميگويد: «میخواهی مرا بکشی همانطور که دیروز انسانی را کشتی؟» همین «اظهار مخدوش» باعث شد فرعونیان متوجه ماجراي روز گذشته شده و موسی(ع) را به ناحق قاتل جلوه دهند. از شدت واکنش فرعون برمیآید که موسی(ع) در آن مقطع به یک معضل برای فرعون تبدیل شده (هرچند هنوز به نبوت نرسیده)، پس فرعون جلسهای مشورتی را در قصر تشکیل ميدهد و جمع حكم قتل موسی(ع) را صادر ميكند.
يك شبهه فتنهگون
چرا موسی(ع) به فردی که او را در روز بعد گمراه خواهد ناميد كمك میکند و خود را به زحمت میاندازد، آیا موسی(ع) به اندازه كافي دوراندیش نبوده است؟ خداوند در قرآن تصريح كرده که آن جناب از مخلصانى بوده كه شيطان راهى به اغواى آنان ندارد و فرموده: «انه كان مخلصا و كان رسولا نبيا» و نيز در چند آيه قبل از شرح اين حادثه تصريح فرموده بر اينكه به او حكم و علم داده و او از نيكوكاران و از متقيان بوده است و چنين كسى را هرگز تعصب گروهی يا غضب بيجا گمراه نمىكند و او را به يارى مجرم در جرمش وانمىدارد.
مرد بنیاسرائیلی، موحد و از پیروان آیین ابراهیم است و اینگونه برمیآید که موسی(ع) از کیفیت درگیری مطلع بوده و به کمکش شتافته، اهل حقی را در برابر باطلی یاری میکند. موسی(ع) در واقع به تکلیف خود عمل میکند و بنی اسرائیلی را از مخمصه نجات میدهد اما بنیاسرائیلی روز بعد در نزاعی دیگر درگیر میشود؛ اینجاست که موسی(ع) او را مواخذه میکند، در اینجا نیز مامور به تكليف است و در اثر تکرار مخاصمه توسط بنیاسرائیلي او را ماجراجو میخواند هرچند بازهم نيت كمك به او را دارد.
بنیاسرائیلی که نمکنشناس و به تعبیر موسی(ع) گمراه و ماجراجو است از مواخذه موسی(ع) میشورد يا از نقصان شناختی که درباره موسی(ع) داشته، در قضاوتی زودهنگام تصور میکند که موسی(ع) پس از این توبیخ بلایی بر سر او خواهد آورد، از روی جهل و عجله بيمناك میشود و واقعه روز گذشته را در يك بيصفتي تاريخي فاش ميكند. او موسی(ع) را که مصلح و پیشرو بنیاسرائیل بوده متهم میکند که جبار است و از مصلحین نیست! یعنی همان ادعای فرعون و یاران فرعون که دشمن موسی(ع) و خودش بودند را تکرار میکند. شكي نيست كه موسی(ع) به تكليف خود عمل كرده، چه روزی که از مرد بنیاسرائیلی بيهيچ حرف و حديثي حمایت کرد و چه روز بعد که او را مواخذه کرد و گمراه خواند.
نحوه عمل فرعون
چرا فرعون پس از اینکه از حقیقت ماجرا باخبر میشود تصمیم به قتل موسی(ع) میگیرد؟ تصميم به قتل كسي كه تا ديروز در خانه فرعون بزرگ شده است قطعا ساده و راحت نبوده و هرچند موسی(ع) در اصل به علت راهبري موحدين است كه مورد غضب طاغوت واقع شده اما اين حرف مفت آن بنياسرائيلي است كه بهانه مناسب براي حكم قتل موسی(ع) را به دست دشمنانش ميدهد. در واقع تصميم فرعون به علت مرگ يك قبطي نبوده بلكه مرگ قبطي آن فرصت تاريخي لازم را به فرعون ميدهد؛ چراكه فرعون نميخواسته افكار عمومي تصميم قتل موسی(ع) را به دلايل فرهنگي و عقيدتي بدانند.
برخلاف آنچه ما از فرعون زمان موسی(ع) تصور میکنیم او فردي بوده كه كارها را با تدبير، شور و اجماع پيش ميبرده است و تشكيل جلسه شور براي چگونگي برخورد با موسی(ع) نشان ميدهد به علت نفوذ موسی(ع) او نياز به اقناع ديگر بزرگان و اجماع در این مساله را داشته است. اما موسی(ع) در دردسر عظيمي افتاده است. او نمیتوانست به صرف اینکه میداند شخص بنیاسرائیلی ماجراجو است و ممکن است فردا روزی نزاع خلاف مصلحت دیگری از او سر بزند، او را یاری نکند. در آن صحنه موسی(ع) باید حق را ادا میکرد و حالا که کار به نزاع کشیده از بنیاسرائیلی ضعیف در برابر قبطی قوی دفاع کند. در واقع حادثه روز دوم حتی به فرض معلوم بودنش در روز اول، تکلیف را از موسی(ع) سلب نمیکرد، در نزاع حق و باطل باید جانب حق را گرفت. حتی اگر اهل حق فردایش اهل باطل شود. او نزاع بیهوده را تکرار کرد و برای همین موسی(ع) او را ماجراجو و گمراه خطاب کرد. لفظ گمراه برای این نبود که او باطل است بلکه برای این بهکار برده شده که عمل او باطل بوده است. البته مقاومت مرد بنياسرائيلي در برابر استدلال موسی(ع)، او را به ورطه باطل کشاند. میتوان حدس زد که پس از این حادثه دستگاه فرعون برای ضایع کردن آن حضرت نزد مردم چه تبلیغاتی را به راه انداخته و چگونه او را معرفی كرده است. دستگاه فرعون حتی میتواند سخن آن پیرو موسی(ع) که او را جبار خوانده را شاهد ادعاهای خود بیاورد، اما غافل است از اینکه آنچه معیار است تا حق و باطل را مشخص کند ارزشهای الهی و پایمردی در راه این ارزشها و حمایت از مردمی است که سنگ این ارزشها را به سینه میزنند، اینکه در میان این مردم مورد حمایت موسی(ع) عدهای خلاف مصالح عمل کنند یا حتی خطاکار باشند خدشهای بر این راه ایجاد نمیکند:
قالَ مُوسی لقومه استعینوا بالله واصبرو ان الارض لله یورثها من یشاء من عباده و العاقبه للمتقین. (سوره مبارکه اعراف آیه 128)
منبع: وطن امروز
در داستان سرگذشت حضرت موسی(ع)، غالبا توجه ما درباره شخصيتهاي پيراموني تاثيرگذار آن دوران به سوي فرعون، هامان، سامري، قارون و «رجال سرشناس» زمان آن پيامبر بزرگ الهي است. در اين ميان هستند افرادي كه هرچند نامي از آنها در تاريخ باقي نمانده اما با كردار خود در روزگار آن حضرت به خير يا به شر تاثيرگذار بودند. آیات 15 الی 21 سوره قصص بهخوبی واقعهای را برای ما شرح میدهد که تامل در آن از اين جهت بسیار درسآموز و حیرتانگیز است.
موسی(ع) در شهر به 2 نفر برخورد كرد كه در حال نزاع سختي با يكديگر بودند. يكى از بنىاسرائيل بود و ديگري از قبطيان. آنكه از پيروان موسی(ع) بود، حضرت را به كمك طلبيد. موسی(ع) برای نجات بنياسرائيلي و دفع شر قبطی ضربهای به او میزند كه گرچه منجر به مرگش ميشود اما در آیات واضح است که موسی(ع) قصد کشتن او را نداشته است. صبح روز بعد، موسی(ع) همان شخص ديروزى را ديد كه از او در نزاعی دیگر کمک میطلبيد و از آیه اینگونه برمیآید که این شخص در جدالي است که به مصلحت نیست. موسی(ع) او را مواخذه ميكند: «تو سخت ماجراجو و گمراه هستی». بنیاسرائیلی را این کلام موسی(ع) خوش نميآيد و با شیطنت خطاب به موسی(ع) ميگويد: «میخواهی مرا بکشی همانطور که دیروز انسانی را کشتی؟» همین «اظهار مخدوش» باعث شد فرعونیان متوجه ماجراي روز گذشته شده و موسی(ع) را به ناحق قاتل جلوه دهند. از شدت واکنش فرعون برمیآید که موسی(ع) در آن مقطع به یک معضل برای فرعون تبدیل شده (هرچند هنوز به نبوت نرسیده)، پس فرعون جلسهای مشورتی را در قصر تشکیل ميدهد و جمع حكم قتل موسی(ع) را صادر ميكند.
يك شبهه فتنهگون
چرا موسی(ع) به فردی که او را در روز بعد گمراه خواهد ناميد كمك میکند و خود را به زحمت میاندازد، آیا موسی(ع) به اندازه كافي دوراندیش نبوده است؟ خداوند در قرآن تصريح كرده که آن جناب از مخلصانى بوده كه شيطان راهى به اغواى آنان ندارد و فرموده: «انه كان مخلصا و كان رسولا نبيا» و نيز در چند آيه قبل از شرح اين حادثه تصريح فرموده بر اينكه به او حكم و علم داده و او از نيكوكاران و از متقيان بوده است و چنين كسى را هرگز تعصب گروهی يا غضب بيجا گمراه نمىكند و او را به يارى مجرم در جرمش وانمىدارد.
مرد بنیاسرائیلی، موحد و از پیروان آیین ابراهیم است و اینگونه برمیآید که موسی(ع) از کیفیت درگیری مطلع بوده و به کمکش شتافته، اهل حقی را در برابر باطلی یاری میکند. موسی(ع) در واقع به تکلیف خود عمل میکند و بنی اسرائیلی را از مخمصه نجات میدهد اما بنیاسرائیلی روز بعد در نزاعی دیگر درگیر میشود؛ اینجاست که موسی(ع) او را مواخذه میکند، در اینجا نیز مامور به تكليف است و در اثر تکرار مخاصمه توسط بنیاسرائیلي او را ماجراجو میخواند هرچند بازهم نيت كمك به او را دارد.
بنیاسرائیلی که نمکنشناس و به تعبیر موسی(ع) گمراه و ماجراجو است از مواخذه موسی(ع) میشورد يا از نقصان شناختی که درباره موسی(ع) داشته، در قضاوتی زودهنگام تصور میکند که موسی(ع) پس از این توبیخ بلایی بر سر او خواهد آورد، از روی جهل و عجله بيمناك میشود و واقعه روز گذشته را در يك بيصفتي تاريخي فاش ميكند. او موسی(ع) را که مصلح و پیشرو بنیاسرائیل بوده متهم میکند که جبار است و از مصلحین نیست! یعنی همان ادعای فرعون و یاران فرعون که دشمن موسی(ع) و خودش بودند را تکرار میکند. شكي نيست كه موسی(ع) به تكليف خود عمل كرده، چه روزی که از مرد بنیاسرائیلی بيهيچ حرف و حديثي حمایت کرد و چه روز بعد که او را مواخذه کرد و گمراه خواند.
نحوه عمل فرعون
چرا فرعون پس از اینکه از حقیقت ماجرا باخبر میشود تصمیم به قتل موسی(ع) میگیرد؟ تصميم به قتل كسي كه تا ديروز در خانه فرعون بزرگ شده است قطعا ساده و راحت نبوده و هرچند موسی(ع) در اصل به علت راهبري موحدين است كه مورد غضب طاغوت واقع شده اما اين حرف مفت آن بنياسرائيلي است كه بهانه مناسب براي حكم قتل موسی(ع) را به دست دشمنانش ميدهد. در واقع تصميم فرعون به علت مرگ يك قبطي نبوده بلكه مرگ قبطي آن فرصت تاريخي لازم را به فرعون ميدهد؛ چراكه فرعون نميخواسته افكار عمومي تصميم قتل موسی(ع) را به دلايل فرهنگي و عقيدتي بدانند.
برخلاف آنچه ما از فرعون زمان موسی(ع) تصور میکنیم او فردي بوده كه كارها را با تدبير، شور و اجماع پيش ميبرده است و تشكيل جلسه شور براي چگونگي برخورد با موسی(ع) نشان ميدهد به علت نفوذ موسی(ع) او نياز به اقناع ديگر بزرگان و اجماع در این مساله را داشته است. اما موسی(ع) در دردسر عظيمي افتاده است. او نمیتوانست به صرف اینکه میداند شخص بنیاسرائیلی ماجراجو است و ممکن است فردا روزی نزاع خلاف مصلحت دیگری از او سر بزند، او را یاری نکند. در آن صحنه موسی(ع) باید حق را ادا میکرد و حالا که کار به نزاع کشیده از بنیاسرائیلی ضعیف در برابر قبطی قوی دفاع کند. در واقع حادثه روز دوم حتی به فرض معلوم بودنش در روز اول، تکلیف را از موسی(ع) سلب نمیکرد، در نزاع حق و باطل باید جانب حق را گرفت. حتی اگر اهل حق فردایش اهل باطل شود. او نزاع بیهوده را تکرار کرد و برای همین موسی(ع) او را ماجراجو و گمراه خطاب کرد. لفظ گمراه برای این نبود که او باطل است بلکه برای این بهکار برده شده که عمل او باطل بوده است. البته مقاومت مرد بنياسرائيلي در برابر استدلال موسی(ع)، او را به ورطه باطل کشاند. میتوان حدس زد که پس از این حادثه دستگاه فرعون برای ضایع کردن آن حضرت نزد مردم چه تبلیغاتی را به راه انداخته و چگونه او را معرفی كرده است. دستگاه فرعون حتی میتواند سخن آن پیرو موسی(ع) که او را جبار خوانده را شاهد ادعاهای خود بیاورد، اما غافل است از اینکه آنچه معیار است تا حق و باطل را مشخص کند ارزشهای الهی و پایمردی در راه این ارزشها و حمایت از مردمی است که سنگ این ارزشها را به سینه میزنند، اینکه در میان این مردم مورد حمایت موسی(ع) عدهای خلاف مصالح عمل کنند یا حتی خطاکار باشند خدشهای بر این راه ایجاد نمیکند:
قالَ مُوسی لقومه استعینوا بالله واصبرو ان الارض لله یورثها من یشاء من عباده و العاقبه للمتقین. (سوره مبارکه اعراف آیه 128)
منبع: وطن امروز
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


