بررسى سياست «آزمون و خطا» در اقتصاد
1- عدم انفكاك سياس «آزمون و خطا» از انگيزه، و ضرورت ايجاد معادلات و ابزارهاى اقتصادى مناسب با اهداف نظام اسلامى: به نظر ما در حقيقت هيچ آزمون و خطايى حتى در غير اقتصاد مانند فيزيك و شيمى و... از انگيزه و مقصد رها نيست. بنا بر اين سياست معقول حتى براى كفّار، ذاتى امر آزمايش است.گاهى سياست ما داراى يك نظام است و از يك استراتژى مشخص سر چشمه مىگيرد وگاهى نيز هرچند كلياتى رااز آرمانهاى مذهبى شناخته ايم اما براى استراتژى اجرايى آن فكرى نكردهايم و در مورد تناسب آن با ابزارهاى موجود از جمله روشهاى استنتاج مثل روش استنباطى حوزه، روش علوم دانشگاهى و مدلهاى اجرايى آن تأمّلى نداشته ايم بلكه صرفا اين شعار را سر مىدهيم كه بايد اقتصاد براى مستضعفين باشد، در حالى كه در چنين وضعى تخمينها آنقدر ساده انديشانه است كه بن بستهاى عملى پى در پى را بدنبال مىآورد.
از اينرو طبيعى است كه يك كار آزمايش شود و در كنار آن كار ديگرى به نتيجه نرسد. علت اين است كه در چنين وضعى افراد، قدرت جمع بندى و محاسبه مجموعهاى نسبت به مقدورات و امكان سنجى خودرا نسبت به آرمانهايشان ندارند لذا تنها راهى كه بذهن آنها مىرسد اين است كه بايد سياست معقول اقتصادى را در پيش گرفت و دنباله روى غرب شد!
2- بيان دو بينش كاملا متفاوت از سياست معقول اقتصادى آيا با دست كشيدن از برخورد ساده لوحانه قبلى و وارد شدن به دستگاه سرمايه دارى، مىتوان به اصلاح اقتصاد پرداخت؟ مسلماً فساد اين روش كمتر ازروش قبلى نيست؛ زيرا با تمسك به روش سرمايه دارى در واقع سياست معقول كفار را بر ملّت حاكم مىكنيم. هم ساده لوحيهاى قبلى و هم ساده لوحيهاى پذيرش كارشناسى فعلى مىتوانند جامعه را به بن بستهاى غير قابل جبران
بكشانند. بن بست سياست معقول، ورشكستگى ساسى را به ارمغان مىآورد، آنهم نه يك ورشكستگى سياسى ساده؛ بلكه بصورت ايجاد بحران براى اساس انقلاب و روحيه انقلابى مردم. بنا بر اين اگر سياست معقول به معناى نظام يافته ديدن كل ساختار، از آرمانها تا عينيّت باشد، مطلقاً بايد بر اقتصاد حاكم باشد ولى اگر بمعناى تبعيت كردن از دو نظام سرمايهدارى يا سوسياليزم باشد حتماً نابجا است.
3- عدم كفايت نيّات صالح در تنظيم هماهنگ بخشهاى مختلف نظام اسلامى اگر نديدن سياست آزمون و خطا به معناى اين باشد كه قواعد هماهنگ كننده نسبت تنظيمات را نبينيم؛ يعنى نسبت بين نظمهايى كه در بخشهاى مختلف بر قرار مىكنيم، هماهنگ نبوده و حول يك استراتژى و يك آرمان نتواند به وحدت برسد و به عبارت بهتر اگر سياست آزمون و خطا به معناى هرج و مرج در فعاليتهاى اجتماعى باشد، قطعاً محكوم به شكست است هرچند با نيتهاى صالح و صادق انجام گيرد.
امام خمينى «رضوان اللَّه تعالى عليه» بيان مهمى دارند كه به نظر ما بايد بر روى آن بسيار تبليغ نمود. ايشان مىفرمايند: »در باره فرهنگ هرچه گفته شود كم است. مىدانيد و مىدانيم اگر انحرافى در فرهنگ يك رژيم پيدا شود و همه ارگانها و مقامات آن رژيم در صراط مستقيم انسانى و الهى پايبند باشند و بر استقلال و آزادى ملّت از قيود شيطانى عقيده داشته باشند و آن را تعقيب كنند و ملّت نيز به تبعيت از اسلام و خواستههاى ارزنده آن پاىبند باشد ديرى نخواهد گذشت كه انحراف فرهنگى بر همه غلبه كند و همه را خواهى نخواهى به انحراف كشاند و نسل آتيه را آنچنان كند كه انحراف به صورت زيبا و مستقيم را راه نجات بداند و اسلام انحرافى را به جاى اسلام حقيقى بپذيرد و بر سر خود و كشور خود آن آورد كه در طول دوران ستمشاهى و خصوصاً پنجاه سال سياه بر سر كشور آمد.« (1361/11/22)
به ذهن مىآيد براى آنكه اين قبيل بيانات امام (رض) و مقام معظم رهبرى را انسان فراموش نكند جاى دارد كه هريك از اين فرازها را روزانه بخواند بلكه آنهارا حفظ كند. در جاى ديگر باز حضرت امام)ره( مىفرمايند: »ساده انديشى است كه گمان شود با وابستگى فرهنگى، استقلال در ابعاد ديگر يا يكى از آنها امكان پذير است. (136/6/31)
5- لزوم ملاحظه نقاط ضعف در »روش« حوزه و دانشگاه بايد در اين مطالب مرتباً دقت كرد و پى گير اثرات آن بود؛ اينگونه نباشد كه سريعاً دانشگاه يا حوزه را به بد غرضى متّهم كنيم، بلكه بايد توجه نمائيم چه نقاطى از فرهنگ و روش كار اين دو نهاد اشكال دارد
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


