چینی ها چطور به سادگی بازار تجهیزات صنایع پلاستیک ایران را فتح کردند؟
بولتن نيوز:، در نگاه اول شاید نحوه تامین مالی پروژه های کلان صنعت نفت چندان با توسعه تولید ملی در صنعت نفت مرتبط به نظر نرسد اما واقعیت آن است که تغییر در نحوه تامین مالی پروژههای مهم و بزرگ صنعت نفت، یکی از راهکارهای مهم داخلی سازی در این صنعت محسوب میشود.
به طور معمول در ایران چه در بین سیاستگذاران و مجریان و چه در بین عامه مردم به این نکته توجه نمیشود که در اجرای پروژههای بزرگ مرتبط با صنعت نفت به خصوص در پاییندست این صنعت یعنی صنایعی مانند پتروشیمی، پالایش و فرآورش گاز طبیعی، بزرگترین بهره و سود در زمان اجرای این پروژهها نصیب اقتصاد ملی میشود و سود اقتصاد ملی-و نه لزوما سهامداران- در زمان اجرای پروژه و نه پس از بهرهبرداری از این پروژهها تامین میشود.
در واقع صنعت نفت بزرگترین بازار تجهیزات، دانش فنی و تولیدات تکنولوژیک در ایران محسوب میشود و در صورت تحقق برنامههای سرمایه گذاری این صنعت سالانه تنها در بخش تجهیزات بازاری 16 تا 17 میلیارد دلار در برابر تولیدکنندگان تجهیزات داخلی قرار دارد.
اما سهم تولیدکنندگان داخلی از این بازار چندان هم زیاد نیست. اگرچه آمارهای متفاوتی درباره میزان داخلی سازی تجهیزات نفتی بر اساس تعداد یا ارزش این محصولات ارائه میشود اما به نظر نمی رسد سهم سازندگان داخلی بیش از 30 درصد ارزش این بازار گسترده باشد.
*فروشندگان لیسانس بعضی صفحات را سفید تحویل خریداران میدهند
یکی از دلایل این مساله آن است که صاحبان لیسانس این پروژهها، لیست تجهیزات و محل تامین آنها را نیز ارائه میدهند و در صورتی که تجهیزات از سازندگانی که آنها اعلام کردهاند خریداری نشود، از تضمین پروژه یا بخشی که بر اساس لیسانس آنها ساخته شده خودداری میکنند.
به عبارت دقیقتر فروشنده لیسانس در واقع تنها دانش فنی را نمیفروشد بلکه عملا بازار تجهیزات و تاسیسات مورد نیاز آن پروژه را نیز تعیین میکند یا به عبارتی این تجهیزات را نیز می فروشد. این امر چنان جدی است که صاحبان لیسانس حتی بعضی صفحات دانش فنی ارائه شده را سفید تحویل مشتریان میدهند و ضرایب واکنشها و امثال آن را در اغلب موارد به خریدار ارائه نمیکنند.
نکته جالب آنجا است که با وجود اجرای دهها پروژه در حوزههای پتروشیمی، پالایش فرآوردههای نفتی و فرآورش نفت و گاز، هنوز هم اغلب قریب هب اتفاق لیسانسهای لازم برای اجرای این پروژه های از خارج از ایران خریداری میشود چنانکه به عنوان مثال برای اجرای پروژههای متعدد تولید متانول به اندازه تعداد پروژههای لیسانس یکسان خریداری شده است.
به همین دلیل است که بسیاری از کارشناسان تاکید میکنند که با تکیه بر تولید دانش فنی بومی و داخلی و طراحی لیسانس در داخل کشور، کل تاسیسات یک پروژه باید در داخل ساخته شود تا تولید ملی در صنعت نفت فرصت تحقق جدی بیابد.
*چینی ها چطور به سادگی بازار تجهیزات صنایع پلاستیک ایران را فتح کردند؟
اما ارتباط این مساله با نحوه تامین مالی در صنعت نفت چیست؟ نخست اجازه دهید دو تجربه تامین مالی در صنعت پتروشیمی و پلاستیک در دو کشور اسپانیا و چین را در ارتباط با صنایع ایرانی بررسی کنیم.
چینیها در سیاستگذاریهای گسترده در تصرف بازارهای هدف و از رونق انداختن تولی ملی در کشورهای مختلف شهرت دارند. اقتصاد ایران هم از نحوه سیاستگذاری صادراتی چینیها به شدت متاثر شده است و پایین نگه داشتن دستوری نرخ ارز در طول یک یا دو دهه گذشته در ایران نیز به مثابه یک پاسور خوب، فرصت مناسب را برای آبشارهای محکم چینیها و دیگر کشورها در زمین اقتصاد ایران فراهم کرده است.
بر اساس این گزارش، تولید تجهیزات صنایع پلاستیک در ایران نیز یکی از حوزههایی است که از این مساله عمیقا دچار آسیب شده است بگونهای که در حال حاضر تنها 3 شرکت تولیدکنند این تجهیزات در ایران باقی ماندهاند و بقیه شرکتهای تولیدکننده عملا تبدیل به دفاتر فروش تجهیزات چینی صنعت پلاستیک شدهاند.
چینیها برای تسخیر بازارهای مختلف در کشورهای جهان بر اساس یک مدل تامین مالی برنامه ریزی میکنند که موفقیت آن عملا به اثبات رسیده است. بر این اساس دولت چین به سازندگان تجهیزات وامهای مناسب و کمبهرهای اعطا می کند اما سازندگان تجهیزات تنها در صورتی میتوانند از این تسهیلات بهره ببرند که کالای خود را صادر کنند.
دریافت این وامها باعث شده است تولیدکنندگان چینی بتوانند در بازارهای هدف از جمله ایران تجهیزات خود را به قیمتهای پایینتر و به صورت قسطی به فروش برسانند. در مقابل سازندگان ایرانی به دلیل گردش مالی پایین امکان فروش غیر نقدی تجهیزات و رقابت قیمتی با چینیها را ندارند و عملا به لطف قیمت پایین و غیر واقعی ارز از دور رقابت خارج شدهاند.
به همین دلیل دولت چین با یک سیاستگذاری تامین مالی به غایت ساده توانسته است کل بازار تجهیزات صنایع پلاستیک را در یکی از بزرگترین کشورهای تولیدکننده محصولات پتروشیمی فتح کنند.
*تجربه جذاب تامین مالی 200 میلیون یورویی سرکوبه اسپانیا در پتروشیمی ایران
مثال چینیها مثال سادهای درباره تاثیر تامین مالی در رشد صنایع بزرگ و کوچک است اما تجربه تامین مالی سرکوبه اسپانیا در ارتباط با صنعت پتروشیمی ایران تجربه جذابتر و جدیتری در این زمینه است. اسپانیاییها توانستند با تعریف این نوع تامین مالی، جای پای قابل توجهی در یک بازار جدید یعنی بازار صنعت پتروشیمی ایران باز کنند.
سرکوبه بر خلاف تصور بسیاری نام یک شرکت اسپانیایی نیست. سرکوبه در واقع نام مخفف انجمن سازندگان تجهیزات سرمایهای اسپانیا است. در آستانه ورود اتحادیه اروپا به بحران اقتصادی، اسپانیاییها برای یافتن بازارهای جدید در جهان از تجارب تامین مالی بهره گرفتند.
آنها بر خلاف روش معمول در ایران که منابع و پول لازم برای اجرای پروژهها در اختیار مجری اصلی پروژه قرار میگیرد و مجری پروژه به هر شکلی بخواهد آن منابع را به صورت نقدی مصرف میرساند، چند سال پیش یک خط اعتباری 200 میلیون یورویی برای صنعت پتروشیمی ایران در نظر گرفتند اما از این خط اعتباری هیچ مبلغی را به شکل مستقیم در اختیار مجریان طرحهای پتروشیمی ایرانی قرار ندادند.
سازوکار استفاده از خط اعتباری 200 میلیون یورویی اینگونه بود که مجریان طرحهای پتروشیمی در ایران به هر اندازه از تجهیزات ساخته شده توسط اعضای سرکوبه یعنی تولیدکنندگان تجهیزات اسپانیایی استفاده می کردند، پول آن از محل این خط اعتباری به شرکت سازنده پرداخته میشد و مجری طرح این هزینه را به صورت اقساط با سود آن به تامینکنندگان اعتبار پرداخت میکردند.
به این وسیله اسپانیاییها عملا پولی به طرف ایرانی پرداخت نمیکردند و درباره تبادل مالی با ایران مورد اتهام قرار نمیگرفتند. در عین حال سهمی از بازار ایران که پیش از آن نصیبی از آن نداشتند به دست آوردند و تولید تجهیزات پتروشیمی را در کشورشان رونق دادند.
این نحوه تامین مالی به شکل قابل توجهی در رونق تولید داحل تجهیزات صنعت نفت مؤثر و قابل شبیه سازی است.
*امکان تکرار تجربه سرکوبه اسپانیا در استصنا
بر این اساس وزارت نفت ایران یا پیمانکاران بزرگی که تمایل دارند به GC یا پیمانکاران عمومی در صنعت نفت ایران تبدیل شوند(مانند قرارگاه سازندگی خاتمالانبیا یا ایدرو) میتوانند از این شیوه تامین مالی برای توسعه ساخت داخل در صنعت نفت بهره ببرند.
بر این اساس وزارت نفت به جای رویه معمول تامین مالی مستقیم در صنعت نفت ایران که به شدت مورد انتقاد است، میتواند ضمانت ایجاد یک خط اعتباری برای طرحهای مختلف صنعت نفت را در بانکها یا صندوق توسعه ملی بر عهده بگیرد. مجریان این پروژهها تنها به اندازهای که از شرکتهای عضو استصنا یا انجمن سازندگان تجهیزات صنعت نفت ایران تجهیزات میخرند میتوانند از این خط اعتباری استفاده کنند.
در واقع این خط اعتباری برای انجمنی مانند استصنا و امثال آن باز میشود و مجریان پروژهها به جای دریافت پول، میتوانند تجهیزات مورد نیاز خود را بدون پرداخت مبلغی از طریق استصنا تامین کرده و هزینه آن را به صورت قسطی به خط اعتباری یاد شده باز گردانند.
قطعا مجریانی که با کمبود منابع برای اجرای پروژهها مواجه هستند به سوی استفاده از چنین امکانی تمایل جدی پیدا میکنند و سازندگان ایرانی تجهیزات صنعت نفت با یک بازار مطمئن برای فروش کالاهای خود روبرو خواهند شد. از سوی دیگر تمایل سیری ناپذیر مجریان پروژههای صنعت نفت برای استفاده از تجهیزات خارجی به این وسیله مهار خواهد شد و تولیدکنندگانی که فرصت فروش تجهیزات پیشرفته خود مانند تجهیزات دوار سریع صنعت نفت را نداشتهاند، با سفارشهای خرید مواجه شده و جدی گرفته میشوند.
لازم به ذکر است که یکی از پیمانکاران بزرگ صنعت نفت کشور تلاش کرد که مدل تامین مالی مشابهی را در اجرای پروژهها پیاده کرده و به جای مجری پروژه، منابع بانکی را در اختیار پیمانکاران قرار دهد. با قرار گرفتن این پیمانکار در لیست سیاه شرکت ملی نفت، عملا پروژههای آن نیز معطل ماندهاند و این تجربه فرصت اجرایی شدن نیافته است.
به نظر میرسد پاسخ پرسش ابتدایی این گزارش درباره ارتباط طراحی لیسانس و دانش فنی بومی با این روش تامین مالی مشخص شده باشد. برای تحقق این روش تامین مالی حتما به طراحی داخلی لیسانس نیاز داریم تا امکان ساماندهی تامین مالی به شکل مؤثری برای اجرای یک پروژه به طور کامل و سوق دادن مجری آن برای استفاده از یک خط اعتباری قابل قبول که میتوانیم از آن به خط اعتباری کالایی یاد کنیم فراهم شود.
گزارش از علی فروزنده
فارس
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


