عارف و نجفی گزینههای سر کاری یا اصلی؟
مطرح شدن اسامی محمد رضا عارف و محمد علی نجفی بعنوان کاندیدای اصلاحطلبان در انتخابات آینده دو سوال را جدی ایجاد کرده است که "آیا جریان اصلاحات واقعاً میخواهد با چراغ سبز خاتمی در انتخابات شرکت کند و عملاً همه ادعاهای قبلی خود مبنی بر تقلب و امکان دخل و تصرف در انتخابات را نادیده بگیرد" و دیگر اینکه "آیا نجفی و عارف گزینههای اصلی هستند یا سر کاری؟"
به گزارش بولتن، پاسخ این دو سوال پیوستگی روشنی به یکدیگر دارد، به
این معنی که در صورت مثبت بودن پاسخ سوال اول، باید گزینههای بر سر کار
بیایند که لا اقل اگر با جریان فتنه مرزبندی نداشتهاند، همکاری خاصی نیز
با این جریان نداشتهاند که از بین گزینههای موجود که از کشور فراری نشده
یا در زندان بسر نمیبرند و امکان تأیید صلاحیت آنها وجود دارد، تنها
افرادی در سطح نجفی و عارف باقی میمانند.
در عین حال، برخی معتقد هستند که اصلاحطلبان این اسامی را بعنوان گزینههای انحرافی و سر کاری مطرح میکنند اما در نهایت در انتخابات مشارکت فعال نخواهند داشت. در مقابل عدهای دیگر میگویند طرح مشارکت غیر فعال از سوی این جریان در انتخابات مجلس نهم تست زده شد که هیچ فایدهای برای آنها نداشت، چرا که انتخابات با حضور حدود 65 درصدی مردم و با افزایش مشارکت حدود 10 درصدی نسبت به انتخابات مجلس هشتم که اصلاحطلبان با دو لیست کامل در آن مشارکت فعال داشتند، برگزار شد، بنابراین، تکرار این تصمیم اشتباه از سوی اصلاحطلبان، یک گام دیگر آنها را به سرنوشت گروههای سیاسی فسیل شده نظیر نهضت آزادی نزدیک میکند.
همچنین رفتار سیاسی اشخاصی نظیر خاتمی از جمله رأی دادن و آغاز تحرکات انتخاباتی او برای مطرح کردن عارف یا نجفی برای ریاست جمهوری نیز نشان میدهد که طیفی از اصلاحطلبان با جلوداری خاتمی از رفتارهای بیمنطق دچار استیصال شده و بدنبال راهی برای بازگشت به قدرت هستند.
در عین حال، به نظر میرسد در صورتی که هدف اصلاحطلبان احیای جریان سیاسی خود و بازگشت به قدرت باشد، گزینههایی مانند عارف و نجفی تنها بخش اول این هدف را یعنی احیای سیاسی بطور نسبی تأمین میکند و این گزینهها واجد ظرفیت لازم برای موج آفرینی و ایجاد اقبال عمومی نیستند.
نکته قابل توجه دیگر اینکه، جریان اصلاحطلب برای مشارکت فعال نیاز به مرزبندی روشن با فتنه 88 دارد و در صورتی که بخواهد در این میدان، چند نبش بازی کند، ارادهای در درون حاکمیت برای گشودن فضای فعالیت برای آنها وجود ندارد، همانطور که در انتخابات مجلس نهم نیز برغم توهم اولیه جریان اصلاحات مبنی بر چراغ سبز نظام به آنها و نیاز به حضور آنها در انتخابات، چنین اتفاقی نیفتاد و افزایش مشارکت در انتخابات نیز نشان داد که اتفاقا مردم زمانی که رقابت میان گروههای معتقد به نظام شکل میگیرد، انگیزه بیشتری برای مشارکت حداکثری پیدا میکنند.
در عین حال، برخی معتقد هستند که اصلاحطلبان این اسامی را بعنوان گزینههای انحرافی و سر کاری مطرح میکنند اما در نهایت در انتخابات مشارکت فعال نخواهند داشت. در مقابل عدهای دیگر میگویند طرح مشارکت غیر فعال از سوی این جریان در انتخابات مجلس نهم تست زده شد که هیچ فایدهای برای آنها نداشت، چرا که انتخابات با حضور حدود 65 درصدی مردم و با افزایش مشارکت حدود 10 درصدی نسبت به انتخابات مجلس هشتم که اصلاحطلبان با دو لیست کامل در آن مشارکت فعال داشتند، برگزار شد، بنابراین، تکرار این تصمیم اشتباه از سوی اصلاحطلبان، یک گام دیگر آنها را به سرنوشت گروههای سیاسی فسیل شده نظیر نهضت آزادی نزدیک میکند.
همچنین رفتار سیاسی اشخاصی نظیر خاتمی از جمله رأی دادن و آغاز تحرکات انتخاباتی او برای مطرح کردن عارف یا نجفی برای ریاست جمهوری نیز نشان میدهد که طیفی از اصلاحطلبان با جلوداری خاتمی از رفتارهای بیمنطق دچار استیصال شده و بدنبال راهی برای بازگشت به قدرت هستند.
در عین حال، به نظر میرسد در صورتی که هدف اصلاحطلبان احیای جریان سیاسی خود و بازگشت به قدرت باشد، گزینههایی مانند عارف و نجفی تنها بخش اول این هدف را یعنی احیای سیاسی بطور نسبی تأمین میکند و این گزینهها واجد ظرفیت لازم برای موج آفرینی و ایجاد اقبال عمومی نیستند.
نکته قابل توجه دیگر اینکه، جریان اصلاحطلب برای مشارکت فعال نیاز به مرزبندی روشن با فتنه 88 دارد و در صورتی که بخواهد در این میدان، چند نبش بازی کند، ارادهای در درون حاکمیت برای گشودن فضای فعالیت برای آنها وجود ندارد، همانطور که در انتخابات مجلس نهم نیز برغم توهم اولیه جریان اصلاحات مبنی بر چراغ سبز نظام به آنها و نیاز به حضور آنها در انتخابات، چنین اتفاقی نیفتاد و افزایش مشارکت در انتخابات نیز نشان داد که اتفاقا مردم زمانی که رقابت میان گروههای معتقد به نظام شکل میگیرد، انگیزه بیشتری برای مشارکت حداکثری پیدا میکنند.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com



اخلاق اسلامی را رعایت کنید و به سر بلندی ایران بیاندیشید.
خنده چو بی موقع گشاید گره
گریه از آن خنده بی موقع به
نظامی گنجوی
شما بگيد