سو استفاده جریان رسانه ای رفسنجانی از عنوان آیت الله سیستانی
رویداد، برای درک درست از موضوع، در ابتدا باید به روش بحث در گفتگوهای بین المذاهبی پرداخت و تفاوت آن را با مطالعات دین شناسانه و بین الادیانی در نظر گرفت.
روزی
در غرب، پس از فقدان معنویت و احساس خلاء دین در جوامع غربی، از آنجا که
مسیحیت بدون فقه و رادیکال قرون وسطی، به طور کامل توسط ناسخی به نام
رنسانس منسوخ شده بود، استعمار گران با سفر در شرق و آشنایی با ادیان و
مذاهب شرقی به یک نکته مهم پی بردند. اینکه فرضیه قطعی گرفته شده آگوست
کونت، فریز و تایلور و سایر کسانی که دین را به عنوان یک ماده علمی، قابل
مطالعه می دانستند و اعتقاد داشتند که در سال های آتی، دینداری به طور کامل
از زندگی بشر حذف خواهد شد، غلط از آب در آمد؛. زیرا حتی در جهان مدرن
نیز، مردم هند در کمال صلح با یکدیگر دین ورزی را در متن زندگی خود داشتند و
در جوامع اسلامی، تغییری در تعدیل موضع دین و کاهش اقبال به آن روی نداده
بود.
غرب که از این کثرت
آراء و صلح موجود در گفتمان های دینی شرق حیرت زده شده بود به فکر تأسیس یک
دین طبیعی افتاد. در این دین که زیربنای آن مسیحیت بود، مشترکات حداقلی
همه ادیان اعم از اسلام، مسیحیت، یهود، شینتو، کنفسیوس، ذن، دائو و
هندوئیسم و غیره باید استخراج می شد و همان اشتراکات تحویل شده، دین واحدی
را برای تبعیت جهانیان رقم می زد.
این
نظریه که «دین طبیعی» نام گرفت، باید با روش مقایسه بین ادیان و تطبیق
آنها بر هم صورت می گرفت تا به کمک این قیاس ها نقاط خلاف از همه ادیان حذف
و نقاط وفاق آنها قابل تشخیص گردد. جالب اینکه هنوز هم در کشور ما مطالعات
دین شناسانه با این رهیافت دنبال می شود و دین نگاران در تطبیقات خود بی
آنکه بدانند دقیقا راه غرب را می روند. در این تطبیقات ناصحیح، حتی شناخت
نقاط خلاف و غیر مشترک که می تواند موضوع مهمی برای درک تجربه دینی و وصول
فهم عمیق از کلیت دین باشد، نیز مد نظر هیچ پژوهشگری نیست.
اما
در مطالعات بین المذاهبی، روی آورد غالب، تطبیقی و یا پدیدارشناسانه نیست؛
بلکه هر مذهب با کمک کلام جدید و قدیم، سعی در اثبات آموزه های خود داشته و
در این راه، متکلمین، نه جزئی از مذهب خود را کنار می گذارند و نه در
مجادله منطقی و کلامی اصراری بر رسیدن به تفاهم دارند. بلکه عرضه تمام عیار
آموزه های مذهبی برای اثبات حقیقت و دفاع و حراست از آن صورت می گیرد.
دین
شناسان افراطی با این رویکرد متکلمانه و بین المذهبی مخالفند و آن را
عاملی برای اختلاف میان عقاید می دانند، در حالی که جدل در سایه عقلانیت و
طرح درست گزاره های مذهبی، تنها راه ایجاد شناخت و وحدت بین مذاهب مختلف،
به خصوص در امت واحده نبوی است.
به بهانه همکاری های شیعه به کام سکولاریسم
کلام
شیعه، به عنوان خلل ناپذیر ترین و مستحکم ترین بنیان عقلانی مذهبی و با
برخورداری از مستندات و منقولات انکار ناپذیر و پذیرفته شده، نزد مورخان و
نقل شناسان، تمامی ارکان خود را از ابتدا تا انتها به نحوی ساختاری و اصولی
تبیین نموده است. در این راستا عقاید بنیادین دینی، را هم در آموزه های
مذهبی خود رکن خاص قلمداد کرده و به اثبات آن می پردازد.
در
کلام شیعی و گفتگوهای متخصصان علوم اسلامی شیعه با سایر ادیان، اثبات رکن
مشترک توحید ، نبوت ، معاد و حتی عدل، مبتنی بر پذیرش رکن امامت صورت می
گیرد و چنان این ساختار کلامی درست پرداخت شده که با نخ تسبیح اصلی خود،
یعنی معیار «امامت»، توحید را نیز اثبات می کند. در واقع بدون «ولایت»
عقلانی و اثبات پذیر و انکار ناپذیر، خود «توحید» نیز تنها در میان مذاهب و
حتی ادیان الهی، یک مشترک لفظی است. شیعه توحید را بدون «امامت» و «ولایت»
به رسمیت نمی شناسد و در این اعتقاد، فلسفه ای استوار وجود دارد که برای
هر جستجوگر حقیقتی قابل پذیرش می باشد.
این در حالی است که برخی از شبکه های رسانه ای، در فضای مجازی، همچون سایت هایی که ظاهرا شعار همکاری های شیعه را دارند ولی رویکرد ایشان موضوعات دیگری است و در عین حال همواره خود را منتسب به برخی مراجع میدانند.
از جمله یکی از این پایگاه ها که ارتباط تنگاتنگی با جریان رسانه ای آقای هاشمی رفسنجانی دارد،در لوای حمایت علمایی چون آیت الله سیستانی در حال فعالیت هستند و این در حالی است که دفاتر آیت الله سیستانی در تهران و قم به دلیل رویکرد غیر منطقی ایشان به شدت ارتباط با چنین جریانی را تکذیب کرده اند؛ این جریان همان سیر دین طبیعی غربی را در مطالعات دین شناسانه، برای ایجاد وحدت در جهان تشیع به کار می گیرند و در این راه، حذف رکن «ولایت مداری» و اصل «رهبریت شیعه»، به بهانه احتمال عدم آشنایی برخی جوامع در دستور کار است.
آیا
یکی از مشکلات اساسی جهان تشیع، در شرایط فعلی، نداشتن یک رهبر واحد و حرکت
در مسیر ولایت نیست؟ و آیا این راه برای رساندن شیعه به سر منزل وحدت،
صراطی کوتاه و سریع الوصول تر نمی تواند باشد؟
رویکرد
چنین پایگاه های رسانه ای و جریان های همسو، در مطالعات کلامی شیعه در
واقع یک هم صدایی قطعی و هماهنگ با غرب می باشد که سکولاریزه نمودن مبنایی
تشیع را در دستور کار دارد.
این
چنین پایگاه های رسانه ای دینی که تحت تأثیر و احتمالا تحت حمایت برخی از
جریانات سیاسی نیز می باشد، کلید واژه های مغرضانه ای چون «شورای فقهی» را
از برخی افراد معلوم الحال و محارب با دیدگاه ولایی،با قدرت تمام پوشش
رسانه ای می دهد. حال آنکه اگر کسی کوچکترین آشنایی با فقه شیعه داشته
باشد، خواهد دانست که این طرح بحث ها تنها یک هدف را دنبال می کند و آن
تضعیف «ولایت» در جامعه اسلامی است.
جا
دارد که برخی از مسئولین فرهنگی و ناظران رسانه ای با تأمل بر رویه در پیش
گرفته شده توسط این بنگاه های تخریبچی، در مورد صدور مجوزات و ادامه
فعالیت آنها، تجدید نظر لازم را مبذول دارند.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com



هدف این افراد بعد از حذف آقای ریس جمهور، رهبری است.
مردم ایران عاشق رهبر خود هستند.
مدیر محترم سایت لطفا وقایع و اخبار مهم را به آدرس ایمیل این بنده حقیر بفرستید تا بتوانم واقعیتها را به مردم استان کهگیلویه و بویراحمد اطلاع رسانی کنم.
جانم فدای رهبر
اجرکم عندا...
جانم فدای رهبر
هم از هر آفریده به توحید می رسیم و هم شیعه توحید را بدون امامت و ولایت به رسمیت نمی شناسد ،انگار که از دو سر کوچه راه داشته باشد و ما از هر کدام طرف دوست داریم به منزل برویم ، هردوی این ها یکی هستند و به یک سر منزل مقصود واحد می رسند.