کد خبر: ۱۰۷۴۹۷
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

جریان خاص بدنبال ''دین بدون پرچم''

مدیران فکری جریان خاص در حالی که سعی دارند اتهام پلورالیسم، ناسیونالیسم و اومانیسم را از خود بزدایند،از پروژه 'دین بدون پرچم' صحبت به میان می آورند.

 رویداد،تقیه در تابلوی دینداری و دین ورزی، از آن حرفهایی است که هر دین شناسی را به شگفتی وا می دارد. تحویل و کاهش دادن وسعت دین، با حذف شعارهای اساسی و نگاه گزینشی به شریعت و طریقت نبوی، در پروژه عرضه «دین بدون پرچم» توسط جریان خاص نزدیک به دولت، کلید خورده است.


در مصاحبه ای که از شبکه ایران منتشر شد،فردی که خود را متولی تبیین گفتمان اسفندیار رحیم مشایی میداند،در حالی سخن از عرضه «دین بدون پرچم» می کند که مدعی است سال ها در حجره های حوزه، داستان تبلیغ پیامبر اسلام (ص) را از بر کرده و با مدل سازی های تاریخی در تبلیغ دین توسط پیامبر خدا، کاملا آشناست.


نباید از یاد برد که «تنویر حقیقت» فروکاستن از گزاره های دینی را بر نمی تابد و این شیوه عرضه «دین بدون پرچم» نه ملاحظه کاری نسبت مخاطب جویای حقیقت است و نه فراهم سازی شرایط مناسب برای پذیرش حداکثری دین تلقی می گردد. اصولا معلوم نیست چرا برخی از افراد مدعی دین شناسی با همه کمالاتشان، روی آرودهای مبتنی بر نظریه «دین طبیعی» که ساخته و پرداخته غربِ بعد از رنسانس است، را اتخاذ کرده اند و بر این اشتباه بزرگ می زیند. نشانه این خطا نیز این است که خود از خطای خویش غافلند.


جذب مخاطب، در عرضه دین با رویکرد سر سختانه کلامی و اجبار و اصرار به قبولاندن آنچه ما حق می دانیم چندان درست نیست و البته رویکرد نبوی و علوی هم آن را تأیید نمی کند، مگر در مواقعی که گفتگویی درون مذهبی با رهیافت مشخص متکلمانه، مد نظر باشد. اما باید به این عناصر نظریه پرداز که متدها و قرائت های نوین در عرضه دین ارائه می کنند، گفت، تنویر افکار نسبت به سخن حق، نباید به قیمت مستور ساختن خود حقیقت و اخفای بخشی از آن، صورت گیرد. جذب حداکثری و القاء، اقناع و اشباع مخاطب به هر قیمتی، نه در دستور کار انسان کاملِ خلقت، یعنی حضرت محمد مصطفی(ص) بوده و عقلانیت دینی آن را به بهای از دست رفتن خود «دین» می پذیرد.


این متکلمین جدید، اگرچه روش های نوینی را برای نقد فعال نظریات برون دینی و برون مکتبی ارائه کرده اند اما از حیث متدلوژیِ دین روزی، حتی در حوزه تبلیغ و تبیین، بسیار به «دین طبیعی» غرب نزدیک هستند. تنها ضلع غیرمنطبق و خلاف در میان این همه شباهت و هم صدایی با دین شناسی غرب، در یک نکته است. «دین طبیعی» اگرچه می خواست با کشف نقاط وفاق، یک آئین ارتدوکسی نوین و جهان شمول را عرضه کند اما زیربنای این اندیشه و ستون های اصلی آن، همان مسیحیت مارتین لوتری بود.


اصولا این فرضیه بر مبنای اطمینان از حذف دین، توسط مدرنیسم، در آینده نزدیک بیان می گردید. حال پس از انقراض و اثبات نادرستی آن، کسانی در مکتب اسلام سعی دارند با تعویض زیربنا و پارادایم اصلی آن یعنی جایگزینی انگاره های حداقلی اسلام به جای مسیحیت، بار دیگر مرده ای را زنده سازند و لابد خود را مسیحا دمان جهان آخرالزمان نیز قلمداد می کنند.


اگر در آغاز راه، پرچم را باید زمین گذاشت به طور قطع «پرچم دار» را نیز باید تنها نهاد و به بهانه فتح بدون نزاعِ مدینۀ فاضلۀ کثرت گرا، با سرعت پیش رفت. شاید این افراد از جان کلام خود تا حدودی بی خبر باشند که حذف پرچم از دین، کشتن «پرچم دار» نیز می تواند باشد. در چنین شرایطی، دین بدون متولی معادل یک «گفتگوی تمدن ها» و یک گپ و گفت میان فرهنگی یا در خوشبینانه ترین حالت چیزی شبیه به یک مکتب دست ساز انسانی خواهد بود.


آیا پیامبر مکرم اسلام(ص) در میان کثرت یهودیان و فرق مختلف عرب جاهلی، تابلوی اسلام را بی رنگ می ساخت تا احتمال پذیرش به حداکثر امکان خود برسد؟


بقره: « ای رسول ما، کافران را یکسان است که ایشان را بترسانی یا نترسانی، ایمان نخواهند آورد. (6)
خدا مهر نهاد بر دل‌ها و گوش‌های ایشان، و بر چشم‌های ایشان پرده افتاده، و ایشان را عذابی سخت خواهد بود.» (7)


و آیا حضرت ولی عصر(عج) جز با پرچم "یالثارات الحسین" ظلمت جهان را منور به روشنایی حقیقت خواهند ساخت؟

در روایات آمده پرچم حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هنگام ظهور، همان پرچم پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) است.
امام صادق (علیه السلام) فرمود: «مَعَهُ رَایَةُ رَسُول اللّه (صلی الله علیه و آله و سلم)؛ همراه او پرچم پیامبر اکرم است.»
آن‏گاه آن حضرت در پاسخ شخصی که پرسید: «آیا نزد او است یا این که برای او آورده می‏شود؟ فرمود: «بلکه جبرئیل آن را خواهد آورد.»
سپس فرمود: با آن پرچم، بر هیچ [قوم ستمگری] نمی‏گذرد، مگر آن که خداوند سبحان آن ها را هلاک می‏سازد.
شبیه همیــن روایــت از امــام سجاد (علیه السلام) نیز نقل شده است.
اهمیّت این امر، به قدری است که در غیبت نعمانی بابی تدوین شده است با این عنوان که پرچم پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بعد از جنگ جمل، باز نخواهد شد؛ مگر به دست قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف).
امــام صادق (علیه السلام) دربارة آن پـرچم به ابوبصیر فرمود:
ای ابا محمد! به خدا سوگند! آن پرچم نه از پنبه است و نه از کتان و نه از ابریشم و نه از حریر. سپس در پاسخ از جنس آن، فرمود:
از ورق (برگ) بهشتی است. رسول‏خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) روز بدر، آن را برافراشت و بعد، آن را در هم پیچید و به علی (علیه السلام) داد. همچنان نزد علی (علیه السلام) بود، تا هنگامی که روز بصره فرا رسید، آن را برافراشت. و خداوند سبحان پیروزی را نصیب او ساخت. سپس آن حضرت آن را در هم پیچید و آن این جا نزد ما است. هیچ کس آن را نخواهد گشود، تا آن گاه که قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) قیام کند و چون او قیام نمود، آن را برخواهد افراشت.
و از امام علی (علیه السلام) روایت شـده است:
آن گاه که مهدی پرچم خویش را به اهتزاز در آورد، بین مشرق و مغرب برای او روشن خواهد شد. 

حال چگونه جریانی ادعای ترویج مهدویت دارد و دم از دین بدون پرچم میزند.  

اضلاع اصلی اندیشه جریان خاص

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین