«بوسیدن روی ماه» توسط دو مادر
سرویس هنری بولتن نیوز؛ فاطمه
فریدن- نقطه
مهم و قابل ذکر در فیلم «بوسیدن روی ماه» بهره گرفتن از لحظه های سکوتی است که
بیشتر از همه در بازی مادر (شیرین یزدان بخش) به خوبی نشسته است. مادر سالهاست به
انتظار دیدن پسرش نشسته اما در نهایت مجبور است در موقعیت تازه ای قرار بگیرد که
بیشتر به سود همسایه قدیمی اش است تا خود او که مدت ها در انتظار به سر برده است.

همسایه قدیمی (رابعه مدنی) هم مادری است که در انتظار پسرش است که سالهاست در جبهه مفقود شده و اثری هم از وی پیدا نشده است. زمانی که ردپای یکی از شهدا پیدا جستجو می شود، یکی از مادرها می خواهد فداکاری کند و بگوید این شهیدی که از راه می رسد پسر توست نه من. این در حالی است که آن مادر به واسطه احساس مادری اش به خوبی تشخیص می دهد که جسد مورد نظر پسرش نیست و به او دروغ گفته اند. سکوت های مبهم و آزار دهنده اتفاقا در اینجا تاثیر بسیار زیادی بر ساخت لحظه های عاطفی گذاشته است.
شخصیت های بیشماری در فیلم قرار دارند که از طرفی نماد انسان های جامعه ما و روابطی هستند که در کلیت یک جامعه وجود دارد. در کنار این مورد باید از دلایل حضور این افراد در کنار دو شخصیت اصلی که مادرها باشند نیز اطلاعی به دست مخاطب داده شود. در نقطه ای از فیلم این اطلاعات به بیننده منتقل می شود ولی کارکرد حضور این اشخاص چندان هم مشخص نیست و به فرایند شکل گیری کار کمکی نمی رساند.

در مقابل تاثیرات حسی و عاطفی در این فیلم غوغا می کند و بیش از این فیلم با محوریت شخصیت ها پیش برود، بر اساس بیان حسی و تصویری پیش رفته است. کارگردان تلاش کرده تا تصویری ساده و روان از روایت زندگی دو پیرزن داشته باشد. این مورد بجا و مناسب به کار گرفته شده و در واقع می توان گفت که چنین بخشی لازمه شکل گرفتن این قصه بوده است؛ ولی فیلم شکل پراکنده و تکه تکه ای را مقابل روی بیننده قرار می دهد.
با این
وصف انگار کارگردان قصد داشته همه آدم ها را در شکل گیری یک اتفاق سهیم بداند و
هیچ کس را نه گناهکار و نه بی گناه معرفی کند. این نوع نگاه کردن به شخصت ها و قصه
در واقع از منظر نگاه مدرن به وقایع می آید که نویسنده و یا کارگردان هم قصد طرح
قصه ای را دارند و هم نمی خواهند نتیجه گیری محکمی از یک ماجرا داشته باشند. این
فیلم تصویری کوتاه و بریده شده از یک اتفاق بزرگ مثل جنگ است که تبعات خود را حالا
در در جامعه کنونی ما نشان می دهد. این نکته مهم در نحوه رفتار نوه خانواده که
دائم با تلفن صحبت می کند و از نسل بچه های امروز است، بروز پیدا کرده است.

تلخی نهفته در سکانس های این فیلم بی شک در عوض این که به پیشبرد داستان فیلم کمک کند، گاهی با کشدار بودن همراه می شود و این لحظات کش دارد تقریبا تا انتهای قصه وجود دارد. تم درگیر داستانی خوب ولی کشدار شده که ابتدا و انتهای نسبتا موفقی را ترسیم کرده است ولی در برخی بخش ها مثل ورود و خروج افراد و گذر آنها از حیات خانه، مفهوم قابل قبولی به دست نمی آید.
لحظه
های فیلم سراسر برگرفته از حس تنهایی و انتظار است که در شخصیت اصلی که مادرها
هستند دیده می شود. این وضعیت در وجود شخصیت ها به شکل های مختلفی خود را به نمایش
گذاشته است به این دلیل یکی از مادرها با پرحرفی و دیگری با احساس سکوت همراه است.
این نکته با هوشیاری کارگردان همراه شده چون با دقت و ظرافت بالایی شکل این
رفتارها را در درون شخصیت ها گنجانده است.

اگر قرار بود که فیلم سراسر با غم و اندوه همراه باشد و بذله گویی های یکی از مادرها در آن نقشی نداشته باشد، موقعیت هایی خسته کننده برای فیلم رقم می خورد. این قسمت به درستی در فیلم به کار گرفته شده ولی در پایان نتیجه ای مهم را نیز در پی ندارد. گویا قرار است فیلم پایانی نداشته باشد و در انتها به یک بن بسست روحی و فکری در ذهن مخاطب برسد. این فیلم با این که با بیننده همراه می شود و روح مخاطب را چندان هم ازار نمی دهد اما به پایان بندی مناسب در بیان مفاهیم خود دست پیدا نمی کند.
فیلم «بوسیدن روی ماه» اثری قابل قبول از کارگردانی است که پیش از این فیلم «طلا و مس» را با جزئی نگری خاص خود به ثمر رسانده بود. این فیلم را هم می توان بخشی از زاویه نگاه همان کارگردان با همان اندیشه ها دانست که حالا با قصه دیگری از بطن همین اجتماع ترکیب شده است. در مقام مقایسه اگر چه این فیلم نسبت به فیلم قبلی این کارگردان در درجه پایین تری قرار می گیرد اما اثری جدی در حوزه سینمای جنگ است که روند قابل توجهی را درباره موضوع انتظار به نمایش گذاشته است.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com



لياقت سينماي ايران همون پروژه مزخرف لاله هست